کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو تعدد زوجات

کنش دختر هاشمی به احتمال تجدید فراش پدرش!

فائزه هاشمی رفسنجانی می‌گوید که اگر پدرش (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) تجدید فراش کند عکس‌العملش خطرناک خواهد بود! فائزه هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگویی متفاوت و در پاسخ به سؤالی مبنی بر "اگر پدرتان (آیت‌الله هاشمی) بخواهند دوباره تجدید فراش کنند، شما چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟" گفته است: اولاً که ایشان چنین کاری نمی‌کنند و هیچ‌وقت هم خوشبختانه دنبال چنین چیزهایی نبوده‌اند، اما حتماً عکس‌العمل‌مان چیز خوبی نخواهد بود! حتی ممکن است "خطرناک" هم باشد!وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره خاطراتش از مدرسه رفتن می‌گوید که نمره دینی‌اش ــ‌4‌ــ بوده و همین امر باعث شده است که "حرص" آیت آلله هاشمی رفسنجانی در بیاید. فائزه هاشمی می‌گوید: بابا حرصش گرفت: "حالا چرا نمره دینی‌ات 4 شد؟! ریاضی را 4 می‌شدی! تو آبروی من را آنجا بردی!" بالاخره همه آنجا مرا می‌شناختند و می‌دانستند دختر آقای هاشمی‌ام.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در مطلب بالا به خوبی مشاهده میکنید فعالان حقوق زنان از چه سابقه دینی و اسلامی عمیقی برخوردارند و مارهایی هستند در آستین ، حتی برای پدری که تمام وجود و دنیای خود را مدیون او هستند . ماری که در آستین پدر تبدیل به اردها شده و هم اکنون نه تنها برای مردم و زنان این کشور نسخه نابودی میپیچد بلکه برای پدرش نیز تهدید مطبوعاتی صادر میکند


نظرات()   
   

این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج...

قطعا ازدواج موقت و صیغه یکی از تابوهای جامعه ماست، تابویی که گاه پر رنگ شده و حرکت هایی برای قبح زدایی آن شده.

این مصاحبه با مردی سی ساله است که اکنون متأهل است و در این مصاحبه با صراحت، دیدگاه‌ها و تجربیاتش را در اختیار سایرین قرار داده است. کسی که نکته‌ها و دغدغه‌هایی درباره ازدواج موقت دارد و به بیان آن‌ها می‌پردازد.


ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

در حقیقت برای حل مشکل خانمی وارد ماجرا شدم و بعد از اینکه مشکل ایشون رو حل کردم یک رابطه عاطفی شکل گرفت و از اونجا که مشکل اون خانم روحی بود از طرف ایشون هم احساس خلاء عاطفی از قبل وجود داشت، خب از اونجایی هم که ما دوتامون در خانواده مذهبی بزرگ شده بودیم این راه حلال و شرعی برای ما بود و از اون استفاده کردیم.

ـ چند نمونه تجربه داشتید؟
نمونه به اون معنا که یک رابطه کامل و بلند مدت باشه یک مورد، به مدت سه سال با تمام جزئیات روابط و خودمون عقد رو خوندیم. که الان دوسال از اتمام عقد ما میگذرد.

خب البته موارد معدود دیگه هم بوده که فقط به قصد ترویج این مسئله عقد کردیم. که حتی بعضا طرف رو نه دیدم و نه رابطه ای ایجاد شد. یک بار محرم شدیم تا در حقیقت تجربه شده باشه. البته بعد ازساعتها بحث راجع به این موضوع بود. ایشون مخالف سرسخت بودند، اینقدر مباحثه کردیم تا ایشون راضی شد و بعد از تجربه واقعا راضی بود از این رابطه.

ـ چطور شد که به این نتیجه رسیدید که کسی را به عقد موقت خودتان دربیاورید؟ برایتان سخت نبود؟

سوال رو شاید خوب مطرح نکردید، مثل اینه که بپرسید چطور شد که غذا خوردید، یا آب نوشیدید؟ خب انسان که تشنه میشه آب مینوشه و گشنه که میشه غذا میخوره، مهم اینه که بهترین و کم ضررترین نوشیدنی و خوراکی رو انتخاب کنید.
ـ هدف‌تان و علت ازدواج موقت چی بود؟

ببینید میشه گفت هدف همه کسانی که ازدواج موقت انجام میدن یا حتی ازدواج دوم میکنن نیاز هست، این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج موقت رو انجام میدن. اما عمدتا جامعه ما نیاز داره. متاسفانه اینقدر در مورد متعه بد تبلیغ شده و خیلیها اون رو بد انجام دادند که تصور عام مردم از متعه یک رابطه جنسی دو ساعته و تولد یک بچه بی سرپرست هست و وجه‌ی اون متاسفانه برای خیلیها از عمل منکر زنا بدتره.
ـ نگران نگاه دیگران نبودید؟

نگاه دیگران یا نگاه خدا؟ اینقدر به نگاه دیگران اهمیت دادیم که خیلی از مستحبات و بعضا واجبات رو کنار گذاشتیم. کافیه دودوتا چهارتا کنیم ببینیم که نتیجه توجه به نگاه و حرف مردم برای ما سودمند هست یا نگاه و توجه خدا؟

ـ فکر می‌کنید تجربه‌ی متعه، راضی کننده ا‌ست؟ یعنی کسانی که به سمت‌ش می‌روند راضی هستند و ناراحتی‌هایی برایشان ایجاد نمی‌شود؟

خب بستگی به نوع فکر و نگاه شما به این قضیه داره. برای من راضی کننده بود. به این خاطر که مورد خوبی رو پیدا کردم. شخصی که قصدش آزار و اذیت و صدمه زدن به من نبود، در حقیقت وجود ما برای همدیگه همچون مکملی بود در برهه‌ای از زندگی. در مورد این مسئله مطالعه لازم رو انجام داده بودیم. و من به عنوان یک مرد متأهل تمام تلاشم رو کردم که همسرم احساس کمبودی در اون زمانی که من متعه دارم نکنه.

حضرت امیر در این زمینه می‌فرمایند: «ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفة» یعنی حرکت بدون بصیرت در موضوعات متعدد منع گردیده که اولاً حکم «متعه» از این دستور العمل کلی خارج نیست، ثانیاً نفس این موضوع و چگونگی طرح آن و لزوم معرفت نسبت به جایگاه آن برای مرد و زن در متون روایی صراحتاً آمده است
ـ متعه را به کسی پیش‌نهاد می‌کنید؟

برای این جواب فقط به این سفارش امام صادق علیه السلام اکتفا می‌کنم: «المتعة لاتحل الا لمن عرفها و هی حرام علی من جهلها» متعه حلال نیست مگر بر کسی که شناخت دقیق نسبت به آن دارد و حرام است بر کسی که جاهل به [احکام و شرایط] آن است.

و یا این در کلام دیگری از محمد بن عیص آمده که از امام صادق (ع) سوال کردم از متعه، امام (ع) فرمود: «نعم اذا کانت عارفة، قلنا: فان لم تکن عارفة. قال فاعرض علیها….» که در این روایت امام (ع) اهمیت دانش زن را نسبت به این موضوع تبیین می‌فرماید و توجه به این مسأله که اگر زن آگاهانه این امر را پذیرفت، او دیگر نسبت به این امر و عواقب آن مغبون به شمار نمی‌آید.

ـ فکر می‌کنید چه خانم‌ها و آقایانی و با چه شرایطی می‌توانند به متعه فکر کنند؟ اگر تفاوتی میان شرایط زن و مرد هست بیان کنید.

ببینید سوال‌ها نباید اینقدر کلی باشه. هر کسی بنا بر نیاز و شرایط باید برای این مسئله اقدام کنه. باید مطالعه کرد. یک سری دستورالعمل‌های پایه‌ای نسبت به این قضیه داده شده. هر عملی رو باید با دستور العمل انجام داد تا نتیجه مثبت گرفت و طبیعتا اگه بد عمل کنیم نتیجه بد می‌گیریم.

ـ نگاه خانواده‌تان به این ماجرا چطور بود؟ نگران نبودید که اگر متوجه شوند برای‌تان دردسر درست شود؟

نگاه عمده افراد به این مسئله متاسفانه منفی‌ست. به نظر من هم به خاطر کم‌کاری جامعه مذهبی نسبت به تبلیغ این مسئله است. البته نمی‌شه گله‌مند بود. شما می‌بینید بعضا یک طلبه حوزه علمیه با این امر کاملا مخالفت می‌کنه و سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی عواقب این کار را همچون گناهی کبیره به تصویر می‌کشند. خب عواقب تبلیغ بد هم کاملا مشخصه.

ـ تصور خودتان نسبت به این موضوع قبلا چطور بود و در حال حاضر چه طور است؟

اغراق نمی‌کنم اگر بگم که تغییری نکرده. اما خب به نکات ظریف مثبتی پی بردم که مطمئنا اگه تجربه نکرده بودم همیشه مغفول باقی می‌موند.

ـ متعه، برای مرد هم نکات منفی‌ئی دارد؟
تنها نکته منفی برای من که شخصا این مسئله رو تجربه کردم وابستگی به طرف مقابلم بوده و دلتنگی‌های که عود می‌کنه و خاطراتی که مرور می‌شه. اما اعتقاد شخصی بنده اینه که کاری رو که انجام می‌دید و رضای خدا در اون هست خود خدا برای سهل شدن و ختم به خیر شدن اون ماجرا به شما کمک می‌کنه.

ـ برای دیدن و ارتباط با همسرتان با مشکل مواجه نبودید؟

شکر خدا نه. توی اون دوره الحمدلله مشکلی پیش نیومد و راحت با هم مرتبط بودیم

ـ مهریه‌ را چه چیزی در نظر گرفتید؟ مهریه را به هم‌سرتان دادید؟
مهریه ها بخاطر اینکه متعه هدف مادی به دنبالش نبود معمولا هدایای همچون کتاب، سی دی و یا ختم قرآن و هدیه ثواب اون به حضرت صاحب الامر بوده. که همه پرداخت شده و یا بخشیده شده.

ـ احساس‌تان نسبت به کسی که روزی همسرتان بوده؟ بعد از جدا شدن حس وابستگی به آن شخص نداشتید؟

اگر عمل رو خوب انجام بدید نگران این مسائل نباشید. قطعا احساس خوبی هست. کسی که یک مدت محدود برای شما یک دوست، همزبان، همدل و یار خوبی بوده قطعا برای نبودنش دلتنگی خواهید کرد. و وابستگی هم بوده اما همینطور هم که قبلا اشاره کردم کاری کردیم که رضای خدا در اون بوده و این مشکلات رو هم خود خدا برامون حل کرده.

ـ در زمان عقد موقت از نظر وظایف همسری سعی‌تان این بود که کامل رفتار کنید؟ یا چون عقدتان موقت بود برای‌تان اهمیت نداشت؟

راستش نگاه من به عقد موقت همچون عقد دائم هست. وظیفه خودم می‌دونستم که تمام توان خودم رو به کار ببرم که ایشون احساس کمبودی نکنه. چه از نظر مالی و چه معنوی.

ـ پیش از عقد موقت کاملا با قوانین آن آشنا شده بوده و از آن خبر داشتید؟

بله، از طریق مطالعه منابع و سوال متشرعین.

ـ خیلی از خانم‌ها معمولا با متعه مخالف هستند. تا به حال شده که با این افراد صحبت کنید و سعی کنید نظرشان را عوض کنید؟

بله موارد بسیاری بوده و الحمدلله به لطف خدا موفق بوده‌ام. ببینید حکم خدا منطقی‌ست و جایی برای مخالفت نداره. اون‌هایی که خودشون رو به خواب زدند هیچ وقت بیدار نخواهند شد.

ـ نگران نبودید که در این مدت صاحب فرزند شوید و برای‌تان مشکلاتی به وجود بیاید؟
دسته دیگری از روایات است که توجه مردان را در نهی از اولاد به سبب «متعه» بیان می‌نماید. مثلاً امام صادق(ع) روایتی را از پدر گرامی‌اش و سپس از رسول خدا(ص) بیان می‌نماید که پیامبر(ص) فرمود: «ان الله اخذ میثاق علی سایر المومنین ان لاتعلق منه فرج من متعه» خداوند متعال پیمان گرفت بر سایر اهل ایمان که هرگز رحم زنی از او به جهت متعه تعلقی پیدا نکند و بارور نگردد. و در ادامه آن می‌فرماید: «این امتحان سختی است که به سبب آن ایمان مومن از کفرش در تعلق رحم و باروری همسر متعه‌ای پدیدار می‌گردد. سپس امام(ع) فرمود: «و قال رسول الله (ص) ولد المتعه حرام» که این حرمت همان شدت در کراهت و منع از این نوع باروری است. چون شریعت توجه تامی به حفظ حیثیت زن و مرد مسلمان دارد، لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید:« اتقوا مواضع التهمة» از جمله مواضع تهمت موضع متعه است که در روایات بدان اشاره شده است. و این مواضع تهمت رو می‌شه با راهکارهای جلوگیری انجامش داد.

ـ بعضی افراد در مخالفت با متعه نظرشان این است که برخلاف حقوق زنان است و فقط در آن لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده. نظرتان در این باره چیست؟

این مسئله رو اگر برید از خانم‌های صاحب تجربه راجع به این سوال بپرسید قطعا جوابی خلاف آن دریافت خواهید داشت. یعنی شما باور می‌کنید که از بین تمام کسانی که متعه می‌کنند فقط مردها لذت میبرند؟ پس زن برای چه هدفی متعه می‌کنه؟ اگر بگویند که خب از سر نیاز مالی و اینطور مسائل من نمی‌تونم این رو باور کنم. هم خلافش رو دیدم و هم به جامعه متدین و متفکر مسلمون ایمان دارم.

ـ به نظرتان متعه باعث فروپاشی خانواده‌ها نمی‌شود؟ با توجه به اینکه اغلب مردان متاهل برای متعه اقدام می‌کنند؟

متعه برای متأهل شرعا مشکلی نداره و اگر درست عمل بشه حتی باعث ثبات بیشتر خانواده نیز می‌شود. به این خاطر که متعه خلأهایی رو از مرد پر می‌کنه که متاسفانه زن‌های امروزی خیلی مایل و جاهد به پر کردن اون خلأها نیستند. و به نظرم حتی توانایی این مسئله رو ندارند. اونهم به خاطر عدم آموزش مناسب و عدم اختصاص وقت به این مسائل هست.

ـ نگران نبودید که بعد از تمام شدن مدت متعه دچار بیماری شوید؟ با توجه به گسترش بیماری‌هایی مثل ایدز.
فکر می‌کنم شما هم بدونید که علم اینقدر پیشرفت کرده که این نگرانی دیگه وجود نداشته باشه.

ـ نظرتان درباره ترویج ازدواج موقت چیست؟ آن را برای جامعه لازم می‌دانید یا غیرضروری؟

به نظر من این امر ضروری هست. چون قلبا ایمان دارم که اگر متعه گسترش پیدا کنه، سطح فساد در جامعه به صورت چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه و ثبات خانواده‌ها بیشتر می‌شه. این رو می‌شه از حاصل روایات ائمه معصومین علیهم السلام درک کرد.

ـ نظرتان درباره سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که برای ترویج متعه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده چیست؟

راستش اون قضیه آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر قطعا مضراتش بیشتر از سودش هست. به خاطر عدم تجربه و آفاتی که در رابطه‌های مجازی وجود داره. اما خب اگر سایت‌هایی باشه که هست و فیلتر شده متاسفانه، به نظرم در ترویج احکام، فوائد و احیانا مضرات این مسئله به روشنگری خوبی می‌رسیم.

ـ وظیفه‌ حاکمیت در قبال متعه چیست؟
راستش مسئله رو سیاسی نکنید. (لبخند می‌زند) به نظر بنده حاکمیت اون ضربه‌ای رو که به این مسئله زده، خیلی بهتر از برخی‌ها در صدر اسلام زده (با خنده فراوان). توی صدا و سیمای ملی که علنا مخالفت می‌کنن و اون رو به مثابه یک غول ویرانگر نشون میدن. حاکمیت وظیفه خودش رو می‌تونه از رفتار و توصیه ائمه معصومین علیهم السلام به این مسئله الگو بگیره. که ما صدا و سیما رو در این امر به پیروی از دشمنان حضرت امیر علیه السلام متهم نکنیم.

ـ رسانه‌های مکتوب و رسانه‌هایی مثل تلویزیون و سینما چه تصویری از متعه ارائه می‌دهند و آیا این تصویر درست و واقعی‌ست؟ چه وظیفه‌ای این رسانه‌ها نسبت به متعه بر عهده دارند؟
راستش خیلی رسانه‌های مکتوب رو پیگیری نمی‌کنم، اما خب توصیه ام این هست که ایشان نیز پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام باشند که مسیر آن‌ها حق است و مطمئن باشند که از ترویج درست و صحیح این مسئله ضرر نخواهیم کرد.


 


نظرات()   
   

یکی از کارهایی که سازمان محیط زیست به اسم حفاظت از محیط زیست انجام می دهد ممنوعیت شکار در برخی مناطق است که فی نفسه کار بدی هم نیست. اما وقتی با بی ملاحضگی صورت گیرد و با کل نگری و جامع اندیشی همراه نباشد دارای عواقب به شدت بدی خواهد بود که مواردی از آن را اشاره می کنیم:

1- بیکاری شکارچیان

شکارچیان سالهاست از این طریق معاش خود و خانواده خود را کسب می کنند که با ممنوعیت شکار  دچار فقر و بیکاری می شوند.

2- خونریزی

قاعدتا شکارچیان برای تامین هزینه های زندگی خانواده های خود از ممنوعیت شکار سرپیچی می کنند و این را یک دستور زور می دانند و در نتیجه درگیری و خونریزی اتفاق خواهد افتاد.
در این درگیری ها و نزاع ها محیط بانان بیچاره ای که شاید یک دهم در آمد مدیران ارشد سازمان محیط زیست و معاونان آن که همگی از بد ماجرا از بین زنان انتخاب شده اند در آمد نداشته باشند مضروب، زخمی، شهید و یا جانباز می شوند و دادگاه و قصاص و هزاران مساله دیگر خانواده های آنها و شکارچیان را تهدید خواهد کرد.

3- افزایش شرارت و اعتیاد

عده زیادی از شکارچیان که بیکار شوند از طرف خانواده و بستگان سرزنش خواهند شد که افسردگی و حس پوچی از پیامدهای آن خواهد بود. در ادامه ماجرا عده زیادی از آنها از طرف خانواده ها سرزنش خواهند شد و به شرارت و اعتیاد یا سرقت ، قاچاق  و  یا جرایم دیگر روی خواهند آورد.


4- ایجاد زنان سرپرست خانوار و بد سرپرست

زنان سرپرست خانوار

اینجا دیگر سیکل فمینیسم تکمیل می شود. در نتیجه عوامل بالا ،طلاق ، انواع فساد اخلاقی در بین خانواده های اهالی آن مناطق ریشه خواهد دواند و خانواده های آنها از هم خواهد پاشید. بنابراین چیزی که زیاد می شود شمار زنان سرپرست خانوار است. زنانی که پاشنه آشیل تحرکات فمینیستی و بوق و کرنای فمینیست ها خواهند بود و بهترین شاهراه ها برای سرازیر شدن سرمایه برای اعمال فمینیستی تحت عنوان کمک به این زنان، تغییر قوانین مدنی برای سهم خواهی های بیشتر و دادن حقوق نامشروع بیشتر به زنان، بیکاری بیشتر مردان و ... خواهد بود.

نکته : البته این تنها یکی از زمینه های تشکیل زنان سرپرست خانوار است. سیاست های مشابه دیگری در سطح کشور سبب ناتوانی مردان و تشکیل زنان خودسرپرست و بدسرپرست می شود.


راهکار:

راهکار این است که قبل از هر گونه درگیری و اعمال قهر آمیز در مناطقی که میخواهیم قطع گیاهان یا شکار یا هر کار دیگری را ممنوع کنیم به فکر آموزش و توانمند سازی مردان آن مناطق برای شغل های جایگزین باشیم یا در خود سازمان محیط زیست برای آنها منبع درآمد ایجاد کنیم و از ظرفیت های آنها استفاده کنیم.

در سطح دیگر محیط بانان را آموزش دهیم و از آنها حمایت های مالی کنیم به جای اینکه سازمان محیط زیست را به پایگاه فمینیست ها تبدیل کنیم و دوربر ریاست سازمان محیط زیست و موسسه استاندارد پر از زنان و دختران بی نیاز از اشتغال باشد که معلوم نیست با کدام صلاحیت و توانمندی نداشته ای به این جایگاه ها رسیده اند.

در سطح کلان تر و در سطح ملی راهکار توانمند سازی مردان است ( نه توانمند سازی زنان) چرا که مردان باید مخارج زندگی را تامین کنند. مردان باید سرپرست زنان باشند. اگر مردان آموزش داده شوند و پولهایی که خرج توانمند سازی زنان می شود صرف توانمند سازی مردان شود دیگر زنان بدسرپرست و خودسرپرست ایجاد نمی شوند.
پیشگیری بهتر از درمان است. اما متاسفانه می بینیم که سیکل معیوب سبب تشکیل شدن زن سرپرست خانوار می شود و سپس چندین برابر بودجه صرف توانمند سازی این زنان می شود!
قوانین معیوبی که تحت عنوان اسناد بالادستی تهیه شده است وحی منزل نیستند و بهتر است اصلاح شوند.
مضافا ازدواج مجدد و چند همسری هم با توانمند سازی مردان میسر می شود که با هزینه ای به مراتب کمتر و نتایج پایدارتر و بهتر، زنان و کودکان بیشتری را سر و  سامان خواهد.

متن زیر از محمد علی ایلانلو می باشد که نامه ی سرگشاده وی  خانم ابتکار است:

محمد علی ایلانلو

"دلم نمی خواست که این نامه رسانه ای شود. بلکه می خواستم که خصوصی به دست شما برسد اما می دانم که حاجبان و پرده داران شما نخواهند گذاشت. به اجبار از این طریق حرفم را به گوش شما می رسانم. هرچند که می دانم از سوی جوانان احساساتی مورد هجوم قرار خواهم گرفت.

سرکار خانم دکتر ابتکار! شما رییس انجمن حمایت از حیوانات نیستید، شما رییس دولتی طبیعت ایرانید. بنابراین برای تصمیم گیری های دشوار باید از جنس همین طبیعت باشید، به موقع مانند طبیعت نرم و مهربان و به موقع مثل ذات طبیعت خشن و بی رحم اما منطقی.

مدیریت طبیعت احساسات رقیق برنمی تابد، هر تصمیم احساسی تبعاتی ناخواسته و خشن دارد.

خانم دکتر ابتکار! لطفا یک بار محض امتحان، پیش داوری و احساسات و مشاوره های نخ نمای همیشگی را کنار بگذارید و به حرف کسی که عمری را با آگاهی و مطالعه کامل در طبیعت گذرانده و براساس تجربه بسیار می داند که چه می گوید گوش کنید، ضرر نمی کنید؛

شما حرکت صیادان فریدونکنار را نه تنها نباید سرکوب کنید، بلکه باید از آن حمایت کنید، الان به دلیل فوریت خلاصه می گویم. اگر نیاز باشد بیشتر خواهم گفت.

در مورد فریدونکنار بی تردید باید دست نگه دارید، شتابزده و احساسی عمل نکنید، شما به عنوان یک مدیر دولتی انسان اندیشمندی هستید و به تبعات هر عملی می اندیشید، شک نداشته باشید که اگر به هر صورت صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید قضیه از جاهای دیگر سر برخواهد آورد.

مطلب «بوی خون می آید» را دوباره بخوانید، اهالی شمال ایران طبیعت خاص خود را دارند و بر اساس همین طبیعت قرن هاست که معیشت خاص خود را برنامه ریزی کرده اند، خداوند از هزاران سال پیش بخشی از روزی آنها را در آسمان قرار داده است، پرندگان مهاجری که هر ساله از آسمان می آیند و طبق نص صریح خداوندی جزو روزی انسانند بخشی از رزق این مردم را تشکیل می دهند.

شما نمی توانید و نخواهید توانست که مانع بهره برداری از این رزق خدادادی شوید، این صیادان آنچنان که گفته می شود، عده ای سودجو، کلاش و قاتل نیستند، اینها روستاییانی هستند که قرن هاست بخشی از اقتصاد خانوادگی خود را از راه صید به دست می آورند.

من متاسفم که گاهی در فضای رسانه ای ناآگاهانه این روستاییان را افرادی غارتگر می نامند، اینها اگر مردمی غارتگر و قاتل بودند تنها درنای سفید شمال به نام «امید» سال ها با امنیت کامل و با آرامش در میان این مردم نمی زیست.

خانم ابتکار عزیز، شما نه تنها نباید کار صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید، بلکه باید از آنها به عنوان الگو و نمونه اقتصاد روستایی حمایت کرده، آنها را تشویق کنید و جاهای دیگر را نیز با شرایط مشابه تشویق به این کار پر درآمد و اشتغال زا بکنید. به خصوص در این زمانی که بیکاری و عدم درآمد جوانان روستایی ما را با سرعتی وحشتناک به سوی اعتیاد می برد.

خانم دکتر ابتکار، امروزه زمان ارتباطات است، لطفا ساعتی در اتاقتان را ببندید و به سایت های گوناگون آلمان، فرانسه، لوکزامبورگ و سایر جاهایی که طبیعتشان به طبیعت شمال می خورد، سر بزنید.

دولت های آنان کشاورزان را تشویق می کنند که در وقت مقرر در زمین هایشان محصولاتی نظیر برنج بکارند و در پاییز و زمستان که وقت محصول نیست زمین هایشان را به صورت شکارگاه های اختصاصی درآورند، پرندگان مهاجر میلیونی می آیند چند هزارشان شکار می شوند و از این طریق به اقتصاد خانواده روستایی صاحب زمین کمک می کنند. باقی آنها به خاطر اقامت طولانی در زمین های کشاورزی از خود کودی مغذی برای محصولات به جای می گذارند که تا سال دیگر محصول بهتری بدهد، درآمد بیشتری داشته باشد و در پاییز پرندگان بیشتری برای استفاده از باقیمانده محصول به آنجا بیایند.

خانم دکتر ابتکار دست نگه دارید! صید صیادان فریدونکنار نه تنها سودجویی و غارتگری نیست بلکه نمونه ای است باستانی و هوشمندانه برای اقتصاد خانوار روستایی و بهره برداری مضاعف از یک قطعه محدود زمین کشاورزی، بنابراین لطفا به جای تهدید و سرکوب با آنها صحبت کنید شاید که راه روستایی آنها بهتر از راه علمی و آکادمیک مشاوران شما باشد."


نظرات()   
   

بر اساس تحقیقات جدید، حسادت موجب افزایش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود.

به گزارش ایسنا، بر اساس تحقیقی 40 ساله مشخص شد در زنان میانسالی که مضطرب و یا ترشرو هستند، احتمال ابتلا به مشکلات عصبی در آینده افزایش خواهد یافت.

دکتر لنا جانسون، سرپرست این تحقیق از دانشگاه گوتنبرگ سوئد اظهار کرد: بیشتر تحقیقات در مورد آلزایمر به تحصیلات، قلب و عوامل خطر خونی، آسیب‌های وارده به سر، سابقه خانوادگی و ژنتیک اختصاص دارند، اما شخصیت افراد، رفتار، واکنش به استرس و سبک زندگی نیز بر خطر ابتلا به زوال عقل تاثیر دارند.

در این تحقیق محققان، 800 زن را که در اوایل 46 سالگی بودند مورد بررسی قرار دادند. محققان از شرکت‌کنندگان تقاضا کردند آزمون‌های شخصیتی را کامل کنند تا میزان روان رنجوری، درونگرایی، برونگرایی آنان مشخص شود. همچنین به همراه این موارد آزمون‌های گوناگون حافظه نیز انجام شد. از این افراد در مورد میزان استرس، زودرنجی، ترس، تنش، ناآرامی، اختلالات خواب و دیگر موارد اخلاقی سوال شد و به این افراد نمره صفر تا پنج داده شد.

نتایج نشان داد افرادی که بیشترین نمره روان رنجوری را کسب کردند دو برابر افرادی که نمره کمتری داشتند در معرض خطر ابتلا به زوال عقل بودند.

نتایج این تحقیق در نشریه نورولوژی منتشر شده است. 
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
 
در چنین شرایطی که در ایران حسادت و رفتارهای سوء زنانه به رسمیت شناخته می شوند و دستگاهها برای ارضای حسادت زنان قوانین خدا را از بین می برند ، تا نکند زنی به زن دوم شوهرش حسادت کند ،باید تحقیقات خارجی ها آنچه را که خود داریم به یادمان بیاورد.


نظرات()   
   

     بسم الله الرحمن الرحیم

فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة ذالک ادنی الا تعولوانسا 3

ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة

وان تصلحوا و تتقوا فان الله کان غفورا رحیما نسا 120


                                  بنام خداوندبخشنده مهربان

با زنان پاک ازدواج کنیدبا دو یا سه یا چهار زن و اگر می ترسید عدالت را میان آنان رعایت نکنیدتنها یک زن بگیرید

این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می کند نسا 3

شما هرگز نمی توانید در میان زنان عدالت برقرار کنید هر چند تلاش کنید ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده در آورید

واگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیریدخداوند آمرزنده و مهربان است نسا129


                         حلقه ازدواج

    سفر برای تحصیل دانش

هشام بن حکم مردی با تقوا و از شاگردان ممتاز امام صادق علیه السلام بود او بعنوان پژوهشگر شیعی سعی میکرد تاپرسشهای خود را با امام صادق علیه السلام درمیان بگذارد

داستان زیر بر این سخن گواهی می دهد

 

روزی ابن ابی العوجا از دانشمندان مخالف اسلام درباب تعدد زوجات از هشام پرسشی کرد او می گفت:

از سویی قرآن در آیه سوم نساء می گوید با زنان پاک مسلمان ازدواج کنید با دو یا سه یا چهار زن واگرمی ترسید عدالت را میان آنها رعایت نکنید تنها یک زن بگیرد

و از سویی دیگر در آیه 129 همین سوره می گوید شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت برقرار کنید هرچند تلاش کنید

با ضمیمه کردن آیه ی دوم به آیه اول درمی یابیم که تعدد زوجات در اسلام ممنوع است زیرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نیست پس در نتیجه تعدد زوجات در اسلام حرام است

هشام از پاسخ باز ماند و برای پاسخ ، از ابن ابی العوجا فرصت خواست. هشام برای پاسخ به سوی امام صادق علیه السلام به مدینه شتافت و سخن ابن ابی العوجا را برای حضرت بیان کرد

امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمودند : منظور از عدالت در آیه سوم سوره  نساء عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسری وطرز رفتار و کردار است و منظور از عدالت در آیه 129 نساء عدالت درتمایلات قلبی است

بنابراین تعددزوجات باشرایطی در اسلام جایز و حلال است

هشام ازمدینه برمی گردد و پاسخ امام صادق علیه السلام را در اختیار ابن ابی العوجا می گذارد او قسم می خورد این پاسخ تو (یعنی هشام) نیست     منتهی الامال ج2ص251


نظرات()   
   

حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد چند همسری آفریده شده،تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.

ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن که شرحی درباره آشفتگیهای اخلاقی امروز از نظر امور جنسی می‏دهد،می‏گوید:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه‏«اصلاح ناپذیری‏»است که به تنوع داریم و طبیعت‏به یک زن بسنده نمی‏کند.»

هم او می‏گوید:

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می‏تواند تک همسری را به او تحمیل کند.»

در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان‏«آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟»نوشته است:

«پروفسور اشمید آلمانی گفته است:...در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله ‏رو خیانت.حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض می‏کردند و 50 درصد از مردان زن دار به همسرانشان خیانت می‏ورزیدند.رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش-که به کینزی راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از پشت‏بسته‏اند...کینزی در قسمت دیگر گزارشش آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی‏آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می‏کند،آسان از راه بدر می‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام‏»بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام‏»بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول‏«اسپرم‏»تولید می‏شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی‏کند.صرف نظر از فرضیه کینزی،بد نیست از خودمان بپرسیم:آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟

هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن برای مرد مشکل نیست‏بلکه غیر ممکن است.یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها.مرد اگر به تاریکی می‏پرد و به زنش خیانت می‏کند تقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.»

در شماره 120 همین مجله تحت عنوان‏«عشق و ازدواج به سبک فرانسوی‏» چنین می‏نویسد:«زن و شوهر فرانسوی مساله بی‏وفایی را بین خودشان حل کرده و برای آن قاعده و قانون و حد و حدودی قائل شده‏اند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکی‏اش بی‏اهمیت است.آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگی زناشویی می‏تواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.اما در مورد زنان تا اندازه‏ای تفاوت می‏کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت‏شود زنش احساس نارضایی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود،زیرا به خودش دلداری می‏دهد:او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»

در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست ‏شناس به نام دکتر راسل لی در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتی مورد بحث و گفتگوی نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دکتر راسل لی قناعت مرد به یک زن خیانت‏به نسل است،نه از نظر کمیت‏ بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می‏کند.نسل در چند همسری قوی و نیرومند می‏گردد.
 البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست‏شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند.بر عکس،معتقدیم زیست‏شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه‏های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است; چند شوهری بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.اما مرد طبعا تک همسر نیست،به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.

اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم.ما منکر این نظر هستیم که می‏گوید علاقه مرد به تنوع‏«اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها.

به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می‏آورد نه خلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعی است.عوامل خیانت را محیطی به وجود می‏آورد که از یک طرف زن را تشویق می‏کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد،هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می‏کند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع می‏سازد.

در مشرق اسلامی پیش از آن که آداب و رسوم غربی رایج گردد 90 درصد مردان، تک همسر واقعی بودند;نه بیش از یک زن شرعی داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده‏های اسلامی حکمفرما بود.

چند همسری،عامل نجات تک همسری
تعجب می‏کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تک همسری بود.بلی،مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسری است،به این معنی که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا می‏شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونی می‏گیرد،اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت‏شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و مالی و جسمی هستند اجازه چند همسری داده نشود،رفیقه بازی و معشوقه گیری ریشه تک همسری واقعی را می‏خشکاند.

در مشرق اسلامی از طرفی تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود.لهذا تک همسری واقعی بر اکثریت‏خانواده‏ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازی مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسری است و تک همسری برای مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممکن است‏بپرسید:بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت،مرد را چند همسری می‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم می‏کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه می‏شود؟

تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است:مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش می‏خواهد مانعی ندارد.به عقیده این آقایان رفیقه‏گیری و معشوقه‏بازی حق طبیعی و مسلم و مشروع مرد است!و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی‏«نامردی‏»است.

چهره واقعی بحث
گمان می‏کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله‏ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست.مساله این نیست که آیا تک همسری بهتر است‏یا چند همسری مسئله این است که آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چند همسری کدامیک را انتخاب کند.مساله‏ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی،مخصوصا فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج ، بر مردان نیازمند،تک همسری مطلق عملا در خطر افتاده است.تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده‏ها بشود افسانه‏ای بیش نیست.یکی از دو راه در پیش است:یا رسمیت‏یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متاهل-که حتما از 10 درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی‏شوهر،و یا باز گذاشتن راه معشوقه‏بازی. و چون در صورت دوم هر معشوقه‏ای می‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود.

آری،این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری.اما مبلغان شیوه‏های غربی حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند،حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند.آنها واقعا مدافع معشوقه‏گیری هستند،زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم می‏دانند و یکی‏اش را هم زیاد می‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن،لذت را در آزادی از قیود ازدواج می‏شناسند،اما در گفته‏های خود برای ساده‏دلان چنین وانمود می‏کنند که ما مدافع تک همسری هستیم،با لحنی معصومانه می‏گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بی‏وفا!

نیرنگ مرد قرن بیستم
مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهای قشنگ تساوی و آزادی،زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت‏به او بکاهد و بر کامگیریهای بی‏حساب خود بیفزاید.اما در کمتر مساله‏ای به اندازه تعدد زوجات،از این جهت موفقیت داشته است.

راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهایی می‏بینم که دچار تردید می‏شوم،نمی‏دانم ساده‏ دلی است‏یا اغفال؟

یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است:

«در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان(دائم یا منقطع)از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»

من نمی‏دانم این گونه اشخاص تصور واقعی‏شان از این مساله همین است ‏یا نعل وارونه می‏زنند؟!آیا اینها واقعا نمی‏دانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینی می‏کند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تاکنون برای این مشکل پیدا نشده است؟آیا اینها نمی‏دانند که چشمها را روی هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد«زنده‏باد تک همسری و مرگ بر چند همسری‏»دردی دوا نمی‏کند؟آیا اینها نمی‏دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

مضحک این است که می‏گویند:«تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»گذشته از اینکه مقایسه غلطی است،شاید نمی‏دانند که دنیای امروز-که این آقایان هر پدیده‏ای را به این نام جذب می‏کنند و هیچ تردیدی را در صحت رویدادهای آن روا نمی‏دارند-مرتبا از مرد می‏خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.دنیای امروز این‏«نابردباریها»را به نام حسادت،تعصب، فناتیسم و غیره محکوم می‏کند.ای کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتی که از این لحاظ در مغرب زمین می‏گذرد اندکی آگاهی داشتند.

اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است‏باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد،و الا منع قانونی تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگری ندارد.

بحران ناشی از محرومیت زنان بی‏شوهر
در این شرایط منع تعدد زوجات خیانت‏به بشریت است،زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست.اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده‏ای از زنان ختم می‏شد باز قابل تحمل بود.بحرانی که از این راه عارض اجتماع می‏شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است،همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدس تر است.

زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم می‏ماند یک موجود زنده است‏با همه عکس العمل‏هایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان می‏دهد،یک انسان است‏با همه عوارض روانی و عقده‏های روحی در زمینه ناکامیها،زن است‏با همه نیرنگهای زنانه، دختر حواست‏با قدرت کامل‏«آدم فریبی‏».

او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای‏«روز مبادا»ذخیره کنند،خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند. بلی، او یک موجود زنده است،یک انسان است،یک زن است;نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد.او خواهد گفت:

سخن درست‏بگویم نمی‏توانم دید که می‏خورند حریفان و من نظاره کنم

همین‏«نمی‏توانم دید»کارها خواهد کرد،خانه‏ها و خانواده‏ها ویران خواهد ساخت، عقده‏ها و کینه‏ها به وجود خواهد آورد.وای به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست‏به دست هم بدهند.

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را برای اغوای مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد،و بدیهی است که‏«چو گل بسیار شد پیلان بلغزند»و متاسفانه از این‏«گل‏»مقدار کمی هم برای لغزیدن این پیل کافی است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا می‏کند؟خیر،نوبت‏به زنان خانه‏دار می‏رسد. زنانی که شوهران خود را در حال خیانت می‏بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت می‏افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد می‏شوند.نتیجه نهایی چه خواهد بود؟

نتیجه نهایی در گزارشی که به‏«کینزی راپورت‏»مشهور شده،ضمن یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از شت‏بسته‏اند».

ملاحظه می‏فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمی‏یابد،شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه‏دار را هم می‏گیرد.

عکس العمل‏های مختلف در زمینه پدیده فزونی زن
پدیده فزونی نسبی زن همیشه در زندگی بشر وجود داشته.چیزی که هست عکس العمل‏ها در برابر این پدیده-که مشکله‏ای برای اجتماع به وجود می‏آوردیکسان نبوده است. ملتهایی که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشتری داشته،به رهبری ادیان بزرگ آسمانی این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده‏اند و ملتهایی که تقوا و عفاف چندان با روحیه‏شان سازگار نبوده،این پدیده را وسیله‏ای برای فحشاء قرار داده‏اند.

نه تعدد زوجات در مشرق ناشی از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است،زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقی آن را مجاز کرده بودند،و در اصل دین مسیح هم نصی بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح.

ملتهایی که در مسیر فحشاء قرار گرفته‏اند بیش از ملتهایی که تعدد زوجات را تجویز کرده‏اند به تک همسری ضربه زده‏اند.

دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانی محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات می‏گوید:

«این آیات اکتفا به یک زن را بهتر می‏شمارد و می‏گوید:اگر می‏ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید.ضمنا تاکید می‏کند که نمی‏توانید به عدالت رفتار کنید.اما در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش آید که تعدد زنان را ایجاب می‏کند،بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم در اثنای جنگهای مسلمانان که گروهی از آنان کشته می‏شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند،بدین طریق رفتار کرد.واقعا آیا می‏توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومی و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف می‏شوند و عده زیادی زنان بی‏شوهر می‏مانند،اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟آیا مردم مغرب زمین می‏توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانی قانون اکتفا به یک زن همان طور که وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»


نظرات()   
   

تضاد فمنیسم و اسلام (قسمت دوم)

زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها

 

بحث چند همسری یکی از مسایل جنجال برانگیز در دنیای امروز می باشد. چرا که با توجه به حضور زنان در عرصه جامعه و زیاده خواهی های آنان و برخی مسایل فرهنگی، متاسفانه به مساله ای حاد و غیر اخلاقی بدل شده در حالیکه با بحثی که در این مقاله خواهیم کرد نشان خواهیم داد، این فرهنگ مبارزه با چند همسری در واقع یکی دیگر از مظاهر استثمار ملت ها توسط سرمایه داران می باشد.

پدیده چند همسری مربوط به دوران جدید نمی باشد و قدمتی به اندازه قدمت بشر دارد. در قرون وسطی بیش از 90 درصد جوانان معشوقه های خود را دائما عوض می کردند و بیش از 50 درصد مردان به همسرانشان خیانت می کردند. چند همسری در مسیحیت حرام اما در واسلام مجاز شمرده می شود. از نظر بسیاری از متفکران غربی، طبیعت مردان چند همسری و طبیعت زنان تک همسری است. برای مثال ویل دورانت فیلسوف بلند آوازه مغرب زمین در لذات فلسفه صفحه 91 دهد، می گوید:

"مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می تواند تک همسری را به او تحمیل کند"

به عقیده کینزی زنان بر خلاف مردان در تنوع جویی در عشق و لذت بیشترند. اما مردان تنوع طلبی را نوعی ماجراجویی می دانند و لذت جسمی از لذت عاطفی برای آنان اهمیت بیشتری دارد.

هانری دومنترلان فرانسوی معتقد است : وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است. زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها. در واقع اگر مردی به همسرش خیانت کند، زن ناراحت نمیشود چراکه معتقد است مرد جسمش را باخودش برده و نه روح و عاطفه اش را.

اما تنوع طلبی مردان نه تنها عمل غیر اخلاقی نیست بلکه آنرا به مانند یک عمل نجات بخش باید تصور کرد. تحقیقاتی توسط پروفسور راسل لی منتشر شده که  گویای این مطلب است که تک همسری را در واقع خیانت به نسل توصیف می کند، نه فقط در کمیت بلکه در کیفیت. چراکه تک همسری باعث ضعیف شدن نسل می گردد و برعکس چند همسری نسل بشر را نیرومند می سازد.

اگر تمامی موارد بالا را در نظر بگیریم متوجه میشویم که اسلام معتدل ترین راه را برای حفظ بشریت پیش روی گذاشته است. در مسیحیت چند همسری برای مردان غیر مجاز است که نشان می دهد این دین شناخت کاملی از روحیات بشر ندارد(چون کتب مسیحی توسط بشر دستکاری و تحریف شده است). تمامی تحقیقات اثبات میکند که روحیه مرد تنوع طلبی است که توسط شارع مقدس و بنا به دلایلی ایجاد شده که با پیشرفت علوم گوشه ای از ابعاد آن مشخص می گردد. نکته دیکر اینکه اگر این تنوع طلبی مردان بدون قید و شرط باشد همچون سایر غرایز بشر قطعا راه به بیراه خواهد برد و نتیجه آن فجایع اخلاقی دنیای غرب می شود. که در مقالات گذشته مشکلات اخلاقی آنرا در همین وب سایت مطالعه کردیم. در دنیای غرب شما مجازید به لحاظ قانونی یک همسر اختیار کنید ولی می توانید بی نهایت معشوقه داشته باشید. نتیجه اینکار نابودی خانواده و شخصیت زن است. در حالیکه در آموزه های اسلام هم به نیاز طبیعی مردان توجه شده و هم به شخصیت زن و حفظ حریم خانه. در اسلام شما می توانید چندین همسر داشته باشد ولی باید توجه کنید که همه آنان همسر شما هستند و نه معشوقه و در قبال آنان مسولیت دارید و این یعنی ارزش گذاری برای زنان. از طرفی این مقررات سبب امنیت بیشتر برای زنان در جامعه می شود و آنان را از هوس بازی مردان در امان نگه میدارد.

ولی هیولای فمنیسم که جز نابودی جامعه هدف دیگری ندارد، با مبارزه با چند همسری بار دیگر ذات پلید خود را نشان داده است. نتایج تفکر فمنیستی همان آمارهایی است که از جامعه آمریکا بیرون آمده و متاسفانه مشتی انسان نادان و تعدادی مزدور شیطان پرست سعی در القای این تفکر در جامعه اسلامی را دارند. البته امید است که با تلاش مسولین جمهوری اسلامی جلوی هجوم شیطان فمنیسم گرفته شود.

                فمینیسم اسلامی


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

انسان اعم از زن و مرد، می‌تواند به هنگام ازدواج امور جایز مورد نظر خود را در ضمن عقد شرط نماید. در این صورت بر شخصی که شرط بر علیه او می‌باشد، لازم و واجب است به شرطی که متعهد شده و آن را پذیرفته است وفا نموده و بدان پایبند باشد.

همان‌گونه که گفتیم شرط ضمن عقد باید از نظر شرعی سائغ و جایز باشد، به همین جهت است که امام خمینی (س) در تحریرالوسیله، ج 2، ص: 287 تصریح فرموده‌اند:

مسألة 2 - إذا شرط فی عقد النکاح ما یخالف المشروع مثل أن لایمنعها من الخروج من المنزل متى شاءت‌ و إلى أین شاءت، أو لایعطی حق ضرتها من المضاجعة و نحوها، و کذا لو شرط أن لایتزوج علیها أو لایتسرى بطل الشرط و صح العقد و المهر و إن قلنا بأن الشرط الفاسد یفسد العقد.

معنی عبارت عربی بالا بصورت تحت الفظی و با توضیحات اضافی چنین است:

اگر کسی در عقد ازدواج چیزى که مخالف شرع است را شرط نماید‌ مثل این‌‌که زن شرط کند شوهر او را از بیرون رفتن منزل- هر وقت و هر جا که بخواهد منع نکند، یا حق همخوابگى هووى او را رعایت ننماید و یا اینکه در عقد دائم شرط کند تا حق داشته باشد با شوهر خود هم خوابگی ننماید، این شروط بر خلاف ذات عقد بوده و در نتیجه  باطل است. و همچنین است اگر شرط کند که روى او زن نگیرد که در این صورت شرط باطل است ولی عقد و مهر صحیح است؛ اگر چه قائل باشیم به این‌که شرط فاسد عقد را فاسد مى‌کند.

از اموری که جواز و عدم جواز شرط آن در ضمن عقد، محل بحث بوده و در این سؤال آمده است، شرط نمودن "حق طلاق برای زن" است. با این توضیح که چون به حکم شارع مقدس حق طلاق با مرد است،  آیا زن می‌تواند هنگام ازدواج حق طلاق برای خود را شرط نموده و به موجب این شرط حق طلاق داشته باشد یا خیر؟

با دقت در جواب بالا در می یابیم که حقوقی که طبق شرع با خواندن عقد بر گردن زوج و زوجه قرار میگیرند قابل زائل و باطل شدن نیستند و اینها حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و فرع نمیتواند بر خلاف اصل باشد زیرا در این صورت اصل را خدشه دار میکند و فتوای ایشان بر این موضوع تاکید دارد که چنین شرطی باطل است تا از اصل محافظت گردد و عقد دچار نقصان و یا ابطال نگردد.

در چنین شرایطی عقل بشر به کار می افتد و راهی را برای دور زدن شرع مقدس پیدا می کند مانند نمونه امروزی آن که برابر شدن دیه از طریق بیمه بود و اینجا وکالت طلاق به جای حق طلاق است که امام نیز آن را باطل ندانستند و  شرط بصورت کنونی در دفترچه ها ثبت گردید تا در صورتیکه مرد ازدواج مجدد کرد زن میتواند وکالتا خود را طلاق دهد.

«س 55‌ - آیا دختر مى‌تواند حین عقد ازدواج شرط نماید که أوّلا شوهرش حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد؟ و ثانیا زن حقّ طلاق داشته باشد؟ مستدعى‌ است بفرمائید این شرطها شرعى است یا نه؟

ج‌ - شرط نمودن اینکه شوهر حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد یا ازدواج با غیر نکند و همچنین شرط اینکه زن حقّ طلاق داشته باشد باطل است.

«س 64‌ - زن و مردى را مى‌خواستند به عقد یکدیگر در آورند، زن شرط نمود در محضر بنویسید که من نیز حقّ طلاق دارم، مرد نیز قبول کرد، أمّا‌ محضردار پس از خواندن عقد شرط مزبور را ننوشت.

اوّلا: آیا محضردار حقّ دارد که شرط مزبور را ننویسد؟

ثانیا: طرفین با این شرط به زن و شوهر شدن رضایت داده بودند، حال که شرط مزبور را محضردار ننوشته و نارضایتى پیدا شده آیا این عقد از نظر إسلام درست است؟

ج‌- در هر صورت عقد صحیح است، و اگر به این نحو شرط شده که زن حقّ طلاق داشته باشد شرط باطل است

(استفتاءات، امام خمینى؛ ج‌3، ص: 101 و 103)

اما باطل بودن این شرط نه تنها از وجه کلاه شرعی بودن قابل بررسی است بلکه از این وجه نیز مورد بحث است که این شروط با زور و اجبار امضا می شوند و مردان حقی در رد آنها ندارند زیرا به طور چاپی در دفترچه ها قرار گرفته اند و کسی که آنها را امضا نکند مثل کسی است که قصد سوء دارد پس چگونه میتوان این شرط را الزام آور دانست؟

در هر صورت آنچه واضح است این است که شروطی مانند حق مسکن و طلاق یا ازدواج مجدد حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و نمیتوان اجزای عقد را تشریح کرد و یکی یکی آنها را دور انداخت زیرا در این صورت دیگر درون این ظرف چیزی باقی نمی ماند و از محتوا تهی خواهد شد پس به رنان و مردان توصیه میکنم در صورت امکان از امضای شروط  دفترچه خود داری کرده و هیچگونه شرط اضافه ای را نپذیرند.

مرد در ازدواج همان اندازه ریسک می کند که زن به اضافه اینکه مرد در صورت طلاق مال و اموالی را از دست می دهد که زن از دست نمیدهد پس دلیلی وجود ندارد تا از حقوق خود بگذرد و به زن تضمین بدهد  همانطور که زنها حاضر نیستند از کوچکترین حق خود بگذرند شما هم نباید چنین باشید. اگر به زنی گفته شود که رضایت دهد تا شرایط چاپی امضا نشود قبول نخواهد کرد زیرا این شروط را هم حق خود میداند در حالیکه قرار بوده اینها در صورت امضا شدن حق او باشند پس چرا مردان حاضر می شوند انواع شرایط اضافی را بر خود تحمیل کرده و حق حاکمیت خود بر خانه و خانواده را از بین ببرند و همین موضوع فردا باعث ایجاد طلاق خواهد شد ، طلاقی که چیزی از آنها باقی نخواهد گذاشت و با وجود ضربه عاطفی و مالی ای که میخورند باید تاوان مهریه و زندان را هم بدهند.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، داشتن چند زن تا سال ۱۳۴۶ که نخستین قانون حمایت خانواده  توسط مجلس شورای ملی تصویب شد صرفا تابع قواعد شرعی بود و اصولا قانون مصوبی در این باره وجود نداشت؛ از این رو هر مردی (چه فقیر بود،  چه غنی) می‌توانست در حدود شرعی و بدون ایفا عدالت حداکثر چهار زن دائم در قباله نکاح دائم خود داشته باشد و بطور نامحدود  ازدواج موقت بکند بدون اینکه، اجازه همسر نخست لازم باشد اما قوانین ایران پس از این سال به این موضوع سر و سامان دادند.

در ادامه در گفت‌و‌گو با دكتر «امید آریانا» وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم.

اشاره ضمنی به موضوع

این مشاور حقوقی با بیان این‌كه با استفاده از موادی، چون ۹۰۰، ۹۰۱، ۹۴۱، ۱۰۴۹ قانون مدنی می‌توان گفت، قانون مدنی تلویحا تعدد زوجات را به رسمیت شناخته اما به طور اختصاصی ‏اشاره صریحی  نکرده است به «حمایت» می‌گوید: در سال ۱۳۵۳ قانون حمایت خانواده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. با تصویب قانون اخیر قانون حمایت پیشین (۱۳۴۶) لغو و قانون‏ جدید از تاریخ ‏۱۵ مهر1392 لازم‏اجرا شد.

قانون ‏اخیر در خصوص ‏اجازه ‏زناشویی ‏مرد به طور همزمان ‏با چند زن ‏اشاره ‏صریحی نکرده همچنین در ماده ‏۵۸ قانون مذكور ‏به ‏قوانین ‏منسوخ ‏ماقبل‏ خود اشاره ‏داشته و ‏از قانون ‏حمایت ‏خانواده ‏مصوب‏ سال ۱۳۵۳به عنوان‏ قانون‏ منسوخ‏ نامی ‏‌‌برده ‏نشده ‏است. با این ‏وصف ‏در خصوص ‏قانون‏ حاکم ‏بر ازدواج‏ مجدد می‌‏توان‏گفت‏ که گذشته‏ از قواعد شرعی ‏و قانون‏ مدنی ‏‏و قانون‏ ‏حمایت ‏از خانواده ‏مصوب ۱۳۹۱، قانون ‏حمایت ‏خانواده‏ مصوب۱۳۵۳‏نیز حاکم ‏و ‏قابلیت ‏اجرایی‏دارد.
 
لزوم رعایت عرف

این مشاور حقوقی با بیان اینكه این گونه قوانین باید با عرف جامعه نیز هماهنگ باشد می‌گوید به موجب ‏مواد ۱۶و ۱۷‏قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ علاوه بر شرایط شرعی لازم  زناشویی مجدد را محدود به ۹ مورد کرده است، همچنین ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زنا شویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه، و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

وی می‌افزاید: هیچیک از قوانین مربوطه به زناشویی و قانون ‏حمایت ‏خانواده ‏مصوب‏1/12/91 راجع به، استیفای عدد یعنی حداکثر تعداد زنانی که مرد می‌تواند در حباله نکاح خود داشته باشد اشاره صریحی نکرده‌اند.

از این رو به لحاظ کامل و صریح نبودن قانون مزبور به استناد ماده ۳ قانون آیین دادرسی مدنی باید به عرف و عادت مسلم مراجعه کرد و عرف منظور این ماده عرفی است که ریشه‌های مذهبی دارد؛ در شرع مقدس اسلام نیز به استناد آیه ۳سوره ‏نسا جواز زناشویی حداکثر با چهار زن استنباط می‌شود اما در مورد دائم یا منقطع بودن این زناشویی‏‌ها بحثی به میان نیامده است. ولی ‏مشهور فقها همسر موقت را نیز داخل در شمار چهار نکاح مباح دانسته‏است.
 
شرطی با عنوان توانایی مالی

آریانا با اشاره به این كه امروزه یكی از مهم‌ترین شرایط برای رفاه افراد شرایط مالی فرد است، ادامه‌ می‌دهد: تمکن مالی یا توانایی مالی یعنی داشتن امکانات مالی لازم برای اداره کردن دو یا چند خانواده که شرط مزبور بایستی بر دادگاه احراز شود. بر این اساس دادگاه زمانی به مرد اجازه اختیار همسر دوم‏ خواهد داد که از لحاظ مالی بتواند از عهده، مخارج زندگی دو خانواده یا بیشتر بر آید و این امر بر دادگاه احراز شود.

وی ادامه می‌دهد: به موجب ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۷، شرایط لازم برای زناشویی مجدد عبارتند از: تسلیم تقاضانامه، توانایی مالی مرد، اجرای عدالت، اجازه دادگاه و رضایت همسر نخست. برابر با صدر ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۷ که مقرر می‌دارد: «متقاضی باید تقاضانامه‌ای در دو نسخه به دادگاه تسلیم و علل و دلایل تقاضای خود را در آن قید نماید...». عدم تسلیم تقاضانامه مزبور و تحصیل ‏اجازه ‏دادگاه ‏برای ‏ازدواج ‏مجدد، مستند به ‏ماده۵۶قانون ‏جدید حمایت‏ خانواده، موجب عدم ثبت ازدواج مجدد در دفا‌تر رسمی ثبت، نکاح و طلاق خواهد شد.

رضایت همسر نخست

این وکیل دادگستری با اشاره به   ماده ۱۶ قانون‏ حمایت خانواده مصوب ۵۳ كه تصریح کرده است که مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر با رضایت همسر اول می‌گوید: در این ماده واژه همسر بطور اطلاق بکار رفته است، بنابراین فرقی بین زن موقت و دایم ‏نیست.

وی ادامه می‌دهد: مواد قانونی که مرد به موجب آنها می‌تواند زن دوم بگیرد در‏ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده ۵۳ به‏آنها اشاره‏ شد مواردی‏که‏ در این قانون احصا شده جنبه حصری داشته و غیر آن به هیچ وجه مرد مجاز به اختیار همسر دیگری نخواهد بود.
 
محکومیت زن مجوز ازدواج شوهر

این حقوقدان با اشاره به بند ۸ ماده ۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳می‌گوید: به موجب این بند چنانچه محکوم مرد باشد، زن می‌تواند تقاضای طلاق کند و در صورتی که محکوم زن باشد مرد می‌تواند بدون تحصیل اجازه او مجددا زناشویی کند، همچنین هر‌گاه زن به حکم قطعی به مجازات حداقل پنج سال حبس محکوم شده باشد و این حکم در حال اجرا باشد شوهر می‌تواند همسر دوم اختیار کند؛ اما اگر اجرای حکم پایان یافته باشد شوهر مجاز به زناشویی مجدد نخواهد بود چه دیگر مانعی در راه زناشویی او نیست.
 
اگر زن معتاد باشد

آریانا یكی دیگر از شرایطی را كه می‌تواند از عوامل چند زنی باشد ابتلاء به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی زناشویی را غیر ممکن کند می‌داند و می‌گوید: اعتیاد زن در صورتی مجوز اختیار زن جدید خواهد بود، که شرایطی داشته باشد. یعنی باید این اعتیاد مضر باشد، یعنی عادت‌ها و اعتیادهایی که انسان را به نابودی می‌کشاند و زیان‌های آشکاری دارد مجوز اختیار همسر برای مرد می‌شود. مثل اعتیاد به تریاک، مرفین، هروئین، والکل و…. همچنین به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد یعنی باعث از هم‌پاشیدگی نظام خانواده و مانع از انجام تکالیف زناشویی زن شود.

وی نتیجه می‌گیرد: هر‌گاه تمام این شرایط وجود داشته باشد، مرد می‌تواند از دادگاه تقاضای صدور اجازه زناشویی مجدد کند؛ بدیهی است دادگاه نیز پس از احراز تمام شرایط، اجازه اختیار زن جدید را صادر می‌کند.
 
زن‌هایی که خانه را ترک می‌کنند

این مدرس دانشگاه ترک زندگی خانوادگی از طرف زن را نیز از دیگر مواردی می‌داند که مجوز ازدواج مجدد را به مرد می‌دهد و می‌گوید: در قانون اشاره‌ای به مدت غیبت زن برای احراز ترک زندگی خانوادگی نشده است، اما از ظاهر، ماده می‌توان استنباط کرد که چندان مدت در ترک زندگی خانوادگی مؤثر نیست بلکه همین قدر که، ترک زندگی خانوادگی زن مبین بی‌میلی و بی‌علاقه‌گی او به شوهر و فرزندانش باشد کفایت می‌کند.

وی ادامه می‌دهد: در هر حال تشخیص این امر به عهده دادرس است و دادرس هر‌گاه تشخیص دهد زن زندگی خانوادگی‌اش را ترک کرده است به شوهر اجازه زناشویی مجدد خواهد داد مشروط به اینکه ترک زندگی خانوادگی زن هنگام، صدور جواز زناشویی مجدد فعلیت داشته باشد.

آریانا عقیم بودن زن را نیز دلیل محکمه‌پسند دیگری برای ازدواج مرد می‌داند و می‌گوید: اگر زن قادر به تولید بچه نباشد یا غایب مفقودالااثر شود، مرد می‌تواند دوباره ازدواج کند.
 
حقوق زن در زناشویی مجدد شوهر

در نتیجه ‏ازدواج ‏مجدد شوهر، دو حق‏ برای زن ایجاد می‌شود که اجرای‏ عدالت ‏و حق ‏طلاق است. آریانا در این باره می‌گوید: شوهر باید آنچنان رفتاری با زنان خود داشته باشد که هیچ یک از زنان نسبت به دیگری احساس بر‌تری نکنند، یعنی باید شوهر در خوراک، پوشاک و مسکن بین زنان خود مساوات را رعایت کند. نکته دیگر اینکه شوهر باید در معاشرت با زنان خود نیز عدالت داشته باشد.

البته دادگاه‌ها عملا اجرای عدالت را صرفا از باب تمکن مالی مورد توجه قرار می‌دهند و صرف بی‌عدالتی و تبعیض بین زنان نمی‌تواند موجب طلاق به درخواست زن باشد بلکه عسر و حرج ناشی از این بی‌عدالتی و تبعیض است که مبنای حق در خواست طلاق برای زن می‌شود و این عسروحرج باید به دادگاه ثابت شود.


نظرات()   
   

مطلب زیر نشاندهنده عدم حاکمیت عقلانیت در زنان است و نباید از آن نتیجه گرفت که جنایت روی داده به دلیل چند همسیری بوده است زیرا نمونه اشکار این مطلب خانم حسینی از نویسنده های انجمن هستند که با 2 هوی خود در یک خانه و یک طبقه زندگی میکنند و از خانواده سالم و موفقی برخوردار هستند

زنی که در جنایتی هولناک، سر هوویش را برید در آخرین دفاعیات خود گفت: من او را دوست داشتم و نمی خواستم دستم به خون کسی آلوده شود!

به گزارش خراسان، این زن ۳۴ ساله در آخرین جلسه بازپرسی، ضمن تقاضای بخشش از اولیای دم به قاضی موحدی راد گفت: من از وجود «هوو» در زندگی ام ناراحت بودم اما نه تنها از او نفرت نداشتم بلکه او را دوست داشتم.

 وی ادامه داد: من همسر دوم مردی شده بودم که همسر اولش را طلاق نداده بود! من در طبقه دوم منزل زندگی می کردم و او در طبقه اول ساکن بود.

 روز حادثه فرزند ۳ ساله ام دچار دل درد شده بود که من به طبقه پایین رفتم تا از هوویم هاون بگیرم و مقداری نبات و خاکشیر بکوبم! آن روز وقتی هوویم به طرف کابینت رفت که هاون را به من بدهد به او گفتم شیر آب را هم ببند تا آب طبقه بالا قطع نشود او با شنیدن این جمله من عصبانی شد و دسته هاون را به طرف من پرتاب کرد.

من هم از روی اپن آشپزخانه کاردی را برداشتم و به طرف او حمله ور شدم. هوویم که ترسیده بود عقب عقب رفت که پایش به چرخ خیاطی وسط پذیرایی خورد و به پشت روی زمین افتاد. از شدت عصبانیت چند ضربه به گلویش زدم فکر کنم شاهرگش را بریدم چون خون زیادی فواره زد. بعد از آن هم از داخل کابینت ساطور بزرگ دسته فلزی را برداشتم و ضربه محکمی زیر گلویش زدم.

دیگر حال خودم را نمی فهمیدم و فقط به یاد دارم که ضربات زیادی را زدم. بعد از آن هم همه آثار باقی مانده از جنایت را پاک کردم و با یک صحنه سازی چنین وانمود کردم که افراد ناشناسی در نبود من به منزل آمده اند و هوویم را کشته اند! آن روز برای آن که خودم را بی گناه جلوه دهم با تلفن همراه هوویم پیامکی را برای یکی از بستگانش با مضمون این که «انتقام گرفتم» فرستادم اما نمی دانم چرا یک لحظه حسادت موجب شد تا او را بکشم!

این زن در ادامه اظهاراتش گفت: آن روز به طبقه بالا و منزل خودم رفتم و پس از آن که لباس های خون آلودم را عوض کردم، کارد و ساطور را هم داخل یک پلاستیک گذاشتم و در سطل زباله انداختم تا هیچ اثری از این که من هوویم را کشته ام باقی نماند.


نظرات()   
   

حجت الاسلام قرائتی در سخنانی به بیان دلایل و لزوم چند همسری میپردازند و اینکه اگر زنان بخواهند با این موضوع مخالفت کنند عواقب وخیمی برای جامعه خواهد داشت 

 

دانلود فایل صوتی

 

مطالب مرتبط: نقد فمینیست بودن زنان نماینده مجلس توسط یک مجری زن رادیو


نظرات()   
   

در حالیکه آمرهای مردان آماده به ازدواج در خدود یک سوم آمار زنان آماده به ازدواج است آمر سنی که توسط دستگاههای ذی صلاح ارایه شده اند نیز نشاندهنده این موضوع است که حتی بدون بررسی ملاک های آمادگی ازدواج نیز تعداد مردان در رده بندی های سنی بیشتر از زنان است .

چند سالی است که تعادل جمعیتی جوانان در سن ازدواج به هم ریخته بطوریکه تعداد دختران در سن ازدواج که در گذشته کمتر از پسران بود یکباره تغییر کرده و این بار تعداد دختران بیشتر از پسران شده است و همین باعث شده که نگرانی‌هایی برای ازدواج دختران در جامعه ایجاد شود. هنگامی که موضوع بیشتر بودن تعداد دختران در سن ازدواج شنیده می‌شود مردم تصور می‌کنند که حتما تعداد دختران متولد شده بیشتر از پسران شده است درحالیکه در ایران نیز مانند بسیاری از کشور‌ها شاخص نسبت جنسیتی در بدو تولد به ازای هر ۱۰۰ دختر ۱۰۶ پسر است.

تعداد پسران در بدو تولد بیش از دختران است

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در خصوص آمار تولد دختران نسبت به پسران گفت: در حال حاضر شاخص نسبت جنسی در بدو تولد در کشور به ازای هر ۱۰۰ دختر بین ۱۰۵ تا ۱۰۶ پسر است و در دنیا نیز این شاخص بین ۱۰۴ تا ۱۰۷ متغیر است و بر همین اساس در کشورمان در بدو تولد تعداد پسران بیش از دختران است.

علی اکبر محزون تاکید کرد: هرچه سن افراد بالا‌تر می‌رود هرم سنی متقارن می‌شود به طوری که در سال‌های بعد تعداد زنان و مردان برابری می‌کند اما با توجه به اینکه ریسک مرگ و میر در سنین بالا در مردان بیشتر است بر همین اساس در سن بالا‌تر از ۵۰ تا ۶۰ سال تفاوت‌های جنسیتی در بحث مرگ و میر به نوعی دیگر خود را نشان می‌دهد به طوری که مردان در این سن تعدادشان کمتر از زنان می‌شود و از حالت برابری خارج می‌شود.
در بدو تولد تعداد پسران بیشتر از پسران است به مرور و تا سن ۵۰ سالگی تعداد زنان و مردان مساوی است و بعد از ۵۰ سالگی به دلیل فعالیت و اشتغال مردان در کارهای پر خطر و سنگین، بیماری و... مرگ و میر آنان بیشتر می‌شود و در‌‌نهایت بعد از ۶۰ سالگی هرم سنی به نفع زنان تغییر می‌کند و تعداد زنان مسن بالاخره بیشتر از مردان می‌شود.

این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال به آخرین آمار دختران و پسران در سن ازدواج اشاره کرد و گفت: برای مقایسه تعداد دختران و پسران در سن ازدواج یک اختلاف ۵ ساله را لحاظ و سپس نسبت به مقایسه آن اقدام می‌شود.

به گفته وی سه گروه سنی زنان ۱۵ تا ۱۹ سال با مردان ۲۰ تا ۲۴ سال، زنان ۲۰ تا ۲۴ سال با مردان ۲۵ تا ۲۹ سال و در ‌‌نهایت زنان ۲۵ تا ۲۹ سال را با مردان ۳۰ تا ۳۴ سال ازدواج نکرده را با هم مقایسه می‌کنیم و آمار‌ها نشان می‌دهد که تعداد زنان در گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال ۲ میلیون و ۵۵۹ هزار نفر، گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ سال یک میلیون و ۹۸۳ هزار نفر و در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال نیز یک میلیون و ۱۳۱ هزار نفر هستند که مجموع آن‌ها ۵ میلیون و ۶۷۰ نفر می‌شود.

زنان مجرد در سن ازدواج؛ ۱۰۰ هزار نفر بیش از مردان

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در مورد تعداد مردان ازدواج نکرده نیز گفت: همچنین ۳ میلیون و ۲۵۶ هزار نفر در گروه سنی مردان ۲۰ تا ۲۴ سال، یک میلیون و ۷۵۳ هزار نفر در گروه سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ سال و ۵۵۷ هزار نفر نیز در گروه سنی مردان ۳۰ تا ۲۴ سال ازدواج نکرده هستند که در مجموع تعداد آن‌ها ۵ میلیون و ۵۷۰ هزار نفر می‌شود.

مقایسه زنان و مردان در سن ازدواج مجرد نشان می‌دهد که تعداد زنان ۱۰۰ هزار نفر بیش از مردان است و برهمین اساس کار‌شناسان معتقدند هرچه سن ازدواج بالا‌تر رود تعداد دختران مجرد بیش از پسران می‌شود به همین دلیل جمعیت‌شناسان توصیه می‌کنند نباید اجازه دهیم سن ازدواج در دختران بالا رود تا مشکلی نیز برای ازدواج آنان بوجود نیاید.

از سوی دیگر براساس آمارهای سازمان ثبت احوال چنانچه بخواهیم دو گروه سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ و زنان ۲۰ تا ۲۴ سال را با هم مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که در این گروه تعداد دختران ۲۲۹ هزار نفر از مردان بیشتر است و در گروه سنی زنان ۲۵ تا ۲۹ سال با مردان ۳۰ تا ۳۵ سال نیز ۵۷۲ هزار دختر ازدواج نکرده بیش از پسران است که این افزایش آمار دختران مجرد تایید کننده نظر کار‌شناسان است که با افزایش سن تعدادشان بیشتر شده است. اما در گروه دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله با پسران ۲۰ تا ۲۴ ساله که البته ازدواج‌های کمتری در این سنین انجام می‌شود وضعیت آماری به گونه دیگری است به طوریکه در این گروه تعداد مردان ۶۹۷ هزار نفر بیشتر از زنان شده است که این خود می‌تواند اتفاق خوبی باشد به شرطی که ازدواج در سن پایین در جامعه از سوی کار‌شناسان و مسئولان ترویج داده شود و مورد استقبال جوانان قرار گیرد.

آمارهایی که تا کنون ارائه شد با در نظر گرفتن تفاوت سنی ۵ ساله موجود در ازدواجهای دختران با پسران بود و با توجه به نظر کار‌شناسان مبنی بر ازدواج گروههای همسن برای رفع مشکل ازدواج دختران در سن ازدواج به دلیل کمبود پسر گروههای سنی همسن را نیز با هم مقایسه کرده‌ایم که در این گروه همسن دختران و پسران آماده ازدواج ۲۵ تا ۲۹ ساله تعداد پسران بیشتر از دختران شده است.

محزون در مورد مقایسه دو گروه زنان و مردان همسن ۲۵ تا ۲۹ ساله نیز گفت: البته مقایسه این دو گروه به لحاظ جمعیت‌شناسی تعبیر درستی نیست و برای مقایسه باید فاصله سنی حدود ۵ سال را رعایت کرد اما در مجموع در این گروه سنی ۶۲۳ هزار نفر تعداد مردان بیشتر از زنان است.

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشورگفت: در گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ ساله زنان و مردان نیز باز هم تعداد مردان یک میلیون و ۲۷۳ هزار نفر از زنان بیشتر است. با توجه به این نتایج آماری کار‌شناسان عنوان می‌کنند که چنانچه اختلاف سنی ۵ ساله در نظر گرفته نشود در این گروه تعداد پسران بیش از دختران است و می‌توان این گونه تعبیر کرد که ازدواج‌های در این سنین تا حدودی مشکلات را رفع خواهد کرد که البته باید شرایط و امکانات مورد نیاز ازدواج این افراد را نیز مهیا کرد.

ازدواج گروههای همسن؛ فقط ۱۲ درصد از ازدواجهای ثبت شده

براساس آمارهای ثبت احوال فقط ۱۲ درصد ازدواجهای ثبت شده مربوط به ازدواج گروههای همسن بوده و تعداد دختران و پسران مجرد آماده ازدواج نیز ۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار نفر هستند.

دراین باره شهلا کاظمی جمعیت‌شناس همسن گزینی را راه حل مشکل تعداد بیشتر دختران مجرد به نسبت مردان می‌داند و معتقد است: مشکل فعلی ما این است که در میان خانواده‌ها مرسوم است که مردان با دختران کم سن‌تر ازدواج می‌کنند و به همین دلیل تعداد دختران بیشتر از پسران است به همین دلیل راه حل مشکل تجرد دختران این است که همسن گزینی و یا اینکه ازدواجهای با فاصله سنی کم انجام شود.

وی تاکید کرد: به منظور فراهم کردن امکان ازدواج مجرد‌ها که تعداد آنان نیز نسبت به سالهای گذشته زیاد‌تر شده است باید به خانواده‌ها و جوانان اطلاع رسانی و آگاهی لازم داده شود و همچنین همسن گزینی و ازدواج در سنین پایین نیز از دیگر اقداماتی است که می‌توان برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج انجام داد.

به هرحال با توجه به نظرات کار‌شناسان تعداد زیاد دختران مجرد نسبت به پسران در سن ازدواج و از سوی دیگر نیز بالارفتن سن ازدواج که باعث بالا رفتن توقعات جوانان و به تبع آن سخت گیری در ازدواج می‌شود عواملی نگران کننده هستند که باید توسط کار‌شناسان و مسئولان بررسی و راهکارهای تعادل آن تدوین شود.


انجمن حمایت از حقوق مردان:


اشتباه بسیار غیر واقع بینانه و به دور از عقل شهلا کاظمی این است که همسن گزینی را توصیه کرده که حقیقتا بسیار توصیه فمینیستی و غیر ممکنی است.

زیرا با توجه به اینکه سیاست ها در سالهای اخیر در جهت تضعیف مردان بوده، سن ازدواج پسران به بالای 30 سال رسیده است. که در این سن و برای اولین ازدواج، همسن گزینی اجحافی در حق پسر است و هیچ پسر عاقلی زیر بار آن نمی ورد.

همسن گزینی در صورتی می تواند قابل انجام باشد که سن ازدواج پایین باشد و باز هم معمولا توصیه می شود که زن چند سالی از مرد کوچکتر باشد.سن زیستی و جنسی زنان کم است و حاملگی بالای 35 سال خطرناک است و معمولا کیفیت حاملگی و جنین تشکیل شده در زنان بالای 35 سال بسیار بد از کار در می آید و بعلاوه کهولت زنان زودتر فرا می رسد. بنابر این این حرف خانم کاظمی تنها و تنها احساسات فمینیستی و ضد مرد است که به جای توصیه برای چند همسری باز هم پیشنهاد بدتر کردن شرایط و ظلم بر مردان را داده است.




نظرات()   
   

یک مجری زن رادیو در وبلاگ شخصی خود نوشت:

منصوره صامتی

دربرنامه ی زنده ی زن امروز جامعه ی فردا با موضوع آمار بالای زنان و دختران مجرد (زنان بیوه و مطلقه ) (دختران بالای 35 سال )  و راه حلی برای ازدواج زنان بیوه ، مطلقه و دختران بالای 35 سال


دو نماینده خانم و دو کارشناس به  صورت حضوری و تلفنی در برنامه شرکت داشتند . بین حجه الاسلام علی جعفری و نمایندگان خانم نماینده بحث بالا گرفت ماجرا ازین قرار بود که نمایندگان زن با ازدواج مجدد مردان و متاهل شدن زنان مجرد مخالف بودند درحالیکه جناب جعفری به توصیه ی دین ازدواج مجدد مردان را امری بدیهی می دیدند و به سازو کار و سیاست گذاری ها ی کلان در این زمینه اشاره کردند .

بنده به عنوان مجری کارشناس و سردبیر در این برنامه حضور داشتم دو کارشناس را به آرامش دعوت کردم از جناب جعفری پرسیدم جناب جعفری شما حاضرید دختر تان همسر دوم مرد متاهلی باشد ؟ ایشان گفتند :بله ، اگر دختر م به سن 32 سال برسد و ازدواج نکرده باشد بهتر است همسر دوم مرد متاهلی بشود تا اینکه از افسردگی  به بیمارستان برود ! انقدر فضا و جو برنامه چالشی بود که صدا به صدا نمی رسید رو به خانم نماینده پرسیدم خانم دکتر شما می فرمایید زنان مجرد ، بیوه یا مطلقه نباید با مردان متاهل ازدواج کنند ، از طرفی آمارها به تعداد کمتر جمعیت مردان نسبت به جمعیت زنان اشاره دارد !

شما هم که به برنامه های ده ساله اشاره می کنید  فرض بفرمایید خانم مجرد مطلقه ای که امروز 32 سال سن دارد در ده سال آینده به 42 سالگی می رسد و عملا شانس ازدواج و بچه دار شدنش را از دست می دهد ! حال جمعیت حدود  10 میلیونی زنان بیوه ، مطلقه و بالای 35 سال باید چه کنند ؟ ازداج دایم نکنند ازدواج موقت را هم که رد می کنید پس زنان مجرد چه کنند ؟! شما چه راه حلی دارید ؟

خانم نماینده فرمودند :  راه حل ، راه حل ، ... نمی دانم شاید بهتر باشد شما از طریق همین رسانه اعلام کنید و از مردم بخواهید راه حل  بدهند .هدیه اش با ما پرسیدم ، خانم دکتر شما نماینده ی مردم هستید ، مرکز پژوهشهای مجلس راه حلی ندارد ؟! بلاخره شما که راه حل دین و آقای جعفری را رد می کنید باید راه حل قابل قبولی اراءه کنید ! نمی شود که این جمعیت عظیم را بلا تکلیف بگذاریم تا هر وقت که مجلس به نتیجه ای رسید !!!

 ایشان لحن جدی به خود گرفت و گفت :راستش شاید یک راه حل خوب این باشد که  زنان ایرانی مجرد بروند خارج یا از کشور های دیگر مردان مجرد به ایران بیایند !

در استودیو ولوله شد ، آقای جعفری هم تعجب زده گفت  چطور است که حکم دین را با لجاجت رد می کنیم و برای حل مساله باید مردان خارجی وارد کنیم ؟!  بنده هم  حیرت زده ...فرصت برنامه هم تمام شد  تنها افسوس خوردم و ضمن تشکر از کارشناسان برنامه خداحافظی کردم  

بسیار ناراحت کننده است که یک نماینده خانم برای موکلان خود هیچ فکری نکرده راه حل دین را رد می کند و راه حل تخیلی اراءه می کند ! یادمان باشد ما نمایندگان مجلس را انتخاب می کنیم. این موضوع برای اولین بار در برنامه ی زن امروز جامعه ی فردا مطرح شد و جالبتر اینکه در برنامه ی ما و با تحقیقات سرانگشتی بنده به آمار بالای زنان مجرد در ایران رسیدیم که حتی نماینده محترم هم از این مساله بی اطلاع بودند !  

نویسنده: منصوره صامتی / کارشناس فرهنگ و رسانه




نظرات()   
   

مردان ایرانی 5 برابر بیشتر از زنان در معرض سوانح ،حوادث و ابتلاء به بیماریهای شایع قرار دارند.
به گزارش واحد مرکز ی خبر، عضو انجمن اورولوژی ایران امروز در دومین همایش روز ملی سلامت مردان که با حضور 200 نفر از استادان و دانشجویان علوم پزشکی استان در تالار شهید چمران مشهد برگزار شد گفت : 37 درصد از مردان ایرانی اضافه وزن دارند که 11 درصد از این افراد به چاقی مفرط مبتلا هستند .او با اشاره به اینکه امید به زندگی در مردان ایرانی 3 تا 5 سال کمتر از زنان است گفت : همچنین آمارها نشان می دهد که سرطان های پوست ، معده ، مثانه، پروستات، و کولون در مردان ایرانی بیشتر از زنان است .
معاون دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در این مراسم افزود : بیماریهای قلبی - عروقی از مهمترین بیماریهای شایع در بین مردان خراسان رضویست که سلامت مردان در این استان را به خطر انداخته است .
بهرامی گفت : همچنین شایع ترین علل حوادث در مردان این استان درسالهای 90 تا 91 ضربه بوده است .
او گفت : مهمترین سرطان شایع در بین مردان در استان خراسان رضوی نیز سرطان پوست است .
محمود فرزین دبیر اجرایی همایش یک روزه روز ملی سلامت مردان نیز افزود : نقش هماهنگی های بین بخشی و تامین اجتماعی در توسعه سلامت مردان و مشخص کردن وضعیت سلامت مردان در استان خراسان رضوی در مقایسه با کشور از مهمترین اهداف این همایش است .

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در شرایطی که طبق آمار ها تعداد مردان آماده به ازدواج یک چهارم زنان آماده به ازدواج است و آمار مرگ میر مردان بیشتر از زنان است کشور تنها 2 راه در پیش رو دارد 1.اصلاح اشتباهات خود و اهمیت دادن به تعدد زوجات 2.ادامه راه فعلی و جایگزینی تعدد زوجات با فساد و فحشا


نظرات()   
   

وی با 26 زن، 195 فرزند و بیش از200 نوه و نتیجه در خانه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کرد. تعداد فرزندان او آن‌قدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبه‌رو شده بود. دو گوسفند، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود.

درباره حاجعلی حق‌پناه صحبت می‌کنیم؛ مردی که در دهه 50 به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامه‌های کشور شد حالا 34 سال از مرگ حق‌پناه می‌گذرد و خانواده حق‌پناه‌ها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آن‌قدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است. خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.
اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب می‌کند تعداد بی‌شمار افرادی است که نام خانوادگی‌شان حق‌پناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حق‌پناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامه‌ها راه یافت.«من خودم هم حق‌پناه هستم. با کدامشان کار دارید؟!» اینها را راننده تاکسی‌ای می‌گوید که ما از او سراغ خانواده حق‌پناه را می‌گیریم. اکثر ساکنان روستای جوجاده از بچه‌ها، نوه‌ها، نتیجه‌ها و ندیده‌های حاجعلی حق‌پناه هستند که با جمعیت زیادشان روستا را به نام خود درآورده‌اند. راننده می‌گوید: «حتی مسجدی که در مرکز جوجاده قرار دارد زمینی بوده که حاجعلی حق‌پناه به اهالی اهدا کرده تا مراسم‌شان را آنجا برگزار کنند. نام حاجعلی را می‌توانید روی سر در این مسجد که بخش‌هایی از آن هنوز نیمه‌کاره مانده ببینید».اینجا همه حاجعلی را به خاطر تعداد همسرها و فرزندان بی‌شمارش به علاوه نفوذ و ثروتی که داشته می‌شناسند. حاجعلی در یک خانواده فقیر به دنیا آمد اما با سعی و تلاش در سن 24 سالگی صاحب مال و املاک زیادی شد. حق‌پناه بزرگ سرانجام در سن 95سالگی به خاطر کهولت سن و به مرگ طبیعی فوت کرد. آن زمان کوچکترین فرزند حاجعلی که از همسر بیست و ششمی‌اش بود؛ سه سال بیشتر نداشت. حالا اگرچه حاجعلی و زن‌هایش همه به رحمت خدا رفته‌اند اما هنوز که هنوز است چرخ روستای جوجاده به کمک پسران، دختران، نوه‌ها، نتیجه‌ها و ندیده‌های حق‌پناه می‌چرخد.

مردی ایرانی با 26 زن و گرفتن 3 زن در یک شب!!
بخشی از فرزندان و نوه ها
از آمل تا بابل
«خودمان هم آمار دقیقی از تعداد فرزندان پدرمان نداریم. تا به حال فرصتی هم پیدا نکرده‌ایم که شجره‌نامه‌ای از خاندانمان تهیه کنیم.» اینها را حسن، یکی از پسران زن ششم حاجعلی می‌گوید. او 65 سال دارد و وقتی حرف به اینجا می‌رسد که خودش چند زن دارد با خنده ادامه می‌دهد؛ «من یک زن بیشتر ندارم در عوض خدا به من نه دختر و یک پسر داده، راستش خانمم تحمل هوو ندارد.
خدا نکند از کار خانمی تعریف کنم آن شب را باید بیرون از خانه بخوابم.» در میان پسران حاجی تنها چند نفرشان هستند که مانند پدر چند همسر گرفته‌اند اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند رکورد پدرشان را در این زمینه بشکنند اما نکته جالب اینجاست که نه خود حاجی و نه پسرانش تا به حال کارشان به طلاق نکشیده است و همسرانشان به‌خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کنند.
حسن می‌گوید: «زن اول پدرم عاروس نام داشت. پدرم زمانی که 24 سال داشت با این زن که آن زمان 18 ساله بود؛ ازدواج کرد».
به گفته حسن، پدرش در اکثر شهرهای مازندران همسر داشته و تا آنجا که او می‌داند پدرش برای زن‌هایش شش خانه خریده بوده؛ «از آمل گرفته تا بابل، قائمشهر، نکا، ساری، زرین‌کلاه و... پدرم زن گرفته بود.» پسران حاجعلی درباره راه و روش زندگی پدرشان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛ «پدر کارهای زیادی انجام می‌داد. او در حدود 20 هکتار مزرعه گندم، جو، برنج و پنبه داشت و زن‌هایش پا به پایش در مزرعه کار می‌کردند».
حق‌پناه بزرگ مرد کاری و پرتلاشی بود. او در کنار مزرعه‌داری دستی هم در خرید و فروش دام داشت. برای همین مجبور بود به شهرهای مختلف سفر کند و گاو وگوسفندهایش را بفروشد. شاید یکی از دلایلی که باعث شد حاجعلی 26 زن را به عقدش دربیاورد؛ همین سفرهای زیاد بوده است؛ «به نظر ما یکی از دلایل اینکه پدرمان زیاد زن گرفته، می‌تواند سفرهای زیادی باشد که او می‌رفته. مثلا مادر حسن‌آقا که نامش محرم بود و مادر من و یک خانم دیگر از زن‌هایی بودند که پدرم آنها را در آمل دیده و با آنها ازدواج کرده بود».
غلامرضا کوچکترین پسر حاج علی است. او 35 سال دارد و نام دخترش که کوچک‌ترین نوه حاجعلی به حساب می‌آید را به احترام مادر خدا بیامرزش مهتاب گذاشته است؛ «مهتاب زن آخر حاجی بود. او 14 ساله بود که به عقد حاجعلی 70ساله درآمد. مردم روستا مدعی بودند که حاجعلی او را از بقیه همسرانش بیشتر دوست دارد».
خانه‌ای برای 12 هوو
خانه حاجعلی در جوجاده تا سال 73 همچنان پابرجا بود اما در همان سال، وقتی زن‌های فامیل دور هم جمع شدند تا برای غلامرضا، پسر کوچک خانواده آش پشت پای سربازی درست کنند، به خاطر شیطنت بچه‌های فامیل، خانه آتش می‌گیرد و بیشتر یادگاری‌های به‌جا مانده از حاجعلی در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آخرین پسر حاجعلی در این‌باره می‌گوید: «زیر خانه پدر کاه زیادی جمع کرده بودیم. آن روز بچه‌های کوچک شیطنت کردند و با آتش زدن کاه‌ها خانه را به آتش کشیدند. خوشبختانه شخصی در این حادثه آسیب ندید اما خانه پدریم با همه یادگاری‌هایش سوخت».
خانه اصلی حاجعلی در بالاترین نقطه روستا و روی تپه‌ای بلند قرار گرفته بود. جایی که به قول حسن، هم به ساری مشرف بود و هم قائمشهر. بعد از آن آتش‌سوزی، بعد از پاکسازی بقایای خانه سوخته، آنجا را به باغ تبدیل کردند و درختان نارنگی، پرتقال و انار زیادی آنجا کاشتند؛ «پدرم عاشق خانه‌اش بود و تا جایی که به خاطر دارم؛ او با 12 زن خود و همه فرزندانش در آن خانه به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند.»
این‌ها را غلامرضا اضافه می‌کند در خانه حاجعلی 12 هوو و فرزندانشان به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. همسران حق‌پناه بزرگ به خوبی کارها را بین خود تقسیم کرده و با هم کنار آمده بودند. حسن درباره زندگی در خانه پدری‌اش می‌گوید: «آن زمان مادرانمان در حیاط خانه یک گهواره سراسری با پارچه درست می‌کردند و بچه‌ها را در آن می‌خواباندند. کارهای خانه بین زن‌ها تقسیم شده بود. یکی از آنها فقط مسوول نگهداری از نوزادان بود»
حاجعلی برای اینکه نظم و انضباط را در خانواده پرجمعیتش برقرار کند؛ گاهی مجبور می‌شد ابروهایش را درهم بکشد و با توپ و تشر اوضاع را آن‌طور که دلش می‌خواهد سر و سامان دهد. او مرد خانواده‌داری بود و تا آنجا که می‌توانست سعی می‌کرد خانواده‌اش را دور هم جمع کند. غلامرضا که یکی از پسران تحصیلکرده حاجعلی است؛ می‌گوید: «پدرم به اتحاد و همبستگی در خانواده خیلی اهمیت می‌داد. حتی در زمان ناهار و شام با اینکه تعداد خانواده زیاد بود اما او در چند نوبت غذا می‌خورد تا دل همه را به دست بیاورد و با همه اعضا خانواده‌اش دور هم بنشینند.»
جیره پادگانی
سال‌ها پیش وقتی حاجعلی به خاطر تعداد زیاد زنان و فرزندانش سوژه روزنامه‌ها و مجله‌ها شد؛ درباره زندگی‌اش به خبرنگارها گفت: «من در چند نوبت با خانواده‌ام شام و ناهار می‌خورم. اول با یکی از همسرانم و فرزندانمان و بعد هم به نوبت با بقیه غذا می‌خورم. به همین خاطر پرخور شده‌ام»!
حق‌پناه بزرگ مرد دست و دلبازی بود و به خاطر کار و تلاش زیادی که انجام می‌داد؛ وضع مالی خوبی به‌هم زده بود. او دوست نداشت به اهل و عیالش بد بگذرد. رشید یکی دیگر از فرزندان حاجعلی در این‌باره می‌گوید: «غذای ما خیلی زیاد بود.
ما آن زمان که دور هم بودیم؛ روزی دو گوسفند، بیش از 10 مرغ، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، دو کیلو کره، هشت کیلو پنیر، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف می‌کردیم».
غلامرضا در ادامه صحبت‌های برادرش با خنده می‌گوید: «ما در خانه قبلی‌مان جایی داشتیم به اسم بالاخانه. آنجا همیشه یک لاشه گوسفند آویزان بود و به محض اینکه نزدیک بود تمام شود؛ پدرم آن را برمی‌داشت و یک لاشه پرگوشت دیگر آویزان می‌کرد».
به هر حال خرج خانه‌ای که در آن 12 هوو، 195 پسر و دختر و بیش از 200 نوه و نتیجه زندگی می‌کردند، معلوم است که زیاد می‌شود اما حاجعلی به خاطر داشتن زمین‌های زیاد وکشاورزی مناسب می‌توانست هزینه خانواده‌اش را تامین کند. البته این برای زمانی بود که حاجعلی تنها 12 زن داشت اما وقتی تعداد همسران او به عدد 26 رسید؛ حق‌پناه بزرگ مجبور شد برای بقیه زن‌هایش در شهرها و روستاهای اطراف جوجاده خانه بگیرد و هرچند روز یک بار برای سرکشی به وضعیت آنها به شهرها و روستاهای دیگر مازندران رفت و آمد کند.
او برای رفت و آمدش هم آدابی داشت که بچه‌ها باید آن را رعایت می‌کردند؛ «پدرمان اسبی داشت به اسم سهند.زمانی که او می‌خواست برای دیدن زن و فرزندانش به شهر دیگری برود با سهند تا لب جاده می‌رفت و از آنجا سوار بنز 190اش می‌شد. وقتی هم که می‌خواست برگردد؛ یکی از دختران یا پسرانش باید با اسب لب جاده می‌رفت و آن‌قدر منتظر می‌ماند تا حاجی از راه برسد و سوار بر سهند به داخل روستا برگردد.»
خواستگاری برای هوو
پسران حاجعلی تا دلتان بخواهد از پدرشان و کارهایی که انجام داده، خاطره دارند اما حتما دختران حق‌پناه هم حرف‌های شنیدنی از پدرشان دارند. برای همین پای حرف‌های آنها می‌نشینیم. روزی که ما برای تهیه گزارش به روستای جوجاده رفتیم؛ بهترین فرصت ممکن برای دیدن بازمانده‌های حاجعلی بود؛ چراکه ولیمه خوران یکی از پسران حاجعلی بود که داشت خودش را برای زیارت خانه خدا آماده می‌کرد.
حاجی صنم سومین دختر حاجعلی از زن اولش یعنی عاروس است. او که حالا 85 ساله است، می‌گوید: «آن اوایل حاجی با 12 همسرش در یک خانه زندگی می‌کرد. همه رابطه‌شان با هم خوب بود. وقتی حاجی می‌خواست دوباره ازدواج کند، مادرم خودش چادر به کمر می‌بست و به در خانه آن زن می‌رفت تا او را از خانواده‌اش برای حاجی خواستگاری کند!»
به گفته صنم زندگی در خانه حاجعلی خیلی جالب بود چرا که گاهی اوقات در یک هفته چند زن هم‌زمان با هم وضع حمل می‌کردند؛ «حاجعلی در میان 26 زن خود سه تای آنها را از همه بیشتر دوست داشت. اولی مادرم عاروس بود که هم پای حاجی بود. دومی محرم خانم و سوم همسر آخر پدرم، ماتابه بود.» صنم در جواب این سوال که آیا حاجعلی دستِ بزن هم داشته، خنده‌اش می‌گیرد؛ طوری که دندان‌های طلایش به چشم می‌آیند؛ «حاجی سیاست داشت. اگر خشم نمی‌کرد و از زن‌هایش زهرچشم نمی‌گرفت که آنها به راحتی نمی‌توانستند در کنار هم زندگی کنند. او گاهی دستِ بزن هم داشت اما بعدا دلجویی می‌کرد. خلاصه اینکه حاجی خیلی خانواده‌دوست بود».
گوش به آهنگ سطل مسی
«به پدربزرگم به این خاطر حاجعلی گدا می‌گفتند که او عاشق حضرت علی(ع) بود و ارادت خاصی به او داشت. به همین دلیل گدای علی لقب گرفت. حتی شعری که روی سنگ مزار او نوشته‌ایم هم بی‌مناسبت با اسم او نیست.» فرامرز حق‌پناه اینها را می‌گوید؛ او اولین نوه حاجعلی است که در سال 51 توانسته دیپلم بگیرد.
فرامرز مدتی روی خانواده‌اش تحقیق کرد تا آمار دقیقی از تعدادشان جمع‌وجور کند اما از آنجا که تعداد آنها خیلی زیاد است، از این کار منصرف شد.
«در آماری که سال 51 گرفتم متوجه شدم حاجعلی حدود 540 دختر و پسر و نوه و نتیجه دارد. شاید الان حدود 2300 نفر باشیم، شاید هم بیشتر.» فرامرز از حاجعلی خاطرات زیادی دارد.
او می‌گوید: «خوب به خاطر دارم که وقتی ما بچه بودیم حاجی برای اینکه دخترها، پسرها، نوه و نتیجه‌هایش را صدا کند، می‌گفت: «آهای. او تعداد زیادی از فرزندانش را به اسم نمی‌شناخت و به همه می‌گفت آهای!»
حاجعلی حتی برای صدا کردن بچه‌هایش از سر مزرعه هم رسم و رسوم خاصی داشت.
آن زمان تلفن همراه نبود. برای همین حق‌پناه بزرگ به یکی از ستون‌های خانه‌اش سطلی مسی آویزان کرده بود و هر وقت می‌خواست پسرانش را از سر مزرعه به خانه صدا کند، با یک چکش به سطل مسی می‌کوبید تا اعضای خانواده را دور هم جمع کند؛ «یکی از نشانه‌های حاجعلی داسی بود که همیشه همراهش بود. او بدون آن داس هیچ‌جا نمی‌رفت و اعتقاد داشت که ابزار کارش باید همیشه همراهش باشد. پیرمرد جز قند و شکر هیچ چیز دیگری نمی‌خرید. همه محصولات مورد استفاده‌اش را خودش به کمک همسرانش درست می‌کرد. از پشم و پنبه گرفته تا شیر و کره و پنیر.»
سفره عقدی برای سه عروس
یکی دیگر از خاطرات بامزه‌ای که همه فرزندان و اطرافیان حاجعلی آن را به خوبی به یاد دارند، مربوط به روزی می‌شود که حاجعلی سه نفر از همسرانش را در یک شب عقد کرد. این اتفاق را حسن حق‌پناه به خوبی به خاطر دارد؛ «عاروس، حوا، مریم، ننه خانم، ننه‌جان، محرم خانم، فضه، فاطمه، صغری و ماتابه یا مهتاب تنها چند تن از زنان حاجی هستند.» مدتی که حاجعلی برای فروش دام‌هایش به آمل رفت‌وآمد می‌کرد، از دو دختر اهل روستای «گتاب» خواستگاری می‌کند.
یکی از آنها ماتابه بود که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت؛ «وقتی پدرمان می‌خواست این دو زن را به عقد خودش دربیاورد، یکی دیگر از دختران روستا هم از او می‌خواهد او را هم به‌عنوان همسر قبول کند. پدرمان هم قبول می‌کند. به این ترتیب او در آن شب سه زن را با هم عقد می‌کند!!»
با اینکه حاجعلی در طول زندگی‌اش زن‌های زیادی را به عقد خود درآورد اما فقط رضا یکی از پسران حاجعلی که حالا70 ساله است مانند پدرش چند همسر دارد. او تا به حال پنج همسر اختیار کرده است؛ «پدرم قبل از مرگش قصد داشت دختر دیگری را هم به عقد خود درآورد اما دیگر اجل مهلتش نداد. او هر کاری کرد نتوانست از خانواده آن دختر رضایت بگیرد.» بعد از آن ماجرا حاجعلی گفته بود که دخترهای امروزی پرتوقع شده‌اند و به هیچ شرایطی راضی نمی‌شوند
منبع: عرش نیوز


نظرات()   
   

حجت الاسلام انصاریان در سایت خود چنین می نویسند:

تعجب مى‏كنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامى مهم‏ترین عامل نجات تك‏همسرى بود، آرى مجاز بودن تعدد زوجات بزرگ‏ترین عامل نجات تك‏همسرى است، به این معنى كه در شرایطى كه موجبات تعدد زوجات پیدا مى‏شود، و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونى مى‏گیرد، اگر حق تأهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود، و به مردانى كه واجد شرایط اخلاقى و مالى و جسمى هستند اجازه‏ى چند همسرى داده نشود، رفیقه‏بازى و معشوقه‏گیرى ریشه تك‏همسرى واقعى را مى‏خشكاند.

در مشرق اسلامى از طرفى تعدد زوجات مجاز بود، و از طرف دیگر این همه مهیّجات و محركات اغواكننده نبود، لهذا تك‏همسرى واقعى بر اكثریت خانواده‏ها حكمفرما بود و كار معشوقه‏بازى مردان به آنجا نكشید كه كم‏كم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسرى است و تك‏همسرى براى مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممكن است بپرسید: بنا به عقیده‏ى این دانشمندان كه از نظر قانون طبیعت مرد را چند همسرى مى‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محكوم مى‏كنند تكلیف مرد در میان این دوتا قانون چه مى‏شود؟

تكلیف مرد در مكتب این آقایان واضح است: مرد باید قانوناً تك همسر باشد و عملًا چند همسر، یك زن شرعى و قانونى بیشتر نداشته باشد، اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش بخواهد مانعى ندارد، به عقیده‏ى این آقایان رفیقه‏گیرى و معشوقه بازى حق طبیعى و مسلم مشروع مرد است!! و بسنده كردن مرد در همه‏ى عمر به یك زن نوعى «نامردى» است.

آن دو راهى كه بشر به سر آن قرار گرفته این نیست كه از میان تك همسرى و چند همسرى كدام یك را انتخاب كند، مسأله‏اى كه از این لحاظ براى بشر مطرح است این است كه به واسطه‏ى ضرورت‏هاى اجتماعى، مخصوصاً فزونى نسبى عده‏زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند، تك‏همسرى مطلق عملًا در خطر افتاده است، تك همسرى مطلق كه شامل تمام خانواده بشود افسانه‏اى بیش نیست، یكى از دو راه در پیش است: یا رسمیت یافتن تعدد زوجات، و یا رواج‏ معشوقه بازى، به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودى از مردان متأهل كه حتماً از ده درصد تجاوز نخواهد كرد، و یا باز گذاشتن راه معشوقهبازى، و چون در صورت دوم هر معشوقه‏اى مى‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اكثریت قریب به اتفاق مردان متأهل، عملًاچند همسر خواهند بود.

آرى این است صورت صحیح طرح مسأله چند همسرى، اما مبلغان شیوه‏هاى غربى حاضر نیستند صورت صحیح مسأله را طرح كنند، حاضر نیستند حقیقت را آشكارا بگویند، آنان واقعاً مدافع مترس بازى و معشوقهگیرى هستند، زن شرعى و قانونى را سربار و مزاحم مى‏دانند و یكى‏اش را هم زیاد مى‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن، لذت را در آزادى از قیود ازدواج مى‏شناسند، اما در گفته‏هاى خود براى ساده‏دلان چنین وانمود مى‏كنند كه ما مدافع تك همسرى هستیم، با لحنى معصومانه مى‏گویند ما طرفدار آنیم كه مرد تك همسر و با وفا باشد نه چند همسر و بى‏وفا.

 


نظرات()   
   

مرد واقعی

مرد واقعی، مرد حقیقی،شناسنامه،تعویض شناسنامه،تعویض سریع شناسنامه،شناسنامه مرد چند همسر،شوهر چند زن،مرد چند زنه


نظرات()   
   

تعدد زوجات
صاحب بزرگترین خانواده جهان گینسی شد. یک مرد هندی با داشتن 39 همسر عنوان دارنده بزرگترین خانواده جهان را در کتاب رکوردهای جهانی گینس بدست آورد!

این مرد 66 ساله با داشتن 39 همسر، 94 فرزند و 33 نوه رکورد جدید را از آن خود کرد. این خانواده بزرگ همگی در یک ساختمان چهار طبقه با 100 اتاق در یک منطقه روستایی کوهستانی و دورافتاده در مرز بین‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ برمه و بنگلادش زندگی می کنند.

چند همسری



 


نظرات()   
   

زنان و خانواده - ایران نیوز24: پدیده چندهمسری معمولا ً در کشورهای خاورمیانه رایج است و در فرهنگ غربی تمایل چندانی به چندهمسری مشاهده نمی شود. با این وجود یک مرد آمریکایی به نام Brady Williams این سنت غربی را شکسته و به چندهمسری روی آورده است.

به گزارش ایران نیوز24، به نقل از آسوشیتدپرس،  بردی ویلیامز از اهالی شهر سالت لیک در ایالت یوتا است و دارای پنج همسر  و24 فرزند است! این خانواده عجیب که قبلا ً از پیروان کلیسای مورمون در آمریکا بوده اند، در اواسط دهه 2000 میلادی به تغییر مذهب روی آورده و هم اکنون فرزندان خانواده – که سنینی بین 2 تا 20 سال دارند – تحت آموزش های بودایی قرار گرفته اند! جالب اینجا است که دو تن از همسران بردی با یکدیگر دخترخاله هستند و همه آن ها حداقل به مدت 14 سال است که با بردی زندگی می کنند. تمامی اعضای خانواده در دو ساختمان دو طبقه بزرگ شامل چند واحد و در محوطه ای مشترک ساکن هستند. هر پنج همسر آقای ویلیامز در تهیه غذا برای 30 نفر اعضاء خانواده مشارکت دارند. ویلیامز و همسرانش خود را خانواده ای "شاد، مستقل و مترقی" می خوانند.چندهمسری در واقع میراث اعتقادات بنیادگرایانه کلیسای مورمون ها در تاریخ آمریکا است. با این وجود این کلیسا رسما ً سنت چندهمسری را پس از پیوستن به دیگر ایالت های آمریکا در سال 1890 کنار گذاشت. چندهمسری با آداب مسیحیت پروتستان در آمریکا در تناقض است. تخمین زده می شود در حدود 38 هزار نفر بنیادگرا در ایالات متحده به چندهمسری اعتقاد دارند و یا طبق آن عمل می کنند. مورمون ها و طرفداران چندهمسری معمولا ً در ایالات غربی این کشور مثل یوتا زندگی می کنند.چندهمسری در ایالت یوتا غیرقانونی است. به همین علت آقای ویلیامز و خانواده اش مجبور شدند پس از حاضر شدن در یک برنامه تلویزیونی در سال 2011 که منجر به تعقیب قضایی آن ها شد، به لاس وگاس و پس از آن به نوادا فرار کنند!









نظرات()   
   

در پی بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن دختران بسیاری در عربستان، گروهی از دختران دانشجوی عربستانی در تویتر فراخوانی را تحت عنوان "حلال بودن 4 زن در شرع اسلام" به راه انداختند.


به نوشته سایت "الوئام" : در این صفحه تصویری قرار داده شده که در آن شماری از دختران با انگشتانشان عدد چهار را نشان داده و با این اقدام به جایز بودن ازدواج مرد، با چهار زن در اسلام اشاره می کنند.

دانشجویان مذکور از مردانی که توانایی و آمادگی چند همسری را دارند درخواست کرده اند که این امر را عملی نمایند. و اتفاقا در بین دختران و زنان عربستانی با استقبال بسیار بالایی روبرو شده است.


چهار همسر ی مردان


نظرات()   
   

 

زنان، کشتزار مردانند!

 سوره بقره آیه ۲۲۳

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.

حق تعدد زوجه بر مردان:

سوره نساء  آیه 3  

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

سرپرستی مرد بر زن:

 سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ...

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند...

کتک زدن زنان :

سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

... وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا.

... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

در اختیار گرفتن کنیز

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیماً». (نساء،۲۴)

شهادت ۲زن به جای ۱ مرد

 سوره بقره  آیه ۲۸۲

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُب بَّیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو كَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند،  نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.

سهم زنان از ارث نصف مردان

سوره نساء آیه۱۱

یُوصِیكُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَیْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِیضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیما حَكِیمًا.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه ۱۷۶

یَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیكُمْ فِی الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است.

.


نظرات()   
   

به نام خدا

چند همسری

ازدواج مجدد آن است که مردی در یک زمان بیش از یک همسر قانونی داشته باشد. این امر در طول تاریخ زندگی بشر در بسیاری از فرهنگ ها موجود بوده و هست. در کشور ما در راستای حمایت از زنان، اقداماتی قوی برای محدود نمودن ازدواج مجدد مردان صورت گرفته که بسیار نتیجه بخش بوده است. جالب آنکه در فرهنگ هایی که ازدواج مجدد رایج است نرخ طلاق و رشد آن بسیار کمتر از کشور ماست.

اما اقداماتی که قانون برای محدود نمودن ازدواج مجدد مردان به کار بسته چیست؟ این اقدامات در مسیر به خطر انداختن آزادی و امنیت روانی و اقتصادی مرد در صورت ازدواج مجدد شکل گرفته است؛

بر اساس ماده 645 قانون مجازات اسلامی مردی که واقعه ازدواج را به ثبت رسمی نرساند به مجازات تا یک سال حبس محکوم می شود.

مطابق ماه 47 لایحه حمایت خانواده هر سر دفتری که بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد نماید به انفصال دائم از اشتغال به سر دفتری محکوم می شود.

بنابراین هر مردی که قصد ازدواج مجدد داشته باشد باید با اجازه دادگاه این کار را انجام دهد. در غیر این صورت در ثبت آن دچار مشکل شده و مجازات زندان خواهد داشت.

اینکه در چه موارد محدودی دادگاه به مرد حق ازدواج مجدد را می دهد و این اجازه موجب ضایع شدن حقوق دیگر مرد در این موارد می شود را در ادامه بررسی خواهیم کرد. حال اگر در همین موارد اندک و محدود دادگاه اجازه ازدواج مجدد را به مردی اعطا کند آیا آن مرد باز هم از امنیت روانی و اقتصادی در ازدواج دوم برخوردار خواهد بود؟

در صورت ازدواج مجدد زوج، حتی با اجازه دادگاه، زوجه اختیار طلاق پیدا میکند و می تواند حتی با اخذ مهریه، برای مطلقه نمودن خود اقدام کند. این اختیار طلاق در دو قالب حمایتی قوی که قانون از جنس زن به عمل آورده، لحاظ شده است. یکی شروط ضمن عقد نکاح و دیگری طلاق به علت عسر و حرج زوجه.

یعنی در صورت ازدواج مجدد به اذن دادگاه، زوج موظف است هم طلاق و هم مهریه زوجه را با هم بدهد.

تنها دو مورد استثنا داریم که عبارتند از :

1.      زن اول راضی به ازدواج دوم باشد.

2.      زن اول خانه را بی دلیل رها کرده و با وجود حکم دادگاه به لزوم تمکین زن از شوهر، باز هم این زن حاضر به تمکین نشده است.

البته لازم به ذکر است که مورد دوم طبق رای وحدت رویه 716 هیأت عمومی دیوان عالی كشور به تازگی از اختیار طلاق زن اول مستثنی شده است و سالیان زیادی زنان خانه را ترک کرده و با حکم دادگاه به خانه باز نمی گشتند و در صورت ازدواج مجدد شوهر، طلاق و مهریه را با هم می گرفتند!

پس معلوم شد که ازدواج مجدد حتی با اجازه دادگاه باز هم ـ جز در دو مورد ـ امنیت روانی و اقتصادی را برای مرد از بین می برد.

اما موارد دیگر جواز ازدواج مجدد از سوی دادگاه ها کدام است؟

1.      محكومیت قطعی زن در جرائم عمدی در شرایطی خاص

2.      ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر

3.      سوء رفتار یا سوءمعاشرت زن به حدی كه ادامه زندگی را برای مرد غیرقابل تحمل می‌كند

4.      ابتلای زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج

5.      ناپدید شدن زن به مدت بیش از یک سال

6.      عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی

7.      عقیم بودن زن

شایان ذکر است در تمامی موارد بالامرد دو راه بیشتر ندارد:

1.      زن را طلاق بدهد که البته باید حق و حقوق زن از جمله مهریه و اجرت المثل را بپردازد.

2.      ازدواج مجدد کند که البته باید بداند در این صورت زن میتواند با استناد به بند 12 شروط ضمن عقد سند ازدواج با گرفتن تمامی حق و حقوق از جمله مهریه، طلاق بگیرد.

پس بهترین راه حل سوختن و ساختن است. مرد باید شرایط را پذیرفته و با تمامی سوء معاشرت زن و اعتیاد وی بسازد!

حال مهریه های امروزی را در نظر بگیرید. مهریه هایی که به طور میانگین براساس پژوهش «مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه» 305 سکه تمام بهار آزادی تخمین زده شده است.

حال این مهریه را با ناسازگاری و سوء معاشرت زن کنار هم قرار دهید. نتیجه چیست؟ آیا ازدواج مجدد یا حق طلاق دردی را از مرد درمان میکند؟ آیا اینکه به شما بگویند باید روی صندلی میخ دار بنشینی زیرا می توانی یک صندلی سالم هم داشته باشی منطقی است؟ آیا نباید صندلی میخ دار را اصلاح کرد یا اگر قابل اصلاح نیست آن را با اندک هزینه ای به دور انداخت؟ اصلاً داشتن یا نداشتن صندلی دوم چه ربطی به صندلی میخ دار اول دارد؟!

جالب آنکه بسیاری از متولیان امر، ازدواج مجدد مرد را در 7 مورد بالا تامین کننده حقوق مرد می دانند! آیا واقعاً اینگونه است؟

آیا نمی توان گفت که ازدواج مجدد نه تنها دیگر حقی برای مردان ایجاد نمی کند، بلکه موجب نادیده گرفته شدن سایر حقوق آن ها نیز شده است؟

در پایان شرط ضمن عقدی به آقا پسرهای محترم به عنوان هدیه روز مرد تقدیم میکنیم. در سال های اخیر سوء استفاده زنان از اختیارات قانونی خود،  بسیاری از مردان بی تقصیر را با مشکلات جدی در زندگی مواجه کرده است. این شروط برای جلوگیری از سوء استفاده طرف مقابل است نه برای ضایع کردن حقوق وی. بنابراین شما می توانید پیشنهاد ازدواج به یک دختر را مشروط به پذیرفتن این شرط از طرف وی مطرح کنید و شرط خود را در بله برون و خواستگاری مطرح نمایید و در آخر در سند ازدواج نوشته و امضای زوجه را اخذ نمایید:

ضمن  عقدنكاح/خارج لازم  زوجه به زوج وكالت بلاعزل با حق توكیل غیر ولو کراراً داد كه در موارد مشروحه زیر تمامی صداق را آنچه به صورت دین است از ذمه خود ابرا نماید و بقیه آن را از ملکیت زوجه خارج کرده و در ملکیت خود وارد کند:

1.      محكومیت قطعی زن در جرائم عمدی

2.      ابتلای زن به هرگونه اعتیاد

3.      سوء رفتار یا سوءمعاشرت زن

4.      مطالبه مهریه از سوی زن قبل از تمکین وی از شوهر

5.      ابتلای زن به جنون

6.      ناپدید شدن زن به مدت بیش از یک سال

7.      در صورت تقاضای طلاق بر مبنای وکالت بند 12 نکاحیه از سوی زوجه در شرایط ابتلای زن به امراض صعب‌العلاجی که ادامه زندگی مشترک را برای مرد مخاطره آمیز کند

8.      در صورت تقاضای طلاق بر مبنای وکالت بند 12 نکاحیه از سوی زوجه در شرایط عدم قدرت زوجه به ایفای وظایف زناشویی

9.      در صورت تقاضای طلاق بر مبنای وکالت بند 12 نکاحیه از سوی زوجه در شرایط عقیم بودن زوجه

---------------------------

نویسنده: ایرانی


نظرات()   
   

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.به گزارش تهران۹۸ به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت. 
 
این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند. 
 
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟! 
 
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد. 
 
● این ۴ زن چه افرادی هستند؟ 
 
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد. 
 
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟ 
 
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود. 
 
● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟ 
 
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است. 
 
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند. 
 
هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم. 
 
● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟ 
 
مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا می کنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا می شوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند. 
 
ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند. 
 
همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است. 
 
● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟ 
 
بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است. 
 
ما نمی توانیم منکر قوای ۴گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته. 
 
● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن ۴ آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟ 
 
در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟ 
 
تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی می شوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد. 
 
در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟ 
 
به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم. 
 
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز. 
 
آیا زندگی مشترک بین ۲ نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، ۲سال یا ۵ سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟ 
 
اشکال از همین جا شروع می شود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین می کنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد. 
 
همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند. 
 
آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟ 
 
بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، ۴ زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود. 
 
چرا ۴ نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟ 
 
بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیاز های ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند. 
 
شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به ۳ منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود. 
 
رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ. 
 
با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند. 
 
در مورد زنان هم همین طور است؟ 
 
بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به ۴ مرد نیاز دارد تا کامل شود. 
پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این ۴ عضو ناقص می شود. 
 

باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل ۲دختر و ۲ پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا ۲ فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. ۲ بچه با فاصله ۳ یا ۴ سال


نظرات()   
   

به نام خدا

سخنرانی بسیار جالب دکتر عباسی در مورد جلوگیری از چند همسری در غرب و به بیراهه رفتن خانواده ها در اثر جلوگیری از این نیاز خدادادی مردان و نظریات روانشناسان مطرح غربی در مورد نیاز ذاتی مرد در زمینه چند همسری؛

 

دانلود با حجم 9 mb

 

انجمن حمایت از حقوق مردان: به کاربران محترم انجمن توصیه می کنیم حتما فایل فوق را گوش نمایند. بسیار مفید و جالب بوده و ذات سیاستهای سلطه را نمایان می کند که هر چیزی را با خود آن چیز نابود می کنند. خانواده را به اسم حمایت از خانواده و آزادی را به اسم حمایت از آزادی و قس علیهذا.


نظرات()   
   

به نام خدا
موسی قربانی نماینده مجلس  از سازماندهی بی سابقه گروه فشار برای تصویب نشدن تعدد زوجات پرده برداشت.
مجلس

به گزارش تعدد زوجات از خبرآنلاین، موسی قربانی که در سال ۸۹ نامش با لایحه حمایت از خانواده گره خورده بود، مهمترین خاطره​اش از این سال را هم به همین لایحه اختصاص داد.

وی با اشاره به اینکه لایحه حمایت از خانواده، قبل از سال ۸۹ به مجلس ارائه شده بود، یادآورشد که بیشترین ارتباط را از ناحیه رسانه​ها و مردم با این لایحه داشته است. البته این ارتباط نه فقط از ناحیه رسانه​ها که از ناحیه زنان به اصطلاح فعال اجتماعی و فمینیست‌ها هم بوده است.

قربانی که می​گفت مخالفان این لایحه شماره تلفن او را ذیل اطلاعیه​هایشان چاپ کرده بودند، ادامه داد: به این ترتیب به صورت اس ام اسی یا تلفنی، بارها و بارها با من تماس گرفته شد. عمده تماس​ها هم از سوی خانم​ها از محافل فمینیستی و  زنان معترض به این لایحه بود که مخالفت‌هایشان را می​گفتند.

«آنقدر خط من از دست این ضعیفه​ها شلوغ شد که من خطم را عوض کردم»! این را نماینده قائنات به عنوان نتیجه این همه تماس مکرر گفت و افزود: در آن برهه خیلی از اشخاص و حتی نمایندگان، شهامت گفتن نظراتشان را نداشتند ولی من به راحتی مطالبم را مطرح می کردم. به همین دلیل بیشترین حضور رسانه​ای را من در روزنامه​ها و صدا و سیما و حتی کانون وکلا داشتم. در صحن علنی هم من فعالترین نقش را داشتم که نهایتا هم باز به لایحه حمایت از خانواده به کمیسیون برگشت تا اصلاحاتی در آن لحاظ شود.

او که می​گفت نمی​تواند متن آن تماس​ها یا اس​ام اس​ها را به دلیل غیرمتعارف بودن محتوایشان افشا کند، تنها به یکی از پیام​های تلفنی​اش اشاره کرد و گفت: تلفن من یک پیام​گیر صوتی داشت که وقت​هایی که در جلسات مجلس بودم پیام می​گذاشتند. یک مرد اصفهانی که در پیام شنیده می​شد زنانی به او می​گفتند چه بگوید و چه نگوید، پیامی برای من گذاشته بود. او در این پیام می​گفت: مگر شما خودتان خواهر مادر ندارید که می​خواهید چنین چیزی تصویب کنید؟ حاضرید این قانون برای خودتان اجرا شود؟

قربانی افزود: پس شنیدن این پیام به آن آقا زنگ زدم و گفتم که به تو هم می گویند مرد! آن هم وقتی اسم لایحه را از زنان اطرافت می​پرسی و اصلا نمی​دانی چیست!

وی سپس از خاطراتش در بررسی لایحه حمایت از خانواده در صحن علنی مجلس گفت و افزود: در خلال مذاکرات مجلس زنان متوجه شدند که من به نفع آنان حرف می​زنم. به همین دلیل خانم بهروزی هم از طرف جامعه زینب* آمد و از من تشکر کرد.

گفتنی است فشار  فمنیستها علیه چند همسری که در قالب تجمع و تظاهرات در مقابل نهادهای تصمیم گیر نظام ، کمپین جمع آوری امضاء و طومار، برنامه های ماهواره ای و هزاران سایت و وبلاگ نمود پیدا کرد حکایت از وجود یک سازماندهی منسجم و دیکته شده توسط دستهای پنهان داشت که متاسفانه چندان هم در تصمیم گیری مسئولین بی تاثیر نبوده است. جالب اینکه در این میان فمنیستهای وطنی و به ظاهر چادری دست در دست فمنیستهای لائیک و لخت و عور فراری داده و در مقابل این حکم الهی همگی اتفاق نظر داشتند.

انجمن حمایت از حقوق مردان: مریم بهروزی یکی از فمنیست های شناخته شده و دبیر مؤسسه جامعة الزینب بود، که همان زمان ما بارها خطر لابی های او را به گوش مخاطبان و مسئولان رسانده بودیم.



نظرات()   
   

به نام خدا

تعدد زوجات یک لر:

تعدد زوجات

دوستی داشتم لرستانی                   یار دیرینه ی دبستانی

      دیدمش بعد سالیان دراز                     همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش              که لری آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا برکت !           تو چگونه کنی ز جا حرکت

گفت : این کار ماجرا دارد                    هر یکی حکمتی جدا دارد

اولی را که هست خوشگل و ناز          من گرفتم ز خطه ی شیراز

تا که شب ها قرینه ام باشد               سر او روی سینه ام باشد

بهر اوقات روزهایم نیز                        زن گرفتم ز خطه ی تبریز

چون زن ترک، خوش بر و بازوست         خانه دار و نظیف و کد بانوست

دست پختش که محشر کبراست         بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست

ظرف یک سال بسته ام بارم                چون زنی هم ز اصفهان دارم

کشد از ماست تار مویی را                   یادمان داده صرفه جو یی را

 در کم و بیش اوستادست                 او متخصص در اقتصاد است

او بس که در اقتصاد پا دارد                  بی گمان فوق دکترا دارد

زن چارم که ختم آنان است                 شیری از خطه ی لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو                زن چارم بر ای چیست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر                 عصبانی ز همسران دگر

آن زمان جای آن سه تا بی شک          این یکی را کشم به زیر کتک!!


نظرات()   
   

به نام خدا

هووهای موفق

در اقدامی تحسین برانگیز ، صدا وسیمای قم از «دو هووی قمی» دعوت کرد تا درباره «زندگی موفق «شان سخن بگویند؛ این اولین بار است که در تلویزیون ایران این چنین تبلیغ چندهمسری می شود.

صداوسیمای استان قم در ویژه برنامه ماه رمضان از شبکه نور، با نام «شهر یاکریم» از «دو هووی قمی» دعوت کرد تا «شیوه زندگی موفق این دوبانو با یکدیگر» را مورد بررسی قرار دهد.

این دو «هووی موفق» هم در این برنامه «داستان هایی از زندگی مشترک» خود را در زیر یک سقف با حضور فرزندانشان بیان کردند.

هووهای موفق

لازم به ذکر است به دلیل عدم بیان محاسن چند همسری در سیما و نمایش چهره ای بدجنس و فریبکار از مردانی که همسر دوم اختیار می کنند، مردان همواره سعی می کنند ازدواج مجدد خود را از دیگران و حتی از همسر اول مخفی نمایند و همین موضوع در ادامه زندگی باعث مشکلات فراوان هم برای مرد و هم برای همسران خود می شود. در صورتی که با نمایش (هرچند گاه به گاه) نمونه های موفقی از چند همسری، می توان حداقل اندکی از بار روانی نابجایی که بر روی خانواده های چند همسر وجود دارد کاست. زیرا همواره یکی از مشکلات خانواده های چندهمسر ترس از حرف مردم و دیگاه غلط مردم نسبت به آنها است.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 مرداد 1392
نظرات()   
   

به نام خدا

با توجه به حملات گروه های مدافع زن و فمنیستی نسبت به مقوله چند همسری، برخی از دلایل چند همسری در ذیل برسی می شود.

ابتدا لازم به ذکر است، بسیاری از دلایلی که برای رد چند همسری بیان میشود دارای پاسخ بوده و یا اصل مسئله ناروا میباشد. مثلاً خانواده های چند همسر را متهم به ناتوانی در تربیت فرزندان میکنند که این موضوع نوعی سفسطه محسوب میشود. زیرا خانواده ای که دچار از هم پاشیدگی می شوند، دلیلش چند همسری نیست، بلکه طلاق است.

نکته شرم آور این است در غرب چند شوهری برای زنها تبلیغ می شود در حالیکه با فطرت مرد و زن مخالف است و سنت قبایل وحشی آفریقایی و عربی بوده، اما با چند همسری مرد تا جایی مخالفت می شود که مرد را به این جرم به زندان می اندازند.

دلایل متفاوتی را برای تعدد زوجات بیان کرده اند. یکی از این دلایل، عوامل اجتماعی است. از جمله مهمترین دلایل اجتماعی، فزونی تعداد زنان بر مردان و گاهی نیز به واسطه نیاز جامعه به کثرت نفوس است. در این گونه موارد تعدد زوجات نوعی تکلیف است. وظیفه ای است که برای نجات اجتماع از فساد و فحشا و یا برای خدمت به تکثیر نفوس اجتماع باید انجام شود. اگر فرض کنیم اجتماع واقعاً مبتلا به فزونی زن بر مرد باشد و یا نیازمند به تکثیر نفوس باشد، یک وظیفه و واجب کفایی هم متوجه مردان و هم زنان متأهل می شود. در واقع پای یک فداکاری و از خود گذشتگی به خاطر اجتماع برای زنان متأهل به میان می آید و تعدد زوجات را به عنوان حقی از جانب زنان بی شوهر برعهده مردان و زنان متأهل در می آورد.

فرض کنیم می خواهیم درباره (سربازی اجباری) صحبت کنیم. اگر تنها از زاویه منافع و تمایلات خانواده ای که سرباز به آن تعلق دارد بنگریم، شکی نیست که قانون سرباز وظیفه قانون خوبی نیست. اما صحیح تر آنست که ضمن توجه به جدا شدن فرزندی از خانواده، به عواقب وخیم نبود نیروی نظامی محافظ برای کشور توجه کنیم، آن وقت است که کاملاً معقول و منطقی به نظر می رسد که گروهی از فرزندان وطن بنام «سرباز» آماده دفاع و جانبازی برای کشور باشند. که این موارد بیشتر بعد از حوادثی مانند جنگ اتفاق می افتد که شمار مردان از زنان کمتر می شود. آمارها نیز مؤید همین معناست. در سال 1805 در میان 23000 تن از سرخ پوستان «دشت های بزرگ» در برابر هر 100 زن تنها 44 مرد وجود داشته است. فرقه آمریکایی مورمون نیز چند زنی را روا می دانند، زیرا بارها دچار کمبود مرد شده اند. برای مثال در سال 1870 در بین مورمون های سه ناحیه از استان یوتا 956 زن در برابر 854 مرد موجود بودند.

برتراند راسل می نویسد: «در انگلستان کنونی بیش از دو میلیون زن زاید بر مردان وجود دارند که بنا به عرف باید عقیم بمانند و این برای ایشان محرومیت بزرگی است».

همواره براثر حوادث اجتماعی ـ مانند جنگ ها تعداد بیشماری از مردها تلف می شوند و همسران آنان بی سرپرست می گردند. هم چنین غالباً تصادف ها، غرق شدن ها، مرگ و میرهای شغلی، درگیری های منجر به قتل و ... تلفات بیشتری را متوجه جنس مرد می کند. طبیعی است در این موارد، شمار زنان آماده ازدواج بر مردان فزونی پذیرد.

در اروپا در خلال سی سال جنگ و خونریزی در جنگ جهانی دوم، مردان زیادی کشته شدند به طوری که عدد مردان برای ازدواج با دوشیزگان و بیوه زنان کفایت نمی کرد. تنها در آلمان غربی شش میلیون زن وجود داشت که نمی توانستند شوهری برای خود پیدا کنند. برخی از آنان از دولت درخواست کردند قانون جواز چند همسری را به تصویب رساند تا در پناه ازدواج قانونی هم از امنیت اجتماعی و تأمین اقتصادی بهره مند شوند و هم نیازهای غریزی آنان به طور سالم در کانون خانواده ارضا گردد که با مخالفت کلیسا چنین خواسته ای برآورده نشد. در نتیجه به جهت تأمین نیازها و ارضای غرایز، بسیاری از آنان به روسپی گری و روابط حاشیه خیابان ها کشانده شدند.

نا گفته نماند از علل دیگر فزونی زنان بر مردان، مقاومت بیشتر زنان در برابر بیماری ها و ناهنجاری های هورمونی و ... است. مطالعات نشان می دهد جنس زن در دوران جنینی، کودکی و بویژه دوران پیش از بلوغ در برابر بیماریهای عفونی مقاوم تر از جنس مرد است و شرایط نامناسب و رنج آوری، هم چون کمبود مواد غذایی و سوء تغذیه، پسران را بیش از دختران تحت تأثیر قرار می دهد و در کل مرگ و میر زنان نسبت به مردان در برابر بیماری ها کمتر است.

آمارهای موجود در برخی از مناطق جهان (مانند تانزانیا) نشان می دهد میزان تولد دختر در آنها بیش از پسر است « بر اساس برخی از آمارهای منتشره، چندی پیش در روسیه جمعیت زنان 21 میلیون نفر بر مردان فزونی دارد. بنابراین تکیه بر تک همسری باعث می شود در چنین شرایطی همواره تعدادی از زنان از نعمت ازدواج محروم بمانند. در حالی که با جواز چند همسری می توانند از داشتن شوهر و کانون خانواده و آثار مهم آن بهره مند گردند.


نظرات()   
   

به نام خدا

سایت خبری پارسینه به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) نوشت: «حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی» در برنامه «درس‏هایی از قرآن» این هفته از شبکه اول سیما، از ممانعت زنان نسبت به ازدواج دوم همسرانشان انتقاد کرد.

 

حجت الاسلام قرائتی

 

وی گفت: «دادستان تهران حدود بیست سال پیش به من گفت که در تهران 500 هزار زن جوان بیوه هست. 500 هزار زن جوان بیوه برای بیست سال پیش است. الان شاید یك میلیون باشد.»

این مفسر قرآن کریم از ممانعت زنان نسبت به ازدواج دوم مردانی که توان جسمی و اقتصادی دارند، انتقاد کرد و گفت: «اگر یك مردی توان جسمی دارد، توان مالی دارد، دو تا ماشین، دو تا خانه، دو تا موبایل، (از همه چیز) دو تا دو تا تهیه می‏کند؛ ولی (وقتی به ازدواج می‏رسد) زن می‌گوید: «نخیر! خدا یكی زن هم یكی!» یعنی چه؟ یعنی آن یك میلیون زن جوان به درك؟ گناه می‌كنند به درك؟ می‌سوزند به درك؟ این بخل زن‌ها است. بخل زن‌ها باعث می‌شود كه یك میلیون زن جوان بیوه وجود داشته باشد.»


نظرات()   
   

به نام خدا

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس حذف ماده 23 لایحه حمایت از خانواده را نه تنها راه حل این مشکل ندانست بلکه معتقد بود حذف این ماده نگرانی‌های زنان در مورد ازدواج مجدد مردان را بیشتر می‌کند در حالی که خود متوجه این موضوع نیستند.

موسی قربانی در گفت‌وگو با خبرنگار قانون‌آنلاین، از حذف ماده 23 لایحه حمایت از خانواده در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس خبر داد و گفت: کمیسیون در گزارش نهایی خود ماده 23 که در مورد ازدواج مجدد بود را حذف کرد اما این مسئله باید در صحن علنی نیز به تصویب برسد.

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس به حواشی پیش آمده در هنگام بررسی ماده 23 لایحه حمایت از خانواده اشاره کرد و افزود: بعد از بیان تذکرات از سوی نمایندگان، رییس مجلس این ماده را برای بررسی بیشتر به کمیسیون بازگرداند تا فکری شود، در همین راستا کمیسیون تغییراتی اعمال کرد اما رییس مجلس قانع نشد و در نهایت کمیسیون رای به حذف این ماده داد.

نماینده قائنات در پاسخ به این پرسش که آیا فضای مجلس به دنبال حذف این ماده است؟ اظهار کرد: در این مسئله اساسا واقعیت لوث شده است. معتقدم که هرچه قانونگذاری در این رابطه صورت گیرد، قطع نظر از اینکه چه باشد به نفع خانم‌ها است. در حال حاضر خانم‌ها مخالف این ماده هستند در حالی که دقیقا عکس آن است.

وی با بیان اینکه در حال حاضر هر مردی هر زنی را که بخواهد می‌تواند به همسری اختیار کند، ادامه داد: ما به دنبال آن بودیم که با تصویب ماده 23 لایحه حمایت از خانواده به ازدواج مجدد حساب و کتاب دهیم. زمانی که بتوانید هر قیدی را اضافه کنید یعنی توانسته‌اید برای این کار محدودیت ایجاد کنید.

قربانی با بیان اینکه تصور منتقدان ماده 23 این است که با تصویب این ماده به ازدواج مجدد مشروعیت می‌بخشیم، خاطرنشان کرد: ازدواج مجدد از 1400 سال پیش در قرآن آمده است به همین دلیل ما هرگونه مقرراتی را که بتوانیم به تصویب برسانیم، یعنی محدودیت ایجاد کرده‌ایم.

وی تصویب ماده 23 لایحه حمایت از خانواده را به نفع زنان دانست و گفت: این موجودات محترم این مسئله را نمی‌فهمند و می‌گویند این ماده حذف شود لذا ما در کمیسیون این ماده را حذف کردیم. با حذف این ماده هر مردی هر وقت بخواهد می‌تواند ازدواج کند. اگر مردی در حال حاضر دست خانمی را گرفته و به دادگستری برود و دادخواست ثبت واقعه نکاح دهد، هیچ دادگاهی نه نمی‌گوید.

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در پاسخ به منتقدانی که تصویب ماده 23 را باعث تزلزل در بنیان خانواده می‌دانند، اظهار کرد: این نقد حاکی از ناآشنایی با اتفاقی است که می‌خواهد بیافتد. از صدر اسلام تاکنون شما یک مرد پیدا نمی‌کنید که خواسته باشد ازدواج کند اما نتوانسته باشد. ماده 17 قانون حمایت از خانواده قبل از انقلاب باعث متزلزل شدن بنیاد خانواده می‌شد اما ما در ماده 23 خواستیم این مسئله را محدود کنیم.

نماینده مردم قائنات تاکید کرد: حذف ماده 23 مشکل ازدواج مجدد را حل نخواهد کرد بلکه نگرانی‌های خانم‌ها را بیشتر می‌کند.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات