کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیسم



 خالکوبی فمینیستی ترانه علیدوستی
انتشار تصاویری از خالکوبی دست ترانه علیدوستی در نشست خبری شب  فیلم فروشنده. در حالی که برخی خبرگزاری‌ها با ادیت عکس علیدوستی خالکوبی روی دست او را محو کرده بودن انتشار برخی تصاویر از سوی عکاس‌های حاضر در مراسم شب گذشته نشان می‌داد که بازیگر فیلم فروشنده نشان گروه pro choice که جنبشی است برای قانونی کردن سقط جنین را روی دستش خالکوبی کرده بود. واکنش‌های مختلف به این تصویر موجب شد تا ترانه علیدوستی در حساب توئیترش به این مسئله واکنش دهد و ضمن به اشتراک گذاشتن پست یک سال پیشش درباره تعریف دقیق فمنیست بنویسد: Keep calm and YES I'm a feminist

             بسته سه شنبه

جعفر شجونی نیز در گفت و گو با آرمان با عنوان « ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند » بیان کرده است: در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن. ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.



نظرات()   
   




سری فیلم های مکس دیوانه از محبوب ترین آثار سینمای اکشن هالیود محسوب می شود. این سری از فیلم ها که در دهه هشتاد توسط جورج میلر ساخته شد و با بازی مل گیبسون بر روی پرده ها رفت، بعد از حدود دو دهه سری جدید مجددا توسط میلر ساخته و در سال 2015 بر روی پرده رفت. بجای مل گیبسون، تام هاردی جایگزین می شود و با بازی چالیز ترون در نقش فیوریوسا  نسخه جدیدی خلق می شود. نسخه ای با کیفیتی کاملا متفاوت از سری های قبلی که به مدد تکنولوژی جدید و تجربه جورج میلر به نسخه ای متفاوت بدل گشته است.

داستان مربوط به آینده است و زمانی که منابع زمین پایان یافته اند و زمین تبدیل به بیابانی برهوت گشته و ظاهرا اثری از تمدن باقی نمانده است. در زمانه ای که شاید در اثر پدیده گرمایش زمین و یا از طریق یک جنگ هسته ای محتمل، زمین نه یک خانه آرام که همچون ساکنین جدید آن خلق و خویی وحشی پیدا کرده و خشم خود را از طریق بیابان های وسیع و گردبادهای سهمگین به رخ می کشد. در این میان گروه هایی که محدود منابع باقی مانده را در اختیار گرفته اند حکمرانی می کنند و سایرین را به زیر سلطه خود کشانده اند. در میان تمامی این گروه ها، جو جاویدان با بازی هیو کیز-بیرن، آب را که در آن بیابان یک گوهر ارزشمند است و در شرایط فعلی ارزشمندترین منبع موجود به شمار می رود در اختیار خود گرفته و ظاهرا از بقیه قدرتمند تر است که ناگهان با قیام فیوریوسا و ملحق شدن تام هاردی، امپراتوری خود را در خطر میبیند.

این فیلم سینمایی حدودا 2 ساعته در بخش اکران بسیار موفق ظاهر می شود و 6 اسکار را فتح می کند. این فیلم همچنین در بخش فروش نزدیک به 400 میلیون دلار کسب می کند و در وب سایت imdb با امتیاز 8.1 در مجموع  178امین فیلم برتر تاریخ سینما لقب میگیرد.

گذشته از تکنیک های بالای فیلم سازی و کارگردانی قوی جورج میلر مسائلی در این فیلم سینمایی مطرح می شود که شاید نیاز است بطور کامل آنرا مورد بررسی قرار داد.

این فیلم مکس دیوانه: جاده خشم نام دارد ولی در حال حاظر بسیاری از NGO های مدافع حقوق مردان در جهان نام آنرا مکس دیوانه: جاده فمنیسم نام نهاده اند و همین مساله گویای این واقعیت است که فیلم با رهیافتی کاملا سیاسی بر روی پرده رفته است.

بحث ها و نشانه های فمنیستی در این فیلم بیداد می کنند. تقریبا به جز مکس و شخصیت ناکس با بازی نیکلاس هولت تمامی شخصیت های منفی فیلم را مردان تشکیل می دهند.ارتش زنان در مقام ارتش خیر و ارتش مردان را تماما افراد شرور شامل می شوند. زنان، شخصیت های نجات بخش و مردان موجوداتی هستند که به گفته یکی از شخصیت های زن فیلم فقط ارزش یک گلوله را دارند. مردان ویرانگر و زنان سازنده هستند.

 داستان فیلم با شورش فیوریوسا آغاز می شود. فیوریوسا که قرار است تانکر حاوی بنزین را به مقصد خود (شهر بنزین) برساند گروهی از زنان حکمران ستمگر جو جاویدان را بطور پنهانی سوار بر تانکر فراری می دهد. زنان با دو نوشته بر روی دیوار از پناهگاه خود می گریزند 1) ما شی نیستیم و 2) اینکه چه کسانی دنیا رو نابود کردند؟ (ظاهرا پاسخ فیلم مردان است) .

معمولا زنان شکایات زیادی میکنند در مورد اینکه چرا از قهرمانان زن در فیلم های سینمایی و بازی های کامپیوتری استفاده نمیشود. زنان با انتقاد قرار دادن فیلم هایی که شخصیت محوری آنان را مردان تشکیل می دهند همواره با نقد و حتی توهین چنین آثاری را جنس گرا قلمداد میکنند و به نظر می رسد جورج میلر سعی کرده است که انقادات در این زمینه را کم کند. به جرات می توان گفت هیچ شخصیت مونث منفی در این فیلم حضور ندارد و تمامی زنان سمبل زندگی، صلح و آزادی هستند. شخصیت اصلی فیلم یعنی فیوریوسا نماد زنی مقاوم است واگرچه توان عضلانی مکس را ندارد ولی فیلم سعی میکند نشان دهد که بسیار توانا و لایق است برای مثال در صحنه ای از فیلم مکس تلاش میکند دو تعقیب کننده از ارتش جو را متوقف کند و ظاهرا در دو شلیک خود ناموفق است. کار نا تمام مکس توسط فیوریوسا و با ذکاوت تمام انجام می شود چرا که برای نشانه روی بهتر از شانه مکس به عنوان پایه استفاده می کند و کار را تمام میکند. به عقیده بنده جورج میلر قصد دارد با این سکانس به مخاطب بفهماند که فیوریوسا باهوش تر و تواناتر از مکس است ، مکس خرد می شود و فیوریوسا قهرمان اصلی جاده خشم لقب میگیرد.

شخصیت قهرمان اصلی چارلیز ترون است و نه تام هاردی! با اینکه در این سری از فیلم ها انتظار می رود شخصیت مکس دیوانه (نام فیلم از آن گرفته شده) شخصیت محوری باشد ولی نقشش در حد یک نقش مکمل کمرنگ می شود. ناتوانی مکس و رهبری فیوریوسا گواه این مساله است که این فیلم اعتقاد دارد رهبری گروه خیر در اختیار یک زن باید باشد.

چیزی که بیش از بقیه موارد به چشم میخورد مربوط به ارتباط دادن زنان به صلح و مردان به جنگ است. این اعتقاد در بیشتر صحنه های فیلم و حتی در ظاهر بازیگران و شخصیت ها خود نمایی می کند. برای مثال در حالی که از زبان زنان فراری ذکر می شود که "چه کسی دنیا را ویران کرد"، همان زنان با لباس سفید ملبس شده اند که رنگی به نشانه صلح طلبی است و در انتها بذری که نمادی از آینده است توسط همان زنان از درگیری نهایی نجات پیدا میکند و در سیتادل (سرزمین موعود) به ثمر مینشیند. ارتش زنان فاتحانه به سیتادل بر میگردند و بازگشت آنان همراه با باز کردن جریان آب برای همه می شود. جریان آب یعنی زندگی و شاید اگر کمی تندروی کنیم این فیلم معتقد است کنترل یک جامعه صالح باید کاملا در اختیار زنان باشد و این ادعایی است که فمنیست ها دارند!!!




نظرات()   
   

کاریکاتور فقیر و غنی
انکار نیازهای حیاتی یکی از بارزترین مصادیق کفر بشر است. کسی که نیازش را به آب و غذا نفی می کند. کسی که میل جنسی اش را انکار کند و رهبانیت پیشه کند. کسی که به دلیل فقر ناشی از ظلم، حاضر است که نیازهای حیاتی خود را انکار کند اما با ظلم مبارزه نکند. امروزه بسیاری از جوانان به شکلی دارند نیازهای خود را انکار می کنند و یا مخفی می کنند و همین باعث ظلم شدن به انهاست. قانع بودن و توسری خور بودن دلیل دینداری معرفی شده است که اتفاقا کاملا برعکس است. فقر را گردن تقدیر و آسمان و ... انداختن توجیه ظلم است زیرا اسمان و تقدیر از انسانها جدا نیست و خدا هم از انسان جدا نیست و مکانی در آسمان ندارد بلکه از رگ گردن به انسان نزدیکتر است. توجه داشته باشیم که برخی تا حدی نیازهای خود را انکار می کنند که باور می کنند که بدون آب و غدا زنده اند!!!! مانند عده ای از روحانیون که همچنین تصوری دارند و به همین منظور دست به سیاه و سفید نزده و دستشان به روی مردم(در گذشته) و امروز به روی دولت دراز است. به همین دلیل است که روحانی آبدارچی یا روحانی با مشاغل سخت به ندرت دیده می شود. زیرا فردی که ادعای زندگی ماورای دنیایی دارد اصلا گمان نمی برد که آب و غذایی می خورد که به ازای آن کار کند یا نیاز حیاتی شخص دیگری را تامین کند.
اولین راه مبارزه با فقر و ظلمی که منحر به فقر شده، انکار نکردن نیازهای خودمان است. همین انکار نیازها باعث شده که برخی احساس می کنند نیاز به خوردن آب و غذا ندارند و یادشان بروند که با خوردن آب و غذاست که زنده اند. لذا همین احساس را برای دیگران هم پیدا می کنند و باعث می شود در جهت رفع نیازهای حیاتی دیگران اقدامی نکنند که اولین عامل فقر است. فقر انکار و یا نادیده گرفتن نیازهای حیاتی در انسان است.
برای امرار معاش، تنها وسیله ارتباط و تعامل با دیگران است و انسانها از این لحاظ کاملا به هم وابسته بودند و هستند. هر چند برخی انسانها به دلیل کفر، نیاز خود را به دیگران انکار می کنند اما حقیقت چیز دیگری است. در طول تاریخ هر کس که فکر کرد که روزی اش از طریق تعامل با دبگر انسانها به دست نمی اید در صدد حذف دیگران و استثمار آنها بر آمد و البته استثمار شدگان نیز باید متوجه باشند که در ازای تامین نیاز اساسی برای یک نفر،  خودشان نیز باید یک رفع نیاز اساسی را از طرف مقابل  بگیرند. در تمدن مدرن انسانهای زیادی هستند که به ازای تامین نیازهای حیاتی خود هیچ نیاز حیاتی از کسی برطرف نمی کنند که این عامل فقر و ظلم وحشتناک امروزی به ویژه در ایران  است. چون در جوامع مدرن غربی، اعمال زور در همان سیستم انحرافی اوضاع را در حد بقای زندگی همه انسانها فابل تحمل کرده است اما در ایران این نیز وجود ندارد. برای این امر می توان بسیاری از مشاغل امروزی را مثال زد: کارمند صدا و سیما، کسی که هیچ نیاز حیاتی از کسی بر طرف نمی کند اما خودش نیاز حیاتی اش برطرف می شود. وی حقوق خود را از فرایند اکتشاف و استخراج نفت می گیرد اما خود کاری میکند که هیج ارتباطی با منبع روزی خود ندارد. مثل اینست که من در باغ یک نفر به عنوان باغبان کار کنم و بعد دستمزدم را از صاحب باغ دیگری دریافت کنم و این یک نوع نابجایی است و نابجایی هم ظلم است. شاید کارمند صدا و سیما یا بسیاری از کارمندان دیگر دولتی اعتراض کنند که به ازای کاری برای دولت از دولت پول می گیرد. اما آنها هیچ نیاز حیاتی از کسی را رفع نمی کنند اما خود نیاز حیاتی خود را رفع می کنند. این نوعی عدم توازن در سیستم روزی رسانی ایجاد می کند و عده ای را از سیستم روزی رسانی جدا می کند و چرخه تعامل انسانها در جهت رفع نیازهای حیاتی یکدیگر کامل نمی شود. درست مثل فردی که در خیابان می رقصد و انتظار دارد بابت این کار پولی بگیرد که البته این فرد بسیار محق تر است چون به دلیل بیکاری یا از سر ناچاری این کار را می کند.
مشاغل ضد کار زیادی هم وجود دارد. پس علاوه بر واژه بیکار باید واژه ضد کار هم تعریف کرد. بیکار کسی است که کار نمی کند و امرار معاش می کند مثل همان باغبان منتها به این صورت که  به عنوان باغبان به جایی برود اما هیچ کار نکند و مزد باغبانی دریافت کند. اما ضد کار کسی است که فعالیت هم می کند اما فعالیتش در جهت نان بری از انسانهاست. یعنی فعالیتش نه تنها نیاز حیاتی از کسی رفع نمی کند بلکه امکان تحقق نیاز حیاتی را نیز از دیگران صلب می کند. مثل بسیاری از مسئولین و مشاغلی که شرایط زندگی را پیچیده می کنند و مشاغل را بسیار محدود تر و پیچیده تر می کنند یا اغلب زنان شاغلی که جای مردان را اشغال کرده اند و به یمن حمایت های کثیف دولت و فمینیست ها روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود. یا مشاغلی فوت و فن گرایانه که شرایط  امرار معاش را روز به روز پیچیده می کند. مکتب فمینیسم هم در واقع زاییده تولید مشاغلی بود که زنانه بود.
مشاغل سودا گرایانه هم زیاد داریم که از طریق ایجاد نیاز کاذب در مردم امرار معاش می کنند مانند تولید کنند گان و قاچاقچیان مواد مخدر ، بسیار از کارخانه های تولید کننده کالاهای لوکسی که بشر در طول تاریخ هرگز بدان نیاز نداشته است، و بسیاری از پزشکان و وکلا و مشاوران و بیمه ها و  ... که از طریق ایجاد نیاز کاذب در انسانها و یا رعب و حشت در انسانها امرار معاش می کنند. برای همین پزشکان در ایران از مرض مردم لذت برده و از سالم بودن مردم هویت خود را از دست داده می بینند.البته موضوع پزشکان باز در برخی کشورهای غربی مثل آلمان و سوئد بهتر است. در انجا پزشکان ( برای هر منطقه پزشکان معینی تعریف شده که در مواقع اضطراری مانند آتش نشانی به آننها تلفن می شود) حقوق ثابت دریافت می کنند و لذا امرار معاشان به تعداد بیمار ربط ندارد و تازه به نفعشان هست که بیمارن کم باشند تا کمتر به دردسر بیفتند. پزشکی متعهد هم در ایران چنین پیشنهادی داد و در این جهت پیگیری کرد اما توسط برخی پزشکان خائن این کشور که تعدادشان بسیار زیاد است با ضربات چاقو به قتل رسید.
لذا یک دلیل اصلی فقر  و بیکاری عدم ارتباط و تعامل درست بین انسانها در برآورده کردن نیازهای حیاتی یکدیگر  است. توجه داشته باشیم این علت کاملا انسانی است و به ماورای طبیعه ارتباطی ندارد و اگر سرزمینی دچار قحطی هم بشود به دلیل هوشمند بودن طبیعت (طبیعت هم مامور خداست) است زیرا طبیعت وقتی ببینید که انسان از ان استفاده نمی کند و تمام نعمتهایش به تعداد محدودی از جامعه می رسد و هدر می رود لذا دیگر به بشر سرویس نخواهد داد. در ضمن باید دانست که بیکار تنها آن کسی نیست که کاری ندارد و در خانه مانده و بدون کار امرار معاش می کند بلکه بسیاری از افراد علیرغم داشتن به اصطلاح کار در اصل بیکار هستند و یا ضد کار. در پستهای آینده با همین نام، این موضوع به صورت عمیق بررسی خواهد شد و دلایل استثمار مورد بحث قرار خواهد گرفت.

اصناف


نظرات()   
   

بهائیت


مدتی است که به فعالیت ها و سایت ها  و خواسته های فعالان حقوق زن ، نشریه های توقیف شده فعالیت هایشان در دانشگاه های مختلف، مقاله پراکنی ها و تحقیق های جهت دار آنها در دانشگاه می نگرم. همیشه برایم این جای سوال وجود داشته است که در اندیشه اینها که خواستار برابری حقوق بین زن و مرد تحت لقای عناوین فریب دهنده حمایت از حقوق زنان و کودکان، جلوگیری از ظلم به زنان ، عدالت جنسیتی و ... هستند چه تناسبی با اسلام می تواند داشته باشد تا جایی که بسیاری از خواسته های آنها نتاقض اساسی و واضح با آیات کلام الله مجید دارد؟!!!

اسلام که دین عدالت است چگونه است که با عدم تناسب بین حقوق و وظایف جور در می آید که فمینیست های ایرانی تحت لقای اسلامی مشتبه خواستار برابری بین زن و مرد هستند در حالی که حقوق و وظایف آنها یکسان نیست؟ چگونه می شود بدون دست زدن به وظایف زنان و حتی کاستن آن خواستار حقوق برابر آنها با مردان شد؟!!!!

چگونه است که خواسته های پلیدشان را منطبق با اسلام می دانند و خواستار تغییر احکام الهی هستند تا اسلام را طبق خواسته های خود تعریف کنند؟!!!

شب گذشته (شب هفتم شعبان 1437 هجری قمری) در خواب مردی روحانی را دیدم که گفت من جواب سوال تو را می دانم. گفتم کدام سوال؟ خندید و گفت اگر می خواهی بدانی دشمنان امام زمان عج و کسانی که کمر به گمراهی زنان و خانواده و به شیشه گرفتن خون شما مردان بسته اند چه کسانی هستند و فتیله آنها از کجا می سوزد آن را در بهائیت ضاله جستجو کن.

صبح که از خواب بیدار شدم گوشی را برداشتم. من قبلا فقط شنیده بودم که بهائیت یک فرقه ضاله است که فعالیت هایی را در کشور انجام می دهد. اصلا نمی دانستم که عقاید آنها چیست. خلاصه گوشی را برداشتم و کلمه بهائیت را جستجو کردم.

به نتایج خوفناکی رسیدم که یکی از آنها بر خلاف قرآن کریم زن و مرد را به لحاظ حقوق برابر می دانست حتی اگر وظایف آنها مختلف باشد!

مثل اینکه در یک شرکت همه یک اندازه حقوق بگیرند خواه هر سمت و هر وظیفه ای داشته باشند!

در تعجب فراوانم از اینکه آنطور که میدانیم از زمانهای قبل ز انقلاب مومنین از جمله نواب صفوی و روحانیون همیشه به حکومت های وقت توصیه میکردند که جلوی تبلیغ اندیشه های مخرب بهائیت گرفته شود.

اما حالا در کمال تعجب می بینم اندیشه های آنها تحت لقای روشنفکری دینی چه با آب و تاب از دهان برخی خارج می شود. و حتی چه تحقیق ها و سایت هایی که این آموزه ها در آن مستتر بوده و غیر مستقیم یا مستقیم القا می شود!

خدایا به تو پناه می بریم.

امیدوارم گمراهان این راه از روی عمد دچار این کژ روی نشده باشند. من همیشه سایت الف را مطالعه می کنم جالب است که به طور اتفاقی امروز درست بعد از دیدن این خواب و این نتیجه گیری به مطلب زیر از سایت الف برخورد کردم (البته شخصا هیچ گونه نظری ندارم در مورد شخصی که در لینک اشاره شده است ولی بعنوان گواهی بر فعالیت و تاثیر گذاری این فرقه ضاله بر تفکرات حاکم بر برخی افراد و تشکل ها به آن اشاره می کنم):

+  آیت‌الله هاشمی به فائزه تذکر جدی بدهد

(سوره آل عمران آیه 85): وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ

(استاد الهی قمشه‌ای: هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست ، و او در آخرت از زیانکاران است.


برگرفته از سایت مردان ایران

سایت مردان ایران


نظرات()   
   

 
عاطفه خالقی - دوران جدید اروپا که از قرن شانزدهم با نهضت فرهنگی‌‌‌اجتماعی نوزایش (رنسانس) خود را از قرون وسطی متمایز ساخت؛ در‌واقع، نتیجۀ قیام طبقۀ‌ متوسط شهری ضداقتصاد فئودالی بود و سبب شد که طبقۀ جدیدی به‌نام طبقۀ سوداگر (بورژوازی) نبض تحولات اقتصادی را به‌دست گیرند. بورژوازی بر اقتصاد بازرگانی و صنعتی تکیه داشت و حیات خویش را در گرو مبادلۀ آزاد تجاری می‌دید. این طبقه اساساً به ارزش‌های اخلاقی پا‌یبند نبود و سود‌جویی و لذت‌خواهی در کانون توجه این قشر نوپا قرار داشت و از‌همین‌رو، به ترویج ارزش‌های مادی و فرد‌گرایانه پرداخت و فلسفۀ ‌زندگی تازه‌ای پیشِ ‌روی انسان غربی نهاد.۱ این فلسفۀ جدید زندگی بر پایۀ ۵ اصل اساسی استوار است که قبل از ورود به بحث معیار ارزشمندی نقش در جوامع مدرن به تبیین این اصول می‌پردازیم.

۱. اومانیسم  
شاید اگر ادعا کنیم که بنیان تمدن غرب بر پایۀ اومانیسم استوار است، چندان به‌گزاف سخن نرانده‌ایم. «در قرن پانزده و شانزدهم میلادی که کلیسا بر اروپا حاکم بود، رشد علم و عقلانیت از‌طرفی و بروز فساد و بی‌کفایتی در تدبیر جامعه از‌سوی کلیسا از‌طرفی ‌دیگر، باعث شد اعتماد بشر به دین و مذهب کم‌کم رنگ باخته و منجر به‌کنار‌رفتن دین از عرصۀ مدیریت و تدبیر جامعه شود و پس از آن، رابطۀ هر فرد با خدا به‌صورت شخصی و در حیطۀ روابط فردی تعریف شود. بدین‌ترتیب، انسان در غیاب خداوند، محور و غایت همه چیز قرار گرفت و عقل او ملاک تشخیص حق از باطل تلقی شد و خود درصدد برانداختن طرحی نو برای زندگی خویش برآمد.»۲

۲. فردگرایی   
این طرز تلقی از انسان و نسبت وی با خداوند، موجب پر‌رنگ‌تر‌شدن روحیۀ فرد‌گرایی و اهمیت‌یافتن فردیت انسان‌ها شده و هویت جمعی آن‌ها اهمیت خود را به‌مرور از‌دست داد. فرد‌گرایی بر ارزش‌های فردی افراد همچون آزادی و حقوق اجتماعی و برابری تک‌تک افراد تأکید داشته و به‌جز منافع فردی و لذت‌های مادی افراد هیچ منبع دیگری را برای تعیین ارزش‌های جامعه دارای صلاحیت نمی‌داند. انسان در این جوامع به کلی امید خود را از ماوراء بریده و آرزوها و لذت‌هایش را در زمین جست‌وجو می‌کند؛ لذا در این گفتمان که لذت‌گرایی مهم‌ترین بخش تفکر آن است، تفسیر فرد از واقعیات است که به آن‌ها معنا و ارزش می‌دهد.  

۳. تکثر‌گرایی ارزشی یا پلورالیسم   
وقتی تلقی تک‌تک افراد از واقعیات بیرونی سبب معنی‌دار‌شدن و رد و اثبات آن‌ها می‌شود، خودبه‌خود شاهد وقوع نسبیت‌گرایی ارزشی و پلورالیسم در جامعه خواهیم بود؛ چراکه درک افراد از ارزش‌ها و پدیده‌های اجتماعی با هم متفاوت است و هیچ دلیلی برای ترجیح و غلبۀ فهم کسی بر دیگری وجود ندارد و همه در انتخاب سَبک زندگی و نگرش آزاد هستند؛ به‌عنوان مثال، میان یکتاپرستی و بت‌پرستی در غرب هیچ تفاوت ارزشی وجود ندارد و همۀ این‌ها چون انتخاب افراد هستند، ارزش دارند.

۴. دموکراسی  
در این فضای شکل‌گرفته در غرب تنها عامل بازدارنده و محدود‌کنندۀ آزادی و امیال افراد، قانون و هنجارهای پذیرفته‌شده و تأیید‌شدۀ جامعه است که آن هم، برخاسته از رأی و نظر غالب افراد جامعه است. در این جوامع، نهاد قانون‌گذار و مجری قانون توسط تک‌تک افراد جامعه انتخاب می‌شود و این مردم هستند که امکان و اجازۀ کنترل بر رفتار خود را به نهادی به نام حکومت تفویض‌کرده و هر زمان هم که اراده کنند، می‌توانند این امکان را از آن سلب کنند.

۵. لیبرالیسم   
فلسفۀ وجود حکومت و نیز قوانین و هنجارها، تنها حل‌و‌فصل‌کردن مشکلات و مسائلی است که از تضاد احتمالی آزادی‌های فردی انسان‌ها در جامعه به‌وجود می‌آید؛ به‌عنوان مثال، وقتی کسی مرتکب قتل یا تجاوز یا هر جرم دیگری می‌شود این عمل او تنها به‌دلیل اینکه حقوق و آزادی فرد دیگری را نقض‌کرده است، جرم محسوب می‌شود وگرنه، رفتارهایی همچون زنای محصنه و شرب علنی خمر و استفاده از پوشش‌های زننده در جامعه جرم محسوب نمی‌شود و حکومت حق دخالت در آن‌ها را ندارد.   

۶. سکولاریسم  
از‌آنجاکه در دنیای مدرن، هیچ منبعی غیر از منافع تک‌تک افراد شأنیت تعیین ارزش‌ها و هنجارهای مقبول جامعه را ندارد؛ مذهب نیز از این قاعده مستثنی ‌نبوده و حق دخالت در زندگی اجتماعی افراد را ندارد و فقط به‌عنوان نوعی سَبک زندگی که افراد به دلخواه خود آن را انتخاب می‌کنند، موضوعیت می‌یابد.   

۷. معیار ارزشمندی نقش در جامعۀ مدرن   
لیبرالیسم اقتصادی که آن را «نظام سرمایه‌داری» نیز می‌خوانند و مبتنی‌بر تبادل آزاد سرمایه و آزادی‌ عمل سرمایه‌دار است، درپِی مفاهیم، نظریه‌ها، روش‌ها، شاخص‌ها، روابط و سیاست‌هایی بود که به توسعۀ ثروت بینجامد. در ادبیات سرمایه‌داری کار، سود، بازار و کارفرما عناصری تعیین‌کننده‌اند؛ بنابراین می‌توان حدس زد که در این ادبیات، ارزشمندی مقوله‌ای است که بر پایۀ تعریفی مادی از انسان، بدون توجه به اصول ثابت اخلاقی و با معیار‌ قرار‌‌گرفتن موقعیت‌های اجتماعی فرد و جایگاه وی در تولید ثروت و در تبادل آزاد سرمایه تفسیر شود.   

دخالت مؤثر در تولید ثروت و کسب درآمد باعث افزایش قدرت خرید افراد و به‌تبع آن، گرایش بیشتر به‌سمت مصرف‌گرایی می‌شود و خواه‌ناخواه فرهنگی مبتنی‌بر این گزاره که «مصرف بیشتر، اعتبار و آبروی بیشتر» شکل می‌گیرد و از طرفی نیز کسب درآمد باعث استقلال فردی شده و قدرت تصمیم‌گیری براساس منویات فردی و شخصی را افزایش می‌دهد. با نهادینه‌شدن این معیارها، زنان اروپایی رفته‌رفته به این احساس دست یافتند که زنان در سراسر تاریخ در موقعیت فرو‌دست بوده‌اند؛ چون نه مناصب اجتماعی در میان آنان دست‌به‌‌دست شده و نه ثروت مستقیماً در‌ دست آنان بوده است. از‌‌این‌رو، دستیابی به مشاغل درآمد‌زا و احراز مناصب اجتماعی به مطالبه‌ای برای زن غربی در فضای اجتماعی پس از انقلاب فرانسه تبدیل شد۳؛ لذا با عنایت به مقدمۀ بالا می‌توان معیار ارزشمندی نقش‌ها در جامعۀ مدرن را تأثیر مستقیم آن‌ها بر تولید و کسب ثروت و به‌تبع آن مصرف بیشتر دانست و لذا فعالیت‌هایی چون خانه‌داری که نه درآمدی دارند و نه مستقیماً در تولید ثروت دخیل هستند، کارهایی بی‌ارزش و پَست تلقی می‌شوند.  


نظرات()   
   

منظور فعالان منفور حقوق زن از ناکافی بودن حقوق مدنی زنان و ناکارآمد بودن آن چیست؟
بارها دیده ایم که فعالان حقوق زن شروط مکتوب در عقدنامه را " من جمله حق طلاق زن در صورت اثبات اعتیاد مرد" نا کارآمد توصیف کرده و خواستار برابری در حق طلاق و شروط بیشتری برای آنها هستند.
این در حالی است که سو استفاده از همین حقوق مکتوب و ناعادلانه که بر ضد مردان است تبعات منفی و وحشتناکی را رقم زده است.
یک نمونه کوچک آن را می توانید در زیر ببینید:

آموزش های فمینیستی در گردهم آیی های زنان

زن جوانی که با همدستی اعضای یک کمپ ترک اعتیاد همسرش را ربوده و در کمپ مخفی کرده بود تا بتواند از او طلاق بگیرد با شکایت همسرش به اتهام آدم ربایی دستگیر شد.

اواخر خرداد امسال مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی از همسرش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مردی ۴۳ ساله در شکایت خود به بازپرس پرونده گفت: چند ماهی است که همسرم سر ناسازگاری دارد و هر بار به بهانه ای از خانه قهر می‌کند.

مرد میانسال ادامه داد: رزیتا، همسرم دو بار از من برای گرفتن طلاق و نفقه شکایت کرده که هردو شکایت او به نتیجه نرسید. ششم خرداد در حالی که تازه از سرکار آمده بودم و قصد استراحت داشتم، زنگ خانه به صدا در آمد و همسرم ادعا کرد با من کار دارند. وقتی به بالکن رفتم تا ببینم چه کسی با من کار دارد، سه مرد قوی هیکل وارد خانه شدند و با بستن دست و پایم مرا داخل خودرو انداختند.

ساعتی در خیابان‌های شهر چرخیدیم و سپس مرا به یک کمپ غیر مجاز ترک اعتیاد در غرب تهران بردند. ۴ روز در اسارت آدم رباها در کمپ بودم تا این که توانستم با پرداخت ۲میلیون تومان به یکی از اعضای کمپ با خانواده ام تماس بگیرم.

بعد از ۱۷ روز از کمپ ترخیص شدم. باور کنید من معتاد نیستم و همسرم برای اینکه بتواند از من طلاق بگیرد و پول پیش خانه و خودروام را بالا بکشد، دست به اجرای این سناریوی آدم ربایی زدند.

با شکایت این مرد میانسال و انجام تحقیقات تخصصی از پزشک کمپ، مشخص شد، مراد به زور به کمپ منتقل شده و تست اعتیادش در زمان پذیرش منفی بود. با به دست آمدن این سرنخ، امروز، رزیتا به دادسرای امور جنایی احضار و تحقیقات از او آغاز شد.

زن ۳۴ ساله با رد ادعاهای همسرش گفت: مراد در چند ماه گذشته تریاک مصرف می‌کرد و من با توجه به وضعیت ظاهرش فکر می‌کنم در این اواخر معتاد به شیشه شده به همین خاطر او را به کمپ فرستادم تا فرزندانم از داشتن پدر معتاد سرافکنده نباشند.

وقتی همسرم را به کمپ فرستادم، مسئولان آنجا ادعا کردند،تست اعتیاد مراد مثبت است. به همین خاطر، ساعاتی بعد من پول درمان را به حساب مدیر کمپ واریز کردم. درست است که من قصد داشتم از همسرم جدا شوم اما باور کنید او معتاد است.

با اظهارات زن جوان با دستور محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی با قرار وثیقه ۱میلیارد ریالی به اتهام مشارکت در آدم ربایی بازداشت شد.


نظرات()   
   

تا قبل از شکل گیری تمدن مدرن تنها مال می توانست عاملی برای هویت کافران باشد. انسان تنها می تواند از طریق ذاتش که از خداوند نشئت گرفته هویت یابد و از هر طریق دیگری که بخواهد به خود هویت ببخشد، دچار شرک و گمراهی عظیم شده است و دقیقا به همین علت است که پیامبران و امامان به حداقل زندگی مادی اکتفا می کردند تا گرفتار هویت یابی از طریق اشیا نشوند. چون مال و زندگی مادی در نهایت به اشیا منجر می شود و یکی از نماد های هویت یافتگی از طریق اشیا همان پرستیدن مجسمه های ساخته دست بشر بوده است. امروزه انسانها دنبال هویت یافتگی از طریق شغل هستند و این از مردان شروع شد و به زنان فمینیسم را القا کرد و فمینیسم از این جا اغاز شد. اگر تمرکز خوبی روی فمینیسم صورت گیرد، این مطلب استنتاج می شود که فمینیسم دنبال حقوق زن نیست بلکه دعوی سر هویت یافتن از طریق شغل و رقابت در این مسیر با مردان است و برای همین آشکارا به جنگ با خدا و انکار رسالت مرد از سوی خدا(که رسالت تامین امرار معاش را دارد) رسیده است. در واقع چون شغل وسیله امرار معاش هم هست و امروزه هویت پیدا کرده است و یکی از شریکان ذات خداوند برای هویت یافتگی(یا همان پرستش) شده است لذا خود به خود با این مسئولیت مردان مبارزه شده و مسئولیت امرار معاش خانواده تبدیل به حقی برای زن می شود. تا دهه های پیش شغل هویت نبود و لذا زنی مبارزه ای نداشت که چرا شوهرش کار می کتد و اصلا کاملا از او انتظار داشت که کار کند و امرار معاش خانواده را انجام دهد و رقابتی سر این مسئله با شوهرش نداشت. اما امروزه به دلیل شریک شدن شغل به جای ذات خداوند برای ابراز هویت، لذا زن امروز کار کردن شوهر را حق خود کرده است و این مسئله را البته پدران او نیز به او القا کرده اند. زیرا پدران او نیز قبل از وی دچار این شرک شده بودند و هویت خود را شغل خود معرفی کرده بودند و این گونه به دختران خود القا کردند که شغل هویت است و انسانها بر مبنای شغل شان(نه به میزان تقوایشان) مورد ملاک و معیار قرار می گیرند لذا خانه داری و شوهر داری و بچه داری پست قلمداد شد. طبق همین رویه است که جای زن و مرد به شدت در حال تغییر است.





نظرات()   
   

فمینیست ابتکار

این روزها شاهد تجمع کارکنان سازمان محیط زیست بودیم و اینکه انتقادات زیادی از عملکرد معصومه ابتکار شکل گرفته است. مثل همیشه معصومه ابتکار خودش را به مظلومنمایی و معصومیت زده و خطاب به منتقدان می گوید " خدایی هم هست"

این در حالی است که فعالیت های وی بیشتر از اینکه محیط زیستی باشد فمینیستی و ضد حقوق مرد بوده و در جهت شادی روح فمینیست های به درک واصل شده و فمینیست های غربی و حامیان آن ها در ایران بوده است!
زمانی که هر هفته شاهد از بین رفتن حیوانات کمیابی مانند پلنگ ایرانی هستیم، خانم ابتکار در اقدامی خنده دار در تجمع اعتراض به سگ کشی با اسید شرکت میکند!!!
سوال ما این است که خانم ابتکار، وقتی شما اغلب مدیران و کارمندان سازمان خود را پر از زنان و دختران مجرد با حقوق های میلیونی کردید که با غرور تمام با ماشین های لوکس و شاسی بلند خود به مردان بیکار دهن کجی میکنند و مردان محیط بانی با کمترین حقوق و مزایا شهید و جانباز می شوند، وقتی با نفوذ خود در شهرداری و دولت بی توجه به مردان بیکاری که زندگیشان وابسته به یک شغل است مشغول بیکار کردن مردان و در نتیجه تشکیل دادن زنان و دختران سرپرست خانوار هستید، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که گماشته های شما در مجلس و تریبون ها به انصار حزب الله اهانت میکنند، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که حتی اقدامات شما فریاد مردان کشورهای همسایه را هم بلند کرده است که سبب مستعد شدن مردم آن کشورها برای تجمع مقابل سفارت کشورمان می گردد باز هم خدایی وجود ندارد!؟




نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   

متاسفانه امروزه عدالت در جامعه ما همان مفهوم عدالت مارکسیستی و غربی را دارد که ریشه در برابری مطلق دارد. بارها در قرآن برابری مطلق برابر با کفر معرفی شده است. حضرت علی نیز در رابطه با عدالت تعریفی کاملا متفاوت با مفهوم عدالت در جامعه امروز ما دارد. وی عدالت را به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود معرفی می کند. مفهوم مقابل عدالت ظلم نام دارد که در صدد نگذاشتن هر چیز در سر جای اصلی خود است. این مفاهیم در فمینیسم به خوبی قابل درک است. فمینیسم ریشه در غرور کاذب در برخی اقشار زنان دارد که آن نیز ریشه در افکار پست و غلطی دارد که در محیط های آموزشی کافرانه در مغز آنان فرو رفته است. مادری و همسری برای یک زن هویت محسوب می شود اما این دو برای مرد هویت محسوب نمی شود. این امر حتی در فیزیولوژیک متفاوت این دو به راحتی ملموس است. اما غرور ناشی از تفکرات جاهلانه دجالی امروز کاملا در صدد انکار هویت های غیرفردگرایانه (در واقع نفس گرایانه) است. افکار سخیف فمینیستی جدا از سبک زندگی کافرانه امروزی نیست که از علوم و فنون وارونه شده سرچشمه می گیرد. مسلم است که در قلمروی که جنگ با فطرت و وجود دارد، جایی برای فطرت و وجود باقی نمی ماند و تنها افکار پوچ و توهمانه که غرور کاذب ایجاد می کنند باقی می مانند که نتیجه ای جز ظلم که نقطه مقابل عدل است باقی نمی ماند.
متاسفانه امروزه جابجایی زن و مرد علیه تقسیم وظایف قرآنی و نیز تقسیم کار بین حضرت علی و حضرت فاطمه کاملا مشهود است و حتی بدان افتخار می شود. این در واقع یک راه جنگ با خداوند است. امروزه به عنوان مثال از دختری مجردی که شهردار شده است تقدیر می گردد و این هم با وظایف تقسیم شده بین زن و مرد در قرآن تضاد دارد و هم با توصیه قرآن به ازدواج. طبق گفته پیامبر در دین اسلام رهبانیت وجود ندارد. رهبانیت به عدم ازدواج به قصد پیشرفت معنوی تاکید دارد. اما امروزه عدم ازدواج به قصد پیشرفت مادی تشویق می شود. خوب کاملا قابل قضاوت است که انحراف از اسلام تا چه حد زیادی رخ داده است.
 تمام این جابجایی ها ریشه در سبک زندگی امروزی دارد که ریشه خوشبختی انسان را در خارج از انسان معرفی می کند اما در عمل انسان را بسیار بدبخت تر و افسرده تر می کند. خارج کردن ریشه شادی در خارج از انسان، این گونه امروزه جای زن و مرد را تعویض کرده است و ظلم بزرگی را پدید آورده است. در گذشته عدم عدالت واضح و علنی بود اما امروزه بسیار مرموز و مخفی و پیچیده است و این ظلم دستاورد تمدن ماشینی امروز است که همه چیز را مشابه کرده تا بی عدالتی مشاهده نشود. لذا امروزه بسیاری از زنها و مردها عذاب می کشند و احساس می کنند مرتب به آنها ظلم می شود اما نمی دانند ریشه ناراحتی و عذاب و مظلومیتشان چیست و درمانهایی باز ناعادلانه برای خود انتخاب می کنند که مثل آب داغ جهنمی برای تشنگان جهنمی است. اگر ظلم علیه زنان در دیروز اشکار بود امروزه بسیار مخوف تر و مخفی است زیرا فمینیسم ظلمی با ظاهر عدل است که یکی از ریشه های عذاب تمدن ماشینی امروز بر همگان است که علت آن را نمی فهمند.


نظرات()   
   

با سلام خدمت دوستان و کاربران گرامی

به استحضار می رساند که وبلاگ پسران و دختران مجرد که بر روی پرشین بلاگ از جانب بنده مدیریت میشد به آدرس:


mojarada.persianblog.ir

 بنا به تنگ نظری و حسادت عده ای جنود شیطان و زن تنگ نظر بدون وجود هیچگونه انحراف و حتی بدون اینکه کمیته تشخیص مصادیق مجرمانه دستوری بدهد از جانب پرشین بلاگ فعلا مسدود گردیده است.
 محتوای وبلاگ مذکور کاملا در راستای اهداف دینی و با موضوعات روزمره اجتماعی بوده است و مطالب آن در جهت ولایتمداری و مذهبی قرار گرفته است و حتی تعدادی از سایت های خبرگزاری اقدام به درج مطالب آن می نمودند.
به هر حال  امکان بازگشت وبلاگ مذکور وجود دارد.
لیکن بنا به کژکاری سایت پرشین بلاگ در ماه های اخیر و ناپدید شدن عکس های آپلود شده و ناقص شدن برخی مطالب وبلاگ ، بازدید وبلاگ تا یک چهارم تقلیل پیداکرد که عجیب بود.
لیکن متاسفانه امروز یک پیام عجیب بنده را کاملا شوکه کرد و متاسفانه با پیام مسدود شدن وبلاگ روبرو شدم.
این از نمونه های ناحقی ها و استفاده وافر از زنان و تصدی پست ها و موقعیت های مختلف شغلی توسط آنهاست.
بنابراین حتی در صورت باز شدن مجدد وبلاگ با بازیابی برخی مطالب آن به امید خدا از این پس  وبلاگ جدید بنده تحت عنوان مردان ایران به آدرس زیر فعالیت قوی تر و حساب شده تری خواهد داشت.

آدرس وبلاگ جدید که بر پایه سری وبلاگ های بیان می باشد از قرار ذیل است که دوستداران را به آن دعوت می نمایم.
همچنین از مردان ایران زمین که دلسوز  حقوق مردان و خانواده هستند خواهشمندیم حداقل تشکیل یک وبلاگ دهند تا با ایجاد یک شبکه منسجم در دفاع از دین و حقوق شرعی مردان گام برداریم تا حداقل برای نسل های آینده مردان تمهیداتی اندیشیده شود و خلاء های حقوقی و اجتماعی آنها جبران گردد.

iranmens.blog.ir



نظرات()   
   

به دنبال بحث اساسی تحریف فمنیستی در ادیان، لازم شد تا سیر این تحریف ها  در طول تاریخ معاصر ایران و در دین مبین اسلام بررسی شود. تغییر 180در جه ای موضع  در حوزه زنان، طی 50 سال  بسیار تامل برانگیز است و کاملا رد پای تفسیر به رای های شیطانی را می توان حس کرد و البته نتایج این تفسیر به رای ها را در جامعه به وضوح می توان دید. مطالب زیر از وبلاگ شجاعانه برای وطنم ذکر شده است.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (1)

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. . بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند حیرت انگیز باشد .


مرحوم مدرس

 

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست


مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان :

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوّامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».



نظرات()   
   

در اسلام تامین نفقه و هزینه خانواده به عهده مرد است. و مطلب دیگر اینکه متاسفانه بسیاری از زنان فمنیست از این شکایت می کنند که دلیل عدم وجود دانشمند زن و ... این بوده که توقع از مردان برای دانشمند و مشاهیر شدن بیشتر بوده است. خوب این توقع عیننا همان وظیفه مرد در چارچوب قوام بودن و نیز تامین خانواده خویش است زیرا بسیاری از اقدامات مردان در همین راستا بوده است و در اصل این یک رسالتی بوده که مرد آن را انجام داده است و یک وظیفه هست و نه حق. مسلم هست که هر زنی مردی با خصوصیات مبتکرانه را دوست دارد. آیا می شود زنان به نام حقوق زن بگویند که مردان ما نباید هیچ می کردند برای خانواده های خود. خوب مسلم هست بسیاری از زنان امروز به دلیل این تفکرات مسموم از دل مرد رانده شدند. همانطور که شیطان به دلیل تفکرات مسموم خویش از جانب خدا رانده شد. به همین طریق زنان نیز  تنها وسیله لهو و لهب مردان شدند.

این تفکرات لیاقت تشکیل خانواده و مادر شدن را می گیرد و اگر مادری هم بماند قطعا نامشروع است و زندگی آنها کاملا بدون برکت و شوم و نامبارک است. این که بر خلاف نظر قرآن بسیاری از  زنان امروز سعی در دور کردن مرد از وظایفی که خدا بر گردن آنها نهاده هستند، دقیقا همان کار عبثی است که شیطان در تمام دوران حیات خود در حال انجام است. شیطان در تمام مدت حیات در پی اثبات برتری توهمی خود به خالق خود است و با نام خدا با خدا می جنگد. کسی تا کنون خود را جای شیطان نگذاشته است. اگر کمی به ماجرای شیطان فکر کنیم، متوجه می شویم که شیطان حتی موجه تر از زنان فمنیست عمل کرده است. گر چه مسیر هر دو باطل و پوچ است اما انحراف امروز از انحراف شیطان حاد تر است.

مسلم است که تفکر مسموم فرصت زن در عصر امروز چیزی جز اخراج مرد از وظیفه و رسالت اش نیست. ادعا می کنند که زنان در قرون گذشته فرصت نداشتند که فلان کار را بکنند. خوب آیا امروز چه فرصتی دارند؟ فرصت انجام رسالت مرد را؟ آیا اینان تا کنون از خود نپرسیدند که دنبال چه هستند و چه فرصتی را دنبال می کنند؟ واقعا فلسفه این سرکشی متوهمانه چیست؟ کفران نعمت به این شکل که امتیازات در نظر گرفته شده توسط خداوند برای زنان پست قلمداد شوند به اسم این که زنان به مردان نیاز ندارند!!! نفقه و مهریه و ... ،همه به خاطر توهم و غرور و ناسپاسی و ناشکری توسط افکار پست و سخیف فمنیستی بد جلوه داده می شوند. افکاری که در نهایت چند زن را مدیر و وزیر می کند و بقیه زنان را به فلاکت و بدبختی می کشاند و جامعه را رو به انحطاط و فساد و بدبختی و زوال می برد. امروز مرتب می گویند فقر در دنیا در حال زنانه شدن است و سهم زنان از ثروت های مملکت کم است گویی اینکه ثروت مردان جز برای زن و فرزند خرج می شود و آیا هیچ مردی ثروتش را با خود به گور می برد! همین ها مدام می گویند سهم زنان ازمدیریت کم است در حالی که بخاطر مردان بی تدبیر این سهم شیطانی پیوسته در حال افزایش است. (نمونه ای از این خزعبلات را می توان در لینک مقابل دید ...... لینک......) اما این سهم زنان در مدیریت پیوسته در حال افزایش است. این خود مبین دستاورد مذکور است. محله های بدنام قدیم در ایران هم همین گونه بود. مدیریت با چند زن با هزاران روسپی زیر دست که تمام درآمدشان در جیب چند خانم رییس می رفت.

متاسفانه بسیاری از مفسران اسلامی، چهره کاملا واِژگون به روی اسلام به دلیل غربزدگی خودشان پوشاندند که گویی در اسلام وظایف زن و مرد کاملا غلط تعریف شده بوده و اکنون وظایف این دو تغییر یافته است. چه کسی مرد بودن را فرصت قلمداد کرده و یا انجام وظیفه مرد را فرصت برای زنان معرفی کرده است؟ آیا هدفی جز نابودی بشر داشته است؟ مسلم است که این تفکر مهلک تر از هر سلاح کشتار جمعی است.


نظرات()   
   

موش
ما همیشه در این سایت می نالیم از اینکه فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!


پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.

البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یكی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌كُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌كُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
كین خَلَل در گندم است از مكرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش كن
وآنگهان در جمع گندم جوش كن

برگرفته از كتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیكلسون؛ به تحقیق كریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامك 1387.


نظرات()   
   

قطعا نمی توان تمام تقصیرها را گردن این حزب یا آن حذب انداخت و قطعا سوء استفاده های سیاسی از رواج فمنیسم وجود دارد. زیرا متاسفانه چه نماینده های فعلی و چه نماینده های دوره های پیشین و چه مرکز امور زنان در تمام دوره ها (چه در دوره اصولگرا و چه در دوره اصلاح طلب) در شیوع فمنیسم در ایران نقش داشتند که تجرد قطعی دختران  و به دنبال آن فساد و خودارضایی را رقم زد  که  برای یک جامعه اسلامی اسف بار است. اما خالی از لطف نیست که انتقادهای این خانم را بخوانید. هر چند اطرافیان این مصاحبه شونده هم که نام آنها در لابه لای حرفهایشان آمده نیز در رواج تفکرات سخیف فمنیستی بی تقصیر نبودند و اراده خداوند در رسوا کردن افراد شیوع دهنده وضعیت نابسامان امروز است. وضعیتی که فساد و بی بند و باری و تنهایی جوانان را رقم زده است. اما به هر حال  مطالبی جالبی در لا به لای آن دیده می شود.

یکی از علل تجرد دختران، سیاستهای فمینیستی معاونت زنان دولت اصلاحات است که همچنان دنبال میشود گفتگو با  زهره طبیب زاده

یکی از علل تجرد دختران، سیاستهای فمینیستی معاونت زنان دولت اصلاحات است که همچنان دنبال میشود

مرکز امور زنان و خانواده در زمان دولت اصلاحات رویکردی کاملا فمینیستی با لعاب اسلامی داشت، با توجه به اینکه خانم مولاوردی (معاون فعلی رییس جمهور) در مرکز امور زنان و خانواده درآن دوران نیز مسئولیت معاونت بین الملل مرکز را به عهده داشته و به لحاظ مشی سیاسی اصلاح طلب هستند، در حال حاضر نیز در مرکز امور زنان و خانواده همان مشی درحال ادامه است.

به گزارش جم خبر،چندی قبل دکتر زهره طبیب زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی شهید بهشتی  میهمان رجانیوز بود و به سوالات ما پاسخ داد.

او که از دانشجویان انقلابی در سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه 60 است، در دولت نهم نیز مدتی ریاست مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری را برعهده داشت و اکنون نیز عضو کمیسیون آموزش مجلس نهم است.

روز یکشنبه بخش اول این گفتگو با محوریت استیضاح فرجی دانا و وحدت اصولگرایان بر مبنای «اصول» برای انتخابات آینده منتشر شد و در حال حاضر نیز بخش دوم این گفتگو را که به طور تفصیلی به آسیب شناسی عملکرد معاونت امور زنان و خانواده دولت یازدهم پرداخته شده است از نظر می گذرانید:

نظر شما درباره ی رویکرد فعلی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری چیست؟ با توجه به سابقه ای که در دولت نهم در این منصب داشتید، رویکرد دولت یازدهم  را چگونه ارزیابی می کنید؟

مرکز امور زنان و خانواده در زمان دولت اصلاحات رویکردی کاملا فمینیستی با لعاب اسلامی  داشت، با توجه به اینکه خانم  مولاوردی (معاون فعلی رییس جمهور) در مرکز امور زنان و خانواده درآن دوران نیز مسئولیت معاونت بین الملل  مرکز را به عهده داشته و به لحاظ مشی سیاسی اصلاح طلب هستند، در حال حاضر نیز در مرکز امور زنان و خانواده همان مشی درحال ادامه است.
 
متاسفانه در دولت اصلاحات پای آژانس های بین المللی به مرکز امور زنان و خانواده باز شد. من  در مصاحبه ای که چند سال قبل  با رجانیوز داشتم، به طور مفصل مطرح کردم که طبقه ی ششم این مجموعه عملا مرکز فعالیت  آژانس های بین المللی  در حوزه زنان شده بود، مرکز در بسیاری از وزارتخانه ها سیاست های دیکته شده ی صندوق جمعیت را در ایران اجرایی و اعمال میکرد، اگر رشته ی مطالعات زنان ایجاد شد، اگر آموزش های حقوقی  به زنان نسبت به آموزش های اخلاقی در خانواده  در اولویت  قرار گرفت ، اگر گرایشات جنسیتی تقویت شد و بحث  رفع تبعیض جنسیتی  به عنوان یک شعار مطرح شد، اگر بحث افزایش تعداد دختران دانشجو تشویق شد و اگر بحث اشتغال زنان به عنوان یک اولویت مهم و اول توسط  زنان در دولت اصلاحات شعار داده شد، اینها همه اعمالی بود که برای تغییر ساختار خانواده و فرهنگ زنان در جمهوری اسلامی توسط آژانس های بین المللی با رویکردهای  فمینیستی  بدست این مرکز در دولت اصلاحات در ایران  اجرا گردید. 
 
من به هیچ وجه منتقد  افزایش تعداد دختران در آموزش عالی نیستم.  آموزش حق آحاد افراد اعم از زن و مرد در جمهوری اسلامی است و بحث اشتغال زنان در بعضی مشاغل مورد نیاز آنان ضرورت اجتناب ناپذیر جامعه  اسلامی است  اما وقتی از بحث  اشتغال به صورت عام و افراطی دفاع می شود که این امر قوام خانواده را تحت الشعاع  قرار میدهد  و یا تداوم آموزشهای علمی دختران به قیمت ازدست دادن فرصت ازدواج و ایجاد تجرد قطعی برای دختران و تحدید نسل و خانواده نخبگان در آینده میشود، این امور مورد نقد است.
 
بنابراین احساس میکنم تاکیدی که بر روی اشتغال و آموزش زنان در سطوح بالای علمی شد اینها از سر حمایت اعتقادی نبود که نیاز های زنان در جامعه اسلامی حل شود و یا ارضاء تمایلات رشد علمی دختران هدف باشد، بلکه هدف اصلی رسیدن به آموزش بالاتر جهت اشتغال بهتر بر اساس  دیدگاه های فمینیستی بود و طبعا به ضرر  تشکیل خانواده خواهد بود. شما نتایج سیاست های آن  دهه را امروز در افزایش تجرد قطعی دختران و کاهش رشد جمعیت میبینید.
 
البته نمیخواهم بگویم  کاهش رشد جمعیت تنها بوسیله اقدامات مرکز امور زنان در دولت اصلاحات انجام شد، این امر توسط وزارت بهداشت خیلی زودتر از دولت اصلاحات شروع شده بود ولی این سیاست ها آن را «تشدید» کرد.
 
 
شما آمار تجدد قطعی دختران را ملاحظه کنید، بسیاری از دختران تحصیل کرده که دوران تحصیلاتشان طول کشیده  یا فرد هم طراز خودشان را نتوانسته اند پیدا کنند هنوز ازدواج نکرده اند.  برخی از دختران  با تخصص بالا  مجبور شدند با کسانی ازدواج کنند که بعدا به دلایل اختلاف مدرک، اختلاف درآمد و اختلاف  تحصیلات زندگیشان دچار فروپاشی شده است. نمیخواهم بگویم این امر برای همه زنان متخصص اتفاق افتاده است ولی آن سیاست ها این روند را تشدید کرده است.
 
اخیرا ریاست این مرکز  گزارش عملکرد سالانه خود را ارائه کرد. متاسفانه متوجه شدم پای صندوق جمعیت  دوباره به این مرکز با پروژه ای با عنوان «خانواده سالم» باز شده است و با رویکردی که از این صندوق سراغ دارم قطعا این پروژه کاملا جهت دار است.
 
خاطرم هست وقتی مسئولیت این مرکز را در دولت نهم به عهده داشتم روزی با مسئولین این صندوق  که به شدت اظهار تمایل به همکاری میکردند، جلسه گذاشتم. برای اجرای پروژه توانمند سازی زنان سرپرست خانوار یا شاید هم غربالگری سرطان های زنان  سرپرست خانوار ، من عمدا این قبیل  پروژه ها را که فرهنگی نبود مطرح کردم و گفتم ما برنامه  عملیاتی در حال اجرا  به صورت محدود در حال انجام داریم،  چنانچه شما  مایل به همکاری باشید کمک مالی بدهید ما در محدوده گسترده تری عمل میکنیم. خودتان هم نظارت کنید نتایج عملکرد را ببینید که منابع  مالی شما درست مصرف شده است یا خیر؟ 
 
نماینده  این جمعیت خندید و گفت یعنی شما فکر می کنید ما بدون اینکه نقشی  در آموزشهای شما داشته باشیم فقط بودجه دراختیار شما قرار می دهیم؟ این فرد رفت و دیگر باز نگشت. اینها درگذشته در دولت اصلاحات بودجه برای برنامه های آموزشی خاص با اهداف  فرهنگی خاص میدادند که عملا کانون خانواده و تحکیم  آن را هدف میگرفت و برخی آموزش های شان  به زنان این بود که اگر  در زندگی با همسر تان دچار اختلاف شدید، یک چمدان آماده در دست داشته باشید که هر زمان لازم شد با فلان شماره تماس بگیرید از کشور خارج شوید، پناهنده شوید به کشور های دیگر! حتی تا این مرز پیش رفته بودند، دوستان ما گزارش آموزشهای حقوقی آنها را دیده بودند.
 
 در دوره ای که بنده مسئول این مرکز بودم  آموزش خانواده با رویکرد اولویت اخلاق بر حقوق  را شروع کردیم هم برای خانم ها وهم برای آقایان و به هر دو طرف تکالیف و مسئولیتهای شان آموزش داده میشد چون به اعتقاد من آموزشهای یک جانبه حقوقی باعث متلاشی شدن خانواده میشود و باید آموزشهای اخلاقی و حقوقی توامان برای هر دو جنس باشد. لذا امروز هم بنده در یکی از برنامه های اعلام شده از سوی این مرکز آموزش خانواده را با  همکاری صندوق جمعیت دیدم و با شناخت از دیدگاه های ایشان  و صندوق جمعیت به هیچ عنوان خوشبین نیستم.
 
 در مورد سایر قرار داد ها هم باید از موضع تردید نگاه کرد. صرفا عنوان قرارداد مهم نیست، محتوای آن مهم است. به عنوان مثال، در دولت اصلاحات در این مرکز با وزارت آموزش و پرورش  پروژه جلوگیری از شیوع ایدز در مدارس مطرح شده بود. جالب اینکه جزوه های آموزش جنسی امن برای دانش آموزان تهیه شده بود در این بروشور اصل داشتن روابط نامشروع در این دوران به رسمیت شمرده شده و تنها آموزش داده شده بود از چه وسیله ای استفاده کنید که ایدز نگیرید! اسم پروژه آموزش جلوگیری از ایدز در مدارس بود که ظاهرش بسیار خوب و مثبت است اما در باطن چیز دیگری بود.  یا پروژه بهداشت باروری که  با صندوق جمعیت در این مرکز در دوره اصلاحات انجام شد، دقیقا در راستای کاهش و کنترل جمعیت بود. لذا صرفا از ظاهر عنوان نمیشود بر روی محتوای برنامه قضاوت کرد.
 
 
مثال دیگری هم به خاطر دارید؟
 
بله. مورد دیگر قرارداد با وزارت جهاد کشاورزی بود. شاید شما فکر  کنید با وزارت جهاد کشاورزی اینها چه طرح منفی میتوانند اجرا کنند؟ آموزش توانمند سازی دختران روستایی را با نگاه فمینیستی!
 
دختر روستایی به شهر بزرگ مجاور می آمد، آموزش اینترنت می دید، آموزش بهسازی کشاورزی می دید، بتدریج تفاوت فرهنگی بروز میکرد و دیگر آن دختر حاضر نمیشد نزد خانواده اش به امکانات کم روستا برگردد و با آنها زندگی کند، لذا تلاش میکرد برای زندگی به شهر بیاید.
 
خانواده متعصب اجازه نمیداد دختر تنها به شهر برود، لذا پدر و مادر هم به خاطر دختر به شهر مهاجرت کرده و حاشیه نشین می شدند. ظاهر این آموزش ها به سازی کشاورزی و روستایی و توانمند کردن دختران روستایی برای ایجاد خود اشتغالی بود ولی در بطنش آموزش هایی داده میشود همراه با یک رویکرد فرهنگی خاص. در حالی که ما در دولت نهم بدون ارتباط با سازمان های بین المللی، همان آموزش ها را در روستاها دادیم  اما در مسجد روستا.
 
نباید دختر را از خانواده اش و از بافت روستا جدا کرد. عرض من این است که  شرایط روستا باید به سازی شود که مردم در روستا ماندگار شوند ، ظاهرش آموزش است ولی باطنش خالی شدن روستا ها را به دنبال دارد، من میخواهم عرض کنم به دلایل آنچه که در دولت اصلاحات دیدم نسبت به این نوع آموزش ها آن هم با سازمان  های بین المللی در دولت فعلی نیز به شدت با تردید نگاه میکنم.
 
مورد دیگر گزارش هایی است که مرکز در راستای موافقت نامه ی پکن  و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان  هر ساله به اجلاس مقام زن میدهد. گزارش هایی که قبلا در دولت اصلاحات  به این اجلاس داده شده بود، در بسیاری از موارد مورد استفاده کمیسیون حقوق بشر قرار گرفت و علیه ایران استفاده شد.
 
در دولت نهم ما هم گزارش می دادیم ولی رویکرد ما کاملا متفاوت بود. در دولت اصلاحات توسط وزارت کشور  طرح ملی بررسی وضعیت خشونت  علیه زنان در ایران اجرا شد،  علی رغم اینکه در مواد و روش ها ی تحقیق اشکالات بسیاری وجود داشت، نتیجه گیری شده بود که در ایران  آمار خشونت در خانواده علیه زنان بالا است. این نتیجه مورد تمایل سازمان های حقوق بشری بود و به دنبال دادن این گزارش رسمی به دست خودمان، کمیسر مربوطه گزارشی مبنی بر محکومیت ایران در این مورد صادر کرد.
 
رئیس مرکز در گزارش عملکرد خود می گوید گزارش های سالانه به این اجلاس داده است ولی نمی گوید محتوای گزارش چیست؟ اشکالی که به دولت اصلاحات وارد بود همین بود که خود مسئولین دولت اصلاحات در حوزه زنان علیه نظام و به نفع جریانهای حقوق بشری در مورد وجود تبعیض جنسیتی در آموزش  و اشتغال نسبت  به زنان در ایران، به آنها گزارش می دادند. من باتوجه به رویکرد دولت اصلاحات  و اینکه خانم مولاوردی معاون بین الملل این مرکز بوده و بسیاری از این گزارشات توسط ایشان به اجلاس های بین المللی ارسال می شده ،  نظر مثبتی نسبت به عملکرد  این مجموعه  ندارم.
 
برای مقابله با این خطرات، مجلس و نمایندگان چه اقدامی انجام خواهند داد؟
 
چون پست ایشان معاونت ریاست جمهور است امکان استیضاح وجود ندارد ولی کمیسیون فرهنگی مجلس میتواند درباره سوال از عملکرد مرکز ایشان را به  کمیسیون فرهنگی  فرا بخواند و از ایشان توضیح بخواهد. لذا تصور می کنم تنها زن کمیسیون فرهنگی خانم دکتر افتخاری به عنوان یک فرد متعهد، در این زمینه اقدام لازم را نشان خواهند داد. البته یک امکان  دیگر نیز بحث تحقیق و تفحص است، همان کاری که در مجلس هفتم برای دولت اصلاحات انجام شد و امروز نیز فراکسیون زنان مجلس و شورای فرهنگی اجتماعی زنان میتوانند  درمورد عملکرد مرکز، ایشان را وادار به پاسخگویی کنند.
 
خانم طبیب زاده از اینکه وقتتان را در اختیار ما و مخاطبان رجانیوز قرار دادید، متشکریم.
 
من هم از شما و خوانندگان بزرگوار تشکر می کنم.
 


نظرات()       

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

هر جا که هیئتی از دولت یا مجلس یا هر کدام از قوای سه گانه راهی شوند همیشه فمینیست ها منتظر و طومار به دست هستند تا اندک آرامش موجود را هم به هم بزنند.
کارهایشان و حضورشان کاملا برنامه ریزی شده و زمانبندی شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر در هشتمین سفر استانی رئیس جمهور  زنها از جایگاه خبرنگاران وارد شده اند!!!
سوال اینجاست چه کسی آنها را به این مکان راه داده است؟
آیا با یک ارتش تمام عیار هم میتوان به راحتی وارد این قسمت شد؟
چه دست هایی در کار است؟
چه نقشه های شومی در راه است؟
چه اهداف سازماندهی شده ای وجود دارد؟
چرا پوشش های خبری آنها اینقدر قوی است؟
چرا بیانات رهبر در نقض فمینیسم در سایت های خبری سانسور می شود اما یک فمینیست بد ذات که خزعبلات می بافد تمام خبرگزاری ها منتشر می کنند؟
چرا ائمه جمعه از تفکیک جنسیتی که حمایت می کنند هیچ خبرگزاری ای منتشر نمی کند اما یک فمینیست محیط زیستی یا سازمان استانداردی که مخالفت می کند چپ و راست منتشر می شود و زیر آن هزاران نظر مخالف که مشخصا اینها هم سازماندهی شده هستند سبز می شود؟
و چرا مسئولین و ناظران این همه فمینیسم نویسی در رسانه ها و حتی رسانه ملی را نادیده می گیرند؟


فمینیست ها در مشهد


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

رفتار برخی اصولگرایان به رفتار دیو در شاهنامه فردوسی می ماند. دیوها در شاهنامه فردوسی همیشه برعکس خواسته طرف مقابل و یا خلاف چیزی را که به آن اظهار می کنند عمل می کنند.
یعنی می گویند زن وظیفه اصلی اش خانه داری و شوهرداری است و اینطور نشان می دهند که پیرو رهبر و مطیع دین و مراجع هستند اما در عمل همه جا را پر از زن می کنند و این همه پسر بیکار و دختر مجرد تشکیل می شود!
یا اینکه اگر هم بخواهند کاری در این راستا بکنند عمدا یا ناشیانه به بدترین شکل ممکن انجامش می دهند و بطور کل آن موضوع را ضایع می کنند.
مثل همین تفکیک جنسیتی شهرداری تهران که ما از آن بعنوان طرح فمینستی معکوس یاد می کنیم که به نظر می رسد نقش اتاق فکر های فمینیستی را نباید در ظهور و بروز این سناریو نادیده گرفت تا سیل عظیمی از جو فمینیستی و فشار به دولت و نظام آن هم در این برهه حساس با سوء استفاده فمینیست های وطنی از جو بین الملل برای پیشبرد اهداف ضد بشری با نام حقوق بشر ایجاد شود و همچنین زمینه برای نشر بیشتر گفتمان فمینیستی فراهم شود.
چرا که هنوز این مساله در حد جلسه و صورت جلسه امضا نشده بود که توسط اصحاب شهرداری رسانه ای شد.
این در حالی است که مردان در ایران بعد از سالها از پایمال شدن حقوق شرعی شان و قوانینی که بر علیه آنها تصویب می شود و یا حقوقی که توسط قانون گذاری های بد و تبعیضات فمنیستی از آنها ضایع می شود بی خبرند!


دیو شهرداری تهران


شهرداری تهران


متن زیر برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس هاشمی ( دفتر مشق روزهای زندگی )می باشد:


شهرداری تهران در زمینه اجرای و طراحی برنامه های فمینیستی جلو دار است. نمونه بارز آن در طرح ها و برنامه های زن محور این نهاد است که همه ساله، خرج بسیاری برای چنین برنامه هایی می گردد. در تازه ترین دور از این برنامه های فمینیستی که علی الظاهر با شعار اسلامی به ورطه عمل گذاشته شده طرح تفکیک جنسیتی زنان از مردان در شهرداری تهران می باشد که مخالفت ها و موافقت های افراد مختلف را در بر داشته است. بدین منظور چند نکته که در این بین نادیده گرفته شده است را لازم می بینیم ذکر نماییم.


تفکیک جنسیتی یا انحصار سازی مشاغل شهرداری برای زنان؟    

طرح تفکیک جنسیتی شهرداری تهران، طرحی با دغدغه اسلامی و دینی نیست و صرفا برنامه ای فمینیستی برای بنیادینه کردن زن سالاری در نهادهای شهری می باشد(1) که با توجه به الگو قرار گرفتن شهرداری تهران توسط دیگر شهرداری های کشور، می تواند تبعات نامطلبوب اجتماعی و فرهنگی را برای جامعه به همراه داشته باشد. طراحان این برنامه، علت آن را فقط در رفاه حال زنان دانسته و به زوایای دیگر آن اشاره نکرده اند. تجربه انجام تفکیک جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که هر وقت چنین تصمیمی اجرا شده است دود آن بیشتر از همه به چشم مردان و پسران رفته است و باعث محروم شدن آنان از حقوق شان گردیده است(4).

اختصاص مشاغل طولانی به آقایان موجب رفاه حال زنان و دختران مجرد  
 
به طور مثال هم اکنون جمعیت غالب کارمندان شهرداری و شرکتهای همکار شهرداری تهران را دختران و زنان (که بخش عمده ای از آنها بدحجاب هستند) تشکیل می دهند که بخش عمده ای از آنان مجرد هستند و دغدغه خانواده و تربیت فرزند و شوهر ندارند و تعطیلی در سر موقع، فرصتی برای رفاه حال آنان و شرکت در برنامه های دیگر(همچون کلاس های متفرقه و تفریح و حضور پر ذرق و برق در اجتماع) فراهم می نماید. لذا مطرح نمودن «حضور بیشتر زنان در خانواده» فقط یک عوام فریبی است. در این طرح همچون بسیاری از طرح هایی که در کشور ما اجرا می شود، دین به عنوان ابزاری برای پوشش نیت پشت پرده قرار می گیرد و برای همراه کردن افکار عمومی و علی الخصوص قشر متدین جامعه به دلایلی همچون غیرت دینی و پرهیز از روابط نامحرم اشاره می گردد. جدا از اینکه تعداد پرسنل زن دولتی و شهرداری آنقدر زیاد است که چنین طرح هایی برای رسیدن به هدف مذکور (پرهیز از روابط زن و مرد) ابتر خواهد بود و این راه حل چنین مسائلی نیست.

ثابت ماندن نرخ استخدام زنان در یک نرخ حداقلی بالا 

 
از طرفی اختصاصی کردن فضای کاری برای زنان باعث تقسیم کارها بین دو جنسیت شده و به همین روال، شیوه استخدام ها نیز تغییر کرده و نرخ استخدام زنان در شهرداری در درصد بالایی پابرجا می ماند. به عبارت بهتر این طرح کمک می کند تا روز بروز بر درصد کارمندان زن شهرداری اضافه شود و تخصص های پرسنل، تحت تاثیر جنسیت آنان افت یا پیشرفت کند. مثلا ممکن است شهردار زن منطقه ای، بیشتر اموراتش را به زنان بسپرد و مردان را منزوی نماید یا شهردار مردی بخواهد از زنان یا مردان کمتری در تصمیم گیری های خود استفاده کند. که متاسفانه از اینگونه زنان فمینیست و مردان بی هویت در شهرداری و نهاد های دولتی کشور به کرات دیده می شود.

تحقیر شخصیت مرد و تقلیل هویت آن به یک موجود سراپا جنسی 
 
موضوع دیگری که در این طرح دیده می شود تقلیل شخصیت مرد به یک موجود شهوانی و جنسی است. به عبارت بهتر وقتی جایی را تفکیک جنسیتی می کنیم، نگاه ها به حضور مرد و زن در یک مکان بد شده و مردم به همان زن و مردی که تا دیروز با هم و در یک محیط کاری، فعالیت می کردند اگر پس از اجرای چنین طرحی در کنار هم قرار گیرند به دید بد نگریسته و علی الخصوص این نوع نگاه، بیش از آنکه زنان را قربانی نماید مردان را دچار خجالت و شرم و حیا و گوشه گیری می نماید.
این روند دقیقا شبیه تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس است. زنان به راحتی در میان مردان می ایستند و می نشینند و کسی به آنها چشم خیره و اخم نمی کند ولی به صرف حضور مردان در واگن زنان، به دلایل مختلف همچون کمبود جا و همراه بودن با خانواده، نگاه های خشم آلود برخی افراد متعصب و تندرو روانه آنها می شود.
واضح است مترادف کردن شخصیت و هویت مرد با «یک موجود شهوتران»(2) یکی از راهبردهای ژورنالیستی فمینیست هاست تا بدین وسیله هم بر طبل مردسالاری بکوبند و منتقدین زن سالاری را طرد و دفع نمایند و هم دم از مظلومیت و ضعیف بودن خویش بزنند تا بدینوسیله امتیازات بیشتری برای خود دست و پا کنند و قوانین تبعیض آلود و فمینیستی بیشتری را به تصویب برسانند.

اولویت دهی به استخدام سروران(آقایان) به جای بانوان(زنان) در عوض طرح های فمینیستی

   
از زاویه دیگر نیز این طرح ناشیانه است. به عنوان مثال آقای قالیباف در پاسخ به انتقادات گفته است که ما غیرت دینی داریم(3). حال سوالی که از ایشان می توان پرسید این است که با وجود نرخ بالای بیکاری در پسران جوان و افزایش روز افزون آمار زندگی مجردی در دختران و زنان مطلقه، آیا بهتر نیست بجای طرح های این چنینی در تعداد و ارقام استخدام زنان و دختران در شهرداری و شرکت های زیرمجموعه تجدید نظر کرد و برای حفظ بنیان خانواده، استخدام پسران را بر دختران اولویت داد و تا پسری بیکار است دختری را استخدام نکرد؟ آیا اشتغال پسران و کاهش استخدام زنان و دختران باعث افزایش آمار ازدواج و استحکام خانواده و کاهش روابط نامشروع نمی شود؟ و با وجود کارمندان مرد زیاد(برعکس وضعیت فعلی که مردان در اقلیت قرار گرفته اند)، دیگر نیازی به اجرای چنین طرح هایی احساس نمی شود؟

مدیر و شهردار و ارشد شدن زنان ضروری است! ولی تایپیست و آبدارچی و منشی شدن زنان ممنوع! 

 
اگر اظهارات مسئولان شهرداری تهران و علی الخصوص شخص آقای قالیباف درباره دغدغه دینی و شرعی و داشتن غیرت درست باشد می بایست چنین طرح هایی برای زنان شهردار و مدیر کل نیز به اجرا درآید و در جلساتی که بین شهردار تهران و زنان مسئول برگزار می گردد نیز جوانب احتیاط به عمل آید و از حضور یک مرد در بین زنان به دلیل متزلزل شدن بنیان خانواده مدیران زن شهری نیز جلوگیری به عمل آید و ساعت کاری این دسته از زنان نیز محدود شود. چرا که بر خلاف کارمندان مرد شهرداری که برخی بد اخلاق و اضافه وزن داشته و تناسب اندام به هم ریخته ای دارند، شخص شهردار تهران سرآمد زیبایی و عشق و مهربانی است!
یا سوالی که ذهن پرسشگران را درگیر خود می کند آن است که اگر تفکیک جنسیتی طرحی لازم الاجرا است چرا در شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود و در روابط زنان و مردان مجلس محدودیت اعمال نمی شود؟ آیا تا زمانی که تعداد زنان در محیطی کم است چنین قوانینی خلاف شأن زنان است ولی به محض آنکه درصد حضور زنان در مشاغل و اجتماعات به رقم قابل توجهی رسید چنین طرح هایی، ضرورت پیدا می کند؟
با این وجود به نظر می رسد این طرح، نه یک طرح دینی و اسلامی، بلکه طرحی فمینیستی است که بنا به گفته طراحان آن در جهت تکریم بانوان (بخوانید بنیادینه کردن زن سالاری در شهرداری) انجام گرفته است و هدف آن کنار گذاشتن تدریجی مردان از مدیریت شهری و اشتغال در شهرداری است. طرحی که مطمئنا ضرر های فرهنگی و اقتصادی زیادی برای مردان شاغل در شهرداری به ارمغان خواهد آورد. و فراموش نکنیم که فمینیسم ایرانی، نوع خشن و غیرانسانی غربی است و تنها تفاوت آن در این است که چند متر پارچه وارداتی سیاه رنگ بر روی آن انداخته شده تا خدا راضی باشد! نگاهی به رویکرد سایت های فمینیستی نیز به خوبی نشان می دهد که آنها از هر خبری که مرتبط با دسته «زنان» باشد در جهت اهداف فمینیستی استفاده می نمایند چه آنکه آن اتفاق به نفع زنان باشد و به ضرر مردان(5).

پی نوشت:  
1. یک عضو خانم شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا:
زنان را از شهرداری اخراج نکردیم، ارتقا دادیم/ حمایت از تفکیک جنسیتی پرسنل شهرداری
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=186935
2. دامن زدن به ناامنی با توسل به اخبار دروغ:
نیمی از دختران ایران تجربه آزار جنسی دارند
http://www.daneshjoonews.com/archives/13445
3. قالیباف: باید زنان کارمند را از مردان جدا کرد
http://www.asriran.com/fa/news/346546
4. گزارش سهمیه بندی جنسیتی در سال ۹۳:
امسال کمتر از ۳۰۰ «رشته محل» به طور جداگانه برای دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه های مختلف کشور ارائه خواهد شد. از این تعداد ۱۶۴ رشته فقط به دانشجویان دختر و ۱۳۴ رشته تنها به دانشجویان پسر اختصاص یافته است.
http://www.daneshjoonews.com/archives/13515
5. مثل این دسته از اخبار:
تفکیک جنسیتی: تحقیر زنان در شهرداری تهران
http://www.rahesabz.net/story/84791/
امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: برخی تصور می‌کنند زنان عامل فساد هستند
http://aftabnews.ir/fa/news/255287/برخی-تصور-می‌کنند-زنان-عامل-فساد-هستند
نتایج جستجوگر گوگل در اینباره:
http://goo.gl/qWtj4d 


نظرات()   
   

یک مجری زن رادیو در وبلاگ شخصی خود نوشت:

منصوره صامتی

دربرنامه ی زنده ی زن امروز جامعه ی فردا با موضوع آمار بالای زنان و دختران مجرد (زنان بیوه و مطلقه ) (دختران بالای 35 سال )  و راه حلی برای ازدواج زنان بیوه ، مطلقه و دختران بالای 35 سال


دو نماینده خانم و دو کارشناس به  صورت حضوری و تلفنی در برنامه شرکت داشتند . بین حجه الاسلام علی جعفری و نمایندگان خانم نماینده بحث بالا گرفت ماجرا ازین قرار بود که نمایندگان زن با ازدواج مجدد مردان و متاهل شدن زنان مجرد مخالف بودند درحالیکه جناب جعفری به توصیه ی دین ازدواج مجدد مردان را امری بدیهی می دیدند و به سازو کار و سیاست گذاری ها ی کلان در این زمینه اشاره کردند .

بنده به عنوان مجری کارشناس و سردبیر در این برنامه حضور داشتم دو کارشناس را به آرامش دعوت کردم از جناب جعفری پرسیدم جناب جعفری شما حاضرید دختر تان همسر دوم مرد متاهلی باشد ؟ ایشان گفتند :بله ، اگر دختر م به سن 32 سال برسد و ازدواج نکرده باشد بهتر است همسر دوم مرد متاهلی بشود تا اینکه از افسردگی  به بیمارستان برود ! انقدر فضا و جو برنامه چالشی بود که صدا به صدا نمی رسید رو به خانم نماینده پرسیدم خانم دکتر شما می فرمایید زنان مجرد ، بیوه یا مطلقه نباید با مردان متاهل ازدواج کنند ، از طرفی آمارها به تعداد کمتر جمعیت مردان نسبت به جمعیت زنان اشاره دارد !

شما هم که به برنامه های ده ساله اشاره می کنید  فرض بفرمایید خانم مجرد مطلقه ای که امروز 32 سال سن دارد در ده سال آینده به 42 سالگی می رسد و عملا شانس ازدواج و بچه دار شدنش را از دست می دهد ! حال جمعیت حدود  10 میلیونی زنان بیوه ، مطلقه و بالای 35 سال باید چه کنند ؟ ازداج دایم نکنند ازدواج موقت را هم که رد می کنید پس زنان مجرد چه کنند ؟! شما چه راه حلی دارید ؟

خانم نماینده فرمودند :  راه حل ، راه حل ، ... نمی دانم شاید بهتر باشد شما از طریق همین رسانه اعلام کنید و از مردم بخواهید راه حل  بدهند .هدیه اش با ما پرسیدم ، خانم دکتر شما نماینده ی مردم هستید ، مرکز پژوهشهای مجلس راه حلی ندارد ؟! بلاخره شما که راه حل دین و آقای جعفری را رد می کنید باید راه حل قابل قبولی اراءه کنید ! نمی شود که این جمعیت عظیم را بلا تکلیف بگذاریم تا هر وقت که مجلس به نتیجه ای رسید !!!

 ایشان لحن جدی به خود گرفت و گفت :راستش شاید یک راه حل خوب این باشد که  زنان ایرانی مجرد بروند خارج یا از کشور های دیگر مردان مجرد به ایران بیایند !

در استودیو ولوله شد ، آقای جعفری هم تعجب زده گفت  چطور است که حکم دین را با لجاجت رد می کنیم و برای حل مساله باید مردان خارجی وارد کنیم ؟!  بنده هم  حیرت زده ...فرصت برنامه هم تمام شد  تنها افسوس خوردم و ضمن تشکر از کارشناسان برنامه خداحافظی کردم  

بسیار ناراحت کننده است که یک نماینده خانم برای موکلان خود هیچ فکری نکرده راه حل دین را رد می کند و راه حل تخیلی اراءه می کند ! یادمان باشد ما نمایندگان مجلس را انتخاب می کنیم. این موضوع برای اولین بار در برنامه ی زن امروز جامعه ی فردا مطرح شد و جالبتر اینکه در برنامه ی ما و با تحقیقات سرانگشتی بنده به آمار بالای زنان مجرد در ایران رسیدیم که حتی نماینده محترم هم از این مساله بی اطلاع بودند !  

نویسنده: منصوره صامتی / کارشناس فرهنگ و رسانه




نظرات()   
   

دولت آقای خاتمی معصومه ابتکار را بعنوان معاون محیط زیست خود منصوب کرد. معصومه ابتکار ضمن اعمال فمینیستی فراوان ، کشور و منابع آن را فدای فمینیسم کرد. وی که در نوشتن یک کتاب فمینیستی بین المللی مشارکت می کرد، طی سفرهایش با فمینیست های دولتی وقت آن زمان و فمینیست های مجلس ششم برای شرکت در مجالس فمینیستی بین المللی، ایده هایی گرفت تا با ایجاد مراکز مردم نهاد تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان، به اعمال فمینیستی مشغول شود.

وی در ازای سکوت در مقابل اعمال فمینیستی که بانی آن بود در مقابل برداشت غیر مجاز از آب های زیرزمینی به منظور خودکفایی در گندم که دولت خاتمی همواره پز آن را می داد و همچنین نابودی دریاچه ی ارومیه سکوت اختیار کرد تا به راحتی به کارهای فمینیستی پرداخته شود.

برداشت های ناصحیح از آبهای زیرزمینی سبب از بین رفتن سفره های آب زیرزمینی و خشک شدن چاه ها گردید و دولت های بعدی برای تولید گندم با مشکلات عدیده مواجه شدند و عده زیادی از مردم کشور با مشکل تامین آب آشامیدنی دست و پنجه نرم کردند!

همچنین در حالی که مردان محیط بان غیور کشورمان در جاهای مختلف من جمله جنگل های مازندران شهید و جانباز و نقص عضو می شوند و با نازل ترین دستمزد و بدون مزایا کار می کنند و این همه بحران بیکای و مرد بیکار و پسر مجرد داریم که باید نان آور خانواده باشند، خانم ابتکار معاون و اطرافیان خود را پر از زنانی کرده است که با حقوق های میلیونی مشغول اهدافی خاص هستند.

همچنین شواهد نشان می دهد ایشان از امکانات دولتی برای مقاصد فمینیسم استفاده می کند که چندی پیش موجب رنجش خبرنگاران نیز شده بود و البته شواهدی که نشان می دهد ایشان مشغول کارهایی برای افغانستان و پاکستان و عراق نیز می باشد تا هم کشور محاصره فمینیستی شود و هم آن کشورها مانند ایران بنیان خانواده شان نابود  و مملو از طلاق و فساد شود.

لینک مطلب{ معاون رئیس جمهور و سو استفاده از امکانات دولتی برای فمینیسم)


به نقل از تابناک

قاتل دریاچه ارومیه، خانم ابتکار و مهندس چیت‌چیان هستند!

دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند و هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهند مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذرد، اندوهگین می‌شود، چرا که این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلان دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.
کد خبر: ۳۹۸۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۰ - 07 May 2014
تجمع و اعتراض اعضای چند تعاونی مسکن جلو مجلسنجات دریاچه ارومیه، یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود؛ وعده‌ای که امروز پس از گذشت حدود یک سال به هیچ کجا نرسیده است. آنچه در این چند ماه اتفاق افتاد، تنها تشکیل کارگروه نجات دریاچه و بررسی چندین باره‌‌ همان طرح‌های قدیمی بود. نتیجه این دیرکرد یک ساله، خشک شدن بیشتر دریاچه‌ای بود که این روز‌ها رو به مرگ کامل می‌رود. در طول حیات کوتاه همین دولت، حجم باقی‌مانده دریاچه از ۳۰ به ۱۵ درصد رسیده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، برگزاری سمینارهای پی در پی داخلی و خارجی درباره نجات جان دریاچه و انجام نشدن کارهای عملی، باعث شده تا بسیاری از کار‌شناسان محیط ‌زیست به این روند نجات اعتراض کنند.

اما داستان نجات دریاچه ارومیه،‌ داستانی قدیمی است که از زمان دولت خاتمی آغاز شده است. در آن سال‌ها عیسی کلانتری، دبیر کننی ستاد احیای دریاچه ارومیه ـ که در آن زمان مشاور رئیس‌جمهور بود ـ به رئیس‌جمهور وقت نامه‌ای نوشته و نسبت به بحرانی که دریاچه ارومیه را تهدید می‌کرد، هشدار داده بود.

قاتل دریاچه ارومیه خانم ابتکار و مهندس چیت چیان هستند! 

در زمان دولت گذشته و در سال ۸۹ در جریان دور سوم سفرهای استانی احمدی‌نژاد به آذربایجان غربی، کارگروه نجات دریاچه به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور وقت تشکیل شد تا پاسخی باشد به مطالبات زیست‌محیطی مردم منطقه؛ تا این تاریخ به گفته مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست آذربایجان غربی ۵۳ درصد از مساحت دریاچه خشک شده بود.

یک سال بعد در شهریور ۱۳۹۰، نتیجه فعالیت‌های این کارگروه به آگاهی مردم رسید. علی نظری دوست، رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند ‌برای نجات جان دریاچه ۲۴ طرح با اعتبار ۱۳ هزار میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.

وی همچنین از حضور مشاوری بین‌المللی در زمینه احیای دریاچه ارومیه خبر ‌و هشدار می‌دهد ‌در صورت ادامه روند کنونی و با توجه به گرم‌تر شدن ۲ درجه‌ای هوا، اگر کاری انجام نشود، خشک شدن دریاچه ارومیه تا چهار سال آینده حتمی خواهد بود.


نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در گفت‌و‌گو با تابناک ‌می‌گوید: دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند، ولی هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهد مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذ‌رد، متأثر می‌شود، این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلین دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.

وی گفت: اگر دریاچه خشک شود، سه میلیون تن از اهالی اطراف دریاچه آواره خواهند شد. تجسم کنید اگر این دریاچه خشک شود، مردم به مرکز ایران هجوم خواهند آورد. مسئولینی که با کارهای غیرقانونی، موجبات خشک شدن دریا را به بار آورده‌اند، عامل آوارگی‌ها و فسادی خواهند بود که در این منطقه پدید خواهد آمد.

چرا نمی‌آیند و واقعیت را ‌نمی‌گویند؟ چرا نمی‌گویند که خانم ابتکار مجوز این سد‌ها را داده ‌و این آقای چیت‌چیان ـ که زمانی نماینده مردم تبریز بوده ـ باعث این کار شده است. متهمین اصلی این فلاکت ابتکار و چیت‌چیان هستند که در محکمه الهی و مردمی باید محاکمه شوند؛ این‌ها قاتل هستند.

ما با آب شرب مخالف نیستیم، ولی این‌ها آبی را که باید به دریاچه می‌ریخت، به کارخانه‌جات پتروشیمی و ذوب‌آهن و فضای سبز ‌‌تبریز برده‌اند. چرا به اسم دریاچه ارومیه آب را از ارس به دشت گل فرج برده‌اند که نه تنها آب زه‌کشی آن به دریاچه ارومیه نمی‌رسد، بلکه شیب آب هم به طرف ارس است؟!

کسانی که در کلنگ‌زنی‌ها پشت رئیس‌جمهور و معاونان وی می‌ایستادند، مسئول این کارند. معاون وزارت نیرو هنگامی که می‌خواستند پروژه ارس را اجرا کنند، گفت: از این آب یک قطره نصیب دریاچه نخواهد شد، ولی آقایان به خاطر اینکه در جلو دوربین‌های تلویزیون ژست مردم‌دوستی بگیرند، ادعا می‌کنند که به فکر مردم هستند.

از نظر من ‌پروفسور «کردوانی»‌ مادر کویر‌شناسی ایران ‌که با دوربین به کویر نگاه می‌کند، نباید در رابطه با دریاچه ارومیه صحبت کند. اجازه دهد کار‌شناسان در این ‌باره نظر دهند، کسی دیده ما راجع به کویر صحبت کنیم؟ هر کس تخصص خود را دارد و بگذارد کار‌شناسان آب و دریا در این ‌باره اظهارنظر کند.


وی در پاسخ به اینکه آیا امیدی به احیای دریاچه ارومیه است، گفت: اگر جمهوری اسلامی بخواهد می‌تواند. مطالعات در این بار تمام شده است. تمام متخصصین از همه جای دنیا آماده همکاری هستند و کارخانه‌های لوله‌سازی برای انتقال آب از حوزه‌های دیگر اعلام آمادگی کرده‌اند.

در دنیا دریاهای زیادی خشک شده است؛ اما اگر ما نگذاریم اینجا خشک شود، ‌افتخار بزرگی برای کشور ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود؛ بنابراین، باید با مدیریت درست آب و آزاد کردن آب پشت سد‌ها و قطع آب تبریز و برخی کارهای دیگر، دست‌کم بخشی از آن نجات پیدا کند.


نظرات()   
   
دوشنبه 26 اسفند 1392  07:25

راهکار اصلی مبارزه با فمنیسم ازدواج با دختران در سنین پایین تر است. زیرا دختران هر چه سنشان بالاتر رود و بیشتر به جامعه روند هم بیشتر حالت مردانه به خود می گیرند و نیز توقعشان نیز برای ازدواج بالاتر می رود و نیز زیر فشار تجرد و جامعه و مشغله هایی که برای خود جهت گذران زندگی انتخاب کردند جذابیت زنانه خود را از دست می دهند.

دختران مجرد در سنین بالا خودبخود تمایلات فمنیستی پیدا می کنند و دلیلش یک اصل کلی روانشناسی است. هر انسانی به هر چیزی که نرسد آن را برای خود بد می کند. بسیاری از دختران در سنین بالا که مجرد هستند و از مردان بد می گویند برای این است که عدم وجود مرد در زندگی شان را برای خود توجیه کنند و تمایل دارند دختران کوچکتر از خود را نیز از ازدواج منصرف کنند. به همین منظور خیلی از ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود و ... استقبال می کنند و علیرغم این که این کار نه با علم میخواند و نه با منطق ، زیرا هم زن خیلی زود جوانی اش را از دست می دهد و هم اینکه زن رودتر بالغ شده و نیازش نیز زودتر باید پاسخ داده شود.

شعارهایی که از برخی دختران مجرد سن بالا که به اجبار فمنیست شدند شامل موارد زیر است:

1- زن آن چیزی نیست که مرد بخواهد. چرا مردان برای ما زنان تصمیم بگیرند؟

خوب شعار بالا دلیل منفور بودن هر چه بیشتر این دختران می شوند زیرا خود را به شکلی در می اورند که منفور باشند و برای توجیه کردن خود شعار بالا را به کار می برند. تناقض اصلی این شعار از اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. انسان موجودی اجتماعی است و نظر سایر افراد در اجتماع بسیار مهم است. این که ما کار می کنیم و یا حتی لباس می پوشیم برای دیگران است و اگر هر انسانی تنها در زمین بود خود کشی می کرد. بخصوص جنس مخالف خیلی برای ادامه زندگی مهم است و نقش اساسی دارد در جهت گیری زندگی ما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر هر زنی هر گونه که خواست باشد در مقابل که از سوی جنس مخالف ترد شد دیگر نمی تواند مسیر قبلی خود را ادامه دهد و نظر و تصمیم جنس مخالف خودبخود در زندگی انسان وارد می شود . نمیشود جلوی آن را گرفت.

2- استقلال و آزادی داریم.

این هم تنها ظاهرش می تواند زیبا باشد. زیرا تنهایی انگیزه بسیاری از کارها را از انسان می گیرد و در واقع تنهایی نقش موثری در سلب آزادی و استقلال انسان دارد. وقتی تحت تاثیر تنهایی ، انسان انگیزه جدی در زندگی خود ندارد ، خیلی از اهدافی را که ظاهرا به دنبال آنهاست نیز نهایتا به پوچی می رسند. و از طرفی بسیاری از این اهداف تنها در ذهن حصول به آنها زیباست و وقتی در عمل مهیا شوند هرگز نمی توانند جای ارضا شدن نیاز های فطری انسان را بگیرند.

3- مردان امروز مرد نیستند

این استدلال تا حدی درست است اما دلیلش چیست؟ چه عاملی نمی گذارد که مردان مرد باشند؟ چرا مردان دیروز مرد می شدند و امروز نمی شوند؟ دلیلش واضح است. این هم جهت گیری زندگی مردان تحت اثر جنس مخالف است. همانطور که گفته شد نظرات و تصمیم جنس مخالف ناخودآگاه در زندگی انسان اثر دارد و این امر برای موثر بودن زنان در مردان نیز صدق می کند.وقتی زنان امروز به مردان فرصت نمی دهند و می خواهند خود همه کاره باشند مشخص است که چنین می شود. اصولا در سیستم برابری نه مرد می تواند مرد باشد و نه زن می تواند زن باشد و فرصت مردانگی مشخص است از مردان گرفته می شود.

خیلی از دختران در سنین پایین که ازدواج کنند به ماهیت واقعی خودشان پی برده و کمتر جذب فمنیسم و یا رقابت با مردان می شوند.

اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلطی که در جامعه جا افتاده خیلی اوقات پسر معادل دختر در نظر گرفته می شود. یعنی از دختر نیز توقع شغل و ... می رود که بیشتر از سوی والدین این حرفها مطرح می شود زیرا پسران خود کمتر به این مسائل اهمیت می دهند و خود عامل اصلی بالا بردن سن ازدواج دختران است.

باید دانست که تمام توقعات کاذب از دختران که اسلام هیچکدام از این توقعات را برای دختران نگذاشته ، سبب شده ازدواج در سنین بالاتر صورت گیرد و نتیجه ای جز طلاق و تجرد و فساد نداشته است. با این کار فرصت تجربه زنانگی زن در بهترین دوران زندگی وی گرفته می شود و مرد هم می بایست با اکراه ازدواج کند و دل خود را به مزیت های پوشالی زن خوش  کند اما خود می داند به نیاز های فطری خود لگد زده است و برای همین خانواده سست شده و طلاق زیاد می شود. البته این مسئله برای زنان هم مطرح است و ازدواج در سن بالا و غرق شدن آنها در خیلی کارها که آنها را از ازدواج و زنانگی دور می کند در واقع لگد زدن به نیاز های روانی و فطری است و این نیازها بعد از تجرد طولانی با یک مرد ارضا نمی شود زیرا خود زن کمی مرد شده است. و دیگر کسی که بتواند او را ارضا نماید وجود ندارد.


پس بنا به دلایل گفته شده زندگی از هر دو سو جذاب نبوده و تحمل یکدیگر سخت می شود و البته خودخواهی نیز جای دگرخواهی را می گیرد. متاسفانه پدر و مادرهای امروزی از ازدواج در سن پایین تر دختران جلوگیری می کنند و خود کاسه داغ تر از آش هستند و برای دختران و پسران خود به طور غلط برنامه ریزی می کنند.


نظرات()   
   

بلای خانمان سوز فمینیسم و تفکر جایگزینی زن به جای مرد و فرستادن زن به اجتماع به جای خانواده از غرب شروع شد و رفته رفته به شرق رسید. از آنجایی که شرق همیشه جمع کننده زباله های آلوده فرهنگی غرب بوده و بدون اطلاع از دلیل صرفا به تقلید کورکورانه و خودباختگی در مقابل غرب پرداخته عواقب بد اشتباهات انسانی که البته از تفکرات شیطانی نشات می گیرد شکل ذره بینی و بزرگ شده ی آن مصائب را دچار می شود. چنانچه در کشور های شرق آسیا و بعضا ایران و خاورمیانه شکل های بدتری از آن نمود پیدا کرده و شکل های افراطی تر و شدید تری بخود می گیرد که در آنها بحران خانواده و همجنسگرایی و آفات اجتماعی و فروپاشی خانواده اغلب شکل های مخفی تر اما بسیار گسترده تر از غرب را دارد. دلیل آن هم ذکر شد به دلیل ماهیت پنهانی و افراط کورکورانه است.

چونانکه فمینیست های چادر به سر ایرانی با چادر هر تفکر اشتباه غربی را با اسلام می آمیزند و جامعه را به مسیری می برند که عاقبتش بسیار شوم خواهد بود!

اکنون در شرق آسیا وضعیت خود فروشی، مدل شدن زنان، همجنسگرایی در زنان بخصوص ژاپن و چین، ازدواج با همجنس،ازدواج با حیوانات،ازدواج با اموات،ازدواج با کودکان،ازدواج با پدر و مادر، ازدواج برادر و خواهر،ازدواج با اسکلت،ازدواج با مجسمه،ازدواج با حشرات و خزندگان،ازدواج با ربات های جنسی شبه انسان،محصولات جنسی مصنوعی و حتی ازدواج با خود به مراتب از خود غرب بدتر است.

چند نمونه از تصاویر گویای از شرق آسیا که بیانگر عاقبت بیرون رفتن زن از خانه و حضور هجومی او در جامعه و در خدمت قدرتمندان و ثروتمندان بودنش به جای خانواده و همچنین دوری زن و شوهر از هم و خصومت و دشمنی دو جنس نسبت به هم می تواند پدید آورد را می بینید! که منجر به تهیه محصولات احمقانه ای شده است که از قرار دادن برخی از آنها به دلیل مستهجن بودن معذوریم!

شیر خوارگی با سینه مضنوعی

شیر خوردن بچه از گاو

عروسک جنسی1

عروسک جنسی 2

عروسک جنسی3

 


نظرات()   
   

بررسی آثار متفکران تاریخ بشر، نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق افرادی که قرن ها به عنوان مشعل دار تمدن و باستان حقوق بشر شناخته شده اند، شدیدا ضد زن و مخالف هرگونه اصلاحی در وضع آنها بوده اند. ارسطو، پل مقدس، اگوستین قدیس، دکارت، هگل، که لگارد، شوپنهاور، کانت و دیگران هر گونه تغییر اساسی در بطن جامعه را در جهت تساوی حقوق زنان با مردان خطر جدی برای ثبات جامعه می دانستند.

http://sobheqazvin.ir/note/todaynews-58175.aspx

آیا واقعاً زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند ؟ اگر زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند چرا به مهریه و نفقه اعتراضی ندارند و چرا نمی خواهند به سربازی یا جنگ بروند ؟ چرا حتی یک پیر زنِ بیسوادِ خانه دارِ ایرانی هم خواسته هایی را مطرح می کند که حتی از مُخَیله ی رهبرانِ فمنیستها در جهان عبور هم نکرده است ؟ اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟ آیا خواسته های فمنیستهای دنیا در چهارچوب عقل (عقل دنیوی با بُرد کوتاه) است و خواسته های فمنیستهای ایرانی در چهارچوب زیاده خواهی و سوءاستفاده گری ؟

عکسی از نشست فیلم تسویه حساب در شانگهای چین

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ ... (آیه 34 نسا)

مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و نیز به دلیل آنکه مردان از اموالشان خرج مى‏کنند پس زنانِ درستکار در برابر این امتیازاتی که از مردان می گیرند ، وظایفی دارند از جمله اینکه باید فرمانبردار باشند و ... .

در آیه فوق فرموده : مرد سرپرست زن است چون 1- در زمینه های مختلفی برتری هایی نسبت به زن دارد از جمله اینکه مرد به دلیل نیروی بدنی تامین کننده امنیت زن است و به دلیل عقل کلانگری ( و نه جزء نگری ) ، آینده را بهتر پیش بینی می کند و ... . 2- از اموالشان خرج می کنند .

حال اگر زنی توانست برتری های فوق الذکر را کسب کند و نیز از اموالش خرج کند ، شاید بتوان گفت با مرد برابر است ؛ حال وقتی که با مرد برابر شد باید در تامین معیشت زندگی مشترک شود ، دیگر مهریه و نفقه نخواهد ، به سربازی و جنگ رود ، دیگر زنان نمی توانند وقتی مردی را به قتل رساندند ، با این گفته نجات یابند که آن مردِ شیطان صفت می خواسته به ما تجاوز کند و ما از خودمان دفاع کردیم و بعد هم آن زن با خیال راحت به زندگی اش ادامه دهد ، دیگر زنان نمی توانند وقتی در یک رابطه جنسی دستگیر شدند ، بگویند ما نمی خواستیم رابطه داشته باشیم ، آن مرد ما را فریب داد یا آن مرد به زور این کار را کرد و ما هم از ترس شوهر یا آبرویمان به این رابطه ادامه دادیم ، دیگر نمی توانند وارد قسمت مردان در اتوبوس و مترو شوند و به مردان بگویند که شما بلند شوید و ما جای شما بشینیم ، دیگر نمی توانند حکمی را برخلاف حق ، به نفع خودشان تغییر دهند ، دیگر نمی توانند شوهرانشان را به زندان بیاندازند و دوست پسرهایشان را به بالای چوبه دار بفرستند و ... .

اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟

عواقب تاثیرپذیری فوق : افزایش آمار طلاق ، تجاوز ، خودارضایی ، همجنس بازی ، رواج بی منطقی در خانواده و جامعه ، نابودی اخلاق و ادب و ... .

چرا بعضی از مردان ایرانی طرفدار فمنیستها هستند ؟

پاسخ : جهل ، جوگیر بودن ، دهن کجی به فضای حاکم ، داشتن صفتهای زنانه ، تاثیرپذیری از آنچه میان پدر و مادرشان در دوران کودکی اشان گذشته ، نوعی نیاز جنسی خاص به زن (که وقتی زن ، چنین مردی را تحقیر می کند به آن مرد احساس لذت بیشتری منتقل می کند) ، مردانِ سوءاستفاده گری که دخترانی دارند و می خواهند دخترانشان را به حداکثر قیمتِ ممکن عرضه کنند و ... .

تاثیر فمنیستها در تحریف ترجمه و تفسیر قرآن :

به مواردی از این تحریفها اشاره می کنیم :

علاوه بر تحرفهایی که در مجالس خصوصی می شود ، در کتاب قرآن دوره ابتدایی ، آیه « بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » که معنایش این است که : « دختران زنده به گور شده به چه جرمی کشته شده اند ؟ » ؛ اینگونه ترجمه شده است : « به دختران احترام بگذارید » .

در یکی از سایتهای قرآنی در پاسخ به اعتراض یکی از دختران که گفته چرا خدا در قرآن آورده که « مرد می تواند درصورت فرمان نبردن زن ، او را بزند » ، احتمالاً پس از لرزه ای که به تنِ این مفسر افتاده ، گفته : منظور قرآن این نبوده که زنش را بزند بلکه منظور این بوده که با مسواک به زنش اشاره کند . حال این مسواک از کدام کلمه آیه مربوطه استنباط شده ، جای تعجب دارد که هیچ ؛ بلکه جای خنده دارد به این همه ذلت و وحشت از جریانی تبهکار که با خدا و احکام خدا در جنگ هستند .

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=4&AYID=34

 فمنیستهای ایرانی دوست دارند که خدا را هم تحت فرمان خود درآورند و خدا را وادار کنند که قرآنی بیاورد که همه ی آیاتش به نفع زنان باشد . البته منظور من این نیست که باید بر علیه زنان اقداماتی صورت گیرد بلکه من به کج روی و زیاده خواهی گروهی از زنان ایرانی ، ایراد می گیرم . هم کودکان و هم زنان و هم مردان در جامعه ما مشکلاتی دارند که باید حل شود و نباید با افراطی گری به نفع یک طرف ، حقوق بقیه نادیده گرفته شود .


 برگرفته شده از asheghorreza.blog.ir


نظرات()   
   

اعتراض فمینیست هانماینده فمینیست

ورونیکا ماسونه

یک نماینده حزب مخالف  دولت در فرانسه  به نام فیلیپ لوری ،در مجلس فرانسه در حین سخنرانی یک نماینده زن فمینیست که ورونیکا ماسونه نام داشت با در آوردن صدای مرغ اعتراض کرد.

موج شدید فمینیستی مردان را در اروپا تحت فشار گذاشته است و به دلیل حمایت های گسترده صهیونیست ها و سرمایه داران از این گرایش های فرامانسونری کمتر کسی در اروپا پیدا می شود که چنین دل و جراتی داشته باشد.

فیلیپ لوری با این کار شجاعانه اش اعتراض نمایندگان زن را برانگیخت و آنها ( فمینیست ها) قرار شده یک تظاهرات به نشانه اعتراض ترتیب دهند.

متاسفانه بنا به فشارهای فمینیسم ، او به پرداخت یک چهارم حقوقش محکوم شده است.

دیو فمینیسم به طرزی در جامعه اروپا رسوخ کرده که مردان و جامعه را به ستوه آورده است. به امید اینکه مردم کشور ما با بیداری در مقابل این موج وارداتی که امروزه به دست فمینیست های چادری در کشور در جریان است مقابله کنند تا به چنین روز فضاحت باری دچار نشویم. کما اینکه تا کنون تا حد زیادی شده ایم که بیداری نخبگان سیاسی و فرهنگی را نیاز دارد.

فیلیپ لوری

فیلیپ لوری

 

منبع : نقل خبر با تغییر لحن نوشتاری از سایت شبکه خبر.


نظرات()   
   

تظاهرات حجاب مردم سوئد

اخیرا در سایت های مختلف خبری و سایت های فمینیستی زنان که تحت پوشش نهادهای به اصطلاح مردمی مورد حمایت بخش های مختلف فعالیت می کنند خبری منتشر شده است با مضمون تظاهرات و رفتار نمادین زنان سوئدی در دفاع از یک زن با حجاب که مورد هجوم یک مرد قرار گرفت.
عده ای از سایت ها بدون دیدن جوانب امر به انتشار این خبر دست زدند و خواستند اقبال جهان نسبت به مساله حجاب را نشان دهند. عده ای دیگر در راستای هدف ننگین سایت های وابسته به صهیونیسم دست به انتشار این خبر زدند. که در واقع نوعی ترویج فمینیسم تحت عنوان جآمعه دموکراتیک و دموکراسی دروغین بی بی سی است و نوعی فریب زنان مسلمان و تزویر برای آنها برای جلب شدن به فمینیسم ضد خانواده است و اکثر نظرات کاربران هم نشان می دهد فریب خورده اند و اتفاقا گویا هدف این سایت ها و  سایت های تحلیلی خبری زنانه از انتشار این خبر نیز همین بوده است که نشانگر اهداف روشن این سایت ها و عزم جدی آنها برای رفرم فرهنگی و برقراری سکولاریسم و سیاست های امپریالیسم است از این رو که نظرات محترمانه و کاملا منطقی کاربران ما در بیان دروغین بودن این فریب رسانه ای نشان داده نشد و هیچ گونه تلاشی مبنی بر روشنگری در جهت دروغین بودن این پیام از جانب آنها صورت نگرفت!

این حرکت زنان در سوئد نه تنها حرکتی در راستای دموکراسی نیست، نه تنها نشان دهنده آزادی بیان نیست، بلکه نشان دهنده جنسیت پرستی و سلیطگی زنان آنهاست که بشریت را در جنسیتشان خلاصه می کنند. و نشان دهنده یک عده مزدور و قلم به مزد است که در راستای آمال و خواسته های دیوثان و بی غیرتان قلم می رانند و به سفارش آنها در مطبوعات دنیا کار می کنند!


متاسفانه سمت گیری اغلب سایت های خبری و تحلیلی ترویج فرهنگ غربی است.
منبع اصلی این خبر BBC بوده است. همان طور که می دانید بی بی سی به دروغگوترین و جو ساز ترین رسانه خبری در دنیا معروف است.
سوئد از جمله فمینیستی ترین کشورهای دنیاست. اگر در این زمینه در مرتبه اول نباشد در دوم هست .حتما در جریان ماجرای گروه فمن که لخت و عور تظاهرات کردند هم که هستید؟
مخالفت گروه فمن با بیداری اسلامی و حجاب زنان بود. بارها و بارها همین زنانی که اتفاقا شخصیت های معروف فمینیست هستند در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد اسلامی و ضد حجاب شرکت داشته اند.
حالا چه شده که اینها نسبت به مخالفین حجاب معترض شده اند؟
اولین پاسخ به این سوال در تبلیغات فمینیستی و مطرح کردن این کشورها بعنوان کشور دموکراتیک و ایده آل مطرح است.
کشورهای غربی و بی بی سی صهیونیستی به دنبال تبلیغ و مثبت کردن وجهه فمینیسم در جهان مسلمان هستند. که هم با موج بیداری اسلامی مقابله کنند و هم بتواند شالوده خانواده اسلامی را به هم بریزند!
پس فریفتن زنان مسلمان و معرفی سوئد بعنوان یک مطالبه و جامعه ایده آلی آنها شد یکی از  موارد!
مورد دوم همانا خود فمینیسم و جنسیت پرستی است. در سوئدی که مردان محدودیت پوشش مردانه دارند و بنا به محدود نبودن پوشش زنانه وادار می شوند تا در فصل گرم برای خنک شدن دامن و تا-پ بپوشند،مردانی که مدام در سوئد بر سر آنها زده می شود. مردانی که در محاق حقوق زنان خفه شده اند و بدترین خشونت ها در آنجا بر آنها روا داشته می شود!
زن زدگی تا جایی که برای مردان جایی در خانواده نیست. در کشوری که حتی وزیر دفاع هم زن است.
تولید نسل منفی و انقراض نسل دولت را وادار به دادن امتیازاتی به زنان کرده است تا تمایل به فرزند آوری پیدا کنند و باز هم فایده ای ندارد.
ازدواج زن با زن و همجنس گرایی زنانه در آن بیداد می کند. مردان هم همجنس گرا شده اندو…
متاسفانه یک چنین جامعه جنسیت پرستی باید بشود الگو برای ما. سیستم نژاد پرستی برتر از سیستم جنسیت پرستی است. زیرا سیستم نژاد پرستی درصدی از مردم دنیا را نادیده می گیرد و له می کند ولی سیستم جنسیت پرست فمینیستی نیمی از مردم دنیا(مردان) را نابود می کند. و بزرگترین دشمن خانواده است…

مطالب از این دست متاسفانه مدت هاست که در سایت های خبرگزاری ها و سایت های وطنی فمینیست گرا جا خوش کرده است و متاسفانه هیچ کس تو دهنی به اینها نمی زند!

ای کاش سایتی پر بازدید تر داشتیم و جواب این هجمه های فمینیستی که نوک پیکان جنگ نرم هستند می ایستادیم.

متاسفانه اینها با این تبلیغات وجوه منفی کشورهایی مثل سوئد را مخفی می کنند و به خواننده یک دید آرمانی و جامعه ایده آل را می دهند. بدینوسیله یک سلسله باورهایی در ذهن مخاطبین میلیونی و یا چند صد هزار نفره خود ایجاد می کنند. به مرور زمان اینها سبب اطمینان و باور جوامع سکولار و پوشالی غربی در نزد مردم می گردد. این منجر به یک سلسله خواسته هایی می شود که متاسفانه آینده خانواده و مطالبات مردم را تغییر می دهد که نه برای دین و دنیای مردم مناسب است و نه برای حاکمیت!


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان ماه مبارک رمضان را به تمام هموطنان گرامی تبریک می گوید. و پیشنهاد می کند برای نابودی فمینیسم مراتب و درخواست های خود را به معظم له ارجاع دهند.

بنا بر اطلاعیه سایت مقام معظم رهبری

-
۱۳۹۲/۰۴/۱۹

اگر در دیدار دانشجویی بودید چه نكته‌ای را مطرح می‌كردید؟

هر سال در ایام ماه مبارك رمضان جمعی از دانشجویان و اعضای تشكل‌های دانشجویی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار می‌كنند و نفراتی به نمایندگی از جمع به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود درباره با مسائل مختلف كشور و جامعه‌ی دانشجویی در حضور رهبر انقلاب می‌پردازند.
امسال نیز در روزهای آینده این دیدار برگزار می‌شود. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR از كاربران خود خواسته است تا به این سؤال پاسخ دهند كه «اگر شما در دیدار دانشجویی فرصت صحبت با رهبر انقلاب اسلامی را داشتید، مهمترین نكاتی را كه با ایشان در میان میگذاشتید چه بود؟»
كاربران می‌توانند  نظرات خود را از طریق لینک زیر در سایت ایشان ارسال كنند.
 
كاربران می‌توانند نظرات خود را به شماره ۲۰۱۱۰  نیز پیامك كنند.

 

 

>>>>>>>>کلیک کنید تا وارد شوید<<<<<<

امام خامنه ای - لینک ورود به نظر

سلام امام خامنه ای. نفرین بر کسانی که گفتند شما را امام نخوانیم و امروز به شورای نگهبان دهن کجی می کنند. و هر سه سیاست معاویه یعنی زر و زور و تزویر را بکار می برند و امروز فرزندانشان فتنه های لابی های صهیونیست را با خود از لندن می آورند و از اسلام و سخنان شما آنجایی را که دوست دارند به بوق و کرنا می گیرند و آنجایی را که دوست ندارند به عکس آن عمل می کنند. آنهایی که سایت های خبری با بازدید میلیونی در روز را به فمینیسم و فمینیست های قدرت طلب و سلیطه اختصاص می دهند. آقا جان فمینیسم ضدخانواده رانابود کنید و ریشه فتنه های زنانه را بخشکانید و زندگی و پویایی را دوباره به خانواده ایران اسلامی باز گردانید.

* قابل توجه غیور مردان ایران اسلامی، این مطلب تا پایان ماه مبارک رمضان بعنوان پست ثابت قرار می گیرد. و مطالب جدید تر ذیل این پست اضافه خواهند شد. و سایت به روز خواهد ماند.


نظرات()   
   

یک دروغ فمنیستی وجود دارد که در اثر شکل گیری موج شدید فمینیسم تکرار می شود تا از آن بهره برداری سیاسی و ابزاری شود که قدمت آن کمتر از 16 سال اخیر است می گوید 50 نفر از افراد 313 نفره امام زمان را زنان تشکیل می دهند.

این صحبت ها معمولا برای مطرح کردن بیشتر زنان و فرستادن هر چه بیشتر فمینیست ها بر اریکه قدرت عنوان می شود که البته بارها و باراها توسط مراجع و علما رد شده است. اما گویا عده ای می خواهند با فمینیست بازی به مراجع و علما دهن کجی کنند. و نمی توان تصور کرد که با چه رویی این مطالب کذب را عنوان می کنند و چگونه از امام زمان عج خجالت نمی کشند و چگونه می خواهند پاسخ امام زمان را بدهند. چطور دلشان نمی سوزد که اینگونه دل امام زمان را خون می کنند؟!!!

در روز 16 تیر 1392 سایت تابناک به نقل از دبیر کل جامعه به اصطلاح اسلامی زنان خبر ذیل را نوشت که ضمن نقل آن نقد آن را هم می آوریم.

معصومه رضایی

معصومه رضایی

نقل خبر.....

 عنوان خبر: چرا یک زن با اشتون مذاکره نکند؟
کد خبر:   
۳۳۰۱۵۳              تاریخ  انتشار: ۱۶ تیر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۳        سایت: تابناک

متن خبر

دبیرکل جامعه اسلامی زنان گفت: کشورهای غربی یک زن را برای مذاکره در زمینه مسائل هسته‌ای ایران انتخاب کرده‌اند، آیا ما زنی به توانایی اشتون نداریم که آقای جلیلی را برای مذاکره با او انتخاب کرده‌ایم؟

معصومه رضایی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به حضور کاترین اشتون- رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا- به عنوان مذاکره‌ کننده اروپایی مسائل هسته‌ای، اظهارکرد: مگر ایران ام‌القرای جهان اسلام نیست و الگوی زنان ایرانی حضرت فاطمه (س) و حضرت زینب کبری (س) نیستند از سوی دیگر مگر 50 نفر از 313 یار امام زمان را زنان تشکیل نمی‌دهند، پس چرا ما به زنان در ایران اهمیت کافی نمی‌دهیم؟

وی در زمینه بحث رجل سیاسی افزود: در بین زنان نیز رجل سیاسی وجود دارد و همان گونه که آیت‌الله بهشتی هنگام تصویب قانون اساسی فرمودند زن هم می‌تواند جزو رجل سیاسی قرار گیرد.

رضایی در پایان با تأکید براینکه بحث رجل سیاسی تفسیر شود، گفت: امیدوارم که این مشکل از سر راه زنان برداشته شود، هنگامی که جمهوری اسلامی ادعا دارد که در ایران بهترین حکومت دنیا برقرار است و زنان مسلمان الگویی به عظمت حضرت فاطمه (س) را دارند، قرار نگرفتن زنان جزو رجل سیاسی، شان نظام جمهوری اسلامی را در دنیا کاهش می‌دهد. این در حالی است که زنان باید از چنین حقی برخوردار باشند.

{لینک خبر در تابناک}

نقد خبر.....

مانند همیشه عوامی که وارد سیاست شده اند به جای اینکه خودشان قوانین بازی را تعریف کنند،پیشنهاد می دهند تا در زمین دشمن بازی کنیم. چنین افرادی که رسیدن به وضعیت کنونی غرب نهایت آمال و آرزوهای آنهاست ، معیارهای توسعه یافتگیشان را بر اساس تعریف غرب تعیین می کنند و به جای در نظر گرفتن منافع ملی، پیروی کورکورانه از آنها را سرلوحه خود قرار می دهند.

چرا غربیان نباید خود را با ما وفق دهند و فردی متناسب با انتخاب ما را برای مذاکرات انتخاب کنند و همیشه این ما هستیم که باید منفعلانه به ساز آنها برقصیم؟!

امروز این افراد پیشنهاد می کنند چون مسئول مذاکره اتحادیه اروپا یک زن است ما نیز زنی را در این پست بگماریم. و فردا نیز اگر یک بچه،یک دیوانه و یا یک حیوان از طرف آنها به این پست گمارده شود، یقینا پیشنهاد این عوام سیاسی پیروی کورکورانه و دادن این پست به موجودی مشابه آنها خواهد بود. 

و اما زن بودن 50 نفر از اصحاب امام  که یک روایت ضعیف و نامعتبر دارد قبلا توسط مراجع و علما رد شده بود و کاملا مبرهن است که هیچ یک از اصحاب 313 نفره امام زمان زن نیستند.دیدگاه ما طبق نظر به فرمایش فقها و علما و کتب معروف و مرجع فقهی است نه نظر خودمان. متاسفانه برای یک سرما خوردگی ساده همه می گویند باید به پزشک و متخصص مراجعه کرد اما به دین و فقه که می رسد همه متخصص دین از آب در می آیند و این چیزی است که اتفاقا دستاویز خوبی برای عده ای فعالین حقوق زن و فمینیست های کذاب شده است.

* ماجرای زن بودن 50  نفر از یاران امام زمان از کجا ورد زبان فمینیست ها شد؟

این ماجرا از زمانی مطرح شد که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین در شهریور ماه سال 88 برای توجیه کردن معرفی سه زن بعنوان وزرای کابینه اش متوسل به روایتی نامعتبر شد که پاسخ قاطع آیت الله علم الهدی نماینده ولی فقیه در مشهد مقدس را به دنبال داشت.

ایشان فرمودند: " : اگر بناست یك مستند شرعی برای رئیس‌جمهور متدین وابسته به ارزش‌‌های دین مطرح باشد كه تعبد و تقید به شرع دارد، حداقل باید با بزرگان روحانیت در این زمینه مشورت شود. اینكه می‌گویند 50 نفر از 313 یار امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف زن هستند، همچنین چیزی نیست. در كتاب شریف بحارالانوار در جلد 52، بیش از 10 روایت در این‌باره و درباره 313 اصحاب، كلمه «رجل» آمده و به غیر از یك روایت كه كلمه «رجل» نیامده، در همه روایت تصریح شده كه این 313 نفر مرد هستند.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: شاید ایشان از كسی این مطلب را شنیدند و این شنیده از شایعات است. شایعه در اطراف موضوع امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف زیاد است اما در همه روایات پیرامون این موضع آمده است كه این 313 نفر مرد هستند و باید در این زمینه به علما مراجعه كرد."

وی تصریح كرد: "ما نمی‌خواهیم بگوییم از خدمات زنان و توانایی‌های آنها نباید استفاده كرد اما در اسلام عرصه وظایف زنان و مردان در عرصه اجتماعی و خانوادگی مشخص شده است و بزرگان و اندیشمندان باید بنشینند و این عرصه‌ها را معرفی كنند.

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان اینكه در عالم وجود، زنی مقتدرتر، عالم‌تر، با استعدادتر و مدیرتر از حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها وجود ندارد، گفت: اما در شرایطی كه پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله و حضرت علی علیه‌السلام در مدینه حضور نداشتند و باید شهر مدینه را در غیبت پیامبر كسی اداره می‌كرد، هرگز مدیریت را به ایشان نسپردند اما در جایی كه وظیفه حضرت زهرا سلام الله علیها ایجاب می‌كرد، برای مقابله با ارتجاع پس از انقلاب نبی مكرم اسلام یكه و تنها به میدان آمده و ایستاد و مقابله كرد و محصول آن امروز 300 میلیون گوینده اشهد ان علی ولی الله است و این نتیجه قهرمانی حضرت زهرا بود و ثمره تقسیم مسئولیت‌ها در اسلام است.

وی ادامه داد: پایبندی به ارزش‌های اسلام و انقلاب و استكبارستیزی خصوصیت برجسته‌ای در رییس‌جمهور است كه باعث شد متدینین ما با اكثریت آرا او را انتخاب كنند بنابراین باید در رأس مطالبات و توقعات مردمی مطالبات دینی و توقعات دینی آن‌ها قرار گیرد و شكل كار ما نباید به گونه‌ای باشد كه یك عده فمینیست ملحد بی‌دینی كه خدا را قبول ندارند، در دنیا خوششان بیاید.

امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به سخن امام راحل كه فرمودند "اگر كاری كردیم و جریان‌های غربی از ما خوش‌اشان آمد، باید در كار خود تردید كنیم"، گفت: اینكه چند وزیر زن معرفی شوند و جریان‌های فمینیستی داخل و خارج شاد شده و كف بزنند، همان سخن امام رحمة الله علیه را بازگو می‌كند.

وی با اشاره به اعلامیه امام راحل در پاییز 1341 كه فرمودند برابر دانستن زن و مرد بدعت است، عنوان كرد: وظیفه ما به عنوان یك طلبه تذكر دینی دادن است و هدف تضعیف دولت نیست."

{لینک منبع در رجانیوز}


نظرات()   
   
یکشنبه 12 خرداد 1392  09:12

در طول سالیان دراز فعالیت دانشجویی به نتایجی رسیده‌ام که بعضا با مشهورات این فضاها متفاوت است. یکی از این نظریات ماجرای “فمنیسم چادری” یا فمنیسم التقاطی است. دوستانی که من را از نزدیک می‌شناسند از قدمت این نظراتم آگاهند. و در جمع‌های کوچک‌تر چنین مطالبی را طرح کرده‌ام. اما هرگز چنین مباحثی را در عرصه‌ی عمومی (مثلا وبلاگم) به صراحت طرح نکردم. دلایلی داشت که به نظرم صحیح بوده و هست. مدتی پیش به بهانه‌ی جلسه‌ی گفتگوی دانشجویی در دانشگاهمان، میلی را به بعضی گروه‌های خصوصی زدم و نکاتی گفتم. سرکار خانم دمنه در وبلاگشان این بحث را به صورت عمومی طرح کردند. لذا “مجبور” شدم تا سلسله مباحثی را در این باره و خطرات شدید آن مطرح کنم. در این یادداشت اشارتی می‌رود به ماجرای فمنیسم چادری. که البته ناظر به یادداشت وبلاگ عصا است. تفصیل می‌خواهد این مباحث که به مرور خواهد آمد.

*****

فمینیست های چادری

پس از انقلاب یک نسلی از زنان رشد کرده است و همچنان در حال بازتولید که دچار دوگانگی تقید به دین و زیست مدرن است. این البته نه فقط مشکل زنان که مشکل جامعه است. جستجوی الگویی برای چگونگی زیست یک مسلمان در دوران حاضر.
فمنیسم در واقع نمایش مدرنیته در نگاه به زن و مسائل مربوط به آن است. از حقوق زن تا خانواده و حقوق فرزندان! عده‌ای از زنان برای حل این دوگانگی به کل دین را کناری نهاده و با خیال راحت تسلیم مدرنیته می‌شوند که این‌ها موضوع صحبت نیستند. اما دسته‌ای هستند که همچنان سعی می‌کنند بین دین‌داری و زیست در دنیای مدرن “هماهنگی” ایجاد کنند. و لذا معمولا به بخش‌هایی از دین پایبندند. اینان که معمولا از دختران مذهبی دانشگاه رفته‌اند، دچار گونه‌ای از عقاید و رفتارها می‌شوند. چیزی که من از آن با عنوان “فمنیسم چادری” یاد می‌کنم.

حرف‌ها، نظرات و ایده‌های فمنیستی را بیان می‌کنند، عمل می‌کنند و البته مسلمان هم هستند. حتی آیه و روایت هم برای تاییدش می‌آورند! به بخشی از دین اعتقاد دارند به بخشی نه. باطن غرب‌زده خود در حوزه‌ی فمنیسم را با ظاهری از اسلام “بزک” می‌کنند. یعنی فمنیسم التقاطی! ماجرا مال امروز و دیروز نیست! از مدت‌هاست که مارکسیسم را به همین شیوه می‌خواستند غالب کنند. لیبرالیسم را هم. دموکراسی را هم. و فمنیسم را هم! اینگونه می‌شود که تازه مسلمانی چون زهرا ر. در اوایل انقلاب ناگهان تبدیل به قرآن پژوه و صاحب نظر مسائل زنان می‌شود!

یعنی اینها آگاهانه دست به چنین برداشت‌ها و تحلیل‌هایی می‌زنند؟ هرگز! البته هستند کسانی که که منافقانه، تعمدا و آگاهانه اباطیل فمنیستی را با ظواهر اسلامی عرضه کنند. لکن در میان این قشری که عرض کردم “اصلا” چنین نیست. بندگان خدا حتی واقعا «حسن نیت» هم دارند. ولی حسن نیتی است که با عدم آشنایی عمیق با دین و البته فمنیسم و زیست در محیط ژورنالیستی، همراه شده و آثار مخربی حتی بدتر از آن سوء نیت‌ها به جا می‌گذارد. دزدی که با چراغ آید…

غرب‌زدگی مستتر و فرهنگی موجود در صدا و سیما، سینما، مطبوعات و به خصوص فضای کثیف دانشگاه چنان بر آنان در حوزه مسائل زنان هجمه آورده است که بخش زیادی از آن‌ها کم یا زیاد تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. و کار آنجا سخت‌تر می‌شود که به این تضادها و التقاط‌ها آگاه نیز نیستند. نه تنها گاها به عقاید خود صراحتا آگاهی ندارند که به لوازم منطقی آن نیز توجه و شناخت ندارند. و البته عوامل دیگری نیز هست که یکی‌اش، غرور و نخوت موجود در آنها در این تصور غلط است که اولا چون دانشگاه می‌آیند پس خیلی می‌فهمند و می‌توانند فکر کنند و نظر بدهند. و دوم و خطرناک‌تر که چون خود را مذهبی می‌دانند و سطحی از آگاهی‌های دینی نیز دارند، خود را صاحب حق می‌دانند که سخنان صریح در حوزه‌ی مذهب برانند که من از شیوه‌شان برائت جسته و از خطراتش به خداوند متعال پناه می‌برم.

و متاسفانه چون با مخالف جدی نظرات خود نیز مباحثه ندارند و نمی‌خوانند و نمی‌شنوند، به این خطرات و ایرادات خود آگاه نمی‌شوند. و این ایرادی است که در رشته‌های مطالعات زنان نیز هست. و در نبود نظرات مخالف با مغالطه‌ی پهلوان پنبه با نظرات مخالف برخورد می‌کنند و لذا ذهن‌ها و استدلال‌هایشان سطحی می‌شود. این گونه است که وقتی با من نوعی به عنوان یک مخالف عمیق و جدی برخورد می‌کنند و بحث پیش می‌آید، ناگاه چنان مواضعی اتخاذ می‌کنند که شبیه غرب‌زده‌ترین منورالفکران معاصر است. و البته بندگان خدا جداگانه فکر می‌کردند با آن عقاید مخالفند ولی خود دچار آن بودند. گاها حتی بحث‌ به جاهای خطرناک‌تری کشیده می‌شود که آدم نگران کفرگویی می‌شود! و سریع بحث را عوض می‌کنم.

در روزگاران جوانی حجم زیادی از مطالب فمنیست‌های وطنی را می‌خواندم. در کنار مطالب دیگری که به مدد دولت افسادات رواج یافت. از فرناز س. و شادی ص. تا کوچکترهایی چون پرستو د.! وقتی این قدر شباهت ادبیات بین آنها و این قشر جدید را مشاهده می‌کنم، واقعا برایم تعجب آور است. چه طور چنین شباهت و ادعاهای یکسانی ممکن است؟ لذا فمنیسم زدگی را در این تشابهات می‌توان دید. همان حرف‌ها را دارند تکرار می‌کنند…

اما ماجرا فقط به این شباهت‌ها هم ختم نمی‌شود. ماجرا این است که این ادعاها مبتنی بر عقاید دینی نیست. و لذا ناچارند دست به تاویل! خودسرانه از دین بزنند. اتفاقی که به وفور دیده می‌شود. و البته محافظه‌کارهایشان –یا زیرک‌ترهایشان- مدعی «استفاده از ظرفیت‌های مغفول در دین» هستند. و البته حرف حقی است عدم استفاده‌ی ما از همه‌ی دین در همه‌ی عرصه‌ها. لکن به نیت خطایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آیا ضدیت با فمنیسم یعنی بازی کردن در زمین غرب؟ هم آری هم نه! وقتی به بهانه‌ی مبارزه با فمنیسم در عمل به همان شیوه عمل کنی یعنی یک فمنیستی! وقتی شعار مرگ بر فمنیسم بدهی و خودت همان اعمال را انجام دهی یعنی در زمین غرب بازی می‌کنی! حتی خود غرب هم جریانات این طوری دارد! که اتفاقا این جور آدم‌ها در سر یک چیزهایی تفاهم دارند و اختلاف در نوع و شیوه‌ی اجراست!! اما وقتی اصل مساله مورد سوال قرار دهی و در حرف و عمل ضد آن باشی بازی در زمین غرب نیست. همانطور که ضدیت با کفر و شرک و شیطان بازی در زمین آن نیست. مگر آنکه در مبارزه با کفر، کافرانه عمل کنی!

اتفاقا بازی کردن در زمین غرب یعنی سوال‌ها و دغدغه‌هایت همان باشد. یعنی در دین دنبال جواب سوال‌های آنها بگردی. به جای آنکه تصویری از جامعه‌ی دینی از متن دین استخراج کنی و سعی در حل مسائلش کنی، دنبال حقوق زن در دین باشی! چه آنکه در دین برای هر کس در جایگاهش هم حق تعریف شده است هم تکلیف. زن در جایگاه مادر حقی دارد، در جایگاه دختر حقی دیگر، در جایگاه همسر حقوقی دیگر و به عنوان فردی از جامعه دینی حقوقی در اجتماع. که در همه‌ی عرصه‌ها هم تکلیف هم دارد.

تنها اشاره‌ای به اجمال رفت برای آغاز این مبحث. باید نکاتی دیگر نیز گفته شود که به مرور گفته خواهد شد.

پی نوشت:

- در یادداشت وبلاگ عصا، نکات فراوانی به صورت مبهم و بدون استدلال طرح شده است که هر کدام باید جداگانه مورد تدقیق قرار گیرد. مثلا گفته‌اند: « در فرهنگ اسلامی کار کردن اضطرار نیست بلکه نوعی سلوک انسانی برای شکوفا شدن و رشد کردن است». نخست آنکه این کار کردن به چه معناست؟ آیا شغل داشتن است؟ آیا حضرت زهرا شغل نداشتند سلوک انسانی را طی نکردند؟ یا اینکه از کجا به چنین دریافتی از فرهنگ اسلامی رسیدند. بلی برای مرد چنین است. علاقه دارم بدانم درباره زنان چگونه این نتیجه را استخراج می‌کنند؟

- در جایی نوشته‌اند: « زنان متعهد و خدمتگزار جامعه ی ما حاضر نمی شوند حتی اندکی کوتاهی کنند و هر جا که لازم باشد از همه چیز خود در راه این تربیت میگذرند. (البته در اینجا و در این مقاله معنی کلمه تربیت کمی گسترده تر از معنی رایج آن است و آن در پهنه ی دانشگاه است …)»! من واقعا نمی‌توانم بفهمم چه تصوری از تربیت کردن در ذهن‌شان وجود دارد؟ انسان‌ها که به صورت گله‌ای تربیت نمی‌شوند که شما بخواهید با چهارتا همایش در سطح دانشگاه مردم را تربیت کنید. اتفاقا آدم‌ها با ارتباط و دوستی و صمیمیت‌های فردی رشد می‌کنند. و اتفاقا مباحثی که جنگ نرم را به حضور در بین مردم و تبلیغ چهره به چهره ترغیب می‌کند بر همین مبناست. و در همین تربیت کردن کیست که نداند دوران کودکی و نوجوانی مهمترین دوران‌هاست؟ آثار حک شده آن دوران خیلی سخت عوض می‌شود. خوب بعد کودک را در دوران به این مهمی و در کار دشوار تربیت از محبت و توجه مادر فهیم محروم کرده و به مهد‌کودک‌های مروج فساد و یا مقابل تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای می‌سپارند! چرا که مادرانشان دغدغه تربیت همه را دارند!!! اتفاقا تهاجم فرهنگی از آن هنگام اهمیت یافت که مادران فکر کردند باید در خیابان به اصلاح فرهنگ بپردازند! در حالی که خانواده است که همه چیز را می‌سازد.
بعد تصور کنید چنین کار مشکلی که نیاز به تلاش و مجاهدات و فهم و مطالعه‌ی فراوان دارد چگونه سبک شمرده می‌شود!! من نمی‌فهمم چه طور خانمی که از صبح تا عصر در محل کارش با هزار مشکل روبرو می‌شود بعد می‌تواند بیاید خانه و در تربیت کوتاهی نکرده باشد؟

- درباره حضور اجتماعی زن و نیز تفاوت‌های مرد و زن (و نیز بند ۱ پی‌نوشت وبلاگ عصا) بایستی مطالب مفصل دیگری بنویسم.

یک خواهش! خیلی از بازخوردها چه در نظرات این مطلب و چه در ایمیل و … همه از یک مشکل خیلی مهم حاصل شده است. متن را با دقت نخوانده‌اند. من به ساختار منطقی جملات دقت می‌کنم. این انتظار را هم دارم که مخاطب هم دقت بکند! خیلی از حرف‌هایی که زده شده نه منطقا و نه به طور روانشناختی به بحث من ربطی ندارد!
قبل از اینکه سریع بروید یک میل انتقادی یا یک کامنت بگذارید، خواهش می‌کنم متن را دوباره و با دقت‌تر بخوان!


نظرات()   
   

روز به روز به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم. بر هیچ کس پوشیده نیست که فضای سیاسی کشور تلاطم های زیادی را پشت سر گذاشته است. متاسفانه دو چیز در کشور در حال تاخت و تاز است و به جای سیر نزولی دارد سیر صعودی را طی میکند. یکی زن زدگی فمینیستی و یکی تورم.
تمام بستر ها و تمام توان هم دقیقا در جهت تقویت این دو محور می باشد. این انتخابات می تواند خیلی مهم باشد و گفتمان کاندیداها می تواند خیلی سرنوشت ساز باشد.
یکی از مشکلات اساسی که ما امروز با آن دست به گریبان هستیم و هیچ احدی تردید ندارد، پدیده قدرت طلبی زنان و فمینیست های چادری است.
اینها در این گیر و دار می خواهند باجگیری کنند. یکی دنبال ظرفیت های زنانه رجال سیاسی است، دیگری دنبال تصاحب موقعیت های شغلی برای زنان و خفه کردن مردان، آن یکی دنبال تبدیل مرکز زنان ریاست جمهوری به معاونت زنان برای قدرت بیشتر و ظلم بیشتر بر مردان و نابودی هر چه بیشتر خانواده و استفاده از ظرفیت های کشور برای فعالین حقوق زن برای قبضه کردن قدرت و امکانات برای جنسیت بی مسئولیتی که 90 درصد طلاقها زیر سر اوست.
مرکز زنانی که کفایت لازم برای بحث زنان را نداشت چگونه می تواند به معاونت تبدیل شود؟ از گوشه و کنار می بینیم که زنان فلان روستا در قالی بافی دچار مشکلند، خدمات درمانی و پزشک مامایی و بیمارستان تخصصی ندارند،زنان بی سرپرستی که وا گذاشته شده اند،و .... آنگاه مرکز زنان می رود برای اشتغال فارغ التحصیلان دختر در رشته ها و کارهای مردانه کارگروه تشکیل می دهد. آیا اینها عدم کفایت نیست؟ آیا وجود معاونت زنان تبعیض بر علیه مردان نیست؟
فضای بشدت بد بو و زن زده دیگر کلافه کننده شده است.

ذن ذلیلی


• یک کاندیدا می گوید دنبال ایجاد فرصت های برابر بدون توجه به جنسیت است.  یکی نیست بیاید به او بگوید ایجاد فرصت برابر کاری و تحصیلی  برای زن که به سربازی نمی رود و بواسطه آن از کار و زندگی عقب نمی افتد، در قانون مدنی هیچ مسئولیت مادی ندارد،از بیکار بودن سرکوفت نمی خورد، نمی تواند در رشته مردانه کار و تحصیل کند چگونه می شود  عدالت نامیده شود. این حتی برابری هم نیست!
برابری در امکانات و اختیارات نیاز به برابری در وظایف دارد. این وظایف صرفا وظایفی نیست که در جامعه تعریف می شود بلکه وظایف شرعی و قانونی است!
کجای قانون ما به زن وظیفه نفقه را داده؟ چرا باید یک فرصت شغلی برای یک مرد که می تواند به یک شانس برای ازدواج و تامین معاش یک خانواده منجر شود تبدیل به یک شانس برای شکل نگرفتن خانواده و یا از هم پاشیدن آن بدل شود؟!
• یک کاندیای دیگر می گوید من می خواستم 10 درصد پست های سازمانی را به زنان بدهم اما با من مخالفت های زیادی شد.
یکی نیست به این کاندیدا بگوید حال در همان سازمان حدود  7 درصد پرسنل اداری زن هستند و اکثرا در بخش مدیرتی .چند درصد سازمان می تواند پرسنل اداری باشد؟ شاید کمتر از 12 درصد و بیشترشان زن و هیچ کدام در یخش خدمات فعالیت نمی کنند و حمالی و خدمات همیشه برای مردان  است . متاسفانه از این زنان خیلی هایشان هم نه تجربه دارند و نه مسئولیت مالی در زندگی.  بعلاوه اینکه خیلی هایشان مجردند. حقوق های میلیونی می گیرند پز می دهند، با غرور پشت فرمان ماشین می نشینند. سپس با دور شدن از محیط کاری چادرها را لول کرده ودرون کیف میگذارند و...
یک دختر 25 ساله فارغ التحصیل رشته مکانیک که بدون هیچ تجربه صرفا جهت تبلیغات و با استفاده از رانت و پارتی می رود رئیس یک بخش کاملا مردانه می شود و این می شود مایه اقتخار، بعد آقای مسئول سازمان که کاندیدای ریاست جمهوری هم می شود و می گوید زنان خیلی کم حاشیه تر و دقیق تر از مردان هستند!
به ایشان باید گفت آقای محترم اگر زنان کم حاشیه ترند استعفا داده و تشریف ببرید و یک زن جای شما بنشیند تا حاشیه تان کم شود چون به هر حال شما مرد هستید و حاشیه تان زیادتر از زنان است و ضمنا کارتان به تمیزی و دقت زنان نیست!

• کاندیدای دیگری پیدا می شود و می گوید من وزیران زن می گذارم. به این کاندیدا هم باید گفت آقای محترم زنان به خوبی نشان دادند ظرفیت و جنبه قرار گیری در این پست ها را ندارند! و همین طور که مقام معظم رهبری گفتند نباید به تعداد بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کرد و این انفعال در مقابل غرب است. هر جا زنان آمده اند و پستی گرفته اند با زن محوری و زن سالاری و تبعیض بر علیه مردان کار را پیش برده اند. . نتیجه اکنون این خانواده های سست و در حال تخریبی است که می بینید!
دولت و ریاست جمهوری ارث پدری هیچ کس نیست که بخواهد هر طور دلش خواست برای خودش تقسیم بندی کند.

• رئیس جمهور می آید و در همایش 50 زن برتر می گوید بعضی ها اسم زن می آید یک جوری می شوند!!!
 کاش می شد بگویند چطور می شوند؟؟؟!!!!!  بعد می گویند خوب اگر مردان می بینند به فساد می افتند به خانه بنشینند و زنان بروند و کار کنند.!!!
آخر کسی نمی پرسد چه کسی به شما گفته همه چیز زنان هستند و مرد هیچ نیست؟ کدام آموزه این را به شما آموخته است؟ چرا می خواهید با تبدیل مرکز زنان ریاست جمهوری به معاونت زمینه ساز اقدامات احساسی و نسنجیده زنان و بروز بیشتر تشنجات اجتماعی و سیاسی و حتی خانواده که سنگ بنای یک کشور است شوید؟!!!
• شخص دیگری از مسئولین بر خلاف نظر قرآن و فقها و مراجع و احادیث، اجازات خروج زنان بدون اذن شوهر را مصداق افراط می داند  و از سوی دیگر افراطی که در مسیر حقوق زنان به شکل لیبرال وجود دارد نمی بیند!

فمینیست ها به طریق فاشیستی و دقیقا با دروغ هولوکاستی ظلم تاریخی بر زنان مدام عرصه را بر مردان تنگ تر می کننند و از حقوق اسلامی و شرعی مرد می زنند و به جیب زنان می ریزند بهانه را بر تغییر روش زندگی و مدرنیته می گذارند و عجیب است که چرا قصد ندارند به هیچ عنوان این تغییرات و به روز شدن را در حوزه وظایف قانونی زنان بیاورند و چرا برابری را نمی خواهند در وظایف و حتی مجازات ها ببینند!

یکی پیدا شود درب این زنانه بازی ها و مراکز زنان و فراکسیون ها و ... را برای همیشه تخته کند و فضای جامعه و سیاست را از گرداب فمینیستی نجات دهد.
در جامعه اسلامی جای این حرفها نیست. وقتی اسلام حد  حدود هر کسی را مشخص کرده و به هر کس به فراخور وظایفش مدبرانه حق  و حقوق داده است دیگر نیازی به حضور لجام گسیخته ی زنان نیست.
باید این زنانگی را از جامعه رخت بر بندد. باید با این کار تنش های خانوادگی زدوده شود و ازدواج جونان و اعتماد و دوستی دوباره برگردد. باید دختران ما از این بدبینی ها نجات یابند.
رهبر معظم در دیدار اخیر خود در جمع زنان فرمودند باید به شکل طلبکارانه در عرصه جهانی حقوق اسلامی زن را مطالبه کنیم. متاسفانه زنان ما فقط طلبکارانه اش را دیدند و عرصه را بیش از خارج به داخل آورده اند و به جان مردان افتاده اند.
اینها با دادن امتیازات به زنان ، مردان را خلع ید می کنند بعد می گویند مرد کفایت ندارد و باید دولت از زنان حمایت مالی و معنوی کند. که خلاف فرموده رهبر و شهید مطهری و بزرگان انقلاب است . بر خلاف احادیث و روایات است. برخلاف قرآن است. شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می گوید نباید دولت با حمایت مالی از زنان جای شوهر را در زندگی زنان بگیرد زیرا این باعث تضعیف جایگاه مرد و منتفی شدن نقش او و از هم پاشیده شدن زندگی می شود. همان طور که در غرب این طور شد و زن منهای مرد معنا پیدا کرد.
در برنامه بیست ساله توسعه که بسیاری از فعالین زن در ایران با استناد به آن کارهای اشتباهشان را توجیه می کنند و یا ماده 230 برنامه پنجم توسعه که کلی بند در زمینه خانواده دارند و توانمند سازی زنان سرپرست خانور و یا بد سرپرست در آن اولویت دارد ما دو تعبیر داریم؛

تعبیر فمینیستی : می گوید زنان را توانمند کنید ومستقل از مردان کنید و مستقیما از آنها حمایت کنید تا نقش مرد از بین رود و دولت شوهر دوم و یا در جای شوهر قرار بگیرد و حال اولویت را بر زنان بدسرپرست و بی سرپرست بگذاریم که البته عملا دیده شده اولویت حتی بر زنان بی سرپرست و بدسرپرست هم نبوده است چون هنوز تکلیف زنهای مشکل دار مشخص نشده مرکز زنان و فراکسیون زنان مجلس به دنبال کسب سرمایه و اشتغال برای دختران فارغ التحصیل بی نیاز است. این را از تشکیل تیم های ویژه و کارگروه ها و میزگرد ها و مطالبات آنها می توان دید!

تعبیر اسلامی: بر اساس این تعبیر ما میگوییم اغلب مردان در زمره ی مردان بدسرپرست قرار ندارند.ممکن است کم توان باشند که باید تقویت شوند  که البته این هم در اثر فعالیت های فعالین حقوق زن است. اینها با تضعیف نقش مرد در عرصه های اقتصادی و مدیریت خانواده و انزوای مردان از نقش اصلی و بیرون کشیدن زنان از خانه ابتدا سعی می کنند اکثریت مردان را وارد حیطه بدسرپرست و به حاشیه رفته بکنند تا حمایت های فاشیستی از زنان به عمل آورند و این به قیمت نابودی خانواده باشد.
تعبیر اسلامی از برنامه بیست ساله و برنامه پنجم توسعه و ماده  230 این است که طبق فرموده مقام معظم رهبری توانمند سازی در راستای خانواده محوری باشد و طبق گفته شهید مطهری حمایت از طرف شوهر باشد. در کتاب نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری صراحتا در بخش دولت به جای شوهر فرموده اند شکی در این نیست که زن باید بر کسی تکیه کند و آن شخص باید شوهر باشد. یعنی برادر گرامی آقای رئیس جمهور، آقای رئیس مجلس، سران سه قوه و تمامی مسئولین بدانید توانمند کردن زنان در گرو توانمند سازی مردان است. اگر مرد توانمند شود که طبق قرآن رئیس و قوام خانواده است و تکیه گاه زن است طبق شرع و قانون زن از حمایت هایش بهره مند می شود و خود به خود توانمند می شود. تازه به هزینه کمتری هم نیاز دارد! اما اگر مرد ضعیف شد برای قوی کردن زن بودجه بیشتری نیاز است و در ضمن باید غزل خانواده را هم خواند!
عقل حکم میکند شما توانمند سازی را برای کسی انجام دهید که مسئولیت قانونی بر دوشش نهاده اید! نه اینکه نفقه را از پدر بخواهید و کمک هزینه مهد کودک را به مادر بدهید. نه اینکه هنوز روستاهای ما و شهرهای کوچک ما امکانات کافی برای ورزش و بهداشت زنان ندارند فمینیست ها بروند با زور و نعره کشی روی موتور سواری و جمع کردن امکانات برای یک عده خاص کار کنند و برای ورزش قهرمانی با بودجه های  میلیاردی و میلیونی تلاش کنند و از بقیه غافل شوند. تمام این موارد بادید کلان و توسط مردان هم قابل انجام است. اگر قرار است از زنان سرپرست خانوار حمایت شود ، این نیاز به یک کار آماری و در نظر گرفتن بودجه دارد و این کار توسط مردان هم قابل انجام است. هیچ لزومی ندارد متولی امر برای این مناصب یک زن باشد.
با توجه به بی جنبگی های دیده شده از بیشتر مسئولین زن، بهتر است در شرایط بحرانی کنونی این تفکر قرار دادن زن بر سر قدرت کنار گذاشته شود و این تنش ها خاتمه یابد!
رهبر معظم در دیدار اخیر با زنان بر ایجاد تشکل های منسجم برای زنان تاکید کردند، اما در خلال صحبت ها فرمودند نباید به تعداد بالای زنان در مناصب اجرایی و ... افتخار شود. از این بیانات برداشت می شود لزومی ندارد متولیان این امر لزوما زن باشند و می توانند مرد هم باشند. چه بسا که شواهد نشان میدهد بسیاری از آقایان بیشتر از خود زنان سنگشان را به سینه می زنند!
 این جمله که زن می داند که زن چه می خواهد و باید متولی زن زن باشد و فقط زن زن را درک می کند یک بیان فمینیستی معروف در دنیاست و اتفاقا در میان فمینیست های همجنسگرا بسیار معروف تر و معمول تر است.
لذا امیدواریم امر تبدیل شدن مرکز زنان به معاونت زنان در ریاست جمهوری محقق نشود که اگر شد منتظر فتنه هایش هم باید بود! امیدواریم دیگر در مجلس فراکسیون زنان نباشد و اگر زنی در مجلس حضور یافت برای کل ملت باشد نه برای بخشی و یا گروهی و یا جنسیتی خاص!
باید مسئولین این زن ذلیلی  و بخشی نگری را کنار بگذارند و با سنجش شرایط موجود و وضعیت بحرانی مردان که بخصوص در سالهای اخیر در اثر بی عدالتی های فعالین زن تشدید شده است را به بهترین شکل تغییر دهند!
باید قدرت و اختیار مردی که مسئول زندگی تلقی می شود و مسئول معاش و محافظت از خانواده است احیا  و استیفا شود.
باید نگرش زن محور در باتلاق برای همیشه مدفون شود.
شما را به خدا به داد خانواده ها برسید!


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic