کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

دختر

شنیده شد که یک آسیب شناس اجتماعی با اعلام اینکه ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛از شیوع پدیده پیر دختری در ایران خبر داد و گفت: ۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که این می‌تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند.

به گزارش مجله مهر دکتر مجید ابهری با بیان اینکه این دختران به این نتیجه رسیده‌اند که ازدواج به درد آن‌ها نمی‌خورد افزود: ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده‌اند که عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.

 وی با تاکید بر افزایش آماردختران مجرد و آماده ازدواج ، دلایل مختلفی مثل مشکلات اقتصادی ، تورم و گرانی ، اشتغال ؛ گرانی مسکن و حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری را از موانع اصلی ازدواج خواند.


نظرات()   
   

به نام خدا

لیس لابلیس جند اشد من النساء و الغضب.

حضرت رسول و امام صادق علیه السلام هر دو فرمودند:

((لشكرى سخت تر از از زن ها و غضب، براى شیطان نیست.))

تحف العقول: 363

به گزارش مشرق، جاهد محسنی،  از مالکان موبی گروپ (مالک فارسی 1 و شبکهء رسانه های مروج فحشا) در همایش "رسانه های گسترش یافته آمریکا" که در باشگاه ملی خبرنگاران در واشنگتن دی سی برگزار شد، در خصوص شبکه رادیویی آرمان اعلام کرده بود که ما در پی "تغییر اجتماعی" هستیم. کلید واژه ما هم تأکید روی زنان است. یعنی زنان اسم رمز حرکت به سمت توسعه غربی و اصلاحات اجتماعی هستند.
محسنی در ادامه سخنرانی اش تأکید کرده بود فکر نکنید صحبت زن و مرد به صورت دوستانه در رادیو چیز معمولی است؛ بلکه این سرآغاز تحول اجتماعی است که آرام آرام حرکت می کند؛ اما موثر است.

حالا معنی حدیث را متوجه شدید؟


نظرات()   
   

پناهیان
رجنایوز- حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مهدیه تهران با موضوع «نهال ولایت در نهاد خانواده» به ایراد سخنرانی پرداختند. گزیده‌ای از هشتمین جلسۀ این سخنرانی در ادامه می‌آید:
چرا حقوق مرد در خانواده بیشتر از زن است؟/ نیازهای مرد بیشتر از زن است
 
·     رسول خدا(ص) به خانمی که در مورد حقوق زن بر شوهر سوال کرد، فرمود: «حقوق شوهرت از تو بیشتر است» (قَالَتْ: فَمَا لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَیَّ؟ قَالَ: لَا وَ لَا مِنْ كُلِّ مِائَة)(کافی/5/507)
 
·     اینکه حقوق مرد بیشتر از زن است، به این معناست که نیازهای مرد بیشتر از زن است، لذا اگر زنی در مورد حقوق شوهرش غفلت کند، لطمۀ بیشتری به او وارد کرده است. اینکه مرد، حق بیشتری دارد به این خاطر است که نیازهای او در خانواده بیشتر از زن است به همین دلیل، زن‌ها باید بیشتر از مردها، حق همسر خود را رعایت کنند.
 
·     در مورد ارتباط بین زن و مرد، زن‌ها به لحاظ روحی قوی‌تر هستند و ابتکار عمل به دست خانم‌ها است، لذا مدیریت این ارتباط نیز به خانم‌ها داده شده است و به همین دلیل، حجاب برای زن واجب شده است. حجاب مظهر قدرت زن است و معنایش این است که خانم‌ها باید روابط بین زن و مرد را مدیریت کنند.
 
·     همان‌طور که مردها از نظر جسمی از زن‌ها قوی‌تر هستند و برای یک مرد خجالت‌آور است که یک زن را بزند، به لحاظ روحی نیز زن‌ها قوی‌تر هستند، لذا در ارتباط‌‌ با مردها باید بیشتر رعایت کنند. در محیط خانواده و بین زن و شوهر نیز همین قاعده صدق می‌کند. مسئولیت‌های بیشتری که در خانه به زن‌ها داده شده‌ است مربوط به برتری‌ها و برجستگی‌های روحی زن است. چون خداوند به هرکس در هر زمینه‌ای که توانایی بیشتری داده، مسئولیت بیشتری نیز بر عهدۀ او گذاشته است. اما جامعۀ غربی درک و شعور لازم برای درک این مطلب را ندارد و می‌گوید: «زن و مرد با هم برابر هستند و باید حقوق یکسانی داشته باشند!» نتیجۀ این دیدگاه غلط نیز همین وضعی است که در غرب می‌بینید که بیشترین لطمه را هم زنانِ غربی متحمل می‌شوند. با وجود اینکه تجربۀ شکست خوردۀ غرب در جلوی چشمان ما قرار دارد، اما متأسفانه هنوز هم آنچه که می‌بینیم و می‌شنویم، بیشتر اخلاق غربی و غیر اسلامی است، نه آنچه که دین به ما گفته است.
 
اگر خانم‌ها به مسئولیت بیشتر خود در خانواده، توجه نکنند، فرزند ولایت‌مدار در آن خانواده تربیت نخواهد شد
 
·     اگر بخواهیم امتحان‌های الهی مرد و زن را تقسیم‌بندی کنیم، می‌توانیم بگوییم؛ بخش عمده‌ای از امتحان‌های زن در مورد شوهر و فرزندانش است ولی بخش عمدۀ امتحان‌های مرد در بیرون از محیط خانواده است. اگر خانم‌ها به مسئولیت بیشتر خود در خانواده، توجه نکنند، فرزند ولایت‌مدار در آن خانواده تربیت نخواهد شد و یکی از مهم‌ترین نکات رفتاری که خانم‌ها باید در محیط خانواده مراعات کنند این است که احترام شوهر خود را مخصوصاً در نزد فرزندان، حفظ کنند.
 
قاعدۀ کلیدی در تربیت فرزند؛ «محبت مرد به زن» و «احترام زن به مرد»
 
·     قاعدۀ مهم و کلیدی در تربیت فرزندان این است که آقایان مراقب باشند که در طول زندگی مشترک، دل همسرشان را نشکنند و زن‌ها نیز مراقب باشند غرور مرد را نشکنند. بچه‌ای از لحاظ روحی متعادل خواهد بود که ببیند، پدرش به مادرش محبت می‌کند و دل او را نمی‌شکند و مادر هم به پدر احترام می‌گذارد و غرور او را جریحه‌دار نمی‌کند. اگر غیر از این باشد، بچه به لحاظ روحی متعادل نخواهد شد و لذا برای دینداری و ولایت‌مداری آمادگی پیدا نخواهد کرد. اگر خانمی، به شوهرش احترام نگذارد و جلوی چشم فرزندان، غرور مرد را بشکند، بعید است فرزندان این خانواده درست تربیت شوند و ولایت‌مدار بار بیایند.
 
·     مرد باید به همسرش محبت کند و دل او را نشکند و زن هم باید به همسرش احترام بگذارد و غرور او را نشکند. وقتی یک مرد با همسرش دعوا می‌کند، غالباً به این خاطر است که زن، غرور او را شکسته است، هرچند اگر مرد این را صراحتاً به زبان نیاورد، و اگر یک زن با شوهرش دعوا می‌کند غالباً به این خاطر است که مرد، دل زن را شکسته است و در جایی که باید به او محبت می‌کرده، این کار را انجام نداده است.
 
·     همین ‌نصیحت‌های خیلی ساده در مورد رفتار مرد و زن در خانواده، تأثیرات عمیقی بر روی فرزندان و خودِ زن و مرد خواهد داشت. مثلاً بعضی‌ از آقایان می‌گویند: من که همسرم را دوست دارم چه لزومی دارد که به او بگویم «دوستت دارم»؟! در حالی که گفتن این جملۀ ساده تأثیر بسیار خوبی بر روحیۀ همسرشان دارد. در روایت داریم: «هر بار که فرزند خودت را می‌بوسی، به ازای هر بوسه‌، یک درجه به درجات بهشت تو افزوده می‌شود.»(رسول خدا(ص): أَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِكُمْ فَإِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ مَا بَیْنَ كُلِّ دَرَجَةٍ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ.)(وسائل الشیعه/21/485) نباید از این نکات ریز و کلیدی، غفلت کرد چرا که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «غفلت عامل گمراهی است؛ الغَفلَةُ ضَلالُ النُّفوسِ»(غررالحکم/1445) و نیز فرموده‌اند: «غفلت برای گمراهی کافی است؛ كَفَى بِالْغَفْلَةِ ضَلَالاً»(غررالحکم/5763)


نظرات()   
   

رشد منفی جمعیت

بر اساس گزارشی که اخیرا سازمان جاسوسی ایالت محتمد امریکا (سازمان سیا C.I.A) منتشر کرده است تعداد فرزندان در یک خانواده ایرانی، کمتر از تعداد فرزندان در یک خانواده اسرائیلی است. به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، بر اساس این گزارش این رقم حتی کمتر از خانواده های انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی است. سازمان جاسوسی آمریکا با اعلام این خبر می افزاید: زنان ایرانی با دارا بودن 1.87 فرزند در مکان 144 ام جدول جهانی قرار می گیرند.این در حالی است که حتی اسرائیل با رتبه 75،آفریقای جنوبی 97، برزیل 106، ترکیه 110، فرانسه 118 ، آمریکا 122، انگلیس 137 در مکان های بالاتر از ایران قرار می گیرند.

سی آی ای با مقایسه نرخ کل زاد و ولد در کشور های مختلف گزارشی را منتشر کرده است که پتانسیل برای تغییر جمعیت در کشورها را نشان می دهد و این آمار برای متوسط تعداد کودکان که به ازای هر زن به دنیا آمده است، خواهد بود.
گفتنی است نرخ باروری کل ( TFR )اندازه گیری سطح باروری مستقیم از میزان تولد خام است که به زاد و ولد در هر زن اشاره دارد و نرخ دو کودک در هر زن در نظر گرفته شده است.
نرخ بالای دو فرزند نشان می دهد جمعیت رو به رشد و متوسط سن رو به کاهش است .
از حوالی دهه چهل شمسی نظام شاهنشاهی با همکاری موسسات مهندسی اجتماعی غرب، شروع به پیاده کردن برنامه کنترل و تنظیم جمعیت در ایران کرد. امروزه واضح شده است که با نداشتن جمعیت کافی، رشد علم و اقتصاد در یک کشور با مانع جدی روبرو خواهد شد و باعث رشد مهاجرت بدان کشور شده و باعث التقاط فرهنگی و در نتیجه غلبه فرهنگ های رقیب بر آن کشور می شود.
این درحالی است که لذا بوش با کنترل جمعیت آمریکا مبارزه کرد و جمعیت آمریکا در صد سال گذشته با تکثیر موالید و باز گذاشتن مهاجرت همفکران به امریکا، حدود یکصد میلیون نفر افزایش یافته است و این مطلب به عنوان یکی از مولفه های راهبردی قدرت در آنجا مطرح است. اسرائیل و قدرت های اروپایی نیز سیاست های جدی تشویق به زاد و ولد را در پیش گرفته اند و اسرائیل در این زمینه از همه پیشی گرفته است.
متأسفانه بسیاری از کارشناسان جمعیت در کشور ما به سادگی از همه مسایل و واقعیت های موجود در بحث کنترل جمعیت گذر چشم پوشی کرده اند. آنان کنترل جمعیت، تنظیم خانواده و بهداشت زادآوری را دقیقاً در همان الگوی غربی، با همان دلایل و با همان راهبردها و منابع پی می گیرند.
برای مثال رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 در مصاحبه ای که به مناسبت روز جهانی جمیعت ایراد کرد، گفت: باید درنظر داشت، موضوع تنظیم خانواده، کنترل جمعیت نیست؛ بلکه تنظیم خانواده شامل مواردی از قبیل بهداشت باروری، ترغیب مردان به مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده، ارتقای موقعیت زنان از جنبه های گوناگون استقلال مالی، سواد، مشارکت آنان در تصمیم گیری به خصوص تصمیم گیری در مورد تعداد بچه ها و فاصله بارداری- است. چون محور توسعه سلامت است و محور سلامت، ارتقای زنان.»
چنانچه ملاحظه می شود در عبارت فوق بهداشت باروری به اندازه خود کنترل جمعیت اهمیت یافته است. در حالی که این واژه بومی سازی نشده است. تلقی عرف جهانی از بهداشت باروری این است که این سیاست بهداشتی به دلیل رواج روابط جنسی غیر ایمن، ضرورت دارد. روابطی که از سنین پایین نوجوانی و در خارج از چارچوب خانواده، پدید می آیند. علاوه بر آنکه در عبارت مزبور، ارتقای موقعیت زنان درتمام شاخص های مورد نظر جنبش زنان در غرب، مورد تایید قرار گرفته است و هیچ گونه بومی سازی یا رویکرد دینی در آن به چشم نمی خورد.
از سوی دیگر در نگرش داخلی جمعیت شناختی، دائماً آمار جامعه جهانی که مبتلا به اباحیگری جنسی، سقط های پی در پی جنین، اشتغال فزاینده زنان، بحران خانواده و انواع بیماری های مقاربتی هستند بر مباحث کنترل جمعیت سایه می افکند؛ یعنی وضعیت جوامع دیگر، برنامه ریزان داخلی را وادار به اتخاذ تصمیم های شتابزده می کند.
برای مثال ممکن است که ما نیز در داخل کشور، بارداری های ناخواسته داشته باشیم که سلامت مادران نوجوان را به خطر می اندازند؛ اما مادران نوجوان (15 تا 19 ساله) در کشورهای اسلامی، نظیر کشور ما غالباً ازدواج کرده اند؛ در حالی که مادران نوجوان کشورهای صنعتی به خصوص ایالات متحده امریکا، ازدواج نکرده اند و بارداری های آن ها علاوه بر تاثیرگذاری بر جمعیت، پیامدهای فراوان دیگری نیز دارد. بنابراین ملاحظه متغیرهای فرهنگی ـ اجتماعی جامعه اسلامی ما در تحلیل ها و نتایج و برنامه ریزی بسیار مؤثر است.
متاسفانه تاثیرپذیری مسئله تنظیم خانواده یا کنترل جمعیت یا بهداشت باروری از روند غربی آن به همین جا هم خاتمه نمی یابد. این جریان در کشور ما وامدار برنامه های کنترل جمعیت، سازمان های بین المللی است. انواع کمک های مالی و برنامه ای که نهادهای داخلی دولتی و غیردولتی از سازمان های مزبور می ستانند بر تعهدات این دستگاه ها و در جهت برآورده کردن خواست و اهداف سازمان های مربوطه می افزاید.
رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 تصریح کرده بود که انجمن های تنظیم خانواده جمهوری اسلامی از نظر مادی به کمک های فدراسیون انجمن های خانواده دنیا(IPPE) متکی است و تا به حال کمک های مالی از مردم کشورمان دریافت نکرده ایم.
بدیهی است که هر چه اقبال داخلی، نسبت به سیاست های جهانی بیشتر باشد از آنسو دلیل کافی برای ترویج فرهنگ کنترل جمعیت بر مبنای الگوی غربی وجود دارد. مصلح الدین نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد اظهار می دارد: «بهداشت باروری نوجوانان از ملاحظات دارای اولویت است. باتوجه به زمینه های اجتماعی، فرهنگی غالب در هر کشور، هدف صندوق سازمان ملل اطمینان از این امر است که اطلاعات و مراقبت های مربوط به بهداشت باروری در اختیار نوجوانان قرار می گیرد که بتوانند مسئولانه تصمیم گیری کنند.»
اگرچه در عبارت فوق، توجه به زمینه های اجتماعی، فرهنگی هر کشور مورد نظر قرار گرفته است؛ اما روشن است که توجه به این زمینه ها جهت کم کردن تنش های بومی، ملی و دینی مردم هر سامان است تا اجرای مقاصد سازمان مزبور با مشکلات کمتری روبه رو شود.
به وضوح تغایر فرهنگ غالب جهانی با فرهنگ داخلی در عبارت فوق مشهود است. در کلمات نماینده صندوق جمعیت، اقتدار والدین به کنترل روابط جنسی فرزندان کاملاً نادیده گرفته شده و نوجوانان مستقلاً اطلاعات مزبور را دریافت کرده اند تا خود مسئولانه در مورد عواقب روابط جنسی - و نه خود روابط- تصمیم گیری کنند کد خبر در رجا نیوز:126243 -
 
چند مطلب تکمیلی: 
***رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه با مسئولین فرمایشاتی بیان داشتند.ایشان در خصوص جمعیت اظهار کردند که:«من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد.من معتقد به کثرت جمعیتم.هر اقدام و تدبیری که می خواهند برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»

***باید این نکته را گوش زد کرد که اگر روال برهمین منوال پیش رود باید تبعات سنگین اقتصادی،سیاسی،نظامی و امنیتی را در دراز مدت تمام ملت ایران بپردازند و در این قضیه تمام مردم ایران مقصرند. بهتر است که مدیران اجرایی کاری را که باید انجام دهند با جدیت بیشتری در دستور کار قرار دهند که این مسئله تبعات بسیار گسترده ای دارد.
http://www.598.ir/fa/news/51201/  فاجعه-جمعیتی-ایران-در-راه-است-ایران-31-میلیونی!
 
***برخی علمای فقهی و پزشکی شیعه نیز کتاب هایی در رد نظریه غربی کنترل جمعیت مسلمین نوشتند که متاسفانه بایکوت شد، گرچه اخیرا این کتاب ارزشمند دیده شده است(کتاب رساله نکاحیه،کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین، نوشته علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی، (نشر علامه طباطبایی و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام، مشهد جاده طرقبه، نرسیده به پمپ بنزین، امام رضا ۴۷، شماره ۱۶، تلفن ۰۵۱۱۵۵۹۲۱۲۵ وصندوق پستی ۳۵۵۹-۹۱۳۷۵.)
 
 


نظرات()   
   

تضییع حقوق مرد

بحث تمکین در برابر نفقه به کار می‌رود و البته اثبات تمکین خاص، توسط مردان در محکمه عملا امکانپذیر نمی‌باشد و در این رابطه تشخیصات پزشکی قانونی به شکل اجمالی کمک کننده است ولی کافی نیست.
عدم اثبات تمکین خاص توسط زوج تا حدودی از موارد، نقص قانونی به حساب می‌آید زیرا قانون در این رابطه مسکوت است و ... طرق متعارفی برای اثبات تمکین پیش‌بینی نشده است. 
بیشتر افراد اعتقاد دارند که در قانون ایران حقوق زنان تا حدودی زیاد، نادیده گرفته شده، ولی به نظر اینجانب در بحث اثبات تمکین، کاملا تضییع شده است.
البته بحث جنجالی حقوق مردان و زنان همچنان ادامه دار است و بیشتر افراد اعتقاد دارند که صرفا حقوق زنان در بعضی جهات در نظر گرفته نشده ولی به نظر اینجانب در این بحث حقوق مردان تضییع شده است. زیرا راهکار قطعی در این خصوص وجود ندارد. 
هدف نهایی حقوق که همان تضمین عدالت می‌باشد در خصوص مردان رعایت نشده است. هرچند که بایستی بین عدالت مطلق و نسبی تفکیک قایل شد و در این رابطه عدالت نسبی حاکم است و خیلی وقتها مصالحه چاره ساز نیست، زیرا با هدف حقوق تطبیق نمی‌کند و می‌توان گفت عدالت به هیچ عنوان در خصوص تمکین زنان رعایت نشده است.

ابتدا لازم است اشاره شود قانون صحیحی در ارتباط با حقوق خانواده در كشور وجود ندارد و شاید مشكل اصلی همین بی قانونی باشد .مباحث خاصی در قانون حمایت خانواده وجود دارد كه مربوط به قبل از انقلاب میشود ، در عین حال تمام سعی قانون مذكور جلوگیری از ازدیاد طلاق و سخت تر كردن مقررات آن بوده است ولی حمایتهای این قانون عموماً ضمانتهای اجرائی ندارد و در واقع یك قانون ناقص است .در حالی كه برای موارد مختلف بعد از انقلاب تلاشهای مختلف شده تا قانون مدون وجود داشته باشد اما در حیطه خانواده این سعی و تلاشها بسیار ناچیز و اندك بوده است .

متاسفانه باید اشاره كنم اگر تلاشهای انجمنهای بانوان سعی داشته كه به حقوق زنان توجه شود و همین تلاشها بهمراه همراهی گروهها و تشكلهای دیگر منجر به تصویب قوانینی مثل حق حضانت و یا مهریه به نرخ روز و اصلاح مقررات طلاق و . . . .  شده در مقابل كمترین اهمیتی به حقوق مردان و خانواده داده نشده است .در این سالها سعی گروههای خاص عموماً در جهت توجه به حقوق زنان بوده و هرگز به حقوق قسمت خیلی مهم جامعه انسانی ایران با عنوان حقوق خانواده توجه نشده است ( بعنوان نمونه ).

ما در كشورمان برای دادرسی اعضای خانواده و در محدوده حقوق خانواده آئین دادرسی خاصی نداریم و آئین دادرسی مدنی بر این امر حاكم است، دادگاههای عمومی در این خصوص فعالیت میكنند و قوانین محدود مربوط به حقوق خانواده را كه در قانون مدنی وجود دارد مورد توجه قرار میدهند .

قوانینی كه در این رابطه مراجعین دادگاهها را به دادگاهها راهنمائی میكنند حقوقی مثل مهریه و نفقه و طلاق و حضانت میباشد كه بصورت دست و پا شكسته كشتی قضاوت قضات را به پیش میبرد . و میتوان گفت دادگاهها اصلاً مجالی برای اصلاح خانواده ها و حل مشكل آنها ندارند .

بعضی از دوستان در سوالات خود میپرسند برای ممانعت از ترك منزل و عدم تمكین زوجه چه كاری میتوان انجام داد و جوابی نداریم كه بدهیم چون در قانون ضمانت اجرائی برای الزام به تمكین وجود ندارد ، اما از طرف دیگر برای عدم پرداخت نفقه ضمانتهای اجرائی حقوقی و كیفری مشخصی در قانون در نظر گرفته شده است به این ترتیب كه از محكومیت مالی تا مجازات كیفری زندان برای این مساله در نظر گرفته شده است و این در حالیست كه نفقه و تمكین حقوق متقابل زوجین نسبت به یكدیگر میباشد ، یكطرف اینقدر سختگیر و سمت دیگر رها شده است .

بدیهیست مردان جامعه ما برای مراجعه به قانون در موارد اختلاف خانوادگی اقبالی نشان نمیدهند و سعی میكنند خوشان قانون باشند و بی عدالتیها و ظلمهایی كه فمینیست ها عنوان می کنند که  به زنان میشود گاهی ریشه در همین قوانین ناقص و ظالمانه نسبت به مردان دارد.

مردان زیادی را دیدیم كه اندكی بعد از عقد و ازدواج بخاطر درخواست مهریه از طرف زوجه آماده روانه شدن به زندان شده اند ، این در شرایطی است كه طبق قانون مدنی ریاست خانواده در حیطه خانواده از خصائص مرد است و یا در ماده قانونی دیگری از قانون مدنی آمده است زن باید در خانه ای كه مرد تهیه میكند سكنی گزیند (آیا با توجه به اینكه زن شوهرش را روانه زندان میكند و محل سكونت مرد زندان است مرد میتواند نسبت به حقوق قانونی خود ادعایی داشته باشد ، بدیهیست با این اتفاق تمام حقوق قانونی خود را نسبت به همسرش از دست میدهد ) .تمام این اتفاقات فقط به دلایل ساده اتفاق می افتد و یكی از آنها مهریه غیر متعارف و سنگین و خارج از توانائی مالی مرد میباشد .

سابق اختیار كردن همسر برای مرد امكانات و وجهه خاصی ایجاد میكرد و یكی از این موارد تمكین و فرمانبرداری زن از شوهر بود تا جائی كه با دیدن بعضی از فیلمهای قدیمی نسبت به وجود آن روابط و اقتدار مرد در خانواده و مظلومیت زنان در خانواده دچار شك و تردید میشویم .

اما آیا دختران و زنان آماده ازدواج امروز جامعه ما هم بسان زنان سابق جامعه ما هستند ؟ .پس چرا مهریه ها اینقدر زیاد شده است؟

البته بایدانصاف داشت و باید توجه داشت كه پسرهای جوان جامعه ما نیز در حال حاضر گاهاً بلحاظ بعضی از رفتار وضعیت بهتری از دختران جامعه ندارند .با این تفاوت كه اصولا ارگان یا گروه و تشكل خاصی از حقوقشان حمایت نمی كند چون آنها مردان! جامعه ما هستند .

چیزی كه انسان را در مواجهه با تضییع حقوق مردان آزار میدهد سكوت و تحمل زائد الوصف و غرور بعضی از آنها میباشد .وقتی مردی را مشاهده میكنی كه بخاطر عدم تمكن مالی برای پرداخت مهریه و یا بخاطر اقساط و پیش قسط سنگین باید به زندان برود فقط در او سكوت و غرور مشاهده میشود و سعی میكند در آینده نزدیك این صدمه حیثیتی و اجتماعی را به زوجه پاسخگو شود در حالی كه گاهاً بعضی از زنها بخاطر اینكه از طرف همسرشان مورد آزار و اذیت واقع شده اند دادگاه را سعی میكنند بر سر قاضی خراب كنند  .

بهتر است اصلا وارد بحث حق حبس و تقاضای مهریه نشوم كه آن خود دیوانی هزار صفحه ایست .

اما در پشت همین سكوت مغرورانه مرد،(در حالی كه اگر نداشته باشد خبری از پرداخت مهریه هم نیست) مقابله به مثل و آزارهای متقابل او نهفته است و حتی بر اساس تجربه زنانی كه بعد از این اتفاق و احیاناً طلاق با او مواجه میشوند دیگر با مرد ساده ای روبرو نبوده و تعدادی از زنهایی كه با او مواجه میشوند اسیر بدبینی این مرد شده و آسیبهای جدی میبینند در حالی كه ممكن است آن زنها از سنخ زنهای صدر الذكر نباشند .

بصورت خیلی ساده اگر از اجرای مهریه یك مرد دچار مشكلات شود این موضوع در بین افراد فامیل و بعضی از افراد دیگر در همسایگی و محل كار و . . . . مورد قضاوت قرار میگیرد و اگر بصورت متوسط افرادی كه بصورت مستقیم و غیر مستقیم با این موضوع درگیر شده اند بین حداقل 50 نفر و حداكثر در یك جمع اجتماعی و خانوادگی بزرگتر 200 نفر باشند و با شیوع این مشكلات ناشی سالانه 1000 نفر درگیر مشكل اجرای مهریه و تهدید به زندان بشوند سالانه بین پنجاه هزار تا دویست هزار نفر از اقدام به ازدواج دلسردتر میشوند چون مستقیماً نتایج قبول ازدواجهای با مهریه سنگین را مشاهده میكنند و در عین حال خانواده ها از توقعات خود كم نمی كنند و هر روز بدتر میشود .در یك بر آورد طولانی مدت تر و در طی 5 سال این تعداد به رقمی بین 250 هزار نفر تا یك میلیون نفر میرسد و این مقدمات بدبینی به ازدواج را فراهم كرده و گرایش جوانان به انحرافات اخلاقی و فساد را تشدید میكند .

هم اكنون خیلی از دختران جامعه ما كه با مهریه 500 سكه ای كه خواسته خانواده ها و یا خودشان است بزور حاضرند پای سفره عقد بنشینند بدون حتی یك سكه با پسرهای جوان ارتباط برقرار میكنند ، ارتباطهائی كه برای آنها هیچ حقوقی در پی ندارد و این قسمتی از وقایع مربوط به بالارفتن سن ازدواج است .

دختر و پسری كه نیازهایشان جدیست ولی میدانند تا 5 و یا 10 سال دیگر خبری از ازدواج نیست چه باید بكنند؟ و عملاً چه میكنند .

لذا بنظر من مهریه سنگین و شرایط سخت ازدواج در یك جامعه نشان دادن چراغ سبز به پرورش جوانان بی قید و بند و بی مسولیت است .

حالا با این تفاسیر فكر میكنید بالا بودن مقدار مهریه خیانت به حقوق مردان است یا زنان؟! .

مساله سكوت در مورد حقوق و مسائل خانواده فقط به قانون و دادگاه خلاصه نمیشود همین مساله در عرصه جامعه و اینتر نت هم مشهود است و عموم مردان ایرانی حاضر نیستند مسائل و مشكلات خانوادگی خود را كه از قانون ناشی شده مورد نقد و انتقاد قرار دهند و به قوانین ناقص اعتراض كنند .

علت اصلی تغییر نكردن مقررات مربوط به خانواده و اصلاح بعضی از قوانین هم همین سكوت طولانی مدت كارشناسان و افرادیست كه حقوقشان در حیطه خانواده دستخوش بی عدالتی بوده است .

با دیدن این مشكلات چون اصولاً در حال حاضر احترامی به حقوق  مردان در خانواده گذاشته نمیشود و هر كدام از اعضاء اصلی خانواده با اندك لجبازی میتوانند بنای خانواده را بر باد دهند و جالب اینجاست كه قانون هم در بعضی موارد ایشان را یاری میكند واقعا احساس انزجار شدیدی بوجود می آید .در حالی كه اگر حقوقی برای خانواده قائل باشیم چیزی فراتر از حقوق زن و مرد باید مورد توجه ما باشد اما در حال حاضر به خود این موارد هم بدرستی رسیدگی نمیشود.

عنوان حقوق خانواده در دفاع از حقوق تضییع شده این ارگان اجتماعی بوده كه كمترین توجهی به آن نشده است و قانون عادلانه ای برای حمایت مردان نیست و قانون موجود به دور از انصاف بوده و هیچ كار آئی مثبتی در حیطه خانواده ندارد و در هر جای جامعه نیاز به انصاف باشد، خانواده از اولویت بالاتری برای این منظور بر خوردار است ولی متاسفانه تا به حال دلسوزی نداشته است .

با توجه به اینکه متولیان این امر در سیستم های قانون گذاری و اجرایی عمدتا زنان هستند و رویکرد آنها فمینیستی است با ادامه این روند آینده تاریک تر و هولناکتری برای خانواده ایرانی دور از انتظار نخواهد بود.

که حال متاسفانه در دادگاه های خانواده هم نادیده گرفتن مردان و رویکرد زن محور روز به روز در حال اوج گیری است و کاش لااقل قوه قضائیه یک نیم نگاهی به این موارد می داشت...


نظرات()   
   

shopخرید های زنانه
تحقیق جدیدی نشان می‌دهد مردان خرید کردن با زنان را تنها می‌توانند 26 دقیقه تحمل کنند.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه خبری Dailymail محققان انگلیسی دریافته‌اند زنان در صورتی که نتوانند پس از چند ساعت چیزی را برای خرید کردن پیدا کنند، خسته می‌شوند.

در این پژوهش که بر 2000 انگلیسی صورت گرفت، آمار جالبی به دست آمد که از این قرار است:

45 درصد از افراد اظهار داشته‌اند که از رفتن خرید با خانم‌ها دوری می‌کنند.

از هر 10 مرد، هشت نفر خرید کردن همراه زنان را خسته کننده می‌پندارد.

از هر چهار مرد یکی اعتراف کرده که پس از خرید، تنها به خرید بازگشته و این در حالی است که از هر سه نفر نیز یکی بیرون از مغازه منتظر نشسته است.

تقریبا 50 درصد از این افراد نیز گفته‌اند که خرید کردن همراه یکدیگر به بحث و مجادله ختم شده است.


نظرات()   
   

نمی دانیم دیگر آن مساله احکامی که می گفت زن حتی در قرائت حمد و سوره نماز واجبش چنانچه نامحرم صدایش را بشنود باید آهسته بخواند را فراموش کنیم یا نه؟!

زین پس ایران اسلامی یک سخنگوی زن در وزارت امور خارجه اش دارد و ما باید مثلا افتخار کنیم که ای آمریکا تو تنها هیلاری نداشتی, که ما هم مثل تو هستیم!

معارفه سخنگوی زن وزارت امور خارجه

هیلاری کلینتون

دیگر ای غرب... ای حقوق بشر... ای جهانیان... ما الان دیه زن و مرد را برخلاف قرآن مساوی کرده ایم و یک زن را بر اریکه ی قدرت سخنگویی نهاده ایم ببینیم دهانتان بسته خواهد شد چرا که دیگر ما مثل شما هستیم!

ما در حالی که مردان ما در بیکاری و مشکلات اقتصادی غوطه ورند به تحصیلات زنان و اشتغال و استخدام آنها روی آورده ایم و مدام از حقوق آنان دم می زنیم و لایحه و قانون وضع می کنیم!

ما زنان و دخترانمان را با شلوارهای چسب و رنگی و لباسهای ورزشی مورد تایید شما به مسابقات و میادین ورزشی وارد کرده ایم و گاها مربی مرد برایشان قرار داده ایم تا دیگر بر ما خورده نگیرید چرا که بخدا قسم ما دیگر واقعا مثل شما هستیم!!


نظرات()   
   

 
به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)

چندی پیش در مطلبی به مباحثی درباره زن سالاری و فمینیسم(Feminism) در ناوگان اتوبوس های تندرو شهر تهران(موسوم به BRT) پرداختیم و دلایلی بر تضییع حقوق مردان و توهین به شعور و مردانگی آنها بیان داشتیم.{لینک مطلب} 

اینبار به سراغ مترو می رویم و شرح کلی از وضعیت آن به شما خواننده گرامی ارائه می دهیم و سپس راه هایی برای اعتراض به کمبودها و درخواست برای بهبود وضعیت متروی تهران ارائه خواهیم کرد.امید است با اطلاع شما دوست و همراه عزیز، بتوانیم گامی برای ارتقای سطح اجتماعی و فرهنگی جامعه و علی الخصوص مردان عزیز برداریم.

شهرداری تهران در دوران آقای قالیباف توجه ویژه ای به بانوان داشته است. شدت این توجه به اندازه ای بوده است که شهردار تهران در یکی از سخنرانی های انتخاباتی خویش که از تلویزیون رسمی کشور پخش شد با تحقیر آقایان، زنان را در انجام کارها موفق تر و بی حاشیه تر از مردان دانسته و برای کسب آرای زنان و جلب توجه جامعه به وی، وعده های ویژه ای به زنان در جامعه داد. البته آقای قالیباف پیشتر نیز در دیدار با فعالان زن از حقوق آنها حمایت کرده بود و سخنان جذابی برای آنها بیان کرده بود. لیکن ایشان حتی یک وعده و شعاری که برای ارتقای سطح علمی، تخصصی و فرهنگی مردان باشد بیان نداشته است. این در حالی است که جنسیت مرد آنقدر که طی سالهای پس از انقلاب اسلامی، دچار افول اجتماعی و شخصیتی شده در قرون متمادی تاریخ ایران هتک حرمت نشده است، که باعث گردیده آمارهای اعتیاد و مصرف دخانیات، افسردگی، بیکاری، کم درآمدی و حضور کمرنگ در دانشگاه ها و مشاغل حکومتی در آقایان بی سابقه باشد. این در حالی است که دختران جوان ایرانی از فرصت پیشرفت به مراتب بهتری نسبت به پسران برخوردارند و بدون دغدغه خدمت اجباری سربازی، تامین هزینه های زندگی و فشارهای خانوادگی و اجتماعی به اشتغال و پیشرفت در حوزه های گوناگون می پردازند و هزینه های مالی پیشرفت آنها را پدران، شوهران و اخیرا دولت به بهانه حمایت از دختران مجرد و زنان سرپرست خانوار می پردازند. این همه باعث شده که جنسیت مذکر در جامعه روز بروز دچار افول شخصیتی شود و نمونه عینی آن را می توان در نهادینه شدن ضد ارزش «زن سالاری» در جامعه بدانیم. به گونه ای که امروزه با گذاری در مترو و رسانه های طرفدار حقوق زنان مشاهده می کنیم که احترام به جنس زن به ارزش تبدیل شده ولی توقع احترام و تکریم متقابل از جنس مخالف و احترام به حقوق مردان به حرفی بدیع و جدید می ماند که از سوی منتقدین، مطالبه ای متحجرانه تلقی می شود و گویندگان چنین سخنی از سوی روشنفکران زن پرست «متحجر» و از سوی متدینین مقدس مآب «روشنفکر» نامیده می شوند. شاید شما نیز بارها مشاهده کرده باشید که در مترو و اتوبوس، بسیاری از آقایان، صندلی های خود را به خانم ها تقدیم می کنند ولی دیدن صحنه ای که در آن خانم ها، جای خود را به آقایان تقدیم کرده باشند عجیب و باورکردنی به نظر بیاید. مشاهده اینگونه صحنه ها در حالی است که رسانه های مدعی حقوق زنان و بسیاری از روزنامه ها و سایت های خبری و خبرگزاری ها، مرتب مشغول گفتن «مصادیق خشونت علیه زنان» هستند و بدون اشاره به مسائل و مشکلات مردان و با توجه افراطی به مسائل و مباحث زنان، بر عصبیت و نفرت مردان می افزایند و باعث شده بسیاری از پسران جوان دچار افسردگی گردند.

حکومتها قانون وضع می‌کنند و سپس تلاش می‌کنند که، با انواع و اقسام ساز و کارهایی که در اختیار دارند، آن قوانین را اجرایی کنند. دسته‌ای از قوانین عاقلانه و منطقی می‌باشند و مورد پذیرش اغلب آدمیان قرار می‌گیرند، و دسته‌ای دیگر قوانینی زورگویانه هستند که با عقل و منطق اکثر شهروندان یک جامعه همخوانی ندارند. قوانین نادرست و غیر عاقلانه را نباید اجرا کرد و شهروندان نیز، تا آنجا که در توانشان هست، نباید تن به اجرای چنین قوانینی بدهند. این نوع از قانونگریزی در بسیاری از کشورها و حتی آنهایی که دموکراتیک هستند و غالب قوانینشان مورد پسند مردم می‌باشند نیز اتفاق می‌افتد. هر آدمی قبل از اجرای هر قانونی، می بایست آن را با عقل و منطق و اخلاق و شعور خویش بسنجد و اگر آن را نادرست می یابد، نه تنها آن را اجرا نکند بلکه در تغییر و اصلاح آن نیز تلاش کند. پذیرش یک قانون غلط شاید تنها وقتی مورد قبول باشد که سر باز زدن از آن موجب مشکلاتبسیار شود.(0)

شرکت متروی تهران در حالی از 7 واگن قطارهای خویش، یک و نیم واگن از جلو و یک و نیم واگن از عقب به بانوان اختصاص داده و به صورت حکاکی بر روی شیشه به طور پررنگ بر روی درب ورودی بخش های جدا شده نوشته است «ویژه بانوان - Women Only» که جمعیت آقایان در بسیاری از اوقات و علی الخصوص ساعات اوج ازدحام مسافرین از چهار واگن بیشتر می گردد و به پنج واگن می رسد و بسیاری از آقایان در قسمت اختصاص داده به بانوان می ایستند و می نشینند. تکرار مداوم این جمله که «یک و نیم واگن از هر طرف قطار به بانوان گرامی اختصاص دارد و ورود آقایان به این بخشها ممنوع می باشد» از بلندگوهای ایستگاه های مترو و گماشتن 4 مامور با لباس های سبز رنگ در دو سر هر دو جهت ایستگاه های مترو برای برخورد و درگیر شدن با آقایان، نشان از توجه ویژه مسئولین مترو و شهرداری تهران به این موضوع و نهادینه کردن این فرهنگ دارد.

هر روزه در تقاطع مرزی واگن های مختلط با واگن ویژه بانوان شاهد درگیری و مواجهه های زشت و زننده ای از ماموران مترو با مردانی هستیم که به دلیل کمبود جا و همراه بودن با همسرشان می خواهند در قسمت اختصاصی زنان بایستند. مامورانی که موظف شده اند حتی به بهای توقف مضاعف مترو در ایستگاه و هدر رفت ده ها ثانیه از هزاران نفری که از مترو استفاده می کنند با آقایان درگیر شوند و به ادب و شخصیت آنها توهین نمایند.

این در حالیست که زنان و دختران به گونه ای آزادانه می توانند در سراسر مترو تردد داشته باشند و هر جایی که علاقه مند بودند بنشینند و با فراخ بال بیشتری در آن تردد داشته باشند. ولی پسرانی که از قضای روزگار «مرد» شده اند باید به خاطر جنسیت مذکر خویش، دچار محدودیت باشند. آنها همواره در فشار ازدحام جمعیت آقایان زجرکش می شوند و از پشت حائل شیشه ای، زنان و دختران جوانی را می بینند که در فضایی باز و خلوت می نشینند و در آن حال حسرت می خورند که چرا مرد شده اند و چرا باید متحمل انواع فشارهای قانونی، فرهنگی و اجتماعی باشند و اعتراضی نیز نکنند.

واگن های اختصاصی بانوان- مترو

شرکت متروی تهران باید به این نکات توجه داشته باشد که اگر به خاطر مسائل دینی تصمیم به این کار گرفته است موظف است برای زنان نیز محدودیت ایجاد نماید که به قسمت آقایان نیایند و حریم ها را رعایت کنند. در دین اسلام بارها بر مسئولیت های شرعی مرد و زن برای رعایت حریم عفاف و حیا تاکید شده است. به عنوان نمونه قرآن کریم نه تنها به مردان، بلکه به زنان نیز دستور می دهد که از نگاه به نامحرم پرهیز نمایند(1). حتی تاکیدات فراتری بر تکلیف دینی زنان مبنی بر رعایت حریم ها وجود دارد(2) که متاسفانه در هیاهوی رسانه ها مبنی بر حضور زنان در مسابقات ورزشی، کابینه و سکان های مدیریتی کشور گم شده است و کمتر رسانه ای وجود دارد که در برابر موج سواری خبری و رسانه ای فمینیست ها مقاومت کند و در برابر آنها موضع گیری نماید.

با مصاحبه هایی که با مسئولین ایستگاه های مترو در تهران داشته ایم متوجه شدیم که مسئولین مترو بر جنبه مدرن موضوع تاکید دارند. استدلال یکی از مسئولین مترو این بود که ژاپن که کشوری بی دین است نیز قسمتی از مترو را به بانوان اختصاص داده است. وی به ما گفت که همانطور که در جامعه، مردان حامی زنان هستند و زنان به خاطر ضعیف بودن و ناراحتی شان جهت حضور در واگن های عمومی، چند واگن به زنان اختصاص داده شده است. البته وی پاسخی برای درخواست ما مبنی بر اختصاص واگن هایی به آقایان و ممنوع کردن حضور زنان در آن به ما نداد. وی نگفت که چگونه زنها از اینکه در بسیاری از مشاغل مردانه و ادارات و بانک ها و اماکن مختلط حضور بیابند و کارهای مردانه را انجام دهند ناراحت نمی شوند ولی چرا برای حضور در واگن های عمومی ناراحت می شوند. وی نگفت که چرا زنانی که به قسمت آقایان می آیند چنین حسی ندارند. وی نگفت که چرا از اینگونه تصمیمات برای آقایان گرفته نمی شود، گویا مردان انسان نیستند و فاقد احساسات هستند و نیاز به آرامش روحی روانی ندارند.

عدم ارتقای سطح دانش و فرهنگ مردان جامعه ایرانی به دلیل اهمال رسانه ها برای پیگیری حقوق و مطالبات آنها، باعث شده که به صرف حضور زنان در قسمت عمومی و نشستن وی کنار مردی دیگر، نگاه های خشن و تند شماری از مردان متعصب و سنتی متوجه کسانی باشد که کنار آن زن نشسته اند. حالا اگر خانم بخواهد پایش را به مرد کناری اش بزند، دستش را به پهلوی آقا بزند، صورتش را برگرداند و چهره پسر کنار خویش را ببیند دیگر مقصر نیست و این رفتارهای زشت و هوسبازی ها، جزء حقوق زنان تلقی می شود و مرد نباید در برابر هیچ یک از این رفتارها واکنش نشان دهد. یا نمونه بارز دیگر در حجاب بانوان است که رعایت آن جزء قوانین رسمی کشور است، حالا اگر زنی آرایش کرده در قسمت آقایان بنشیند این به عنوان حق او شناخته می شود، ولی اگر مردی او را نگاه کند به عنوان خشونت و رفتاری ناهنجار شناخته می شود. اگر آن مرد به خاطر زیبایی های ظاهری و بوی عطر و ادکلن آن زن، تمرکز فکری خود را از دست دهد و دچار عصبیت و فشار روحی شود، حقوق او به رسمیت شناخته نمی شود و وی موظف است برای آسایش بانوان، آنها را کنار خویش تحمل کند و هیچگونه اعتراضی نکند ومتحمل سختی و محنت گردد.

جامعه مدرن ما به جای آنکه به سمت عدالت یا برابری جنسیتی(که دو مقوله متفاوت هستند) حرکت کند، با تصمیمات فمینیسم زده مسئولان به سمت و سویی حرکت می کند که در آن هر قانونی که مورد دلخواه خانم ها نباشد برداشته می شود و وی از حقوق برابر با مردان برخوردار می گردد. اما اگر به خاطر جنسیت خویش حائز امتیاز و ویژگی و حقوقی بیشتر از آقایان شود، به عنوان حق عادلانه او شناخته می شود که جای هیچگونه بحث و انتقادی بر آن نیست. لیکن بسیار عجیب و حیرت انگیز است که چنین توجیهاتی برای مردان جامعه وجود ندارد و به لطف فمینیست های چادری فراکسیون زنان مجلس و کمیته زنان مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری، مردان، روز بروز در حال از دست دادن سکان ها و حقوق سابق خویش هستند و زنان از آنها شتاب می گیرند و جای آنها را می گیرند.

نسل پدران ما در دوران مردسالاری پیشرفت کردند، صاحب زندگی شدند، ازدواج کردند و خانواده هایی با چند همسر و فرزند را سرپرستی می کردند، لیکن آنچه برای نسل فرزندان خویش به خاطر ارزش گذاری بیش از حد برای دختران و زنان شان به ارمغان آوردند زن سالاری بود. اینک ما هستیم و ارزش های زنانه، معیارهای زنانه، قوانین زنانه و زنانی که برای ما مرد شده اند و ما را به محاق برده اند.

رویکرد مسئولان مترو، آگاهانه یا غیرآگاهانه، نیز در همین سو است و دستاورد اجتماعی اینگونه تصمیمات و قوانین در بلند مدت، منجر به انزوا و گوشه گیری پسران و مردان نسل آینده جامعه خواهد شد. اینگونه تبعیض جنسیتی ها، زنان و دختران را «اجتماعی تر» می کند تا در عرصه های گوناگون جامعه با اعتماد به نفس بیشتری حاضر شوند و با غرور، تکبر و اعتماد به نفس بی نظیری که حاکمیت با چنین آداب و فرهنگ سازی هایی برای آنها به ارمغان آورده است، کرسی های مختلف را فتح نمایند. اینگونه تصمیمات باعث می شود جامعه ایرانی، طی چند نسل با سرنوشت جامعه سوئد دچار شود که جمعیت آن روز بروز کمتر می شود، همچنس بازی و زندگی با همجنس به رفتاری منطقی تبدیل شود، تجرد و خودکشی و دین زدگی و انحراف اخلاقی در آن فوران کند و تفکرات انحرافی و الحادی در آن رشد نماید.

نگاهی به نحوه برخورد زنان با مردانی که به بخش زنان در مترو می آیند و آنجا می نشینند و شدت تنفر آنها از جنس مخالف شان در مواجهه های خشک و زننده ای که مکررا در مترو مشاهده می کنیم مشهود است. نمونه دیگر آن را می توان در روند رو به رشد خشونت ها و درگیری های خانوادگی زوج های جوان و نرخ بالای طلاق، که 90 درصد آنها از سوی دختران به دادگاه ها درخواست می شود، شیوع زندگی مجردی، بی میلی پسران به ازدواج با دختران و افزایش روزافزون خیانت، همسرکشی و شوهرکشی مشاهده کرد. این دستاورد رویکردهای مرد ستیزانه حاکمیت و تجلیل و تعظیم بیش از اندازه زنان است که باعث شده مردان، ترسو شوند و خلقیات زنانه پیدا کنند و زنان جسور گردند و خلقیات مردانه کسب نمایند. به قول یکی از پژوهشگران ایرانی، با روند پیش رو با مردان بی خایه(زنان) و زنان خایه دار(مردان) مواجه می شویم(3) که باعث شیوع و گسترش میل به همجنس، نفرت از جنس مخالف و در نهایت رواج و شیوع همجنس بازی می شود. مدلی که در کشورهای غربی کارایی خود را به اثبات رسانده و موثر واقع شده و اینک فراماسونرهای ایرانی و مسئولین ناآگاه مشغول پیاده سازی و اجرای آن هستند.

سخن طولانی شد. همه ی این مباحث به این خاطر بود که بر اهمیت تکریم مردان در جامعه تاکید کنیم و خطرات جهت گیری کشور در باج دادن بی حد و حصر به زنان را مطلع گردیم و فراموش نکنیم که احترام زنان به مردان واجب تر از احترام مردان به زنان است(4). و اگر چنین نظری مورد پسند شما نمی باشد بر احترام متقابل توصیه می کنیم؛ چیزی که گمشده امروز جامعه ماست.

منابع: 
(0) -
http://www.pooyadavoodi.com/blog/1390/06/13/legitimacy-is-not-always-good/
(1) http://www.rahebehesht.org/info/item.asp?ID=2532
(2)
http://www.bashgah.net/fa/content/show/79853
(3) negar.charchoob.com/?p=1098


لینک های مرتبط: 
- قصه سازی شبکه ایران از یک اتفاق خیالی برای متاثر کردن افکار خوانندگان و محدود کردن آزادی مردان
http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=112148&Rate=0

- حضور پلیس زن در واگن های مترو، گامی دیگر برای امنیتی کردن سرویس های عمومی
http://www.jahannews.com/vdcfecd0.w6dycagiiw.html

- مترو و واگن اختصاصی برای زنان
http://www.jamnews.ir/detail/News/188967

- تبیان: واگن های زنانه دیگر ...
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=216016

- فیلم: برخورد تحقیر آمیز زنان پلیس هند با مردانی که به قسمت زنان مترو رفته اند
http://www.aparat.com/v/Sv8mN


نظرات()   
   

کودک شیر گاو

 

دسیسه های فمینیستی خاتمه ندارند. حقوق خانواده و حال با محوریت حقوق دروغین زن!

این روزها صداهایی می شنویم از حقوق کودک و لزوم تدریس آن در دانشگاه های مختلف بعنوان زیر مجموعه حقوق! خوب فی نفسه این بد نیست که به حقوق کودکان و زنان پرداخته شود. اما وقتی صحبت از خانواده می شود باید مصالح مرد نیز در نظر گرفته شود، که متاسفانه این طور نیست. متاسفانه به محض اینکه صحبت از حقوق خانواده می شود بحث حقوق زن به میان می آید. در این نقطه دقیقا حقوق مردان و حقوق کودکان در محاق زنان گم شده و نادیده گرفته می شود!

وقتی صحبت از حقوق کودک می شود می تواند بهتر از زمانی باشد که صحبتی از حقوق او نشود،البته به شرطی که نیت احقاق حقوق کودکان باشد. به هر حال این نشانه ای از یک گام به جلوست. این یعنی متولیان خانواده به این موضوع پی برده اند که به جز زن در حیطه خانواده افراد دیگری هم تحت عنوان کودک حضور دارند و این جای بسی امیدواری است.

اما آیا روزی آنها خواهند فهمید که به جز زن و کودک، مردی هم در خانواده وجود دارد؟!!!

آیا آنها پی خواهند برد نمی توان با تضییع حقوق مردان به استیفای حقوق زنان پرداخت؟

شاید یکی دو دهه دیگر تکامل نیاز باشد تا متولیان خانواده ضرورت آن را درک کنند ولی نکته نگران کننده اینجاست که بحث از حقوق کودک هم دستاویزی باشد برای باجگیری و ایجاد رانت و تبعیض مثبت در خصوص حقوق زنان که البته دقیقا هم همین طور است. زیرا که تاکنون در تمام نقاط دنیا همین طور بوده است و مطالعه کشورهای پیشتاز در این زمینه نیز این برداشت را تایید می کند.

سوالی که اینجا مطرح است این است که آیا این تضییع شدن حقوق کودکان تنها از ناحیه مردان است و یا زنان هم در این تضییع حقوق دست دارند؟

اگر مادر بعنوان دریافت کننده تبعیض مثبت به جهت عنوان مادری مستحق باشد پس باید در مقابل، مسئولیت اضافه ای هم در قبال کودک داشته باشد. حال آنکه قانونگذاران و فقهای ما تمام وظایف زندگی را مختص مردان می دانند و حتی مادر وظیفه شیر دادن به کودک را هم ندارد.

از طرفی هم فعالین حقوق زن در حال مبارزه با حق منع اشتغال زوجه توسط زوج هستند. زن شاغل که صبح تا پاسی از روز باید در اداره و یا پست شغلی خود باشد چگونه می تواند حقوق این کودک را برآورده کند؟

در تاریخ 19 مرداد ماه سال 1392 ساعت حدود 11 شب در برنامه ای که به منظور حقوق کودکان در شبکه دو سیما پخش می شد که آقای شهریاری هم مجری اش بود، از لاله که یک زن رالی باز است در برنامه دعوت شد. آیا یک زن رالی باز می تواند الگوی یک مادر و یک زن باشد؟ برای زنی که شاغل و یا رالی باز است ، فرض کنیم که حقوق مرد به هیچ، حال آیا چه جایی برای حقوق کودکش باقی می ماند؟

آیا اشتغال و حضور لجام گسیخته و هجوم زنان به عرصه هایی که آب باریکه های تامین معاش مردان برای زندگیشان است،منافی حق کودکی نیست که  حق مهر و عاطفه مادر را داشته باشد؟ حق دریافت نفقه از پدر بیکاری را داشته باشد که بخاطر اشتغال یک زنی که بنا نیست در زندگی مسئولیت مالی داشته باشد بیکار شده است؟

و آیا با بیکاری مردان خانواده ای شکل می گیرد که فرزند مشروعی از آن حاصل شود که حالا این فرزند حق و حقوق داشته باشد؟

تمام متخصصین و بشر دوستان در دنیا شیر مادر را از حقوق مسلم کودک می دانند و هیچ کس تاثیر شیر دهی همراه با آرامش و بدون نگرانی ها و استرس ها و آلودگی های فکری و جسمی ناشی از اشتغال را رد نمی کند. این در حالی است که میلیون ها کودک در دنیا بخاطر اشتغال زنان از شیر مادر محروم می شوند و در بهترین حالت ممکن از شیر بدون استرس مادر، شیر تازه ی مادر، عاطفه و امواج مثبت مادر در حین شیر دادن و ... محرومند!

فعالان حقوق زن در ایران و دنیا از حقوق کودک بعنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به خواسته ها و رانت های خود استفاده می کنند. که اگر اینگونه نبود در دنیا میلیون ها فرزند بخاطر بانگ های حقوق زن فمینیست ها سقط نمی شدند و یا نامشروع متولد نمی شدند تا از اولین حق خود که حیات ،داشتن والدین و حلال زادگی است محروم شوند!

و آیا چه موقع این انسان می خواهد بیدار شود تا هر شخصی سر جای خودش باشد؟

براستی حق یعنی اینکه هر انسانی در جای مناسب خودش باشد. حق به معنای برابری نیست. حق به معنای عدالت است. عدالت به معنای قرار گیری هر چیزی و هر کسی در جای خودش است نه برابری...


نظرات()   
   

زن زدگی تعبیری است که فردریش نیچه فیلسوف معروف آلمانی برای توصیف دنیای مدرن از آن استفاده می کرد . زن زدگی' زن زدگی بدین معناست که زنانگی و خصوصیات زنانه در دوران مدرن بر عالم و آدم سیطره یافته و دیگر جایی برای مردی و مردانگی باقی نگذاشته است . زن زدگی' زن زدگی یعنی محور شدن زنان و به حاشیه راندن مردان. زن و زنانه شدن , و تحقیر مردانگی و مردانیت سرشت و سرنوشت محتوم دنیای مدرن است . اساسا باید دانست که دنیای بدون خدا دنیای بدون پدر نیز خواهد شد چون پدر معادل زمینی خداست ؛ در نتیجه چون دنیای مدرن دنیای بدون خداست طبیعتا بر اثر آن دنیای بدون پدر نیز شده است و زن ها و ماده ها بر امور عالم چیره شده اند .

داشتن خصوصیات زنانه امروز مرضی اپیدمیک شده است خصوصیاتی مثل خودآرایی و آراستن چهره به گونه زنان و نیز داشتن باطنی مشحون از میل به خیانت و نامردی ، خساست و بخل و پول دوستی ، مکاری و نیرنگ بازی ، ناز و عشوه و غمزه داشتن و از همه مهمتر میل معکوس جنسی داشتن و بسیاری از خصوصیات دیگری که زمانی مختص زنان بود امروزه متاسفانه مردان نیز دارای آن شده اند . استیلای زن و زنانگی به خصوص با رواج مکتب فمنیسم یا همان اصالت زن شیوع بسیار یافته است .

در خصوص جنبش مکتب اصالت زن دقیقا نمی توان گفت اولین حرکت این جنبش چه زمانی آغاز شد.اما آنچه اتفاقی است ، این است که طرح نظریه فمینیسم به حدود قرن هفدهم میلادی یعنی زمانی که انقلاب صنعتی در تمامی کشورهای اروپایی در حال شکل گیری بود و روز به روز بر شمار کارخانه های صنعتی و بنگاه های اقتصادی افزوده می شد ، به وجود آمد . کمبود نیروی کار سبب گرانی کارگرهای مرد شد و این گرانی به مذاق بورژوواها خوش نیامد آنها جهت جبران ، دست به کارهای متعددی زدند که از جمله آنها استفاده از نیروی کار زن در کارخانجات خود بود زن ها که پیشتر از این در جامعه فئودالی در سایه خانواده به کارهای کشاورزی و یا خانواده داری ، اشتغال داشتند ، به کار در کارخانجات وارد شدند.

بورژوازی صنعتی ضمن آن که با وارد کردن زنان عرصه را بر مردان که مزدهای بیشتری می طلبیدند تنگ کرد تلاش کرد تا با پرداخت مزد های اندک از آنها همان کار مردان را مطالبه نماید ، این درآمد ناچیز به مذاق زنان که پیش از این درآمدی نداشتند خوش آمد و پیوسته بر حضور آنان در مشاغل افزود این ورود ابتدا به داعیه کمک به خانواده انجام می شد و پاره ای از زنان نیز برای تامین زندگی خود و شوهران بعضا بی کار شده خود در واقع چاره ای جز این نداشتند اما بورژوازی که توانسته بود با مبالغ اندکی کار مردان را از زنان مطالبه نماید و ضمنا به سوء استفاده جنسی از زنان نیز بپردازد ، روز به روز بر شمار کارکنان زن خود افزود. حقیقتا یکی از وظایف دولت این است که بی هراس از سرزنش سر زنشگران جلوی اشتغال بی رویه زنان و دختران را بگیرد زیرا این امر در دراز مدت کمر خانواده و اخلاق جامعه را خواهد شکست .خانه داری را ترغیب کنند و بدانند عواقب سنگینی که جامعه و فرهنگ ما در آینده از این حضور انبوه زنان خواهد دید بسیار بیشتر از فواید آن خواهد بود . حقیقتا اگر زنی مزه پول و ثروت و نیز مراوده با مردهای مختلف را در اداره و دیگر جاها بچشد نمی توان دیگر او را به مادری بازگرداند آیا او دیگر حاضر خواهد بود وقت خود را بگیرد و هیکل روی فرم خود را که کلی برایش زحمت کشیده تا به چشم همکاران مردش خوش بیاید از ریخت بیاندازد تا مادر شود ؟ امروز مهمترین مساله زنان ما این است ثروت بهتر است یا مادر شدن و من مطمئنم ، با شناختی که از زنان مدرن پیدا کرده ام ، آنها خواهند گفت ثروت .باید خانه دار و نجیب باشند نه دخترهای کارمند و پولساز آنها باید بدانند زنی که دستش در جیب خودش باشد دیگر ارزشی برای مرد قایل نخواهد شد ( در مجموع چنین خواهد شد البته قطعا مواردی خلاف این باشد اما منظور ما مجموع امر است )و مرد هم نباید برای چنین زنهایی ارزش قائل باشد  . زنی که در محیط اداره سرگرم بگو و بخند با مردان همکارش هست دیگر چه انرژی برای شوهرش خواهد داشت ؟ زنی که ۱۰ و ۱۲ ساعت بیرون از خانه در محیط های متشنج و پر التهاب مشغول کار است دیگر چگونه می تواند آرام بخش و دلدار شوهر و فرزندانش باشد بلکه او خود به آرام گر محتاج تر از دیگران است و قطعا یکی از عللی اکه در خانواده هایی که دو نفر شاغلند طلاق بیشتر از خانواده هایی است که تنها مرد شاغل است همین است .

البته این مساله بدینجا ختم نشد زیرا زنان رفته رفته بر ظلم بورژوازی بر خود آگاهی یافتند و کوشیدند با اعتراضات گسترده دستمزد خود را همسان مردان گردانند ، این اعتراضات بود که سبب شکل گیری موج اول فیمینیسم شد. بورژوازی اگر چه در ابتدا در برابر این جریان مقاومت کرد اما به تدریج در برابر این موج تسلیم شد اما کوشید به ایجاد جامعه شغل محور و مصرف گرا بپردازد ، که از عوارض آن سست شدن بنیاد خانواده بود مصرف گرایی در جامعه ما تنها به مصرف کالا تعبیر شده است اما حقیقت آن است که مصرف گرایی جنسی نیز خود یکی از مصادیق بارز مصرف گرایی محسوب می شود ، مصرف گرایی جنسی به سست شدن بنیاد خانواده منجر شد – این عمل بورژوازی را باید یکی از ، دقت شود یکی از ، عواملی دانست که به ایجاد موج دوم فیمینیست کمک کرد موجی که در آن نظرات افراطی مطرح شد ، برای مثال : شعار زنان بدون مرد ، یا اینکه ازدواج زن با مرد حاصل دوران مرد سالاری است و زنان باید با زنان ازدواج کنند ، و یا مادر شدن و فرزند آوری زنان ، ظلم طبیعت به آنان بوده است و نیز انکار اینکه زن و مرد طبیعت متفاوتی دارند ، یا طرح این شعار که زن ها خود زن نمی شوند بلکه جامعه آنها را زن می کند و...  طرح مسایلی از این دست سبب نابودی و فروپاشی بنیان خانواده در غرب شد .

متفکران این موج که از بزرگترین آنان خانم سیمون دوبوار صاحب کتاب جنس دوم بود که خود دارای گرایش هم جنس خواهانه بود و با تعدادی از دختران دانشجو خود رابطه داشت تاکید فراوانی بر احقاق حقوق زنان داشتند البته آنها تنها از حقوق زن سخن می گفتند و هیچگاه بطور جدی از وظایف و تکالیف زن سخنی به میان نیاوردند . البته نمونه این تفکراتی فمنیستی که تنها از حقوق زنان سخن می گویند نه از تکالیف آنان در ایران کاملا مشاهده می شود ؛ برای مثال : جنبش زنان فمنیست ایرانی هیچگاه در مطالبات خود رفتن به خدمت نظام وظیفه سربازی را مطالبه نمی کنند زیرا آن سختی و صعوبت دارد اما هرگاه دولت درپی آن بر می آید که در برابر این امتیازی که به زن ها داده و آنها را از خدمت سربازی معاف نموده امتیازی هم به پسران بدهد و برای آنها سهمیه ای در دانشگاه ها قایل شود ، زیرا آنها دو سال از زندگی عقب ماندند ، فوری این ماده سگهای فمنیست و این لجاره های دهن دریده صدای واق واقشان درمی آید و این کار را ظلم به زن می شمارند حال چرا رفتن به سربازی را ظلم به مرد نمی دانند ، دیگر خدا می داند !

به هر روی موج دوم فمینیسم ، را باید افراطی ترین موج این جنبش دانست که از پیامد های آن حضور افسار گسیخته زنان در اجتماع بود که از عوارض آن گسترش شدید فساد و بی بندوباری از سویی و نیز اضمحلال خانواده و ارزش های اخلاقی جامعه خواهد بود . به عبارت دیگر فمینیست های موج دوم ، انسانیت خود را فدای زنانگی توهمی خود کردند.

اکنون ذکر چند مطلب شایسته است یکی اینکه بدون شک بورژوازی غربی در مساله حضور افراطی زنان در جامعه نقش بسیار مهمی داشته است و در جامعه خودمان نیز می توانیم دست بورژواهای تازه ظهور را در دامن زدن به حضور زنان برای بهره جویی از آنان مشاهده نمود البته طرح این ادعا به معنای نادیده گرفتن عوامل دیگر نیست بلکه قصد ما نشان دادن فریبکاری بورژوایی در به عرصه کشاندن زنان برای مقاصد خود می باشد البته باید توجه داشت همانطور که آنتونیو گرامشی گفته بود « بورژوازی تنها با زور و غلظت عمل نمی کند بلکه با جلب رضایت دیگران می کوشد برای خود ایدئوالوژی سازی کند » . در واقع فمینیست را باید یکی از همان ایدئولوژی های بر ساخته دست سرمایه پرستی برای حفظ منافع خود دانست .


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 10 شهریور 1392
نظرات()   
   

امام جمعه اصفهان

 امام جمعه اصفهان با بیان اینکه از نظر درسی، دینی و بدنی اختلاط ضرر دارد، گفت: ما روحانیون تا کی باید این را بگوییم؟!!!.

حجت الاسلام سید یوسف طباطبایی نژاد  در اجلاس شورای مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی، گفت: بدون شک امکانپذیر نیست با اختلاط بتوان اخلاق اسلامی را در فرزندان خود ایجاد کنیم، به خدا اگر ۱۰ تا مدرک دکتری هم داشته باشیم یا از نظر روحانی هرچه در بالاترین درجات حوزه باشیم نه به درد ما می خورد نه به درد جامعه، مهم دین است و بس. این حرفها را باید در بین دانشگاهیان بگوییم. اگر بچه را درست تربیت نکنید ضد انقلاب هستید کسی که در مقام تربیت بچه ها نباشد ضد انقلاب است.

وی تصریح کرد: آقایان، روسای دانشگاهها و استادان، محیط را برای اسلامی شدن آماده کنید اگر اول انقلاب به علت کمبود استاد زن نمی شد کلاسها را از هم جدا کرد اما الان که استاد داریم و اصلاً باید یک سری از امورات کشور دست زنها باشد.

 امام جمعه اصفهان گفت: باید بگویم متاسفانه وزارت علوم هیچ نظارتی روی درسها ندارد و شما دانشگاه آزادیها این نظارت را داشته باشید. ما مسلمانیم، خانمی که برای مهندسی معدن ثبت نام می کند، این رشته را برای خانمها نباید داشته باشیم. مگر ما معدن در شهر داریم؟ معدن در کجاست؟ در بیابان است. کمی فکر کنیم، ما معدن دختر و پسر جداگانه باید درست کنیم یا یک معدن که با هم باشند؟ جدا جدا که نمی شود معدن داشته باشیم. ما که نمی توانیم معدن ویژه دختران داشته باشیم یا در معدن پرده بکشیم بین دختر و پسر.

وی افزود: از آن طرف خواهری که دندانپزشک باشد یا نداریم یا ضعیف داریم و خانمها حاضر نیستند نزد دندانپزشک زن بروند، علمای دین ما می گویند که برای دندان، زن پیش مرد و مرد پیش زن نرود. پس لازم است این رشته را در خانمها تقویت کنیم. چرا نباید خانم مامای جراح تربیت کنیم که تا یک قدری بچه سخت به دنیا می آید مرد به اتاق عمل نیاید؟ این نقص دانشگاههای ما نیست؟

 وی ادامه داد: تعریف از شما نمی کنم، واقعاً نقص دارید. من در هیئت دولت گفتم که ما به شما نخبه می گوییم اما نخبه باید فکر کنید، بالاخره بزرگان ما می گویند هر حرفی که می زنید باید پشتوانه علمی داشته باشد و این اختلاط چه پشتوانه علمی دارد؟

 وی گفت: آیا با اختلاط درس بهتر می خوانند؟ از نظر بدن پزشکان می گویند اگر با هم درس بخوانند بهتر است؟ پس از نظر درسی، دینی و بدنی اختلاط ضرر دارد و تا کی ما روحانیون باید این را بگوییم؟

 وی افزود: کامران دانشجو برای من نامه نوشت که تمام حرفهای شما را قبول داریم و شما بیایید کار را شروع کنید. من گفتم چرا ما؟ نخبه را شما می دهید، کار را ما بکنیم؟شما عاقلان جامعه هستید و شما شروع کنید اما کامران از این سخنان بدش آمد. به جاسبی گفتم که ما در اصفهان الان واحد فلاورجان را داریم که دخترانه است و یا واحد مجلسی که پسرانه است. آقای جاسبی هم گفت که پسران از این اختلاط راضی نیستند.

وی ادامه داد: ما به فکر مملکت و جامعه نیستیم، نه در خودمان، نه در دانشگاه دولتی و نه در دانشگاه آزاد. آقایان، من شوخی کردم که گفتم شما نخبه نیستید اما نخبگی خود را نشان دهید ولی نخبگی دینی را نشان دهید نه نخبگی غیردینی.

به نقل از خبرگزاری مهر


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 12 شهریور 1392
نظرات()   
   

نامه یک دختر

می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم.من ۲۵ سال دارم و بسیار زیبا ، با سلیقه و خوش‌اندام هستم. آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم.شاید تصور کنید که سطح توقع من بالاست ، اما حتی درآمد سالانه یک میلیون دلار در نیویورک هم به طبقه متوسط تعلق دارد چه برسد به ۵۰۰ هزار دلار.خواست من چندان زیاد نیست. هیچ کس درآنجا با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلاری وجود دارد؟آیا شما خودتان ازدواج کرده‌اید؟ سئوال من این است که چه کنم تا با اشخاص ثروتمندی مثل شما ازدواج کنم؟چند سئوال ساده دارم:۱- پاتوق جوانان مجرد کجاست ؟۲- چه گروه سنی از مردان به کار من می‌آیند ؟۳- چرا بیشتر زنان افراد ثروتمند ، از نظر ظاهری متوسطند ؟۴- معیارهای شما برای انتخاب زن کدامند ؟

امضا ، خانم زیبا

و اما جواب مدیر شرکت مورگان :

نامه شما را با شوق فراوان خواندم. درنظر داشته باشید که دختران زیادی هستند که سئوالاتی مشابه شما دارند. اجازه دهید در مقام یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای موقعیت شما را تجزیه و تحلیل کنم :درآمد سالانه من بیش از ۵۰۰ هزار دلار است که با شرط شما همخوانی دارد ، اما خدا کند کسی فکر نکند که اکنون با جواب دادن به شما ، وقت خودم را تلف می‌کنم.از دید یک تاجر ، ازدواج با شما اشتباه است ، دلیل آن هم خیلی ساده است : آنچه شما در سر دارید مبادله منصفانه “زیبائی” با “پول” است. اما اشکال کار همینجاست : زیبائی شما رفته‌رفته محو می‌شود اما پول من ، در حالت عادی بعید است بر باد رود. در حقیقت ، درآمد من سال به سال بالاتر خواهد رفت اما زیبائی شما نه. از نظر علم اقتصاد ، من یک “سرمایه رو به رشد” هستم اما شما یک “سرمایه رو به زوال”.به زبان وال‌استریت ، هر تجارتی “موقعیتی” دارد. ازدواج با شما هم چنین موقعیتی خواهد داشت. اگر ارزش تجارت افت کند عاقلانه آن است که آن را نگاه نداشت و در اولین فرصت به دیگری واگذار کرد و این چنین است در مورد ازدواج با شما. بنابراین هر آدمی با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلار نادان نیست که با شما ازدواج کند به همین دلیل ما فقط با امثال شما قرار می‌گذاریم اما ازدواج نه. اما اگر شما کالایی داشته باشید که مثل سرمایه من رو به رشد باشد و یا حداقل نفع آن از من منقطع نشود (می توانید کالاهایی مثل شعور، اخلاق، تعهد، صداقت، وفاداری و … را در نظر بگیرید) آن وقت احتمالا این معامله برای من هم سود فراوانی خواهد داشت چون ممکن است من حتی فاقد دارایی هایی با مشخصات شما باشم. در هر حال به شما پیشنهاد می‌کنم که قید ازدواج با آدمهای ثروتمند را بزنید ، بجای آن ، شما خودتان می‌توانید با داشتن درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلاری ، فرد ثروتمندی شوید. اینطور ، شانس شما بیشتر خواهد بود تا آن که یک پولدار احمق را پیدا کنید.امیدوارم این پاسخ کمکتان کند.

امضا رئیس شرکت ج پ مورگان

منبع: وبلاگ یک دختر


نظرات()   
   

آیت الله مکارم شیرازی

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی،یکی از مراجع تقلید شیعیان، با بیان اینکه بر اساس آمار‌ها بیشترین طلاق‌ها در میان ازدواج‌های دانشجویی است، گفت: جامعه‌شناسان باید در این مسئله کالبد شکافی و بررسی کنند.
او درادامه تفسیر سوره احزاب اظهار داشت: آیات ۲۸ و ۲۹ سوره احزاب زمانی نازل شد که مسلمانان در جنگ احزاب و همچنین بر یهودیان بنی قریظه پیروز شده بودند و غنایم زیادی نصیب آن‌ها شد، از این رو همسران پیامبر (ص) نیز در فکر امتیاز خواهی افتادند.

وی با بیان اینکه پیامبر (ص) دادن امتیازات ویژه به همسران خود را رد کرد افزود: آیاتی در این زمینه نازل شد که خداوند به پیامبر (ص) فرمود، همسرانت بر سر دو راهی زندگی تشریفاتی و زندگی ساده در کنار پیامبر (ص) قرار دارند که باید یکی از این دو را انتخاب کنند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: در این آیات از پیامبر (ص) خواسته شده، تا در صورتی که همسرانش زندگی تشریفاتی و زرق و برق دنیا را می‌خواهند با دادن هدیه‌ای از آن‌ها طلاق بگیرد.

وی گفت: این آیات به ما می‌فهماند که طلاق گردفتن نیز بایدتوام با انسانیت، محبت، نیکی و زیبایی باشد.

شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم

آیت الله مکارم شیرازی در ادامه به موضوع طلاق اشاره کرد و افزود: متاسفانه امروز در جامعه ما شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم.

وی با بیان اینکه طلاق ضرورت اجتماعی است ابراز داشت: البته این ضرورت در جایی است که دیگر چاره‌ای نباشد.

این مرجع تقلید شیعیان گفت: برخی از مذاهب طلاق را ممنوع کرده‌اند و به همین دلیل زوجین به صورت غیر قانونی از هم طلاق می‌گیرند و ازدواج دوباره می‌کنند، اما اسلام طلاق را ممنوع نکرده است.

طلاق، زشت‌ترین و منفور‌ترین مباهات است

وی با بیان اینکه طلاق، زشت‌ترین و منفور‌ترین مباهات است بیان کرد: در روایات آمده، خداوند چیزی را مبغوض‌تر از طلاق، حلال نکرده است که می‌توان آن را به جراحی قب تشبیه کرد که تا ضرورت نداشته باشد نباید به سراغ آن رفت.

آیت الله مکارم شیرازی، ادامه داد: در روایتی دیگر آمده، چیزی بد‌تر از خراب شدن خانه‌ای با طلاق نیست و طلاق در واقع نوعی خانه خراب شدن است.

مرجع تقلید شیعیان، ادامه داد: در روایتی از امام صادق(ص) آمده، خداوند خانه‌ای که در آن طلاق باشد آن را منفور می‌داند و خانه‌ای که در آن ازدواج صورت می‌گیرد محبوب خدا است.

وی با بیان اینکه پیامبر(ص) شخصی را که سه بار ازدواج کرد و از همسرانش طلاق گرفت او را ملعون خواند، افزود: طلاق در جامعه باید به حداقل برسد و در جامعه ما آسان ازدواج نمی‌کنند اما به آسانی از هم جدا می‌شوند.

چرا در جامعه دانشگاهی طلاق بیش از سایر اقشار است؟

آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه بر اساس آمار‌ها بیشترین طلاق‌ها در میان ازدواج‌های دانشجویی است گفت: جامعه‌شناسان باید در خصوص این مسئله کالبد شکافی و بررسی کنند، چرا در جامعه دانشگاهی طلاق بیش از سایر اقشار است در حالی که آنان از افراد باسواد و تحصیل کرده هستند چنین انتظاری از آن‌ها نمی‌رود.

عوامل مختلف طلاق

وی در ادامه به عوامل مختلف طلاق اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از عوامل ایجاد طلاق، توقعات زیاد است که زن و مرد از هم توقعات و انتظارات زیاد دارند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم، ادامه داد: نبود گذشت یکی دیگر از عوامل طلاق است چرا که اگر هر یک از زوجین، روی خواسته خود اصرار داشته باشند این امر موجب ایجاد کدورت‌ها و بی‌احترامی‌ها می‌شود.

وی افزود: باید اختلافاتی که در زندکی رخ می‌دهد را حل کرد و نباید مسائل جزئی را کش داد، چرا که ادامه دادن مسائل کوچک، همانند بهمنی است که از کوه سرازیر می‌شود و با گذشت زمان انباشه و موجب خسارات می‌شود.

آیت الله مکارم شیرازی، بیان داشت: اگر مشکلات در‌‌ همان ابتدا با عفو و گذشت برطرف شد، امید به ادامه زندگی وجود خواهد داشت در غیر این صورت به طلاق ختم می‌شود.

مهریه سنگین، یکی از عوامل طلاق است

مفسر قرآن کریم، در ادامه مهریه سنگین را یکی دیگر از عوامل طلاق عنوان کرد و با بیان اینکه سطح مهریه‌ها باید پایین بیاید افزود: مهریه زیاد باعث می‌شود، زن به فکر طلاق بیفتد و با دریافت مهریه سنگین، به دنبال ازدواج مجدد باشد.

وی با بیان اینکه بالا رفتن سن ازدواج هم عامل دیگری برای طلاق است گفت: با افزایش سن جوانان برای ازدواج و با شکل گیری شخصیت آنان، در صورت ازدواج نمی‌توانند با یکدیگر اخت و اجین شوند، لذا ازدواج‌ها باید باید در سنین پایین‌تر صورت گیرد و همچنین گفته‌اند فرزندانی که در سنین بالا‌تر به دنیا می‌آیند استعداد لازم را ندارند.

مرجع تقلید شیعیان، با اشاره به آثار منفی طلاق گفت: اگر در طلاق میان دو زوج پای فرزندی در میان باشد مصیبت خواهد بود و در نامه‌هایی هم که به ما می‌نویسند می‌گویند با وجود داشتن فرزندانی می‌خواهیم از هم جدا شویم که سر نوشت این فرزندان اعتیاد و مشکلات زیاد خواهد بود و فرزندان طلاق، فرزندان خطرناک و انتقام جویی خواهند شد.

وی با بیان اینکه دعوا و نزاع در بین دو فامیل از دیگر اثرات منفی طلاق است اضافه کرد: زوجینی که از هم طلاق می‌گیرند، ازدواج دوم آن‌ها نیز ازدواج محکمی نخواهد بود و بر اثر سابقه طلاقشان دچار بی‌اعتمادی از سوی طرف مقابل می‌شوند.

راهکارهای اسلام برای جلوگیری از طلاق

آیت الله مکارم شیرازی، با اشاره راهکارهای اسلام برای جلوگیری از طلاق عنوان کرد: در آیه ۱۹ سوره نساء آمده با همسران خود معاشرت صحیح و شایسته داشته باشید.

استاد برجسته حوزه علمیه قم، گفت: در صورت بوجود آمدن اختلاف در بین زوجین، اسلام می‌گوید باید به سمت حکمیت رفت که در آیه ۳۵ سوره نساء آمده، یک نفر از طرف زن و یک نفر از سوی مرد با هم بنشینند و راه اصلاح را در پیش گرفته و سر چشمه ناراحتی‌ها را پیدا کنند و با محبت، نصیحت و خواندن آیات و روایات ارتباط آن‌ها را اصلاح کنند و از‌‌ همان اول به دادگاه نروند.

وی تصریح کرد: اسلام می‌گوید خوب زندگی کنید و زمانی هم که می‌خواهید جدا شوید طلاق زیبا داشته باشید که می‌شود با دادن هدیه در زمان جدایی، طلاق زیبایی داشت و موجب ناراحتی همدیگر و اقوام نشد.

مرجع تقلید شیعیان، با بیان اینکه یکی دیگر از راه کارهای اسلام برای جلوگیری از جدایی‌ها آن است که زن بعد از طلاق به خانه پدر نروند و در‌‌ همان خانه همسر بماند افزود: زن می‌تواند تا زمان عده، آزاد و بی‌حجاب در خانه همسرش زندگی کند تا شاید در این مدت جوش و خروش‌ها فروکش کند و بعد آشتی صورت گیرد.

آیت الله مکارم شیرازی، گفت: این دستور اسلام در هزار و ۴۰۰ سال قبل است که‌ ای کاش این دستورات اسلام اجرا و ازدواج‌ها آسان و طلاق‌ها کم می‌شد تا جامعه از بسیاری مشکلات رهایی می‌یافت.


نظرات()   
   

 

زنان، کشتزار مردانند!

 سوره بقره آیه ۲۲۳

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.

حق تعدد زوجه بر مردان:

سوره نساء  آیه 3  

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

سرپرستی مرد بر زن:

 سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ...

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند...

کتک زدن زنان :

سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

... وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا.

... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

در اختیار گرفتن کنیز

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیماً». (نساء،۲۴)

شهادت ۲زن به جای ۱ مرد

 سوره بقره  آیه ۲۸۲

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُب بَّیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو كَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند،  نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.

سهم زنان از ارث نصف مردان

سوره نساء آیه۱۱

یُوصِیكُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَیْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِیضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیما حَكِیمًا.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه ۱۷۶

یَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیكُمْ فِی الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است.

.


نظرات()   
   

به موازات افزایش تغییر سبك زندگی خانواده و اشتغال زوجین در بیرون از منزل، استقبال از استفاده از خدمات مهدهای كودك نیز افزایش یافته است. این در حالی است كه اداره این مراكز با نابسامانی‌هایی همراه است كه یكی از مهم‌ترین آنها رعایت نكردن نرخ تعرفه‌ها و ركورد زدن مبلغ شهریه مهدهای كودك نسبت به نرخ تورم است.

مهدهای كودك از زمان تغییر سبك زندگی خانواده‌ها كاربردی گسترده یافتند. زمانی كه انقلاب صنعتی اروپا زن‌ها را به عنوان بخشی از نیروی كار مولد پای حضور در عرصه‌های اقتصادی و تولیدی نشاند، موج این تغییر سبك هرچند آرام و نامحسوس، اما به كشور ما رسید و مادران و همسران خانواده‌های ایرانی وارد بازار كار شدند. بنابراین موضوع نگهداری و تربیت كودكان به ویژه در سنین پایین‌تر، در میان خانواده‌ها جدی شد.

اما مهدهای كودك در جریان فعالیت‌های خود با آسیب‌های زیادی مواجه بوده و چون هنوز نتوانسته‌اند در شرایط فعلی جامعه، جایگاهی در مسیر تربیت كودكان كشور برای خود تعریف كنند، همچنان با این مسائل دست به گریبانند. از جمله این مشكلات می‌توان به تهیه محتوا، استخدام و آموزش مربی، فضای فیزیكی استاندارد، ارائه خدمات استاندارد و ساماندهی دخل و خرج مهدهای كودك و افزایش شهریه‌ها بدون در نظر گرفتن تعرفه‌های مصوب ابلاغی نام برد كه از این میان گزینه آخر به دلیل وجود خلأ‌های قانونی، اجرا نشدن قوانین و عدم تقویت جنبه‌های نظارتی به دردسری برای خانواده‌ها تبدیل شده است.

مهدكودك؛ ضرورت یا فانتزی

تا پیش از این مهدكودك بیش از اینكه یك نیاز ضروری در جریان رشد و تربیت كودك به شمار بیاید، فانتزی‌ای بود كه هزینه كرد برای آن تنها در سبد خانوارهای طبقه مرفه و نسبتاً مرفه یافت می‌شد. خانواده‌هایی كه به دنبال آموزش مهارت‌های جدیدتری به فرزندان خود پیش از آغاز سنین رسمی آموزش در كشور بودند، با هزینه شخصی اقدام به نام‌نویسی فرزندانشان در مهدهای كودك می‌كردند، اما در دوره كنونی و در كشورهای پیشرفته كه سرمایه‌گذاری پایه روی نیروی انسانی اهمیت شایسته خود را یافته، آموزش‌های پیش از دبستان جزو آموزش‌های رسمی هستند؛ در حالی كه در كشور ما هنوز گفته‌ها درباره اهمیت آموزش و تربیت در سنین پیش از دبستان با واقعیت‌های اجرایی منطبق نشده است.

ابوالقاسم خسروی سهل آبادی، عضو كمیسیون آموزش مجلس نیز ضمن تأیید این مطلب به «جوان» می‌گوید: در همه جای دنیا یكی از مقاطع حساس آموزشی و تربیتی كه روی آن سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه‌ای صورت می‌گیرد، مهدكودك و پیش دبستانی است ولی در قانون اساسی ما آموزش رسمی از پایه اول ابتدایی تا پایان دوره متوسطه را شامل می‌شود و تنها در این مقاطع امكانات، اعتبارات آموزشی، قوانین پشتیبانی‌كننده لحاظ شده است. بنابراین در طراحی قانونی ما مهدكودك و پیش دبستانی در آموزش و پرورش برای هزینه‌كرد رسمی جایی ندارد.

وی این مسئله را آسیب جدی نظام آموزشی ما می‌داند و می‌افزاید: لازم است در جریان اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نقش و جایگاه مناسبی برای مهدهای كودك پیش‌بینی شده و عملكرد آنها مورد حمایت و نظارت قرار گیرد.

خسروی با اشاره به اداره بخش بزرگی از مهدهای كودك تحت نظر سازمان بهزیستی كشور اظهار می‌كند: كار بهزیستی بسیار محترم است، اما در عین حال این سازمان جایگاه آموزشی و نظارتی ندارد. وی در عین حال خلأ قانونی موجود در عملكرد مهدهای كودك به ویژه در اخذ شهریه‌های نامتعارف را علاوه بر نقص در برنامه‌ریزی آموزشی و تربیتی این مراكز می‌پذیرد و ادامه می‌دهد: در حال حاضر شهریه مهدهای كودك از سوی افراد مختلف و به صورت سلیقه‌ای تعیین و اعلام می‌شود. این عضو كمیسیون آموزش همچنین با اشاره به ماندگاری تعلیمات صورت گرفته در كودكی، بر لزوم وجود نظارت حاكمیتی بر مراكز آموزش پیش دبستانی و مهدهای كودك تأكید می‌كند.

همه جا پای تورم در میان است!

از دیگر سو، مدیران مهدهای كودك علت اصلی افزایش شهریه این مراكز را نتیجه تورم اقتصادی موجود در جامعه می‌دانند. فاطمه شهیدی، مدیر یكی از مهدكودك‌های شرق تهران در این باره به «جوان» می‌گوید: به جز هزینه‌های جاری كه شامل پول آب، برق، گاز، تلفن و نگهداری از ساختمان و تجهیزات مهدكودك و هزینه‌های تغذیه می‌شود، پرداخت حقوق مربیان و كاركنان، افزایش گاه و بی‌گاه پول آب و برق و گاز نیز به ما تحمیل می‌شود و ما برای تأمین این هزینه‌ها چاره‌ای جز افزایش شهریه‌ها نداریم. علاوه بر اینكه كلاس‌های فوق برنامه و آموزش مهارت‌های جانبی كه درخواست خانواده‌ها است، هم باید از سوی خانواده‌ها تأمین شود. این در حالی است كه ما به صورت تعریف شده از هیچ نهاد دولتی سرانه آموزشی و تربیتی دریافت نمی‌كنیم.

اما به استناد گزارش‌های رسیده این تنها موردی است كه تورم هم مظلوم واقع شده است و از وجود آن به نفع عده‌ای سوءاستفاده می‌شود. در این گزارش‌ها آمده است: بررسی‌ها نشان می‌دهد تورم طی هشت سال اخیر در مجموع 164 درصد، حقوق كارگران 150 درصد و حقوق معلمان 108 درصد افزایش داشته است. همچنین حقوق معلمان در سال جاری 20 درصد و حقوق كارگران 25 درصد افزایش داشته است و این در حالی است كه شهریه مهد‌های كودك بیش از 30 درصد افزایش به خود دیده است. یعنی رقمی بالاتر از نرخ تورم رسمی كشور!

یكی از موانع فرزندآوری

افزایش شهریه مهدهای كودك علاوه بر تأثیرات اقتصادی، پیامدهای اجتماعی نیز به همراه دارد. یكی از این پیامدها به اندازه‌ای تأثیرگذار است كه ریشه كاهش تمایل به فرزندآوری را در اینجا هم می‌توان جست‌وجو كرد. مسئله‌ای كه به عنوان یك موضوع امنیتی در كشور مطرح است و مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با كارگزاران نظام در این باره گفتند: «در خصوص جمعیت در سالیان گذشته اشتباه كردیم و باید جبران شود. سال گذشته هم در این خصوص تذكر دادم اما هنوز كار اساسی صورت نگرفته است.»

مطالعه ارتباط فرزندآوری با افزایش هزینه خدمات آموزشی و تربیتی كودكان تخصص خاصی نیاز ندارد. در خانواده‌ای كه زن و مرد هر دو به خاطر نیازهای اقتصادی، كمبودهای مالی و نابسامانی‌های درآمدی مجبور به كار كردن هستند و با این وجود به زحمت می‌توانند هزینه مهدكودك یك فرزند را هم تأمین كنند، از طرفی به همین دلایل وقت كافی برای پرداختن به تربیت فرزندشان را هم ندارند، در تولد فرزند دوم و سوم، با احتیاط و بدبینی بیشتری عمل می‌كنند. خسروی با اذعان به وجود این مانع در فرزندآوری خانواده‌ها ادامه می‌دهد: این موضوع حتماً در كمیسیون آموزش مطرح می‌شود و رویكرد ما در مجلس برای حل آن رویكرد وظیفه‌ای است. وی در پایان خلأ قانونی و تأمین اعتبار مالی را مهم‌ترین مشكل این بخش معرفی و بیان می‌كند: بهتر بود به جای اجرای شتابزده نظام آموزشی 6، 3، 3 پایه پیش دبستانی را وارد دوره آموزش رسمی می‌كردیم و برای مهدكودك نقش آموزشی و تربیتی ویژه‌ای در نظر می‌گرفتیم.


نظرات()   
   

یعنی شما معتقدید اولویت رفع بیکاری نیست؟

اگر اولویت را فقط بر رفع بیکاری بگذاریم ممکن است بتوانیم تعداد بیکاران را کاهش دهیم. اما شما ببینید رابطه بین بیکاری و تورم در کوتاه مدت چیست؟ به همان نسبت که بیکاری را کاهش دهید به همان نسبت به تورم افزوده می شود. این یک اصل اقتصادی است و منحنی فیلیپس این رابطه به خوبی توضیح میدهد. هر چه تورم پایین می آید، بیکاری زیاد می شود. برای ایجاد شغل باید سرمایه گذاری کرد و این تورم را بالا می برد. به همین راحتی نمی توان این مشکل را حل کرد. بیکاری زمانی حل می شود که بگویید اولویت بیکاری است و تورم هم اگر ایجاد شد اشکالی ندارد. آن وقت میتوانیم بگوئیم تورم برنامه ریزی شده است، یعنی ما می دانیم که داریم چیکار می کنیم. زمانی که برای شما شغل ایجاد می شود به همان نسبت تقاضای شما بالا می رود و چون به اندازه تقاضای شما کالا در بازار نیست، این تورم ایجاد می کند. در زمانی که کار های زیربنایی انجام می شود، بطور مثال وقتی یک سد می سازید، حدود 7 سال فقط پول به جامعه تزریق می کنید، به عبارت دیگر فقط تقاضا ایجاد می شود ، بدون آنکه در مقابل آن به علت دیر بازده بودن پروژه عرضه کالا اتفاق بیافتاد. یکی از علت هایی که در زمان دولت جناب آقای هاشمی تورم زیاد بود به این علت بود که کارهای زیربنایی زیادی صورت می گرفت. متاسفانه آن موقع نتوانستند موضوع را خوب برای مردم توضیح دهند. اما یکی از علتهای اصلیش کارهای زیربنایی بود که نتیجه اش را در سال های بعد دیدیم. درآن زمان ما 3 تا 4 ساعت قطع برق داشتیم. بنابر این مشکل بیکاری یا ایجاد شغل مولد چیزی نیست که شما بتوانید به راحتی آن را حل کنید. هیچ دولتی نمی تواند بگوید که من بیکاری و تورم را همزمان در کوتاه مدت پایین می آورم. اگر اولویت شما پایین آوردن تورم باشد؛ بیکاری زیاد می شود. در عالم واقعیت شما نمی توانید این دو مولفه را زیاد دستکاری کنید. نه تنها اینجا، در تمام دنیا اینطور است. حتی در امریکا و هم در همه اروپا همه در خیابان ها هستند برای همین بیکاری هایشان. یک بحث جهانی است و باید با تعقل و تدبیر با این موضوع برخورد کرد. هنر این است که من باید چکار کنم که آقای امید کریمی بتواند کار بیشتر انجام دهد وآن حداقل هایی که ما می گوییم دو فرزند است داشته باشد و برای فرزندهایش حداقل های لازم برای یک زندگی سالم و سازنده را فراهم کند، که این کار راحتی نیست.


در نظرات مخالف مخاطبان و بعد هم دز بطن جامعه می بینیم که مردم می گویند یکی از مشکلات موجود در سر راه اشتغال، ازدواج و در نهایت بچه دار شدن، سربازی است. توجیه شان هم به نظر من درست است. وقتی ما به جایی رسیده ایم که به همسن گزینی مجبور شده ایم و خانم دکتر کاظمی پور خیلی روی آن کار کرده اند؛ پسرها می روند سربازی و دو سال از اشتغال عقب می افتد. از هم کلاسی دخترش در دانشگاه عقب می افتد. تا بجنبد دخترها هم کار پیدا کرده اند و هم تجربه کاری. فکری برای این دوران نشده است؟ برای این که کسی که می رود سربازی حداقل دو سال از زندگی عقب نیفتد؟

این حرف درستی است. اما بحثی جداگانه را می طلبد. وضعیت طوری است که ما در آینده دو راهکار بیشتر نداریم برای کم شدن تعداد تولدهایمان. ما در سال های آتی با این تعداد تولدهایی که داریم نمی توانیم این ارتش و نیروی نظامی را داشته باشیم. تعداد تولدها در حال حاضر حدود 1400000 کودک است. اگر با همین روند کاهشی باروری مواجه باشیم تعداد تولد ها در سال 1420 به 770000 نفر کاهش خواهد یافت. یک راهکار این است که ارتش باید حرفه ای شود و یا اگر نخواهیم آن را حرفه ای کنیم یک راهکارش این است که خانم ها هم در سال های آینده به سربازی بروند. حرفه ای شدن سربازی چیزی بود که جناب آقای رضایی هم در تبلیغات انتخاباتی اش مطرح کرد. اگر نخواهید بپذیرید که خانم ها هم به سربازی بروند، حرفه ای شدن سربازی ممکن است دیگر یک انتخاب نباشد. تعداد تولد ها کم می شود و این اجازه نمی دهد که مدت زمان سربازی هم کم شود؛ ما کمبود سرباز خواهیم داشت. ساختار جمعیتی ما که تغییر می یابد به ناچار باید ساختار نظامی ما هم تغییر کند. ارتش حرفه ای و تغییر این ساختار هم هزینه بالایی دارد.

اما ارتش حرفه ای موجب اشتغال زایی می شود. نیروهای نظامی هم مجبور می شوند یک میلیون و 200 هزار اشتغال داشته باشند. این مقدار بخش زیادی از بیکاران ما را سرکار می برد. 

مگر از منابع ملی نباید هزینه آن را بدهند؟ همین نفت است دیگر. می توانستیم به جای آن جایی زیرساخت درست کنیم تا مردم بروند و تولید کنند. به جای این که فقط بشود سرباز. حداقل این است که اینها هر کدام برای مملکت دو سال به سربازی می روند. برای خودشان ممکن است چیزی نداشته باشد ولی برای کشور خدمت است. 

با این حساب دولت بخشی از هزینه هایش را از جیب مردم جبران می کند. درحالی که اصلش این است که جوانی دوسال ماهی 50- 60 تومان حقوق می گیرد و بعد هم چیزی ندارد. 

خب اگر سربازی حرفه ای شود،‌ باید از مالیات هایی که می گیرند حقوق آنها را بدهد. 


اینطوری برای مردم قابل درک تر است.

برای مردم قابل درک است. برای دولت چی؟ همین الان هم می توانیم بگوییم که دولت این سه میلیون نفر را به کار بگیرد. باید از مردم مالیات بگیرد و پول نفت را بدهد. این ساختار درست نیست. من و شما که می دانیم همین الان هم تعداد کارمندان ما بیش از حد نیازمان است، طبق برنامه های توسعه باید هر سال 5 درصد از تعداد کارمندان دولت کم شود. این کار کار درستی نیست. 

ارتش که جز کارمند دولت حساب نمی شود.

عائله دولت که هست دیگر. از مالیات ها باید پرداخت شود. همانطور که عرض کردم، با همین روند اگر پیش برویم در آینده نه چندان دور مجبور خواهیم شد که ارتش حرفه ای داشته باشیم و یا از خانم ها برای سربازی استفاده کنیم.


برای این که از بخشی از سربازی طور دیگری استفاده کنیم، اصلا فکری نشده است؟

برای تشکیل خانواده پیشنهاد شد. که برای این که جوان ها زود ازدواج کنند، تخفیف بدهید در مدت سربازیشان. فرضاً به ازای هر فرزند سه ماه و یا 6 ماه و یا کسی که ازدواج کرده است و 4 تا بچه دارد، معاف شود. خوردیم به مشکل کمبود نیروی انسانی. دیگر نمی شد بیشتر از این تخفیفات را اعمال کرد. حتی پیشنهاد شد بعضی از این تخفیف ها را هم بردارند. آن هایی که تک فرزند هستند معافیت می گیرند از سربازی. طرف تک فرزند است و پدرش در مرز 60 سالگی است و تنها یک فرزند هم دارد. پدر تشویق می شود در صورت داشتن شرایط لازم، دیگر به فکر فرزند بیشتر نباشد. برای آنکه فرزندش به سربازی نرود با این که امکاناتش را هم دارد. قانون آنهایی که از معافیت سه برادری استفاده میکردند، حذف شد و قانون تک فرزندی ها دارد حذف می شود. این ها دیگر انتخاب نیست، می شود اجبار.

اگر همین معافیت را بدهیم می دانید چقدر از این متاهل ها، سرباز فراری ها، می روند به سربازی؟

دیدید که دادند؛ چند روز پیش هم اعلام کردند که آنهایی که خارج از کشور هستند می توانند بیایند ایران، ایران را ببیند و شاید خواست بیاید اینجا زندگی کند. نه این که به بهانه سربازی برود و دیگر پیدایش نشود. شاید آمد اینجا و سربازی اش را هم رفت. باید این را همه جانبه ببینیم . این که بخواهیم فقط مردم فرزندآوری داشته باشند و باقی مسائل را نبینیم، باز هم راهکار دارد؛ اجبار. همه را مجبور کنیم که فرزند بیاورند. منتها کسی به این راهکارها اعتقاد ندارد. باید راهکاری باشد که مردم استقبال کنند و استمرار داشته باشد. از این راهکارها داده اند، راهکار داده شد که بیش از یک فرزند نداشته باشید. این کاری بود که در چین کردند و دیدید و الان هم آمده اند آن را دو فرزند کرده اند و پذیرفتند. بعضی از جاها تعداد بالای فرزند را اجبار کرده اند. اما به محض این که این فشار برداشته می شود به صورت عکس خودش عمل می کند. فرزند می آورند و می برند می فروشند، به او نمی رسند. از جای دیگری ضربه می خوریم و کیفیت جمعیت اینقدر بد می شود که مجبور می شوید تغییر دهید.
بحث من این است که سوال هایی که مردم دارند را همین موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور در تهیه و تدوین سیاست های جامع جمعیتی باید بررسی و برای آنها پاسخ تهیه کند، اگر برای اینها پاسخ داشتیم می بریم مجلس، تصویب و اجرا میکنیم. اما چرا خیلی از قوانینی که در مجلس تصویب می شود، اجرا نمی شود. حضرت آقا به خوبی این موضوع را تببین کردند. فرمودند چیزی را تصویب نکنید که غیر قابل اجرا باشد. مثالی که همیشه می زنم که این خیابان یک طرفه است و خانه من هم در انتهای خیابان است. هیچ راه دسترسی هم ندارم. راهنمایی و رانندگی خیابان را می کند یک طرفه؛ من باید چه کار کنم؟ نهایتش این است که اگر بخواهم بهش احترام بگذارم، دنده عقب می روم. و گرنه کاملا خلاف می روم. قانون باید طوری تنظیم شود که قابل اجرا باشد. این سیاست های جمعیتی هم باید طوری تنظیم شود که قابل اجرا باشد. به آقای رییس جمهور هم نامه نوشتم، پیشنهاد دادم که دو سال است راجع به سیاست های جدید جمعیتی داریم صحبت می کنیم، در صورت امکان سیاستهای مصوب شورای عالی انقلاب را ابلاغ کنید، تا اجرایی شود و مردم متوجه بشوند یک چیزی هست. هنوز هم که هنوز است من رویم نمی شود بگویم که موسسه مطالعات هست و ما داریم کار می کنیم. کار خوبی که کرده اند امسال بابت سیاست های جدید جمعیتی تا جایی که اطلاع دارم 1500 میلیارد تومان کنار گذاشته اند که این سیاست ها که تصویب شد حداقل چیزی برای اجرا شدنش باشد. نه این که بگویند امسال تصویب شد و بودجه اش می ماند برای سال دیگر.

مرخصی ها را هم از همین بودجه می خواهند تامین کنند؟ 

همه را قرار است از همین بودجه تامین کنند. باید تامین اعتبار شود. شورای نگهبان جلویش را گرفت برای این که تامین اعتبار شود. شما باری را گذاشتید روی دوش دولت که تامین اعتبار نشده بود. 

یک بحثی هم راجع به ازدواج بگویم. یک سری آمار بصورت غیر رسمی از طرف سازمان ثبت احوال در اختیار گرفته ام؛ اینها نرخ های ازدواج است. نرخ ازدواج در کشورهای دیگر. در ایران در سال 1391 حدود 840 هزار ازدواج ثبت شده است برای سال 1390 نرخ خام ازدواج ۱۲.۲ در هزار است. ما در ایران مشکل ازدواج نداریم.

خب جمعیت جوانمان نسبت به بقیه کشورها بالاست.

ترکیه ساختار سنی اش شبیه به ماست. سوریه و فلسطین هم همینطور. فلسطین یکی از بالاترین نرخ های باروری را دارد. مصر تقریبا ساختار جمعیتی اش با ما یکی است. ما یک تاخیر در ازدواج داشته ایم و 6 میلیون نفر الان پشت خط ازدواج هستند. نرخ خام ازدواج در ایران را که نگاه کنید می بینید که کاهش پیدا نکرده بلکه ثابت مانده است. این جدول نرخ ازدواج در ۱۰ سال گذشته است؛

سال  

نرخ ازدواج  

80

10.1

81

10.1

82

10.4

83

10.8

84

11.6

85

11.3

86

12

87

12.2

88

12.2

89

11.9

90

11.6

91

10.9

نتیجه می گیریم ازدواج در ایران کم نشده است؛ آنچه برای ما دارد اتفاق می افتد طلاق است و آسیب است. یک زمانی طلاق 13 به یک بود و به ما انتقاد می کردند که اینها محرمانه است و نباید بگویی؛ الان شده است 7 به 1 و در تهران شده است 3 به 1. بنابراین پیشنهاد من به مجلس محترم و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم همین بود که اولویت اول ما به علت محدودیت منابع نباید بر روی افزایش تعداد ازدواج ها به هر قیمتی باشد ؛ سرمایه محدودمان را نباید خرج ازدواج کنیم. الان پیشنهاد شده است که برای هر ازدواج دو سکه بدهیم. یکی به زن و یکی به مرد. در سال 1391 830 هزار ازدواج داریم. نهایت آن که نرخ خام ازدواج ما نسبت به خیلی از کشورهای همسایه و منطقه کم نیست؛ اگر ما تشویق هم بکنیم، تعداد ازدواج ها را نهایت به 900 هزارازدواج برسانیم. یعنی برای 70 هزار ازدواج بیشتر باید به 900 هزار نفر یک میلیون و 800 هزار عدد سکه بدهیم. من می گویم که این پول را باید به فرزندآوری بدهید. هر کدام از اینها که فرزند آوردند یک سکه و یا دو سکه به او بدهید که کمک بیمارستانش، پوشکش، تغذیه اش شود. وقتی این حرف را زدیم می گفتند که خانواده ها می گیرند و مردهایشان معتاد هستند و می برند می فروشند و خرج اعتیادشان می کنند. از این یک میلیون و 400 هزار تولدی که اتفاق می افتد چند نفر پدر و مادرشان معتاد است که بخواهند سکه ها را بفروشند. حداقل آن سکه را می فروشد و نمی آید فشار بیاورد و فرش زیر پای بچه را بفروشد. 

اما مسیر از ازدواج می گذرد،‌ این که بدیهی است.

عرض من این است که ما در ایران نه این که مشکل ازدواج نداشته باشیم، هر چه بیشتر بتوانیم فواید ازدواج را تبلیغ کنیم بهتر است ولی چون با کمبود منابع مواجه هستیم اولویت را اول باید به فرزندآوری بدهیم بعد به ازدواج. می گویند شما این کار را انجام دهید خود به خود بچه می آید، من می گویم نه؛ در حال حاضر سالی حدود 850 هزار ازدواج انجام می شود و خیلی از این ازدواج ها از هر 7 تایش یکی اش می شود، طلاق و آنهایی هم که می مانند اینقدر از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مشکل دارند، خواهان فرزند زیاد نیستند. نیت باروری در تهران شده است دو تا، یعنی خانواده های تهرانی مایلند که فقط دو فرزند داشته باشند، ولی در عمل فقط به طور متوسط یک فرزند دارند و یک فرزند یعنی تله باروری. یا به عبارت دیگر تهدید انقراض نسلی بسیار زیاد میشود. بنابراین اولین هدف ما تعدیل ساختار سنی و جنسی است. ساختار سنی نباید رو به سالمندی برود تا آن پنجره جمعیتی زود بسته نشود. اما الان فقط دنبال ازدواج هستیم. کاری کنیم که اینها ازدواج کنند و بروند ماه عسل و هیچی به هیچی. آن هدف اصلی که مناسب سازی هرم سنی جمعیت کشور است، به این صورت مرتفع نمی شود. بله اگر شما محدودیت اعتباری ندارید و 5 یا 6 هزار میلیارد تومان دارید، کمک کنید. به افزایش ازدواج هم کمک کنید. به هر زوج هم یک سکه بدهید؛ هیچ اشکالی ندارد. الان مگر نیست؛ دارند به هر نفری 45 هزار تومان می دهند. خوب بدهند. البته از نظر من در توزیع یارانه ها میتوانستند بهتر عمل کنند. نهایت باید به سه دهک پایین یارانه بدهند آن هم به صورت غیر نقدی. باقی اش باید بیاید در زیر ساخت ها سرمایه گذاری شود. بطور مثال برای ازدواج جوانان زیر ساخت شغل و مسکن ایجاد کنند. مردم خودشان می روند دنبال شغل و اگر زیرساختش مهیا باشد از زیر زمین هم پول در می آورند.

موضوع دیگر ظرفیت های زیست محیطی و آبی ایران است. جواب این را بدهید یکی از بزرگترین انتقادات به شما برطرف می شود. این که شما بگویید ظرفیت اکولوژیکی ایران چقدر است.

من قول می دهم که راجع به این موضوع در اولین فرصت ممکن نتیجه مطالعه ای که در این موسسه انجام شده است اطلاع رسانی کنم. اگر صورت جلسه سال گذشته شورای پژوهشی موسسه را ببینید مشاهده خواهید کرد که این تحقیق در آن شورا مطرح و قرار شده است تا پس از رفع ایرادات دوباره برای طرح در اولین جلسه شورا ارائه گردد. مجری این تحقیق جناب آقای دکتر صالحی که تحصیل کرده انگلستان است به اتفاق همکارانشان در دانشگاه مازندران بوده، که کتابی هم در مورد محیط زیست و توسعه پایدار در انگلستان تالیف نموده اند.

یعنی شما فکر می کنید تخمین آقای دکتر صالحی بیشتر از 96 یا 100 میلیون نفر جمعیت برای ایران است؟

مطالعات موسسه ما بزودی پاسخ  این مسئله را می دهد .

چیزی که دکتر صالحی تخمین زده اند چیزی حدود 96 تا 104 میلیون نفر بود تا جایی که یادم است. شما فکر می کنید ظرفیت اکولوژیک ما بیشتر از این است؟
مگر ما نمی گوییم الان کمبود آب داریم. ما در یکی از مناطقی هستیم که کم ترین بارندگی در دنیا را دارد. به طور متوسط میانگین 250 میلی متر بارندگی دارد، که الان گزارش داده اند، شده است 220 میلی متر؛ بالاخره می گوییم میانگین سال های گذشته 250 میلی متر. بزرگترین خشکسالی در هند در 1980 میلادی بود و من آنجا بودم. در سالی که بزرگترین خشکسالی هند بود، آمدند و در هر محله چاه زدند و با تانکر آب می آوردند و در خانه ها آب می دادند؛ فکر می کنید بارندگی شان چقدر بود؟ بارندگی 800 میلی متر بود؛ یعنی بیشتر از سه برابر اینجا. در هندوستان به طور متوسط یک متر و 20 سانتی متر بارندگی می شود. آن سال 400 میلی متر کمتر بارندگی شد. که چقدر فیل ها و حیوانات در جنگل ها از بین رفتند و مردم با چه وضعیتی آب مصرف می کردند. آب خوردن مطابق الگوی مصرف ما الان هم در آنجا معنی دار نیست. بیشتر از آبهای سطحی استفاده می کنند. حالا ما که در این کشور هستیم و 250 میلی متر بارندگی داریم، چرا باید 68 درصد آب کشاورزی مان هدر برود. چرا باید 30 درصد آب شرب تهران در لوله ها و شبکه آبرسانی هدر رود. این است که می گویم برمی گردد به مدیریت مصرف. ما همین الان که 250 میلی متر بارندگی داریم هیچ جایی در دنیا آب شربش مثل تهران نیست. در اروپا، افریقا، چین، هندوستان و .. اصلا چنین چیزی نیست که شما 24 ساعته آب شرب، آب خوردنی داشته باشید. با آب شرب ماشین بشویید. اصلا چنین چیزی نیست. در اروپا هم باید آب بخرید. برای استحمام از آب آشامیدنی استفاده نمی کنند. آب و هوای مدیترانه ای دارند. در انگلستان آرزوی آفتاب دارند و آلمان بسیار بسیار بارندگی دارد. آنجا هم آب شرب را اینطور مصرف نمی کنند. شاید آبی که داریم کافی نباشد، اما عرضم این است که همین آب اگر مصرفش مدیریت داشته باشد حالا حالا ها جا داریم. بحث این است که تغییرات تکنولوژیکی را که در آینده کسی پیش بینی نکرده است. ما داریم برای آینده جمعیت صحبت می کنیم.
یک زمانی انتخاب بود ولی در آینده برای شما می شود اجبار و ضرورت. همانطور که برای ما ضرورت ایجاب کرد که شبکه توزیع بنزین را درکشور ایجاد کردیم، برای این که مجبور شدیم هدفمند کردن یارانه را اجرا کنیم. هیچ کشوری در دنیا این شبکه توزیع بنزین را که شما می روید بنزین سهمیه ای می زنید و آنلاین وصل است ندارند. کار بزرگی است. مجبور شدیم این کار را بکنیم. چرا دولت های قبل نتوانستند این کار را بکنند؟ برای این که زیر ساختش را نداشتند. زیرساختش را بالاخره ایجاد کردیم، چون مجبور بودیم. اگر نمی توانستیم این کار را بکنیم یکی از پاشنه آشیل های ما برای تحریم همین بنزین بود. علی رغم این تحریم ما کمبود بنزین نداریم. به هر طریقی مجبور شدیم تولید فراورده های دیگر را بگذاریم کنار، اما بنزین را تولید کردیم. یک روزی در این کشور مجبور می شوید که مدیریت خوبی داشته باشید. دیگه نمی توانید مثل گذشته عمل کنید. بخش خصوصی آزمون و خطا ندارد. مدیریتش را دست هر کسی نمی دهد. می دهد دست اهلش. اما در بخش دولتی یک کارخانه سرحال را واگذار می کنیم و می خورد زمین. چون دست اهلش نداده ایم و به شیوه آزمون و خطا می خواهیم مدیریت کنیم. یک زمانی ما دیگر مجبور می شویم هزینه فایده بکنیم برای کارهایمان. حتی برای کوچکترین کارهایی که می خواهیم انجام دهیم. یه روزی مجبور می شویم در این مملکت با صراحت دیگه فرودگاه درست نکنیم. چون از این 53 فرودگاهی که در مملکت داریم، سه تاش فقط توجیه اقتصادی دارد. آن موقع دیگر فرودگاهی ایجاد می کنیم که بازدهی داشته باشد. نداشت درست نمی کنیم. چون دیگر نفت را نداریم. الان نفت داریم، منابع داریم و می گوییم تنها توجیه اقتصادی مهم نیست و توجیه امنیتی و سیاسی هم هست. اما وقتی خواستید از منابعتان بهینه استفاده کنید، که می گوییم بهینه گی محدود شده که در این صورت اول باید توجیه اقتصادی داشته باشد و بعد توجیه سیاسی و امنیتی. خیلی از بیمارستان هایی که ما ایجاد کردیم در شهرستان ها تخت هایش خالی است، چون توجیه اقتصادی ندارد. در صورتی که در تهران طرف باید 6 ماه در نوبت بخوابد. طرف آپاندیس دارد باید 6 ماه در نوبت بماند. توزیع بهینه نبوده است و با فشار نماینده مجلس رفته ایم در یک شهر 100 هزار نفری که همه می دانیم که چقدر جمعیت دارد؛ نرخ مرگ و میر و بیماری اش مشخص است، نرخ مرگ و میرش 6 در هزار است؛ یعنی 600 تا از هر 100 هزار نفر. می توانید پیش بینی کنید که این بیمارستان چند نفر بیمار در روز خواهد داشت. چرا این کار را کردید بیمارستان مثل هتل می ماند و بایددرصد اشغال تختش بالای 60 درصد باشد تا وابسته نباشد. تخت بیمارستان به این گرانی درست کرده ایم، خالی است و هزینه های جاری خودش را هم نمی تواند تامین کند. در عوض در تهران مردم به علت توزیع بد جمعیت با این مشکلات مواجه هستند.

آقای دکتر بعضی از افراد نسبت به استفاده از پیش بینی های دراز مدت سازمان ملل در مورد تحولات جمعیتی انتقاد دارند نظر رسمی موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور در این خصوص به عنوان بحث پایانی چیست؟

ما معتقدیم که پیش بینی های دراز مدت به شرط تحقق شرایط زیر می توانند معتبر باشند که البته این شرایط در کشور ما تا حدودی تحقق یافته است:
الف) مماس شدن شاخص های جمعیتی بر محور زمان :
• در شرایطی که یک جمعیت مراحل اول تا سوم گذار جمعیتی را تجربه می کند ، سطوح و روندهای باروری، مرگ و میر در شرایط بی ثباتی قرار دارند. این دو مولفه حیاتی که مهمترین پارامترهای پیش بینی جمعیت هم محسوب می شوند، تغییرات بالایی را تجربه می کنند. در این شرایط پیش بینی های جمعیتی بسیار مشکل و ممکن است نتایج کاملاً نامعتبری را به دست دهند.
• اما همین که به مراحل نهایی گذار جمعیتی نزدیک تر می شویم و آهنگ تغییرات شاخص های باروری و مرگ و میر ملایم می شود، پیش بینی های جمعیتی از صحت بیشتر برخوردار می شوند. در این حالت جمعیت شناسان از مماس شدن شا خص های جمعیتی بر محور زمان یاد می کنند. مماس شدن شاخص ها بدین معنا است در مراحل نهایی گذار جمعیتی یعنی زمانی که باروری به سطح جانشنی نزدیک می شود و امید زندگی نزدیک به 75 سال می شود، تغییرات آنها بر محور زمان با ثبات و بسیار کند و تدریجی می شود. در چنین شرایطی تدوین سناریوها و مفروضات باروری و مرگ و میر راحتتر است و پیش بینی های جمعیتی حتی در دوره های زمانی بلندمدت تر نتایج بهتری را بدست می دهند.
ب) الگوشناسی روندهای جمعیتی کشور در مقیاس زمانی کلان نزولی منظم است.
• بطور کلی در تحلیل های سری های زمانی چهار الگوی تغییرات را می توانیم در نظر بگیریم:
الف) تغییرات نامنظم
ب) تغییرات فصلی
ج) تغییرات دوره ای
د) تغییرات صعودی - نزولی منظم.
اگر به شاخص های جمعیتی از جمله باروری و مرگ و میر نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که تغییرات این گونه شاخص ها از نوع تغییرات صعودی- نزولی منظم است.
مثلاً اگر برخی از نوسانات موقتی باروری و مرگ و میر در برخی از شرایط زمانی خاص جوامع را کنار بگذاریم روند تغییرات باروری و مرگ و میر در مسیر گذار جمعیتی نزولی بوده است، تجربه تحولات جمعیتی جوامع شاید به ندرت جامعه ای را نشان دهد که بعد ازکاهش بلند مدت باروری، افزایش های باروری قابل توجهی را تجربه کرده باشد. در مورد مرگ و میر این الگو با کمی تفاوت وجود دارد. تا زمانی که جمعیت ها در مسیر گذار جمعیتی اول هستند مرگ و میر از یک الگوی باثبات کاهنده پیروی می کند و همین که یک جمعیت وارد گذار جمعیتی دوم می شود الگوی نزولی مرگ و میر تبدیل به الگوی صعودی با دوام و تدریجی و آرام می شود. این تغییر روند مرگ و میر، اساساً بعلت سالخوردگی جمعیت و انباشتگی مرگ در سنین بالای 65 سال است. لذا در این شرایط میتوان گفت در شرایط طبیعی پیش بینی های جمعیت بلندمدت هم بیشتر قرین به صحت خواهند بود.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 30 مرداد 1392
نظرات()   
   

متاسفانه به دلیل تبلیغات منفی فمینیست ها از پدران و سنگدل نشان دادن مردان ، در جامعه زنان و دختران برای خیلی ها بی رحمی و ظالم بودن مردان به یک امر بدیهی تبدیل شده است.

اما خداوند از دل پدرها خبر دارد هر چند که مکر و نیرنگ فمینیست ها  تا حد زیادی کارساز بوده و توانسته بدین طریق مرد ستیزی و تنفر ایجاد کند و بسیاری خانواده ها را از هم بپاشد و برای تصویب قوانین محدود کننده و تحقیر کننده مرد از جمله قوانین رفع خشونت علیه زنان مورد بهره برداری قرار گیرد و هر روز عرصه بر مردان تنگ تر می شود. اما نزد خداوند متعال و افراد واقع بین که به خدا ایمان دارند اینگونه نیست.


نظرات()   
   

شرکت گیتی پسند

با توجه به جو فمینیستی ایجاد شده در سالهای اخیر شاید کمتر شرکتی باشد که از دختران استخدام به عمل نیاورده باشد. در شرکت های دولتی و وزارتخانه ها تقریبا 70 درصد کادر اداری جدید الورودشان را زنان تشکیل داده اند و اگر مردانی هم می بینید معمولا یا دارای سهمیه خاصی بوده اند و یا سن پدران این دختران را دارند و مربوط به سالهای قدرتمندی مردان هستند. همین هایی که وقتی این دختران استخدام شده را می بینند و آنها را استخدام می کنند آن را مایه پیشرفت و مباهات می دانند و آن را افتخاری بزرگ قلمداد می کنند. اینها در آن سالها شاید با یک مدرک دیپلم منتشان را می کشیدند که بروند و آنجا کار کنند. هیچ وقت اینها شرایط یک پسر فارق التحصیل را که پس از گذران دوره سربازی و عقب افتادن از دختران همسالشان است درک نمی کنند. به عقیده اینها پسران باید بروند سربازی تا مرد شوند. تازه به نظرشان پسران این دوره که به سربازی نمی روند. سربازی دوران جنگ آنها سربازی بوده که در شرایط سخت صورت گرفته است. حتی اینها سربازی را هم به باد تمسخر می گیرند و پسران را بیشتر تحقیر میکنند. اینها فکر می کنند تعلل پسران برای رفتن به سربازی به دلیل تنبلی و تن پروری است. به نظرشان این پسرها استحقاق و لیاقت هیچ چیز را ندارند. اینها فکر می کنند دختران معصوم و فرشته اند و این پسران که نمی توانند بینیشان را بالا بکشند از این دختران عقب افتاده اند. نمی دانند که امروزه به دلیل سخت شدن شرایط استخدام و تبعیض سربازی و محدود شدن ظرفیت های استخدامی و تحصیلی ایجاد شده پسران از سربازی بیزارند!

شاید آن سالها که آنها به سربازی می رفتند بعد از سربازی با دختران و زنان سلیطه و قدرت طلبی که پست های شغلی را اشغال کرده اند و مثل اسرائیل غاصب با تصرف پست های شغلی در جوار وزارتخانه ها در حال ورزیده شدن نزد وزرا و مدیران وزارتخانه یا شرکت های دولتی برای تصدی پست های بالاتر مدیریتی و در آینده برای مناصب بالایی مثل وزارت هستند روبرو نمی شدند. شاید روبرو نمی شدند با مردان نامردی که با باج دادن به زنان در حال حذف پسران خود از سیستم ها هستند. به لطف عده ای خود شیرین در عرصه سیاسی که خود را از شورای نگهبان داناتر دانسته و با دهن کجی به شورای نگهبان تفسیر رجال سیاسی مبنی بر مرد بودن برای ریاست جمهوری را رد کرده و زنان را رجال سیاسی می دانند،بدیهی است که با این روند تصدی آینده پست های وزارتخانه ها و قدرت سیاسی از آن زنان و در نتیجه اوضاع به شدت فمینیستی شده و جهنمی برای مردان ساخته خواهد شد. البته این مردان که دیگر خرشان از پل گذشته است و لذا دیگر هیچ چیز برای مردان آینده قائل نیستند!

حتی در صورت حضور برابر دختران و پسران هم باز کفه ی ترازو به سود دختران خواهد بود. زیرا دختران با اشوه گری و روحیه مطیع بودن و خلاقیت کمتری که از خود نشان می دهند، معمولا بله قربان گوهای بهتری هستند. لذا با توجه به اینکه اکثر مدیران فعلی مردان سابق هستند حسابی سر ذوق آمده و مثل شهردار تهران آقای قالیباف در زمان انتخابات ریاست جمهوری عنوان خواهند کرد زنان بهتر از مردان کار می کنند و کم حاشیه تر هستند. البته بدیهی است که روحیه اطاعت پذیر زنانه حس دیکتاتوری این مردان را به خوبی ارضا می کند و آنها را وادار به بیان این حس درونیشان می کند.

البته لازم نیست این دختران زیاد این وضع مطیع بودن را تحمل کنند. با این روند تقریبا می شود گفت که دهه آینده تمام این مردان بازنشست شده و چون اکثریت وزارتخانه ها و شرکت ها بخصوص در بخش های اداری و مدیرتی زیردست های خانم دارند، در نتیجه جانشینان این مردان همین زنان خواهند شد و آینده قدرت در دهه آینده مختص زنان خواهد بود. کما اینکه در حال حاضر هم این امر تا حد زیادی شده است.

البته سوای دختران کم سن و سال و بی تجربه ای که مدیریت مثلا بخش تعمیرات یک شرکت بزرگ دولتی  که کاملا مردانه است را تصاحب کرده اند که بهتر است دلیل آن را نیاوریم که روشن و مبرهن است.

اگر در این میان مردی یا مدیری حقوق مردان را به رسمیت بشناسد به دلیل هماهنگ نبودن با امور بانوان توبیخ و احیانا برکنار خواهد شد و جیغ فمینیست ها به آسمان خواهد رقت!

این جو و خفقان فمینیستی تنها در محدوده دولتی نیست. بلکه بخش خصوصی را هم شامل می شود.

در حال حاضر در اثر فشار و نفوذ فمینیست ها بسیاری از بانک ها از دادن تسهیلات به شرکت هایی که درصد قابل توجهی از کارکنانشان زن نباشند خود داری می کنند و برایشان در این راه مشکلاتی پدید می آورند.

در برخی استان ها استاندار ها به دلیل دادن برخی مجوزها و خدمات به شرکت های خصوصی که از زنان استخدام بعمل نمی آورند عزل می شوند!

البته هستند شرکت های خصوصی و نیمه دولتی که کماکان زیر این فشارها می ایستند و با ارایه صنایع نمونه و بدیع نام و آوازه ایران اسلامی را در سراسر جهان منتشر می کنند.

هر چند که حداقل مجبور باشند در کنار تیم های باشگاهیشان تیم های بانوان هم تشکیل دهند تا دهان فمینیست ها اندکی بسته شود.

یکی از این شرکت ها شرکت صنایع گیتی پسند اصفهان می باشد. این شرکت کاملا مردانه بوده و حتی منشی های این شرکت را نیز مردان تشکیل می دهند.

وقتی با این شرکت تماس بگیرید بر خلاف تصورتان با یک صدای کرشمه وار و نازک مواجه نمی شوید. بلکه صدای گرم و با صولت مردانی را می شنوید که در یک شرکت نمونه مردانه کار می کنند.

حتی در لینک استخدام این شرکت در پرتال آن اولین شرط استخدام مرد بودن است. مشاهده لینک صفخه استخدامی شرکت گیتی پسند اصفهان

مدیران این شرکت معتقدند که هیچ مردی نباید شرمنده زن و خانواده اش باشد. معتقدند تا زمانی که حتی یک مرد بیکار است نباید هیچ زنی استخدام شود. زیرا که مرد نان آور خانواده ومسئول تامین معاش است و بیکاری زنی که در سیستم قانونی فاقد وظیفه مالی و حتی بی مسئولیت تعریف شده است اصلا تبعیض و ظلم به زن نیست و مایه سرفکندگی و خجالت او نیست  که چه بسا استخدام او علاوه بر ظلم به خانواده وی، ظلم به بشریت و جامعه و کشور است.
اینطور که شنیده می شود در این شرکت فضای دوستانه بین مدیریت و نیروهای کار حاکم است. مدیران ارشد این شرکت مانند ساده ترین کارگر این شرکت لباس می پوشند. خودرویی در حد ساده ترین خودروی کارکنان این شرکت را سوار می شوند و در مشکلات مالی کارکنان تا حد توان همیاری و همکاری میکنند. کارهای زیبایی مانند عیات از افرادی که خود و یا خانواده شان احیانا بیمار و یا مصدوم شده اند نیز از کارهای زیبا و خداپسندانه آنها می باشد.

کمک ها و تسهیلات به کارکنانی که بیماری جهت درمان و جراحی در بیمارستان دارند. کمک برای هزینه زایمان همسران کارکنان و یا ازدواج جوانان و...

 

اندکی در مورد این شرکت:

شرکت گیتی پسند اصفهان

شروع فعالیت مراكز تحقیقات پلیمر، مكانیك و برق گیتی پسند در سال 1377، و كسب نتایج علمی، كارآمد و اثربخش در  صنعت ساختمان و تاسیسات، زمینه تولید انواع محصول در این حوزه ها را فراهم كرده و موجب شد تا به امروز، این گروه صنعتی با توجیه فنی و اقتصادی، بالغ بر سی واحد تولیدی را طراحی و راه اندازی نماید.

عمده كالاهایی كه محصول مراكز تحقیقاتی گیتی پسند است، گواهینامه ها و استانداردهای ملی و بین المللی را احراز كرده و می تواند در بازارهای داخلی و بعضا خارجی، با محصولات مشابه رقابت كند.

گیتی پسند، سال ها قبل با لوله و اتصالات تك لایه آذین لوله و كمی بعدتر، با نیوپاپ پنج لایه، پای در بازار رقابت می گذارد و موجب چرخش خدمات تاسیسات در ایران می شود.

 گیتی پسند در قامت برندهایش از قبیل نیوپایپ، آذین، سپهرفوم، نیوفلكس، سكویا و ده ها برند دیگر بالغ بر سیزده سال است، علاوه بر حضور در زنجیره تامین مواد اولیه بسیاری از كارخانجات تولیدی كشور، به صورت مستقیم در خانه و زندگی اغلب خانواده های ایرانی حضور داشته و برای آسایش و آرامش آنها تلاش كرده است.

 بنیانگذاران گروه صنایع گیتی پسند، این مجموعه عظیم صنعتی كه از ابتدا تا كنون رو به رشد و توسعه بوده و همواره دانش فنی روز را برای توسعه مداوم كارخانجات و ارتقاء خطوط و امكانات تولید به كار گرفته، با این هدف تاسیس كردند تا خلاق و پیشرو در صنعت تاسیسات و ساختمان ایران به پیش رود و یكی از بزرگترین شركت‌های صنعتی ایرانی در زمینه تولید ملی و اشتعال پایدار باشد.

 اندیشه و تحرك گیتی پسند در صنعت تاسیسات و ساختمان ایران زمین آرام و مبتنی بر دانش بومی بوده و همواره تلاش شده تا بهترین محصول، با برترین كیفیت و مناسب ترین قیمت در اختیار مصرف كننده قرار بگیرد.

گروه صنایع گیتی پسند، یكی از مهمترین گروه های تولیدی كشور است كه شركت‌های مختلفی چون: آتی لوله سپاهان، آذین لوله سپاهان، كیمیاجاوید، اصفهان چالاك، سپهرپلیمر، دیناپلیمر، آتی قطعه و ... را شامل می‌شود و به عنوان یك مجموعه صنعتی دانش بنیان، یكی از به روز ترین، جوان ترین و مجهزترین گروه‌های اقتصادی برآمده از بخش خصوصی و مشاركت و همت مردمی بوده و هم اكنون مانند درختی تنومند در زمین حاصلخیر تولید و صنعت كشورمان ریشه دوانیده و كارآفرینی را به بهترین شكل متجلی ساخته است.

در حال حاضر بالغ بر 3000 نفر در این گروه صنعتی مشغول به كار بوده و محصولات متنوع گیتی پسند علاوه بر فروش در اقصی نقاط ایران عزیز، به تعداد زیادی از كشورهای خارجی صادر می شود.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

انجمن حمایت از حقوق مردان از شرکت گیتی پسند اصفهان و شرکت هایی که رویه های مشابهی را دارند تجلیل و قدردانی می کند و خواهشمند است کاربران گرامی در صورتی که شرکت های مشابه با این رویکرد ها را می شناسند به ما معرفی نمایند.

این کمترین کاری است که ما می توانیم انجام دهیم...


نظرات()   
   

تحقیقات و بررسی‌های اخیر انجام شده در دانشگاه انگلیسی "شفیلد" نشان می‌دهد "چند همسری" فواید بسیاری از جمله افزایش طول عمر مردان دارد.

به گزارش شیعه آنلاین، این بررسی‌ها نشان می دهد "چند همسری" یا به اصطلاح فقهی "تعدد زوجات" طولانی تر شدن عمر را 12 % افزایش می دهد.

در همین راستا روزنامه "دیلی میل" چاپ انگلیس نوشت: مردی که دارای بیش از یک زن باشد و خانواده بزرگی داشته باشد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد همین امر باعث افزایش عمر وی می شود.

از سوی دیگر "لانس ورکمن" استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روانشناسی در دانشگاه انگلیسی "بثسبا" با تأیید خبر فوق افزود: اگر مرد دو همسر داشته باشد، بیشتر به او رسیدگی می شود، به همین دلیل عمر او طولانی تر می شود.

"ورکمن" در ادامه می افزاید: همین امر در مورد مردان مجرد و متأهل صدق می کند. یعنی مردانی که متأهل هستند بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند، زیرا از سوی زنانشان رسیدگی می شوند.


نظرات()   
   

شغل بی‌کلاس همسر
زنی به دلیل بی‌کلاسی شغل شوهرش خواستار طلاق شد. وی با حضور در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده ۲ درخواست طلاق خود را ارائه کرد و گفت: «۱۰ سال پیش زمانی که با همسرم ازدواج کردم، کارمند یک شرکت خصوصی بود اما بعد از چند سال اخراج شد و مدتی بیکار بود تا اینکه در گاراژ یکی از دوستانش به طور موقت مشغول به کار شد. همسرم قرار بود به طور موقت در آن گاراژ راننده کامیون باشد و به دنبال شغل بهتری از لحاظ موقعیت اجتماعی باشد اما او سراغ کار دیگری نرفت و همین شغل جایگزین شغل اصلی او شد.»

مردی که ۱۵ سال کتک می‌خورد
«وقتی در را باز کردم، همسرم با چماق به طرفم حمله‌ور شد، من که دو پا داشتم، دوپای دیگر قرض کردم و به خانه مادرم پناه بردم». این بخشی از اظهارات مردی بود که برای رهایی از دست همسرش به دادگاه خانواده پناه برده بود. وی اظهار داشت که پیش از این یک بار دیگر به دادگاه مراجعه کرده بود اما چند روز بعد از دادگاه همسرش استکان چای داغ را روی صورتش پاشیده و با خونسردی گفته بود: «این کار را کردم تا یاد بگیری دیگر برای فرار از زندگی و مشکلات به فکر طلاق و دادگاه نباشی!»

مرد ادعا کرد که بعد از ۱۵ سال بر سر هر مسأله کوچکی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد؛ به طوری که هیچ جای سالمی در بدنش نیست و همه‌ اعضای بدنش حداقل یک بار زیر ضربه‌های سنگین مشت و لگد همسرم شکسته است.

زنی که راننده تاکسی شد
در اردیبهشت ماه سال جاری، مردی که همسرش راننده تاکسی شده است، با طرح این ادعا که روحیات زنانه همسرش از بین رفته، دادخواست طلاق داد. این مرد ۶۰ ساله در مقابل رئیس شعبه دادگاه خانواده مدعی شد از زمانی که همسرش راننده تاکسی شده، همه رفتارهایش تغییر کرده و اگر بر خلاف عقیده او صحبت شود، مرد را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

 سن دروغین
مردی جوانی که مدعی بود همسرش در زمان ازدواج سن واقعی‌اش را به وی نگفته است، با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق کرد. این مرد به رییس دادگاه گفت: «زمانی که من به خواستگاری همسرم رفتم، وی سن خود را ۱۸ سال معرفی کرد، در حالی که سن واقعی‌اش بیشتر بود.» وی بیان کرد که به دلیل اعتماد هیچ‌گاه شناسنامه همسرش را ندیده بود، اما پس از گذشت دو سال اتفاقی این شناسنامه را دیده و سن واقعی وی را فهمیده است.

این مرد جوان تأکید می‌کرد که نمی‌تواند با کسی که درباره‌ چنین مساله‌ مهمی دروغ گفته، زندگی کند.


ترس از صاحب‌خانه
روز جمعه، مردی به دادگاه خانواده شهید محلاتی مراجعه کرد و دادخواست طلاق خود را به قاضی یکی از شعب ارائه داد. این مرد بیان کرد که پس از گذشت هشت سال از زندگی مشترک، هنوز مستأجر است و همسرش اجازه خرید خانه را به او نمی‌دهد؛ چرا که معتقد است که نباید پول‌هایشان را خرج خرید خانه کنند و بهتر است پولی که جمع آوری کرده‌اند را در بانک بگذارند. این مرد گفت که من همیشه در زندگی کوتاه آمده و هر کاری همسرم می‌خواهد، انجام می‌دهم، ولی دیگر از این وضع خسته شدم.


در آمریکا از هر5 دختر مجرد؛ تنها 1 نفر باکره است!

بررسی آمار و ارقام جرایم اجتماعی هر جامعه نشان دهنده عملکرد فرهنگی آن جامعه است. لذا شرط پذیرش هر فرهنگی بررسی اثرات آن است.

به گزارش افکار نیوز ، هرچند نمی توان فرهنگ غربی را به طور کل رد کرد اما مطمئنا در خصوص اخلاق جنسی ، به گواه آمار و ارقام رسمی این کشورها در سراشیبی سقوط قرار دارند. آمریکایی زده گانی که فرهنگ آمریکایی را آرزوی خود می دانند ، بد نیست به آمار و ارقام زیر توجه نمایند:
 

* گزارش‌های ثبت شده پلیس آمریکا در سال ۲۰۰۶ نشان دهنده دویست‌و سی‌و دوهزار و نهصدوشصت مورد تجاوز به زنان بوده است.
 

* در سال ۲۰۰۶ تقریباً هر چهار روز یک بچه در آمریکا به دلیل آزار و اذیت جنسی کشته شده است.
 

* دپارتمان سلامت و خدمات انسانی آمریکا 135 هزار مورد گزارش تجاوز به کودکان را در سال ۲۰۰۶ ثبت کرده.
 

* مردم آمریکا در سال ۲۰۰۷ شاهد تولد یک‌میلیون‌ وهفت‌صدوچهارده‌هزار و ششصدوچهل‌سه کوک نامشروع بودند.
 

* سال ۲۰۰۷ از هر ۱۰ کودک متولد شده ۴ کودک نامشروع یا بدون پدر بود و این مقدار ۲۶٪ بیشتر از سال ۲۰۰۲ بود.

* در آمریکا ۸۶٪ از بارداری های دختران نوجوان (کمتر از بیست سال) ۶۰٪ از بارداری‌های دختران جوان (۲۰ تا ۲۴ سال) و ۳۳٪ از زنان (۲۵ تا ۲۹ سال) بدون ازدواج رخ می‌دهد.
 

* از هر پنج دختر دبیرستانی (۱۴ تا ۱۷ سال) آمریکایی یک نفر به سوال «آیا تاکنون مجبور به ارتباط جنسی شده اید؟» جواب مثبت می‌دهد.
 

* در آمارهای سال ۲۰۰۹بین کشور های جهان بیشترین تعداد تجاوز را به ترتیب آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و سوئد داشته اند.
 

* از هر پنج دختر مجرد ۱۵ تا ۲۴ ساله آمریکایی تنها یک نفر باکره است.
 

* در آمریکا ۴۱٪ مادران تنها، اصلاً ازدواج نکرده اند و ۷۰٪ خودکشی‌های زود هنگام از میان بچه های مادران تنهاست.
 

* در آمریکا از سال ۱۹۴۰ تا سال ۱۹۹۴ میزان بچه‌های متولد شده در دوران تجرد (حرام‌زاده) نسبت به کل نوزادان از ۱۱٪ به ۳۰٪ رسیده است
 

* از میان هر سه زایمان زنان آمریکایی ۲۰ تا ۳۰ سال یک نوزاد نامشروع متولد می‌شود.
 

* در سال ۱۹۹۵ از میان زنان کمتر از ۳۰ سال آمریکایی که ازدواج نکرده بودند ۴۰٪ حداقل یک بارداری نامشروع داشت.
 

منبع : افکار

 



نظرات()   
   

در قرآن در خصوص نکوهش زنان زیاده خواه آیات زیادی وجود دارد که در این مقاله به برخی از  آنها اشاره می شود.

آیاتی خطاب به پیامبر آمده تا تکلیفش را با زنان زیاده خواه روشن کند. عده ای مثل نعیمه اشراقی نوه ی امام خمینی (ره) در خصوص این قبیل آیات و برخی از آیات حجاب که در قرآن آمده است معتقدند که این آیات تنها برای زنان پیامبر است و ربطی به زنان دیگر ندارد. برای اینکه اشتباه این قبیل افراد روشن شود این را می گوییم که  ما در آیاتی از قرآن می بینیم که رسول خدا اسوه ی حسنه  و الگوی تمام جهانیان معرفی شده است. مثل آیه 21 سوه ی احزاب « لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً.»

قبل از این که آیه را ترجمه کنم و دربارة آن توضیحی بدهم، توجه شما را به مقدمة کوتاهی جلب می‎کنم؛ هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی‎کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی‎دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده‎اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و در میان هنردوستان، هنرمند محبوب و نمونه و در میان شهروندان، افراد سرشناس و در میان گروههای سیاسی، لیدرها رهبران احزاب و در میان رجال سیاسی، رییس جمهور و صاحبان قدرت و در بین مسجدی‎ها و نمازگزاران، امام جماعت و در میان حزب اللهی‎ها، مقام رهبری و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده‎اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی‎کند.

قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می‎کند و می‎فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه‎ها به دو دستة حسنه و سیئه تقسیم می‎شوند. اسوة قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند اسوه است. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می‎گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند.

و لذا اگر خداوند امری را بر پیامبر ابلاغ می کند مثل حجاب و یا امور دیگر بر حاکمان و عامه مردم فرض می شود که باید رعایت کنند. و  این به دلیل اسوه بودن پیامبر است که بسیاری از آیات در قرآن به آن اشاره شده است.

نکوهش زنان زیاده خواه

فمینیست های زیاده خواه و خانمان بر انداز

امروزه ما شاهد زیاده خواهی های فراوانی از سوی زنان هستیم. ادعاهایی که از یک زن خانه دار از باب مال اموال و پول از شوهر است تا ادعاهای پست و مقام های کلان از سوی به اصطلاح کارشناسان نابخرد امور زنان و فعالین سیاسی و فرهنگی حقوق زنان که پس از پیروزی انقلاب زنان را به طمع واداشته است.

شأن نزول آیه های ۲۸ تا ۳۱ سوره احزاب
پیروزیهای رزمندگان ، غنیمتهای سرشاری را نصیب مسلمانان کرد و به زندگی فقیرانه آنان سامان داد. زنان مدینه از این غنیمتها ، در تأمین لوازم مورد نیاز زندگی و آذین بندی منازل و از طلا و جواهراتی که سهم شوهرانشان می شد، برای زینت خود استفاده می کردند. کم کم چشم و هم چشمی در میان زنان مدینه رواج یافت و به زنان پیامبر نیز سرایت کرد. آنان خواسته های خود را با پیامبر در میان گذاشتند و بر آنها پافشاری کردند. هر کس تقاضائی کرد. ام سلمه که خود را از کار افتاده می دید، تقاضای کنیزی کرد که مددکار او باشد. «میمونه» ، همسر دیگر پیامبر از پارچه زیبائی سخن می گفت که بر اندام یکی از زنان دیده و به آن دل بسته بود. «زینب» همسر جوان پیامبر می خواست که پارچه ای از یمن سفارش دهد. «حفصه» پیراهنی بسیار گران قیمت از مصر را خواستار شد. «جویریه» نیز لباس گران قیمت قبیله خودش را می خواست و «سوده» هم از فرش گران بهائی که بافته یهودیان خیبر بود، سخن می گفت.
پیامبر اکرم (ص) به همه خواسته های زنان خود گوش فرا داد، ولی سکوت اختیار کرد و هیچ نگفت. آنان بدون در نظر گرفتن مقام نبوت ، هم چنان بر خواسته هاشان پافشاری کردند. پیامبر می دانست پذیرش این خواسته ها چه پی آمدهایی دارد و این خواسته های زنانه ، معمولاً پایانی ندارد و از سوی دیگر، شایسته خانه پیامبر نیز نبود. بنابراین ، حضرت از برآوردن این خواسته ها ، سرباز زد و برای اینکه آنان به اشتباه خود پی ببرند و خواسته هایشان را کاهش دهند،یک ماه تمام از آنان دور شد. تا این که آیه های زیر نازل شد و با بیانی محکم، همراه با مهربانی و رحمت به آنان هشدار داد که اگر مانند زنان دیگر خواهان زندگی پرزرق و برق دنیا هستید، می توانند جدا شوند هر کجا که بخواهند بروند، وی اگر به خدا و زندگی با رسول خدا دل بسته اند ، باید با دیدگاه دیگری به زندگی بنگرند و از خواسته های خود بکاهند و به زندگی ساده و افتخار آمیز در خانه پیامبر قانع باشند تا از پاداشهای بزرگ پروردگار بهره مند شوند. آنان نمی توانند از یک سو ام المؤمنین ، ولی از سوی دیگر در اندیشه زرق و برق دنیا باشند و سهمی از غنیمتهای جنگی بخواهند، در حالی که عده ای در نهایت فقر و بیچارگی روزگار می گذرانند و بی شک زنان پیامبر باید سرمشق دیگر زنان باشند و آیه های زیر در پاسخ به همسران زیاده خواه پیامبر نازل شده است :
ای پیامبر، به همسرانت بگو : اگر خواهان زندگی دنیا و زینتند ، بیایید تا مَهرتان را بدهم و خوش و خرم شما را رها کنم. ﴿۲۸﴾ و اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتید، پس به راستی، خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی آماده گردانیده است. ﴿۲۹﴾ ای همسران پیامبر! هر کس از شما به کار زشت آشکاری دست زند، به عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است. ﴿۳۰﴾ هر کس از شما خدا و فرستاده اش را فرمان برد و کار شایسته کند، پاداشش را دو چندان می دهیم و برایش روزی نیکو فراهم خواهیم ساخت. ﴿۳۱﴾


نظرات()   
   

فرشته حسین آبادی

ازدواج در فرهنگ اسلام چندین هدف کلیدی دارد که یکی از این اهداف ، مشارکت در حیات مادی زوجین است. به طور طبیعی و طبق آموزه‌های اسلام، مرد فعالیت‌های بیرون از منزل را بر عهده می‌گیرد و از آن طریق کسب درآمد می‌کند و خانم فعالیت‌های داخل منزل را بر عهده می‌گیرد و به امور داخلی منزل رسیدگی می‌کند. در این صورت، زن و مرد هر دو از تلاش و زحمات یکدیگر بهره می‌برند. مرد باید با گشاده‌رویی و با مناعت طبع هر چه بیشتر، بر اساس انجام وظیفه و با خوشحالی، درآمدی را که کسب می‌کند در اختیار رفاه و آسایش همسر و فرزندانش بگذارد.متاسفانه این موضوع در جامعه ما دستخوش تغییر شده و تحت تاثیر الگوی زندگی غربی قرار گرفته است. الگوهای لیبرالیستی و فرهنگ غرب در حال حاکم شدن بر فرهنگ جامعه‌ ایرانی است. در این الگوها زن از نظر مالی مستقل می‌شود و نقش مردانه به خود می‌گیرد که این الگوها متأسفانه از طریق متون درسی و علمی و همین‌طور از طریق تکنولوژی‌ یا مسائل اقتصادی به تفکر خانم‌های جامعه‌ ما رخنه می‌کند که این تفکر به هیچ عنوان با الگوی سبک زندگی اسلامی و الگوی پیشرفت اسلامی سازگار نیست. در زندگی غربی زن و شوهر تنها دو هم اتاقی هستند که هر روز صبح سر کار می‌روند و عصر خسته به خانه بر می‌گردند اما الگوی اسلامی خانواده این‌طور نیست.

اشتغال زنان و رواج فساد در اندیشه و کردار

حاکم شدن الگوهای لیبرالیستی بر جامعه، سبب ایجاد تفکری شد که در آن رسیدن به استقلال مالی از طریق اشتغال بیرون از منزل که مستلزم ایفای نقش مردانه است بر دیگر نقش‌های اصلی زن اولویت پیدا کرد به طوری‌که در بررسی علل طلاق، کاهش جمعیت، عدم تربیت صحیح فرزندان و... اشتغال زنان را می‌توان یکی از عوامل مؤثر دانست.با بررسی سیر تاریخی اشتغال زنان متوجه گستردگی روزافزون این مسئله در جامعه خواهیم ‌شد. زن در گذشته غالباً نقش مادر و همسر را بر عهده داشت و اصولاً دامنه‌ مشارکت او در امور بیرون از منزل بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود، اما با تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، امروزه زنان افزون بر ایفای نقش‌های یادشده، پذیرای مسئولیت‌های عمده‌تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می‌باشند که به دلیل نبود بسیاری از شرایط، سبب بروز مشکلاتی در خانواده می‌گردد. جدا از برخی دلایل که سبب تغییر نگرش زنان و گرایش شدید آنها به سمت اشتغال بیرون از منزل شده است، نگاه برخی افراد به مسئله‌ اشتغال زنان به عنوان یک ارزش اجتماعی که بر دیگر نقش‌های او در خانواده اولویت دارد، بسیار نگران‌کننده است.امروزه بسیاری از زنان در مشاغل مختلف مشغول به کار هستند و در واقع شاغل بودن یک زن در جامعه‌‌ امروز تبدیل به یک ارزش اجتماعی شده است تا جایی که زن شاغل امروز به‌ خاطر شغلش، خود را بالاتر از زنی می‌داند که در خانه بیشتر وقت خود را برای تربیت کودکش صرف می‌کند.با نگاهی هرچند سطحی و گذرا به زندگی خانواده‌هایی که در آنها زنان شاغل و نان آورند به خوبی متوجه این مسئله می‌شویم که تفاوت محسوسی در سبک زندگی این خانواده‌ها که بیشتر رنگ و بوی غربی به خود گرفته‌اند با خانواده اسلامی وجود دارد. در الگوی خانواده اسلامی هر فردی در خانواده به ایفای نقش خود می‌پردازد و مسئله ای با عنوان تداخل یا جایگزینی نقش‌ها به وجود نمی‌آید. این مسئله به دلیل تأثیر مثبتی که بر روابط فی مابین افراد خانواده می‌گذارد سبب ایجاد آرامش و ثبات در خانواده می‌گردد. اما در خانواده‌هایی که زن در بیرون از منزل اشتغال دارد. با سبک متفاوتی از زندگی روبه‌رو هستیم. در این خانواده‌ها مهد کودک‌ها جایگزین مادر می‌شوند. غذاهای آماده جای غذاهای گرم را می‌گیرد و... و در نهایت این مسئله به تربیت غلط فرزندان و کم شدن وابستگی زن و شوهر نسبت به یکدیگر می‏انجامد. کمرنگ شدن تدریجی روابط زن و شوهر نتیجه‏ای جز سستی بنیان خانواده در پی نخواهد داشت.به طوری‏که با کوچک‌ترین و جزئی‌ترین اختلافی طلاق را به عنوان بهترین گزینه پیش روی خود انتخاب می‌کنند.

برای بهبود سبک زندگی در کشور، اولین گام را باید رسانه‌ها بردارند. رسانه‌ها می توانند با الگو قرار دادن سبک اصیل زندگی ایرانی- اسلامی و نیز از طریق اطلاع رسانی به گستره عظیم مخاطبان در این مسیر حرکت موثری را آغاز کنند.آموزش و پرورش در گام بعدی در این رابطه، می‌تواند همکاری موثری با رسانه‌ها داشته باشد.این نهاد می‌تواند از طریق گنجاندن الگوی مناسب زندگی در کتاب‌های درسی، سبک زندگی را برای کودکان و دانش‌آموزان مورد تمرین قرار دهد.همراه با آموزش و پرورش،‌ خانواده‌ها باید در تغییر نگرش خود نسبت به سبک زندگی اقدام کنند.

صدا و سیما،‌ آموزش و پرورش و خانواده‌ها به عنوان سه ضلع اصلی یک مثلث برای بهبود سبک زندگی، نتوانسته‌اند آن‌طور که شایسته است ،‌حرکت موثری داشته باشند.چنانچه مثلث مزبور به وظایف خود به درستی عمل می‌کرد، هم اکنون این تغییرات در پوشش و آرایش افراد جامعه به چشم نمی‌خورد.با نگاهی به آمار و ارقام مشارکت اجتماعی زنان می‌توان دریافت این مهم نیز همانند آمار قبولی دختران در دانشگاه سوار بر منحنی صعودی می‌تازد و زنان در عرصه‌ اشتغال نیز همچون تحصیل می‌روند تا از مردان پیشی بگیرند. با وجود این، اشتغال زنان یکی از مسائلی است که هنوز هم جای بحث دارد. از همین رو، همواره کار کردن زن در خارج از خانه، با توجه به ویژگی‌های ذاتی و تأثیرگذار وی در خانواده و نقش‌های بی‌بدیل مادری و همسری، با نگاه‌های منتقد همراه بوده است.از سوی دیگر، باید در نظر داشت مشارکت اجتماعی زن، به صورتی که امروز در تعاریف ما جای گرفته، نقش‌های اصلی و مهمی را که سبک زندگی ‌اسلامی‌ـ‌ایرانی برای وی در نظر گرفته است تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به بیان دیگر، سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی نه فقط خانه‌داری را یک شغل بسیار مهم می‌داند، بلکه آن قدر برای نقش‌های مادری و همسری زن ارزش قائل است که دیگر نقش‌های وی را در سایه این دو وظیفه‌4321 حساس تعریف می‌کند، زیرا این نقش‌ها، بر خلاف دیگر وظایف تعریف‌شده در ساختار جامعه، هیچ جایگزینی ندارند.زنان به عنوان افرادی مؤثر می‌توانند در اجتماع حضور پیدا كنند،اما این حضور نباید به رسالت مادری و همسری آنها خدشه وارد كند.زنان می‌توانند همزمان با مسئولیت مادری و همسری در بیرون از منزل، فعالیت كاری سالم و سازنده‌ای داشته باشند اما باید یه این نكته توجه داشت كه كار بیرون از منزل نباید منجر به كمرنگ شدن نقش آنها در خانواده شود. زمانی كه زنان شاغل به منزل بازمی‌گردند، با از دست دادن زمان و انرژی خود توان و انرژی برای ایفای وظایف اصلی خود یعنی همان همسری و مادری ندارند.این دسته از زنان سعی دارند با تمام نیروی خود كارهای منزل را انجام دهند كه همین مسئله فشار شدید روحی و جسمی به آنها وارد می‌كند؛ در حقیقت ساعات طولانی اشتغال زنان، از كیفیت كاری آنها در منزل می‌كاهد كه این مسئله زمینه‌ساز بروز اختلاف و مشكل بین زن و شوهر و فرزندان می‌شود.در حقیقت خانمی که شاغل می‌شود، احساس استقلال اقتصادی می‌کند و این حس استقلال سبک زندگی جدیدی را به وجود می‌آورد که در آن هم زن نسبتاً مستقل می‌شود و وابستگی‌اش نسبت به همسرش بسیار کمتر می‌شود و هم مرد به دلیل این شرایط وابستگی‌هایش به زنش کم‌رنگ‌تر می‌گردد و همین مسئله زمینه ساز جدایی در خانواده می‌شود به طوری که با کوچک‌ترین اختلاف یا عدم تفاهم طلاق را به عنوان راه حل انتخاب می‌کنند زیرا احساس می‌کنند که جدایی هزینه‌ زیادی را برایشان به بار نمی‌آورد زیرا زن از لحاظ مادی به شوهر وابسته نیست و مرد هم با سبک زندگی جدیدی که اشتغال برایش درست کرده است می‌تواند کودکش را به مهدکودک بسپارد یا از غذاهای آماده استفاده کند. خیلی از مواردی که وابستگی زنان را به مردان بیشتر می‌کند در رابطه با زنان شاغل وجود ندارد. به همین دلیل با کوچک‌ترین زلزله‌ای بنای زندگیشان به هم می‌ریزد.مقام مادری و همسری والاترین مقام برای یك زن است و همه زنان باید آن را موهبتی الهی بدانند.بهترین شغل برای یك زن، مادری و همسری است.زن قوام اجتماع و خانواده به شمار می‌رود چرا كه بیشترین محوریت را در خانواده دارد؛ از این رو اولویت نخست برای یك زن، شغل مادری و همسری است. اشتغال گسترده زنان در بیرون از خانه بنیان خانواده را تهدید می کند.موجودیت جامعه اسلامی- ایرانی ما به موجودیت و دوام خانواده بستگی دارد. اگر در جامعه ما خانواده تضعیف شود یا وجود و موجودیت آن به خطر بیفتد جامعه در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار خواهد گرفت.جامعه ما یک جامعه خانواده محور است، هم به واسطه اسلامی بودن آن و هم به واسطه سنت‌ها و عرف کهن ایرانی. به این دو دلیل سلول بنیادی جامعه ما خانواده است.به همین دلیل اگر اشتغال زنان به تضعیف خانواده منجر شود یا وجود و موجودیت آن را به خطر بیندازد جامعه در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار خواهد گرفت یعنی موجودیت جامعه اسلامی- ایرانی ما دچار مشکل می شود.


نظرات()   
   

رهبری در جمع بانوان فرهیخته که برای مطالبات فمنیستی جلسه ای را با ایشان تشکیل داده بودند به مخالفت با فمنیسم و بهره برداری از آمار زنان شاغل به عنوان معیار پیشرفت پرداختند و این در حالی است که بارها توسط فاطمه رهبر و دیگر زنان فمنیست درخواست شده بود برای اینکه کشور در آمار کشورهای پیشرفته قرار بگیرد باید سهمیه 30 درصدی برای زنان در مجلس در نظر گرفت و اینجا است که دروغ بودن ادعای پیروی از رهبری این افراد مشخص می شود.

رهبری در جمع فرهنگیان

توجه شما را به این گزیده جلب میکنیم:

درباره‌ى مسئله‌ى زن دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم - كه ما میگوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً - نیست؛ در اینجا اگر تعبیر میكنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسئله‌ى زن، مسئله‌ى جنسیّت، مسئله‌ى امورى كه حول‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا میكند و معنا پیدا میكند - مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب - حرفهاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا،

با وجود اینكه این گفتمانِ كامل و مفید و قانع‌كننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن.

 گفتمان غرب در مورد زن، یك گفتمان كاملاً حساب‌شده‌ى سیاسى است؛ یعنى آن روزى كه این فكر و این گفتمان درباره‌ى زن، در غرب آغاز به كار كرد و شروع كرد، یك محاسبه‌ى دقیقى پشت این وجود داشت. این البتّه به عنوان خبر نیست كه من از روى اطّلاع و با استناد به اخبار بگویم، امّا مؤیّدات واقعى‌اى دارد كه این تحلیل را تقویت میكند؛ یعنى از آغاز رنسانس در غرب و به دنبال آن حضور صنعت و پیدایش صنعت جدید در غرب، بتدریج این گفتمان غربى رشد پیدا كرد؛ و اوجش در روزگار ما است كه البتّه این اوج همراه خواهد بود با انحطاط و نزول و ان‌شاءاللّه سرافكندگى و فروپاشى این گفتمان

گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یك بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسئله‌ى فمینیسم و این چیزهایى كه امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است كه در نهایت كار به اینجاها میرسد.

مردواره كردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند كه مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند.ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول كردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میكنیم كه فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى كشور داریم.

آنچه اشكال دارد، افتخار به این است؛ كه ما به رخ دنیا بكشیم كه ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد.

افتخار به اینكه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است. مگر بنا بوده ما كارهاى مردانه را به زنها بدهیم؟ نه، جایگاه زن و هویّت و شخصیّت زن، در جنس خود زن یك هویّت بسیار بالا و با كرامتى است.

این نگاهْ درست است كه ما زن را در جنسیّت خودش - همان‌جور كه هست، زن واقعى، مؤنّث واقعى - بشناسیم، و ببینیم چه ارزشهایى میتواند این فرد متعلّق به این جنس را یا این جامعه‌ى این جنسیّت را رشد بدهد و تعالى ببخشد؛ این نگاه، نگاه درست است. ما نباید در مقابل نگاه غرب دچار این انفعال میشدیم كه متأسّفانه شدیم.


البتّه در آن بخش دوّم كه زن را وسیله‌اى براى التذاذ جنسى مرد قرار میدهد - نه التذاذ معنوى و روحى، نه التذاذ علمى؛ ممكن است دو نفر بنشینند، یكى لذّت ببرد از خوش‌صحبتى یكى، از معلومات كسى؛ نخیر، این مطرح نیست - براى اینكه مرد به راحتى بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسى زن، این مثل یك سِیلى وارد كشورهاى بى‌دفاع و بى‌حفاظ اسلامى شد از طرف غرب؛ كشور ما هم همین‌جور.

مسئله‌ى حجاب یكى از مقدّمات این كار است، مسئله‌ى پوشش و لباس همین‌جور، مسئله‌ى معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یكى از مقدّمات این است كه این بلاى بزرگ كه هم بلاى براى زن است و هم بلاى براى مرد است - و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینكه ملتفت بشوند

دامن زدن به مسئله‌ى شهوت - كه متمركز بود روى مسئله‌ى زنها؛ و امروز مى‌بینید كه در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرایى و این ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اینها - اینها چیزهایى است كه به زبان آسان مى‌آید؛ اینها چاله‌هاى عظیم و عمیق و خطرناكى است پیش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره میكنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبى است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمه‌ى راه است، نیمه‌ى سراشیبى است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوى آن را بگیرند. یعنى مشكل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش - هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً - در مطبوعات كشورهاى خارجى دیدم و خواندم و شنیدم كه آمریكایى‌ها دارند دنبال میكنند كه از كتابهاى فلان نویسنده‌ى مثلاً رمان‌نویسِ خانواده‌نویس - كه رمان‌هایش اطراف خانواده است - فیلم درست كنند براى اینكه بكشانند جهت فیلمسازى و فیلمبردارى و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یك كارهایى هم كرده‌اند، دارند هم میكنند؛ امّا اینها مثل یك جریانهاى باریكى است در مقابل یك سیل عظیمى كه خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان كرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد كرد.

عرض كردیم گفتمان اسلام "زنِ حقیقى" است؛ این گفتمان را همان‌طور كه اشاره كردم، بایستى ما به صورت تهاجمى مطرح كنیم. مطلقاً در موضع دفاعى قرار نگیرید. گفتند بعضى از خانمها كه آن كسانى كه دنبال مثلاً كنوانسیون زنان یا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهدید میكنند كه اگر چنین كنید، اگر چنان كنید ممكن است علیه شما قطعنامه صادر كنیم! خب به دَرَك! قطعنامه صادر كنند.

گفتمان اسلامى در مورد زن را بایست با روحیّه‌ى تهاجم، طلبگارانه مطرح كرد. اگر آنها گفتند كه شما چرا به زن براى اینكه بتواند بى‌حجاب بگردد آزادى نمیدهید، باید گفت شما چرا این آزادى مضرّ و دهشتناك را میدهید، به آن شكلى كه امروز در غرب وجود دارد. آنچه كه امروز در غرب در زمینه‌ى بى‌حفاظى و بى‌حجابى زن دارد دنبال میشود، واقعاً گاهى اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت میكند كه چكار میخواهند بكنند، كجا دارند میروند؟

خصوصیّات زن در این گفتمان گفته شود؛ كرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمى بلكه ظرافت ساختمان فكرى و عصبى و ظرافت كاركردى كه باید بكند. این رشته‌هاى بشدّت رقیق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظریف و لطیف مادر است كه میتواند از هم جدا كند كه عقده به‌وجود نیاید، گره به‌وجود نیاید؛

در مسائل فعلىِ زنان كشور ما به اعتقاد من دو مسئله از همه مهم‌تر یا بگویید فورى‌تر و لازم‌الاهتمام‌تر از بقیّه‌ى مسائل است. یك مسئله، مسئله‌ى اهمّیّت و اعتبار خانه و خانواده است. براى خانه باید شأن قائل شد؛ انسان بدون خانه - كه مسكن و مأوایى ندارد - قابل تصوّر نیست.

این احترام باید باشد؛ زن  باید محترم باشد در درون خانواده.

بخصوص نژادهاى اروپایى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اینها ظاهرشان اتو كشیده و كراوات زده و ادكلن زده و اینهایند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاریخ وجود داشته هنوز هم در اینها هست؛ راحت آدم میكشند، خونسرد جنایت میكنند؛ بنابراین كتك زدن زن در داخل خانه به وسیله‌ى آنها و بعد به وسیله‌ى آمریكاییها، بُعدى ندارد

صداوسیما میتواند آنچنان فرهنگ‌سازى‌اى بكند كه زن مؤمن، فعّال، مجاهد فى‌سبیل‌اللّه، باحجاب، داراى خصوصیّات زن اسلامى، در جامعه محترم و مكرّم باشد؛ دیگران میخواهند عكسش اتّفاق بیفتد. بعضى از برنامه‌هاى صداوسیما متأسّفانه در همان جهتِ خاصّ دیگران است؛ باید عكسْ عمل بشود؛ یعنى واقعاً باید صداوسیما صددرصد در خدمت این فكر قرار بگیرد.


نظرات()   
   

در حال وب گردی با مقاله ای از خانم ROSIE BOYCOTT با موضوع فمینیسم و اثر آن بر جامعه در وب سایت خبری میل آنلاین مواجه شدم که حیف دیدم آن را برای هم وطنان عزیز فارسی زبان ترجمه ننمایم. نویسنده که خود از فعالان فمینیست انگلیسی می باشد، تجارب خود را از فمینیسم و علل و تاثرات آن بر جامعه را بیان کرده است.
مترجهم : مهندس هاشمی

در حالی که فمینیسم، اثرات ویرانگری بر جوامع غربی گذاشته است، فمینیست های غربی که روزی در راستای حقوق زنان، پیشرو در مبارزه بودند، امروز با مشاهده فجایع اجتماعی ایجاد شده در حال عقبگرد هستند و می خواهند دوباره به موقعیت زنانه سابق شان برگردند. البته تاریخ فمینیسم در کشورهای غربی نشان می دهد که زنان در ابتدا از هیچ حق و حقوقی برخودار نبودند و مبارزه شان، امری منطقی می نمود. لیکن اسلام عزیز، از همان ابتدا تمام حق و حقوق لازم را به زن داده است.
مردان ایرانی به خوبی ثابت نموده اند که همواره به حقوق زنان که در شرع مقدس اسلام اشاره شده است تا آنجا که اختیارات و خواسته ها و ریاست مرد بر خانواده را نقض نکند احترام گذاشته اند. 
اما در حالی که فمینیست های کارکشته غربی در حال عقبگرد هستند،در ایران، فمینیست های چادری، در حال تاختن هستند. انسانیت فمینیست های غربی آنجا آشکار می شود که در قبال مسائل و مشکلات جامعه و خانواده، احساس مسئولیت می کنند. لیکن در نوع ایرانی اش، نه تنها چنینی دردمندی ای دیده نمی شود بلکه شاهد هستیم که با خودخواهی و تکبر باور نکردنی ای از تمام روزنه ها برای ایجاد حق و حقوق برای خودشان استفاده می نمایند و مشکلات و تبعات رویکردشان را نیز قبول نمی کنند. سخنان و نوشته های فمینیست های چادری همان شعارهای اوایل انقلاب صنعتی اروپا است که اسلامیزه شده و با ظاهر اسلامی و باطن غیر اسلامی به خورد ملت داده می شود.
این فمینیست پشیمان اگر به طور کل فمینیسم را نقض می کرد به شدت مورد حمله و انتقاد فمینیست های تند رو قرار می گرفت و مجال نمی یافت. اما دارد با سیاست و به شکلی نرم اذهان را ذره ذره برای نفی فمینیسم آماده می کتد.در چندین سال اخیر مقالات بسیاری از فمینیست های غربی چنین رویکردی دارد.
امیدوارم به خوبی توانسته باشم امانت داری را رعایت کرده باشم. در ترجمه این مقاله، به صورت بسیار کم و برای گیرا شدن مطلب، کلماتی به آن اضافه کردم ولی کلیت مطلب، همین چیزی است که هم اکنون مشاهده می کنید. علاقه مندان برای مطالعه متن اورجینال این مقاله که به زبان اصلی نوشته شده است می توانند به آدرس آن که در انتهای صفحه آمده است مراجعه فرمایند[1].

فمینیسم مردان را به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده است. اما کسب این موفقیت برای زنان، به چه قیمت تمام شده است؟
میلیون ها نفر از مردان معتقدند از دفتر کار تا منزل و بستر زناشویی، فمینیسم آنها را به شهروندان درجه دو تنزل داده است.
در این حال سوالی که برای مردان جامعه ایجاد می شود که چرا باید در قرن بیست و یکم ارزش زنان اینقدر رشد کرده باشد؟ و هویت و جایگاه مرد در قرن بیست و یک چیست؟
به عنوان مثال، اگر از پدرتان یا پدربزرگتان بپرسید که جایگاه و تعریف مرد در سده پیش چگونه بود، احتمالا او به آسانی و سرعت چنین پاسخ خواهد داد که: "در خانواده، من برای کار از منزل بیرون می رفتم تا هزینه و مخارج زندگی همسر و فرزندانم را تهیه نمایم".
احساس او، یکی حس اجتماعی و فراگیر بود که در آن مردان به علت توان و قدرت بیشتر، زندگی را به پیش می بردند و به همین خاطر، مردان تنها تصمیم گیران جامعه تلقی می شدند.
اما بر اساس بررسی های انجام شده مردان و پسران جوان جامعه در این احساس با پدران و پدر بزرگ های خود مشترک نیستند.
در واقع 52% مردان جوان چنین احساس می کنند که در سایه قوانین جانب گرایانه زنانه و حقوق زنان محدود شده اند. همچنین 82% مردان نیز معتقدند که نقش سنتی خود را در جامعه از دست داده اند.
برای بسیاری از آنها این به معنی اهمیت ندادن به خواسته ها و نیازهای مردان است که بی سابقه است.
این یک عقب گرد و جهش شگفت آور است. اینکه دیگر کسی نمی تواند زنان را نادیده بگیرد. این حقیقتی است که نتایج و تبعات زیادی دارد. به عنوان مثال بسیاری از زنان آمریکایی، دیگر با یک شوهر زندگی نمی کنند. در بریتانیا، دفتر آمار ملی انگلیس به تازگی اعلام نموده است که تعداد ازدواجهای انجام گرفته در انگلستان به کمترین مقدار خود رسیده است.
پس ازدواج کردن در سن مناسب و داشتن نقش پدری همچون قدیم، دیگر امکان پذیر نیست که مردان جوان مشتاقانه به دنیال کسب آن باشند و از وقوع چنین آینده ای برای خود یقین داشته باشند.
علاوه بر این، ازدواج و خانواده، به محلی برای درگیری و تشنج دائمی مرد و زن مبدل شده است. چه اینکه درآمد زنان به مرور زمان از همتایان مردشان بیشتر شده است.
در اواخر سال گذشته (اواخر سال 2007) نتایج یک نظر سنجی نشان داد که 39% از زنانی که کار تمام وقت داشته اند، درآمدشان از شوهرانشان بیشتر بوده است. این بدان معناست که 1.8 میلیون زن در سراسر کشور، درآمدی بیش از شوهرشان داشته اند.
این اعداد و ارقام بسیار مهم و قابل توجه هستند. از این جهت که نشان می دهند که تغییرات بزرگی در صفوف حرفه ای از منظر جنسیتی مرد و زن اتفاق افتاده است. این تغییرات و تحولات، آثار خود را در همه جا نشان داده اند: از اتاق خواب تا اتاق هیأت مدیره!
جهان قدیم بسیار ساده بود: زنان در خانه می ماندند و فرزندان را پرورش داده و مردان، سر کار می رفتند و پول به دست می آوردند. سبک زندگی در زمانه قدیم بسیار ساده بود.
در زمانه قدیم، تمایز جنسیتی در زندگی به خوبی دیده می شد ولی هم اکنون نقش زنان به حیطه نقش و مسئولیت های مردان کشیده شده است و جایگاه مرد به طرز قابل توجهی تضعیف شده است.
این بخشی از گفتگوی من با دوستم است که به اصرار من در خانه مان بود:
او هشت سال است که ازدواج کرده است و صاحب دو فرزند است که هر دوی آنها هم اکنون به مدرسه می روند. او از ازدواج خودش ناخرسند است و به مشاجره ای که اخیرا با شوهرش بر سر آوردن بچه ها از مدرسه داشته است اشاره می کند و اینکه هر دوی آنها در هنگام تعطیلی مدرسه فرزندانشان، سرکار هستند و همیشه بر سر این بحث می کنند که چه کسی، بچه ها را از مدرسه به خانه بیاورد؟
این یکی از دلایل آنها برای مرتب نبودن و بهم ریختگی خانواده شان است که در طول سال، همیشه درگیر آن هستند. و یا سالها پیش، یکی از دغدغه های آنها، تقسیم وظیفه ی رسیدگی و مراقبت از حال کودکان شان بود که شب ها از مهد کودک آورده شوند.
آنها هر دو انتظار دارند که باید به طور مساوی فرصت پیشرفت در کار و حرفه شان را داشته باشند و این تفکر باعث شده است که همواره در زندگی درگیر رقابت با یکدیگر بر سر آزادی های فردی و اوقات فراغت و وضعیت شعلی و حرفه خود باشند.
در حین صحبت با او، بارها اتفاق افتاد که او به من گفت "وای خدای من، حواسم به حرفهایت نبود" و تلاش وافری می کرد تا به حرفهای من گوش دهد. شاید علت این موضوع این باشد که تقسیم بندی امور و وظایف زن و شوهر، فکر او را به شدت درگیر خود کرده بود.
تفکر و دغدغه دائمی مادر و پدر بر سر اینکه مثلا چه کسی باید به دنبال دخترشان برود، یا تقسیم بندی وظایف خانه شان برای خرید شیر و نان و ... کاملا غیر قابل تصور است.
مادر من که زن باهوشی بود هرگز حاضر نشد که خود را وارد چنین مشغله ها و درگیری های دائمی ذهنی کند. آنها (پدر و مادرم) به خوبی می دانستند که چگونه زندگی کنند و هر یک باید چه نقشی در زندگی ایفا کند.
در آن روزها آزادی و اختیار عمل زنان، دور از واقعیت های امروزی بود: یک زن فقط زمانی می توانست وام مسکن بگیرد که امضای شوهر یا پدرش در پای آن بوده باشد؛ مدارس و دانشگاه ها عمدتا مختص به مردان بودند علی الخصوص مدارس پزشکی و کالج های حقوقی.
زنان تا هنگامی که دختر بودند به پدر خودشان و زمانی که ازدواج می کردند به شوهرانشان وابسته بودند.
من به عنوان یک فمینیست های جوان و پر شور که به دنبال تغییر و حذف این محدودیت ها بودم (و هم اکنون نیز افتخار می کنم که عضوی از این جنبش بوده ام که اینقدر رهاورد داشته است) ولی به نظر می رسد که من در دامی مردانه افتاده ام: تلاش برای کسب پول بیشتر و به تنهایی، همه ی هدف من گردیده است و همین دغدغه، مرا از وقت گذاشتن برای فرزندانم و تزریق عشق و محبت به آنها محرومم ساخته است.
آرمان و آرزوی ما در ابتدای حرکت، بهبود زندگی مردان و زنان بود و در دهه هفتاد میلادی، ما در جنبش زنان ناراحت و افسرده بودیم که چرا همه چیز به نفع مردان است؟
لذا پیگیری حقوق زنان، به اولویت اول جنبش های فمینیستی تبدیل شد. البته ما می دانستیم که هر تغییری که در حقوق زنان ایجاد شود، باید تغییراتی نیز به صورت متقابل برای مردان وجود داشته باشد تا همه به طور مشترک، تلاش شان را برای کار در دیگ داغ و بزرگ زندگی به کار گیرند.
آیا به این فکر کرده اید که فمینیسم بیش از همه، احساسات مردان را دچار تعارض کرده است و مردان همچنان علاقه مند به «زن سنتی» برای ابراز احساسات و عشق ورزی هستند و به نظر می رسد رویکرد های زن محور و فمینیستی بر جامعه تاثیر زیادی گذاشته اند.
اما آن چه بود؟ نیمی از مردان جوان بررسی شده در گزارش اخیر اعتقاد داشتند که جامعه در تلاش است آنها را تبدیل به مردان زن نما [2](یعنی مردهایی که تحت تاثیر جو غالب فمینیستی رفتارهای زنانه از خودشان نشان میدهند، و مثلا خودشان را به صورت خانمها آرایش می کنند) کند و آنها ابراز داشته اند که بی علاقه به زندگی در سایه «قوانین طرفدار زنان» هستند و از توجه افراطی به حقوق زنان (بدون توجه به خواسته های آنها) نفرت دارند.
البته این درست است که زنها بیش از پیش به چشم می آیند و دیده می شوند و این روند در سی سال گذشته شدت گرفته است و زنان در هر حوزه ای که فکرتان برسد، رسوخ و حضور پیدا کرده اند.
زنان امروز بسیاری از کرسی های حسابداری و مالی و آموزشی را در اختیار گرفته اند.
به نظر می رسد آنچه در واقع اتفاق افتاده است جنگ و رقابت زنان و مردان برای حفظ فرصت ها و کسب موقعیت ها از دست هم است! به نظر می رسد قبل از فراگیری تفکرات فمینیستی، جامعه بیشتر مردانه بود ولی هم اکنون زندگی و مشاغل، زرق و برق بیشتری پیدا کرده اند!
آرمان زنان امروز دیگر در مادر و همسر بودن محدود نمی شود و آنها می خواهند به حرفه ها و تخصص های مختلف دست پیدا کنند و پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمایند. لیکن بسیاری از مردان، متعجب از این هستند و از این موضوع احساس تهدید و از کار برکناری می کنند.
جنبش زنان با از میان برداشتن فرضیات سابق در قبال مردان و زنان، در حال ایجاد زلزله ای برای کنار زدن مردان است. چه اینکه ماهیت کار و اقتصاد در کشورهای غربی، امروز بیش از اینکه به نیروی عضلانی و قدرت فیزیکی نیاز داشته باشد به دانش و تخصص نیاز دارد و در این بین تفاوتی بین زنان و مردان در حضور موثر، دیده نمی شود.
در واقع با تغییر شکل کسب و کار که نیازمند تعامل انسانی با کاربران و ارتباطات کاری است، زنان در این زمینه موفق تر از مردان هستند.
در واقع در 35 سال گذشته، زنان در همه عرصه به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند و سرآمد شده اند و هم اکنون به تنهایی قادر به پیشرفت در زندگی و سرپرستی و تربیت کودکانشان (بدون نیاز به مرد) هستند. چیزی که برای مادران و مادر بزرگ های ما غیر ممکن بود.
اما آیا این به معنای ترک و بیرون راندن مردان است؟ ما دیگر برای زندگی و تحقق نیازهای اولیه مثل غذا و سرپناه برای همسر و فرزندان مستقل شده ایم. لیکن چون رمز موفقیت در جامعه به پول، قدرت و اعتبار بستگی دارد، پس ما دختران باید در این زندگی که همچون یک میدان بازی بزرگ است حضوری همه جانبه داشته باشیم.
یادم هست وقتی 21 سالم بود و اولین مقاله را برای مجله دنده یدکی نوشتم به این نکته اشاره کردم که ما باید فکر مردانمان را برای جهش و پیشرفت، با آوردن بچه درگیر کنیم.
چیز دیگری که من موفق شدم آن را درک کنم و بفهمم این است که که جامعه در بستر تغییر و تحولی بزرگ قرار گرفته است. از این بابت که جامعه، زنانی که پا در جای مردان می گذارند و نقش مردان را بازی می کنند را تحسین می کند و چنین زنانی را انسانهای موفقی تلقی می کند ولی مردانی که هنوز سرگردان هستند و سنتی می اندیشند و یا زنانه فکر می کنند را شخصیت های موفقی قلمداد نمی کند.

اما قضاوت عمومی درباره مردی که در خانه می ماند تا امور خانه را سر و سامان دهد و از بچه ها نگهداری کند و از پول همسرش خرید می کند به عنوان فردی شکست خورده و بازنده شناخته می شود و نه به عنوان پیشگامان سبک زندگی مدرن!
اکثر مردم فکر می کنند که دوران بکارگیری کنیز و یا مستخدم برای انجام امور منزل به پایان رسیده است ولی اگر زن و شوهر درآمد بالایی داشته باشند، می توانند از آنها برای انجام امور منزل شان استفاده کنند و با وجود آنها، دیگر نیازی به مهد کودک برای فرزندانشان نیست.
وقتی من در کمپین حمایت از حقوق زنان شروع به فعالیت کردم تا از حق اشتغال زنان دفاع کنیم، هرگز فکر نمی کردم که کودکان، یکی از قربانیان این وضعیت باشند.
البته من فکر می کنم که این تقصیر دولت است که برخلاف اسکاندیناوی، ساخت مهد کودک را در اولویت قرار نداده است و مهد کودک به حد کافی در دسترس خانواده ها نیست.
به هر حال این نیز یکی از تبعات خانواده هایی است که کسب مال و از آن مهمتر، مسائل دنیوی برایشان با اهمیت تر است از خانه ای شاد و پایدار که در آن با عشق و علاقه، کودکانشان را پرورش می دهند. 
اقتضائات جهان مدرن باعث شده است که اغلب مادران پس از زایمان تا چند هفته از محل کار خود دور باشند و توجه زیاد به کسب و کار باعث شده است که زنان و مردان، فرزند آوری را به عنوان اولویت درجه دو قلمداد کنند و آن غرور و اشتیاقی که پدر و مادرهایمان از فرزند آوری داشتند را نداشته باشند.
ادغام تدریجی نقش ها و تشبیه دو جنسیت به یکدیگر باعث افزایش جاه طلبی مردان و زنان شده است که باعث ترک احساسات زیبا و مردانگی در زندگی شده است. چه اینکه امروز کمتر کسی حاضر می شود که همچون قدیم در یک مزرعه مشغول به کار شود، چون کمتر احتمال موفقیت مالی و ثروتمند شدن را نصیب فرد می کند. 
مقالات زیادی درباره وظایف مردان نوین در خانواده به عنوان والدینی فعال و با نشاط نوشته شده است که در هر کدام از آنها وظایفی را برای آقایان تعریف و ذکر نموده است.
اما زنان که بار اصلی بر دوش آنهاست -مثل حکایت امروز دوست من- همواره با شوهرانشان در حال مشاجره هستند که چرا باید وظایفی همچون خرید شیر برای بچه ها و امور داخلی خانه بر دوش آنها باشد؟ چون به عقیده آنها، پذیرفتن مسئولیت های بیشتر در خانه، باعث می شود در تخصص و حرفه شان(کسب و کار) تنزل پیدا کنند. و این نوع استدلال نشان از یک فرو رفتگی (گودال) اجتماعی عمیق است.
برای رهایی از این مخمصه، ما باید قبول کنیم که برخی امور مختص آقایان است و برخی امور مختص خانم هاست. قبول کنیم که یکی از ما در مریخ و یکی دیگر در زهره زندگی می کند. لیکن همه ما با هم در کره زمین زندگی می کنیم، در اینجا!
هیچ کس نمی خواهد که به اوضاع و روزگار قدیم، آن طور که مادر من زندگی می کرد برگردد. اما همه عمیقا به این نیاز داریم که در کنار هم زندگی کنیم. شما می توانید امتحان کنید زندگی ای که مرد و زن بر اساس پول و ظاهر زندگی کنند که زنان جرئت ماندن در خانه کنار فرزندان را نداشته باشند! و اگر چنین زندگی برایتان شیرین و زیبا بود آن را به دیگران توصیه کنید.
بر خلاف فرضیه ها و پیش بینی های جنبش های فمینیستی مبنی بر تقسیم نمودن وظایف به طور مساوی و مرتب نمودن زندگی، این طرح موفق نبوده است.

مأخذ:

[1]: http://www.dailymail.co.uk/femail/article-512550/Feminism-turned-men-second-class-citizens-womens-victories-come-price.html

[2]: coiffed metrosexual


نظرات()   
   

مقام معظم رهبری در آخرین سخنان خود در روز زن فرمودند نام گذاری امروز به نام روز زن، درس‌های جاودانه ای برای همه خصوصاً بانوان و زنان كشور اسلامی ما دارد تا با آراستن خود به زیور تقوا، عفاف، دانش، شجاعت، ایستادگی، تربیت صحیح فرزند، و اهمیت دادن به خانواده، در راه و مسیر حضرت زهرا (س) حركت كنند.

ایشان تصریح فرمودند:

 

اختلاف افکنی و تحریک عصبیت های مذهبی، مصداق بارز ضایع کردن فرصت شعر و ستایشگری/

خانه‌داری و فرزندآوری مجاهدتی بزرگ و هنر زنانه است ( ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ - 

مقام معظم رهبری در جمع معلمان بر نقش دختران در خانه داری تاکید کردند:

ما قبلاً درباره‌ى تحول بنیادى مطالبى عرض كردیم؛ مدتها من در دیدارهاى با معلمان، با مسئولین فرهنگ، با شوراى عالى انقلاب فرهنگى و دیگران این را تكرار كردم و خوشبختانه به نتیجه هم رسید؛ دیدار معلمین سال 91

 شكل جدید آموزش و پرورش ما سوغاتى بود، وارداتى بود، اهدافى پشت سرش بود. دیدار با معلمین سال 91

ــ از اوّلى كه آموزش و پرورش جدید در كشور آمد ــ بر همان مبنا حركت كردیم، در واقع در همان ریل پیش رفتیم؛ كه خب، ریل درستى نبود. این سند تحول باید ما را به سمت هدفهاى اسلامى حركت دهد؛ باید جامعه را به سبك زندگىِ حقیقتاً اسلامى پیش ببرد؛دیدار با معلمان 18 اردیبهشت 92

 ...معارفى كه یك ملت را سربلند میكند، پیشرو میكند، پیشتاز میكند؛ كه اگر در كتابهاى ما وجود ندارد، آنها را بگنجانیم؛ چه چیزهائى نقطه‌ى مقابل است، تخدیر كننده است، گمراه كننده است، آنها را حذف كنیم؛ چه چیزهائى به تناسب نسلها یا جنسیتها لازم است، آنها را بگنجانیم. فرض بفرمائید در كتابهاى درسى دختران ممكن است چیزهائى لازم باشد در زمینه‌هاى خانه‌دارى، تربیت فرزند و امثال اینها؛ و در كتابهاى پسران ممكن است چیزهاى دیگرى لازم باشد در مواجهه‌ى با مسائل كار، زندگى و امثال اینها؛ اینها مراقبت لازم و دیده‌بانىِ دائم احتیاج دارد و باید این كارها انجام بگیرد. به‌هرحال كار، بسیار كار مهمى است.

لینک دانلود فایل تصویری با حجم 4.29mb

[http://www.aparat.com/v/lyAdm]


نظرات()   
   

به نقل از تبیان بخش خانواده ایرانی


 تجاوز به حقوق مردان

رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.


یکی از مسائلی که در مورد لزوم رعایت حجاب و پوشش مناسب مطرح است ، لزوم رعایت حقوق دیگران در مناسبات اجتماعی است.انسان های نخستین زمانی که برای راحتی زندگی تصمیم گرفتند در کنار هم زندگی کنند و اجتماع را تشکیل دهند ، دریافتند برای راحتی خودشان قوانینی وضع کنند و همچنین در وضع این قوانین حدود و اختیاراتی را برای همه ی افراد جامعه قائل شوند. حدود و اختیارات هر کس تا مرز از بین بردن آزادی دیگری معنا پیدا کرد بدین معنی که یک فرد نمی تواند زمانی که در کنار دیگران زندگی می کند ، به بهانه ی آزادی خود ،رفتاری را نشان دهد که آزادی را از دیگری سلب کند. 

برای مثال فردی را تصور کنید که از امکانات شهری بدون رعایت مصالح دیگران استفاده کند . بدون ایستادن در صف وارد اتوبوس شود و یا بدون گرفتن نوبت از متصدی بانک توقع داشته باشد که کار او را انجام دهد و یا به وسایل عمومی لطمه بزند.در هیچ جای دنیا چنین رفتاری تایید نمی شود و چون این رفتارها و تاثیر محدود کننده ی حقوق دیگران در آن،قابل مشاهده و عینی است و برای همه مسجل است که آزاد بودن در رفتار در شرایطی که حقوق دیگران سلب شود ، اشتباه است و هر کسی باید مراقب رفتارش باشد تا وارد حدود دیگران نشود ، غلط بودن چنین رفتارهایی خیلی واضح است اما در برخی مواقع بحث ما بر روی رفتارهایی است که تاثیرش بر حقوق دیگران اینقدر عینی نبوده و یا در طول زمان مشخص می شود و یا نیاز به دقت بیشتری دارد تا حقی که از فرد دیگر زایل شده ، مشخصص گردد.

 رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.همین فطرت که به جای خود لازم است و بهانه ای است برای تشکیل خانواده و فرزند آوری ، اگر هر کدام از طرفین نسبت به این فطرت رفتار مناسبی نداشته باشند در حقیقت ،آزادی دیگری را سلب کرده اند.

 خانمی که با لباس نامناسب و بدن نما و آرایش محرک وارد جامعه می شود در حقیقت گروه دیگری از افراد که آقایان هستند را در معرض فشار روحی و جسمی قرار می دهد. شما کلاس دانشگاهی را تصور کنید که در آن عده ای پسر و دختر جوان در حال تحصیل اند و پسرها در سنی هستند که غریزه شان بسیار قوی است و از طرفی امکان ازدواج ندارند و در همین کلاس دخترهایی در حال درس خواندند  که هر روز با لباس های محرک ، آرایش و استعمال عطرهای تند حضور دارند .دلیل دخترها برای این وضعیت ظاهری ، داشتن آزادی است در حالی که این آزادی فشار روحی و جسمی زیادی به همشاگرد های مردشان وارد می کند.

 * اگر انسان براساس غریزه به چیزی نیازمند باشد ولی از دستیابی به آن منع شود ، نسبت به آن حریص می شود. در بسیاری از موارد هم می توان شدت این نیازمندی را افزایش داد که در اینصورت حرص و ولع هم برای دستیابی به آن افزایش خواهد یافت.

حال در نظر بگیرید کسی که نیاز به غذا خوردن دارد را به محلی ببرند که انواع و اقسام غذاهای خوشمزه و خوش عطر وجود داشته باشد و افرادی در حال خوردن از آن غذاها باشند. او در آنجا حضور داشته باشد ، غذاها را ببیند ، بوی غذا را استشمام کند ولی به او بگویند تو نمی توانی از این غذاها بخوری. چقدر تحت فشار خواهد بود. اما اگر در محیطی باشد که غذایی  موجود نباشد ، آنوقت تحمل گرسنگی برایش خیلی راحت تر است زیرا تحریک نشده.

ممکن است این سوال مطرح شود که پس اگر مردی متاهل بود و همسر داشت ، می توان در مقابل او آزادانه لباس پوشید و رفتار کرد. اما این حرف نیز با فطرت انسانی مخالف است زیرا هر کس خصوصیاتی دارد که در جای خود جذاب و محرک است.در اینجا که عدم رعایت پوشش می تواند به قیمت از هم پاشیده شدن یک زندگی باشد.  

نگاه تحریک آمیز اوباما و حتی عدم تحمل روشنفکر ترین مردان دنیا

 در ضمن با توجه به اینکه میزان حرص و اشتیاق در غریزه جنسی برای کامجویی، بستگی بسیار زیادی دارد به میزان تحریک کردن غریزه ، عدم رعایت حجاب و تحریک در اجتماع باعث زیاد شدن ناامنی می شود زیرا عده ای از آقایان با توجه به محرک های زیاد ، خویشتن داری کرده و غریزه شان را کنترل می کنند اما عده ای دیگر که به ارضای آن به اشکال مختلف می پردازند ، باعث می شوند آسیب های زیادی در جامعه بوجد آید ، اخبار مختلفی که از تجاوز به عنف می شنویم یکی از این آسیب هاست. پس چه بهتر است که با رعایت پوشش مناسب هم آزادی دیگران در اجتماع را سلب نکنیم و باعث از بین رفتن امنیت در اجتماع برای خودمان نشویم.

تصویر بی حجابی

میلاد حمیدی :

عده ای از فعالان حقوق زنان و یرخی قلم به مزدان و افسون شدگان فمینیسم و افراد سکولار و روشنفکر نان و نمک خورده ی فمینیست ها، این جمله معروف را می گویند و می نویسند: " با زور مشکل بد حجابی حل نمی شود.حجاب مقوله فرهنگی اجتماعی و تربیتی است."

در پاسخ به این قبیل افراد 3 مطلب را متذکر می شویم:

1- بهتر است بگویید مشکل بد حجابی تنها با زور حل نمی شود!
بلکه کار فرهنگی هم در کنار آن لازم است.
اگر بخش فرهنگی خوب کار نمی کند دلیل نمی شود نیروی انتظامی با اوباش بد حجاب برخورد نکند!
وقتی بد حجاب شدند و در زمره ی اوباش شدند حسابشان با نیروی انتظامی است.
باید برخورد با زور در کنار امر به معروف و کار فرهنگی باشد.
کما اینکه استفاده از زور در مواردی که کار فرد خاطی مصلحت جامعه مسلمین را هم تهدید کند خود مرتبه ای از امر به معروف و نهی از منکر است.
مثل کسی که کشتی را سوراخ می کند و هر چه می گویند نکن به کارش ادامه می دهد. چون بقیه هم از این کار متضرر می شوند بنابراین تنها راه باقیمانده متوسل شدن به زور است.
اینجا دیگر هیچ کس نمیگوید رهایش کنید و با او برخورد نکنید باید قبلا کار فرهنگی می شد و او درست تربیت می شد تا شعورش را داشته باشد کشتی را سوراخ نکند!
مثل این بدحجابان هم همین است. اینها کشتی اجتماع و اخلاق را سوراخ می کنند و همه را غرق می کنند.
متاسفانه تعصب جنسیتی شما زنان نمی گذارد واقع بین باشید.
الان اگر نیروی انتظامی بگوید با مردان شرور و مزاحمین نوامیس مبارزه می کند همگی کف می زنید چون از ناحیه آنها احساس خطر می کنید و از برخورد با آنها خشنود شده و احساس آرامش می کنید!

و اگر گوینده و یا نویسنده اش زن باشد باید به او گفت:
اما هرگز این شرارت و خشونت زنانه (خشونت نرم) را برای مردان درک نمی کنید و تا زندگی خودتان و شوهر و یا برادر و یا پسر و یا پدر خودتان هم درگیر نکند و یا زندگیتان را تهدید نکند و تا تجاوزهای جنسی و جنون شهوت مردان را به حد مخاطره نیندازد و تا ایمان رااز همگان نگیرداحساس خطر نمی کنیدو متوجه اهمیت این مطلب نمی شوید.

2- آیا می توان گفت با دزدان به جای برخورد انتظامی برخورد فرهنگی کرد؟
آیا به کسانی که خشونت می ورزند و زندگی مردم را تهدید می کنند می شود صبر کرد تا برخورد فرهنگی شود؟
آیا در این صورت امنیت مردم و زندگی شان تهدید نشده و به تاراج نمی رود؟

اینها خشونت های فیزیکی است. خشونت دیگری که وجود دارد بی حجابی است.
دل و جان و عفت جامعه را می دزدد و میل جنسی جوانان و مخصوصا مجرد ها را تشدید می کند و یک سرکوب جنسی و خشونت قلمداد می شود.
ضمن اینکه خلاف قانون است.
نیروی انتظامی مکلف به برخورد با ناقضین قانون است. کار فرهنگی برای دستگاه های دیگر است.
با همین تعمیم اگر بگوییم با دزدان برخورد انتظامی نشود و موکول و موقوف شود به کار فرهنگی یعنی نسبت به تاراج اموال مردم بی تفاوت باشیم تا با کار فرهنگی دزدان خودشان دیگر دزدی نکنند.
بی حجاب ها هم دزدان عفت و حیا در جامعه هستند. اگر نیروی انتطامی کارش را متوقف کند آنگاه عفت و حیای جامعه به تاراج می رود!!!

3- شما هایی که به نیروی انتطامی انتقاد می کنید کجا به نهادهای فرهنگی از این بی حجابی ها انتقاد کرده اید و اگر انتقاد کرده اید نتیجه کار شما چه بوده است؟ در ازای این چه کار فرهنگی موفق و یا چشمگیری از نهاد های فرهنگی دیده شده است؟ اصلا نتیجه کار فرهنگی چه بوده است؟


بنابراین دو نتیجه می شود گرفت اول اینکه کار فرهنگی به تنهایی نتیجه نمی دهد دوم اینکه اغماض و کم کاری و یا بیکاری نهادهای فرهنگی که در اینجا صراحتا ضرورت کار نیروی انتطامی را پر رنگ تر میکند.

در ادامه مطلب شعر زیبایی در مورد حجاب(قسمت هایلایت شده خطاب به عده ای از مسئولین است).

 


نظرات()       
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392  22:36

عنه صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله : أیُّما امرأةٍ استَعطَرَتْ فَمَرَّت على قَومٍ لِیَجِدُوا مِن رِیحِها فهی زانِیَةٌ .  سنن النسائی : 8/153 .

پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله : هر زنى كه به خود عطر زند و از كنار عدّه‏اى [مرد] بگذرد ، تا بویش به مشام آنها رسد ، زناكار است .


نظرات()   
   

 

به نام خدا

اظهارت سخیف لاریجانی و دروغگویی وی

در حالیکه امروز با تهاجم فرهنگی گسترده دشمن در زمینه نابودی رکن اصلی جامعه، یعنی خانواده روبرو هستیم و مقام معظم رهبری به درستی سخن از ترویج سبک زندگی ایرانی و اسلامی در خانواده به میان می آورند و از اهمیت نقش زن در خانواده سخن می گویند، متاسفانه رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، با بکار بردن الفاظ تملق آمیز و خفت آور (به زعم مقام معظم رهبری در موارد مشابه) و تحریف سخنان معلم شهید دکتر مطهری، خواسته یا ناخواسته گامی دیگر در جهت نابودی خانواده و از بین بردن سبک زندگی اسلامی برداشتند. سبک زندگی ای که که جهاد زن را شوهر داری و بهترین زنان را زنانی می داند که هیچ نامحرمی آنها را نبیند. ایشان در بیاناتی که احتمالاً تنها خودشان از شهید مطهری شنیده اند اظهار می کنند شهید مطهری معتقد بوده است عدم جواز خروج زن از منزل بدون اذن شوهر، مصداق افراطی گری است!؟

این بیانات در حالی مطرح می شود که تمامی مراجع عظام، بر روی عدم جواز خروج زن از منزل بدون اذن شوهر اجماع دارند و مسلماً این اظهارات فارغ از اینکه به هیچ عنوان نمی تواند از جانب یکی از برترین شاگردان امام راحل بیان شده باشد، مخالفت صریح با اجماع و فتاوای صریح مراجع و علما دارد.

همچنین این سخنان در حالی بیان می شود که چند روز پیش، علی مطهری (فرزند دوم شهید مطهری و نماینده مجلس شورای اسلامی) در مصاحبه تلویزیونی خود در شبکه دو اعلام کردند که دختران شهید مطهری با وجود تحصیلات عالیه هیچکدام شاغل نیستند، که این امر نشان دهنده نحوه تربیت خانواده و فرزندان توسط این شهید بزگروار است و خانواده ایشان هنوز به آن پایبنداند. اینطور به نظر می رسد که اگر این قسم اظهارات تائید نشده به نقل از شهید مطهری توسط جناب آقای لاریجانی (داماد این شهید بزرگوار) اظهار شود، نقش ایشان در تحریف افکار پدر زن به مثابه نقش محمدرضا خاتمی با امام (ره) خواهد بود. نقشی که مقصودش تحریف احکام دین و تخریب اجماع و فتوای صریح مراجع خصوصاً در حوزه حضور زنان در اجتماع و نابودی ارکان خانواده و گسترش فمنیسم بود.

 

مقام معظم رهبری در آخرین سخنان خود در روز زن فرمودند نام گذاری امروز به نام روز زن، درس‌های جاودانه ای برای همه خصوصاً بانوان و زنان كشور اسلامی ما دارد تا با آراستن خود به زیور تقوا، عفاف، دانش، شجاعت، ایستادگی، تربیت صحیح فرزند، و اهمیت دادن به خانواده، در راه و مسیر حضرت زهرا (س) حركت كنند.

ایشان تصریح فرمودند:

 

اختلاف افکنی و تحریک عصبیت های مذهبی، مصداق بارز ضایع کردن فرصت شعر و ستایشگری/ خانه‌داری و فرزندآوری مجاهدتی بزرگ و هنر زنانه است ( ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ -          با توجه به این نکته که در سخنان ایشان هیچ اشاره ای به حضور اجتماعی زن نشده بلکه تاکید بر حضور در خانواده و تربیت فرزند است، اینکه رئیس مجلس درست در خلاف سخنان رهبری زنان را تشویق به گرفتن حق حضور در اجتماع و ایستادگی در مقابل شوهرانشان و سرکار رفتن حتی با مخالفت آنها می کند؛ تامل برانگیز است و می توان کلام ایشان را نقطه مقابل کلام علما دین و هم راستا با لیبرالیسم و فمنیسم ارزیابی کرد که در راستای نابودی خانواده در پروتکل های خود به اجتماع کشاندن زنان را نکته ای کلیدی برای تسلط بر کشورها می دانند.

اما عمق فاجعه اینجاست که جناب آقای لاریجانی، نماینده مردم قم می باشند و دیدارهای منظمی با علما و مراجع قم برای جلب حمایت آنها دارند، و باید بیش از هرکس دیگر در راستای به ثمر نشستن قوانین دینی تلاش کنند. اما متاسفانه درست برخلاف این رویه از ایشان سر می زند، از این جمله می توان به خارج کردن موادر مربوط به ازدواج مجدد از دستور کار مجلس پس از رای اوردن! و همچنین حذف مواد قانون ممنوعیت خروج دختران مجرد بدون اذن ولی یا در صورت نبود ولی با اذن حاکم شرع که به منظور جلوگیری از قاچاق ناموس شیعه برای مصارف جنسی تدوین شده بود، اشاره کرد. همچنین ایشان در تصویب قانون اعطای حضانت قرزند به دختران مجرد که عواقب اجتماعی وخیمی به همراه دارد نیز نقش موثری ایفا کردند و علاوه بر این، چندی پیش مرکز پژوهش های مجلس با دستور آقای لاریجانی با تمام ظرفیت در اختیار زنان فمنیست قرار گرفت تا با پول بیت المال قدم های موثر تری در راه نابودی خانواده بردارند.

در این شرایط از  مراجع عظام تقلید و فرزند گرامی شهید مطهری انتظار می رود در مقابل اینگونه شبهه افکنی ها در قوانین اسلامی و عدالت فقهای عالیقدر عکس العمل نشان دهند و صدای اعتراض مردم ایران را که کسی به آن توجه نمیکند به گوش مسولین برسانند. امید ما  تنها به شماست تا صدای ضعیف خانواده های در حال نابودی را به گوش مسئولان برسانید، چرا که صدای ما در مقابل بوق های گوش خراش فمنیست های حاکم بر جامعه و به جایی نمی رسد.

اصل سخنان رئیس مجلس:

" شهید مطهری حتی در مورد اجازات زنان نیز معتقد بودند که عدم جواز خروج زوجه بدون اذن زوج یک رویکرد نادرست و افراطی است"
بطور خلاصه آقای لاریجانی در ادامه این سخنان اشاره هایی به نادرست بودن نادیده گرفته شدن حق زنان در حکومت و فاصله گرفتن برخی روایات پیرامون این موضوع  با نص صریح قرآن نموده و با اشاره به سیره فاطمه زهرا (س) پیرامون موضوع فدک بر موضوع گرفتن حق و عدم نشان دادن بی عرضگی در این موضوع تاکید کرد!
همچنین وی گفت :" حضور زنان در مسائل اجتماعی نیز از جمله وظایف آنها به شمار می‌آید که حضوری مستقیم و غیرمستقیم دارند. حضور مستقیم آنها به معنای حضور در سرنوشت سیاسی و حق رای و داشتن کار است."

عدم صحت ادعا:این سخنان در سایت های خبری زیادی پوشش داده شده است من جمله خبر آنلاین و آفتاب نیور و ... {+}

اگر به کتب و آثار شهید مطهری مراجعه نماییم من جمله کتاب نظام حقوق زن در اسلام نگاهی بیافکنیم، {لینک دانلود کتاب} اصلا شاهد چنین دیدگاهی از جانب آن شهید بزرگوار نخواهیم بود و در روزهای اخیر با نزدیک شدن به انتخابات شاهد جنگ روانی دیگری از سوی سیاستمداران هستیم و آن نسبت دادن افعال و نظراتی به اموات است که همگی یک خصوصیت را دارند و آن عدم امکان اثبات است.
زیرا  فردی که از او نقل قول می شود نیست تا از خود دفاع کند و هرکس نظرات خود را از زبان آنها ابراز می کند تا به کلام خود با آبروی دیگران مشروعیت ببخشد.

در کتاب نظام حقوق زن در اسلام از شهید مطهری جلوگیری از حضور زنان در اجتماع و جلوگیری از حضور  آنها توسط حکومت منع شده است (مثل عربستان صعودی) نه منع آن توسط شوهر که از حقوق شوهر است. و حتی در کتاب فوق الذکر شهید مطهری بر تبدیل شدن دولت و حکومت به شوهر و قیم زنان انتقاد هم کرده اند. (دادن مستمری به زنان از طرف دولت و قرار دادن امتیاز و حمایت به زنان مستقیما از طرف دولت). از این رو که اگر دولت می خواهد امتیازی به زنان بدهد باید این امتیاز به شوهر او داده شود و از طریق شوهر به زن تخصیص یابد تا موقعیت و جایگاه مرد تضعیف و متزلزل نگردد. چرا که این کار در غرب انجام شد و پیش بینی شهید مطهری بر این امر نابودی و زوال بنیان خانواده است.

فتاوای مراجع عالیقدر و رهبر انقلاب:


امام خمینی (ره): بیرون رفتن زن از خانه بدون اجازه شوهر موجب نشوز است. (تحریر الوسیله)

آیت الله خامنه ای (مقام معظم رهبری): شماره استفتاء: ۲۲۵۸۷۱
* خارج شدن زن از خانه بدون اذن شوهر و یا رفتن او به سرکار در صورت عدم رضایت شوهر چه حکمی دارد؟
پاسخ: جایز نیست.

آیت الله مکارم شیرازی:

* آیا زن مى تواند بدون کسب اجازه از همسرش از منزل خارج و با افراد یا خانواده هایى رفت و آمد داشته باشد و یا در جلسات مذهبى شرکت کند؟
باید با رضایت همسرش باشد.

* آیا زن اجازه دارد بدون اذن و اجازه شوهرش به سر کار برود و اگر رفت مال بدست آمده چه صورتی دارد.
ضمنا آیا زن میتواند از نظر شرعی بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شده و به بهانه دیدار با خانواده اش منزل را ترک کند.

* اگر زنی که در دادگاه محکوم به تمکین شده تمکین نکند و از شوهرش متابعت ننماید میتواند به بهانه زیارت مستحبی به سفر برود؟

پاسخ: از قضیّه شخصیّه اطلاعی نداریم ولی بطور کلّی اگر زن قرار دادی با شوهر در موقع عقد نکاح راجع به کار در خارج منزل نداشته باشد نمی تواند این کار را انجام دهد و رفتن به زیارت مستحب برای او بدون موافقت شوهر جائز نیست ولی درآمدی که از کار خود پیدا می کند مال اوست.

آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

* زنى باتحصیلات عالیه و تخصص در امور مختلف، مى خواهد در ادارات یا کارخانه مشغول به کارشود و از تخصص خود استفاده کند; اما شوهر او مخالفت مى کند. آیا منع شوهر جایز است؟آیا زن مدیون هزینه هایى که از بیت المال،
خروج تحصیل او شده نیست؟
پاسخ:چون اشتغال نوعاً ملازم با خروج از منزل و صرف ساعاتى از وقت مى باشد، لذا شوهر مى تواند منع کند. در این صورت زن مدیون نیست. زیرا تعهدى نسبت به اشتغال ندارد.

بنابراین بر اساس نظرات مقام معظم رهبری و سایر فقها حتی اغلب فقهایی به جز فقهای نام برده شده معتقد به لزوم اذن شوهر برای خروج و اشتغال زوجه هستند و بنابراین سخن آقای لاریجانی بی اساس است.

 در مورد ماجرای فدک: گرفتن حق توسط زهرا(س) هرگز با ملاک های امروزی فعالیت زنان در اجتماع هم خوانی ندارد. سخنرانی های حضرت زهرا در باب ضرورت میگنجد و حضور اجتماعی امروز زنان در باب چشم و هم چشمی آن روز باید از میراث ولی دفاع می شد و امروز باید با تربیت فرزند از میراث امام دفاع کرد در حالیکه با مغلطه سعی می شود زنان را به اجتماع بکشند و نسل اینده انقلاب را از تربیت مادرانه محرم کرده تربیت ان را به رسانه های داخلی و خارجی و هد کودک ها بسپارند که نتیجه ان دگرگونی اهداف امید های آینده نظام و خالی شدن حکومت از کادر متعهد است. 


در پایان دوباره از مسئولین امر و مراجع عالیقدر خواهشمندیم جلوی این اظهارات تفرقه افکنانه و ضد خانواده و مغرضانه بایستند و یکبار و برای همیشه تکلیف گویندگان و شنوندگان این قبیل اظهارات سخیف را روشن نمایند تا هر کس حد و حدود خود را بداند و اظهارات و برداشت های غلط وشخصی اش را به دین و فقه نسبت ندهد و در خصوص اشخاص اظهارات و نظرات شخصی خود را به دیگران و بخصوص شهدا نسبت ندهند!


نظرات()   
   

این مقاله را انتخاب کردم چون واقعیت امروز جامعه ماست که توسط مراکز و جوامع زنان که بودجه های میلیاردی از نهاد ها و ارگان ها می گیرند و با نام اسلام اندیشه های عقده ای گونه و التقاطیشان را ترویج می دهند ایجاد شده است. اینان زیر چادر با ظاهری مذهبی با نفوذ در پست های مختلف سیاسی ، اجرایی و قانون گذاری ، از خواب بودن مردان و مسئولین استفاده می کنند و به دین و زندگی و جامعه صدمه می زنند.

اشتغال و خودمحوری زنان و تخریب خانواده و دور کردن زن از خانواده  از اهداف اساسی آنهاست. بسته های تشویقی برای اشتغال زنان من جمله کمک هزنیه مهد کودک برای زنان شاغل، امتیازات تخفیف های باشگاه های ورزشی و دادن امکانات به زنان شاغل، صندوق ها و بانک های ویژه زنان و دختران (تفکیک جنسیتی در بانکها و منابع مالی)،تفکیک جنسیتی حتی در موزه شهدا ! ،مخالفت با تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و محل های کاری،تشکیل کارگروهای ویژه اشتغالزایی و  تبعیض مثبت سهم اشتغال برای فارغ التحصیلان دختر بدون توجه به بیکاری مفرط در جامعه برای مردان و بدون توجه به مسئولیت های شرعی و قانونی که در این شرایط بحرانی برای مردان وجود دارد و ضرباتی که می تواند به خانواده و ازدواج جوانان و از هم پاشیدن خانواده ها وارد کند و رشد جمعیت را منفی تر کند و ... در این راستا صورت می گیرد!

البته  دادن آمارهای مغرضانه و غیر کارشناسی مثل دوبرابر شدن بیکاری زنان برای باجگیری از کاندیداهای ریاست جمهوری یا مجلس و جوسازی سیاسی و فرهنگی از طریق سایت های زنان و باجگیری سیاسی از نامزدهای انتخاباتی را برای امتیاز گیری در دولت هم اضافه نمایید.

اثرات و ضربات مهلک این موجودات پلید به خوبی روی نمودارهای جمعیت ، آمار طلاق که از مجلس ششم به این طرف رشد لگاریتمی داشته ، آمار فساد ، لوایح فمینیستی و تصویب قوانین فمینیستی و اقدامات فمینیستی و... به خوبی مبرهن و مشهود است.

این فمینیسم به مراتب خطر و شدت بیشتری نسبت به فمینیسم غربی دارد. زیرا شعار فمینیسم غربی بر تساوی حقوق و وظایف با هم است(که البته شعار است و واقعی نیست چون با فطرت زنان و مردان همخوانی ندارد و طرفدار سقط جنین، چند شوهری و شبه مرد شدن زنان است که باعث نابودی خانواده ها و بروز اختلافات و رشد طلاقها و کاهش نسل شده است) . اما فمینیست های ایران حتی به تساوی حقوق  هم فکر نمی کنند و حتی به تبعیض مثبت در حقوق و شانه خالی کردن از وظایف فکر میکنند. پر واضح است که این شکل از فمینیسم به مراتب از فمینیسم غربی مخرب تر است...

لذا وقتی می بینیم رئیس فلان قسمت زنان از ایران به رئیس حقوق بشر سازمان ملل (بانکیمون) نامه می دهد که باید ویژگی های قومی و مذهبی اقوام دیده شود و تساوی به هیچ عنوان ملاک نیست ، معنی اش این نیست که این گروه به حقوق مردان پایبند است و اسلام را پاس می دارد. بلکه بدین معناست که به مسیری دست یافته است که فمینیست های غربی به خواب هم نمی توانستند ببینند. چیزهایی مثل سهمیه حضور در پارلمان دارای حد مینی مم بدون حد ماکزی مم(در حالی که حداکثر تعداد زنان در پارلمانهای اکثر کشورهای غربی حامی فمینیسم زیر 16 درصد است و بیشتر از آن مجاز نیست و حتما باید زیر این مقدار باشد )، مهریه و نفقه و ده ها حق دیگر برای زن منهای هیچ گونه وظیفه قانونی بر ای زن و عدم حق شوهر در اذن خروج از منزل و اشتغال زن و عدم  تضمین قانونی برای تمکین زن، ماده 30 لایحه مصوب حمایت از خانواده (نفی اشتراک اقتصادی زن در زندگی مشترک) و...

امروز خطر فمینیسم قوی و جدی است و اگر جلوی آن گرفته نشود در جنگ نرم ما را به سمت شکست خواهد برد. که البته تا حد زیادی برده است و این بخاطر غفلت مسئولین و علما و باج دادن یک عده به ابرفمینیست ها در ایران است.

ماهیت ضد خانواده فمینیسم بر هیچ کس در دنیای امروز پوشیده نیست. این را از رشد روز افزون طلاق و فساد در کشور می توان فهمید.

اثرات مخرب این فمینیست ها روی اسلام و خانواده و ثبات جامعه ، از اثرات ماهواره و برنامه های مستهجن ماهواره ها و تبلیغات غرب به مراتب بیشتر و خطرناکتر است و برای ریشه کن کردن آن نیاز به یک عزم جدی وجود دارد. نیاز به ایستادگی در مقابل یاوه گویی های حقوق بشر مضحک و مسخره ضد دین دارد که از گوشه و کنار جهان بروز می کند.

در اثبات این مدعا همین بس که امپریالیسم جهانی مستقیم و غیر مستقیم حامی آنهاست.

لذا این مقاله به عنوان یک پست و در این وبگاه قرار می گیرد که از پایگاه راسخون می باشد.

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید.


نظرات()       

در حالی که حامد بهداد از بازیگران فعال کشور در مصاحبه صمیمی و خودمانی با نشریه ای در خارج از کشور، واقعیاتی از جامعه ایرانی و شیوع فمینیسم و زن سالاری را بیان داشته بود، گفته های او با واکنش تند سایت های فمینیستی و رسانه های همفکر، مواجه شد.

نکته قابل توجه در سایت های انتشار دهنده این خبر این است که لوگوی فمینیسم در زیر تصویر منتشر شده در این سایت ها که داعیه اصولگرایی و دفاع از ارزش های اسلامی دارند دیده می شود که به خوبی بیانگر همگرایی چنین سایت هایی با سایت فمینیستی انتشار دهنده این مطلب، برای سرکوب انتقادات مردانه -هر چند شوخی- است.

اما اصل خبر چه بوده است؟
انتخاب نوشت: حامد بهداد، بازیگر سینمای ایران اخیرا در مصاحبه ای با یکی از نشریات فارسی زبان خارج از کشور در پاسخ به اینکه چرا زن ایرانی نمی گیرد، گفت: زن های ایرانی خیلی خشن هستند، تازه وقتی کتکشان می زنی شکایت می کنند و در مورد حقوق زنان حرف می زنند، به جای اینکه مثل زنان مالزی بعد کتک خوردن دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید، تهدید می کنند که مهریه ام را به اجرا می گذارم و پدرت را در می آورم! با آن مادر حسودت! بعد هم بچه را با خودشان می برند و تو را می اندازند زندان! (خنده)

تیتر های مصاحبه حامد بهداد که مورد هجمه فمینیسم ملعون قرار گرفت!


در این مصاحبه چند نکته قابل توجه است:
1. این مصاحبه در گفتگو با یک نشریه فارسی زبان خارجی انجام شده است و به همین دلیل، آقای بهداد بدون توجه به فضای مسموم و بسته داخلی و با خیالی آسوده و به اصطلاح خودمانی، نظرات خودشان را ابراز داشته اند.
2. در انتهای پاراگراف، واژه «(خنده)» به خوبی بیانگر شوخی بودن چنین حرفی است. لیکن هیچ یک از سایت های انتشار دهنده این خبر، به شوخی بودن چنین نظری اشاره نداشته اند.

آیا نظر حامد بهداد نادرست بود یا درست؟
نگارنده فارغ از این خبر، بر اثر تجارب میدانی خود و مطالعات و تجارب دوستان به این نتیجه رسیده بودم که نحوه برخورد و رفتار زنان ایرانی، نسبت به مردان خشن تر و تندخوتر است. البته این به معنای این نیست که زنان ایرانی، تندخو و خشن هستند، بلکه منظور از زنان ایرانی، جامعه و درصدی از کل زنان است که رفتار و برخوردهای سختگیرانه و لجوجانه تری از خود نشان می دهند. البته این تندخویی و بداخلاقی، بر خلاف مردان ایرانی که عمدتا به شکل درگیری های فیزیکی و خشونت هایی با تراز خطر بالایی بروز میکند در زنان به شکل حالات عصبی گونه صورت، خشونت های کلامی و طرز تفکر نادرست روانی دیده می شود. البته نگارنده، قبل از اینکه آقای حامد بهداد به عنوان یکی از بازیگرهای شناخته شده و معروف سینما، چنین نظری را ابراز نمایند به این نتیجه رسیده بودم. البته من در کنار این دو، عقیده دارم، زنان و دختران (نه همه زنان) نسبت به مردان، بسیار خود پرست و خودخواه و مغرور تر هستند و اینها در نوع ایرانی اش، نمود و جلوه بیشتری دارد.

مهریه بالا، جلوه ای از خودخواهی و خشونت روانی زن ایرانی نسبت به مرد ایرانی
مثالی می زنم که برای عموم مردان ایرانی اتفاق افتاده باشد. نگاهی به مراسم خواستگاری و آداب و رسوم های فمینیستی موجود در خانواده های ایرانی بیاندازیم. پسری به خواستگاری می رود. مادر عروس با شلوغ کاری های زنانه اش و با تکبر و غرور فراوان از دخترش تعریف می کند و مراقب است که مرتکب خطایی نشود تا آبروریزی نشود. موقع بله و برون که می رسد، مقدار پایه مهریه را چنان بالا تعیین می کنند که اگر پسر بیچاره، عمر نوح هم داشته باشد نتواند آن را پرداخت کند. از همین جا پایه یک خانواده زن سالار پدید می آید که زن خود را جنس برتر می بیند و پسر را به استناد قوانین سرزمینی و شرعی، نوکر خودش قلمداد می کند.

من با شماری از مردهایی که ازدواج موفقی داشته اند صحبت کرده ام. وجه مشترک صحبت همه شان این بود که:
1. مراقب باش خودت را مفت نفروشی و به فشار بزرگترها خر نشوی!
2. بیشتر از 14 سکه مهریه را قبول نکن!

از همین جاست که تخم کینه در دل پسرها کاشته می شود که مگر دخترها چه ویژگی متمایزی نسبت به پسرها دارند که باید اینقدر حق و حقوق و امتیاز داشته باشند؟ و چرا در زمانه ای که بانوان، همتای مردان و حتی جلوتر از آنها در همه عرصه ها حضور دارند باید متقبل هزینه های مراسم عروسی، خانه و ماشین، شیربها، مهریه، نفقه و اجرت المثل شد؟

برخورد تند زنان با مردان در جامعه به نسبت مردان با زنان
شاید قبل از اینکه خودتان تجربه نمایید این را قبول نکنید که زنان در ارتباط با مردان و دختران در ارتباط با پسران، تندخوتر، پر روتر و بعضا بی حیاتر هستند.

من بارها و در جاهای مختلف، این را به عینه دیده ام که مثلا زنان در قبال برخورد نرم یا رسمی مردان، با تندخویی و طلب کارانه برخورد می کنند. یا بارها دیده ام که زنی، مرد محترمی را به باد فحش و ناسزا گرفته است در حالی که آن مرد، حتی یک ناسزا به خانم نیز نگفته(شاید هم چنین حقی برای خودش قائل نبوده است) و حیا پیشه کرده است. البته چنین رفتارهایی، ریشه در بافت سنتی خانواده ها دارد و در خانم های سنتی و خودپرست(فمینیسم) بیشتر دیده می شود.

دوستی می گفت، بعضی ها فکر می کنند چون حالا زن هستند، باید همه مردها در جلویشان زانو بزنند. بعضی ها از همین زن های چادری فکر می کنند که حالا که چادری شده اند، جایشان در بهشت است و اجازه هر رفتار و فکر نادرستی را به خود می دهند.

تبعیض پدر و مادر ها در تربیت دخترها و پسرها
نوع دیگری از خشونت را می توانیم در تبعیضی که در تربیت فرزندان دختر و پسر توسط مادرها اعمال می شود ببینیم. مثلا بسیاری از مادرها از کودکی، بیشتر هوای دخترشان را دارند و به فکر جهیزیه و درس و مشقشان هستند تا با روحیه شادتر و اعتماد به نفس بیشتری بار بیاید و هر چه زودتر و در سنین جوانی شوهرشان بدهند. ولی به فرزند پسرشان بی توجه هستند و او را به صرف اینکه پسر است به حال خود وا می گذارند تا از همان بچگی، زیر مشت و لگدها بار بیاید و مثل خیلی از جوان ها، از 18 سالگی مجبور می شود دستش در جیب خودش باشد و هزینه هایش را خودش تامین کند. آرام آرام سن پسر بالا می رود و افسردگی و تنهایی او را می گیرد که چرا پدر و مادرهایش به فکرش نیستند و همه فکر و ذهنشان درگیر مجرد ماندن و به عبارتی پیر شدن صورت دخترشان است!

مسلما چنین انتظاری نیست که که زنان و دختران ایرانی بگذارند شوهرانشان به آنها بی احترامی کنند و آنها نیز «مثل زنان مالزی بعد از کتک خوردن، دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید»، اما زنان و دختران بسیاری هستند که آداب و شعور ابتدایی و مقدماتی شوهر داری و فرزند داری و اخلاق خانه داری را نیز بلد نیستند. این زنان همان ها هستند که در ذهنشان پر است از مفاهیمی همچون «حقوق زنان و مهریه» و انگاره های بد و زشتی از «شوهر و خانواده اش» و هر ناکامی در زندگی را تقصیر شوهرشان میاندازند!

برای من همیشه سوال بوده که اگر پسرها نیز همچون دخترها فکر می کردند و می اندیشیدند و برای خودشان حقوق و ارزش و بهایی قائل می شدند، آمار ازدواج چقدر کاهش می یافت؟ و درگیری های خانوادگی و اجتماعی چقدر افزایش می یافت؟

تاسف بارتر این است که سایت های اصولگرا به این موج دامن می زنند. چند نمونه از سایت های انتشار دهنده این مطلب:
جهان نیوز: http://jahannews.com/vdcfe1d01w6deja.igiw.html
برترین ها: http://www.bartarinha.ir/fa/news/47118/توهین-زشت-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
ایسنا: http://isna.ir/fa/news/92011502816/اظهارات-عجیب-حامد-بهداد-درباره-زنان-ایرانی
بولتن: http://www.bultannews.com/fa/news/133603/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
فردا: http://www.fardanews.com/fa/news/255140/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
مشرق: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/204356/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
جام: http://jamnews.ir/detail/News/164983
بیباک: http://www.bibaknews.com/fa/news/187928/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-تصویر
تعامل: http://www.taamolnews.ir/fa/news/34384/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
شفاف: http://www.shafaf.ir/fa/news/176660/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
افکار: http://www.afkarnews.ir/vdchiqnix23nv-d.tft2.html
پانصد و نود و هشت: http://www.598.ir/fa/news/122937/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی!-+عکس
بهدخت: http://behdokht.ir/1392/01/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی/
باراک اوباما: http://www.barackobama.ir/en/news/13437/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
جوان: http://www.javanonline.ir/vdce7o8nwjh8z7i.b9bj.html

و در گوگل: http://www.google.com/search?client=opera&q=%22%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86+%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF+%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AF+%D8%A8%D9%87+%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%22&sourceid=opera&ie=utf-8&oe=utf-8&channel=suggest

جالب این است که فعالین حقوق زنان، توهین های به مراتب زشت تری به مردان می نمایند که با هیچ واکنشی مواجه نمی شود و هیچ یک از این سایت های مدعی اخلاق، نسبت به آنها واکنش نمی دهند. و یا این سایت ها درباره مظلومیت مردان ایرانی که قربانی زنان شیاد و زرپرست شده اند چیزی نمی نویسند! کافی است به آمار درخواست های طلاقی که در دادگاه ها از جانب زنان داده می شود و مردان بسیاری را راهی زندان می کند نگاهی بیافکنیم. کافی است که به نرخ بالای مردان معتاد که در خیابان ها ثانیه شمار مرگ خود هستند نگاهی بیاندازیم. ای کاش رسانه ای پیدا می شد و از درد و مظلومیت مردان در جامعه مدرن و زن سالار امروز سخن می گفت.

به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی (مهندس هاشمی)


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic