کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

این نوشته رو از وبلاگ یک خانم برداشته شده،به نظر خیلی جالبه و از یک خانم بعید !

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.


نظرات()   
   

 ورود سامانه اتوبوس های تندرو حمل و نقل، موسوم به بی آر تی (Bus Rapid Transit) به شرکت واحد اتوبوسرانی (به عنوان یکی از شرکت های زیر مجموعه شهرداری تهران)، تغییراتی در شیوه حمل و نقل مسافرین ایجاد شده است که نسبت به گذشته، آن را متفاوت نموده است.

در این مقاله خواهیم کوشید به چند نمونه از تغییرات و تاثیرات آنها بر جامعه و نکاتی در باب آن بپردازیم.

 

سامانه بی آر تی

بی آر تی - عکس


1. طول مساوی بخش مردان با زنان در اتوبوس های BRT 
در طرح جدید شهرداری تهران درباره اتوبوس های BRT، طول هر دو قسمت خانم ها و آقایان با هم برابر شده است و اگر از انتهای اتوبوس تا مانع تفکیک کننده دو قسمت، و از همان مانع تفکیک کننده تا محل کناری راننده را اندازه بگیریم متوجه برابر بودن طول دو بخش خواهیم شد. البته تعداد صندلی های قسمت آقایان با 20 عدد، دو عدد بیشتر از قسمت خانم ها با 18 عدد است که با توجه به برابر بودن طول هر دو قسمت، متوجه تنگ تر و محدودتر بودن قسمت آقایان اتوبوس های BRT نسبت به قسمت خانم ها می شویم. *(در این بررسی، اتوبوس های جدید BRT خط 5 اتوبوس های تندرو تهران، مسیر پایانه بیهقی-پایانه علم و صنعت مد نظر قرار گرفته است).

2. سر و صدای فراوان قسمت عقب اتوبوس های BRT به دلیل فعالیت مداوم موتور
نشستن در عقب اتوبوس به علت قرارگیری موتور قدرتمند نسل جدید اتوبوس ها، با سر و صدای فراوانی همراه است. با توجه به اینکه در محیط های اجتماعی عمدتا کارهای سنگین به آقایان سپرده می شود و امور آسان و اداری به خانم ها واگذار می شود، انتظار می رفت تا قسمت جلو به آقایان و قسمت عقب به خانم ها تعلق گیرد تا مردان ایرانی که مسئولیت های فراوانی بر دوش خود دارند، با آرامش خاطر بیشتری از خانه به محیط کار و از محل کار به منزل رفت و آمد داشته باشند. لیکن گویا، اینجا نیز کفه ترازو به نفع زنان سنگینی می کند! تا آنجا که یکی از رانندگان با تبسمی تلخ، در پاسخ به چرایی این تقسیم بندی گفت:"خانم ها مقدم تر هستند!".

3. یک درب برای آقایان و دو درب برای زنان
در کنار محدودیت جا برای آقایان که عمدتا در ساعات پایانی روز در سرویس های رفت و برگشت اتوبوس های BRT به شدت مشاهده می شود، مسئله یک دربه بودن قسمت آقایان است. عمدتا ساعات ازدحام قسمت خانم ها در پایان ساعات اداری (از 15:30 الی 19) است ولی در تمامی اوقات، بلا استثنا قسمت آقایان شلوغ تر از قسمت خانم هاست و این موضوع جای تعجب بسیاری دارد که چرا با وجود آنکه تردد مردان در اتوبوس های BRT در طول شبانه روز بیشتر از زنان است، دو درب به قسمت زنان و یک درب به قسمت مردان اختصاص داده شده که این موضوع نیز در کنار دیگر پارامتر های بیان شده، مشکوک به نظر می رسد.

4. نشستن زنان در قسمت مردان بلا اشکال، ولی نشستن مردان در قسمت زنان گناه کبیره است!
موضوع دیگری که عمدتا در بین خانم ها دیده می شود این است که اگر پسری به خاطر کمبود جا برای ایستادن و نشستن به قسمت زنان اتوبوس بیاید، جیغ و داد آنها (و متعاقب آن راننده) در می آید ولی همین زن ها به خودشان اجازه می دهند به قسمت محدود آقایان تعدی و تجاوز کنند و صندلی هایی که قرار است، مسافرین مرد در ایستگاه های بعدی روی آنها بنشینند، بدون هیچ شرم و حیایی، و با پررویی اشغال می کنند.

5. ارادت ویژه رانندگان و پرسنل مرد شرکت واحد اتوبوسرانی به مسافرین زن
موضوع تاسف برانگیز دیگری که نگارنده به کرات مشاهده کرده ام، تبعیض در مواجهه متولیان با هم نوعان مرد نسبت به جنس مونث است. مثلا به عینه دیده شده است که وقتی مردی به رانندگان یا مسئولین خط های BRT به خاطر نبود اتوبوس یا اهمال نظارت در حرکت منظم اتوبوس ها شکایت می کند با زنان با آرامش و علاقه بیشتری برخورد می کنند ولی در مقابل مردان، بسیار جدی و اخم آلود برخورد می کنند و حتی در هنگام فحاشی، در مقابل زنان سکوت می کنند ولی در مقابل مردان شروع به بد و بیراه گفتن زشت تری می کنند.
جالب این است که اگر زن ها مسئول شوند، کمتر دیده می شود که برخورد نرم و محبت آمیزی با جنس مخالفشان داشته باشند ولی متاسفانه مردان ایرانی، فریب ظواهر فریبنده و میل شهوانی درونی خودشان را می خوردند و در مقابل زنان، کوتاه می آیند و خم و راست می شوند.

نتیجه گیری:
آنچه نگارنده به عنوان یک شهروند تهرانی درک کرده ام، این است که در دوران فعلی شهرداری تهران، رویکرد ویژه ای نسبت به زنان می بینیم که اگر در کنار توجه ویژه به جنس مرد در جامعه ما قرار داشت، منطقی و ارزشمند به نظر می رسید، ولی واقعیت این است که هر جا زنان و دختران ایرانی به کام و نوایی رسیده اند به بهای قربانی شدن مردان و پسران بوده است و از این جهت مذموم است. نمونه عینی آن را می توان در اتوبوس های BRT شهر تهران دید که تحولی وسیع در حمل و نقل درون شهری پایتخت ایجاد نموده است ولی نگاه زن سالارانه در آن به خوبی دیده می شود که در آن نگاه تکریم آمیز به جنس زن و تحقیر آمیز به مردان جامعه دارد.

منبع :

دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)+

میلاد حمیدی:

ضمن  مطلب فوق الذکر بنده اینجا به امتیازات ویژه با رانندگان بی آر تی زن که تصاویر بسیار زشت و زننده ای را ایجاد می کند و زن را بر سر کار مردانه قرار داده و متاسفانه این کار را مایه افتخار می داند در حالی که باید مایه سر افکندگی باشد نیز اشاره دارم! این در حالی است که کلی پسر و جوان جویای کار برای معیشت و تشکیل زندگی آرزوی این شغلها و حتی کرسی های ادارات و مراکز مختلف شهرداری و سایر ادارت دولتی و وزارتخانه ها را می کشند! کرسی هایی که اگر توسط زنان و دختران که در قانون ما فاقد مسئولیت مالی هستند اشغال نمی شد خیلی از پسران و مردان با این مسئولیت های مالی که شرع و قانون بر گردنشان نهاده است  از آن محروم نبودند و در بیکاری و یا جایگاه های نامتناسب و تجرد به سر نمی برند!  این مصداق عینی خشونت علیه مردان است!

راننده زن بی آر تی (1)

راننده زن بی آر تی

راننده بی آر تی (3)


نظرات()   
   

به نام خدا

هرگاه جریان زنگرایی در کشور در مقابل اسلام ایستادگی کرده است به نوعی کنار زده شده و عزلت برگزیده است. از همین روی این جریان سالیان زیادی است که راه خود را از میان اعتقادات دینی مردم یافته است. در سالهای اخیر عده ای فرصت طلب با راه اندازی دو موج همزمان جعلی دانستن برخی گزاره های اسلامی و تفسیر معکوس به پراکنی التقاطات در حوزه خانواده پرداخته اند.

آیه 34 سوره مبارکه نساء

اصلی ترین گزاره ای که در این راستا مورد هجوم قرار گرفته است آیه 34 سوره مبارکه نساء است؛

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء بما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ به ما حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا»

قرآن در این آیه می فرماید: مردان سرپرست زنانند، به واسطه برخی توانایی های برتر مردان نسبت به زنان و به واسطه مسئولیت های مالی مردان نسبت به زنان. زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسرخود) اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده است حفظ می‌کنند؛ و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید. و اگر مؤثر واقع نشد، در بستر از آن‌ها دوری نمایید و اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود آن‌ها را تنبیه کنید و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای ظلم برآنها نجویید. همانا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

همانطور که از ظاهر آیه شریفه به وضوح پیداست، این آیه در مقام بیان اختیارات و حقوق مردان و حدود آن است نه صرفاًبیان وظایف آنان. بنابراین بسیار نادرست است اگر معنای قوّامیت (سرپرستی) را صرفاً مسئولیت بدون حقوق و اختیارات در نظر بگیریم. مسئولی که اختیار و حقوقی چون حق امر و نهی نداشته باشد عملاً با نوکران و غلامان خانه هیچ تفاوتی نمیکند. قطعاً این آیه شریفه نفرموده است «مردان غلامان زنانند!» بلکه فرموده مردان هم مسئولیت در مورد زنان و هم ریاست بر زنان دارند. از ادامه آیه نیز به رسمیت شناختن حق ریاست مرد به روشنی پیداست.

شأن نزول آیه

شأن نزول این آیه نیز مؤید همین مطلب است. حسن بصری، قتاده، ابن جریح، سدی، زهری، سفیان ثوری، مقاتل، هشام كلبی، ابورزق، مجاهد، علی بن ابی طلحه، عطاء و... قضیه ای را گزارش نموده‌اند كه شأن نزول این آیه است؛

آیه مذكور در مورد زن ناشزه‌ای است كه به دلیل  نشوز، از طرف همسرش مورد ضرب قرار گرفته بود. طی این گزارش، پدر این زن به همراه او به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و از داماد خویش شكایت كرد و خواستار قصاص شد، آن‌ گاه آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ ...» (النساء: 34) فرود آمد و حكم مسئله را روشن كرد و قصاص مرد را در صورتی كه به دلیل نشوز، زنش را تنبیه تأدیبی كرده باشد لغو نمود. (طوسی، 1419 هـ ق، ج3، ص 189).

گفتار معصومین

در این معنا احادیث زیادی از پیشوایان معصوم دین به ما رسیده است که به مخاطبان ارجمند ارائه می گردد؛

رسول اکرم (ص) در سخنی فرموده‌اند: «إذا صلت المرأَه خمساً و صامت شهرها و حجت بیت ابها و أطاعت زوج‌ها و عرفت حق علی (ع) فتدخل من أی ابواب الجنان شاءت»

اگر زن در طول زندگی خود، نماز های واجبش را به جای آورد، روزه ماه رمضانش را بدون عذر ترک نکند و حج خانه خدا را به جای آورد و همسر خود را اطاعت کرده فرمانبردار باشد و ولایت امیرالمومنین (ع) را بشناسد، از هر دری که بخواهد وارد بهشت می‌شود.

حاصل اطاعت پذیری از خدا و همسر این است که بدون محاسبه مورد عنایت ذات پروردگار متعال قرار می‌گیرد و در قیامت وارد بهشت می‌شود.

مرحوم کلینی در «کافی» از امام صادق (ع) روایتی را نقل کرده است: در زمان رسول خدا (ص) یکی از انصار برای کاری از شهر خارج شد و با همسرش قرار گذاشت که تا بازگشت او از خانه خارج نشود. در این بین به خانم خبر دادند که پدرش مبتلا به کسالت و بیماری شده است او کسی را محضر رسول اکرم (ص) روانه کرد که با توجه به این عهدی که با همسرم دارم آیا به من اجازه می‌دهید برای عیادت پدرم که مبتلا به کسالت شده است از خانه خارج شوم، حضرت فرمودند: در خانه‌ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن. مدتی گذشت. حال پدر او بدتر شد و باز شخصی را به حضور پیغمبر (ص) روانه کرد که حال پدرم خیلی بدتر شده است، ایا اجازه می‌دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه‌ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول الله! پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می‌دهید برای نماز و مراسم او شرکت کنم؟ حضرت فرمودند: در خانه بنشین و با عهدی که با همسرت بسته ای وفادار بمان – درآن زمان هم خود رسول خدا (ص) و هم اصحاب در این قبیل مراسم شرکت می‌فرمودند- مرد که دفن شد پیغمبر (ص) بلافاصله کسی را که به خانه آن زن فرستادند تا به او بگوید فرمانبرداری و التزام تو به اطاعت از همسرت، باعث شده که خداوند به خاطر تو، تو و پدرت را بیامرزد.

درنتیجه مخالفت جریانات زنگرایی با حق ریاست شوهر در خانواده بدون توجه به مسئولیت های مالی و معنوی مرد در خانواده با نصّ صریح قرآن مخالفت دارد. در این راستا عده ای کوشیده اند قوامیت را حمل بر صرف مسئولیت کنند که البته ادامه آیه، خود بهترین پاسخ این یاوه گویان است.

منبع: پایگاه اینترنتی راسخون


نظرات()   
   

دکتر ابراهیم فیاض، استاد جامعه شناسی و حرف هایی متفاوت

دکتر فیاض با اشاره به اینکه مشکل اصلی ما در مقوله حجاب این است که مردانگی از جامعه ما گرفته شده و زنانگی جایگزین آن شده اند افزود: «روشنفکران ما پس از انقلاب و بخصوص در دوران کارگزاران و اصلاحات با ترویج فمینیسم، زنانگی را گسترش دادند و مردان را به زن تبدیل کردند.»



وی تصریح کرد: «اکنون در دانشگاه ها می بینیم که برخی از دانشجویان پسر رفتارهای زنانه به خرج می دهند و به طور مثال موهایشان را شبیه به زنان آرایش می کنند و یا اینکه ابرو برمی دارند و این خود موجب ایجاد تمایلات همجنس گرایانه می شود.»

این استاد جامعه شناس افزود: «در جهان به قدری بحث همجنس بازی شدید شده است که می بینیم برای اولین بار در تاریخ آمریکا، یک سناتور مرد آمریکا با یک مرد دیگر ازدواج کرد. غرب ساختاری را به وجود آورده است که می خواهد این مقوله را در ایران هم ترویج دهد. ریشه همجنس بازی به زنانگی مردان بر می گردد و باید مردانی را بازگردانیم.»

وی افزود: «برای مقابله با این امر، باید در جامعه این را تحلیل کرد که اگر مرد نباشد، زن به چه کسی تکیه کند و اگر زنان را محور کردیم و مرد کنار رفت، آیا زن می تواند از عهده مدیریت و اداره خانواده بربیاید؟ باید تبعات نبود غیرت را تبیین کرد.

ما چهارچوب اخلاقی حجاب را روشن نکرده ایم. اگر مردانگی بیاید، غیرت هم وجود دارد و اگر غیرت باشد، عفاف و حجاب هم می آید و اگر مردانگی و غیرت از جامعه گرفته شود، دیگر حجاب و عفاف معنی ندارد.»

فیاض با اشاره به اینکه صدا و سیمای ما و بسیاری از رسانه ها و مطبوعات ما در این امر بالعکس عمل می کنند گفت: «می بینیم که برخی از مطبوعات به علت مصاحبه با همجنس بازها توقیف شده اند. ولی زمانی که در صدا و سیمای ما فلان مجری مرد زیر ابرو بر می دارد و رفتارهای زنانه از خود نشان می دهد، دیگر چه کسی می خواهد ترویج مردانگی را انجام بدهد؟

قرآن کریم می فرماید «الرجال قوامون علی النسا» مردان قوام زندگی و تکیه گاه زنان هستند و نه بالعکس. اگر مردانگی در جامعه فراگیر باشد، مشکل ازدواج و ادامه نسل هم حل می شود. بحث کنترل جمعیت هم در راستای همین ترویج زنانگی در جامعه صورت گرفته است و این که اکنون می بینیم زنان تمایل به بچه دار شدن ندارند، ناشی از همین مورد است.

این که می بینیم برخی از زنان شوهردار مشتاق به داشتن رابطه با مردان جوان تر هستند از عوارض گسترش زنانگی در جامعه است و راهی به جز برگرداندن مردانگی به جامعه نداریم.»


نظرات()   
   

متن زیر می تواند راهنمای دختران و بانوانی باشد که دوست دارند از فرق سر تا نوک پا امروزی شوند. اکثر این اصول به صورت تصویری در شبکه های ماهواره ای آموزش داده می شود اما از آنجا که با آمدن این آنتن های دیجیتال کمی کار و کاسبی این شبکه ها کساد شده است بد ندیدیم که این اصول را به صورت دسته بندی شده تقدیم کنیم. بدیهی است هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمی گیرد؛ بنابراین کسانی که دسترسی دارند شخصا از خانم پونه قدوسی نکات اصلی (بلکه نکته اصلی!) پیشرفت در این مسیر را بپرسند!
 
مدرک بگیرید

یکی از الزامات پیشرفت در مسیر امروزی شدن مدرک گرفتن به هر روشی و در هر رشته ای است. مهم نیست که در کدام دانشگاه درس می خوانید. همین که کلاسور را یه وری دستتان گرفتید و صبح به صبح زدید بیرون یعنی اولین گام های امروزی شدن را برداشته اید. به رشته دانشگاهی هم فکر نکنید. کاردان فنی تعمیر ماشین های حفاری، مترجمی زبان مالایی به سانسکریت، کارشناسی پرورش گراز وحشی خال‌دار آفریقایی و... همه گزینه های مناسبی هستند که شما می توانید با اتکا به آنها این گام اول را بردارید. هر وقت کم آوردید به دختر وسطی منیژه خانم، همسایه روبرویی خاله سوسن فکر کنید که ایکبیری به صورت مجازی داره آبیاری گیاهان دریایی می خونه اما به اندازه یه هیئت علمی افاده داره! آهان انگیزه گرفتید؟ پس به تحصیلتون ادامه بدید!
 در منزل کار نکنید

در منزل دست به سیاه و سفید نزنید. حتی اگر هیچ ظرف تمیزی برای غذا خوردن نمانده بود، تخم مرغ ها را کف دستتان نیمرو کنید اما ظرف نشویید. ببینم اصلا مگر شما قرار است غذا بپزید که به فکر ظرف تمیز هستید؟ تخم مرغ ها را خام خام بخورید اما حاضر نشوید که شخصیتتان پای اجاق گاز خرد شود و بسوزد. زنده باد خام خواری، زنده باد غار!
 
در بیرون کار بکنید

همانقدر که باید در خانه کار نکنید باید در بیرون از خانه کار کنید. باز هم حواستان باشد که مبادا سوال هایی مثل «کدام کار؟» مانع از پیشرفتتان بشود. مگر ندیدید همین چند وقت پیش کارواشی در تبریز افتتاح شد که تمام کارکنان آن زن بودند. چقدر با شکوه بود؛ چقدر عزتمندانه بود، چقدر شخصیت از سر و روی زن ها می بارید وقتی که راننده های مرد ایستاده بودند و کاگران زن کارواش جلوی آنها ماشینشان را می شستند!
پس شما هم فقط به این فکر کنید یک کاری بیرون از خانه برای خودتان جور کنید. راننده بولدوزر تو تونل مترو نشد، کارگری کارخانه سیمان بالای برج تقطیر! دیده بانی بالای دکل اکتشاف نفت در سی کیلومتری ساحل، وسط خلیج فارس نشد، ریخته گری کنار کوره ذوب. هیچ کدان از اینها نشد، منشی گری را که نگرفته اند. تا دلتان بخواهد شرکت خصوصی ریخته است. ضمنا با کار کردن در این شرکت ها چند تا گام را با هم بر می‌دارید!
 
آرایش کنید
خب شما بالاخره کار کنید که دوزار پول گیرتان می آید دیگر؛ بهترین راه برای خرج کردن آن خریدن لوازم آرایشی است. یک وقت به این حرف ها گوش ندهید که بعضی ها می گویند در خود کشورهای امروزی زنان سالمشان خیلی آرایش نمی کنندها! این ها همه اش حرف مفت است، برای تشویش اذهان شماست. اصلا خود عروس سلطنتی انگلیس هم که در عروسی به آن بزرگی آنقدر کم آرایش کرده بود سردسته تشویش کن هاست!
خلاصه تا جا دارد آرایش کنید. انقدر آرایش کنید که حتی دیگر خودتان هم خودتان را نشناسید و گزارش گم شدن خودتان را به پلیس بدهید! شنیده اید می گویند کلی از این لوازم آرایش از جنین های مرده درست شده یا چه می دانم تقلبی است و مشکل پوستی پیدا می کند. این هم حرف مفت است. این حرف ها را هم یک دکتری در آورده است که مثل آن عروس سلطنتی اهل تشویش کردن است. اصلا این دوتا قرار بوده با هم ازدواج کنند اما سر اینکه کدامشان بهتر تشویش می کنند دعوایشان شده و زده اند به تیپ هم. بعد هم دختره رفته با نوه ملکه انگلیس ازدواج کرده تا لج این بابا رو در بیاره. آره خواهر، جونم برات بگه که اصل قضیه اینه که دختره...!
 
ظواهر را حفظ کنید

یک زن پیشرفته باید اول ظاهرش پیشرفته باشد. مثلا باید آنقدر مانتوهایتان کوتاه باشد که در کمد لباس ها نتوانید بین آنها و پیرهن فرق قائل شوید. عرض شال سرتان نباید از دو بند انگشت تجاوز کند. قدتان بدون پوشیدن کفش پاشنه بلند باید نصف وقتی باشد که آن کفش ها را می پوشید! دماغتان را جوری عمل کنید و چنان قوس رو به بالایی به آن بدهید که تا دو روز بعد از بارندگی هنوز روی دماغتان آب باران جمع شده و مانده باشد! جوری گونه بکارید که انگار همیشه در حال بازی نگه داشتن آب در دهان هستید! از بطری آب معدنی غفلت نکنید. نمی دانید چه کلاسی دارد یک بطری 250 سی‌سی آب معدنی دستتان باشد. در خیابان بلند بلند با دوستتان حرف بزنید و بخندید. سه بسته آدامس را یکجا بجوید، به درد دهنتان اعتنا نکنید؛ به این فکر کنید که دارید پیشرفت می کنید.
خلاصه جوری رفتار کنید و عشوه بریزید که وقتی در اجتماع قدم می گذارید قبل از انسان بودن، زن بودنتان به چشم بیاید. آخه بخاطر فمینیسم دیگر توی روحیاتتان که از زنانگی چیزی نمانده لا اقل ظاهرتان به زن بیاید ! این جمله طلایی پیشرفت در مسیر امروزی شدن است. این دوبیت قدیمی را همیشه زمزمه کنید:

آنسان شدن چه آسون
بشین برو خراسون
ماده شدن چه مشکل
باید بشی تو خوشگل!

 

برگرفته  از مهرخانه



نظرات()   
   

خشونت یعنی زنی در طول شش ماه هفت بار ازدواج کند و هربار مهریه های کلان

بگیرد واین امر حق طبیعی او پنداشه شود!!!!! اما اگر مردی ازدواج مجدد

کرد، ظهور نزدیک شود!!!!!!

                   .

خشونت یعنی مردی به خاطر تهیه ی مهریه ی یک زن کلاه بردار مجبور شود کلیه

ی خود را به فروش بگذارد.

خشونت یعنی یک زن حق طلاق و مهریه را با هم داشته باشد و پس از طلاق با

پسرهای 10-20 سال کوچکتر از خود رابطه ی نامشروع داشته باشد و با پول

مهریه عیاشی کند و تازه جامعه به او به عنوان یک زن مستقل و مظلوم نگاه

کند و از حمایت حامیان حقوق زن نیز برخوردار شود.

خشونت یعنی زنی خود را "مدافع حقوق بشر" بنامد و از این راه به جایزه صلح

نوبل برسد اما تنها و تنها در مورد مظلومیت زنان سخن بگوید و مورد هیچ

مواخذه ای قرار نگیرد.

خشونت یعنی در تمامی فیلم ها و سریال های تلویزیونی و سینمایی از مرد

دیوسازی و از زن فرشته سازی شود و مرد مورد انواع خشونت های کلامی و

فیزیکی از سوی زن قرار بگیرد، اما اگر در موردی نادر مرد بخواهد علیه زن

خشونت به خرج دهد، تصویر بلافاصله حذف شود.

خشونت یعنی زن با همدستی یک مرد غریبه که با او رابطه ی نامشروع داشته،

همسر خود را بکشد و سپس براحتی در دادگاه مثل همیشه بگوید: اغفال شدم،

یارو تهدیدم می کرد، شوهرم طلاقم نمی داد...) و براحتی از همه چیز معاف

شود وتازه روشنفکران و فعالان حقوق زنان از او دفاع هم بکنند( مصونیت

قضایی یا کاپیتولاسیون جنس مونث در ایران). اما در این میان یکی نیست از

زنان بپرسد شما که همیشه گول می خورید یا اغفال می شوید پس چرا وقتی

بهتان می گویند ناقص العقل فتوای قتل همه ی مردان را می

دهید ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

خشونت یعنی به یک زن روسپی یا معتاد به چشم یک انسان مظلوم و قربانی نگاه

شود اما به یک مرد معتاد به چشم یک هیولای سزاوار مرگ نگریسته شود.

خشونت یعنی مردی به عنوان نگهبان شیفت شب تا صبح کار کند و زنش در شب با

مردان زیادی رابطه نامشروع داشته باشد و با همدستی یکی از آنها دست به

قتل و مثله نمودن مادر شوهرش بزند و پس از طلاق مرد به پرداخت مهریه و

نفقه محکوم شود و زن با سپردن وثیقه همچنان آزاد باشد.

خشونت یعنی اگر مردی علیه زن خود خشونت روا داشت، راهی زندان شود اما هیچ

قانونی برای خشونت های زنان علیه مردان که اغلب کلامی و روانی است وجود

نداشته باشد و این نوع خشونت به صورت خاموش و به طور مداوم علیه مردان

جاری باشد.

خشونت یعنی زن ذهن فرزندان را علیه مرد به گونه ای تحریک کند که مرد در

خانه خود احساس ناامنی کند و هیچ راهی نیز برای مقابله با آن وجود نداشته

باشد و مرد از خانه طرد شود.

خشونت افسارگسیخته یعنی زن مرد را از دیدار با پدر و مادر خود محروم کند

و همیشه بد آنها را بگوید و مادر زن نیز برای ارضای حس جنسی پنهان خود

نسبت به داماد با دخترش شریک شود وسعی کند او را هرچه بیشتر از خانواده

اش دور کند و به سمت خود بکشد( رویه ای که به شدت در ایران حاکم و جاری

است و این خشونت آن چنان رواج یافته و عادی شده است که مردان همگی آن را

پذیرفته اند و پس از ازدواج دیگر روی خانواده خود را نمی بینند)

خشونت افسار گسیخته یعنی زن به شوهرش بگوید چرا با خواهرت صمیمی هستی من

خوشم نمی آید اما اگر مرد از زنش خواست در محیط کار با همکار مردش کمی

رسمی تر باشد به شوهرش بگوید تو"حسود" هستی، بدبین هستی و ...

خشونت افسارگسیخته یعنی زنی با چند مرد غریبه رابطه نامشروع داشته باشد و

با همدستی آنها شوهرش را به فجیع ترین وضع مثله نموده به قتل برساند و در

ازای آن به یک قهرمان تبدیل شود و سازمان های حامی حقوق بشر و زنان برای

رهایی او از مجازات آسمان و زمین را به هم پیوند دهند.

خشونت افسارگسیخته یعنی یک زن اختیار تام در سقط جنین داشته باشد و

بتواند در مورد زندگی یا مرگ یک انسان دیگر تصمیم بگیرد، دیگر کدام درنده

خویی بالاتر از این که بدن یک نوزاد بیگناه تنها به خاطر اینکه مانع هوس

رانی های یک زن و شریک او است باید با کورتاژ تکه تکه شود؟؟؟!!!! ای حامی

حقوق زن که می گویی "عرب جاهلی" دختر را زنده به گور می کرد، تو که از

تکه تکه کردن انسان چه دختر و چه پسر دفاع می کنی چه لقبی برازنده ی

توست؟؟؟!!! تو که طرفدار آزادی کامل جنسی هستی و دانسته یا نادانسته به

اسم حقوق زن موجودی چنان مسئولیت ناپذیر و مادی گرا می پروری که با خیال

راحت چنین جنایت هولناکی را مرتکب می شود.

خشونت یعنی معلمان زن با دانش آموزان پسر خود رابطه ی نامشروع برقرار

کنند اما در این حالت طرفداران حقوق زن بر دهانشان مهر زده شود و صدایی

از آنها در نیاید، اما اگر مردی چنین کاری با یک دختر انجام دهد، حکم به

نابودی و قتل تمام مردان دنیا بدهند.

 خشونت یعنی از بین بردن تدریجی نقش پدر در خانواده وگرفتن حق حضانت پسر

از مرد و دادن آن به زن تا آن پسر در خانواده برای شکل گیری هویت مردانه

ی خود نقش (مدل) در اختیار نداشته باشد و در آینده دچار بحران هویت شود.

خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه زنی فاسد اخلاق که شوهرش او را طلاق داده،

قانون حضانت فرزند پسربچه اش را به او بسپارد و آن زن پس از جدایی و رفتن

نزد یکی از همان مردانی که با او رابطه ی نامشروع داشته به آن مرد بگوید

پسرم مانع ازدواج ماست و باید او را بکشیم.

خشونت یعنی تنبیه بدنی و روحی بسیار شایع فرزندان توسط زنان (مثلا

مادران) که کامل به حال خود رها شده، چرا که مادر مقامی مقدس است و حق

دارد هر کاری لازم بداند با فرزندش انجام دهد، اما اگر دست پدر بالا رفت،

نشانگر خشونت است و چنین استنباط شود که به وجود پدر نیازی نیست.

خشونت یعنی وقتی مراقب می بیند که دانشجوی دختر دارد از روی دست دانشجوی

پسر می نویسد به دانشجوی پسر بگوید جایت را عوض کن.

خشونت یعنی نشستن زنان در اتوبوس و مترو در قسمت مردان و سرپا ایستادن یک

پیرمرد و نگاه سرد و طلبکارانه ی زنان نشسته به او.

خشونت یعنی وقتی مردی به موفقیتی چشمگیر رسید بگوییم زنی حامی او بوده

اما وقتی زنی به موفقیتی رسید بگوییم مرحبا به این زن که با وجود همه ی

موانع و مشکلات پیش روی زنان توانسته بر آنها فائق آید.

خشونت یعنی تقبیح و حذف ارزش های مردانه از جامعه و تسلط خصوصیات زنانه و

ظهور تبرج و خودآرایی در مردان و اینکه جامعه از مردان بخواهد خود را

شبیه زنان کنند و احساساتی رفتار نمایند.

و خشونت یعنی خود ما مردان که این همه زن زده شده ایم و به آنان خوشبینیم

که اساسا زن زدگی و تقبیح مردانگی پدیده ای جهانی و پیامد محتوم مدرنیته

است( فردریک نیچه). خشونت خود مانیم که هرچه زنان حرمت شکنی کنند و با

رواج مصرف گرایی دنیا را از انسانیت خالی سازند، می گوییم حقشان است،

آنها در طول تاریخ مظلوم بوده اند و آنها هرچه بیشتر جری می شوند.

و لیست این خشونت های پنهان و آشکار زنانه را پایانی نیست که با کمی دقت

می توان به آن پی برد و به لیست افزود. اما همیشه گفته ایم و خواهیم گفت

این چیزها خیلی مهم نیست و جزئی است و همین نوع برخورد از دختران زنانی

را می سازد که خوبی را از آن خود می دانند اما وقتی بدی انجام دادند

بگویند تقصیر مردی بود او بود  که گولم زد او اغفالم کرد. براستی ما به

کجا داریم می رویم؟؟؟!!!

محمد علی رادمنش


نظرات()   
   

مطلب زیر توسط آقای محمد علی رادمنش نوشته است که بسیار جالب و خواندنی است و به شما توصیه میکنم خواند ان را از دست ندهید

خشونت یعنی....

خشونت یعنی مقایسه نمودن پسربچه با دختربچه و نگرانی والدین از اینکه چرا

پسرشان هنوز حرف نمی زند یا راه نمی رود؟!!

                         

خشونت یعنی سرکوب خصوصیات پسرانه در سیستم آموزشی بشدت زنانه به بهانه

رعایت نظم و بهداشت و تحقیر و تنبیه پسران بواسطه ی دعوا کردن و انجام

بازی های رقابتی در حالی که فعالیت بدنی زیاد و رقابت طلبی میراث

پسران است که جلوگیری از آن باعث می شود خصوصیات زنانه غالب شود و پسران از همان ابتدا

از درس خواندن بیزار شوند، زیرا که آنها می خواهند همه چیز را به چالش

بکشند از علم تا معلم که این امر در یک ساختار زنانه هنجارشکن است

(بسیاری از نوابغ همچون ادیسون، پیکاسو و انیشتین قربانی این ساختار

زنانه بوده اند)

خشونت یعنی نظام آموزشی ابتدایی که اساسی ترین مقطع آموزشی است، در سیطره

ی معلمان زن بودن و در نتیجه عدم دریافت نقش جنسیتی مردانه از سوی پسران

و اختلال در شکل گیری هویت جنسی آنان در آینده.

خشونت یعنی نظام آموزشی مختلط تا بواسطه ی جلوتر بودن مهارت های کلامی

دختران نسبت به پسران که امری طبیعی و ناشی از تفاوت در سن بلوغ است،

دختران در نظام آموزشی بالا آمده و پسران منکوب شوند و خصوصیات زنانه و

زن گرایی هرچه بیشتر حاکم شود.

خشونت یعنی الگوهای منفی همچون آقا گرگه، چوپان دروغگو و خرس شکمو را به

پسران و الگوهای مثبت همچون بز زنگوله پا، کوکب خانم و مهتاب خانم را به

دختران ارائه دادن تا حس تحقیر و بی ارزشی در پسران نهادینه شود و از مرد

بودن خود در آینده شرمنده شوند.

خشونت یعنی وقتی دفترچه راهنمای کنکور را ورق می زنی در آن نوشته شده

باشد: داوطلب "مرد" برای "ادامه تحصیل" باید دارای شرایطی باشد.

خشونت یعنی خیلی از پسرها تنها یکبار حق شرکت در کنکور را داشته باشند و

پس از آن به سربازی اعزام شوند و عملا سه سال از کار و تحصیل عقب بیفتند،

ولی دختران بارها در کنکور شرکت نمایند و تازه بعدش بگویند: دختران تحت

تبعیض هستند و این از توانایی هایشان است که در کنکور قبول می شوند.

خشونت یعنی هرچه تعداد پسران در محیط کار و دانشگاه کمتر و تعداد دختران

بیشتر شود، نشانه ی پیشرفت جامعه بحساب آید و به آن مباهات شود.

خشونت یعنی امور زنان ریاست جمهوری برای سربازان تعیین و تکلیف کند و

آموزش اجباری خانواده برای آنها در نظر بگیرد و به آنها بیاموزد که

خدمتکار خانه باشند و مرد بودن را کنار بیاندازند.

خشونت یعنی رفتن سیستم اقتصادی دنیا به سمت خدماتی شدن که نیازمند

خصوصیات زنانه است و منکوب شدن استعدادهای مردانه همچون خلاقیت و نوآوری.

خشونت یعنی اگر زنی مهریه اش را طلب کرد، آیه و حدیث بیاورند که حق آن زن

است اما اگر مردی خواست ازدواج مجدد کند، زمین و آسمان به هم بچسبد و آیات و روایات تاویل شوند.

خشونت یعنی اگر مردی خیانت کرد، پای هوسبازی او گذاشته شود و آرزوی

نابودی تمام مردان دنیا از خداوند خواسته  شود، اما اگر زنی خیانت کرد،

از او دفاع شود و به چشم  یک قربانی سیستم مردسالار به او نگریسته شود.

خشونت یعنی مردی به زنش پول بدهد تا برود در دانشگاه آزاد درس بخواند و

آن زن فیلش یاد هندوستان کند و خیانت کند و تازه جامعه به مرد این گونه

القا کند که دادن خرج تحصیل زنش وظیفه اش بوده و باید بیشتر هوای زنش را

می داشت!!!!!!

خشونت یعنی از بین بردن تدریجی نقش پدر در خانواده و گرفتن حق حضانت پسر

از مرد و دادن آن به زن تا پسر برای شکل گیری هویت مردانه خود نقش جنسیتی

(مدل) در اختیار نداشته باشد و در آینده دچار افت تحصیلی، کمبود اعتماد

به نفس، پیدا کردن رفتارهای زنانه و بحران هویت شود.

خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه برهنه شدن و عشوه گری زن جزء نیازهای

طبیعی او به شمار رود، اما نگاه مرد نیز که امری طبیعی و نیاز اوست،

نشانه ی خشونت علیه زن حساب شود.

خشونت یعنی نگاه ها و عشوه های هرزه آلوده ی یک زن که همراه شوهرش است به

پسران جوان و تازه این امر به حساب کمبود محبت آن زن گذاشته شود، اما اگر

یک مرد متاهل این کار را بکند، موجودی بوالهوس پنداشته شود.

خشونت یعنی حقوق شوهر بر زن مصداق تحجر حساب شود، اما حقوق زن بر شوهر

مصداق تمدن و روشنفکری در نظر گرفته شود.

خشونت یعنی زنی که حقوقش از شوهرش بیشتر است، هیچ وظیفه ای در قبال

خانواده نداشته باشد و تازه از شوهرش شکایت کند که به او نفقه نمی دهد و

مرد به زندان بیفتد.

انعکاس این مطلب درنگار  و   در  سامانه دانشجویان پیام نور


نظرات()   
   

شنبه- موج اول
آقای مربوطه اصرار دارد که در این بیست سال زندگی مشترک حق ما را خورده است!
می گویم: نخورده اید!
می گوید: خورده ام! اصلا شما می دانید فمنیست یعنی چه؟!
می گویم: خوردنی است؟!
می گوید: دیدید که نمی دانید خانم! در ثانی مگر نشنیده اید که شاعر می فرماید
«زن بود شعر خدا مرد بُود نثر
مرد نثری سره و زن غزلی تر باشد»(1)
می گویم: آقا! زبانتان را گاز بگیرید!
می گوید: انقدر آقا آقا نکنید، مردم می شنوند!
می گویم: بشنوند!

 می گوید: خوبیت ندارد خانم! شما سرور ما هستید.

می گویم: هر چه شما امر کنید!

یک شنبه- شما اطلاعاتتان کم است!
می گوید: خانم شما این شعر را شنیده اید؟!
 می گویم: کدام شعر آقا؟! مگر بچه ها فرصت شعر خوانی برایمان می گذارند.
می گوید:
«خیز از جا پی آزادی خویش/خواهر من زچه رو خاموشی
خیز از جای که باید زین پس/خون مردان ستمگر نوشی»(2)
 می گویم: خون مردان ستمگر؟! دیگر چیز قحط است آقا؟
می گوید: نه خیر! شما اطلاعاتتان کم است!
می گویم: هر چه شما امر کنید!

دوشنبه-موج دوم
آقای مربوطه قبل از رفتن به سر کار لباس ها را شسته، خانه را مرتب و غذا را هم آماده کرده است.
می گویم: پس فمنیست یعنی این؟!
می گوید: تازه کجایش را دیده اید!
می گویم: عجب چیز خوبی است! پس آقا قبل از رفتن صبحانه بچه ها را هم بدهید.
می گوید: هر چه شما امر کنید!

سه شنبه-تا این وقت شب کجا بودید؟!
می گوید: خانم! تا این وقت شب کجا بودید؟!
می گویم: «کن طلب حق خود ای خواهر من/ از کسانی که ضعیفت خوانند
از کسانی که به صد حیله و فن/گوشه خانه ترا بنشانند»(3)
می گوید: صحیح! اما دیر وقت است ها.
می گویم: شما که کوتاه فکر نبودید، در ثانی شام چه داریم آقا؟!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

چهارشنبه-موج سوم
می گوید: خانم! بعد از یک عمر زندگی مشترک اتاق تان را از ما جدا کرده اید؟!
می گویم:
«تا به کی در حرم شهوت مرد/ مایه عشرت و لذت بودن
تا به کی هم چو کنیزی بدبخت/ سر مغرور به پایش سودن»(4)
می گوید: صحیح! اما آن سند ازدواج چه می شود؟!
می گویم: آن مربوط به بیست سال پیش است!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

پنج شنبه-دادگاه خانواده
می گویم:
«باید این ناله خشم آلودت/ بی گمان نعره فریاد شود
باید این بند گران پاره کنی/ تا ترا زندگی آزاد شود»(5)
می گوید: صحیح! اما هنوز دیر نشده ها! از خر شیطان پایین بیایید، لااقل به فکر بچه های طفل معصوم باشید.
می گویم: نه خیر! تازه از خر شیطان پایین آمده ام، اصلا شما در این بیست سال حق مرا خورده اید!
می گوید: «خود کرده را تدبیر نیست»
می گویم: پس امضا کنید آقای خود کرده!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

جمعه-«خانه سیاه است! »
می گویم:
«فاتح شدم. خود را به ثبت رساندم»(6)
دیگر کسی نیست که چیزی بگوید،«خانه سیاه است! »

منابع:
1.ملک الشعرای بهار
2و3و4و5.ابیاتی از قطعه ای منسوب به فروغ فرخ زاد در دایرﺓ المعارف قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ دفتر سوم تالیف غلامرضا انصاف پور صفحه 258
6.فروغ فرخ زاد

به نقل از مهرخانه


نظرات()   
   

در جلسه ای یکه به همین منظور در محل وزارت ورزش و جوانان باحضور معاون امور بانوان خانم اکبرآبادی و نائب رئیس فدراسیون آقای شهریاری برگزار گردید. بانوجه به اخذ کلیه مجوزات رسمی از مراجع ذیربط مقرر گردید، براساس قانون موتور سواری بانوان و تمرینات آنهافقط در محل پیست های موتور سواری انجام پذیرد. و مسابقات آنها نیز رسما در پیست برگزار می گردد ، برای این منظور روزهای آینده جلسه ای باحضور معاونت محترم امور بانوان وزارت ورزش و جوانان،مسولین فدراسیون و ورزشکاران رشته موتور سواری (بانوان) در محل فدراسیون برگزار می گردد.

 

انجمن حمایت از حقوق مردان:

این هم از سبک زندگی ایرانی که رهبر انقلاب بر آن تاکید میکنند و مسئولین به راحتی در جهت عکس آن حرکت میکنند.

یعنی هدف نظام، پرورش زنان مردصفت و لاابالی ای است که هدف آنها پیروزی در امور مردانه است، نه تشکیل خانواده. و به زودی شاهد این زنان خواهیم بود که با انواع صدمات بدنی ناشی از مسابقات برای همیشه از تشکیل خانواده محروم می شوند.


نظرات()   
   

این مقاله از سایت مقام معظم رهبری و نوشته سرکار خانم  عظیمی می باشد که نظر به اهمیت این موضوع توسط این جانب در این وبگاه درج می گردد.

با توجه به اینکه در شرایط کنونی کشور ، بسیاری از ارزش های ایرانی اسلامی ما از سوی فمینیست های داخلی و خارجی مورد حمله و تحریف قرار گرفته و در حال نابودی است. توجه عزیزان و مخاطبان گرامی را به مقاله زیر جلب می کنم.

همچنین با کلیک روی تصویر زیر می توانید وارد بخش خانواده ایرانی  سایت مقام معظم رهبری شوید که شامل مطالب و موارد فوق العاده مفید و مناسبی است.

بخش خانواده ایرانی در سایت مقام معظم رهبری

خانواده یكی از اركان مهم جامعه است؛ هر چند مدتی است كه جایگاه اساسی خود را در جوامع غربی از دست داده و كاركردهایی را در خلال شكل‌گیری بعضی از تئوری‌ها تضعیف كرده است. در منظر جامعه‌‌شناسانی همچون دیوید پاپنو و دیگران، ایدئولوژی عمده‌ی فروپاشی خانواده مبتنی بر سكولاریسم، فمینیسم و سوسیالیسم افراطی است و شاید بتوان گفت هر سه‌ی این مكاتب به دلیل آنكه برگرفته‌ی از تفكر اومانیسم هستند، انسان‌محوری را در برابر خداباوری در جوامع ترویج می‌كنند. قبل از آنكه به این تقابل بپردازم، نقش و كاركردهای خانواده در علم جامعه‌شناسی را خدمتتان عرض می‌كنم. در منظر جامعه‌‌شناسان مسلمان، برای خانواده كاركردهایی از قبیل حمایت عاطفی، تنظیم امور مربوط به تمایلات و روابط مشروع جنسی، تولید مثل و تداوم حیات بشری در خانواده، جامعه‌پذیری كودكان، امنیت اقتصادی، تثبیت و تفویض جایگاه و پایگاه اجتماعی كودك از طریق تولد مشروع، محافظت و مراقبت از اعضای خانواده، مطرح می‌شود، كه بنده به دلیل ضیق وقت این را به مشروح نمی‌پردازم؛ چرا كه مفتخر هستم در مجله‌ای كه در خدمت عزیزان حاضر هست، پنج مقاله از حقیر به چاپ رسیده كه مبسوط مقالات را ان‌شاء‌الله مطالعه خواهند فرمود.
اما آنچه مسلم است فمینیسم در دنیای كنونی كاركردهای اصلی خانواده را مورد تهاجم قرار داده و متأسفانه باید بگویم امروز با تفكر خانواده‌ستیزی و خانواده‌گریزی وارد جوامع، به‌ویژه ممالك اسلامی، می‌شود؛ چرا كه جامعه‌پذیری كودكان فرایندی است كه برای آن، فرزندان خانواده به یك زیست در جامعه و آموزش در آن جامعه نیازمند هستند و شخصیت‌شان و تربیت دینی و حق حیات كودك در آن خانواده بایستی لحاظ بشود. اما متأسفانه آنچه در نگاه فمینیسم باید عرض كنم این است كه به مرزهای اخلاقی و اعتقادی جامعه‌ی ما نیز ورود كرده است. باید به عرض‌تان برسانم كه اولین چیزی كه مورد تهاجم آنها است خانواده، نهاد خانواده، اعضای خانواده، قداست خانواده و باورهای خانواده است. اولین تقابل این است كه فمینیست‌ها با ترویج روابط آزاد و هم‌زیستی مشترك هم‌جنس‌گرایی و موافقت با پدیده‌ی پرنو‌گرافی و به تعبیر خودشان انقلاب جنسی، اثرات مخربی را در كاركرد خانواده ایجاد نموده و متأسفانه باید گفته شود موجبات افزایش آمار طلاق در روابط زوجین را فراهم آورده‌اند و در زمینه‌ی كاركرد تولیدمثل و تداوم حیات خانواده استفاده از تكنولوژی‌های جدید و برای تولیدمثل مصنوعی به جای تولیدمثل طبیعی، ترویج و صدور جواز سقط جنین، ترویج و تبلیغ زنان به اشتغال با رویكرد فرزند كمتر، زندگی بهتر و در نهایت ترویج و رسمیت بخشی به پدیده‌ی لیبرالیسم جنسی، در جنگ با استحكام خانواده‌ها صفحه‌آرایی كرده‌اند و همچنین تقابل فمینیسم در كاركرد جامعه‌پذیری كودكان، آنها با ترویج نه‌همسانی نقش‌های زوجین و همان همسانی نقش زن و مرد در خانواده و طلاق بدون علت و طلاق بدون تقصیر، تأثیر بسیار عمیقی را در این كاركرد خانواده گذاشته و آثار منفی را به دنبال داشته است. این تقابل در آموزه‌های فمینیستی با تكیه بر مبانی اومانیسم و اصالت فرد، و اصالت لذّت مبتنی است كه حق حیات، حق تربیت و حق جامعه‌پذیری كودكان را تحت‌الشعاع قرار داده است.


نظرات()       

 

 قرآن:
(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللّه‏ُ غَفُورا رَحِیما) .

«اى پیامبر! به زنان و دختران خود و به زنان مؤمنان بگو كه جلباب‏ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فرو افكنند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [ به احتیاط ] نزدیكتر است و خدا آمرزنده و مهربان است».
الإمامُ علیٌّ علیه ‏السلام ـ لابنهِ الحسنِ علیه ‏السلام ـ : واكْفُفْ‏علَیهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِكَ إیّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّةَ الحِجابِ خَیرٌ لكَ ولَهُنَّ .
وفی نقل: ... فإنَّ شِدّةَ الحِجابِ أبْقى علَیهِنَّ . نهج البلاغه الکتاب 31

امام على علیه ‏السلام ـ به فرزندش حسن علیه ‏السلام ـ فرمود : براى اینكه دیده‏شان به نامحرمان نیفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار؛ زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است .
در نقلى دیگر آمده است : ... زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند محفوظ‏ترند


نظرات()   
   

به نام خدا

یکی از تاسف بارترین مسائل رفتار گیج کننده رسانه ملی در پایدار کردن تصویر غربی ضد اسلامی از زن و زنانگی و تحقیر مرد است. اتفاقی که تقریبا در تمام سریال های ایرانی می توان ردپایی از آن یافت.این رخداد مخرب حتی در سریال هایی که علی‌الظاهر برای نهادینه کردن یک انگاره فرهنگی یا با هدفی تبلیغاتی ساخته می شوند هم دیده می شود.

هرچند مطلب زیر قدیمی است ولی خواندن آن خالی از لطف نیست ...

بی باک: دکتر وحید یامین پور در انتقاد از نفوذ انگاره های فمینیستی و تحقیر جایگاه پدر و همسر در سریال های طنز ایرانی نوشت:

 فردریش نیچه گفته بود مدرنیته دوران «زنانگی» است. مردها موجوداتی دست دوم و کم مصرف (اگر نگوییم بی مصرف) اند که جز دست و پاگیری و چلفتگی خاصیتی ندارند. دوران زنانگی یا زن زدگی زمان ورود زنان به عرصه قدرت طلبی و اظهار وجود است. دورانی که تعاریف جدیدی از جنسیت ارائه می شود.

فهم تکاپوی روشنفکران در تحقیر مرد و مردانگی و تقدیس زن و زنانگی فراتر از چند مقاله در تقبیح فمینیسم است. چه آنکه در حاشیه تقبیح فمینیسم هم شاهد رفتاری فمینیستی زنان و مردان به اصطلاح ضد فمینیسم هستیم. از همه تاسف بارتر رفتار گیج کننده رسانه ملی در پایدار کردن تصویر غربی ضد اسلامی از زن و زنانگی و تحقیر مرد است. اتفاقی که تقریبا در تمام سریال های ایرانی می توان رد پایی از آن یافت. این رخداد مخرب حتی در سریال هایی که علی‌الظاهر برای نهادینه کردن یک انگاره فرهنگی یا با هدفی تبلیغاتی ساخته می شوند هم دیده می شود. به عبارت دیگر رسانه در بسیاری از اوقات برای درست کردن ابرو، چشم فرهنگ را از جای در می آورد.

اما این اتفاق در مجموعه های طنز به شکل کاملا آشکار قابل اشاره است و یا شاید بتوان گفت به سوژه اصلی طنزپردازان تلویزیونی بدل شده است. زنان در مجموعه های ایرانی همسران فداکار و مادران دلسوزی هستند که اغلب قربانی حماقت ها و ساده لوحی های همسران بی خاصیت خود می شوند. مردها اغلب یا «خواب آلوهای دست و پا چلفت»ی هستند که از زیر کار در می روند و یا «خپلوهای خوشگذران»ی هستند که نسبت به همه چیز و همه کس بی تعهدند. فرزندان در این میانه تحت تاثیر مادرند و می آموزند که باید «بابای ببو» ی خود را درمواقع خاص نصیحت و یا به رفتارهای سبک او عادت کنند.

در سریال «بچه ها نگاه می کنند»، مجموعه طنز نوروزی شبکه دو سیما، شش مرد سبک عقل و دست و پا چلفتی در خانه ای که ترکیبی از خانواده های به هم ریخته، شلخته و نامتعادل است، در هماوردی با زنان تحصیلکرده و اهل فکر شکست می خورند و شکستهای پی درپی آنها دستمایه خنده مخاطبین می شود. سریال «موج و صخره» مجموعه طنز نوروزی شبکه تهران و «راه در رو» مجموعه ظنز نوروزی شبکه سه سیما نیز همین روابط سرشار از لودگی را در تحقیر مرد و ترجیح فکر، چیره دستی و تشخیص زنان در خود دارد. در تمام این سریال ها فرزندان رها شده در خانواده فقط به فکر و دوراندیشی مادران اتکا دارند و پدرانی خوب دیده می شوند که فرمانبری از زنان را به خوبی آموخته باشند. مردان «زن ذلیل» در پاره ای اوقات دستمایه طنز و هجو و خنده مخاطبین است و در پاره ای اوقات نشانی از روشنفکری و همراهی با عرف و آمد روز دنیا.

«محبت مرد در برابر اطاعت زن» صدها سال قاعده طلایی حفظ چهارچوبهای خانوادگی بوده است و خانواده ایرانی نماد این تعادل و قاعده هنری به حساب می آمد. مردان همسران خود را دوست دارند و خود را به تامین «آسایش» خانواده متعهد می دانند، از طرفی زنان اتکا و اعتماد به مرد را می آموزند و کانون تولید آرامش خانواده اند. این خلاصه تمام آن چیزی است که در تعالیم دینی و سنتی خود آموخته ایم. تمام مطالعات معاصر در بررسی روابط میان زن و مرد نشان می دهد که تضعیف مرد و تحقیر او نه تنها به رضایت زن نیانجامیده که حتی مقدمه ای برای جدایی و درگیری های روانی را فراهم آورده است. پدران و همسران ضعیف النفس به عنوان الگوی ارائه شده در مجموعه های تلویزیونی، از بین بردن تنها الگوی قابل دسترس کودکان است.

بر اساس تحقیقات جرم شناختی همچنین ثابت شده است که حضور موثر پدر به عنوان عامل نظارتی در خانواده یکی از موجبات کاهش تمایل جوانان به بزه کاری است و از طرفی بیش از 60 درصد مرتکبان جرایم سنگین نظیر تجاوز به عنف، نوجوانی و جوانی خود را بدون پدر سپری کرده اند.*

از طرفی در خانواده با خنثی کردن اثر محوری مرد و متزلزل کردن جایگاه او، بی تعهدی به همسر افزایش می یابد. تحقیقات نشان می دهد بسیاری از مردان برای تسکین ناراحتی های ناشی از تحقیر به سمت زنان دیگر سوق پیدا می کنند. مردانی که کمتر از همسرانشان درآمد دارند 5 برابر بیشتر به سمت ارتباط با زنان دیگر گرایش دارند و از طرفی زنانی که به همسرانشان وابستگی مالی د ارند، تا 75 درصد بیشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار می مانند.

متاسفانه مجموعه های تلویزیونی در این خصوص وضعیت نگران کننده ای دارند. می توان گفت حتی اگر رسانه ملی اراده کرده بود که انگاره های فمینیستی را رواج دهد هم نتیجه چیزی جز این نبود. مدیران رسانه ملی باید با جدیت بیشتر سوژه های خانوادگی را در انواع آن از جمله طنز مورد نظارت قرار دهند. به نظر می رسد اکنون بیش از همه نیاز داریم ارتباط مستقیم اعتماد و اطاعت زنان از همسران با سلامت روابط میان فردی به تصویر کشیده شود و از طرفی استقلال طلبی و قدرت طلبی خودخواهانه زنان مورد انتقاد قرار گیرد. مسئولان رسانه همچنین باید مراقب باشند که اشتباها رشد زنان در ایران پس از انقلاب را با جدایی آنها از خانواده و حضور استقلال طلبانه شان در اجتماع به تصویر نکشند. این اتفاقی است که متاسفانه در برخی مجموعه های تبلیغاتی رسانه ملی رخ داده است. بطور مثال از سریال «فاکتور هشت» که چندی پیش با هدف به تصویر کشیدن خودباوری و اعتماد به نفس ملی و رشد علمی ایران به نمایش درآمد، شخصیت اول داستان بانوی محقق و فرهیخته ای بود که با زیر پا گذاشتن سنت های مالوف خانوادگی در ایران پرشسهای بزرگی را بوجود می آورد.

سال هاست که مقام معظم رهبری مسئولان صداوسیما را به اهمیت و حساسیت حفظ بنیان های خانواده سفارش می کنند. ایشان حتی در خصوص اثر روانی بازتاب درگیری های خانوادگی در تلویزیون هشدار جدی داده اند. از آن گذشته مقوله حراست از ارزشهای خانوادگی و کارکردهای سنتی آن یکی از محورهای چهارگانه و ماموریتهای اصلی مورد اشاره در حکم تمدید شده رئیس سازمان صداوسیماست.


نظرات()   
   

به نام خدا

از دیرباز همواره فمنیست ها طرفدار نظریه آزادی سقط جنین بوده اند. این موضوع در میان آنها امری عادی و حق طبیعی تلقی می شود. زیرا فمنیست ها جنین را به دلیل تغذیه از شیر مادر (یا به گفته آنها از بدن مادر)، نوعی انگل می دانند. این معنی انسان مدرن است که در غرب پرورش پیدا می کند.

لازم به ذکر است اگرچه در اسلام حق تعیین زمان بچه دار شدن با پدر است، اما بعد از بارداری حتی خود پدر نیز حق دادن اذن سقط جنین را ندارد و صرفاً در موارد خاص، آن هم با توصیه دو پزشک معتمد و دستور دادگاه امکان سقط جنین وجود دارد. همچنین در اسلام پس از اینکه روح بر جنین دمیده شود، دیه جنین با دیه یک انسان زنده برابر است. این در حالی است که مرتباً در فیلم ها و سریال ها، زنهایی را می بینیم که بدون اجازه شوهر اقدام به سقط جنین می کنند.


فیلم زیر از وبلاگ یکی از دوستان برای شما آماده شده که توصیه میکنیم حتما آن را ببینید

 

 

فرمتMPEG حجم174MB


نظرات()   
   

به نام خدا

یك مرجع تقلید گفت: کسی حق ندارد با تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها مخالفت کند، تفکیک جنسیتی از سنت‌ها و دستورات اسلامی است و ‌باید انجام شود.

 

آیت الله صافی

 

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، آیت‌الله صافی گلپایگانی، پیش از ظهر امروز در دیدار جمعی از روحانیون شاغل در نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران و نیروهای هوافضای سپاه با تبریک اعیاد قربان و غدیر، اظهاركرد: حضور روحانیت در نهادهای نظام از جمله نیروهای مسلح، بسیار با ارزش و دارای فوائد و برکات زیادی است.

وی تصریح کرد: ‌شعارهایی که در اوایل انقلاب مطرح شده اسلام و خط اهل بیت (ع) بود که باید هم‌چنان ثابت بمانند.

این مرجع تقلید با بیان این که باید روز به روز به سمت جلو و پیشرفت حرکت کنیم و حفظ شعارهای اول انقلاب در این زمینه بسیار مؤثر است، افزود: باید روی بقای شعارهای خود بایستیم و نیروهای مسلح را به اتحاد و معنویتی تام و کامل مجهز کنیم، چرا که اگر به این سلاح مجهز نباشیم در مواقع حساس اقتدار خود را از دست خواهیم داد.

آیت‌الله صافی گلپایگانی یادآور شد: آنچه همه را در مواقع ضروری و حساس برای دفاع از اسلام، قرآن، احکام اسلامی، شوکت دین، عزت مسلمانان و اعتلای کلمه اسلام بسیج می‌کند، ایمان و توکل به خداست.

وی با بیان این که خداوند نصرت خود را برای کسانی که توکل و ایمان بر او دارند و قصدشان امر به معروف و نهی از منکر است را قطعی کرده است، افزود: امروز مسائل بسیار حساسی است که باید هوشیار باشیم و از آن محافظت کنیم.

این مرجع تقلید به تشکیل سپاه پاسداران در ابتدای انقلاب اشاره کرد و گفت: سپاه پاسداران برای نگهداری هویت انقلابی و اسلامی تشکیل شد و تاکنون به خوبی از این هویت محافظت کرده است.

این مرجع تقلید با بیان این که نباید اجازه داد هویت انقلابی- اسلامی خدشه‌دار شود، ‌اظهاركرد: مطالبی در بعضی روزنامه‌ها مطرح می‌شود که بسیار نگران‌کننده است و انسان متأثر می‌شود و نبود این مسائل نیاز به نیروهای خدوم و انقلابی مانند سپاهیان دارد.

وی با بیان این که همه نیروهای مسلح واحدند و برای حفظ نظام اسلامی در مرزها و داخل کشور زحمت می‌کشند، افزود: سپاه پاسداران نباید اجازه دهد دشمن هویت انقلاب اسلامی را از بین ببرد و شعارهای اول انقلاب ضعیف شود، بلکه باید در این خط محکم ایستادگی کند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی با بیان این که کسانی که در روزنامه‌ها علیه سنت‌های اسلام و انقلاب اسلامی و در مخالفت با دستور خداوند، مطلب ناصواب می‌نویسند، نه خودشان درست هستند و نه روزنامه آنان،‌ تصریح کرد: برخی با مساله تفکیک جنسیتی که ما نیز با آن تأکید داریم، ‌مخالفت می‌کنند. کسی حق ندارد با سنت‌ها و دستورات اسلامی مخالفت کند، تفکیک جنسیتی از دستورات و سنت‌های اسلام است که باید انجام شود.

وی با بیان این که مملکت رو به پیشرفت است، خاطرنشان کرد: باید پیشرفت‌های صنایع دفاعی و قدرت‌های مادی نیز بیان شود و آن را به رخ دنیا بکشیم.

این مرجع تقلید ادامه داد: باید طوری آماده باشید که دشمن از شما بترسد و هر جا مسلمانی وجود دارد به استقلال ایران اسلامی افتخار کند و با افتخار بگوید من مسلمان هستم.

وی تصریح کرد: قبل از انقلاب، ایران در عرصه بین الملل هیچ نام و نشانی نداشت، اما امروز روی مواضع ایران حساب باز می‌کنند و باید مواضع ما قرآنی و بر اساس مکتب اهل بیت (ع) باشد.


نظرات()   
   

تاکید میکنم با دقت بخونید و از یک جمله اش هم نگذرید!

حساسیت ما نسبت به حجاب کمتر از حساسیت اروپائیان وخارجی ها نسبت به این مسئله است اگر چنین نیست چرا آنها خلاف قانون اساسی شان رفتار میکنند؟چرا حجاب برای فرانسه که می گوید پوشش آزاد است مهم شده است؟چرا در فیلم ها و کاریکاتور ها حجاب مورد حمله قرار می گیرد؟به جای ارزش حجاب، باید حساسیت دشمنان را نشان دهیم .

درجایی از سفیر فرانسه سوال شد که شما چرا خلاف قانون اساسی تان باحجاب مخالفت میکنید؟ که پاسخ داد: حجاب یک نوع پوشش نیست بلکه بیرقی است برای یک مکتب برای یک دین که آن دین مبنایش مخالفت با هوای نفس است ،تمدن غرب مبانیش موافقت با هوای نفس است (اگر بشود نشان دهید که یک دختر یا یک زن می خواهد با هوای نفس خود مخالفت کند. دلش میخواهد با دلم میخواهدهای خودش، مخالفت کند آغاز فروپاشی تمدن غرب است)

حجاب از یک موضوع ارزشی اخلاقی صرف خارج شده شده و تبدیل به یک موضوع استراتژیک سیاسی و یک موضوع فرا امنیتی شده است مسئله حجاب امروزه فوق مسئله امنیتی است،مسئله تمدن ساز شده است.

مسئله بی حجابی،مسئله بشر نیست.یک مسئله دست ساز است که بعد از پروتکل های دانشوران صهیون ،بعداز اینکه صهیونیست ها تسلط بر جوامع مسیحی پیدا کردند این پدیده بعنوان یک پدیده نوظهور خود را نشان داد و اینک دوران افول خود را نیز آغاز کرده است.

حجاب میتواند دختر خانم ها را به حس رقابت دچار نکند.

فرانتس فانون میگوید:هرچادری که دور انداخته شود در مملکت های اسلامی،افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می گشاید وپس از دیدن هر چهره ی بی حجابی امیدهای حمله ور شدن استعمار ده برابر میشود.

به حجاب باید به عنوان یک پدیده عقلانی نگاه کرد:

کسی که حجاب رعایت میکند نسبت به دوقشر شفقت نشان می دهد، اول نسبت به دخترهای دیگر،که آنها را به چالش نمیکشد وآنها را به رقابت های بی ارزش نمیکشاند.خانمی که اهل رحم وشفقت است وکوچکترین حیا ونجابتی درونش وجود دارد میبیند نزدیک شدن اش به یک خانواده باعث می شود مرد آن خانواده نسبت به خانمش دلسردمیشود زود خودش را جمع میکند.اصلا دین هم اگر در میان نباشد متین تر رفتار میکند.دومین گروهی که مورد شفقت قرار میدهد مردان است که ذهنشان را درگیر نمیکند.

بی حجابی را می توان بی رحمی نسبت به هم جنس و جنس مخالف دانست.

وقتی موج بی حجابی در جامعه می افتد به این معنی نیست که تک تک افراد انگیزه بی دینی دارند بلکه موج به رقابت کشیدن که بین افراد افتاد،به رقابت در می افتند.می خواهند بگویند که من کمتر نیستم.هیچ انگیزه ای جز جوگیری نیست.

حجاب مظهر مهربانی زن است.

حجاب مظهر اقتدار زن است.

مردانی که زن را بی حجاب می خواهند، زنان را ضعیف و غیرمقتدر در مقابل خود می خواهند.

حجاب میزان لذت از زندگی را افزایش می دهد و بی حجابی علت ناتوانی جنسی است.زن وشوهر باید از هم لذتی را ببرند که ضعف های اخلاقی و روحی هم را نادیده بگیرند.

ژان ژاک روسو میگوید: شبیه شدن زنان به مردان باعث تسلط مردان به زنان می شود.(نفعی را برای

زنان به دنبال نمی آورد)
بدیهی است که حضور اجتماعی زنها نیز از مصادیق شبیه شدن آنان به مردان است
حجاب به عنوان یک ارزش دینی، اجباری نمیشود بلکه بخاطر حقوق مردم است (حقوق روانی مردم) که اجبار میشود و این نوعی حق الناس است.

در کشور ما علت این که بحث حجاب اینطور است اینکه فضا سازی کرده اند و به مذهبی ها نسبت می دهند که مثلا این ها مشکلشان با چند تار مو است در حالی که حجاب برای زن طبیعی است.

اگر بی بندوباری ، بخشی از آن توسط قانون کنترل نشود به علت ضعف فرهنگی که در جامعه وجود دارد ناخواسته برخی افراد تن به بی حجابی می دهند(از نظر روانی مجبور میشوند)

حجاب محل تجلی لطافت روح زن است.

گشت ارشاد قبل از اینکه بیاید سراغ دختران و پسران در جامعه باید راهش را کج کند و برود صدا و سیما و آموزش و پرورش را اصلاح کند.

جو جامعه طوریست که آزادی حجاب را نمیتواند تحمل کند.

روزی خواهید دید که نه به دلیل دین و ارزش های اسلامی و به دلیل مبارزه با صهیونیسم، که به دلیل عقلانیت و به دلیل منفعت طلبی عاقلانه ی مردم جهان، مسئله حجاب مسئله ای حل شده است.

حجاب محدودیت است و انسانی که نخواهد محدود زندگی کند با حیوان هیچ فرقی ندارد.


آن چیزی که عجیب نیست مقدار بی حجابی درجامعه ماست و آنچه که عجیب است مقدار حجاب در جامعه ما! به دلیل اینکه سی ساله ما کار درست روی حجاب انجام ندادیم فرهنگ سازی نکردیم. دشمن ما حمله های خودش رو هزار برابر کرده...حجاب چیز دمده ای شده...جوانها باید زدگی پیدا کرده باشن مگر اینکه منطق عمیق داشته باشه که منطق عمیقش خوب بیان نشده، لذا شما از این دخترای محجبه بپرسین شما چرا حجاب دارین؟ نه اینکه از بی حجابها بپرسین چرا حجاب ندارین.

 

 


نظرات()   
   

گروهی از زنان مالزی باشگاهی را تحت عنوان ˝باشگاه زنان مطیع˝ با هدف کمک به زنان برای بالا بردن میزان رضایت‌مندی مردان از همسرانشان تاسیس کرده‌اند.
به گزارش سایت عربستانی مفکره الاسلام، یکی از موسسان این باشگاه به نام منزه توفیق تاکید کرد: باشگاه همسران مطیع که اخیرا در نزدیکی کوالالامپور شروع به کار کرده است، قصد دارد زنان را در خصوص نحوه راضی کردن شوهران با هدف ممانعت از خیانت مردان به زنان و یا عدم بدرفتاری با آنها آموزش دهد.

توفیق ادامه داد: آنچه که ما از زنان می‌خواهیم این است که زنان مطیع باشند تا مشکلات جامعه نظیر خیانت، طلاق و خشونت در منزل و دعوای زن و شوهری کاهش یابد!

این مسوول مالزیایی عنوان داشت: زنان مطیع باید به منظور تسلی خاطر شوهرانشان تنها به لباس و غذای آنها اهمیت ندهند، بلکه شب زنده‌داری کنند.

رسانه ها در این کشور اعلام کردند: ‌میزان طلاق در مالزی با جمعیت 27.5 میلیون نفر بین سالهای 2002 و2009 دو برابر شده است.

توفیق در سال 2009 نیز باشگاه دیگری را تاسیس کرد که بحث‌های زیادی به همراه داشت و آن باشگاه چند همسری بود و هدف آن تشویق به چند همسری در کشور بود!


نظرات()   
   

به نام خدا

به گزارش ایسنا، آیت الله ‌العظمی مكارم شیرازی در مجموعه استفتائاتی، به 10 سوال درباره‌ی حقوق خانواده پاسخ داده اند:

 

1- آیا بانوان مى‌توانند آموزش فنون نظامى ببینند؟

پاسخ: اگر مستلزم گناهى نباشد اشکالى ندارد.

2- زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل کارهایى که در ایّام زناشویى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه کرده، ولى شوهر ادّعا دارد که همسرش کارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذکور قول کدام یک مقدّم، و بیّنه بر عهده چه کسى است؟

پاسخ: در محیط هایى که عرف و عادت بر آن است که زن به قصد تبرّع این کارها را انجام مى‌دهد، ادّعاى زن برخلاف آن مسموع نیست. مگر این که ثابت کند به شوهرش اعلام کرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نیز پذیرفته باشد.

3- همسر سابقم بعد از چندین سال زندگى و على رغم دریافت نفقه، به عناوین مختلف، موجبات اذیّت و آزار بنده را فراهم مى‌كرد و خودش نیز تقاضاى طلاق خلع کرد. بعد از جارى شدن طلاق، کلّیّه حقوق خود را از بنده دریافت كرد و طلاهایى را که براى ایشان خریده بودم، به یغما برد، (اکنون در حدود دو میلیون تومان ارزش دارد،) و بنده را از خانه بیرون و مدّت دو سال و اندى خانه بنده را غصب كرده است. ایشان ملتزم به دین مقدّس اسلام نبوده، و بدون اجازه از خانه خارج شده، و از اداى وظایف خانوادگى شانه خالى مى کرده، و اکنون اجرت المثل چندین ساله را از بنده مطالبه مى‌كند. آیا اجرة المثل به ایشان تعلّق مى‌گیرد؟

پاسخ: زن به غیر از نفقه و مهریّه، حقّ دیگرى به نام اجرة المثل ندارد. مگر این که از اوّل ازدواج شرط کند که کارهاى منزل را مجّانى انجام نمى‌دهد و در صورتى که چنین شرطى نکرده و عادت، و رسم محیط هم تبرّع در این امور است، حقّى ندارد.

4- آیا دین مقیاس عدالت است، یا عدالت مقیاس دین؟ به بیان دیگر، آیا دین به هر چه که عدالت باشد امر مى‌کند، یا هر چه که دین به آن امر کند، عدالت است؟ و به بیان فنّى، آیا عدالت در سلسله علل احکام است، یا در سلسله معالیل آن؟

توضیح بیشتر این که: آیا انسانها، مصادیق بارز ظلم و عدالت را از طریق شریعت مى شناسند، یا عدالت و ظلم براى همه روشن است، و توصیه هاى دین ارشاد به حکم عقل است؟ مستحضرید شیعه نیز مثل معتزله معتقد است که عدالت، مقیاس دین است، و اشاعره دین را مقیاس عدالت مى دانند. حال سؤال این است که اگر شیعه عدالت را مقیاس دین مى داند، چرا در استنتاجات فقهى به احکامى مى رسد که هر عُرفى آن را مصداق بیّن ظلم مى داند. بعضى از احکام نکاح چنین است، توجّه فرمایید:

1ـ اجماعى است که طلاق به دست مرد است، و مرد مى تواند هرگاه که اراده کند زنش را طلاق بدهد، هر چند هیچ عذر موجّهى نداشته باشد! طلاق غیابى و بدون هیچ عذر موجّه، در هر عرفى ظلم محسوب مى شود.

2ـ در بحث عیوب زوجین مى گویند: «اگر مرد بعد از عقد بفهمد زنش کور یا شل است، خوره یا برص دارد، مى تواند عقد را فسخ کند. ولى اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهرش یکى از این عیوب را دارد حق فسخ ندارد; باید بسوزد و بسازد!»

3ـ مرد هر وقت تمایل داشته باشد زن باید خود را در اختیار او قرار دهد; حتّى اگر وسط نماز باشد. ولى زن فقط سالى سه مرتبه حقّ آمیزش دارد، آن هم چنان کوتاه و مختصر که مجال بیان آن نیست.

4ـ اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و مسافرت برود، و بعد از ده سال برگردد (در صورتى که نفقه داده باشد،) زن حق اعتراض ندارد! چگونه مى توان با حفظ مبناى کلامى شیعه، این قبیل احکام را پذیرفت؟ آیا مى گویید همه عقلا اشتباه مى کنند که مى گویند طلاقِ مبنى بر هوس و بدون عذر موجّه ظلم است؟ همه عقلا که براى زن نیز (در شرایط تدلیس مرد در موارد فوق) حق فسخ قائلند اشتباه مى کنند؟

پاسخ: بدون شک فقه شیعه بر اساس ادّله اربعه بنا نهاده شده، که یکى از آنها دلیل عقل است. منتها عقل باید قطعى و جامع جمیع جهات باشد، و در مثالهایى که ذکر کرده اید متأسّفانه اشتباهات فقهیّه متعدّدى وجود دارد. مثلا بند چهارم که نوشته اید: «اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و ده سال برنگردد...» این مسأله از نظر موازین فقهى درست نیست. چنانچه زوجه در عُسر و حرج بیفتد، و لو بعد از شش ماه بوده باشد، ما اجازه طلاق را مى‌دهیم. و تاکنون چه بسیار زنانى که شوهرشان آنها را رها کرده، و از طریق همین فتوا آزادى خود را یافته اند.

و در مورد بند سوّم، اوّلا مرد نمى تواند در شرایط غیر متعارف مانند وسط نماز یا مواردى از این قبیل، از زن تقاضاى تمکین کند، بلکه طبق عرف و عادت باید انجام شود. و ثانیاً در مورد زن نیز در صورتى که ترک آمیزش براى او خطر انحراف جنسى داشته باشد، یا مشکل مهمّى ایجاد کند، هرگز انتظار چهار ماه کشیده نمى شود.

و در بند دوّم، در صورتى که توافق طرفین به صورت شرط ضمن العقد، یا شرط مبنىٌ علیه العقد، بر سلامت بوده باشد، هر عیبى سبب حقّ فسخ مى شود.

باقى مى ماند بند اوّل، هم اکنون در بسیارى از جوامع بشرى زن و مرد حق طلاق را دارند، و مى توانند بدون عذر موجّهى از هم جدا شوند. اگر در مورد زن ظلم محسوب مى شود، در مورد مرد هم ظلم به شمار مى آید. بنابراین ظلم طرفین را در میان عقلا باید پذیرا باشید. از آن گذشته، همان گونه که در دادگاه هاى امروز

هم دیده مى شود، مى توان جلوى طلاقهاى هوس آلود را گرفت. به علاوه با توجّه به این که مرد به هنگام طلاق متحمّل خسارات زیادى مى شود فرضى که شما کرده اید یک فرض غیر واقعى است که مرد بدون هیچ عذرى دست به طلاق بزند، حتماً عذرى دارد؛ البتّه آنچه در بالا گفتیم اجمال مسأله است.

5 ـ با توجّه به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آیا موارد تعارض این معاهده بین المللى با احکام اسلامى را به گونه اى ارزیابى مى‌كنید که با حذف برخى موارد جزئى آن، به گونه اى که با روح کنوانسیون، یعنى رفع هرگونه تمایز، منافات نداشته باشد مى توان موارد تعارض آن را با احکام اسلامى از میان برداشت و به این معاهده پیوست؟

پاسخ: تعارض مفاد این کنوانسیون، به حدّى است که قابل تطبیق بر قوانین اسلامى نیست. ولى در بعضى از موارد راه حل‌هایى وجود دارد امّا به طور کامل هیچ راهى براى آن موجود نیست. چه خوب است مسلمانان جهان براى حفظ مکتب خود با این گونه امور از موضع انفعالى برخورد نکنند، و به جاى خود باختگى در برابر این قرار دادهاى تحمیلى، علماى بزرگ آنها گرد هم بنشینند، و آنچه مورد اتّفاق و اجماع است تبیین کنند، و موارد اختلافى را به اجتهاد مجتهدین واگذارند، و براى همیشه تحمیل کنندگان فرهنگها و مقرّرات بیگانه را از سازش به قیمت مخالفت با ضرورت اسلام مأیوس سازند.

6 ـ از آنجا که برخى از موادّ کنوانسیون مذکور از نظر فقهى قابل نقد است، مستدعى است نظر مبارک خود را نسبت به مورد زیر بیان نمایید: براساس مادّه یک این معاهده، باید هرگونه تمایز، استثنا و یا محدودیّت بر اساس جنسیّت در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مدنى، و یا هر زمینه دیگر لغو شود.

با توجّه به این مادّه تفاوت زن و مرد در مواردى چون، میزان پوشش واجب بدن، نظر و لمس بدن جنس مخالف، دیه، قصاص، شهادت، ارث، طلاق، تعدّد همسران، امامت جماعت، لزوم تمکین جنسى، ولایت بر فرزندان، سرپرستى خانواده، حقّ حضانت، عیوب موجب فسخ نکاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعیّت و قضاوت، تبعیض تلقّى مى‌شود و باید از میان برداشته شود. آیا تساوى زن و مرد در موارد ذکر شده با احکام شرع مطابقت دارد؟

پاسخ: بى شک مساوات کامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شیعه، بلکه مخالف ضرورت اسلام و برخلاف نصّ صریح قرآن و روایات متواتره است و هیچ یک از علماى اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنین مساواتى نداشته اند. اصولا باید این معنى براى مجامع جهانى تبیین گردد که ملّتها نمى توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع کنند، و چشم و گوش بسته تسلیم مقرّراتى شوند که نه در تصویب آن حضور داشته اند، و نه از نظر وجدان و منطق قطعیّت دارد. ممکن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگویى در میان علماى اسلام باشد، امّا مساوات کامل به صورتى که گفته شده هیچ موافقى ندارد.

7- با توجه به این که اسلام از برابری حقوق زن و مرد سخن به میان آورده و علت نصف بودن دیه زن را سرپرستی مرد توجیه کرده است، حال با توجه به به این زمانه که زن ها تحصیل کرده و شاغل هستند و از پس مخارج خود و حتی خانواده بر می آیند، آیا این حکم عادلانه می‌باشد؟

پاسخ: ممکن است زنانی برای خانواده خود نان آورتر از مردان باشند ولی می دانیم احکام و قوانین شرع بر محور افراد دور نمی‌زند بلکه کل مردان را با کل زنان بسنجید. جهت آگاهی بیشتر می توانید به «تفسیر نمونه»، جلد اول، صفحه ی 689، ذیل آیه ی 178 و 179 سوره ی مبارکه ی «بقره» مراجعه فرمایید.

8- در مورد حکم قصاص، تساوی حقوق زن و مرد در چیست؟ با توجه به این که در حال حاضر در برخی از خانواده ها نان آور خانواده زن است، مثل خانواده هایی که مرد آن معتاد بوده یا فوت کرده است و سرپرستی بچه ها و تأمین معاش آنها نیز با مادر است یا زن و مردهایی که هر دو شاغل بوده و در برخی از موارد حقوق ماهیانه زن بیشتر از مرد است. اگر مردی این زن، یا این مادر را چه به عمد یا غیر عمد به قتل برساند، باز حکم او قصاص نیست و حتماً باید برای قصاص نیمی از دیه پرداخت شود؟

پاسخ: کراراً گفته ایم احکام و قوانین الهی تابع افراد و اشخاص نیست بلکه تابع نوع است، به این معنا که اگر مجموع مردان جامعه را با مجموع زنان مقایسه کنیم، بازدهی اقتصادی مردان به مراتب بیش از زنان است؛ بنابراین مصلحت شخصی معیار نیست بلکه مصلحت نوعی باید در نظر گرفته شود. در قوانین عرفیّه نیز چنین است، مثلاً می گویند: برای احراز فلان مقام، شخص باید دکترا داشته باشد، در حالی که عدّه ای از لیسانسه ها از عدّه ای از دکترها باسوادترند، حتی عدّه ای از کسانی که اصلاً مدرکی ندارند بسیار بافضیلت تر از گروهی از آن ها هستند که مدارک دانشگاهی دارند. در این گونه موارد معیار فرد نیست، بلکه معیار مجموعه‌هاست.

9- از ابتدایی‌ترین دوران زندگی یعنی تولد نوزاد تا دوران بلوغ و رشد، تربیت فرزند بر عهده ی مادر است. پس چرا بچه متعلّق به مرد است و اگر زنی به دلیل موجّهی از همسرش جدا شود حتی با وجود داشتن تمکّن مالی، حقّ سرپرستی از فرزند خود را ندارد و عواطف شدید مادری نادیده گرفته می شود؟

پاسخ: در مجموع هنگام جدایی زن از مرد، توانایی مردان بر حمایت از فرزندان و رفع نیازهای اقتصادی کودکان بیش از زنان است ولی اگر در مواردی ثابت شود که حضانت پدر مصالح کودک را به خطر می اندازد او را به مادر می‌سپارند.

10- اگر پدری ملک دختر یازده و نیم ساله خود را که توسط مادرش به او واگذار شده است بدون اجازه و اطلاع دختر و همسرش (مادر دختر) با حق ولایت پدری اش بدون رعایت غبطه مال فرزندش به نام خود منتقل کرده و پس از گذشت دو سال کلیه حقوق آن ملک و مالکیت آن را مجدداً بدون رعایت غبطه و اطلاع فرزند و همسرش به شخص ثالثی صلح کند، آیا این عمل و معامله او از نظر شرع مقدس اسلام صحیح است؟

پاسخ: تصرّف در ملک فرزند بدون رعایت غبطه او شرعاً جایز نیست و اگر معامله ای انجام گیرد در فرض سوال باطل است.


نظرات()   
   
چهارشنبه 4 خرداد 1390  17:07

به نام خدا

چند روز پیش با یک مسلمان اروپایی صحبت می کردم که سوالی پرسید از سیستم ثبت ازدواج بر مبنای شریعت در ایران. از من پرسید شما در ایران بعد از اینکه عقد جاری شد کجا فامیل زن را تغییر می دهید؟ در مسجد؟ یا در اداره ثبت احوال؟

برای من کمی عجیب بود. فکر کردم حتما این امر یک موضوع سنتی یا اسلامی در میان آن جامعه مسلمان است. در جواب گفتم که ما اینجا اسم زن را تغییر نمی دهیم.

گفت جدا؟! یعنی شما اصلا نام زن را به نام شوهر تغییر نمی دهید؟! من گفتم: پیش میاد که زنی رو با نام شوهر صدا کنند، اما هیچ وقت نام او در کارت شناسایی، شناسنامه، اسناد هویتی و اسناد اداری تغییر داده نمی شود.

گفت : عجب!!! و ما چقدر از شریعت بی خبریم!

گفتم چطور مگه؟

گفت اینجا وقتی یک زن و مرد ازدواج می کنند، در تمام اسناد و مدارک و کارت های شناسایی، نام فامیل زن به نام فامیل شوهر او تغییر داده می شود و این قانون است! نهایت خیلی بخوان هنر کنن، فامیل شوهر را اضافه میکنن به فامیل زن (که البته باز هم وقتی خطاب می شوند به فامیل شوهر خطاب می شوند).

 

بی هویتی زن در غرب

 

شروع کردم به سرچ کردن در سایت های انگلیسی پرسش و پاسخ اسلامی، تا ببینیم موضع علمای اسلامی در غرب نسبت به این قانون چیست.

در اکثر  قریب به اتفاق سایت ها به جواب هایی به این مضمون برخوردم:

"تغییر نام خانوادگی زن به نام شوهر از نظر اسلام جایز نمی باشد و این کار غلط و باطل است."

و عموما ذیل این جواب ها، آیاتی از قرآن ذکر شده بود موید این مطلب که افراد را به نام کسانی جز پدرانشان خطاب نکنید.

مثالهای تاریخی نیز در این باب ذکر کرده بودند، که مثلا ام سلمه (همسر پیامبر) همیشه به این کنیه خوانده می شد، یا حضرت فاطمه (س)، فاطمه بنت محمد(ص) خوانده می شد نه فاطمه زوجه علی (ع) و حضرت خدیجه بنت خویلد نامیده میشد، نه خدیجه زوجه محمد (ص).

همینطور احادیث زیادی بود در باب اینکه یتیمانی که به سرپرستی می گیرید هویتشان را تغییر ندهید و آنها را به نام پدران خودشان بخوانید.

لذا این سایت ها (از تندرو تا میانه رو ) می گفتند نه تنها این امر جایز نیست بلکه ممنوع است، زیرا لطمه به هویت و نوعی تحقیر زن است.

خیلی برایم جالب بود!!! اسلام با تمام ارزشی که برای جایگاه شوهر در خانواده قائل شده، در عین حال 1400 سال پیش اینقدر دقیق برای هویت زن ارزش قائل شده، در حالی که غرب با همه ادعایش چنین قانونی دارد که فامیل زن را به فامیل شوهر تغییر می دهند. (در غربی که خودفروشی حق مسلم زن شناخته میشود !).

هیلاری کلینتون (بیل کلینتون)، میشله اوباما (باراک اوباما)، لورا بوش (جورج بوش)، سارا پالین (تاد پالین) و ... .

و هیچ فمنیستی حتی به این موضوع اشاره هم نمی کند!

حالا برای یک لحظه تصور کنید اگه این قضیه بر عکس بود و اسلام گفته بود فامیل زن بعد از ازدواج به فامیل شوهر تغییر کند. فکر میکنید چه اتفاقی می افتاد؟

هزاران هزار مقاله به ده ها زبان در باب تحقیر زن و خدشه به هویت زن در اسلام و عدم رعایت حقوق بشر و حقوق زن نوشته میشد! خود فروختگانی که برای به بردگی کشاندن زنهای کشورشان چه از نظر اعتقادی و چه از نظر جنسی تلاش میکنند، و در روزنامه ها و سایتها قلم فرسایی کرده و دم از پیوستن به جامعه جهانی برای تغییر احکام اسلام میزنند، و فراری های خارج نشین همگام با خودفروختگان داخلی که همواره سعی در نابودی فرهنگ و سنت مردم خودشون میکنند تا دمی برای غرب تکان داده و تکه استخوانی بگیرند، روزی نمیگذشت مگر اینکه در شبکه های ماهواره میزگردی بگذارند و ظلمی را که اسلام به زن کرده بررسی کنند و حکم اعدام برای اسلام صادر کنند.

اما امروز که این موضوع برعکس است صدایی از مدعیان دفاع از زن بر نمی خیزد و البته که این موضوع برای ما تعجب آور نیست، زیرا مزدوران فرهنگی مانند عبادی، مصطفایی و دیگر فعالان حقوق زنان، سرشان در آخور دشمن است و تنها هدفشان رواج فساد و تباهی به اسم دفاع از زنهاست و فقط مواردی را پیگیری میکنند که در واقع به ضرر زن و انسانیت باشد، تا با باز کردن دروازه های فرهنگی کشور به روی دشمن بتوانند به نوایی برسند.

نویسنده: محمد مهدی منافی

 

انعکاس این مطلب در:

خبرگزاری حیات


نظرات()   
   

به نام خدا

برابری حقوق زن و مرد

Equality of men and women

همه جا حرف از برابری حقوق زن و مرد است. به خصوص در کشورهای جهان سوم از جمله ایران!
می خواهیم در این پست به مبحث برابری حقوق زن و مرد بپردازیم.
کسانی که خواهان برابری حقوق زن و مرد هستند چه می خواهند؟
مسلما جواب برابری است. اما آیا برابری باید به معنای مطلق باشد؟ به چند نمونه از این موارد نگاهی می اندازیم:
زن هم باید حق داشته باشد مثل مرد آزادانه هر کجا کار کند. (چیزی که در قانون به عنوان حق کار یاد می شود)
زن هم باید بتواند مثل مرد محل سکونت خویش را انتخاب کند. (حق مسکن)
چرا زن کارهای خانه را انجام دهد؟ مرد هم باید کارهای خانه را انجام دهد.
آیا ما نباید از خود بپرسیم این برابری که می خواهیم با طبیعت ما سازگار است؟ آیا فطرت بشر با این برابری سازگار است و اصلا آیا این موارد یعنی برابری؟ آیا کار کردن زن به نفع بشریت است؟ آیا کار کردن جزء رسالت های جنس زن است؟ آیا با کار کردن زن کانون خانواده سردتر نمی شود؟ آیا با عدم حضور زن در خانه، حرارت و شور زندگی در آن خانه از بین نمی رود؟ پس این برابری که ما دم از آن می زنیم و به دفاع از آن بر می خیزیم و به بهانه به روز بودن و تمدن خواهان آن هستیم به چه کار بشر می آید؟
این برابری تفکر کودکانه ای صرف است. برای مثال ما هم به خودروی شخصی نیازمندیم هم به خودرو های سنگین و باربر. هیچ کس نمی تواند منکر نقش این دو نوع وسیله نقلیه شود. اختلاف تعداد این دو نوع خودرو هم دلیلی بر برتری بر یکدیگر نیست. خودروی سنگین رسالتی دارد و برای رسالت خویش ساخته شده است و خودروی سبک نیز رسالتی دارد و برای آن ساخته شده است. حال ما بیایم و این دو نوع خودرو را جاندار فرض کنیم و برایشان نهضت برابری راه بیندازیم. چرا خودروی سنگین گازوئیل مصرف می کند و خودروی سبک بنزین؟ این درست نیست. هر دو باید یک نوع سوخت مصرف کنند! باید به کامیون و تریلی هم بنزین بدهیم نه گازوئیل. حال اگر این اتفاق بیفتد چه می شود؟ بر فرض که خودروهای سنگین بتوانند با همان سوخت بنزین حرکت کنند. اما آیا طاقت می آورند؟ آیا به همان میزان مصرف می کنند؟ آیا پس از چندی آسیب نمی بینند؟ البته اگر خودروها هم عقل و احساسات بشر را داشتند حتما این اتفاق می افتاد!
حال موجود جانداری را فرض کنید! آیا درست است که بیاییم بگوییم برابری حقوق حیوانات! پس خرس قطبی هم باید بتواند در جنگل سبز زندگی کند. چرا نسل ها و قرن ها خود را در قطب محصور داشته است؟ و بیاییم این خرس ها را به جنگل های سبز ببریم تا از زندگی بیشتر لذت ببرند! یا جهت دفاع از حقوق آهو بیاییم کلیه ببر ها را به محل دیگری ببریم یا ریشه کن کنیم تا آهوان در آسایش باشند!

هر چیز جای خودش. تفاوت نشانه تبعیض نیست. آیا یک پدر باید به همان اندازه ای که به فرزند دانشجوی خود پول توجیبی می دهد به فرزند مهد کودکیش هم همانقدر بدهد؟ بهتر نیست به خود بیاییم و از طبیعت خویش دور نشویم؟


البته تفاوتی میان این مثال ها و تساوی حقوق زن و مرد است. آن هم این است که هنوز بشر به قطعیت نرسیده است که چه چیزی در طبیعت اوست. یک شیء یا ماشین و یا حیوان نمی تواند فراتر از طبیعت خود عمل کند، ولی یک انسان می تواند. بنابراین به دانش ظاهری خود اتکای زیادی دارد. غافل از اینکه دین در بسیاری موارد راهگشا است و جلوی خطاهای انسانی را می گیرد و آینده ای را می بیند که انسان تا تجربه نکند نمی فهمد.
بنابراین به راحتی نمی توان هر زنی را قانع کرد که تو کانون و حرارت زندگی هستی و به حضورت نیاز است.

کار در طبیعت مرد است. مرد بدون کار دیگر مرد محسوب نمی شود. مرد مسئول تامین خانواده و خرجی است. حال درست است بگوییم چون مرد کار می کند زن هم کارکند؟ پس چرا نمی گوییم چون مرد خرجی می دهد زن هم خرجی بدهد؟ آیا فریاد برابری این است؟ حق انتخاب محل سکونت با مرد است. چون مرد مسئول تامین مسکن است و باید بتواند جایی که در توانش هست انتخاب کند. حال بیاییم به بهانه برابری حق انتخاب محل سکونت را به زن بدهیم. اگر در توان مرد نباشد تا مسکنی که زن می خواهد تهیه کند چه می شود؟ چرا باید اینقدر کودکانه به برابری فکر کنیم؟ سوار بر احساس شده ایم و راه اشتباه رفته دیگران را تکرار می کنیم.

در ضمن کار کردن زن به کلی زیر سوال نیست و در بسیاری از موارد به حضور زن در بسیاری از کارها نیاز است. اما هر شغل، رفتار و حرکتی که باعث دوری انسان (زن و مرد) از طبیعتش شود و باعث کوتاهی در وظایف و رسالت های انسانی، جهانی و اجتماعی اش شود محکوم است. چه برای جنس زن و چه برای جنس مرد.

حال نتیجه این برابری چیست؟ نتیجه این است که مرد خود را در برابر زن ضعیف می بیند و تمام شور و شوقی که برای زندگی مشترک داشت (یعنی میل به خواستنی بودن، حامی بودن، این که دیگران به او نیازمندند و ...) از بین می رود. در عوض زن همین منصب ها را کسب می کند و منصب های اصلی خویش را فراموش می کند. (یعنی میل به یار بودن، همدم بودن، میل به مهربانی و محبت و خیلی احساسی میل به فرشتگی کردن). در نتیجه زن، مرد را از نیازهایش محروم می کند و زن نیز به فرانیازهایی می رسد و نتیجه می شود فروپاشی خانواده و کمبود محبت.

مشکل دیگری در نهضت های برابری وجود دارد و آن این است که سعی می شود یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود که این طبیعتاً برابری محسوب نمی شود. دیگر اینکه یک سری حقوق باید برای یک نفر باشد. برای مثال نمی توان حق مسکن را به هر 2 نفر داد. در ضمن هر حقوقی مسئولیت هایی دارد که که در نهضت های برابری حقوق زن و مرد به آن توجه نشده است. برای مثال حق اشتغال زن طبیعتا حقوقی را از مرد سلب می کند. مرد دیگر نمی تواند به طور کامل تمکین شود و در این امر کوتاهی صورت می گیرد که در نتیجه باعث گسترش فساد و فروپاشی خانواده می شود.
نکته قابل توجه دیگر اینکه نهضت های برابری استاندارد خاصی ندارند و فقط سعی شده یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود و یا اختیارات زن را افزایش دهد بدون توجه به اینکه این حقوق واقعاً به نفع جوامع و یا خود زن هست یا خیر.
یک مسئله بسیار قابل توجه نیز وجود دارد و آن این است که با گرفتن حقوق و دادن آن به این و آن و تغییر قوانین کانون خانواده گرم نمی شود. در بسیاری از کشورها که قبلاً اینکارها را کردند، الان شاهد فروپاشی خانواده هستیم. (و متاسفانه در یک دهه اخیر در ایران). قوانین دقیقاً همانی شده که آرزوی هر زن فطرت گریخته جهان سومی است، اما آیا نتیجه داده است؟!!
ما تازه می خواهیم وارد زمان جنگ جهانی دوم در امریکا و اروپا بشویم.
کافیست کلمات زیر را جستجو کنید: (همان کسانی که به روزند و ما مقلّد بی چون و چرای آنها هستیم الآن به خود آمده اند)
femenism is evil
down with femenism
femenism destroying men
femenism destroyed family
frmenism destroy ...

و حتی واژه های equlity women and men

آیا بهتر نیست ما قبل از اینکه راهی را برویم (آن هم راهی که تجربه شده و شکست خورده) و هزینه های آن را متحمل شویم راه بهتر را انتخاب کنیم؟
متاسفانه ما کشورهای جهان سوم، برای اثبات خود و ادعای پیشرفت، خود را به 100 سال پیش همان کشورهای پیشرفته شبیه می کنیم و ادعای به روز بودن داریم و اصلاً با خود فکر نمی کنیم که کدام غلط است و کدام درست.
جدا از نصایح دین مبین و مبارک اسلام، عقل سلیم و دور اندیش راه دیگری باید انتخاب کند. ترکستان را می بینیم و دقیقا همان راهی را پیش می گیریم که به ترکستان است.

اما سخنی خودمانی دارم و آن این است:
خطاب به مرد:
قدرت مسئولیت دارد، نمی توان با داشتن قدرت دست به ستم آلود.
کار در فطرت توست. مسئولیت در فطرت توست. چرا از کوچکترین مسئولیتی فرار می کنی؟
تو نسبت به جنس زن سنگین تر و ضمخت تر هستی. اما دلت می تواند مهربان باشد.
می توانی زندگی را در چشمان همسرت خلاصه کنی.

خطاب به زن:
مهربانی و محبت به طور نامحدود درون توست. چرا آن را از شوهر و فرزندانت دریغ می کنی؟
دنیا به پاست به خاطر وجود لطیف و ظریف و زیبای تو، مادر اگر زن نبود مادر نمی شد. پس به زن بودن خودت افتخار کن.
تو مانند گل هستی. چرا می خواهی هر جابروی و با هر کسی باشی. گل به خاطر ثبات و آرام بودنش گل است.
خانه به وجود تو بوی زندگی می گیرید و جامعه به وجود تو مدینه فاضله می شود. چرا وجودت را از خانواده دریغ می کنی؟


نظرات()   
   

به نام خدا
به نظر شما زنان در ایران چه زمانی به فطرت خویش باز می گردند؟ آیا زنان ایرانی هم باید اوج فمنیسم را مانند کشور های دیگر تجربه کنند و بعد به فطرت خویش برگردند و یا زودتر خود را باز می یابند؟
غرب فمنیسم را گذراند و در حال بازگشت است. آیا ما هم باید همان مسیر را طی کنیم؟

  

بازگشت زنان به خانه، عنوان مقاله‏ ایست در مجله انگلیسى‏ زبان «ملت و جهان»، چاپ هندوستان كه به بررسى تمایل و رویكرد جهانى به بازگشت زنان از محیط كار و مشاغل مختلف به خانه و خانواده و تربیت فرزندان مى‏ پردازد. این مقاله كه توسط خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ایران در دهلى‏ نو تهیه و ارسال شده است، لزوما دیدگاه مجله را بازگو نمى‏ كند اما به خواندن آن مى‏ ارزد. ضمن تشكر از عزیزان خانه فرهنگ بویژه خانم محبوبه پلنگى، توجه شما را به آن جلب مى‏ كنیم.

پیدایش عقیده تساوى زنان با مردان، مسأله ‏اى تصادفى نبود، بلكه ریشه آن را باید در اروپاى مسیحى قرن شانزدهم میلادى جستجو كرد. یعنى هنگامى كه زنان تحت ستم و استثمار بودند و هیچ گونه حقى در جامعه نداشتند، هنگامى كه زنان چیزى به ارث نمى‏ بردند و به آنها اجازه داده نمى‏ شد ازدواج مجدد داشته باشند و به آنان به دیده حقارت و به عنوان موانع رسیدن به معنویت نگریسته مى‏ شد، هر گونه افراطى دیر یا زود با شكست مواجه خواهد شد. در این مورد نیز زنان قیامى علیه كسانى كه بر آنها ستم مى‏ كردند آغاز نمودند و خواستار حقوق مساوى با آنان شدند.

این بیدارى رفته رفته تبدیل به یك نهضت شد و چند قرن بعد اوضاع و شرایط دوران جنگ جهانى دوم سرعت این نهضت را بیشتر كرد.

اما مسأله طرفدارى از حقوق زنان نتوانست راه ‏حل كاملى براى زنان باشد. پس از آزادى و رهایى از قید و بند گذشته، نه تنها مشكلات حل نشده ماند بلكه گرفتاری هایشان بیشتر نیز شده است. زیرا خداوند در نظر نداشت آنها را شبیه مردان بیافریند. جایگاه حقیقى آنها در منزل و وظیفه آنان پرورش و تربیت كودكان است. دنیا اكنون شاهد دومین دور بیدارى و آگاهى زنان است. این بار آنها در حال بازگشت به جایگاه حقیقى خود، یعنى تربیت كودكان و خانه ‏دارى هستند. این موضوع نشان دهنده غلبه غرایز مادى بر ارزشها و نقشهاى غیر طبیعى تحمیلى زنان بر خود است.

مجله جدیدالتأسیس «Out LooK» در شماره سوم آوریل 96 خود مطلب جالبى را در این رابطه نقل مى كند. نویسنده مقاله با چند نفر از زنان شاغل با درآمدهاى بسیار بالا كه اخیرا از شغل هاى خود دست كشیده ‏اند تا به مسئولیتهاى ناشى از ازدواج و پرورش و تربیت بچه‏ هاى خود بپردازند، مصاحبه‏ هایى داشته است. خانم «سوروچى كاپور» مدیر یك مؤسسه مهم بین‏ المللى آگهى‏ هاى تجارتى، كه اخیرا شغل خود را رها كرده است، مى‏ گوید: «خدا را شكر كه دوران ارتجاعى و پر از شكنجه طرفدارى از برابرى زنان به سر آمده است. چرا كه الآن مجبور نیستیم كارهایى را كه مردها انجام مى ‏دهند انجام دهیم تا واجد شرایط زن آزاده بودن شویم.» بیشترین ارزش در نظر وى، هویت زن بودن است.

خانم دیگرى به نام «واگا تادِب» مى‏گوید: «زندگى زنان صرفا به خاطر اشتغالشان ارزش پیدا نمى‏ كند.» وى كه شغلش را رها كرده است تا در منزل كنار دخترش باشد، معتقد است مادر بودن به وى غنا مى‏بخشد. خانم «سورا بهاى بیكچاندانى» و خانم «روچى تریو آمبالا» نیز سرگذشت مشابهى دارند. مشاغلشان را رها كرده‏اند تا به مواظبت از دخترانشان بپردازند. «سورا بهاى» یكى از مدیران شركت «نستله»، و «روچى» مدیر شركت «كلیت پالمولیو» colgatepalmolive بود.

این روند صرفا محدود به هند نمى‏ شود بلكه روندى جهانى شده است. خانم «كاترین حكیم» استاد مدرسه عالى اقتصاد لندن ضمن تحقیقات خود دریافته است كه دو سوم زنان انگلیسى، خانه ‏دار بودن را به اندازه شغل بیرون از خانه مهم و مفید مى‏دانند. «كاترین حكیم» معتقد است اكثر زنان علاقه‏ اى به كار كردن در بیرون از خانه ندارند و اعتقادشان بر این است كه مسئولیت آنها وظایف داخل خانه، و كسب درآمد و روزى، وظیفه مردان است. در ایالات متحده آمریكا، بسیارى از زنانى كه بچه كوچك دارند به دلیل وظیفه خطیر نگهدارى از بچه‏ هایشان مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام ‏وقت تبدیل شده ‏اند. اگر چه این روند هنوز به مثابه یك زمین ‏لرزه عظیم نیست، اما نشانه‏ هایى حاكى از وقوع یك تحول فرهنگى بزرگ در میان این مادران و همچنین تغییر اولویت هاى آنها در حال پیوست به مكتب جدیدى هستند كه «دیوید با لنكن هوان» رئیس «مؤسسه ارزشهاى آمریكا» آن را «مكتب جدید طرفدارى از خانواده» مى ‏نامد.

یك خانم 36 ساله اهل «اوهایو» به نام «ایورا مالدونادو» كه فعالیتهاى بسیارى در بیرون از منزل داشت، پس از بچه‏ دار شدن از این فعالیتها كاست. وى دلیل این كار خود را این گونه ذكر نمود: «ما به كودكان خود در این جامعه خیلى چیزها مى‏ دهیم. اما آنچه به آنها نمى‏ دهیم، ارزشها، سنتها، وقت و از همه مهمتر با مادر بودن است و آن چیزى است كه كودكان امروز تشنه آن هستند

خانواده «میشل گلاس» 35 ساله كه مدیر فروش یك فروشگاه زنجیره‏اى در كالیفرنیاست، دو سال پیش به هنگام تولد دوقلوهایش از شغل خود دست كشید.

خانم «كالى سورن‏من دیكسون» بنیانگذار مؤسسه‏اى حقوقى به نام «حقوقدانان داخل منزل» كه دویست عضو در منطقه واشنگتن دارد، از شغل خود استعفا داد تا بتواند بچه ‏دار شود. وى مى‏ گوید: «من به هر كارى كه دست مى‏ زنم خود را صد در صد در اختیار آن مى‏ گذارم. عاشق مادر شدن شدم و میل نداشتم در دو جهت متضاد كشیده شوم.»

مقاله‏اى در سال 1994 (1363) منتشر شد كه خیلى‏ ها از آن نقل قول كردند. در این مقاله آمده است: «خانواده‏ هاى دو درآمدى رو به كاهش هستند ... بسیارى از خانم هایى كه مى‏ توانند بچه‏ دار شوند در حال بازگشت به خانه هستند. این روند جدید، سازگارى با سنت اسلام دارد. تعالیم اسلام براى توازن امنیت و ثروت، راههاى جدیدى گشوده است. اسلام به زنان حق ازدواج مجدد، ارث بردن، طلاق و دیدن شوهر قبل از ازدواج را اعطا كرده است. نمونه ‏هاى چنین حقوقى درتمام طول تاریخ بى‏ سابقه بود. اسلام به مرد و زن حقوق مساوى داده است. زنان هم، مانند مردان از تمام حقوق برخوردارند، اما تقسیم حقوق و وظایف، متفاوت است. معیار تقسیم حقوق، خصوصیات فیزیكى و جسمى است. خداوند زنان را براى پرورش و تربیت كودكان و مردان را جهت كسب روزى و حفاظت از خانواده آفریده است. در دنیا هر چیزى براى منظور و هدف خاصى آفریده شده است و همه چیز در مكان ثابتى در حال فعالیت و توسعه است. این مسأله شامل حال روابط انسانى نیز مى‏شود. هماهنگى اجتماعى وقتى تحقق مى‏یابد كه مرد و زن به وظایف خود خوب عمل كنند و یقینا لذت هماهنگى، بالاتر از هر لذت دیگرى است. اسلام كار كردن را براى زنان در جهت بهبود وضع اقتصادى خانواده ممنوع نساخته است اما این كار باید وظیفه دوم آنها باشد».


شاعر بزرگ و مشهور «هنرى وَدْ روژت لانگ فِلو» این موضوع را چنین بیان مى‏كند:

در خانه بمان قلب من و استراحت كن

قلب هاى حافظ خانواده، خوشبخت‏ ترینند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه


نظرات()   
   

به نام خدا
قائم مقام رییس كل دادگستری استان خوزستان گفت: خانواده به عنوان كوچكترین نهاد اجتماعی، اهداف بزرگی را برای خود در پیش دارد كه امنیت، یكی از ثمرات آن است.
وی افزود: بستر ایجاد ناامنی، نا آرامی و عدم آرامش است و آمار نشان می دهد عمده بزهكاری ها از ناحیه افرادی رخ می دهد كه در محیط خانواده پرورش نیافته‌اند. كسانی كه خانواده خود را از دست داده‌اند خانواده آنان كارایی لازم را نداشته است.
وی با تاكید بر اهمیت تشكیل خانواده، تصریح كرد: اصل ۱۰ قانون اساسی می گوید كه دولت باید تمام هم و غم خود را به كار گیرد تا خانواده را در كشور ایجاد كند.
وی فرمانبرداری زن از شوهر را از خصیصه‌های ایمان برشمرد و اظهاركرد: برای حفظ وحدت در خانواده، تنها باید یك مجری باید وجود داشته باشد و اعمال قانون توسط یك فرد صورت گیرد. زنان نیز نقش مشاور و راهنما را در خانواده ایفا می كنند.
قائم مقام رییس كل دادگستری استان خوزستان گفت: مستحكم ترین ائتلاف و اختلاف ها در خانواده رخ می دهد و اگر پیوند زناشویی درست منعقد و روابط صحیح اعمال شود، قوی ترین پیوند را به جا می گذارند و زمانی كه متزلزل شود، از دادگاه های خانواده سر در می آورند.

در ادامه این همایش دكتر سید علی مرعشی، استاد دانشگاه شهید چمران اهواز گفت:‌ خانواده نقش اول را در وضعیت اجتماعی انسان دارد و برخلاف تصور كسانی كه می گویند باتوجه به تاثیرات شگرف رسانه ها، مدرسه، كوچه و اطراف بر فرزندانشان، كنترل آنها از دست خانواده خارج شده است، این نهاد مهمترین تاثیر را بر فرد می گذارد.

وی با اشاره به اصل اثر اول در روانشناسی، افزود: طبق این اصل، كسی كه روی شخص اولین تاثیر را بگذارد، برنده است كه خانواده این فرصت طلایی را در اختیار دارد و باید از آن به خوبی استفاده كند.
مرعشی با تاكید بر نقش تعیین كننده مادران بر فرزندان، گفت: ‌مادر منبع عشق و محبت در خانواده است و زمان بیشتری را با فرزندان می گذراند، پدر نیز نقش فرد مقتدر را در خانواده دارد و زنان برای حفظ تحكیم وحدت در خانواده، باید حافظ ابهت و احترام پدران در خانواده باشند.
وی تاكید كرد: آموزش تنها حرف زدن نیست و اعمال رفتار صحیح با فرزندان نیز نوعی آموزش برای آنان محسوب می شود.
در پایان این همایش از خواهران شاغل در دادگاه خانواده شهرستان اهواز با اهدای لوح تقدیر و هدیه، قدردانی شد.


نظرات()   
   

به نام خدا
یك عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: برخی دوستان می‌گویند ماده ‌٢٢ را از لایحه حمایت خانواده حذف كنید اما با این كار خودمان را گول می‌زنیم زیرا قانون اساسی معیار را فقه قرار داده است.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین "موسی قربانی" در نشست تخصصی "ازدواج موقت؛ تحكیم یا تزلزل خانواده"، گفت: بر اساس اصل ‌٤ قانون اساسی، در نظام جمهوری اسلامی همه قوانین باید بر اساس موازین شرع باشد. در ذیل این اصل آمده كه این اصل در كلیه اصول و قوانین حاكم است.

وی با اشاره به آیه ‌٢٣ سوره "نساء" كه موارد حرمت نكاح را مطرح كرده، گفت: آیه بعدی در مورد زنان شوهردار است و بعد از آن به موضوع كنیزان اشاره می‌شود كه اكنون دیگر مصداق ندارد. خدا بعد از ذكر موارد ممنوعه، می‌فرماید، بقیه موارد برای شما آزاد است كه به صورت مشروع استفاده كنید.

این نماینده مجلس با بیان اینكه در آخر آیه، بحث مشروعیت متعه مطرح شده، گفت: مفسران معتقدند متعه قبل از تجویز در شرع مقدس وجود داشته و تاسیس اسلام نیست.

قربانی با قرائت سایر آیات مرتبط با بحث ازدواج موقت، گفت: در دنباله آیات، خداوند می‌فرماید كه خدا بر شما آسان گرفته و شما موجودات ضعیفی هستید. عموم مردم این‌چنین هستند یعنی اگر راه حلالی جلوی آنها قرار بگیرد به حرام متوسل نمی‌شوند.

این عضو كمیسیون قضایی مجلس با بیان اینكه متعه مربوط به زمان‌های اضطراری است، گفت: خداوند زمانی دین را تكمیل كرد كه همه احكام را بیان كرده بود. در روایات نیز آمده است آنچه پیامبر(ص) حلال كرده تا قیامت حلال است و آنچه حرام كرده تا قیامت حرام است.

قربانی در ادامه گفت: در میان فقها كسی نیست كه متعه را رد كرده باشد البته برخی قیودی بر آن زده‌اند. من شخصا موافقم كه برای این موضوع تعدادی ضوابط وضع شود تا جلوی عیاشی گرفته شود.

وی افزود: بر اساس آمار رسمی كشور، ‌٥/٣٦ میلیون نفر از ‌٧٤ میلیون نفر جمعیت كشور زن هستند و ‌١٠ میلیون و ‌٣٦٠ هزار نفر از خانم‌ها ازدواج نكرده‌اند. یك میلیون و ‌٨٩١ هزار نفر خانم هم به دلیل فوت همسر بیوه شده، ازدواج نكرده‌اند. همچنین ‌٥/٩ درصد از سرپرستان خانوارها زن هستند كه ازدواج نكرده‌اند.

قربانی با اشاره به اینكه دسته‌هایی از خانم‌ها و آقایان در جامعه وجود دارند كه در شرایط خاصی هستند مثلا زنانی وجود دارند كه به دلیل اینكه برخی خانواده‌ها ازدواج مجدد زن را بعد از فوت شوهر بد می‌دانند ازدواج نمی‌كنند یا آقایی كه ممكن است حتی همسرش را دوست داشته باشد اما مشكل جنسی داشته باشد. البته در برخی از موارد هم اصلا مسأله جنسی مطرح نیست.

این نماینده مجلس در ادامه خاطرنشان كرد: باید توجه داشت بسیاری از چیزهایی كه در جامعه وجود دارد حتما حكم خدا نیست مثلا نه خاك بقیع تبرك دارد و نه حتی خاك خانه خدا. خیلی چیزها را متدین و مومنین اضافه كرده‌اند. باید حساب برخی كارهایی كه متدین انجام می‌دهند را از اسلام جدا كنید.

 عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: برخی دوستان می‌گویند ماده ‌٢٢ را از لایحه حمایت خانواده حذف كنید با این كار خودمان را گول می‌زنیم زیرا قانون اساسی معیار را فقه قرار داده است.

وی افزود: هنگام مطرح شدن لایحه در مجلس خودم تذكر دادم كه لایحه به كمیسیون برگردد كه برگشت؛ اما متاسفانه آنچه می‌خواستیم مجددا در كمیسیون قضایی انجام نشد و در نهایت ماده به این صورت درآمد كه ازدواج موقت همانی است كه در قانون مدنی آمده است. اصل بر ازدواج دائم است و در سه صورت ازدواج موقت ثبت می‌شود، زمانی كه زوجه حامله شود، زمانی كه توافق وجود داشته باشد و در صورت وجود شرط ضمن عقد.

وی خاطرنشان كرد: من موارد دیگری را پیشنهاد دادم كه كمیسیون به آنها رای نداد فعلا این ماده به این صورت در كمیسیون تصویب شده است. به نظر من مجلس با این موضوع سخت‌تر برخورد خواهد كرد. نمی‌توان گفت كه لایحه به آسانی در مجلس رای خواهد آورد.
نماینده مردم قائنات در مجلس ادامه داد: كمیسیون اصلاح چندانی نسبت به مواد لایحه صورت نداد. ماده ‌٢٤ در مورد مهریه حذف شد، ماده ‌٢٣ تغییر چندانی نكرد و من پیشنهادی را مطرح كردم كه تصویب شد این موضوع در لایحه گنجانده شود كه اگر ازدواج مجدد موجب عسر و حرج شود زوجه می‌تواند تقاضای طلاق كند.


نظرات()   
   

به نام خدا

سازمان ملی جوانان در حرکتی نمادین اقدام به نام نویسی از زوج هایی که مهریه آنان کمتر از 14 سکه می باشد، نموده است و به آنان هدیای اررزشمندی اهدا می نماید.

در پرتال باشگاه زوج آسمانی که برای ثبت نام این زوج ها طراحی شده در مورد اهداف این طرح می خوانیم:

- الگو سازی برای جوانان در شرف ازدواج

- معرفی زوج های نمونه خصوصاً بانوان نمونه با مهریه ای بر پایه اسلام

- بازگشت مهریه به جایگاه اصلی خویش و غلبه جنبه معنوی ازدواج بر جنبه مادی آن

- جمع آوری اطلاعات، جهت ارائه به عموم جامعه

برای نام نویسی در پرتال باشگاه زوج آسمانی بر روی لینک زیر کلیک کنید:


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic