کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر حکم اعسار

چه کسانی معتقدند که قوانین ایران مرد سالار است؟

خشونت علیه مردان

 

«نکته ظریفى در اینجا نهفته است. بنده هم اکنون، زن شرعى و قانونى خود را در اختیار ندارم که هیچ، پیش قسط مهریه را باید بدهم، قسط مهریه را هم بدهم، نفقه ایام گذشته را هم بدهم، نفقه فعلى خانم را بدهم و دست آخر با همه این تفاسیر و پرداخت تمامى این حقوق، اینجانب حق مطالبه زن شرعى خودم را هم نداشته باشم. واقعاً جالب است نه؟خانم تا پایان اقساط مهریه در خانه پدرش تشریف داشته باشد، هر کارى دلش خواست انجام دهد، هر جایى دلش خواست برود و انگار نه انگار که شوهر دارد».

 

ذلت مردان در سایه قوانین زن سالارزن سالاری و قانین زن سالارانه

داستان واقعى زیر روایتى کوچک از مشکلاتى است که امروزه متأسفانه جوانان ما را به راهروهاى شلوغ دادگاه خانواده کشانده است. هرچند قوانین گاه مى تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرند ولى آشنایى به حق و تکلیف در مسایل خانواده و تشکیل زندگى و همچنین رعایت مسایلى چون میزان مهریه و تناسب آن با درآمد شوهر و البته رعایت شأن همسر و شناخت کافى قبل از ازدواج راهگشاى بسیارى از مشکلات خواهد بود.
باسلام خدمت همه بزرگواران جهت استحضار، اینجانب دو سال است که در دادگاه خانواده از پله ها بالا و پایین مى روم ولى کسى صداى من را نمى شنود. کارشناسان محترم یا قضاتى که این مطلب را مى خوانند لطف بفرمایند بگویند که آیا اینجانب مورد ظلم قرار گرفته ام یا خیر؟ اینجانب یک جوان ۳۱ ساله، کارمند قراردادى یک شرکت دولتى، به قصد زندگى و تشکیل خانواده در سال ۸۲ با یک خانم لیسانسه ازدواج نمودم.خانم بلافاصله بعد از عقد نصف مهریه را به اجرا گذاشت و اینجانب را به زندان انداخت. بعد از دو سال دوندگى و زندانى شدن و تحمل کلى مشقت و گرفتارى و عبور از مراحل اعسار و تقسیط دادگاه بدوى، دادگاه تجدیدنظر، اعاده دادرسى و تغییر حکم اعسار، آخرین حکم فعلاً این شده است که ۵۰ عدد سکه به عنوان پیش قسط مهریه و مابقى ماهیانه یک و نیم سکه در حق زوجه پرداخت کنم که هم اکنون در حال پرداخت هستم. سال گذشته نیز دادخواست تمکین دادم که به استناد حق حبس (ماده ۱۰۸۵) (۱) رد شد. الان هم خانم شکایت نفقه را مطرح کرده و نفقه ایام گذشته و حالا را مى خواهد. طى این مدت نیز دو بار نسبت به اجاره آپارتمان در دو نقطه تهران اقدام نمودم و زیربار کلى بدهى مالى رفتم که موجبات زندگى مشترک را فراهم کنم و براى خانم اظهار نامه فرستادم که کلیه لوازم زندگى مشترک مهیاست و تشریف بیاورد ولى نامبرده هیچگونه ترتیب اثرى نداد. در مجموع، خانم نه سر خانه و زندگى مى آید و نه حاضر است طلاق توافقى بگیرد، فقط پول مى خواهد.آیا اگر کسى بخواهد با استفاده از مفاد قانون، موجبات ضرر و زیان، اذیت و آزار و اخاذى از دیگران را فراهم آورد، آیا قانون با این شخص مقابله مى کند یا دست او را باز مى گذارد؟ اینجانب در ۲۹ سالگى با کلى قرض و وام، ازدواج کردم که زندگى کنم و مثل بقیه از جوانى و زندگیم لذت ببرم. در دوران مجردى نیز جز تحصیل و کار، دنبال چیزهاى دیگرى که برخى جوان هاى امروز دنبالش هستند نبودم. حال لطفاً کمى دقت بفرمایید. نکته ظریفى در اینجا نهفته است. بنده هم اکنون، زن شرعى و قانونى خود را در اختیار ندارم که هیچ، پیش قسط مهریه را باید بدهم، قسط مهریه را هم بدهم، نفقه ایام گذشته را هم بدهم، نفقه فعلى خانم را بدهم و دست آخر با همه این تفاسیر و پرداخت تمامى این حقوق، اینجانب حق مطالبه زن شرعى خودم را هم نداشته باشم. واقعاً جالب است نه؟خانم تا پایان اقساط مهریه در خانه پدرش تشریف داشته باشد، هر کارى دلش خواست انجام دهد، هر جایى دلش خواست برود و انگار نه انگار که شوهر دارد. شاید فکر کنید که این ها همه افسانه است و در واقعیت هیچ دختر تحصیلکرده اى حاضر نیست عمر خود را در چنین بازى تلف کند و هیچ پدرى حاضر نیست اینچنین به وسیله دخترش اخاذى کند ولى باور کنید چیزهایى که گفتم تماماً عین واقعیت است.
به طور کلى و به نظر شما تکلیف جوان هایى در شرایط اینجانب چیست؟ عدم تمکین زوجه که قانونى است پس مجوز ازدواج دوم براى اینجانب صادر نمى شود، به فرض هم که بشود، کدام دختر خانمى حاضر است که وقتى اسم یک دختر دیگر در شناسنامه من است به عقد من درآید؟ به فرض محال هم که چنین دخترى پیدا شود، بنده هرچه را که طى چند سال کار و زحمت به دست آورده بودم به عنوان پیش قسط مهریه یکجا تقدیم خانم کردم، پس پشتوانه و قدرت مالى براى شروع و اداره یک زندگى دیگر را به هیچ وجه ندارم و تا خرخره زیربار بدهى هستم. در حال حاضر هم جمع اقساط ماهیانه اى که بابت مهریه و نفقه به نرخ امروز طلا (قضیه برای سالهای گذشته است) باید به خانم بدهم حداقل ۳۰۰ هزار تومان در ماه است. مگر من چقدر حقوق مى گیرم که هم این مبلغ را هر ماه بدهم و هم بروم یک زندگى دیگر را اداره کنم؟ قضات محترم دادگاه بدوى و تجدیدنظر هم که انصافاً عدالت را در حق اینجانب تمام کردند و من نمى دانم از کجا به این نتیجه رسیده اند که اینجانب اول زندگى، از نظر مالى توان پرداخت ۵۰ عدد سکه طلا را دارم؟ به فرض هم که یک و نیم سکه در ماه متناسب با درآمد اینجانب باشد، آیا پرداخت پیش قسط ۵۰ عدد سکه نهایت بى انصافى و ظلم در حق اینجانب نیست؟
جالب تر از همه این که قضات محترم دادگاه بدوى و تجدیدنظر وقتى با چشم خود مى بینند که دختر خانم به قصد اخاذى شوهر کرده و از اول، زندگى مشترک در کار نبوده و نیست و خانم فقط پول مى خواهد، به جاى کمک به من، آب به آسیاب خانم مى ریزند که راحت تر و زودتر به نیتش برسد. به واسطه همین حکم آخر، اینجانب یا باید ۵۰ عدد سکه طلا پیش قسط بدهم یا دوباره بروم زندان، جالب تر از همه موارد فوق این است که بنده تمامى این حق و حقوق را به زنى مى دهم که آن زن فقط روى کاغذ متعلق به من است ولى در واقعیت نه او را مى بینم، نه با او زندگى مى کنم، نه با او تلفنى صحبت مى کنم، نه او را در اختیار دارم و نه مى دانم کجا مى رود و با چه اشخاصى رفت و آمد دارد.
آیا به نظر شما فساد، مشکلات روحى و روانى، اعتیاد و سایر معضلات فعلى جامعه از کجا آمده است و چه عواملى در به وجود آمدن آن ها دخیل بوده است؟
از خداوند متعال آرزو دارم در سال جدید هیچ بنده خدایى گرفتار نشود و گرفتارى همه گرفتاران در این سال ختم به خیر شود.
پى نوشت:
۱- ماده ۱۰۸۵ قانون مدنى: زن مى تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفى که در مقابل شوهر دارد امتناع کند، مشروط به این که مهر او حلال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

منبع: نگار(سامانه فرهنگی مذهبی دانشجویان)


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic