کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

امروزه بعضی ها معتقدند منع حضور اجتماعی زنها به معنی از دست رفتن 50 درصد از ظرفیت و استعدادهای جامعه است!

در متن محاوره ای زیر با دید منطقی به این دروغ و دسیسه آشکار پاسخ داده شده است.

**********

اگر حساب زنهای بی سرپرست و بدسرپرست رو جدا کنید. حساب اون 50 درصد زنها رو از نوابغشون و اون شغل هایی که حتما لازمه زن توش شاغل باشه مثل مامایی و غیره رو هم جدا کنید. فوقش 1 درصدشون نابغه هستن. 49 درصد دیگه که نیستن!

بعضی ها معتقدند کار کردن زنها در اروپا بعد از رنسانس هست که سبب پیشرفت اروپا شده!

اما اگر کسی اروپا رفته باشه می بینه خیلی از این محصولات اروپایی رو خود اروپایی ها مصرف نمی کنن! خودشون محرومند. صبح تا شب سگ دو میزنن باز هم در زندگی پیشرفت ندارن!

تمام پیشرفتی که اونها ازش حرف میزنن یک سری عدد و رقم هست که رشد سرمایه یک مشت سرمایه دار هست که بخاطر استثمار نیروی ارزان قیمت و قابل سوء استفاده زنان و پایین آوردن دستمزد و استخدام مردان بوجود آمده!

در واقع اون پیشرفت چیزی به جز پیشرفت در  بزرگ تر شدن شکم یک مشت سرمایه دار یهودی و صهیون نبوده!

بعضی ها هم میگن تخصص میگیریم و میشیم مدیر و مهندس و وزیر و احیانا رئیس جمهور!

خیلی خوب بیاید منطقی فکر کنیم. کلا چند درصد جامعه میتونن وارد این عرصه ها بشن؟

فوقش بیست درصد. بقیه هم میشن کارگر زحمت کش و بیکار. این یک امر بدیهیه! بنابراین در ایده آل ترین حالت ممکن از این بیست درصد 10 درصدش هم به زنها برسه، یعنی نصف،پس  بقیه باید کاگر و یا بیکار بشن!

البته این خیلی ایده آل هست چون در اروپا و غرب  که اینقدر دم از حقوق زن میزنن باز هم نصف فرصت های مدیریتی به زنها نرسیده و نخواهد رسید و بیشتر زنها کارگر هستند.

پس بهتره بیخودی با چیزهای مسخره ای مثل حذف تفکیک جنسیتی و حذف سهمیه بندی جنسیتی و تشویق دخترها به کار و تحصیل و وعده های الکی اونها رو گول نزنیم تا جیب دانشگاه آزاد و موسسات آموزشی غیر انتفاعی و کلاس کنکور ها رو پر کنیم.بهتره بهشون حقیقت رو بگیم!

اسلام عزیز ما اقتصادی ترین راه رو معرفی کرده. مرد کار میکنه! زن نفقه میگیره و از دستاوردهای مرد امانت داری میکنه  و به جای شکم ثروتمندان بچه ها رو بزرگ می کنه تا زندگیشون به پیش بره!

اما وقتی زنها بیرون میان و میخوان آقای خودشون بشن، بخاطر آسیب پذیری باید دولت کلی بودجه برای امنیت زنها خرج کنه! این اصلا اقتصادی نیست. در اروپا و غرب چون قدرت دست سرمایه دارهاست دولت بودجه این زور اضافی و این هزینه تامین امنیت زنها و جبران رشد منفی جمعیت رو برای بیرون کشیدنشون از خونه از مالیات هایی که از خود مردم میگیره بدست میاره و سودش میره تو جیب ثروتمندها! چون عملا هیچ کس به جز اونها از این ماجرا سودی نمیبره! یعنی داره از خود مردم پول میگیره! پول حقوق های کمی که با کار و تلاش بسیار بدست آوردن و برای ثرومتمندان کار کردند! یعنی مردم رو به اسم آزادی های زنان و برابری زن و مرد گول میزنه!

در واقع هم سرمایه وجودی زن از خونه و خانواده  گرفته شده، هم هزینه تامین امنیتش سوای ناموفق بودن تامین امنیتش از جیب خود مردم گرفته شده و هم تمام این سود یک راست به جیب ثروتمندها رفته!

توانمندی باید در جهت احیای بشریت باشه! در غیر این صورت مفهومی نداره!
وقتی حضور زنها سبب افول اخلاقی میشه! وقتی رشد منفی جمعیت میاره! وقتی زنها بخاطر کار و قدرت یافتن بچه نمیارن یا سقطش می کنن! وقتی کودکی مادرش رو از صبح تا شب که برمیگرده نمی بینه! وقتی یک مرد خسته میرسه خونه قیافه خسته زن خودش رو می بینه! این یعنی این زن به معنای واقعی از بروز استعداد واقعی خودش که زندگی داری و شوهر داری و تحویل یک مرد مقتدر و با نشاط به جامعست محروم شده! یعنی جامعه از تولد یک انسان سالمی که از دل اون زن بیرون میاد و میتونه باعث پیشرفت جامعه و کشور بشه و یک نابغه بشه محروم شده!

می دونید امروزه چقدر نابغه سقط میشن؟ چقدر نابغه بخاطر طلاق اصلا متولد نمیشن؟ چقدر نابغه بخاطر کمبود عاطفی از نبود مادر و زن و حتی بیکاری که یک زن جاشونو گرفته دارن معتاد و مریض میشن و از دست میزن؟
وقتی خانواده از نشاط می افته! می بینی مضراتش از منافعش بیشتر بوده!
بعلاوه زنها کاری رو اضافه تر از مردها انجام نمیدن! ضمنا خلاء اونها در خانه احساس میشه بنابراین پایگاه خانه و خانواده سست میشه!
ای خانمی که حرص کار و تحصیل افراطی و حضور اجتماعی رو میزنی ، همون بچه ای که تو واسه کارکردن و اثبات خودت تنهاش گذاشتی یا بردیش به مهد کودک ،فردا که بزرگ شد میبردت خانه سالمندان! یا اینکه میره پی کار خودش و تو مجبور میشی مثل پیر زنها و پیرمردهای اروپایی با یک سگ در بغل اشک بریزی و روزی صد بار به خودت لعنت بفرستی که ایکاش فرزندانی داشتم! ای کاش دور و برم پر از نوه و بچه بود! ای کاش جای این سگ الان نوه ام توی بغلم بود!ای کاش سالهای طراوت و جوانی خودمو خرج شوهر و زندگی میکردم و از جوانمیون لذت می بردیم. ای کاش اون ناز و عشوه ها رو برای شوهرم میکردم نه همکارها و رئیسم، ای کاش به جای کنج سالمندان الان توی خونه پیش دخترم و یا عروس و نوه هام بودم! نه اینکه دخترم خودشم وقت برای خودش نداره! چون باید بره بیرون توانمندی هاش رو اثبات کنه!
صد سال سیاه لازم نکرده توانمندی خودش رو اثبات کنه! توانمندی که مردها رو بیکار کنه! دل ها رو بشکونه! و جلوی خلاقیت و توانمندی بقیه رو بگیره و یک نسل عقده ای بوجود بیاره که قطعا این نسل کمبود دار و عقده ای فاقد کارامدی لازم خواهند بود!


نظرات()   
   

سربازی رفتن دختران
 
 
کاهش نرخ باروری و جمعیت اگرچه تاثیر مهمی در اقتصاد، تولید و چرخه فعالیتهای جامعه دارد اما بدون شک مشکل پنهانی که در اواخر دهه ۹۰ بروز می‌کند کمبود نیروی نظامی آماده برای حراست از مرزها و کیان کشور است. مقامات انتظامی می‌گویند اگر روزی با کمبود سرباز مواجه شویم مدت خدمت وظیفه طولانی تر می‌شود. عاقبت دود مشغول شدن افراطی زنان و  دختران به کار و تحصیل و دوری از فرزند آوری به چشم خودشان هم خواهد رفت و حتی تهدیدی جدی برای امنیت کشور بوجود خواهد آورد.

به گزارش مهر، اولین زمزمه های کمبود سرباز و کاهش تعداد سربازان همزمان با اصلاح قانون خدمت وظیفه عمومی به گوش رسید. قانونی که آبانماه سال ۹۰ در مجلس شورای اسلامی تصویب و براساس آن ۳۶ ماده از قانون سابق اصلاح و ۳۰ ماده نیز الحاقی شد. همزمان با اجرای این قانون برخی از معافیت ها حذف و شرایط تعدادی از آنها نیز سخت تر شد. در آن زمان بود که همزمان با اعلام کاهش نرخ موالید زمزمه هایی مبنی بر کاهش سربازان شنیده شد. موضوعی که هیچگاه از سوی مسئولان ستادکل نیروهای مسلح نه رد و نه تائید شد. براساس آخرین آمارهای اعلام شده سالانه نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر در کشور به خدمت وظیفه عمومی اعزام می شوند و نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت نیروهای اعزام شده نیز تاقبل از تغییر قانون معافیت پزشکی و کفالت دریافت می کردند. این در صورتی است که با کاهش میزان موالید در اواسط دهه ۷۰ و ۸۰ میزان اعزام مشمولان به خدمت وظیفه عمومی کاهش پیدا کرده است.

سرهنگ واعظی نژاد معاون امور معافیت ها و کفالت سازمان وظیفه عمومی در این باره به مهر می گوید:قانون خدمت وظیفه پس از ۲۷ سال دارای تغییرات اساسی شد. آخرین بار این قانون در سال ۱۳۶۳ اصلاح و بازنگری شده بود. قانونی که در آبانماه سال ۹۰ در مجلس شورای اسلامی تصویب و براساس آن ۳۶ ماده از قانون سابق اصلاح و ۳۰ ماده نیز الحاقی شد. اگرچه برخی معافیتها حذف یا شرایط آن سخت تر شده است اما در برخی موارد مانند ایثارگران و مددجویان شاهد افزایش معافیت هستیم.

 مهمترین موارد حذف شده یا تغییر کرده در خصوص کفالت یا معافیت های پزشکی
 
حذف معافیت 3 برادری
حذف معافیت 2برادری
کاهش کسر خدمت ها از جمله کسر خدمت بسیجیان
سقف تحصیلی که به عنوان مثال در دوره دبیرستان از 24 سال به 20 سال کاهش یافت
افزایش سن نگهداری از پدر از 50 سال تمام به 65 سال
حذف معافیت هنگام ازدواج با دختران معلول
تغییرات معافیت پزشکی مانند افزایش نمره چشم یا معافیت چاقی و لاغری
حذف معافیت کفالت جد یا جده در صورت داشتن نوه دختر

24 ماه سربازی به خاطر کاهش موالید ذکور

در همین حال سردار موسی کمالی جانشین اداره منابع انسانی ستادکل نیروهای مسلح می گوید: شایعه کم شدن مدت خدمت وظیفه به علت کاهش موالید ذکور که به سن سربازی رسیده اند، صحت ندارد و اکنون شاهد کاهش موالید ذکور هستیم. اگر روزی با کمبود سرباز مواجه شویم مدت خدمت وظیفه براساس قانون ۲۴ ماهه اجرا می شود. در همین حال دانشجویانی که از سال ۸۳ برای تحصیل به خارج کشور رفته اند در صورت بازگشت به کشور ممنوع الخروج شده و باید به سربازی بروند.در حال حاضر نیز با کمبود موالید پسر روبرو هستیم که همین امر موجب شده است که تاپایان سال ۹۳ تمامی کسر خدمت ها یا بخشی از آنها حذف وسربازی بار دیگر ۲۴ ماهه شود.

دختران هم به سربازی بروند
در حالی که مسئولان از کاهش میزان موالید و احتمال افزایش مدت سربازی به ۲۴ ماه خبر می دهند، رییس موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور در باره هرم سنی و کاهش جمعیت می گوید: مشکل افزایش جمعیت نداریم. همین الان سالی حدود ۹۰۰ هزار نفر به جمعیت ما اضافه می شود. نرخ رشد جمعیت ما هم اکنون ۱.۲۹ درصد است و اصلا مشکلی نیست. مشکل این است که چون نرخ باروری کل به زیر حد جانشینی آمده است و به حدود ۱.۷ فرزند به ازای هر زن رسیده ما در نسل آینده با مشکل عدم تعادل در ساختار سنی مواجه می شویم. در حدود سالهای ۱۴۱۵ و ۱۴۲۰ اتفاقی که برای ما می افتد این است که نرخ رشد جمعیت به علت کاهش باروری که از سالهای قبل شروع شده و در حال حاضر نیز ادامه دارد، صفر می شود. نرخ رشد جمعیت ما از ۱.۲۹ درصد به صفر درصد می رسد و ثابت می ماند و بعد هم چون باروری کل زیر حد جانشینی است، نرخ رشد جمعیت منفی می شود و پس از آن قدر مطلق جمعیت نیز کاهش می یابد.

دکتر محمودی ادامه می دهد: تعداد تولدها در سال حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار کودک است. اگر با همین روند کاهشی باروری مواجه باشیم تعداد تولد ها در سال ۱۴۲۰ به ۷۷۰ هزار نفر کاهش خواهد یافت. یک راهکار این است که ارتش باید حرفه ای شود و یا اگر نخواهیم آن را حرفه ای کنیم یک راهکارش این است که خانم ها هم در سال های آینده به سربازی بروند. حرفه ای شدن سربازی چیزی بود که جناب آقای رضایی هم در تبلیغات انتخاباتی اش مطرح کرد. اگر نخواهید بپذیرید که خانم ها هم به سربازی بروند، حرفه ای شدن سربازی ممکن است دیگر یک انتخاب نباشد. تعداد تولد ها کم می شود و این اجازه نمی دهد که مدت زمان سربازی هم کم شود؛ ما کمبود سرباز خواهیم داشت. ساختار جمعیتی ما که تغییر کند به ناچار باید ساختار نظامی ما هم تغییر کند. ارتش حرفه ای و تغییر این ساختار هم هزینه بالایی دارد.

ضرورت اجتماعی برای اعمال معافیتها
در این میان اگرچه روند رو به نزول جمعیت کاهش کاهش تعداد سرباز را در پی دارد و حتی سیاست های تشویقی نیز در این حوزه برای افزایش رغبت جوانان به خدمت وظیفه یا بازگرداندن سربازان فراری و مشمولان غایب به کار گرفته شده است، اما به نظر می رسد هنوز هم هستند جوانانی که فکر می کنند نباید به سربازی بروند و عمر خود را در این راه طی کنند.

در این رابطه سردار حمید صدرالسادات رئیس سازمان وظیفه عمومی با تائید کاهش میزان ذکور در سن سربازی می گوید:میزان موالید در کشور کاهش چشمگیری یافته است.برای اعمال معافیت ها یا باید ضرورت اجتماعی وجود داشته باشد و یا اینکه میزان موالید به نسبت نیاز آنقدر زیاد باشد که امتیازاتی داده شود و عده ای از خدمت نظام وظیفه معاف شوند که برای وضع قوانینی جدی شرایط سنجیده می شود. البته با توجه به تشدید برخورد با سربازان غایب و فراری، مشمولان فراری و غایب خود را برای سربازی معرفی می کنند.

نرخ منفی رشد جمعیت

در همبن حال علی اکبر محزون مدیركل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال كشور نیز در مورد کاهش جمعیت کشور و اثرات آن به مهر گفت:در سال ۶۲ تا ۶۵ انفجار جمعیتی در كشور رخ داد، اما در سالهای ۷۱ تا ۷۲ بر اساس تنظیم خانواده رشد موالید از ۳.۲ به ۲.۳ درصد رسید و این گونه توانستیم جمعیت را كنترل كنیم؛ اما از آن سال به بعد با سقوط آزاد جمعیت كشور روبرو شدیم، به طوریكه سرعت كاهش رشد جمعیت در ایران از سرعت كاهش رشد جمعیت متوسط جهانی قاره آسیا و همچنین ۲۶ كشور منطقه مدیترانه شرقی بیشتر بوده است. این آمارها نشان می‌دهد نرخ رشد جمعیت کشورمان به شدت به سمت منفی شدن در حرکت است.در کشور ما خوشبختانه وضعیت جمعیتی نامناسب نیست و اکنون رشد جمعیت ۱.۳ است و رشد با فرزندآوری ۱.۷۹ است در حالیکه باید ۲.۳ باشد و اگر به فکر اصلاح سیاست‌های جمعیتی نباشیم قطعاً طی ۲۰ تا ۳۰ سال آینده با مشکلاتی که کشورهای دیگر رو به رو شده‌اند ما هم مواجه می شویم.

سربازی به عنوان شغل محسوب شود


دکتر محمود روح افزا جامعه شناس نیز در این باره می گوید: بحران جمعیت امروز یکی از مهمترین دغدغه هاو تهدیدهایی است که کشور با آن روبرو شده است. اگر نتوانیم این معضل را به خوبی مدیریت کنیم با مشکلات عدیده ای در آینده روبرو می شویم که یکی از آنها مقوله نیروی نظامی است. با توجه به کاهش موالید در سالهای ۷۲ به بعد، زمینه های منفی این موضوع اکنون با کاهش پسران در سن سربازی خود را نشان می دهد. این در حالی است که در ۵ سال آینده نیز با مشکل ازدواج این جوانان روبرو می شویم. جمعیت ایران رو به کهنسالی می رود و به نظر می رسد نمی توان با سیاستهای تشویقی کنونی و با توجه به معیشت و تورم انتظار داشت در کوتاه مدت این معضل ۲۰ ساله رفع شود. مطمئنا تا ۲۰ سال آینده با روند کاهشی وجود پسران و کمبود سرباز روبرو می شویم.

به گفته این جامعه شناس بهتر است از سربازان به صورت حرفه ای استفاده کنیم که این امر مستلزم نگاه حرفه ای به این دوران است. اگر مسئولان بتوانند اقداماتی را در دستور کار قرار دهند که طی دو سال سربازی، جوان حرفه و شغلی را فرا بگیرد می توان با این مشوق جوانان زیادی را به سمت انجام خدمت وظیفه عمومی سوق داد. در غیر این صورت جوان سرخورده شده و فکر می کند دو سال از عمرش را بیهوده تلف کرده است.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

با این وضعیت اگر دختران هم به سربازی بروند، بر طبق صحبت های آقای دکتر روح افزا از آنجایی که سربازی یک شغل محسوب می شود می توان گام مهمی در رفع بیکاری زنان برداشت تا دهان فمینیست هایی که از بیکاری زنان و نرخ مشارکت کم آنها نسبت به مردان در فرصت های شغلی صحبت می کنند بسته شود.


نظرات()   
   

کمبود پسر

مهر نوشت:

بررسیهای آماری سازمان ثبت احوال نشان می دهد که تعداد دختران جوان در سن ازدواج بیشتر از پسران آماده ازدواج است. این درحالی است که بیشترین اختلاف آماری مربوط به رده سنی زنان 25 تا 29 سال با مردان 30 تا 34 سال است که در این گروه دختران 572 هزار نفر بیشتر از پسران هستند.
چند سالی است که تعادل جمعیتی جوانان در سن ازدواج به هم ریخته بطوریکه تعداد دختران در سن ازدواج که در گذشته کمتر از پسران بود یکباره تغییر کرده و این باز تعداد دختران بیشتر از پسران شده است و همین باعث شده که نگرانی هایی برای ازدواج دختران در جامعه ایجاد شود. هنگامی که موضوع بیشتر بودن تعداد دختران در سن ازدواج شنیده می شود مردم تصور می کنند که حتما تعداد دختران متولد شده بیشتر از پسران شده است درحالیکه در ایران نیز مانند بسیاری از کشورها شاخص نسبت جنسیتی در بدو تولد به ازای هر 100 دختر 106 پسر است.

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در خصوص آمار تولد دختران نسبت به پسران گفت: در حال حاضر شاخص نسبت جنسی در بدو تولد در کشور به ازای هر 100 دختر بین 105 تا 106 پسر است و در دنیا نیز این شاخص بین 104 تا 107 متغیر است و بر همین اساس در کشورمان در بدو تولد تعداد پسران بیش از دختران است.

علی اکبر محزون گفت: هرچه سن افراد بالاتر می رود هرم سنی متقارن می شود به طوری که در سال های بعد تعداد زنان و مردان برابری می کند اما با توجه به اینکه ریسک مرگ و میر در سنین بالا در مردان بیشتر است بر همین اساس در سن بالاتر از 50 تا 60 سال تفاوت های جنسیتی در بحث مرگ و میر به نوعی دیگر خود را نشان می دهد به طوری که مردان در این سن تعدادشان کمتر از زنان می شود و از حالت برابری خارج می شود.

در بدو تولد تعداد پسران بیشتر از پسران است به مرور و تا سن 50 سالگی تعداد زنان و مردان مساوی است و بعد از 50 سالگی به دلیل فعالیت و اشتغال مردان در کارهای پر خطر و سنگین، بیماری و ... مرگ و میر آنان بیشتر می شود و درنهایت بعد از 60 سالگی هرم سنی به نفع زنان تغییر می کند و تعداد زنان مسن بالاخره بیشتر از مردان می شود.

این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال به آخرین آمار دختران و پسران در سن ازدواج اشاره کرد و گفت: برای مقایسه تعداد دختران و پسران در سن ازدواج یک اختلاف 5 ساله را لحاظ و سپس نسبت به مقایسه آن اقدام می شود.

به گفته او سه گروه سنی زنان 15 تا 19 سال با مردان 20 تا 24 سال، زنان 20 تا 24 سال با مردان 25 تا 29 سال و در نهایت زنان 25 تا 29 سال را با مردان 30 تا 34 سال ازدواج نکرده را با هم مقایسه می کنیم و آمار ها نشان می دهد که تعداد زنان در گروه سنی 15 تا 19 سال 2 میلیون و 559 هزار نفر، گروه سنی 20 تا 24 سال یک میلیون و 983 هزار نفر و در گروه سنی 25 تا 29 سال نیز یک میلیون و 131 هزار نفر هستند که مجموع آنها 5 میلیون و 670 نفر می شود.

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در مورد تعداد مردان ازدواج نکرده نیز گفت: همچنین 3 میلیون و 256 هزار نفر در گروه سنی مردان 20 تا 24 سال ، یک میلیون و 753 هزار نفر در گروه سنی مردان 25 تا 29 سال و 557 هزار نفر نیز در گروه سنی مردان 30 تا 24 سال ازدواج نکرده هستند که در مجموع تعداد آنها 5 میلیون و 570 هزار نفر می شود.

مقایسه زنان و مردان در سن ازدواج مجرد نشان می دهد که تعداد زنان 100 هزار نفر بیش از مردان است و برهمین اساس کارشناسان معتقدند هرچه سن ازدواج بالاتر رود تعداد دختران مجرد بیش از پسران می شود به همین دلیل جمعیت شناسان توصیه می کنند نباید اجازه دهیم سن ازدواج در دختران بالا رود تا مشکلی نیز برای ازدواج آنان بوجود نیاید.

از سوی دیگر براساس آمارهای سازمان ثبت احوال چنانچه بخواهیم دو گروه سنی مردان 25 تا 29 و زنان 20 تا 24 سال را با هم مقایسه کنیم متوجه می شویم که در این گروه تعداد دختران 229 هزار نفر از مردان بیشتر است و در گروه سنی زنان 25 تا 29 سال با مردان 30 تا 35 سال نیز 572 هزار دختر ازدواج نکرده بیش از پسران است که این افزایش آمار دختران مجرد تایید کننده نظر کارشناسان است که با افزایش سن تعدادشان بیشتر شده است.

اما در گروه دختران 15 تا 19 ساله با پسران 20 تا 24 ساله که البته ازدواج های کمتری در این سنین انجام می شود وضعیت آماری به گونه دیگری است به طوریکه در این گروه تعداد مردان 697 هزار نفر بیشتر از زنان شده است که این خود میتواند اتفاق خوبی باشد به شرطی که ازدواج در سن پایین در جامعه از سوی کارشناسان و مسئولان ترویج داده شود و مورد استقبال جوانان قرار گیرد.

آمارهایی که تا کنون ارائه شد با در نظر گرفتن تفاوت سنی 5 ساله موجود در ازدواجهای دختران با پسران بود و با توجه به نظر کارشناسان مبنی بر ازدواج گروههای همسن برای رفع مشکل ازدواج دختران در سن ازدواج به دلیل کمبود پسر گروههای سنی همسن را نیز با هم مقایسه کرده ایم که در این گروه همسن دختران و پسران آماده ازدواج 25 تا 29 ساله تعداد پسران بیشتر از دختران شده است.

محزون در مورد مقایسه دو گروه زنان و مردان همسن 25 تا 29 ساله نیز گفت: البته مقایسه این دو گروه به لحاظ جمعیت شناسی تعبیر درستی نیست و برای مقایسه باید فاصله سنی حدود 5 سال را رعایت کرد اما در مجموع در این گروه سنی 623 هزار نفر تعداد مردان بیشتر از زنان است.

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشورگفت: در گروه سنی 20 تا 24 ساله زنان و مردان نیز باز هم تعداد مردان یک میلیون و 273 هزار نفر از زنان بیشتر است.

با توجه به این نتایج آماری کارشناسان عنوان می کنند که چنانچه اختلاف سنی 5 ساله در نظر گرفته نشود در این گروه تعداد پسران بیش از دختران است و می توان این گونه تعبیر کرد که ازدواج های در این سنین تا حدودی مشکلات را رفع خواهد کرد که البته باید شرایط و امکانات مورد نیاز ازدواج این افراد را نیز مهیا کرد.

براساس آمارهای ثبت احوال فقط 12 درصد ازدواجهای ثبت شده مربوط به ازدواج گروههای همسن بوده و تعداد دختران و پسران مجرد آماده ازدواج نیز 11 میلیون و 240 هزار نفر هستند.


به هرحال با توجه به نظرات کارشناسان تعداد زیاد دختران مجرد نسبت به پسران در سن ازدواج و از سوی دیگر نیز بالارفتن سن ازدواج که باعث بالا رفتن توقعات جوانان و به تبع آن سخت گیری در ازدواج می شود عواملی نگران کننده هستند که باید توسط کارشناسان و مسئولان بررسی و راهکارهای تعادل آن تدوین شود.


نظرات()   
   

به نقل از رجا نیوز :رییس‌جمهور کنیا قانون چندهمسری مردان را امضاء کرد که واکنش زیادی را در میان قانونگذاران زن در پی داشته است.

به گزارش ایسنا، اوهارا کنیاتا رئیس‌جمهور این کشور روز سه‌شنبه قانونی که در آن به مردان اجازه می‌دهد هر تعدادی که می‌خواهند همسر اختیار کنند را امضاء کرد.
 
این قانون پیش از این در ماه مارس به رئیس‌جمهور ارائه شده بود تا به تصویب وی برسد.
 
قانونگذاران مرد حامی چندهمسری معتقدند که این سنت در میان آفریقایی‌ها و کتب مقدس معمول بوده است، اما تصویب آن در میان قانونگذاران زن، واکنش زیادی داشته است.
 
این زنان می‌گویند که چنین قانونی می‌تواند موجب تضعیف بنیان‌های خانواده شود.
 
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، اگرچه چندهمسری میان قبایل کنیایی معمول بوده اما تاکنون شکل قانونی نداشته است و بر طبق قانون جدید کنیا مردان برای اختیار همسران بیشتر نیازی به اجازه همسر قبلی خود ندارند.
 
در ادامه این گزارش آمده است که فدراسیون حقوقدانان زن قرار است این قانون را به چالش بکشند. مخالفان این قانون معتقدند که امکان چندهمسری مردان در جامعه مدرن امروزی هیچ جایگاهی ندارد.
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
این در حالی است که کشور ما به عنوان یک کشور پیشتاز اسلامی هنوز جرات نکرده است تا قانونی واضح برای به رسمیت شناختن این حق مردان تصویب کند.


نظرات()   
   


رابطه دختر و پسر

معاون ساماندهی امور جوانان وزیر ورزش و جوانان گفت : «متأسفانه ارتباط دختران و پسران نسبت به 30 سال گذشته سه برابر شده و زمان شروع رابطه به دوران تحصیلی راهنمایی و نوع رابطه ازعاطفی به جنسی رسیده و ارتباط هم زمان با چند نفر زیاد شده است.»

به گزارش ایسنا، دکتر محمود گلزاری که روز یکشنبه در هفتمین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان در دانشگاه صنعتی اصفهان سخن می گفت، همچنین با بیان اینکه دوستی و رابطه با جنس مخالف از مشکلات و مسائل متعددی است که وجود دارد، اظهار کرد: از 30 سال پیش که در برنامه جُنگ جوان رادیو به عنوان کارشناس فعالیت می کردم با این مسأله آشنایی دارم. در آن برنامه از مخاطبان درخواست می شد تا با ارسال نامه مسائل خود را در زمینه جوانان با ما در میان بگذارند، اما هنگامی که با مشکلات آنها در زمینه رابطه با جنس مخالف روبرو می شدیم، به عنوان روانشناس نمی دانستم با آنها چگونه برخورد کنم؛ زیرا در کتاب های روانشناسی و مقاله ها چیزی پیدا نمی کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که محتوای نامه ها را تحلیل و بررسی کنیم.

گلزاری با بیان اینکه 85 درصد از نامه ها از دختران 14 تا 25 ساله و 15 درصد آنها توسط پسران 14 تا 18 ساله ارسال شده بود افزود" پس از طبقه بندی آنها، جرأت پیدا کردم و پیامدهای منفی به دست آمده از بررسی ها را در رادیو خواندم.

وی در ادامه با بیان اینکه در آن زمان استقبال زیادی از این برنامه شد، اضافه کرد: در مجله «رشد معلم» با نوشتن مقاله ای به نام "عشق آتشین" مسائل ارتباط با جنس مخالف را تحلیل کردم، اما بر ضد من سخنان بسیاری گفته شد و وزیر آموزش و پرورش که در آن زمان آقای نجفی بود، برای ادای توضیحات من را فراخواند.

معاون وزیر ورزش و جوانان همچنین با اشاره به اینکه پس از ارائه توضیحات به مسئولان وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم تصمیم گرفته شد تا در این زمینه و در این موضوع تحقیق شود، گفت: در این سال ها بیش از 40 پایان نامه و مقالات زیادی در این زمینه نوشته شده است.

گلزاری با بیان اینکه براساس گزارش های آموزش و پرورش 40 درصد از دانش آموزان رابطه با جنس مخالف را از 14 سالگی شروع کرده اند، اضافه کرد: تا کنون با این مسأله به دو صورت برخورد شده است. یکی توضیح خواستن از کارشناسان و ارائه راهکار توسط آنها و دیگری راهی که دولت قبل در پیش گرفت؛ در یک جلسه خصوصی هم که به عنوان سخنران با کارشناسان حوزه و بهزیستی داشتم، یک خبرنگار بدون اطلاع من و بدون هماهنگی آن جلسه را پخش کرد، در نتیجه من را تهدید و از من شکایت کردند.

این روانشناس بالینی در ادامه با بیان اینکه وزیر آموزش و پروش برخورد درستی با من نداشت، افزود: من نامه ای به وزیر نوشتم و گفتم 20 سال پیش که در حال تحقیق در این مسائل بودیم، شما کجا بودید؟!

آمار ناراحت کننده رابطه با جنس مخالف در مدارس

گلزاری در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه در سال گذشته با پخش هفت هزار پرسشنامه آمار ناراحت کننده ای در مدارس به دست آوردیم، گفت: نمی خواهم آمار را اعلام کنم، اما باید مسأئل مربوط به رابطه با جنس مخالف را به مدیران و پدر و مادران آموزش دهیم.

وی با اشاره به اینکه جای آن نیست که چشم خود را بر واقعیت ها ببندیم، تصریح کرد: مدیران جامعه و دلسوزان نظام باید از دستاوردهای روانشناسان و مشاوران در این زمینه استفاده کنند.

معاون وزیر ورزش و جوانان همچنین با بیان اینکه دوستی برای روانشناسان "عادی" است نه "حلال" ادامه داد: دوستی پسر و دختر چند دوره دارد و در کودکی به هم نزدیکند، ولی در دبستان فاصله زیادی می گیرند، اما با شروع سن بلوغ و نوجوانی، به صورت خدادادی به هم نزدیک می شوند. این اتفاق مانند تغییرات دوران بلوغ که در قد و وزن و هوش و استعداد حاصل می شود طبیعی است.

گلزاری با اشاره به نگاه دین در این زمینه، افزود: اگر از نگاه دینی نیز استفاده کنیم، همان خدایی که در دوران دبستان پسران و دختران را از هم دور می کند، در دوران نوجوانی آنها را به هم نزدیک می کند.

وی با بیان اینکه این نزدیکی یک میل طبیعی است و نباید آن را سرکوب کرد، این سؤال را مطرح کرد که باید چه کار کنیم و ادامه داد: عده ای اصلاً وارد این مسأله نمی شوند و عده ای نیز آن را نشانه مدرنیته می دانند که هر دو نگاه اشتباه است.

این روانشناس بالینی با بیان دیدگاه دانشگاهیان، خاطرنشان کرد: دانشگاهیان نه حرف های متجددانه را قبول دارند و نه تقابل و نه منع را، بلکه معتقدند این موضوع را باید در سطح کارشناسی از ابعاد گوناگون همچون بعد دینی و علمی شناخت.

وی از الگوی غربی هم انتقاد کرد و گفت: در الگوی غرب به پدر و مادر توصیه می شود فرزندان خود را از سن 13 تا 17 سالگی راهنمایی کنند تا رابطه آنها با جنس مخالف به رابطه جنسی تبدیل نشود و تنها مراقب این مسأله باشند، اما آمارها نشان می دهد که هزاران دختر نوجوان 15 ساله در این سن باردار شده اند.

معاون وزیر ورزش و جوانان ادامه داد: الگوی غرب همچنین وفاداری بعد از ازدواج را ترویج می کند و این نیز راه درستی نیست آن ها راه را اشتباه رفته اند و البته ما نیز نباید راه هایی همچون منع و تقابل را در موضوع رابطه با جنس مخالف در پیش بگیریم.

با نوجوانان با زبان علمی ساده صحبت کنیم

گلزاری در بیان راه حل گفت: باید دیدگاه ها و پدیده ای به نام جنس مخالف را بشناسیم و در سن قبل از دانشگاه جوانان و خانواده ها را به ویژه در دوره ای که آنها در آموزش و پرورش هستند، آموزش دهیم.

وی با بیان اینکه دختران بیش از پسران تحت تأثیر آموزش قرار می گیرند، اظهار کرد: آموزش مستقیم جوانان را فراموش نکنیم. آموزش، احساس گناه و ایجاد ترس نیست، البته بازکردن مسائل بدون هیچ حیا و شرمی هم نیست.

معاون وزیر ورزش و جوانان اضافه کرد: باید با نوجوانان با زبان علمی ساده صحبت کرد و آموزش والدین نیز در نظر گرفته شود. هم چنین از آموزش و پرورش نیز می خواهیم راه گذشته را در پیش نگیرد و به آموزش نوجوانان بپردازد.

گلزاری به نقش آموزش عالی هم در این زمینه پرداخت و گفت: دانشگاه باید امر آموزش را در نظر بگیرد. البته من در جایی گفتم دانشگاه جای خوبی برای همسریابی است که مرا تخریب کردند. این را ما در نظر داریم و باید داشته باشیم که کسی کنکور امتحان نمی دهد که در دانشگاه ازدواج کند، بلکه برای آموزش آمده است.

وی در ادامه با تاکید بر آموزشهای درست ملاک های ازدواج به ویژه به پسران گفت: من معتقدم با آموزش آنها در دانشگاه مدیریت ارتباط با جنس مخالف انجام می شود.


نظرات()   
   
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393  06:17

حیای زنان، دیروز امروز


حیای زن

حیای زنان دیروز،حیای زنان امروز،حیای زنان در قدیم،بی حیایی زنان امروزی، بی حیا شدن زنها، بی حیایی


نظرات()   
   

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که آیت‌الله صافی گلپایگانی نسبت به یک اقدام وزارت کشور اعتراض کرده است.

به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی، در دیدار وزیر مخابرات(وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) با حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی که روز پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ماه 1393 در قم صورت گرفت، این مرجع تقلید از انتصاب برخی زنان به سمت فرماندار توسط وزارت کشور در بعضی شهرها اعتراض کردند.

آیت‌الله صافی گفتند: این اقدام با کرامت زنان سازگاری ندارد و دولت اسلامی باید در این قبیل اقدامات تجدیدنظر نماید.


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/FINd9]

در حالیکه قرنها مردها هزینه های خانواده را تامین میکردند و امروز نیز در بسیاری از دنیا اینچنین است فرهنگ منحط و جدید غرب در کمتر از یکصد سال کار را به جایی کشانده که زنان ادعای اقتصاد دانی میکنند و نتیجه زحمت بی منت مردان فیلم فوق می شود


نظرات()   
   

چندی قبل یک استاد حوزه در مراسم تجمع هیئت‌های عزاداری فاطمی، در میدان فاطمی تهران ضمن برشمردن صفات حضرت زهرا (س) زنان را به الگو گرفتن از ایشان در فرزندآوری، خانه‌داری، همسرداری و تبعیت از ولایت توصیه کرد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی با تسلیت شهادت حضرت فاطمه (س) به نامگذاری امسال به سال اقتصاد و فرهنگ اشاره کرد و فرهنگ را مهم‌تر از اقتصاد و مولد اقتصاد دانست.

وی در ادامه سیمای حضرت فاطمه (س) در ابعاد مختلف را برشمرد و گفت: اولین چیزی که در زندگی حضرت زهرا (س) می‌درخشد، توحید ایشان است. ارتباط او با خدای خود ارتباطی عادی نبود. وقتی ایشان در شب عروسی پیراهنش را می‌بخشد، خداوند خزائن خود را در اختیار حضرت فاطمه قرار داد.

وی سپس خطاب به زنان حاضر در مراسم گفت: اگر شما هم با خدا معامله کنید، خداوند برای شما کم نمی‌گذارد. حضرت فاطمه یک پیراهن بخشید و اینطور نتیجه آن را دید؛ خانواده با ایثار زنده است. وقتی پیغمبر به حضرت فاطمه (س) گفت در ازای این بخشش از خداوند چه می‌خواهد گفت؛ لذت بودن با خدا و خدمت در راه او چنان سرمستم کرده که درخواست دیگری ندارم.

صدیقی خاطرنشان کرد: زندگی حضرت فاطمه طوری بود که خداوند از او راضی باشد، یعنی در راه رضای خدا گام برمی‌داشت. نکته دوم، در شخصیت ایشان توجه حضرت فاطمه به وظیفه‌اش در راضی کردن دستور خدا بود. فاطمه در کودکی مادرش را از دست داد، اما از همان سن برای پدرش مادری می‌کرد نه دختری. فاطمه نه یک دختر، نه یک مادر بلکه عاشقی بود که با تمام وجود از پدرش حمایت و حفاظت می‌کرد.

وی ادامه داد: او توطئه‌های دشمنان در مکه را کشف می‌کرد و به پدرش اطلاع می‌داد؛ بصیرت و حمایت از رهبری دین، جزو خصایص حضرت فاطمه (س) بود.

صدیقی سومین ویژگی حضرت فاطمه (س) را ولایتمداری و سربازی در راه ولایت دانست و افزود: در زمان امیرالمومنین (ع)، حضرت فاطمه (س) بلندگوی علی و هم‌سنگرش بود و در عین حال همسر و مادری الگو بود.

وی با اشاره به این‌که «حضرت فاطمه(س) در تمام مراحل زندگی‌اش از وظایف خود کوتاهی نکرد» گفت: این درسی است که حضرت فاطمه (س) به دختران داد. نقش دختر در خانواده این است که برای پدرش احیاگر باشد. کانون زندگی با این عواطف گرم نگه داشته می‌شود و رضای خداوند نیز در گرمی خانواده است.

صدیقی به حاضران در مراسم در این مراسم عزاداری توصیه کرد که خانواده را جدی بگیرند و ادامه داد: امروز بی‌عاطفگی و قساوت متعلق به کفار غربی است، اما فاطمی‌ها زندگی خوبی دارند.

امام جمعه موقت تهران در ادامه به یکی دیگر از القاب حضرت فاطمه (س) پرداخت و گفت: حانیه به معنی بانویی است که نسبت به همسرش شفقت دارد. خانم‌ها برای همسرانشان غم‌زدا و مایه شادابی باشند. زندگی حضرت فاطمه (س) به مادرها درس می‌دهد که اداره را به بچه‌ها مقدم ندارید. وظیفه شما پرورش شیران جبهه است. بچه‌داری را جدی بگیرید. بچه‌داری افتخار شما و سیره فاطمه است. با تمام وجود به بچه‌هایتان توجه کنید و مظهر نظافت و پاکیزگی باشید، همانطور که فاطمه این چنین بود او دختر پیامبر و همسر علی بود، اما کار کردن در خانه برایش افتخار بود.

وی افزود: فاطمه (س) با چنین کارهایی بود که بندگی خدا را می‌کرد و با این بندگی، خود را به الگو تبدیل کرد. الگوی زندگی فاطمه به بانوان می‌گوید که زود ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید و برای امام زمان (عج) قشون داشته باشید. در جنگ تحمیلی 8 سال بر سر شما آتش ریختند اما همین قشون بود که نگذاشت این مملکت از دست برود.

صدیقی گفت: هنر حضرت فاطمه زهرا (س) این بود که فرزندان زیادی داشت. او در طول 9 سال زندگی با حضرت علی (ع) چهار فرزند به دنیا آورد و یک فرزند را نیز به دنیا نیامده قربانی کرد. در طول جنگ تحمیلی نیز دیدیم که همین فرزندان و قشون بودند که انقلاب و کشور را حفظ کردند. در بعضی خانواده‌ها، چهار یا پنج شهید وجود داشت که باز هم حاضر بودند شهدای بیشتری را تقدیم کنند.

وی با اشاره به مزیت‌های تکثر جمعیت گفت: تکثر جمعیت در اقتصاد، در دفاع، در رای دادن به صالحان و در بعد امنیتی مفید است. اگر جوان نداشته باشیم، گرگ‌ها شما را می‌خورند. به برکت حضور همین جوان‌هاست که دشمن حساب کار خود را می‌کند. اگر اینها نباشند، خانه علی را محاصره می‌کنند و به آتش می‌کشند.

این کارشناس مسائل مذهبی تاکید کرد: فاطمه کوثر است و نسل کثیری دارد.

صدیقی به شرایط روز دنیا نیز نگاهی داشت و گفت: در این ایام اتحادیه شوم اروپا، ایران را محکوم و از فتنه دفاع کرده است. مداراهایی را هم که دولت و دستگاه دیپلماسی می‌کند آنها را به اشتباه انداخته و خیال می‌کنند که ملت قانون را رها کرده‌اند. آنها قانون قصاص را خلاف حقوق بشر می‌دانند.

وی به دولت توصیه کرد: فرصت حضور مردم و آمادگی آنها برای شهادت را از دست نداده و از مردم فاصله نگیرد.

صدیقی بار دیگر خطاب به سیاستمداران گفت: دروغ را از زندگی و شعارهای حکومتی حذف کنید. چراکه صداقت درسی بود که حضرت فاطمه (س) در آخرین لحظات زندگی‌اش داد. ایشان با روحیه رزمندگی که داشت، همواره خود را بدهکار می‌دانست. رزمندگان ما نیز همین‌طور بودند و همیشه خود را بدهکار نظام و اسلام می‌دانند نه طلبکار؛ این روسیاهان غربی هستند که بدهکار مردم‌اند. حتی فاطمه هم با آن همه فداکاری احساس بدهکاری می‌کرد.


نظرات()   
   

 

تضاد فمنیسم با اسلام (قسمت اول)

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

ای مردم ،زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند.اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم،ارث آنها نصف ارث مردان می باشد.پس از زنهای بد پرهیز کنیدو از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.

فمنسیت نزدیک به حدودا یک قرن است که فعالیت می کند. اولین سنگ بنای این گروه برابری کامل حقوق زن و مرد نه تنها در خانواده بلکه در کل جامعه می باشد. اولین خواسته گروه های فمنیست در تاریخ این جنبش مربوط می شود به گرفتن حق رای برای زنان که در اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست. با ورود زنان بیشتر در این جنبش، نهضت آنان در طول تاریخ از نظر محتوا قویتر و از نظر سیاسی پرنفوذتر شد. در سال های اخیر شاهد روندی هستیم که در آن فمنیست که با موانعی همچون اعتقادات مذهبی به خصوص از ناحیه مسلمانان روبرو شده، تلاش دارد با ظاهرسازی در بین مسلمین نفوذ کرده و اعتقادات آنان را در جهت منافع خود تغییر دهد. همچون شیطان که در ظاهر مار حوا را فریب داد تا از طریق آن آدم را از بهشت بیرون کند، اکنون نیز قصد داد در ظاهر فمنیست (که همچون ماری خوش خط و خال می ماند) از طریق زنان، مردان جامعه مسلمین را به انحراف از دین کشانده و به هدف شوم خود که همانا شریک شدن در عذاب الهی  با فرزندان آدم است دست یابد.

اما اسلام و فمنیست همانطور که بارها خاطر نشان کردم دو مقوله کاملا متضاد با یکدیگرند. در این مقاله مولف  سعی در نشان دادن بعضی از این بیشمار تضادها دارد تا کور سوی امیدی باشد به سوی آگاهی امت اسلام.

تمام شیعیان جهان علی (ع)  را هم سنگ پیامبر (ص) قلمداد می کنند. او را در معصومیت و تقدس یکتای عالم می دانند که هر عملش در راه رضای الهی است. تمامی اعمال او در تاریخ شاهدی قوی بر این مدعاست. خلوص نیت او تا بدان حد رسیده که حتی بعضی از گروه های افراطی او را همچون خدا پرستش می کنند که صد البته رفتاری مورد تایید از سوی بزرگان دین، عقل کمال جوی انسان و خود علی (ع) نیست. حتی گروه های غیر شیعه که در ظاهر با علی (ع) مخالف اند (مانند اهل تسنن) هم بر پاکی و صداقت بی مانند او اعتراف دارند. با این اوصاف نظر علی (ع) در مورد هر موضوعی می تواند حجت را بر شکاکان تمام کند و سخن او حایل میان انسان و حقیقت را از بین برد. معرفتی  که حتی پیامبر(ص) در وصف آن می فرماید: من شهر علمم و علی دروازه آن است.

با مراجعه به نهج البلاغه متوجه نظر ایشان درباره زنان و حضور اجتماعی آنان می شویم. و چه تضاد عظیمی بین نظر فمنیست ها از حضور زنان در جامعه و نظر علی (ع) وجود دارد!!!! نظراتی کاملا مخالف که حتی یک نقطه مشترک بین آن دو یافت نمی شود. و شگفتا که در فمنیسم اسلامی با حیله های فراوان، توجیه های غیر منطقی، سفسطه های لجوجانه و اهدافی شوم، از خود بیانات حضرت در جهت فمنیست نشان دادن ایشان استفاده شده است. در زیر نمونه ای از این سفسطه کاریها نشان داده می شود:

در نهج البلاغه درحکمت 230 آمده است :همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او

و این تنها نمونه ای کوچک از بیانات فراوان مولای متقیان علی (ع) در مورد زنان است. بسیاری از فمنسیت های ظاهرا مسلمان با تمامی قوا سعی می کنند بیانات این بزرگوار را دستخوش تخریف کنند. برای مثال گفته های حضرت علی را به یک شخص خاص در زمان خاص نسبت می دهند که ناشی از شرایط سیاسی آن روزگار بوده است در حالیکه هیچ شکی نیست که در بسیاری از سخنان و روایات کلمه النّساء آورده شده که شامل کلیه زنان در تمامی زمان ها و مکان ها می شود.

نمونه بارزتر دمورد توطئه فمنیسم مربوط می شود به خطبه 80 در نهج البلاغه که بسیاری از فمنیست های خونخوار سعی می کنند منظور امام علی را متوجه عایشه نشان دهند در حالیکه هرگز این چنین نیست. همه زنان مطابق قوانین اسلامی ارثی نصف مردان دارند نه فقط عایشه،معادل بودن شهادت یک مرد با دو زن در مورد همه زنان صادق است و گذشته از این تمام زنان چه مسلمان و چه غیر مسلمان چند روزی از ماه را عادت ماهانه هستند.از طرفی علی(ع) آنجا که در مورد عایشه صحبت می کند از لفظ عام النساء استفاده نمی کند و دقیقا او را مورد خطاب قرار می دهد. در خطبه 13 و 155 نهج البلاغه این امر به خوبی نمایان شده است.

موارد گفته شده فاصله طرز فکر یکی از بزرگان دین امام علی (ع) و اندیشه های رایج را نشان می دهد و اینکه چه تلاش نفرت انگیزی برای تغییر دین از سوی فمنیست ها و صهیونیست ها در حال انجام است. خطری بزرگ که بدون مشارکت مسلمانان معتقد به اصل ولایت می تواند به پیکره اسلام آسیب وارد کند.


نظرات()   
   

در آستانه هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر، روز گذشته شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده، پاسخگوی سؤالات خبرنگاران درباره موضوع هایی مانند چگونگی ثبت نام زنان بدسرپرست در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و مشکلات پیش روی این افراد، افزایش مرخصی زایمان، عفو زنان محکوم به زندان، برنامه های در نظر گرفته شده برای سازمانهای مردم نهاد و تشریح برنامه های معاونت امور زنان و خانواده در هفته زن بود.
یارانه خانواده های بدسرپرست
شهیندخت مولاوردی که در این نشست به عنوان رئیس ستاد مرکزی هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر سخن میگفت به موضوع هدفمندی یارانه ها پرداخت و گفت: در حالی که کشور در شرایط خاص برای اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها قرار دارد، معاونت امور زنان و خانواده در فراخوانی از زنان غیرنیازمند خواسته تا انصراف خود را در این مرحله اعلام کنند.
وی با اشاره به مشکلات زنان بدسرپرست در زمان ثبت نام هدفمندی یارانه ها افزود: متأسفانه در این مرحله، مراحل ثبت نام همانند گذشته تکرار شده است و چاره ای نیست چون برابر قانون، ثبتنام باید از سوی سرپرست خانوار انجام شود.
این در حالی است که وی قبلا به دروغ و بطور نمادین از دریافت یارانه انصراف داد در حالیکه خود در اینجا تصریح کرده ایت که دریافت یا عدم دریافت یارانه از سوی سرپرست خانوار امکان دارد نه وی و مدیرانش!!!

وی تصریح کرد: اما در حال حاضر در جریان ثبت نام هدفمندی یارانه ها قرار داریم و در زمان اجرا پیگیر هستیم تا بتوانیم مشکلات زنان بدسرپرست را رفع کنیم. به گفته وی، باید دید چگونه و با استفاده از چه راهکارهایی با همکاری وزارت رفاه و متولیان آن، این امر محقق میشود. گلایه زنان بدسرپرست این است که سهم یارانه آنها و دیگر اعضای خانواده از سوی سرپرست خانوار در اختیارشان قرار نمیگیرد و گاه به مصارف دیگری از جمله موادمخدر میرسد.
بیمه زنان خانه دار
مولاوردی در ادامه به افزایش مرخصی زایمان و بیمه زنان خانه دار اشاره کرد و بیان داشت: با معاون اول رئیس جمهوری درباره تخصیص اعتبار برای افزایش مرخصی زایمان مکاتباتی شده است که امیدواریم مساعدت لازم صورت گیرد. وی افزود: این در حالی است که از سوی سازمان تأمین اجتماعی مبلغی برای این منظور اختصاص داده شده است. وی درباره بیمه زنان خانوار نیز گفت: پیشنویس لایحه، انجام شده و در حال نهایی شدن است و در هفته زن به هیأت دولت ارائه میشود.
آزادی زنان زندانی
ویدر ادامه به تلاش دولت برای آزادی محکومان زن به مناسبت روز مادر اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: رایزنی هایی در این باره صورت گرفته است تا بتوانیم برخی از محکومان زن را در این روز از زندان آزاد کنیم. به گفته وی، این اقدام هر سال در روز زن انجام میشد اما رسانه ای نمی شد، در این راستا امسال سعی میکنیم موضوع رسانه ای شود.
در حالیکه این اقدام اعتراف به محجور بودن زنان است و برخوردی مانند کودکان را با آنها خواستار شده اند که عقلشان قدرت تجزیه و تحلیل بد و خوب را ندارد و نباید برای جرمهایشان مجازات شوند نکته جالب اینجاست که در غرب که مبدا فمنیسم است هنوز برای بدست آوردن چنین امتیازی تظاهرات میکنند اما ما کاسه داغ تر از آش شده و از طریق حاکمیت چنین خیانتی را به کشور و مردم روا داشته ایم.


نظرات()   
   

در طی مراسم سخنرانی ملاوردی در دانشگاه الزهرا یکی از مردان فمنیست به نام غلامعلی افروز به اظهار فضل پرداخت و مدعی شد بارداری زنان 40 ساله اشکالی ندارد و تنها از میان فرزندان این زنان یک درصد دچار سندروم دان شداه بودند این در حالی است که سنین طلایی بارداری تا 35 سال است و هرچه سن بالاتر رود شانس عقب ماندگی های مختلف در فرزندان زیاد می شود و همچنین میزان هوش آنها نیز کاهش میابد اما این افراد برای پوشاندن صدمات و زیان هایی که در اثر تصمیمات آنها به خانواده وارد شده است این صدمات را بصورت اتفاقاتی خوب نمایش میدهند گویا مردم عقل ندارند.

در زیر میتوانید به این بیانات سخیف و خلاف عقل و فیزیک توجه کنید

غلامعلی افروز رئیس سابق دانشکده روان شناسی دانشگاه تهران گفت: خانواده تنها نهاد فطری، طبیعی ، بی بدلیل و محبوبترین نهاد در گستره هستی است که سایر نهادها برای قوام و دوام آن تاسیس می شوند.

او ادامه داد: اصل 10 قانون اساسی می گوید باید هدف و جهت همه برنامه های دولت برای حفظ و قوام خانواده باشد.

او با بیان اینکه ایران نیاز به وزارت مقتدر خانواده دارد گفت: کشور کانادا سالها پیش آن را ایجاد کرده و ما هم باید داشته باشیم چون وزارت جوانان شوخی است چون کودک، زن و مرد و پیر و جوان همه در وزارت خانواده جا می گیرند.

افروز گفت: تعداد تولد دختران و پسران برابر است و خداوند آنها را به طور مساوی می آفریند اما چون سقط جنین دختر به طور نهان و آشکار در کشور ما انجام می شود باعث شده تا تعداد پسرها بیشتر باشد.

افروز با اشاره به اینکه در ایران در برابر هر هزار دختر 20 تا 40 ساله، هزار و 24 پسر داریم گفت: اما باورهای کلیشه ای این است که تعداد دخترها بیشترند و این آمارهای غلط پیامدهای بد فرهنگی دارند.

او ادامه داد:کسانیکه می گویند 4 تا 6 میلیون پیر دختر داریم پویایی فکری ندارند چون دختران 40 ساله امروز از دختران 20 ساله 70 سال پیش در سن زیستی بهتری هستند.
این روان شناس گفت: سن زیستی مهمتر از سن شناسنامه ای است و حتی سن روانی مهمتر و دختر 40 ساله امروزی از دختر 20 ساله هفتاد سال پیش جوانتر است بلکه سن زیستی او قویتر و بالاتر است.

او ادامه داد: در صدا و سیما افراد کم سواد می گویند ازدواج دختران در سن 35 سالگی اشکال دارد، اشتباه است چون تحقیقات نشان می دهد سن زیستی این دختران جوانتر است.

افروز با بیان اینکه نباید نگران فرزند آوری این دختران شد گفت: ازدواج در سن زیستی و روانی مهم است و اگر پسرها هم کوچکتر باشند اشکالی ندارد چون در سالهای اخیر سن بلوغ جابه جا شده است.
او تاکید کرد: فرزند آوری در سن بالای 40 سال مانند فرزند آوری دختران 20 ساله در 80 سال پیش است.

او گفت: در کشور انگلستان، به مدت 10 سال آمار زایمان 5 هزار زن بین 46 تا 55 سال را ثبت کردند که تنها 1.1 درصد فرزند این زنان دچار سندروم دان شده بودند.

افروز گفت: این نشان می دهد بارداری در سن بالا اشکال ندارد چون اتفاقا زنان در سن بالا محتاط ترند و از لحاظ بهداشتی بیشتر به خودشان می رسند و استانداردهای بهداشتی را رعایت می کنند.

او ادامه داد: بنابراین روان شناسان، جامعه شناسان و پزشکان باید اطلاعات خود را بازنگری کنند و دختران را از ازدواج در سن بالا نترسانند و ناخواسته به ازدواج نکردن افراد دامن نزنند.


نظرات()   
   

گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ افزایش جمعیت مقوله‌ای است که این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفته و بحث‌های بسیاری در خصوص ضرورت افزایش جمعیت و راهکارهای عملی آن انجام می‌شود. از این رو، در خصوص راهکارهای فرهنگی و اجتماعی افزایش جمعیت گفت‌وگویی تفصیلی با دکتر ابراهیم فیاض، مردم‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران انجام دادیم که مشروح این گفت‌وگو را پیش رو دارید. 
 
«خبرگزاری دانشجو»- در خصوص مساله افزایش جمعیت بفرمایید که چه مقدماتی را می‌توان برای رسیدن به افزایش جمعیت در نظر گرفت؟

 

رشد جمعیت تابعی از خانواده است
 
فیاض: رشد جمعیت تابعی از خانواده است، یعنی اگر خانواده قوی باشد رشد جمعیت رخ می‌دهد. مثلا در کشوری مثل هند و چین و کشورهای شرقی جمعیت زیادی وجود دارد به این دلیل که در این کشورها خانواده قوی بوده و هنوز هم هست.
 
موقعی که خانواده قوی باشد خود به خود رشد جمعیت را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر، اگر در یک جامعه معنویت و اخلاق قوی باشد خانواده نیز قوی خواهد بود،‌ زیرا اخلاقیات و معنویت مبنای تشکیل خانواده است. 
 
ارتباط روابط جنسی قبل از ازدواج، با کاهش جمعیت
 
اخلاقیات از این طریق تقویت می‌شود که سن ازدواج پایین بیاید و گرنه اگر تفاوت بین سن بلوغ و سن ازدواج منجر به روابط آزاد جنسی شود، هم معنویت تضعیف می‌گردد و پس از ازدواج هم فرد از روابط جنسی پیش از ازدواج خود دست نمی‌کشد. در نتیجه، خود به خود خانواده‌ها از هم می‌پاشند و طلاق صورت می‌گیرد، مثل همین مساله‌ای که در ایران اتفاق افتاده است.
 
شما بسیار می‌بینید که روابط جنسی قبل از ازدواج به پس از ازدواج نیز کشیده می‌شود و اخلاقیات را دچار بحران می‌کند. راه‌حل این است که سن ازدواج پایین بیاید و با سن بلوغ کمترین فاصله را داشته باشد.
 
در اینجا باید دولت و خانواده‌ها وارد شوند. وارد شدن دولت به این نحو است که به زوج‌های جوان جهیزیه و خانه بدهد. از سوی دیگر، اگر ازدواج به بن‌بست خورد و طلاق صورت گرفت از طریق ازدواج مجدد خانواده را شکل دهیم و نگذاریم مرد و زن مطلقه روابط جنسی آزاد را شکل دهند.
 
ضرورت گفتمان‌سازی رسانه‌ها برای ازدواج در سنین پایین
 
«خبرگزاری دانشجو»- یک بخش نقش دولت است که از طریق تسهیل شرایطی مانند سربازی و تحصیل می‌تواند اقدام کند، بخش دیگر نیز بحث خانواده‌ها و رسانه‌ها است که می‌توانند در این مساله موثر باشند. لطفا توضیحاتی در این مورد بفرمایید.
 
فیاض: رسانه‌ها باید گفتمان‌سازی کنند تا مردم ازدواج در سن پایین را بپسندند نه ازدواج در سن بالا و همچنین روابط جنسی بین آن را. این تبلیغات باید در حوزه رسانه‌ها آغاز شود.
 
از سوی دیگر، خانواده‌ها هم باید بپذیرند که به فرزندان خود کمک کنند. یعنی نه تنها به فرزند مجرد خود برای ازدواج کمک کنند بلکه به فرزند متاهل خود نیز کمک اقتصادی کنند. مثلا بسیاری هستند که تمکن مالی بالایی دارند، اما احساس می‌کنند نباید به فرزندان متاهل خود کمک کنند در صورتی که باید به متاهلان هم کمک شود تا اگر به طور مثال دانشجو هستند بتوانند درس خود را بخوانند و آینده خود را تامین کنند.

 

 اگر بخواهیم از بعد رسانه‌ای به این ساختار نگاه کنیم می‌توانیم امریکا را مثال بزنیم. امریکایی‌ها فیلم‌هایی دارند که به شیوه امریکایی خودشان سن ازدواج را پایین آورده است. ما باید این کار را شروع کنیم تا مشکل حل شود. 


 نقش دولت در افزایش ازدواج و فرزندآوری
 
اما در بُعد دولت، مساله این است که نباید دولت کاری کند که مشکلی در زمینه اقتصاد و خانواده بوجود آید. مثلا اگر امروز جوانی خانه می‌خواهد نباید بگوید ازدواج و خانه‌دار شدن گران تمام می‌شود. الان دولت مسکن مهر را می‌سازد و اگر این کار ادامه داشته باشد و متوقف نشود روی خیلی از مسایل تاثیرگذار است. شما توجه داشته باشید که اگر مسکن مهر نبود اجاره خانه تا چه اندازه افزایش می‌یافت. روی همین حساب باید همچنان این اقدام خانه‌سازی ادامه داشته باشد.
 
کار دیگری که دولت می‌تواند انجام دهد این است که مدارس دولتی را زیاد و مدارس غیر انتفاعی را کم کند تا مردم احساس نکنند هزینه تحصیل فرزند آنها گران تمام می‌شود، در نتیجه محاسبه اقتصادی کرده و از بچه‌دار شدن دوری کنند. اگر چنین ساختاری به وجود آید بلافاصله افزایش جمعیت اتفاق خواهد افتاد. 
 
«خبرگزاری دانشجو»- یکی از موانع فرزندآوری مشکلات مالی است اما از سوی دیگر می‌بینیم که بسیاری از خانواده‌ها که مشکل اقتصادی چندانی نیز ندارند از فرزندآوری پرهیز می‌کنند؛ زیرا احساس می‌کنند فرزندان می‌توانند جلوی پیشرفت آنها را بگیرند چون مثلا پدر و مادر هر دو شاغل یا دانشجو هستند.
 
فیاض: اگر ازدواج، زود صورت گیرد این مساله مرتفع می‌شود زیرا پدربزرگ و مادربزرگ‌ها جوان هستند و معمولا از نوه‌هایشان استقبال می‌کنند. از سوی دیگر، مهدکودک هم می‌تواند به حل این مساله بسیار کمک کند. اما اگر سن ازدواج بالا رود پدربزرگ و مادربزرگ‌ها پیر می‌شوند و دیگر نمی‌توانند به فرزندان خود در بزرگ کردن بچه‌ها کمک کنند.
 
بُعد دیگر، بعد مسایل جنسی است. مثلا الان خانم‌ها می‌گویند بارداری زن باعث زشتی او می‌شود. البته اگر روابط جنسی آزاد باشد این مساله درست است اما روابط جنسی محدود به خانواده این مسایل را ندارد زیرا در این گونه روابط زن خاطرات جنسی و خوشی خود را تنها با شوهرش داشته و این مشکل به وجود نمی‌آید. 
 
مشاور هیلاری کلینتون که شعار «مرگ بر فمینیسم و درود بر زنانگی» سر داد
 
«خبرگزاری دانشجو»- امروزه جایگاه و نقش زنان در جامعه ما تغییر کرده و این مساله باعث شده نگرش آنها نیز نسبت به فرزندآوری تغییر کند. حال چگونه می‌توان از چنین زنانی که نگرش آنها تغییر کرده و نقش‌های آنها به نوعی مردانه شده انتظار داشت که نگرش خود را تغییر دهند.
 
فیاض: الان خانم‌ها دچار بحران شده‌اند و مدام دچار استرس و اضطراب هستند، زیرا اصل بر زنانگی است. مشاور هیلاری کلینتون که اخیرا استعفا داده دو بچه داشت که آنها را می‌گذاشت و می‌رفت یک هفته با خانم کلینتون کار می‌کرد و برمی‌گشت.
 
او یک باره به سرش زد و استعفا داد و شعار داد که «مرگ بر فمینیسم و درود بر زنانگی» و گفت نقش مادری من جزو زنانگی خودم است و فمینیسم ما را بر قله‌های خیالی نشاند که باعث دوری ما از احساسات انسانی ما شد.
 
زنانی که نقش مردانه پیدا می‌کنند دیگر خودشان نیستند، آنها دیگر نه زن هستند نه مرد. این است که این زنان دچار بحران می‌شوند که نمونه‌های آن را بسیار مشاهده می‌کنیم.
 
الگوهایی که برای زنان در جامعه مطرح می‌شوند 
 
«خبرگزاری دانشجو»- با توجه به این که این مساله در کشور ما بسیار شایع است برای کاهش آن چه راهکارهایی می‌توان پیشنهاد کرد؟
 
فیاض:
ما باید نگرش‌ها را تغییر دهیم. وقتی در تلویزیون خانم‌های بازیگر جوانی حضور دارند که آرایش بسیاری دارند و بدنسازی می‌کنند الگوی زنان قرار می‌گیرند. من اخیرا در یک جشنواره با این افراد حضور داشتم و می‌دیدم که چقدر ظاهر و تناسب اندام خود را رعایت می‌کنند زیرا بدن آنها پول و آینده آنهاست.
 
الگوهایی که مطرح می‌شوند زنان فانتزی یا زنانی هستند که بدنسازی می‌کنند نه زنی که باردار می‌شود. در اروپا هم در سن 30 سالگی زن از بورس می‌افتد و بلافاصله دوست پسرهای آن دخترها دنبال زن جوان‌تر می‌روند و این زنان دچار افسردگی می‌شوند.
 
می‌خواهم بگویم اگر مشکلات خانوادگی زن را حل نکنیم به جایی می‌رسیم که تمام زیبایی زن به همان سن اوست. مثلا می‌بینیم زنی که در سن 40 سالگی مادربزرگ می‌شود چقدر احساس بسط وجودی می‌کند. الان همسایه ما خانمی هست که 40 ساله است و نوه دارد و خودش از نوه‌اش نگهداری می‌کند. شادی او هم به همین بچه است.
 
«خبرگزاری دانشجو»- اما الان معیارهای شادی و غم عوض شده و کمتر می‌توان خانمی را پیدا کرد که از این که در سن 40 سالگی مادربزرگ شود خوشحال شود!
 
فیاض: بله و این به دلیل روابط جنسی خارج از خانواده است. 
 
افزایش روابط جنسی ضرب‌دری درون خانواده‌ها
 
«خبرگزاری دانشجو»- پس ابتدا باید نگرش جنسی زن نسبت به خود و نسبت به جنس مخالف تغییر کند تا پس از آن بتوانیم شاهد افزایش جمعیت باشیم.
 
فیاض: دقیقا همین‌طور است. الان ملاک‌ها، غربی شده است و مردم زود طلاق می‌گیرند و به سمت روابط جنسی آزاد روی می‌آورند. حتی داخل خانواده هم شاهد روابط جنسی آزاد هستیم و روابط جنسی ضربدری به شدت در حال رشد است و این مساله بخصوص در میان جوانان تحصیل‌کرده مطرح شده است.
 
مثلا من دو سه مورد طلاق دیده‌ام که زن زیر بار روابط ضربدری نرفته است. این آدم‌ها افراد نخبه‌ای هستند و اگر نام ببرم شما آنها را می‌شناسید که زن این آدم به دلیل این که نمی‌خواست روابط ضربدری داشته باشد طلاق گرفته است.
 
خلاف طبع زن و حتی مرد است که مردانی بخواهند زنانشان را با هم عوض کنند. این ساختارها مشکل ایجاد می‌کند و اینها فطری نیست چون انسان همیشه اختصاص را دوست دارد. ما دوست نداریم همه در رختخواب ما بخوابند حتی وقتی به هتل می‌رویم به اتاقی می‌رویم که ملحفه‌های آن مختص ما باشد حال چطور حاضریم روابط خصوصی خود را با دیگران تقسیم کنیم؟
 
این مساله‌ای است که کسی زیر بار آن نمی‌رود. این‌ها هم نگرش‌های غربی سکس محور است نه نگرش‌های عاطفه‌محور و نه حتی انسان‌محور. اینها به خاطر این است که نگرش‌های غربی در جامعه ما رسوخ کرده، البته ما فقط یک‌سری از مسایل ظاهری را از غرب گرفته‌ایم. 
 
عقلانیت غربی و ایجاد بحران در جامعه ایران
 
«خبرگزاری دانشجو»- ما اکنون بیشتر ساختارهای خود اعم از ساختارهای اداری و فرهنگی مثل دانشگاه‌ها و مدارس را از غرب گرفته‌ایم. حال می‌شود با این ساختارهای غربی که در جامعه ما رسوخ کرده الگوهای اسلامی را در جامعه پیاده کنیم؟
 
فیاض: بدتر از همه عقلانیت غربی است و همین است که الان بحران به وجود آورده است. نُرم خودکشی و افسردگی و بیماری دیابت عصبی در جامعه ما بسیار بالاست و این نشان می‌دهد که ما دچار بحران شده‌ایم. علوم انسانی از غرب وارد کشور ما شد آن هم بدون هیچ گونه تعاملی. ما حتی در این مساله از ژاپن هم عقب افتادیم چون علوم انسانی ژاپن بومی‌تر از ماست.
 
ضرورت بومی کردن علوم انسانی

 
«خبرگزاری دانشجو»-
به نظر شما امیدی وجود دارد و می‌توان راهکاری عملی پیشنهاد داد که منجر به تغییر این وضعیت شود؟
 
فیاض: ما باید ابتدا علوم انسانی را بومی کنیم تا عقلانیت بومی بوجود آید. در کشور ما الان دانش فنی اصل است و ما علوم فنی‌محور داریم. اگر به شورای عالی انقلاب فرهنگی نگاه کنید می‌بینید که فنی محوری است. اسم آن شورای انقلاب فرهنگی است اما باید نام آن را گذاشت شورای انقلاب فنی‌ها.
 
شما چند وزیر تا به حال سراغ داشته‌اید که فنی نباشد؟ یعنی همه فنی هستند و ساختارهایی که ایجاد می‌کنند نیز ساختارهای فنی است. بنابراین عقلانیت، عقلانیت غربی می‌شود و وقتی که عقلانیت غربی به وجود می‌آید نتیجه همین می‌شود که خانواده از هم بپاشد و روابط جنسی آزاد بوجود آید. 
 
«خبرگزاری دانشجو»-
در مورد مساله بومی‌سازی علوم انسانی که روی فرزندآوری موثر است به نظر شما ابتدا باید دولت دست به کار شود یا این که ابتدا باید نخبگان وارد کار شوند؟


فیاض: هر دوی اینها باید با هم هماهنگ باشند. علوم انسانی ابتدا باید مساله‌محور باشد، در حالی که علوم انسانی الان در حاشیه قرار دارد.
 
«خبرگزاری دانشجو»- شاید این مساله به این دلیل باشد که عده‌ای تصور می‌کنند این علوم انسانی غربی است و چه ضرورتی دارد که وارد شود؟
 
فیاض: حتی علوم انسانی اسلامی را نیز راه نمی‌دهند. اینها خیلی منسجم عمل می‌کنند. وقتی این اتفاقات برای علوم انسانی می‌افتد ساختار عقلانیت به هم ریخته می‌شود و علوم انسانی غربی و شرقی با هم مخلوط شده و باعث بحران بیشتر می‌شود. 
 
علوم انسانی باید مساله‌محور و ایرانی شود
 
کاری که ما باید بکنیم این است که علوم انسانی‌ها مساله محور و ایرانی شوند. اکنون کارهایی در این زمینه انجام می‌شود اما خیلی طول می‌کشد که این کار به صورت کامل انجام گیرد، مثلا شاید این کار 10 تا 20 سال زمان ببرد.
 
همان‌طور که گفتم اگر خانواده از هم بپاشد ساختار اجتماعی ما نیز از هم می‌پاشد، زیرا خانواده کوچک‌ترین عنصر اجتماعی است و با از بین رفتن آن کل جامعه از هم می‌پاشد و حتی بحران‌های نسلی به وجود می‌آید، یعنی دیگر با این شرایط تاریخ رو به آینده نمی‌رود و ما بدون هویت شده و بحران هویت پیدا می‌کنیم. 
 
خودکشی در ایران از حد متوسط جهانی بالاتر است
 
علوم انسانی باید همه این مسایل را با هم ببیند اما علوم فنی اینها را نمی‌بیند. الان مدام گفته می‌شود که ما در علوم فنی و یا پزشکی پیشرفت کرده‌ایم اما باید پرسید پزشکی بدون خانواده به چه درد می‌خورد؟ اینجاست که تنهایی و خودکشی به شدت اوج می‌گیرد، بطوری که خودکشی در ایران اکنون از حد متوسط جهانی بالاتر است.
 
«خبرگزاری دانشجو»- مساله‌ای که شما در حوزه علوم انسانی می‌فرمایید یک کار زیربنایی است که زمان می‌برد تا این مساله اتفاق بیفتد.
 
فیاض: ما اکنون آماده هستیم. الان تزهای فوق لیسانس زیادی کار می‌شود. ما نمی‌خواهیم در جایی که الان ایستاده‌ایم بمانیم. همه این بحث‌ها در کلاس‌های ما جدی است، اما فقط این بحث‌ها در حد کلاس‌های دانشگاه می‌ماند. 
 
 
صداوسیما مغز ندارد
 
اکنون خوشگذرانی‌های مقطعی نسبت به خوشگذرانی‌های خانوادگی ترجیح داده شده است. همین صداوسیماست که فیلم‌های ضد خانواده می‌سازد. یعنی خود صداوسیما که شعور و مغز ندارد این کار را انجام می‌دهد. من همیشه می‌گویم که صداوسیما مغز ندارد.
 
مثلا ببینید که سریال «خداحافظ بچه» چقدر ضد خانواده بود. آخر این فیلم وصل شد به این‌که مرد مشکل خانوادگی دارد و خانم حواسش به همسرش نیست و مرد ازدواج موقت کرده و مکمل این خانواده این است که مرد داستان به جای طلاق ازدواج موقت کند. 
 
تقاضای طلاق در ایران بیشتر از سمت خانم‌هاست
 
در یک برنامه رادیویی که صحبت می‌کردم یک خانم وکیل گفت که الآن 80 - 90 درصد تقاضاهای طلاق از جانب خانم‌هاست و بیشتر خانواده‌ها از جانب زنان در حال پاشیده شدن است، چرا؟ زیرا حق طلاق را به زنان دادیم در حالی که متأسفانه در اسلام حکم اولیه‌اش این نبود.
 
این‌گونه هر کس عصبانی می‌شود طلاق می‌گیرد و بعد هم نمی‌دانند که چه می‌کنند. کسی که طلاق می‌گیرد اگر زن باشد در این جامعه خود به خود فاحشه می‌شود، برای این‌که خود را تأمین کند. کسی که طلاق گرفته، با بارهای جنسی، روانی و عاطفی خود و همچنین موقعیت اجتماعی در محل کارش مواجه است. پس اگر شوهر آن خانم ازدواج موقت می‌کرد دیگر گرفتاری پیدا نمی‌کرد که حالا بخواهد طلاق‌کشی بشود. 
 
آزاد شدن رابطه جنسی با زیر سوال بردن ازدواج موقت
 
در دوره رضاخان هم ازدواج موقت را حسابی کوبیدند و عباراتی مانند بچه صیغه‌ای را باب کردند که این مساله باعث آزاد شدن رابطه جنسی گردید.
 
ما با خانواده‌های فرماندهان نیروهای انتظامی جلسه‌ای داشتیم که خانم دکتر فردوسی‌ هم در آن جلسه حضور داشتند. با خانم دکتر فردوسی که صحبت می‌کردم ایشان هم با حرف من موافق بودند که در خانواده‌هایی که مشکل آنها مسائل جنسی بوده تلاش می‌شود که خانواده‌ها از هم نپاشند، زیرا اگر خانواده‌ای از هم بپاشد فقط دو نفر نیستند که آسیب می‌بینند بلکه بچه‌های خانواده هم به حساب می‌آیند.
 
الآن کسی برای مشاوره آمده که روابط جنسی او با همسرش مختل است و هر چه به او می‌گویم که شما خودت هم دچار مشکل هستی باور نمی‌کند و بعد از کلی صحبت یک چیزهایی در ذهنش شکفته می‌شود. منظورم این است که ما هم ایستایی جنسی داریم و هم ایستایی جنسی ذهنی که اگر این‌ها را نشکنیم مشکلمان ادامه دارد و بدتر می‌شود. 
 
کار صدا و سیما هنوز رضاشاهی است
 
صدا و سیما متأسفانه برعکس عمل می‌کند، کار صدا و سیما هنوز رضاشاهی است. مثل سریال‌هایی که می‌گویند خانواده نباشد و روابط جنسی آزاد باشد. چرا آمار اعتیاد و افسردگی در کشور بالاست؟ برای این‌که خانواده در جامعه قوی نیست. پس اگر ما این ساختار را تبیین نکنیم این مشکل همچنان باقی خواهد بود. 
 
رشد جمعیت خط قرمز در آمریکا است
 
بنابراین، علوم انسانی باید در رسانه وارد شود و فیلم‌های سینمایی ضد خانواده ساخته نشود. این موارد در آمریکا خط قرمز است، چون رشد جمعیت خط قرمز هر کشوری است.
 
اگر علوم انسانی جلو می‌آمد وضعیت ما این نبود. وقتی علوم انسانی را تحقیر می‌کنید و می‌گویید که پول در آن نیست دیگر افراد با استعداد خوب در آن وارد نمی‌شوند. وقتی استعدادهای خوب وارد این عرصه نشوند خود به خود علوم انسانی افت می‌کند. چون علوم انسانی خیلی سخت‌تر از علوم تجربی است که متشکل از چند فرمول است. علوم انسانی خیلی سنگین است و باید کتاب‌های بسیاری را بخوانی تا مرحله‌ای را بگذرانی. 
 
ضرورت اتصال علوم انسانی به رسانه‌ها 
 
پس ما باید علوم انسانی را تقویت کنیم و سپس علوم انسانی را به کتاب، سینما، مطبوعات، رادیو و تلویزیون وصل نماییم تا بتوانیم وارد جامعه شویم و جامعه را درست تنظیم کنیم وگرنه این مشکلات همچنان پیش می‌رود و هیچ‌کس جلودار آن نخواهد بود.
 
روز به روز طلاق بیشتر می‌شود و هر زن مطلقه‌ای می‌تواند با سه مرد ارتباط جنسی داشته باشد و چون این مردان بیشتر متأهل هستند سبب افزایش طلاق خواهد شد. 
 
«خبرگزاری دانشجو»:
فرمایش شما در حوزه علوم انسانی کاملا صحیح است اما این مسئله از سویی سیستماتیک است و باید توجه و حمایت نهادهای دیگر مانند صدا و سیما، دولت، سینما و ... را داشته باشد و از طرف دیگر کاری است که شاید بتوان گفت دیربازده است. برای کارهای زودبازده‌تر چه باید کرد؟
 
ترویج ازدواج در سنین پایین
 
فیاض: باید مسائل جنسی افراد را تأمین کنیم، افراد نباید به طرف گناه کردن و زنا کردن کشیده شوند. باید عقود ازدواج را شروع کنیم؛ یعنی باید ازدواج در سنین پایین و ازدواج مجدد زنان مطلقه و مردان مطلقه را شروع کنیم. باید فیلم‌هایی بسازیم که ازواج زودرس را نشان دهیم.
 
الان خیلی از خانواده‌ها هستند که فرزندانشان را زود ازدواج می‌دهند، یعنی خانواده‌هایی که از نظر مالی خوب هستند بچه‌هایشان را سریع ازدواج می‌دهند و زندگی موفقی هم دارند. این بچه‌ها دیگر در دانشگاه علافی نمی‌کنند و سریع به سراغ آینده‌شان می‌روند،‌ چون دیگر زن و بچه دارند و وقت تلف نمی‌کند.
 
باید چنین ساختاری را تولید کنیم تا اگر برای کسی مشکل بوجود آمد و نتوانست ازدواج دائم کند امکان ازدواج موقت را داشته باشد. مثلا زن 40 ساله‌ای که سنش بالاست و نتوانسته ازدواج دائمی کند، حال شما می‌توانید او را به ازدواج موقت هدایت کنید. 
 
«خبرگزاری دانشجو»: اما در جامعه ما ازدواج موقت هم نوعی تابو محسوب می‌شود و نگرش خانم‌ها به ازدواج موقت باعث شده که مسائلی به وجود بیاید که این نوع ازدواج به کلی طرد شود. طوری که برخی احساس می‌کنند گناه کردن بهتر از ازدواج موقت است. حال این نگرش را چگونه می‌توان تغییر داد؟
 
تابوها باید به دست هنرمندان شکسته شود
 
فیاض: هنرمند همیشه می‌تواند تابو را بشکند،‌ پس کار در دست رسانه‌هاست. یعنی کار هنر بر تابو هم برتری دارد و باید این کار از رسانه‌ها شروع شود. ابتدا باید ازدواج در سنین پایین عمومیت پیدا کند. مرحله بعدی ازدواج مجدد است، یعنی فیلم‌هایی ساخته شود که در این فیلم‌ها مردانی که طلاق داده‌اند و زنان که مطلقه شده‌اند با هم ازدواج کنند. اصل بر ازدواج دائم و بعد از آن ازدواج مجدد است و اگر شرایط آن وجود نداشت در مرحله بعد ازدواج موقت باید مورد توجه قرار گیرد.


نظرات()   
   

قسمت اول

[http://www.aparat.com/v/LrwTD]

قسمت دوم

[http://www.aparat.com/v/HxMnu]

 


نظرات()   
   

مردان ایرانی 5 برابر بیشتر از زنان در معرض سوانح ،حوادث و ابتلاء به بیماریهای شایع قرار دارند.
به گزارش واحد مرکز ی خبر، عضو انجمن اورولوژی ایران امروز در دومین همایش روز ملی سلامت مردان که با حضور 200 نفر از استادان و دانشجویان علوم پزشکی استان در تالار شهید چمران مشهد برگزار شد گفت : 37 درصد از مردان ایرانی اضافه وزن دارند که 11 درصد از این افراد به چاقی مفرط مبتلا هستند .او با اشاره به اینکه امید به زندگی در مردان ایرانی 3 تا 5 سال کمتر از زنان است گفت : همچنین آمارها نشان می دهد که سرطان های پوست ، معده ، مثانه، پروستات، و کولون در مردان ایرانی بیشتر از زنان است .
معاون دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در این مراسم افزود : بیماریهای قلبی - عروقی از مهمترین بیماریهای شایع در بین مردان خراسان رضویست که سلامت مردان در این استان را به خطر انداخته است .
بهرامی گفت : همچنین شایع ترین علل حوادث در مردان این استان درسالهای 90 تا 91 ضربه بوده است .
او گفت : مهمترین سرطان شایع در بین مردان در استان خراسان رضوی نیز سرطان پوست است .
محمود فرزین دبیر اجرایی همایش یک روزه روز ملی سلامت مردان نیز افزود : نقش هماهنگی های بین بخشی و تامین اجتماعی در توسعه سلامت مردان و مشخص کردن وضعیت سلامت مردان در استان خراسان رضوی در مقایسه با کشور از مهمترین اهداف این همایش است .

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در شرایطی که طبق آمار ها تعداد مردان آماده به ازدواج یک چهارم زنان آماده به ازدواج است و آمار مرگ میر مردان بیشتر از زنان است کشور تنها 2 راه در پیش رو دارد 1.اصلاح اشتباهات خود و اهمیت دادن به تعدد زوجات 2.ادامه راه فعلی و جایگزینی تعدد زوجات با فساد و فحشا


نظرات()   
   

رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور گفت: در صورت ادامه روند رشد جمعیت کشور به صورت حاضر جمعیت کشور در سال 1480 و در 88 سال آینده به 31 میلیون نفر می رسد.
به گزارش ایرنا، حجت الاسلام ˈسیدرضا تقویˈ در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران در مصلی بزرگ امام خمینی (ره) در خصوص رشد جمعیت و اهمیت آن از دیدگاه اسلام و مقام معظم رهبری افزود: جمعیت ایران در سال 1405 به اوج خود یعنی 79 میلیون نفر می رسد، که این سال یک سال بعد از اتمام سند چشم انداز است و پس از آن با رشد منفی روبرو خواهیم شد.
وی افزود: در سال 1450 به 56 میلیون نفر می رسیم و در سال 1480 جمعیت کشور به 31 میلیون نفر خواهد رسید.
تقوی تاکید کرد: با توجه به روند کاهش جمعیت کشور باید جلوی آن را از امروز گرفت در غیر اینصورت در آینده با مشکلات زیادی مواجه خواهیم شد.
** از شگردهای استعمارگران نباید غافل باشیم
وی با تاکید بر اینکه ظرفیت جمعیت کشور ما 150 میلیون نفر است، خاطر نشان کرد: امروزه بیش از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جمعیت جوان تشکیل می دهند که این امر موجب نگرانی قدرت های استکباری می شود.
تقوی گفت: استکبار از جمعیت رشد یافته، تحصیل کرده ای می ترسند که چرخه هسته ای را به گردش در آورده و جهاد اقتصادی را سرلوحه کار خود را قرار داده است.
رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور گفت: نظر اسلام نه به کاهش مطلق جمعیت و نه بر افزایش جمعیت و نه تخفیف جمعیت است بلکه نظر اسلام نظر افزایش جمعیت مقید است به این معنا که جمعیت متوازن، متعادل و متناسب باشد.
تقوی در خصوص کیفیت جمعیت هم گفت: اسلام طرفدار کیفیت و کمیت بالاست اما باید وظایف خود را درباره افزایش کیفیت جمعیت انجام دهیم به این معنا که اسلام علاوه بر نگاه کمیتی، تاکید بر کیفیت جمعیت نیز دارد.
وی گفت: احکام اسلام در ارتباط با هم است اگر ترغیب به افزایش نسل دارد در کنار آن نگاه به تولید و تربیت و دوری از فقر دارد و تاکید بر جمعیت کیفی است.
رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به عنوان مختلف کاهش سیاست های جمعیتی کشور گفت: پرهزینه بودن فرزند به دلیل تغییر سبک زندگی و روی آوردن به سبک زندگی پرهزینه غربی یکی از علت های اعمال سیاست کاهش جمعیت است.
وی همچنین آینده نامشخص اقتصادی و بی ثباتی اقتصادی را از جمله عوامل اقتصادی موثر بر کاهش جمعیت دانست و گفت: عوامل اجتماعی مهاجرت به شهرها و حاشیه نشینی در شهرها از دیگر عوامل کاهش جمعیت محسوب می شود.
تقوی دیگر عوامل کاهش جمعیت را سیاست های دولتمردان در ارتباط با منافع خود عنوان کرد و گفت: شعارˈ فرزند کمتر زندگی بهترˈ از زمان طاغوت در کشور ارایه شد و سال های اولیه انقلاب و از دهه شصت به بعد این سیاست دنبال شد اما این سیاست باید از دهه 70 به بعد قطع می شد.
وی همچنین آموزه ها و باورهای دینی را یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار در جمعیت دانست و گفت: عنوان ˈمادریˈ یک عنوان مقدس است، اگر دختران به این عنوان معتقد باشد و به ثواب زن حامله و زایمان و سرپرستی فرزند معتقد باشد این اعتقاد بر فرزندآوری وی نقش آفرین است.
به گفته تقوی، تامین اجتماعی ، رسانه و تبلیغاتی که در جامعه انجام می گیرد از جمله عوامل تاثیرگذار در افزایش جمعیت محسوب می شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز وضعیت ما رو به کاهش است و سیاست های غلط گذشته شیب جمعیت را به سمت پیری هدایت می کند و تحدید نسل از اواسط دهه 70 به بعد باید متوقف می شد.
تقوی گفت: نسل جوان را باید حفظ کرد، با روند کنونی اگر پیش برویم جمعیت پیر می شود، خانواده ها باید نسل را افزایش دهند؛ محدود کردن تعداد فرزندان در خانه ها به شکل امروز خطاست.
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور در ادامه گفت: در حال حاضر یکی از چالش های جدی جهان امروز مساله جمعیت است.
وی افزود: یکی از مسائلی که توجه اندیشمندان و صاحبنظران را به خود جلب کرده و از مهم ترین چالش های جهان امروز به شمار می آید، مساله جمعیت است.
وی تصریح کرد: شمار نفوس جهان در حال حاضر بیش از هفت میلیارد نفر است و از مرز هفت میلیارد گذشته به همین منظور این موضوع بسیار حائز اهمیت و مورد توجه می باشد.
وی موضوع جمعیت را یکی از موارد مورد بحث در دنیای هفت میلیارد نفری فعلی دانست و گفت: در طول تاریخ همواره چهره های اندیشمند و متفکر و پژوهشگران و محققانی مسایل اجتماعی جمعیت را دغدغه کار خود می دانستند.
تقوی در ادامه با اشاره به نظریات مختلف در طول تاریخ در خصوص جمعیت اظهار داشت: فلاسفه نیز همیشه رشد جمعیت چه رشد منفی و چه رشد مثبت را متذکر می شدند که از آن جمله می توان به افلاطون و ارسطو اشاره کرد.
وی همچنین با اشاره به نظریه ابن خلدون فیلسوف مسلمان در خصوص جمعیت گفت: جمعیتی که به اندازه کافی انبوه باشد، می تواند از نیروی کار خود استفاده بهتر داشته باشد و جمعیت مهم ترین وسیله امنیت سیاسی و نظامی جامعه است.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور اظهار داشت: مساله جمعیت همیشه مورد توجه بوده است و خاص امروز نیست؛ از اندیشمندانی مانند ابوریحان بیرونی تا پژوهشگران دوران اخیر مانند ˈمالتوس کشیشˈ اقتصاددان انگلیسی دارای نظریه های خاص در این زمینه است.
تقوی افزود: مالتوس همزمان با انقلاب صنعتی نظریه مشهور خود را ارایه کرد که براساس آن با رشد هندسی و تولید غذا با رشد عددی افزایش می یابد از این رو در آینده نه چندان دور با قحطی و کمبود غذا مواجه خواهیم شد.
وی با اشاره به تفکرات سوسیالیستی و کمونیستی درباره جمعیت گفت: در این زمینه نظریه ای ارایه شد که اساس و مبنای آن این بود که فکر محدود کردن تناسل یک تئوری آدم خواری است که تئوری سرمایه داری آن را اختراع کرده است.
تقوی در ادامه اضافه کرد: چرا باید به مساله جمعیت توجه کنیم ، ضرورت توجه به موضوع جمعیت چیست، آیا این ضرورت احساس می شود یا نه ؟
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور افزود: جامعه بشری همواره در معرض تحولات مختلف اجتماعی قرار دارد و این تحولات در شرایط زمانی و مکانی خاصی به وقوع می پیوندد به همین دلیل باید تحولات را از نظر کیفی و کمی مورد توجه قرار دهیم به خصوص آنان که برنامه ریز هستند و برای جامعه برنامه ریزی می کنند. برنامه ریزان نمی توانند بدون توجه به آمار و رشد جمعیت برنامه ریزی کنند.
وی اضافه کرد: فضاهای درمانی، امکانات، سلامت و اشتغال همه اینها با مساله جمعیت ارتباط پیدا می کند پس برای اداره امور جامعه ضرورت دارد تا به موضوع جمعیت بیش از پیش توجه داشته باشیم.
حجت الاسلام تقوی افزود: توجه به مساله جمعیت از این جهت قابل دقت است که جمعیت توالد و تناسل تداوم نسل را سبب می شود و برای تداوم نسل انسان لازم داریم تا در جامعه مساله توالد و تناسل را مدنظرداشته باشیم.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور گفت: جمعیت همیشه یکی از مولفه های قدرت بوده و یکی از ارکان قدرت هر کشوری و جامعه ای جمعیت آن است و به تعبیر دیگر جمعیت یکی از ارکان اقتدار هر نظامی و بسیار مهم است.
وی افزود: مولفه های قدرت چند چیز مثل ثروت های خدادادی، برخورداری از فرهنگ غنی، فناوری های برتر، توان نیروهای مسلح و مولفه دیگر جمعیت است و امروز وقتی از این منظر کشوری را مورد توجه قرار می دهیم به چین و یا هند اشاره کرده چرا که جمعیت آنها خود مورد توجه است و یکی از ارکان قدرت آنها به حساب می آید.
تقوی تصریح کرد: جمعیت با امکانات موجود بشری رابطه مستقیم دارد یعنی بخش قابل توجهی از امکانات در هر جامعه ای مربوط به جمعیت آن جامعه است.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با اشاره به اینکه باید بدانیم چه عواملی در تحولات جمعیتی موثر است، گفت: عواملی هستند که در تحولات جمعیتی هر جامعه ای تاثیرگذارند و کمیت و کیفیت جامعه را دچار نوسان می کنند ما در هر قسمتی باید به این عوامل توجه کنیم تا جمعیت را در حد معقول حفظ کنیم.
وی یکی از این عوامل را عامل فکری و فرهنگی دانست و گفت: این عامل در رشد مثبت نقش اساسی دارد.
وی با اشاره به تغییر و تعریف از زن و مرد معیار گفت: زن امروز هویت خود را در تحصیلات و استقلال اقتصادی و اولویت حضور در اجتماع می بیند و این نگاه در کاهش رشد جمعیت تاثیرگذار است.
تقوی گفت: وقتی زن می گوید کارمند باشد و استقلال و تحصیلات داشته باشد و کار در اجتماع را از کار خانه مفید تر و موثرتر بداند این نگاه روی تولد فرزندان اثر می گذارد و دیگر فرصت رسیدن به بچه و خانه را ندارد و نمی توان چرخه کانون خانواده را خوب بچرخاند.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور گفت: زنی که می خواهد به مراتب والای تحصیلات برسد کمتر تن به ازدواج می دهد و در چنین صورتی سن ازدواج بالا می رود.
وی گفت: زنی که می خواهد فعالیت اقتصادی داشته باشد و خود را بی نیاز از خانه و شوهر بداند موجب کاهش جمعیت می شود.
تقوی گفت: زن اگر بخواهد بگوید خانه دار است ، خجالت می کشد که پست اجتماعی ندارد و ولی اگر بگوید مدیر یک بخش اقتصادی و اجتماعی است ، این را برای خودش افتخار می داند و این موضوع حتما در بچه آوردن وی تاثیرگذار است.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور یکی دیگر از عوامل موثر در مساله جمعیت را فردگرایی عنوان کرد و گفت: در گذشته مصلحت های اجتماعی پررنگ دیده و منفعت فردی در پناه جمع دیده می شد اما امروز نگاه فردگرایانه بر زندگی ما حاکم است یعنی زندگی برای خود نه برای جامعه و دیگران و نه برای خداوند و این یعنی زندگی و رفتار می کنم آن طور که خودم می خواهم .
وی گفت: همین نگاه است که موجب گسترش آموزش عالی به ویژه در بین زنان و افزایش سن ازدواج آنان شده است و باید در نظر داشت که بنده مخالف تحصیلات عالیه زنان نیستم و تنها می خواهم اثرات این نگاه را عرض کنم.
تقوی با اشاره به پیامدهای منفی کاهش جمعیت در کشور گفت: این کاهش جمعیت پیامدهای منفی فراوانی دارد که نخستین پیامد منفی آن پیری و سالخوردگی است.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور گفت: با جامعه پیر نمی توان چرخه تولید را به شایستگی بگردانیم و امکاناتی را به دست آوریم.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور گفت: کاهش نیروی کار جوان و با نشاط از دیگر پیامدهای منفی کاهش جمعیت است به طوری که اگر جمعیت رو به پیری رود، نیروی کار با نشاط کمتر می شود.
تقوی گفت: کاهش نیروی کار پیامد دیگری دارد، چرا که موجب کاهش قدرت اقتصادی جامعه شده و اقتصاد جامعه دیگر نمی تواند رونق خودش را داشته باشد.
وی کاهش فرزندان را از دیگر پیامدهای منفی کاهش جمعیت دانست و گفت: مثل تک فرزندی که آسیب های روحی و روانی فراوانی را به دنبال خواهد داشت و از بین رفتن برخی از مفاهیم در خصوص کاهش جمعیت، مقوله های ارزشی مثل صله رحم و ارتباطات نسبی مثل عمه، خاله، دایی و عمو رفته رفته از بین می رود و وقتی یک فرزند داشته باشند دیگر فرزند نه عمو دارد نه خاله دارد و نه عمه و نه دایی و همه اینها بساطشان جمع می شود.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور تصریح کرد: در برخی مواقع ممکن است حوادث یک فرزند خانواده را تهدید کند و برای مثال در یک حادثه فرزند خانواده گرفته شود و در آن صورت خانواده با مشکلات روحی و روانی زیادی گرفتار خواهد شد.
وی اظهار داشت: پیامدهای منفی افزایش جمعیت بی برنامه و افسار گسیخته نیز یکی دیگر از مشکلات جدی است به طوری که اگر جمعیت را به شکل مطلق بدون هیچ طرح و برنامه ای اضافه کنیم، پیامدهای منفی فراوانی دارد.
تقوی به مشکلات جدی در این زمینه اشاره کرد و گفت: افزایش جمعیت نظام خدماتی جامعه را مختل می کند چون رشد جمعیت با میزان اشتغال تناسب ندارد، انباشت نیروی کار را شاهد خواهیم بود و تعداد بیکاران اضافه می شود.
وی گفت: افزایش جمعیت همچنین موچب افزایش شهرنشینی و مهاجرت شده و شهرها رشد بی رویه خواهد داشت و در این میان برخی به چادرنشینی و حاشیه نشینی روی می آورند که آثار منفی برای جامعه در پی دارد.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور تخریب محیط زیست را از دیگر مشکلات ناشی از افزایش افسارگسیخته جمعیت دانست و گفت: این مهم موجب تخریب محیط زیست و غارت منابع طبیعی می شود.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران تخریب ارزشهای اخلاقی را از دیگر مشکلات در این زمینه عنوان کرد و گفت: اگر ما توجه نکنیم ارزشهای اخلاقی در این حجم جمعیتی تخریب خواهد شد.
** علل عدم رغبت به تکثیر نسل
وی تصریح کرد: چرا مردم و خیلی از خانواده رغبت ندارند تا فرزندان بیشتری داشته باشند.
تقوی تصریح کرد: زمانی که فرهنگ لذت محوری به جای سعادت محوری بر زندگی حاکم شد این امر موجب بروز مشکلات می شود و هر مساله ای که مانع بر سر راه لذت گرایی انسان باشد وی به سراغش نمی رود و می گوید فرزند زیاد مشکلات بیشتر را به دنبال دارد.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور در ادامه تصریح کرد افراد در صورت داشتن چنین نگاهی می گویند ما می خواهیم خوش باشیم. نمی گوید تربیت فرزند چه سعادتی نصیب ما خواهد کرد.
** راحت طلبی
وی حاکمیت فرهنگ راحت طلبی به جای کمال طلبی را از دیگر مشکلات در این زمینه عنوان کرد و گفت: آسایش محوری به جای مسئولیت پذیری موجب می شود تا خانواده های بیشتر به دنبال آسایش خود نه مسئولیت پذیر باشند.
** تغییر نگرش زن و مرد به زندگی
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور معضل دیگر در ارتباط با کاهش جمعیت در جامعه را تغییر نگرش زن و مرد به زندگی خواند و تصریح کرد : زن باید کار کند آن هم کار خارج از منزل لذا فرصت فرزند آوری او کم است و این گونه خانم ها علاقه ای به فرزندآوری بیشتری ندارند.
تقوی اضافه کرد: در تفکر سرمایه داران و سرمایه داری زنان نیروی کار ارزانی هستند و آنها باید منافع سرمایه داران و کارفرمایان را فراهم کنند و از این نگاه پس باید تبلیغ شود تا زنان وارد بازار کار شده حتی اگر به خانواده لطمه وارد شود.
وی اضافه کرد: اگر مقام مادری تنزل کرد و کار خانواده بی ارزش شد، مساله نسل و تکثیر نسل هم با مشکل روبه رو می شود.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور اضافه کرد: در این تفکر زن جایگاه مردانه را برای خود در صحنه های اشتغال و حتی در خانواده قایل است و این تفکر تاثیر مستقیم در تکثیر نسل دارد و می خواهد همپای مردم باشد و جایگاه خودش را فراموش کرده و برای جایگاه خودش ارزش خاصی قائل نیست.
تقوی مدرک تحصیلی برای ارتزاق و تفاخر را از دیگر عوامل عدم رقبت در تکثیر نسل دانست و گفت: امروز مدرک تحصیلی به یک امر فانتزی و نه برای به دست آوردن حکمت و علم تبدیل شده است.
وی اضافه کرد: در چنین نگاهی زن معتقد است که امروز باید مدرک تحصیلی بالاتری را به دست آورم تا بتوانم پست در جامعه بگیرم و مدیر شوم، منشی و راننده داشته باشم و فخر کنم و حقوق بالا بگیرم و به آسایش بیشتر زندگی برسم.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور مشخص کردن سیاست های جمعیتی را یکی از وظایف حاکمیت درباره جمعیت دانست و گفت: سیاست های جمعیتی ارتباط مستقیم با مولفه های جمعیتی دارد.
وی تصریح کرد: مولفه جمعیتی ساختار سنی و جنسی جمعیتی است که حاکمیت باید نیازها را براساس این مولفه ها تنظیم کند.
به گفته تقوی حاکمیت باید با بررسی ظرفیت خود و براساس آن منابع طبیعی از جمله دریا، جنگل و صحنه های اقتصادی و فرهنگی و متناسب با امکانات و ظرفیت، سیاست های جمعیتی را اعمال کند.
رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور تصریح کرد: همچنین حاکمیت باید به مساله باروری و مرگ و میر، بهداشت و سلامت از جمله سلامت روحی و روانی جمعیت و پرخاشگر نیز رسیدگی کند.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

راهکار اصلاح جامعه اصلاح خود است . راه این است که هرکس مطلب زیر را میخواند و از آن احساس ناراحتی میکند سعی کند در خانواده خود امور را اصلاح کند.

اقتصاد عید نوروز کاملا در دست زنان است! باورتان نمی‌شود، این روزها سری به فروشگاه‌های مختلف بزنید.از فروشگاه کفش و لباس گرفته تا اجناس تزئینی، خوراکی، شوینده و ... البته به همه این‌ها اضافه کنید، آژانس‌های مسافرتی را که متصدیان تورهای خارجی و داخلی، با تخصص ویژه‌ای که دارند پشت میزهای خود نشسته‌اند و مبلغ تورهای زمینی و هوایی را برای خانمها توضیح می‌دهند و تلاش می‌کنند آنها را متقاعد کنند که هر چه بیشتر هزینه کنند حتما به آنها بیشتر خوش خواهد گذشت!

به گزارش پارسینه در این میان نباید از آرایشگا‌های زنانه غافل شد که این روزها، پرکارترین روزهای سال را سپری می‌کنند.واقعیت این است، صاحبان سالن‌های آرایش برای درآمد این روزهای خود حسابی جا باز کرده‌اند.

آنها در عین حال که شاید سواد آکادمیک نداشته باشند اما روان‌شناسان خوبی هستند، آرایشگرها به این نکته کاملا واقف هستند که خانم‌ها شاید از مایحتاج‌های روزانه خود کم کنند اما امکان ندارد به پیراستگی و ظاهر خود کم توجه‌ای کنند.

آنها برای این کار پول ویژه‌‌ای را کنار می‌گذارند و حتی آنهایی که درآمد چندانی ندارند و خرید عید را به سختی سرو سامان می‌دهند مدام زیر لب زمزمه می‌کنند، مگر سالی چند بار عید نوروز می‌شود!

 همه فامیل دور هم جمع می‌شوند، من نباید از بقیه کمتر باشم! حالا مگر مرتب کردن و رنگ کردن مو چقدر می‌شود! 

البته این برای زنانی است که باید هزینه‌های عید نوروز را مدیریت کنند و گرنه برای آنهایی که به اصطلاح دستشان به دهانشان می‌رسد که آرایشگاه و ظاهر خود را بنا به مد، به روز کردن یکی از واجبات است.برای آنها اصلا مبلغ مهم نیست، آنچه اهمیت دارد این است که خانم آرایشگر حالا در هر زمینه‌ای کارش را خوب بلد باشد و او را آبرومندانه به سال 93 تحویل دهد.

نوروز برای ارائه‌ کنندگان کالا از هر گونه‌ای که باشد، درآمد زاست.سود یک سال، در یکی ، دو ماهه مانده به عید عاید صاحبان فروشگا‌ه‌ها و... می‌شود و زنان گرانندگان اصلی این اقتصاد هستند.

زنان معمولا از اوایل بهمن ماه لیست خرید عید را آماده می‌کنند.این دو ماه خانم‌ها روزها و شب‌های پرکاری را سپری می‌کنند.آنها هم باید کارهای خانه و خانه تکانی را سرو سامان بدهند و هم باید به خرید بروند و هر چه لازم دارند را تهیه کنند.این فشردگی کار هر چه به آخر سال می‌رسد، بیشتر می‌شود.

انگار ماراتنی راه می‌افتد و هر کدام از خانم‌ها تلاش می‌کند با موفقیت در این ماراتن اول شود.به بازار که می‌رویی انگار همه سال را از این خانم‌ها گرفته‌ای و آنها منتظر همین ماه پایانی هستند تا هر چه دل تنگشان می‌خواهد ، خرید کنند.مانتو فروشی‌ها این روزها غلغله است! 

هر خانمی را که می‌بینی با چند تا مانتو در نوبت اتاق پرو ایستاده است! مانتوهای رنگارنگ در طرح‌ها و مدل‌های مختلف.واقعیت را بخواهید جنوب وشمال شهر هم ندارد.آنهایی که در جنوب شهر زندگی می‌کنند، به بازارهایی می‌روند که قیمت‌ها مناسب‌تر است و حراج فصل دارند و آنهایی هم که پولدار هستند، مانتو فروشی‌های بالای شهر را قرق کرد‌ه‌اند.

کفش‌فروشی‌ها، کیف فروشی‌ها، روسری و شال فروشی‌ها و ... هم همین وضع را دارند.زنها چنان بازار را تحت سیطره خود در آورده‌اند که برای یک لحظه این فکر به ذهن آدم خطور می‌کند که اگر زنان را از بازار شب عید حذف کنی، کاسبان و بازاریان چه باید بکنند .
زنان حرص خرید دارند، بخشی از انرژی زیاد آنها در خرید، تخلیه می‌شود.این خرید از هر نوع که باشد می‌تواند انرژی منفی چشم و هم‌چشمی و حسادت را در زنان تخلیه کند و آنها در ماه‌های باقیمانده از سال با شادابی بیشتری زندگی را سپری کنند.

اما مردان چنین نیستند! واقعیت این است که مردان کمتر حوصله خرید و مشارکت در آن را دارند.برای همین است که معمولا مثلا برای خرید لباس به یک فروشگاه می‌روند و همه مایحتاج خود را به سرعت انتخاب و خرید می‌کنند و از فروشگاه خارج می‌شوند.

طبق برخی از نظریات روان‌شناسانه هر مرد فقط 20 دقیقه حوصله خرید دارد و بعد از آن نمی‌تواند این کار را ادامه دهد.برای همین است که روان‌شناسان به خانم‌ها توصیه می‌کنند که خرید‌هایی مانند خرید شب عید را بدون مردان انجام دهند و یا قبل از رفتن با بازار به مردان کاملا تفهیم کنند که چه چیزهایی قرار است، بخرند، به چه فروشگاه‌هایی خواهند رفت و در صورت امکان حتی مقدار زمانی را که برای خرید احتیاج دارند به مرد اعلام کنند و گرنه آماده باشند تا مردان بعد از گذشت بیست دقیقه تا نیم ساعت بدخلق شوند و بی‌تابی ‌آنها باعث شود که زنان نتوانند خرید کامل خود را انجام دهند و در این شرایط است که باید منتظر یک دعوای بسیار بد بین زن و شوهر بود! که مسلما در این روزها که به عید نزدیک می‌شویم اصلا خوب نیست.

در سفر هم معمولا بیشتر مردان چنین هستند اگر برای زنان خرید از بازارهای مختلف و جدید بهترین بخش سفر است برای مردان این بدترین بخش سفر می‌تواند باشد.مردان ترجیح می‌دهند تفریح کنند و یا اگر به آنها اجازه داده‌ شود در هتل بخوابند اما آنها در خرید مشارکتی نداشته باشند تا اینکه در خرید های اضافی و بیهوده زنان شرکت کنند.

این روزها اگر به فروشگا‌های لباس،‌کفش و ... سری بزنید بخصوص در اوایل شب که مردان از سرکار برگشته‌اند و فرصت دارند که با زنان به خرید بروند، چهره مغموم و گرفته آنها را خواهید دیدکه با ناامیدی و خستگی زیاد درباره لباس‌های انتخابی خانم خانه اظهار نظر می‌کنند.

کمتر مردی را می‌توان یافت که مشارکتی شاد و از ته دل درباره خرید شب عید داشته باشد.آنها بیشتر تمایل دارند، پول بدهند و گاهی هزینه‌های سرسام‌آور را تحمل کنند اما از آنها خواسته نشود که با فروشندگان و یا صندوق‌دارهای وارد مذاکره شوند تا شاید بتوانند تخفیفی برای خردید‌های خانم بگیرند. 
 
بهترین راه این است که زنان را در خرید محدود کرده و اجازه ندهیم آنها برای دخل و خرج زندگی تصمیم بگیرند

عید نزدیک است، شور و نشاط زیادی شهر‌ها و روستا‌ها را گرفته است.انگار خون تازه‌ای در بدن همه آدم‌ها در جریان است.خریداران خوشحال هستند و فروشندگان سرزنده و شاداب.پول‌های زیادی این روز‌ها جابجا می‌شود که واسطه همه آنها خانم‌ها هستند. اجناس در خانه ها انبار می شوند در حالیکه اجناس سال قبل هنوز مصرف نشده اند و جیب مردان در دخل مغازه داران خالی می شود.

مگر سالی چند بار عید نوروز می‌شود! بگذار جوراب فروش زیر پله از قِبل همین فروش شب عید بتواند، مغازه‌اش را گسترش بدهد و زن جوانی که در یکی از سالن‌های آرایش بالا شهر مثلا دیزاین ناخن انجام می‌دهد، بتواند برای خود کار و کاسبی کوچکی راه بیندازد! شاید مردان در این مورد واقعا به خانم‌ها شاغل که کارشان خدمات است، حسادت کنند چون بیشترین درآمد این روزها متعلق به همین ‌خانم‌هایی است که مثلا کار ناخن می‌کنند و یا تخصص ویژ‌ه‌ای در کوپ و رنگ دارند.

مردان حتی برای عید نوروز هم وقت زیادی را به سلمانی اختصاص نمی‌دهند، آنها در آخرین روزهای سال به سلمانی همیشگی می‌روند و از ارایشگر خود می‌خواهند مو‌هایشان را مرتب کند و انعامی هم به او می‌دهند.در چنین شرایطی سهم مردان در اقتصاد نوروزی بسیار ناچیز است.


نظرات()   
   

اگر کمی به دور و اطرافمان نگاه کنیم و تیترهای سایت های تحلیلی و خبری را بخوانیم یا درمیان تیتر های روزنامه های جناح های مختلف سیاسی نگاهی بیندازیم می بینیم هر روز و هر هفته یکی دو فعال حقوق زن به سیاهنمایی جو موجود و دعوت زنان دیگر به سلیطگی همچون خودشان می پردازند و حتی  زنان را به تصدی پست های سنگین مانند شهردار،استاندار و حتی وزرات و ریاست جمهوری دعوت می کنند.
این زنان که اغلب در پست های تمام وقت و یا سنگین در حال فعالیت هستند در حالی  که خودشان در پست و مقام و بی قیدی کامل به سر می برند هیچ گونه اطاعت پذیری ازشوهر ندارند و در حالی که چادر بر سر کشیده اند و با این کارشان اسلام را به گند کشیده اند به مسلم ترین اعتقاد یک زن مسلمان که همانا پرهیز از سلیطگی و راضی نگاه داشتن شوهر است به هیچ عنوان اعتقاد ندارند ونه تنها خودشان به بهانه های واهی از آن سر باز می زنند بلکه به طرق مختلف زنان را به کارهای مشابه خودشان دعوت می کنند.
اکثر آنها یا شوهری بالای سرشان نیست و یا طلاق گرفته اند و یا در زندگی اصلا کاری به شوهرشان ندارند و زن و شوهر هر کدام سوی کارخودشان هستند. این ها صرفا به دلیل حفظ آبرو از نمایش وضعیت اسفبار زندگی شخصی اشان ابا می کنند و سعی می کنند حتی با رسانه ای سازی و اجرای شوهای سیاسی زندگی خودشان را بسیار ایده آل نشان دهند تا زنان دیگر ازآنها الگو برداری کنند و ننگ و سیاهی در جامعه فراگیر شود.
بعضی از آنها ممکن است همسران اشخاص سیاسی باشند مانند همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری یا نماینده مجلس و برخی از هنرمندان زن . البته این نکته را اینجا اضافه می کنم بعضی از این افراد این گونه هستند نه همه آنها و خدای نکرده امیدوارم بیان این موضوع حمل بر توهین بر تمام این افراد نگردد. تصور کنید اگر همه زنان جامعه و یا اکثریت آنها می خواستند به این کارهای سنگین  و تمام وقت که نابود کننده زیبایی ها و  لطافت های زنانه است مشغول شوند چقدر زندگی ها باید زشت و ترسناک می شد و چقدر زندگی ها ازهم می پاشید! کما اینکه در زندگی بسیاری از افراد نامبرده بنا به دلیل وقت نداشتن برای وظایف خانوادگی و بی توجهی و بی قیدی نسبت به خانواده و عدم پایبندی به مسایل اخلاقی بنا به اقتضای فرقه ای که برای تصدی این کارها باید عضو آن شوند طلاق و ازدواج های قاطی پاتی و ازدواج مصلحتی زیاد است و تنها چیزی که وجود ندارد عشق است.
اما متاسفانه اینها چون تریبون ها و رسانه ها و سازندگان هنری را در اختیار و نفوذ خود دارند اغلب سعی می کنند با ساختن برنامه های دروغین ویا مصاحبه های مطبوعاتی یک واقعیت را معکوس نشان دهند و بر عکس سعی می کنند با موفق نشان دادن زندگی هایشان یک الگو سازی غلط برای افراد جامعه بوجود آورند.
نمونه های زیادی در دنیا برای آن وجود دارد. مثلا مصاحبه هایی که با برخی فعالان حقوق زن انجام می دهند و یا مثلا وزیر دفاع جدید آلمان که نشریات فمینیست گرای داخلی به خوبی آن را پوشش دادند در حالی که عکس هایی از او را نشان می دادند که چندین فرزند داشت و در کنار آنها لبخند می زد و در اثر کار و فعالیت زیاد توانسته بود تا به این پست برسد!
اما آیا مرحله به مرحله زندگی خشک و بی روح اینها را هم نشان می دهد؟ فساد های اخلاقی آنها،دوری از شوهر و فرزندان و اختلافات خانوادگی و آنچه در دل شوهر بیچاره اش می گذرد را هم نشان می دهند؟
آیا همه زنهای جامعه آنقدر پول دارند بدهند تا برای بچه ها دایه بگیرند و خودشان هم برای رسیدن به پست و مقام با مردان دیگر لاس بزنند و همخوابی کنند؟
اینکه زنانی مثل مرکل و اشتون در اروپا  و غرب بر افراشته می شوند تا مایه شوی سیاسی و نیزنگ برای خاورمیانه باشند و این دست نشانده ها از خود قدرت و جسارت تصمیم گیری ندارند و مردانی تصمیم ساز هستند و اینها همه نمایش است چیزی نیست که بر مردم دنیا پوشیده باشد. چیزی که نگران کننده و ناراحت کننده است بازی خوردن وفریب دیدن زنان سیاسی کشور ما تحت لقای فعالان حقوق زن است و این است که دقیقا همین الگوهای لیبرال ساخته غرب را در چشم زنان ما بزک و دوزک می کنند!
اینها در نقاط مختلف جهان برای نابودی نسل انسانها وتسلط بر مردم جهان از فمینیست ها حمایت می کنند و تازه برای همدیگر  سوژه خبری جور می کنند (مثل وزیر دفاع جدید آلمان که یک زن بود) و حتی به همدیگر کادو هم می دهند مثل آن بنیادی که جایزه بانوی محیط زیست را به معصومه ابتکار داد که از کره جنوبی بود. البته این جایزه برای حفاظت این زن از محیط زیست نبود زیرا که ناتوانی و کم توجهی ایشان به محیط زیست دیگر بر همه ثابت شده است.
همان طور که می دانیم کره جنوبی در تسلط کامل اسرائیل و سیسیتم لیبرال و سرمایه داری آمریکاست و کره شمالی در تسط روسیه است.
این بنیاد که به معصومه ابتکار جایزه داد برای محیط زیست این جایزه را نداد بلکه بیشتر برای خاطر اعمال فمینیستی و ضد خانواده مثل تشکیل مراکز مردم نهاد با گسترش فرهنگ ضد مرد وضد خانواده و شراکت در نوشتن کتاب فمینیستی بین المللی که در خصوص به قدرت رسیدن زنان بوده و یکی از نویسندگان این کتاب در جمع برترین فمینیست های دنیا معصومه ابتکار بوده است!
همان طور که گفتیم از اهداف سازمان ملل و حقوق بشر و شعار برابری فرصت ها برای زن و مرد که مطرح می شود شیوع فمینیسم و نابودی خانواده است.
اینها حتی شعورشان نمی رسد که پست های سنگین و کارهای تمام وقت یک وظیفه است نه یک حق. اما اینها عدم تصدی این پست ها توسط زنان را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. عدم اشتغال را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. در حالی که اشتغال یک وظیفه است نه یک حق. مرد اشتغال را برای تامین معاش خانواده می خواهد اما یک زن برای چه می خواهد؟ اگر ما زنان بی سرپرست را و یا زنانی را که شوهرشان در تامین معیشت خانواده دچار مشکل هستند جدا کنیم واقعا باقی زنان اشتغال را برای چه می خواهند در حالی که این همه پسر بیکار داریم که اشتغال وظیفه آنهاست؟ حتی اگر آن دسته از زنانی که درآمد شوهرشان پایین است قانع باشند به جای آنها می تواند یک مرد استخدام شود تا از انجام وظیفه مردانه اش بازنماند و از حجم بیکاری کاسته شود. یک پسر مجرد اگر شاغل شود مطمئنا ازدواج می کند. اما می بینیم سیل زنان در بازار کار دولتی و خصوصی هم سطح درآمد مردان را کاهش داده است و هم باعث بیکاری بیشتر مردان شده است و هم ازدواج را کاهش و طلاق را افزایش داده است!
بیایید از بحث خارج نشویم. بحث اصلی دعوت فمینیست ها از زنان برای تصدی پست های مدیریتی توسط زنان بود که اساسا با عقل و شرع در تضاد است.
برای اثبات این موضوع بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند هیچ زنی را به پیامبری مبعوث نکرد؟ آیا می توان گفت که خداوند با این کار در حق زنان تبعیض قائل شده است و حقوق زنان را ضایع کرده است؟
چرا هیچ امامی از میان زنان انتخاب نشد؟
خود فمینیست های اسلامی خدیجه و عایشه را از زنان باهوش و توانمند می دانند. هر چند میان این دو زن و درجات الهی آنها تفاوت از زمین تا آسمان است. اما لطفا به این سوال پاسخ دهید که چرا پیامبر در میان مسئولینی که منصوب کردند از ایشان استفاده نکردند؟
چرا مولا علی (ع) در زمان خلافت از هیچ زنی برای تصدی پست های مختلف استفاده نکردند؟ در حالی که  تغییراتی که ایشان ایجاد کردند مخالفان زیادی را بر علیه ایشان برانگیخت؟ بنابر این ایشان از بابت مخافت ها و جو موجود هیچ هراسی نداشتند و کارهایی را کردند که به مراتب در جو آن زمان سخت تر از به قدرت رساندن زنان بود.
هیچ امامی زنان را به تحصیلات زیاد و مدیریت  و زمامداری امور دعوت نکرد.
فمینیست های ایران برای رد این نظریات از بهانه مدرنیته و زمان استفاده می کنند و می گویند شرایط آن زمان مساعد این امر نبوده است در حالی که در زمان جاهلیت هم زنانی مثل خدیجه بودند که تجارت می کردند و حتی دارای مقام هایی بودند.
حتی در ایران باستان هم زنانی بودند که برای مدت کوتاهی زمام هایی را به دست گرفتند و مقام هایی را کسب کردند. پس به راحتی این نظریه که این مورد به زمان نسبت داده شود رد می شود.
لذا اگر مدل قدرتمند شدن زنان پدیده موفق و قابل ادامه ای بود توسط پیشوایان ما توصیه می شد و یا حتی نمونه ای از آن پیدا می کردیم و ادامه پیدا می کرد. پس وقتی ادامه پیدا نکرد و توصیه هم نشد نشان می دهد بعنوان حق مطرح شدن آن انحراف و بدعت است.
اما در واقع اسلام آمد و زن را از این کارها معاف کرد و تامین معیشت خانواده را به گردن مرد نهاد و طبق آیه 34 سوره نساء مردان را سرپرست زنان قرار داد. تا زن بتواند در محیط امنی که مرد از طریق انجام وظیفه اش( مراقبت از زن و اشتغال) بوجود می آورد، به تربیت نسل سالم مشغول شود و شوهر خسته اش را التیام روحی و آرامش بدهد و همزیستی اسلامی برای دوام و بقای خانواده با مشکل مواجه نشود.
کما اینکه در قرآن در سوره یوسف و نحل و سوره واقعه  بیان شده که ما پیامبران را از میان مردان انتخاب کردیم. از چند نفر از مراجع هم در خصوص اینکه چرا از میان زنان پیامبری انتخاب نشد سوال شد و پاسخ این بود که خداوند نمی خواست مسئولیت سنگین بر دوش زنان بیفتد . لذا با همین تعبیر دادن پست های سیاسی به زنان به دلیل سنگینی مسئولیت و عدم تناسب با روحیه لطیف و ظریف زنانه کاری نادرست است.
چندین بار در سایت های زنان چشمم به اظهارات شهیندخت مولاوردی معاون زنان ریاست جمهوری و چند تن از فعالان حقوق زن خورد که از امام چیزهایی را نقل می کردند که امام در اوایل انقلاب چندین ماموریت به زنان مختلفی داد و آنها را به پست هایی منصوب کرد. در پاسخ دندان شکن به این اظهارات باید گفت اولا این به صورت حکم حکومتی و مصلحت آن زمان بوده و به تعداد انگشت شمار بوده و برای مقاطع زمانی محدود و نه روندی ادامه دار. اینها طوری این مسایل را عنوان می کنند که هر کس ندادند فکر می کند امام تمام کابینه و نظام را پر از زنان کرده بود! که امروز اینها توقع دارند همه جا از زنان پر شود و اصلا به عاقبت ننگین این خواسته شان فکر نمی کنند.در ثانی اگر این طور که اینها سیاهنمایی میکنند که زنان محدودیت دارند چطور خودشان سر و کله شان درچنین پستی پیدا شده تا خیلی راحت با فرهنگ سازی های مخربشان زندگی مردم بیچاره را به آتش بکشند و نگاه جنسیتی داشته باشند؟ و خیلی راحت در فیسبوک و سایت های زنان و از بودجه های بیت المال استفاده کنند  تا اظهارات شخصی و ضد دین و ضد فرهنگ اصیل ایرانی را بیان کنند و هیچ کس با آنها کاری نداشته باشد؟ و آزادانه به بیان مخرباتشان بپردازند؟

مرکز زنان ریاست جمهوری بنای بدی بودکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گذاشته شد و در زمان آقای احمدی نژاد بدتر اندر بدتر شد و به معاونت تبدیل شد و ای کاش آقای روحانی ریشه آن را می زد و با این کار خدمتی ارزنده به خانواده ایرانی اسلامی و میهن عزیزمان انجام می داد و خانواده و کشور را از نابودی حتمی نجات می داد.
مقام معظم رهبری هم در جمع بانوان فرهیخته در سال گذشته عنوان کردند" نباید به تعداد بالای مسئولین زن افتخار کرد و نباید رسیدن زنان به قدرت را افتخار دانست که این خوب نیست و انفعال در مقابل غرب است."
پس بنابر این دیگر جایی برای یاوه گویی های فعالان حقوق زن در این زمینه باقی نمی ماند


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/yKhS1]


نظرات()   
   

در این روزها در روزنامه ها خیلی مطالب را می خوانیم که خیلی تضاد با با گذشته بسیار نزدیک دارد. بخصوص مطالبی که در حوزه زنان مطرح می شود. می توان دلایل آن را به خوبی درک کرد اما باید دید این سیاست ژست متفاوت بودن با گذشته  مملکت را به چه سمتی می برد.

مثلا این که در بسیاری از روزنامه ها که وابسته به احزاب خاص هستند مرتب در مورد تبعیض علیه زنان و غیر منطقی بودن ان می نویسند. اما باید دید که اگر استدلالهای مندرج در این نشریات درست باشد چگونه می توان قرآن را پذیرفت؟ ، زیرا قرآن بسیار با این استدلال ها تضاد دارد مگر با تفسیر به رای هایی که همگی می دانند ساختگی است. خوشبختانه قرآن کتابی است که تحریف نمی شود و همین امر خود فلسفه بزرگی دارد ، و آن بدین شرح است که همیشه افراد یا جامعه ای که بر خلاف آن عمل می کنند را رسوا می کند. چنانچه در جامعه ای از دستوارات قرآن اجتناب شود ، رسوایی آن جامعه نشان داده می شود. و همین طور این مسئله برای افراد هم صدق می کند.

در دنیای امروز به دلیل غلبه مادیات و عناوین و القاب ساختگی دنیای مدرن بر انسان و نیز جو رسانه ای و ارتباطی ناسالم ، دین بسیار کمرنگ شده است. خوب مسلما کشور ما هم از آنجایی که در این جهان وجود دارد مورد حمله این جو است. و متاسفانه این جو مسموم مطبوعات و رسانه های ما را تا حد زیادی فاسد کرده است. اما نکته بدتر و تلخ تر این است که عده ای این روزها به کلی آرمانهای دیگری برای انقلاب بیان می کنند که  خیلی با آرمانهای اولیه انقلاب تضاد دارد و به خیال خودشان با این کار در بین مردم محبوبیت کسب می کنند و ... ، اما بهتر است طی نکات زیر به فاجعه بودن این سیاست اشاره شود.

1- این سیاست خود دین و معیارهای دین و معیارهای انقلاب را چنان ضعیف جلوه می دهد که گویی چاره ای جز تسلیم ندارد. و نه تنها خیلی از ملحدان را به دین بر نمی گرداند بلکه تنها تمسخر انان را بر می انگیزد که  گویی عده ای تنها برای قدرت دارند دست و پا می زنند و رنگ عوض می کنند و اتفاقا این تمسخر برای بسیاری از مسئولین و افراد سرشناس جامعه مشخص است.                                                                                                                              

2- عوارض دیدگاه هایی که امروز در حوزه زنان مطرح می شود واضح در جامعه دیده می شود و بسیار بیش از فواید آن است. همانطور که در قرآن کریم اشاره شده مشروبات الکلی که عوارض آن بر فواید آن  غلبه دارد حرام است و این امر هم کاملا همان استدلال را می طلبد.                                                                                                              

3- ازبین رفتن زنان و مردان جامعه و به دنبال آن خود جامعه با دیدگاههایی در حوزه زنان که امروزه در اکثر روزنامه ها و سایتهای خبری مطرح می شود ، تحقق می یابد. در کشوری که زنان به مشاغل اجتماعی تمام وقت و پر مسئولیت و سنگین تشویق می شوند خود به خود مردان نیز از آن مسئولیت ها شانه خالی می کنند و با زنانه شدن فضای جامعه و البته مردانه کردن زنان و زنانه کردن مردان جامعه قطعا نابود خواهد شد و فضای جامعه به سمتی می رود که تمام توقعاتی که از مردان دیروز می رفت از زنان امروز نیز خواهد رفت و این قطعا برای خیلی زنان مهلک است. وای به حال مملکتی که مردان خود را از دست دهد و در صدد باشد مردان جامعه را به حاشیه بکشاند ، این موضوع بخصوص در زمانهای بحرانی مثل هشت سال دفاع مقدس خیلی خوب نمود پیدا می کند. هر کس اگر تجسم کند شهیدان و جانبازان و افرادی مثل شهید چمران ها و ... را که چه کسانی بودند و چه جوانمردی داشتند ، و مقایسه کند با مفهوم وارونه جوانمردی امروز که چیزی جز نامردی نیست خود به خود متوجه اوضاع نگران کننده امروز می شود. امروزی که مردان دادن رول و موقعیت قرآنی و مقدس  خود را به زنان و خالی کردن شانه از مسئولیت های خود را افتخار قلمداد می کنند. زمانی عده ای از جانبازان برای خیلی از کارهای بیرون از منزل با وجود نقص جسمی خود آن اندازه غیرت داشتند که خود  از خانه بیرون روند و کاری کنند اما گویی عناوین و القاب امروز مثل دیپلم ها ، مدال ها و یونیفرم ها چنان شیطانی در نظر زنان زیبا شده و آنان را فریب داده که گویی غیرتی که همیشه از مرد توقع داشتند را کنار گذاشته و خواستار مردان با حالت زنانه و تواضع زنانه هستند. در واقع وقتی مردی از خانه برای کارها علیرغم نقص جسمانی اش بیرون می رفت نشان دهنده غیرت آن مرد بود و غیرت مرد نیز طبق فرمایش حضرت علی از ایمان نشئت می گیرد و اما برای زن از کفر ، اما امروزه وقتی جایی و سازمان و یا وزارتخانه و یا ارگانی زنی را به عنوان مثال سخنگو و مسئول و ... می کند ، خودتان مقایسه کنید که چقدر تفاوت دارد با کار جانبازان دهه شصت و هفتاد

4- دین برای کسی اجبار نیست. حتی برای عده ای که ملاکهای امروز را در تضاد با دین می دانند. مسلما اقوامی مانند لوط و ثمود و ... هم در روزگار خود ملاکهای مدرن و بروزی برای خود داشتند که با فرمایشات پیامبرانشان سازگاری نداشت ، اما هیچ گاه پیامبران آنها نیامدند دینی به مردم قوم خود معرفی کنند که متناسب با احوال اسف بار قومشان باشد. تا به وسیله آن بخواهند آنان را جذب دین کنند.

 

وقتی نظامی از درون خود را با تفکرات دیکته شده خارج نابود کرد ، مسلما از بیرون هم نابود خواهد شد و آیا این جیزی است که مسئولین و مراجع تقلید می خواهند؟ این که امروز در نظر برخی زنان رول مردان که حضور فعال در اجتماع و نان اوری است زیبا جلوه کرده به دلیل برخی عناوین و القاب ها و یا مدال ها و مدرک ها ، این قابل قبول است که غصب کردن جایگاه مرد در جامعه حق زن است؟ و یا در اصل هم نابود کننده زن است و هم نابود کننده مرد و یاد آور همان سیب سرخی است که آدم و حوا خوردند.


نظرات()   
   

رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی گفت: در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است و تمایل دخترها به ازدواج به پسرهای کم سن تر واقعیتی است که در حال افزایش است.
شکوه نوابی‌نژاد گفت: یکی از معضلاتی که در حال حاضر در ازدواج وجود دارد بالا رفتن میانگین سن خانم‌ها است. میانگین سنی مردان مجر در طول 10 سال اخیر 1.7 سال افزایش داشته در حالی که طبق آمار میانگین سن خانم‌های مجرد 4 تا 5 سال بیشتر شده است.
او گفت: از طرفی اختلاف سنی بین 2 تا 4 سال که در ازدواج‌های معمول وجود دارد و طی آن پسر بین 2 تا 4 سال از دختر بزرگتر است احتمال ازدواج دختر‌ها را کمتر کرده و چون معمولاً پسران با دختران کوچکتر از خود ازدواج می‌کنند، درصد دختران مجرد رو به افزایش است. در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است که نشان از آمار بالای دختران مجرد نسبت به پسران دارد.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: عامل اختلاف سن به عنوان یکی از دلایل مزید بر علت شده است بنابراین در مشاوره‌های ازدواج خود به خود این روند اختلاف سن تغییر کرده است.
او گفت: ما شاهد ازدواج‌هایی هستیم که یا عروس و داماد همسن هستند یا در بسیاری از موارد دختران سن بیشتری نسبت به پسران دارند و البته برخی ازدواج‌ها نیز مانند گذشته با افزایش سن پسر نسبت به دختر همراه است. این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها فاصله سنی 2 تا 4 سال رعایت نمی‌شود بلکه خلافش هم انجام می‌شود.
او در پاسخ به این سوال که آیا اختلاف بالا بودن سن دختر نسبت به پسر می‌تواند خللی در روابط آنها ایجاد کند، تنها به این نکته که اینها واقعیات جامعه امروز است اشاره کرد و گفت: اینها واقعیت‌هایی است که در رابطه با ازدواج‌ جوانان رخ می‌دهد. ما توصیه نمی‌کنیم که این اتفاق بیفتد ولی اینها واقعیت‌های جامعه است.
او گفت: از طرفی روند انتخاب همسر که در گذشته‌های نه چندان دور با انتخاب خانواده‌ها همراه بوده الان به خود جوانان محول شده و به دلیل فرصت‌هایی که آنها برای حضور در اجتماع دارند همسرشان را خودشان انتخاب می‌کنند.
او گفت: چالش‌هایی در فرهنگ ما وجود دارد که اگر مسئولان امر برای آن چاره‌اندیشی نکنند بنده به عنوان مشاور به شدت احساس نگرانی می‌کنم. متأسفانه تمایل به ازدواج به ویژه در پسران کم شده است و این درصد ازدواج‌ها را پایین آورده از طرفی روابط خارج از خانواده بین دختر و پسر یکی دیگر از چالش‌های پیش روی ازدواج است.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: تلویزیونهای فارسی‌زبان بیگانه تمایل به ازدواج را در برخی جوانان تضعیف کرده اند و بی‌بند و باری را در خانواده‌ها تشویق می‌کند.
او گفت: اینها مشکلاتی است که با ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی ما مغایرت دارد و اگر مسئولان دلسوزانه برنامه‌ریزی نکنند با مشکلات جدی در خصوص ازدواج مواجه خواهیم شد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

کاش ایشان به مساله اشتغال زنان و مضرات آن بر اجتماع و خانواده اشاره می کردند و می گفتند اشتغال زنان و بیکاری مردان که ناشی از آن است از عوامل مردواره شدن زنان و گرایش آنها به تصاحب جایگاه مردانه است که سبب بوجود آمدن نیاز منحرفانه ازدواج با پسر کوچکتر در آنها شده است.

دختر مردواره ترشیده

 


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان به نقل از تابناک:

دکترعلی رضا مرندی نماینده مردم تهران گفت : من آدم سیاسی نیستم و کم مصاحبه می کنم.

به گزارش ایرنا دکتر علیرضا مرندی بعد از ظهر امروز (جمعه) در برنامه تلویزیونی شناسنامه به بیان فعالیت ها و مبارزات خود در جریان پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت.

وی در پاسخ به سوال مجری که پرسید چرا کم مصاحبه می کنید؟ پاسخ داد من ادم سیاسی نیستم .

وی در پاسخ به سوال مجری در خصوص مبارزات سیاسی خود گفت: سال 42 جبهه ملی تظاهرات برگزار می کرد، بچه های دانشکده فنی در کار سیاسی فعال بودند؛ یک شب از دانشجوبان پزشکی فقط من در آنجا بودم، نصف شب ریختند داخل کوی دانشگاه اتاق به اتاق می گشتند و براساس لیست خودشان، بچه ها را دستگیر می کردند.

وی ادامه داد در این هنگام فرار کردم و در کتابخانه دانشکده ادبیات مخفی شدم اما در آنجا مرا بشدت مضروب کردند بطوریکه همه بدنم پر از خون شد و سپس دستگیر شدم.

مرندی گفت: حین انتقالم به سمت کامیونی، راننده خودروی فولکس واگنی که در آن نزدیکی بود مرا فراری داد.

وی افزود: من دوران سربازی را در سپاه بهداشت بودم، در روستا ها سخنرانی می کردم و همین سخنرانی ها باعث شد که از من شکایت شود.

مرندی در ادامه گفت: در روستای محل خدمتم ژندارمی مزاحم مردم می شد و باج می خواست، اولین و آخرین چکی که زدم در گوش او بود.

وی سپس به خروج از ایران و ادامه تحصیل در خارج از کشور اشاره کرد وگفت: در آنجا انجمن اسلامی پزشکان کانادا و آمریکا تاسیس کردیم و پس از پیروزی انقلاب در روز اشغال لانه جاسوسی وارد ایران شدم.



** ورود مرندی به وزارت بهداشت

مرندی در خصوص ورود به وزارت بهداشت گفت: من بیکار بودم و ابتدا تصمیم گرفتم از طریق وزارت جهاد سازندگی وارد روستاها شوم و کار واکسیناسیون را انجام بدهم و حتی عنوان کردم که بابت انجام این کار حقوق نمی خواهم اما باز هم نشد و بیکار بودم تا اینکه روزی شهید بهشتی از شورای انقلاب با دکتر زرگر تماس گرفت و از او خواست وزیر بهداشت شود اما او پذیرفت و از من هم خواست که یکی از معاونت های اورا بپذیرم .

وی افزود: من در پاسخ گفتم که کار مدیریتی را نمی دانم بنابراین آقای زرگر کارهایش را در وزارت بهداشت شروع کرد و بار دیگر از من دعوت کردند که به وزارت بهداشت بروم و خیلی اصرار کرد که انجمن حمایت از کودکان که مربوط به یکی از خواهران شاه بود را مدیریت کنم و من نپذیرفتم اما ایشان حکم را به دستم داد و نهایتا سبب شد که به جمهوری اسلامی خدمت کنم .

وی در پاسخ به پرسشی درباره حضور در جبهه گفت: با توجه به اینکه من درکشور مسئولیت داشتم فقط به جبهه ها سر زدم تا در جریان سلامت رزمندگان قرار بگیرم.

وی در خصوص انتصاب خود در پست سرپرست وزارت بهداشت نیز گفت : برای نخستین بار در سال 64 برای وزارت بهداشت انتخاب شدم . سالهای 61 تا 63 به عنوان معاون دکتر منافی در وزارت بهداشت مسئولیت داشتم سپس تلکسی از طرف نخست وزیر دریافت کردم و در آن من به عنوان سرپرست وزارت بهداشت تعیین شده بودم .

مرندی در پاسخ به این پرسش که برای رفع اختلافاتی که در مجموعه وزارت بهداشت پیش می آمد به چه کسی مراجعه می کردید، گفت: دفتر تحکیم وحدت بارها نامه هایی به نخست وزیر وقت نوشتند و من را تحت عناوین مختلف زیر سئوال بردند از جمله اینکه به عنوان مثال نوشته بودند که من20 نفر را از استانها به تهران منتقل کرده ام، در حالی که این موضوع بررسی شد و نتیجه این بود که من هیچ دخالتی در این کار نداشتم و دلایل را به صورت مستند به نخست وزیر ارایه دادم.

وی افزود: یک بار هم دفتر تحکیم وحدت به نخست وزیر نامه زده بودند با این عنوان که من حقوق بالایی به تنها جراح قلب پرداخت می کنم اما موضوع این بود که ما در کل کشور یک جراح قلب داشتیم که برغم سن بالا به صورت شبانه روزی در بیمارستان شهید رجایی با تعرفه دولتی کار می کرد و درآمد او در یک ماه از یک میلیون تومان بیشتر می شد.

وی افزود: بنابراین مستندات حقوقی مربوط به این پزشک را برای نخست وزیر فرستادم و مشخص شد که مشکلی در این رابطه وجود نداشته است، اما با توجه به اینکه از این نامه ها و پاسخگویی به آنها من بشدت تحت فشار روحی قرار گرفته بودم ،به نخست وزیر مراجعه کردم و از وی درخواست استعفا کردم.

وی ادامه داد: نخست وزیر پس از شنیدن درخواستم ، با تعریف از وزارتخانه و عملکرد من عنوان کرد که گرفتن امکانات از وزارت علوم کار دشواری بود اما شما با توان بالا این کار را انجام دادید و به هر حال از من خواست که به کارم ادامه دهم .

وی افزود: من هم خواسته نخست وزیر را پذیرفتم و به وزارت بهداشت مراجعه کردم و سعی کردم کارم را با جدیت بیشتری ادامه دهم اما پس از یک هفته ساعت 11 صبح نخست وزیر تماس گرفتند و گفتند که شما استعفا کن و برو ! دلیل را پرسیدم و گفتم من که اصرار بر رفتن داشتم اما شما مانع شدید حال چه اتفاقی افتاده که خودتان از من می خواهید استعفا کنم ؟

وی افزود: نخست وزیر در پاسخ گفت که فعلا بهتراست بروید چرا که من تحت فشار هستم و در صورتی که بمانید نمی توانم هیچگونه حمایتی از شماداشته باشم .



** مخالفت نماینده موافق دولت با مرندی در مجلس

رییس فرهنگستان علوم پزشکی گفت: نام من در مجلس به عنوان یکی از وزرای پیشنهادی مطرح و قرار شد موافقان و مخالفان صحبت کنند. حتی یکی از نمایندگان که به عنوان موافق نام نویسی کرده بود، پس از دفاع از وزرای دیگر، علیه من صحبت کرد.

مرندی یادآور شد:آن موقع آقای کروبی رییس مجلس بود و باید صحبت های نماینده مجلسی را که به عنوان موافق ثبت نام کرده بود اما مخالف صحبت می کرد، متوقف می کرد ولی آقای کروبی صبر کرد تا صحبت های نماینده مجلس تمام شد و سپس فقط به دادن یک تذکر کفایت کرد.

نماینده مردم تهران در مجلس و وزیر اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اضافه کرد: پس از پایان صحبت های موافقان و مخالفان نوبت به نخست وزیر رسید تا صحبت کند. نخست وزیر از همه دفاع کرد و وقتی به من رسید گفت که آقای مرندی خودش باید از خودش دفاع کند. بنابراین من تنها بودم و زمانی هم که خواستم از خودم دفاع کنم یک وقت محدود دادند. در نهایت رای آوردم اما رای ناپلئونی.



** همسر آیت الله خامنه ای را نشناختم

مرندی در پاسخ به این سئوال که بیشتر افراد عادی را در مطب خود می پذیرفت یا مقامات را گفت: فرقی برایم ندارد و سال هاست که بیمار جدید نمی پذیرم و حتی کودکان مقاماتی که در زمان بچگی شان معاینه یا درمان کرده بودم الان به خاطر ندارم و نمی شناسم..

وزیر اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پاسخ به این سئوال که آیا امکان داشت خانواده ای از مقامات به شما مراجعه کند و نشناسید افزود: اوایل انقلاب که وزیر یا معاون وزارتخانه نبودم و به خاطر سکته قلبی دیگر مسئولیت نگرفتم، در بیمارستان شهید مصطفی خمینی مطب داشتم. روزی خانمی مراجعه کرد و بعد از معاینه فرزندش گفت که شما را خیلی سخت می توان پیدا کرد. گفتم به دلیل مشکلات قلبی وقت محدودی داده اند و در روز بیشتر از دو ساعت نیستم. بعد از اینکه آن خانم رفت، خانم دیگری آمد و گفت که خانم آیت الله خامنه ای هم به شما مراجعه می کنند؟ گفتم نه و آن خانم گفت که مراجعه کننده قبلی همسر ایشان بود.

وی ادامه داد: بعد از چند وقت که دوباره آن خانم مراجعه کرد از وی پرسیدم که آیا همسر آیت الله خامنه ای است و او تایید کرد. گفتم چرا قبلا نگفته بود تا هر موقع که خواستند وقت بگیرند و وی قبول نکرد و گاهی اوقات یک تا دو ساعت پشت در می نشستند تا نوبت شان برسد.



** خاطره ای از یک روز قبل از ارتحال امام خمینی (ره)

مرندی در پاسخ به این سئوال که 14 خرداد ماه سال 68 کجا بوده گفت: روز قبل از 14 خرداد در جلسه ای بودم که معاونم گفت حال امام خیلی وخیم است و خواست خودم را هر چه زودتر به بیمارستان برسانم.

وزیر اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ادامه داد: زمانی که به بیمارستان رسیدم، امام نفس می کشیدند اما پزشکان قطع امید کرده بودند و در بیمارستان ،آیت الله هاشمی رفسنجانی، آقای کروبی و مهندس موسوی نیز بودند.

وی افزود: بعد از صحبت با پزشکان متوجه شدم که هیچ امیدی نیست و نمی توانستیم هم این موضوع را به کسی بگوییم اما باید سران سه قوه در جریان قرار می گرفتند تا برنامه ریزی کنند بنابراین سران سه قوه را در جریان قرار دادم که برای شان تحمل ناپذیر بود.

مرندی گفت: ابتدا تصمیم گرفتند که این موضوع را به کسی نگویند اما بعد از نصف شب و حدود ساعت دو یا سه بامداد بود که زنگ زدند و گفتند دولت جلسه اضطراری گذاشته است و در آن جلسه نخست وزیر خواست موضوع را شرح دهم و پس از آن تصمیم هایی گرفته شد.

وی گفت: آن جلسه هیات دولت از دردناک ترین لحظات زندگی ام بود.



** رشد 3.9 درصدی جمعیت در دولت سازندگی

مرندی در پاسخ به این سئوال که قضیه تعدیل جمعیت در زمان آیت الله هاشمی رفسنجانی که ریاست وزارتخانه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را برعهده داشت چه بود گفت: آن زمان رشد جمعیت 3.9 درصد بود و هر 17 یا 18 سال جمعیت کشور اضافه می شد و وضعیت بهداشت و آموزش و پرورش نیز مناسب نبود.

وی در خصوص اجرای طرح تنظیم خانواده در زمان وزارتش گفت :در دوران وزارت من وضع بهداشت مردم خوب بود و جمعیت رشد بالایی پیدا کرد.

مرندی افزود:من با نخست وزیر مکاتبه کردم خدمت مراجع رسیدم اما آن ها از نظر شرعی مخالف کنترل جمعیت بودند خدمت امام رسیدم و اثرات رشدبالای جمعیت را شرح دادم ایشان فرمودند این موضع(بحث تنظیم خانواده) در دانشگاه ها و رسانه ها مطرح و بحث شود.

نماینده مردم تهران اظهار داشت :اکثریت موافق کنترل جمعیت بودند اما کسی تصور نمی کرد در این مدت کم رشد جمعیت تا این حد پایین بیاید. دلیل اینکه این طرح در ایران با این سرعت انجام شد این بود که مردم نیز خودشان تمایل به اجرای این قانون داشتند.

مرندی گفت :12 میلیون نفر شرایط ازدواج دارند اگر 4 تا 5 میلیون نفر هم ازدواج کنند مشکل رشد جمعیت حل خواهد شد.



**قوانین ما ضد ازدواج است

وی ادامه داد: اما قوانین ما ضد ازدواج است و مانع از ازدواج آسان می شود.

نماینده مردم تهران درپاسخ به سوال مجری در خصوص رشد جمعیت و دغدغه های مقام معظم رهبری گفت: در مجلس قوانین خوبی در حال بررسی است که امیدواریم قبل از عید تصویب شود تا مشکل رشد جمعیت تا حدودی حل شود.



** جمعیت کشور رو به پیری می رود

مرندی در باره ترکیب سنی جمعیت کشور گفت: اکنون به بجایی رسیده ایم که جمعیت کشور رو به پیری می رود.

وی در پاسخ به سئوالی در باره دولت اصلاحات گفت: من در انتخابات از آقای ناطق نوری حمایت می کردم چون او را در خط مقام معظم رهبری می دیدم و باور داشتم که با ایشان مشکلی پیدا نمی کنند نگران بودم اما این مخالفت محض نیست وقتی آقای خاتمی رییس جمهور شدند ولی (فقیه) از وی حمایت کردند و من نیز حمایت کردم .

وی در پاسخ به سئوالی در باره حضور کمرنگ وی بعداز سال 76 گفت: خودم هم کمرنگ شدم بالاخره پیرشده ام. من معمولا مصاحبه نمی کنم دوست ندارم حرفی بزنم که الزاما درست نباشد؛ می ترسم اشتباه کنم ایجاد سوتفاهم شود، معمولا مصاحبه های سیاسی تفرقه آفرین است.



** درباره حوادث سال 88

مجری در خصوص سال 88 از وی سوال کرد، آیا فکر می کردید چنین فتنه بزرگی برپا شود؟ او در پاسخ گفت: نقطه نظرات موسوی در افق رهبری نبود در مصاحبه خود گفتم او را آدم متدینی می شناسم؛ طرز تفکر وی متضاد با آنچه که در اقتصاد فعلی است بود و فکر نمی کردم مهندس موسوی به صحنه انتخابات بیاید و از آمدن ایشان تعجب کردم.

مجری گفت: در این خصوص شما به موسوی پیغام دادید؟ مرندی پاسخ داد به آقای لاریجانی واز طریق واسطه به موسوی پیغام دادم و مدارک را ارائه کردم؛ به موسوی نامه نوشتم و گفتم این مطلب درست نیست 8 روز بعد از انتخابات موسوی زنگ زد.

وی از قول موسوی ادامه داد: سایت مرا بسته اند گفتم اطلاعیه بدهید گفت اگر بگذارند مصاحبه زنده بکنم ممکن است به این موضوع هم اشاره کنم.

مرندی افزود: به موسوی گفتم حرف های شما در مصاحبه با مجله تایم ضد قانون اساسی و ولایت فقیه است باید تکذیب کنید من متاسفم که موسوی این گونه عمل کرد.

مرندی ادامه داد: موسوی حرف های خود را تکذیب نکرد و این فتنه بزرگ اتفاق افتاد و آنها هنوز هم اظهار ندامت نکرده اند.

مجری در خصوص وقایع 13 آبان 88 و حمله به مرندی گفت: توفیقی بود، در آن روز من با نمایندگان مجلس همراه نشدم و به تنهایی با خودرو خود از منزل برای شرکت در مراسم حرکت کردم.

مرندی افزود: عده ای با نوار سبز با آجر به ماشین حمله کردند، شیشه ها خرد و سقف آن سوراخ شد.

معترضان شعارهای رکیکی به من دادند و فریاد می زدند مزدور، عده ای موتور سوار رسیدند و حمله کنندگان متفرق شدند اما پس از رفتن موتور سواران دوباره به خودرو من حمله کردند، به من آسیبی نرسید اما وقتی به منزل رسیدم تمام لباسم پر از شیشه خرده شده بود.

مجری برنامه سوال کرد: شما خانواده سیاسی هستید؟ مرندی گفت: بله پدرم در زمان خودش از طرفداران مصدق بود چون آیت الله کاشانی نیز از او حمایت می کرد، مجری در میان صحبت های مرندی افزود: پسر شما هم از تحلیگران خوب سیاسی هستند.

مرندی افزود: خدا را شکر همه اعضای خانواده ام افرادی ولایت مدار هستند، خداوند به من نعمت های زیادی داده که خانواده خوب یکی از آن هاست.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان به نقل از تابناک:

یک مشاور خانواده گفت: روزانه 500 زوج در کشور به صورت توافقی از یکدیگر طلاق می‎گیرند و این در حالی است که 80 درصد متقاضیان طلاق زنان هستند.

به گزارش فارس،احمد طهماسبی در جمع اقشار مختلف بانوان حاضر در کارگاه آموزشی سبک زندگی اسلامی در شهرستان جیرفت اظهار داشت: سبک زندگی در کشور ما به هیچ وجه در شرایط مطلوبی قرار ندارد.

وی با بیان اینکه آمار طلاق در کشور به مرز هشدار رسیده است، ابراز داشت: از هر چهار ازدواج در ایران یک مورد به طلاق منجر می‎شود به عبارتی در هر سه دقیقه و ۴۵ ثانیه دو نفر از یکدیگر جدا می‎شوند.

طهماسبی با اشاره به اینکه روزانه ۵۰۰ زوج در کشور به صورت توافقی از یکدیگر طلاق می‎گیرند، تصریح کرد: ۸۰ درصد متقاضیان طلاق زنان هستند.

وی ۲۸ درصد طلاق‎ها را در سال اول ازدواج دانست و افزود: خیانت، نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر، سست شدن اعتقادات دینی در میان خانواده‎ها، فاصله والدین و فرزندان از یکدیگر و ... از جمله مواردی است که نشان می‎دهد، خانواده‎ها هرگز در وضعیت خوشایندی قرار ندارند.

ایران دومین مصرف کننده لوازم آرایشی در خاورمیانه

طهماسبی عنوان کرد: زنان و دختران ایرانی در استفاده از مواد آرایشی و گریم دارای مقام هفتم در بین کشورهای جهان هستند، این در حالی است که ۸۰ درصد محصولات آرایشی وارداتی به کشور تقلبی است.

کارشناس مسائل خانواده گفت: زنان و دختران ایرانی بین ۱۵ تا ۴۵ سال یک سوم کل لوازم آرایشی منطقه خاورمیانه را مصرف می‎کنند به طوری که پس از عربستان دومین مصرف کننده بزرگ منطقه هستند.

طهماسبی با بیان اینکه ایرانیان در شعار دادن همواره پیشگام هستند، اما با ابراز تأسف در عمل به شعارهای خود چندان پایبند نیستند، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی‎های خود خطر تهاجم فرهنگی را گوشزد کردند، اما کسی به آن توجه نکرد.

وی اذعان داشت: ایشان در سال ۹۱ در خراسان شمالی ۲۸ سئوال در زمینه سبک زندگی اسلامی مطرح کردند، اما کسی از مسئولان حتی در این مورد همایش و جلسه‎ای برگزار نکرد تا در زمینه مطالبات ایشان حداقل بررسی انجام دهند.

ضرورت آموختن مهارت زندگی برای ازدواج

طهماسبی با تأکید بر اینکه اهمیت ندادن به وضع خانواده‎ها مشکلات بسیاری فراروی آنان قرار داده است، بیان داشت: دختران و پسران ما هرگز گواهینامه مهارت زندگی از هیچ نهادی دریافت نمی‎کنند که وضع خانواده‎ها اینگونه اسفبار شده است.

وی با بیان اینکه زنان و مردان ما با سبک زندگی اسلامی آشنایی ندارند، اظهار داشت: آیین همسرداری و پرورش و تربیت فرزند در میان خانواده‎ها ناشناخته است و همین امر موجب عدم درک آنان از یکدیگر شده است.

همسران همراه اول زندگی هستند

طهماسبی تصریح کرد: با ابراز تأسف مردان و زنان بیشتر از همسران به تلفن همراه خود توجه دارند در صورتی که باید بدانند، همسران همراه اول آنان هستند و نیاز به توجه و رسیدگی دارند.

وی با اشاره به اینکه والدین نیز به اندازه‎ای که به لباس شب عید، کلاس‎های مختلف و معیشت فرزندان خود توجه می‎کنند به فکر غذای روح و روان آنان نیستند، افزود: بیماری‎های مختلف روحی در میان کودکان، نوجوانان و جوانان اعم از وسواس، اضطراب، افسردگی و ... گویای این مطلب است.

تک‌فرزندی بلای جان خانواده‌ها

طهماسبی با تأکید بر اینکه تک‎فرزندی بلای جان خانواده‎ها شده است، عنوان کرد: این مسئله در میان خانواده‎های ایرانی بسیار رواج پیدا کرده است در حالی که اگر والدین می‎دانستند، مشکلاتی که وجود یک فرزند برای خانواده به وجود می‎آورد، چند فرزند نمی‎آورد، هرگز این اقدام را انجام نمی‎دادند.

هرگز برای فرزندان خود تلفن همراه نخرید

این مشاور خانواده با توصیه اکید به والدین از آنان تقاضا کرد که هرگز برای فرزندان خود تلفن همراه نخرند و گفت: نازایی، تومور مغزی، اختلالات روانی، کاهش عمر تنها بخشی از عوارض جسمانی استفاده نامناسب از این تکنولوژی است.

طهماسبی بیان داشت: اما پیامدهای مخرب روحی و اخلاقی استفاده از تلفن همراه به ویژه در میان کودکان و نوجوانان به اندازه‎ای اسفناک است که به سختی جبران می‎شود و می‎توان، آنان را به مسیر صحیح باز گرداند.

وی اذعان داشت: میزان پول ماهانه، زمان جدا کردن اتاق خواب فرزندان، شیوه صحیح تربیت جنسی، زمان خرید تلفن همراه و ... از جمله مواردی هستند که پدر و مادر باید در مورد فرزندان خود بدانند.

طهماسبی ورود ماهواره به منازل را برابر با تعطیلی عقاید مذهبی و برکت دانست و خاطرنشان کرد: ماهواره‎ها نه تنها موجب سرد شدن روابط میان زن و شوهر می‎شود، بلکه فرزندان را در باتلاقی گرفتار می‎کند که هرگز راه رهایی از آن نیست، پس به داد زندگی و فرزندان خود برسید.

خیانت و فساد زوجین پایان ازدواج‌های اجباری

وی یکی دیگر از عوامل افزایش طلاق را شکل‎گیری نادرست ازدواج‎ها دانست و اظهار داشت: ازدواج‎هایی که بدون رضایت دختر و پسر شکل می‎گیرد، نه تنها به طلاق ختم شده، بلکه موجب فساد و خیانت زوجین می‎شود.

طهماسبی با تأکید بر پایبندی به حجاب و عفاف در میان مردان و زنان تصریح کرد: عبادت و حفظ حجاب از جمله وظایف هر انسان نسبت به خویش است تا بتواند به کمال و تعالی برسد.

ابراز عشق به همسر کلید زندگی موفق

وی ابراز محبت زوجین را کلید زندگی موفق خواند و افزود: یکی از مهم‎ترین دلایل خیانت همسران عدم ابراز محبت و عشق نسبت به به یکدیگر است در صورتی که محبت کلامی باید در رفتار آنان مشهود باشد.

طهماسبی خوش اخلاقی را از مهمترین آیتم‎های زندگی ذکر و عنوان کرد: سازگاری با همسر بداخلاق و شکیبایی در مقابل تندخویی‎های وی هنر است که با ابراز تأسف کمتر شاهد آن هستیم و پاسخ آن بیشتر حالت تدافعی و تقابل است.

۹۰ درصد تربیت فرزندان وظیفه مادران است

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه احترام به خانواده همسر باید مد نظر زوجین قرار بگیرد، گفت: همسران نباید به کسی اجازه دخالت در زندگی خود را بدهند، بلکه نظرات یکدیگر باید همواره مورد توجه آنان باشد.

طهماسبی با اشاره به اینکه ۹۰ درصد تربیت فرزندان وظیفه مادر و ۱۰ درصد به پدر اختصاص دارد، بیان داشت: دوران بارداری و شیرخوارگی فرزندان تا هفت سال آداب ویژه‎ای دارد که مادران باید آن‎ها را بیاموزند.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان به نقل از تابناک:

كارآگاهان پلیس تهران تحقیق درباره جنایتی را در دستور كار دارند كه در آن دختری 17 ساله به دوست خود سفارش قتل پدر و برادرش را داده است.

به گزارش اعتماد، تیم جنایی پایتخت در حالی بررسی ابعاد این جنایت را در حال بررسی دارند كه این دختر مدعی شده پدرش او را مورد اذیت و آزار قرار می‌داده است.

جسدی در خودروی معیوب


دوم بهمن‌ماه امسال ماموران پلیس از طریق مركز فوریت‌های پلیسی 110 از كشف جسدی در یك خودرو خبردار شدند و برای بررسی این گزارش راهی محدوده جنوبی خیابان آزادی شدند. ماموران طبق آدرس به ساختمانی دو واحده در محدوده خیابان كمیل رسیدند.

ماموران پس از بررسی اولیه جسد از حاضران در خانه شروع به تحقیق كردند و در همین حال موضوع را به بازپرس كشیك قتل پایتخت اطلاع‌دادند.

دختری كه در خانه حضور داشت گفت آمده تا به ماشین سری بزند و متوجه جسد پدرش شده است.

ماموران با این احتمال كه ممكن است این مرد قربانی جنایتی شده جست‌وجو برای یافتن آثاری از خشونت یا سر و صدا را آغاز و از همسایه‌ها در این باره پرس و جو كردند. در این پرس و جوها مشخص شد خانه‌یی كه جسد در آن كشف شده محل زندگی مقتول و مادرش بود. ساختمان نیز دو واحد بود و مشخص شد مقتول و دختر و پسرش در طبقه بالا زندگی می‌كردند و مادر مقتول نیز در طبقه پایین.

با ورود تیم تخصصی قتل صحنه كشف جسد مورد بررسی قرار گرفت و در نگاه اول مشخص شد مرد 55 ساله با 11 ضربه چاقو به قتل رسیده است. این مرد گویا بازنشسته یكی از وزارتخانه‌ها و در روز حادثه در خانه بود.

بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران و كارآگاهان ویژه رسیدگی به قتل نیز در محل حاضر و شروع به بررسی اطلاعات به دست آمده كردند. با این حال شواهد اولیه نشان می‌داد كه قتل در محل دیگری روی داده است. بازجویی‌های اولیه از دختر و پسر مقتول نیز كمك چندانی نكرد.

در همین حال كارآگاهان پلیس در بررسی خانه مقتول و خودروی او به روایتی كه اعضای خانواده بازگو كرده بودند مظنون شدند.

كارآگاهان دریافتند كه خودروی مقتول معیوب بوده و اصلا امكان جابه‌جایی نداشته است. بنابراین امكان اینكه این مرد در محلی به قتل رسیده و سپس جسدش با خودروی خودش به خانه آورده شده باشد وجود ندارد. به همین دلیل احتمال وقوع حادثه در همان خانه افزایش یافت.

به همین دلیل بازپرس جنایی تهران دستور داد اعضای خانه به طور جداگانه مورد تحقیق قرار گیرند. تحقیق جداگانه از مادر مقتول حكایت از آن داشت كه او هیچ رفت و آمد مشكوكی به خانه را
متوجه نشده است و او تاكید كرد كه در روز حادثه هیچ‌كس زنگ خانه را هم به صدا درنیاورد.

كارآگاهان دریافتند كه همسر مقتول چندسال قبل از او جدا شده است و مقتول با دخترش «فریبا» و پسرش «ابراهیم» زندگی می‌كرد. گرچه جدایی همسر مقتول نیز می‌توانست به فرضیه‌یی تبدیل شود اما به دستور بازپرس جنایی تهران «فریبا» بازداشت و تحویل ماموران پلیس آگاهی شد.

پدرم مرا اذیت می‌كرد

پس از انتقال جسد به پزشكی قانونی تحقیق درباره این ماجرا در پلیس آگاهی ادامه یافت. كارآگاهان در نخستین اقدام به بررسی تماس‌های «فریبا» پرداختند.

كارآگاهان متوجه شدند كه او در همین روز با دو تلفن همراه چندین بار تماس گرفته است. در همین حال كارآگاهان با توجه به اعلام زمان تقریبی قتل توانستند بین زمان وقوع قتل و زمان تماس‌ها رابطه‌یی برقرار كنند و با همین مساله به بازجویی از «فریبا» بپردازند.

«فریبا» درباره آن دو شماره تلفن توضیح داد كه یكی نامزدش است و دیگری نیز دوست اوست. پلیس نیز با ردزنی این دو نفر پی برد آنها پسرهای جوانی هستند كه «فریبا» با هردو نفر آنها دوست بوده است. وقتی كارآگاهان علت این تماس‌ها را جویا می‌شدند برادرش سرنخی به دست ماموران داد و گفت آن روز دوست خواهرم به خانه ما آمده بود.

 همین سرنخ سبب شد تا كارآگاهان تناقض‌گویی این دختر 17 ساله را بهانه‌ قرار داده و دوباره از او بازجویی كنند كه این‌بار او نتوانست آنچه گفته بود را تكرار كند و در پی تناقض در حرف‌هایش مجبور به اعتراف شد.

«فریبا» اعتراف كرد كه از قتل پدرش خبر داشته است و قرار بوده كه جسد را به جاده ورامین ببرند تا در آنجا دفن كنند. وقتی مقاومت او در برابر حقیقت شكست، كارآگاهان دو جوان دیگر را نیز احضار كرده بودند و قطعه‌های مختلف این جنایت كنار هم نشست تا راز آن برملا شود.

«فریبا» به كارآگاهان اعتراف كرد كه پدرش او را اذیت می‌كرده و چون مدت‌ها بود كه مادرش هم از آن خانه رفته بود از رفتار پدر به تنگ آمده و از دوست خود خواسته تا پدرش را به‌سزای اعمالش برساند.

«امیر» دوست «فریبا» نیز كه سرباز وظیفه بود در اعترافاتی به كارآگاهان گفت: «فریبا» از من خواست تا او را از شر پدرش خلاص كنم تا بعد من و او بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. برای همین آن روز من از پادگان مرخصی گرفتم و آمدم به محل. «فریبا» گفته بود كه به من خبر می‌دهد چه موقع وارد خانه شوم و همان زمان در را برایم بازمی‌گذارد.

این جوان كه متهم ردیف اول پرونده است درباره چگونگی ارتكاب جنایت توضیح داد: «فریبا» به من خبر داد كه پدرش خوابیده و زمان انجام كار است. من هم وارد خانه شدم و دیدم پدرش در اتاق خواب است. با چاقویی كه به همراه داشتم ضرباتی به پهلو و شكم این مرد زدم و وقتی مطمئن شدم كه این مرد جان باخته به «فریبا» خبر دادم.

 «امیر» درباره این جنایت افزود: قرار بر این بود كه «فریبا» برادرش «ابراهیم» را به بهانه‌یی به طبقه بالا بفرستد تا او را هم بكشم اما وقتی این پسربچه را دیدم كه فقط 13 سال سن داشت دلم نیامد و نتوانستم او را بكشم.

كارآگاهان بعد تحقیق از «ابراهیم» را شروع كردند و او نیز به ماموران گفت كه خواهرش از او خواسته تا با آنها همكاری كند.

«ابراهیم» برای كارآگاهان تعریف كرده بود كه وقتی جسد پدرش را دیده تا ساعتی در حال گریه كردن بوده و بعد خواهرش آمده و با او صحبت كرده كه اگر همكاری كند زندگی بهتری خواهد داشت.

«فریبا» و «ابراهیم» پس ازاین قسمت بعدی نقشه خود را می‌خواستند عملی كنند. به همین دلیل جسد را در پتویی پیچیده و داخل ماشین گذاشتند. آنها وقتی خواستند خودرو را روشن كنند متوجه شدند این ماشین خراب است و نمی‌توانند با آن از محل خارج شوند.

به همین دلیل «فریبا» با دوست دیگرش «رضا» تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد كه كمك‌شان كند اما او به آنها سناریویی را پیشنهاد می‌كند كه زنگ بزنید پلیس بیاید و به پلیس بگویید پدرمان را كشته‌اند و ما جسد را در خودرو كشف كرده‌ایم.

به این ‌ترتیب مراحل اولیه تحقیق و چگونگی وقوع قتل برای كارآگاهان مشخص شد و تیم جنایی به دستور بازپرش شعبه چهارم دادسرای جنایی ادعاهای دختر مقتول را مبنای تحقیق خود قرار دادند.

شوهرم سخت ناتوان شده بود

كارآگاهان برای بررسی صحت و سقم ادعای دختر مقتول شروع به تحقیقات علمی كردند. در همین حال همسر مقتول را به پلیس فراخواندند تا در این باره تحقیق كنند.

 مادر «فریبا» كه در جریان مرگ شوهرش قرار گرفته بود نیز داستان چگونگی جدایی‌اش را برای كارآگاهان بازگفت و تاكید كرد: شوهرم اعتیاد داشت و همین اعتیاد سبب ایجاد اختلاف در زندگی زناشویی ما شده بود و همین مساله موجب شد كه ما از هم جدا شویم.

این زن رفتار شوهرش تا زمان جدایی را فاقد هر نشانه‌یی دانست كه ممكن باشد این مرد دخترش را اذیت و آزار كرده باشد. با این حال كارآگاهان ضمن بازداشت «رضا» دوست دیگر «فریبا» و تحقیق از او بررسی ابعاد دیگری از این ماجرا را در دستور كار قرار دادند.

در حال حاضر رمزگشایی از جنایت به نتیجه رسیده و تیم جنایی در حال تكمیل تحقیق خود درباره ادعاهای «فریبا» است.


نظرات()   
   

در حالی که تفکر معصوم نگریستن به زنان در دنیا به اتمام رسیده است. اما این تفکر اشتباه همچنان در میان مردم ایران رواج دارد. متاسفانه این تفکر سبب نگرش اجتماعی منفی نسبت به مردان و تصویب قوانین با این پیشفرض ها شده است.
در خبر زیر ما خبری را می بینیم که شاید برای بیش از صدمین یا هزارمین بار باشد که چنین خبری را می شنویم. اما چون این خبرها مربوط به غرب یا کشورهای خارجی است همزاد پنداری نمی کنیم و ساده از کنار آن ها می گذریم.
اما اگر یک لحظه به این موضوع فکر کنیم که آیا زنان آمریکایی یا غربی هم فطرتا و از سالیان سال این کارها را می کرده اند؟
پاسخ منفیست.
آنها این کارها را نمی کرده اند.
در ادامه این سوال را بپرسید که چه چیزی باعث شده وضعیت جامعه غرب به این حد برسد؟ و عاقبت جامعه ما چه خواهد بود؟
واضح است که چیزهایی که بسیاری از فمینیست های امروزی رسیدن زنان ایران به آن حقوق را از مصادیق امروزی شدن و نیاز روز جامعه زنان می دانند جامعه را به این حد میرساند! کما اینکه تا حد زیادی هم رسانده است و البته در بسیاری از مصادیق آن از غرب هم فجیع تر شده است.
بنابراین یا باید مقید به سبک زندگی ایرانی و اسلامی بود و اصول اساسی را حفظ کرد. یا اینکه اگر بنا باشد با فقه پویااااااااااااااا پیش برویم باید از وضع قوانین یک طرفه ای که فرض می کند فقط مردان مجرم هستند جلوگیری کنیم و در تصویب قوانین دقت بیشتری نماییم.
 
و اما خبر:

زن متجاوز

این آخرین مورد تجاوزات جنسی تکان دهنده است که در آمریکا گزارش شده. ناتالی دشان جانسون ۳۲ ساله، متهم به هدف قرار دادن پسربچه ۱۳ ساله با پیام های متنی، قبل از دعوت وی به آپارتمانش در دیبال تگزاس برای برقراری رابطه جنسی است. دومین متهم، منویل ۲۷ ساله، معلم مدرسه جردن لین است که گفته با یک دانش آموز ۱۴ ساله، رابطه عاشقانه برقرار کرده است.

جانسون، به بلند کردن پسربچه ۱۳ ساله از پدربزرگ و مادربزرگش و کشاندن آن به خانه خود و برقراری رابطه جنسی با وی متهم شده است. اما زمانی که وی به این نوجوان اجازه داد تا شب را در خانه اش بماند، والدین این پسربچه مشکوک شدند و این زن گرفتار شد. به گفته پلیس، ثبت سوابق گفت و شنود تلفن، حاکی از آن است که جانسون با معشوقه نوجوان خود بیش از ۱۵۰۰ مورد مکالمه و پیام متنی داشته است.
 
این عشق ممنوع زمانی فاش شد که پسر نوجوان، تمام طول شب را با جانسون گذراند و به خانه پدربزرگش مراجعت نکرد.زمانی که این پسربچه از سوی والدینش مورد بازخواست قرار گرفت، وی اعتراف کرد در آپارتمان جانسون بوده و با وی رابطه جنسی داشته است.این پسربچه اعتراف کرد، چهار بار در آپارتمان و یک بار در یک پارک محلی با جانسون رابطه جنسی داشته است. دونالد کارول، بازپرس دفتر کلانتری آنجلینا کانتی گفت:تنها با شنیدن حرف های این مرد جوان، متوجه خواهید شد این حوادث چقدر وی را متاثر ساخته است. وی به امید آنکه بتواند این دوران را فراموش کند، قصد دارد تحت مشاوره قرار گیرد.

جانسون به اتهام اقدام به کودک آزاری شدید، بازداشت شد.ماموران تحقیق گفتند عجیب است که یک زن، جذب یک پسربچه شده است. دونالد کارول، بازپرس دفتر کلانتری آنجلینا کانتی گفت: رابطه جنسی بین یک مرد و بچه به شدت نفرت انگیز است، اما نه به اندازه برقراری رابطه جنسی بین یک زن و یک بچه.

کارول گفت این نوجوان خیلی گیج و آشفته شده بود. در هانی گراو، معلم متاهل مدرسه جردن لین نیز، بعد از خوابیدن با یک دانش آموز ۱۴ ساله، به تجاوز متهم شد.

مارک جانسون، رییس پلیس هانی گراو به خبرگزاری KXII گفت: خیلی سخت است که احساس کنید وقتی فرزند خودتان را به مدرسه می فرستید، به شما خیانت می شود.به گفته منابع آگاه، لین عضو یک خانواده سرشناس محلی است و با یکی از همکارانش ازدواج کرده است.گمان نمی رود این رابطه جنسی در مدرسه رخ داده باشد.لین با اتهام برقراری ارتباط نامناسب با یک دانش آموز روبروست و نیز ممکن است به اتهام تجاوز شدید جنسی علیه یک کودک محکوم شود.


نظرات()   
   

متاسفانه یکی از فرهنگ های غلط و رایج جا افتاده در بین ایرانی ها روش کوچک کردن خود برای بزرگ کردن دیگری است. در حالی که در بیان بزرگان و علمای دین هم تاکید بسیار شده است که راه بزرگ کردن امامان و کسانی که دوستشان داریم این است که آنها را همانطوری که هستند تعبیر و تفسیر کنیم نه با کوچک کردن خود و تحقیر خود!
با تحقیر خود ما نه تنها ایشان را بالا نبرده ایم و آنها را در جایگاه حقیقی خود قرار نداده ایم بلکه به جای اینکه او را بالا ببریم خود را پایین آورده ایم و حتی در حق آن شخص بزرگوار هم خیانت بزرگی کرده ایم و او را نیز با خود پایین کشیده ایم!
بعنوان مثال می بینیم برخی افراد در مراسم های مذهبی می گویند "  انا کلب الحسین" یعنی شخص از قول خودش می گوید که " من سگ حسین هستم".
این تحقیری بزرگ است. آرزوی امامان و بزرگواران درگاه الهی افزایش درجات انسان ها بوده است. اگر ما خودمان برای خودمان ارزش قائل باشیم و سعی کنیم در زندگی در رفتار با اطرافیان،فامیل،خانواده و همسرمان فردی خوش برخورد،متدین،به موقع سربه زیر و به موقع سرکش،شجاع و خدا ترس باشیم و سیره ائمه را در زندگی پیاده کنیم یعنی به خود ارزش داده ایم.
هم به خداوند مقرب شده ایم. هم دل ائمه را شاد کرده ایم و هم سایر مردم دنیا با دیدن ابهت ما به ابهت ائمه که الگوی ما هستند پی می برند.
تحقیر هیچ کس هیچ گاه خواسته ائمه نبوده است.
یک چیز باید اینجا گوشزد شود. هر کس شما را به سجده و یا تعظیم بر غیر خداوند امر کند خودش بزرگترین دشمن خداست.
یزد لعنت الله علیه همیشه مردم را به خود فرا می خواند. اما علی (ع) همیشه می گفت به سمت من بیایید تا شما را به خداوند هدایت کنم. ائمه و اهل بیت و پیامبران الهی همه این گونه بودند!
ببینید عزیزان شما را به خدا تفاوت احترام گذاشتن و محترم شمردن را با رکوع و سجود بدانید!
متاسفانه در زمینه زنان هم سالهایی چنین اشتباهاتی صورت گرفت. آنقدر گفتند زن کرامت دارد زن کرامت دارد که دیگر هر سایت زنانی میرفتی می آمدند و خدا و پیغمبر را از اول تا آخر فمینیست می کردند!
کار به جایی می رسید که می گفتند پیامبر نعوذ بالله بر فاطمه سجده می کرد. حرف ها و حدیث هایی درست شد که نگو و نپرس!
زن ستایی های عجیب و غریبی که کوچکترین مخالفتی با قول و بیان یک زن یا برداشت آن زن از دین و قرآن صورت می گرفت انگ بی دینی بر پیشانی فرد می چسباند!
مخالفت با گفته زنانی که مقاله نویس سایت های خبری بودند توهین به زنان و در نتیجه توهین به خدا قلمداد میشد!
کاربرانی که چند باری در سایت های زنان نظرات مخالف ولو با دلیل و برهان محکم دینی، نظرات مخالف با تفاسیر به رای آن زنان می دادند سریعا یا متحجر خوانده می شدند یا پشت کوهی یا وهابی و طالبانی  و گاهی مورد لطف قرار گرفته و کافر می شدند!
تا صحبت هم می کردی می گفتند پیامبر به زهرا س احترام می گذاشت شما چطور به زنان توهین می کنید؟!!!!
معلوم نیست این زنانی که نه در ظاهر،نه در کردار، نه در جمیع جهات هیچ گونه شباهتی به آن بزرگوار نداشتند چگونه به صرف زن بودن باید چنین کرامتی پیدا می کردند که کوچکترین مخالفتی با آنها فرد مخالف را شایسته اعدام شدن می کرد؟!!!
مثل اینکه ما بیاییم به هنده جگر خوار و زنان بدنام تاریخ هم به صرف زن بودنشان قداست بدهیم و آنها را تکریم کنیم!
پر واضح است که هر درجه و احترامی که انسان بدست می آورد باید یا اعمال و کردار خود او شکل بگیرد. چیزهایی است که اکتسابی است نه انتصابی!
البته اشتباه است که از فعل در زمان گذشته استفاده می کنم چرا که این جو متاسفانه هنوز هم ادامه دارد!

اما ریشه یابی این اشتباه در چیست؟

برای یافتن پاسخ بر گردید به همان ابتدای این مطلب و توضیحاتی که داده شد. در واقع بطور خلاصه می توان گفت عده ای از متدینین که دیدند جامعه مورد تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته و ماهواره ها مدام از حقوق غربی زن صحبت می کنند، برای اینکه در این زمینه از غربی ها کم نیاورند تلاش کردن تا اسلام را با آب و تاب بیشتری مطابق منافع و مطامع زنان معرفی کنند. دست گذاشتند روی بالا بردن زن از دید اسلام. با این کار نه تنها اسلام نزد مخاطبان عزیز نشد! و نه تنها بخاطر زیاده روی و سوء تعبیر زیر سوال رفت بلکه به یک باره در زمانی کوتاه کل فضای اینترنت،سایت های خبری،مطبوعات،تلوزیون،رادیو و فضای جامعه پر شد از زن ستایی ها و کار تا جایی پیش رفت که مرد به موجودی حقیر تبدیل شد! به یکباره اتفاق عجیبی افتاد. اسلامی که تا همین 30 سال پیش هنوز نو و تازه بود در عرض چند سال به یکباره قدیمی و 1400 ساله شد!
و ان اکرمکم عند الله اتقیکم گم شد!

بعد شبهاتی در زمینه حقوق زن و مرد بوجود آمد. سوال این شد که اگر زن اینقدر با کرامت است چرا باید اجازه اش دست شوهرش باشد؟ این مرد که اینقدر خاک بر سر و حمال است و وظیفه اش پول دادن و حمالی برای من است چرا باید اجازه ام دست او باشد؟
اینجا بود که فمینیست ها دست به کار شدند و شبهه روی شبهه گذاشتند. با سپردن امور خانواده در دولت و مجلس به عقل زنان، آرام آرام تمامی حقوق و کرامت های مردان لگد مال شد و دیگر پدر حق نداشت برای خروج دخترش از کشور حقی داشته باشد! و خیلی چیزهای دیگر نظیر این!
ریاست مردان در خانواده که در آیات متعدد قرآن اشاره شده، تبدیل شد به یک قانون عقب مانده پشت کوهی و 1400 ساله و قدیمی اما مهریه هر چند مال همان 1400 سال پیش بود ولی از آنجایی که زن کرامت داشت دو چندان ارزش پیدا کرد!

افتضاح پشت افتضاح و همین طور ادامه پیدا کرد. آرام آرام مسئولیت های زنان همه از نماد های تحجر شد و بدون تضامین قانونی رها شد تا به دست فراموشی سپرده شود!
باور کنید تا چند سال دیگر با این وضعیت کسی یادش هم نخواهد بود که دختر مجرد برای خروج از کشور نیاز به اجازه پدر داشته باشد و زن از شوهرش برای این مورد اجازه لازم داشته باشد! همین طور که برای اشتغال زنان این اتفاق افتاد!

یکی دیگر از بحث هایی که امروز در جامعه جریان دارد بحث عفاف و حجاب است. عزیزان نابغه دینی برای مطرح کردن قداست چادر باز هم ابتکار جدیدی به خرج ندادند. بلکه از شیوه قدیمی و سوخته تحقیر خود استفاده کردند! که تصویر آن را در زیر می بینید!
البته اینها اشتباهاتی است که صورت می گیرد و خدای نکرده ما قصد نداریم که آنها را به این متهم کنیم که عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند!

حجاب و تحقیر مردان
تصویر بوسه زدن برادران بسیجی بر چادر خواهران و تعظیم در مقابل آنها

به نظر شما چرا باید برای بالا بردن ارزش زن و حجاب از تحقیر مردان استفاده کرد؟
آیا اینها مادر این پسران هستند؟ یا به صرف زن بودن باید در مقابلشان زانو زده شود
و این مردان اینگونه تحقیر شوند؟
آیا راه بهتری برای حفظ کرامت انسانی زن و ارزش گذاری برای حجاب به جز تحقیر مردان
وجود ندارد؟ و آیا با این شیوه نباید شاهد حقارت بیشتر مردان و حتی زیر سوال رفتن خود حجاب و زن با توجه به توضیحات فوق شویم؟

-------
زن زدگی و تحقیر مردان


نظرات()   
   

داستان زیر مربوط به پسری است که با هزار آرزو و تلاش در حال تدارک زندگی و عروسی بود. اما نیرنگ یک دختر و افکار فمینیستی او و جو خراب جامعه با وارد آوردن خسارت سنگین روحی و مادی این پسر را به شدت ناامید و افسرده کرد!

این مطلب از سری خاطرات و ارسالی های کاربران سایت است. البته بخاطر طولانی نشدن از مصایب دادگاه خانواده و جو زن سالار در آن دادگاه و رفت و آمدهایی که داشته فاکتور گرفتیم و باقی داستانش را نقل کردیم.

به دلیل طولانی بودن متن بخش وقایع دادگاه را حذف کردیم. مثلا مراحل کار مثل گرفتن دادخواست و امضاء و این طور موارد که نیاز دارد در بخش های دیگر سایت بعنوان مطالب آموزشی بیان شوند.

************************

عقد نافرجام

من حدود 4 ماه با کسی نامزد بودم. و 8 ماه عقد کرده . سه ماه هست که جدا شدم. جمع بزنی میره میرسه به سال 91 اواخر سال که باهاش آشنا شدم. از قبل دوست نداشتم با زنی ازدواج کنم که کار کنه و یا ادامه تحصیل بده .توی همون صحبت های اول بهش گفتم موافق ادامه تحصیل شما نیستم. اما چون سر کار میرفت به اصرار خانوادم که دختر چادری و متینی به نظر میرسیدقبول کردم که سر کار بره. اصلا با عشق و دوستی قبلی باهاش ازدواج نکردم. خانوادم معرفی کردند. فقط چون فکر کردم دختر سالمیه و واقعا هم بود و خودش هم خیلی علاقه نشون میداد 4 ماه محرم بودیم و بعد از 4 ماه عقد کردیم. من خونم رو تهیه کردم و دنبال وام و تهیه ملزومات زندگی بودم. اینم که گفتم بره سرکار مرد و مردونه پای حرفم ایستادم.
همه چیز خوب بود. واسه دوره محرمیت رو میگم. اما درست بعد از عقد یک ماه نشده محل کارش عوض شد. عوض شدن منطقه کاریش همانا و عوض شدن خودش هم همانا!
بعد از یک ماه از عقد گذشت سر کار بودم همکارش زنگ زد گفت حال خانمت خوب نیست بردیمش دکتر.
تمام وجودم لرزید و دویدم که برم بیمارستان مرخصی ننوشته زدم بیرون.رفتم یک چکاف کامل گرفتم. تازه فهمیدم بیماری قلبی داشته و به من نگفتن. به خانوادم چیزی نگفتم و فقط گفتم سرش گیج رفته فشارش اومده پایین چیزی نیست.از این که سرم کلاه رفته ناراحت نشدم از اینکه به من دروغ گفته بود ناراحت شدم.ازم خواهش کرد چیزی به خانوادم نگم و پیشم بمونه. دلم سوخت و علاقه ای که شکل گرفته بود مانع میشد که بتونم فراموشش کنم. .بردمش متخصص قلب گفت با کمی مراقبت میتونه بچه دار بشه اما خطر داره براش باید خیلی مواظب بود.چند بار دیگه حالش بهم خورد و من ماستمالیش کردم.تا خانوادم چیزی از این موضوع نفهمند. با این موضوع کنار اومدم و حتی غم هم به دلم راه ندادم و باعث نشد که ازش بدم بیاد. اما حس میکردم همکارش که یک خانم بود داره روش اثر منفی میذاره. از کجا فهمیدم؟
یک روز سرزده خواستم برم دنبالش دیدم خودش و همکارش چادراشون رو در آورده بودن گذاشته بودن توی کیف. خیلی بهم برخورد. گفتم ما از اول صحبت کردیم بنا بر این بود تو چادر بذاری اما وقتی من نیستم چادرتو بر میداری؟ من بهت گفتم اگر میخوای چادر نذاری بهم بگو من انتخاب حجاب رو پای خودت میذارم. اما وقتی از من پرسیدی توی جلسه خواستگاری که دوست داری من چادر بذارم یا نه گفتم من چادر رو ترجیح میدم  تو گفتی تا عمر دارم چادر میذارم بخاطر تو. گفتم دوست ندارم از روی اجبار باشه اما اگر چادر گذاشتی دیگه دوست ندارم تیپ عوض کنی.. گفت باشه. وقتی با دیدن برداشتن چادر از سرش ازش جویا شدم که چرا این کار رو کرده. گفت خانم ش... همون همکارش وقتی سر شوهرشو دور میدیده چادر بر میداشته و آرایش میکرده و در مسیر راه کار تا خونه به چند جای دیگه هم سر میزده . به من هم گفته خوب چه اشکالی داره تو که خلاف شرع نمی کنی..بذار وشوهرت فکر کنه تو چادر میذاری و ...
بهش گفتم راضی نیستم اگر از این دفعه بدون حضور  من چادرتو برداری یا با اون همکارت جایی بری و به من اطلاع ندی. لطف کن دیگه به جز همکاری در محل کار بیرون از محل کار دیگه به اون زن کاری نداشته باش. واقعا برای شوهر اون همکارت متاسفم.
بعد ها یک وقتایی تماس می گرفتم باهاش. گوشیش خاموش بود. بعد از اونکه میدیمش می پرسیدم ف... چی شده؟ میگفت هیچی گوشیم خاموش شد. باطری تموم کرد. از دستم افتاد خراب شد و...
الان ساعت چنده 8 شب. کی تعطیل میشه از محل کارش ساعت 4 بعد از ظهر. خدایا یعنی کجاست؟ نکنه حالش بد شده؟ نکنه دزدیدنش خدای نکرده. نکنه اتفاقی براش افتاده باشه؟
زنگ میزنم به پدرش سلام پدر جان ف... کجاست؟ پدرش میگه خبر ندارم. حالا هم من نگرانم هم پدرش!!!
دیگه خسته شدم انقدر زنگ زدم. راه می افتم توی خیابون. هر چی می گردم خبری نیست! زنگ میزنم به پدرش میگم اومد خونه لطفا به منم خبر بدید از نگرانی دربیام. پدرش میگه باشه!
نیم ساعت بعدش زنگ کیه باباش. ف... اومد ولی من دارم میبرمش دکتر. ای داد بیداد دیگه چی شده؟ هیچی داشته توی خیابون فلان سمت هفت حوض که اصلا ربطی به مسیرش نداشت میرفته که یک موتوری بهش میزنه وفرار میکنه. اونم پاهاش کبود و ساییده شده  و لنگون لنگون تا خونه برگشته! واسه اینکه مو بر نداشته باشه و لگنش صدمه ندیده باشه میبره عکس بگیره.
دیگه کارد میزدی خونم در نمی آمد. خودمو رسوندم بیمارستان. میخواستم یک چیزی بهش بگم. دیدم تو چشماش اشک جمع شده از درد گریه می کنه.
دلم سوخت. اصلا طاقت دیدن اشک زنها رو ندارم. اینکه دیگه خانمم بود. خلاصه اون شب باهاش برگشتم خونشون.  مادرم اینها هم اومدن . پدر و مادرم که فهمیده بودن اون رفته از محل کارش و خودسری کرده ناراحت بودن. چند بار دهنشون پر شد چیزی بگن من نذاشتم. اونا اومده بودن عیادت و آبیموه آورده بودن. پاشو آتل گرفته بودن. رباط پاش کشیده شده بود. خواستیم برگردیم گفت شب پیش من بمون. بهش گفتم تا وقتی عقد هستیم من پیش تو نمی خوابم. گفت من دخترم من باید بگم نه تو می گی نه!
گفتم مرام من اینه. میدونم تو بهم حلالی اما بذار مزه کنار هم خوابیدن بمونه واسه شب عروسی. گفت خوب کاری نمی کنیم. گفتم من از خودم مطمئن نیستم !  و دوم اینکه بخاطر دروغت اصلا نمی خوام تا مدتی ببینمت.
رفتم.
بعد کلی اصرار و معذرت خواهی که دیگه تکرار نمی کنم. قول میدم بهت بگم از این به بعد و  از این حرفها.
من میدونستم اون از این اخلاق ها نداشت و زیر سر اون همکارش بود. البته مقصر اصلی خودش بود که ثبات شخصیت نداشت.
این بار هم بخشیدمش. البته بخاطر بدرفتاری یا همون کم محلی که بهش داده بودم ازش عذر خواهی کردم.
فکر کردم همه چیز حل شده. اما این طور نبود.
کلید کرد روی این موضوع که من میخوام ادامه تحصیل بدم. این یکی رو دیگه سفت ایستادم. گفتم ما با هم قرار گذاشتیم که دیگه ادامه تحصیل ندی و تو قبول کردی. هی اصرار و جر و بحث. آخر سر گفتم من توی خواستگاری بهت گفته بودم موافق ادامه تحصیل نیستم. این هم که با سرکار رفتنت مخالفتی نمی کنم بخاطر اینه که پذیرفتم که بری سر کار. همون طور که من پای حرفام هستم تو هم باید پای حرفات باشی.
من میدیدم مدت زیادی بود این دوستش داشت باهاش کار میکرد و روی  ذهنش اثر میگذاشت. یه روز می آمد می گفت چرا زنها حق خروج از کشور ندارن! یه روز می آمد میگفت چرا باید من برای جایی رفتن و دیر اومدن تحت نظارت تو باشم؟ چرا باید تحت نظارت پدرم باشم! من انسانم آزادم میخوام هر جا برم هر موقع برم هر موقع بیام!  من اصلا اعتنایی نمیکردم. فقط ازش خواهش می کردم از دوستش فاصله بگیره.
هر چی من می گفتم این خانم مناسب نیست. مادر ف... می گفت زن خوبیه. حجاب که ضروری نیست. الان که دیگه قدیم نیست. زن ها هم باید آزاد باشن.
من گفتم به نظر شما الان دخترتون زندانیه؟
گفت بیا حق خروج از کشور رو بهش بده.  میخوام هر وقت خواستم با دخترم برم خارج . گفتم خودم بعد از ازدواج هر وقت تونستم می برمش. شما هر جا دوست دارید تشریف ببرید به شوهرتون بگید بهتون حق خروج بده.
الا و بلا پاشو کرد توی یک کفش که باید بیای حق خروج از کشور، و ادامه تحصیل رو بهم محضری بدی و تعهد بدی خونتو بفروشی بیای نزدیک خونه بابام خونه بخری!!! خوب محکم کاری که من کرده بودم خونه رو از قبل به نام پدرم کرده بودم. اونم به اصرار پدرم. از پدرم پرسیدم اصرارش واسه چیه؟ پدرم گفت بهتره به نام من باشه. کار از محکم کاری عیب نمی کنه!
منم گفتم شرمنده من از اول باهات طی کردم. تو اینها رو میخوای چیکار؟ گفت شاید یک روز خواستم با مادرم برم خارج!!!
حرف من یکی بود! نه!
فکر می کنید چه کار کرد؟
رفت مهریشو گذاشت اجرا. منم گفتم باشه قسط بندی کنید می پردازم. گفت نفقه میخوام. گفتم ف... من الان دارم کلی قسط میدم تا پول عروسی و خونه رو جور کنم. وام مسکن دارم،وام ازدواج دارم،وام از شرکت گرفتم،خرج خریدهامون  و عروسی هست. کلی قرض دارم . دیگه از کجا بیارم نفقه و مهریه تو رو بدم؟
خلاصه با بدبختی ماه به ماه پول می ریختم به حسابش!
3 ماه مونده بود عروسی بگیرم. یک روز بهش زنگ زدم و گفتم دیگه چیزی نمونده که عروسی بگیریم. گفت زیاد عجله نکن. گفتم چرا؟
گفت قصد دارم از حق حبس استفاده کنم. گفتم حق حبس دیگه چیه؟
گفت یعنی طبق قانون تا اقساط مهریه تمام نشه من میتونم تمکین نکنم و به خونت نیام.
گفتم پس میخوای جدا بشی؟ گفت نه من دوستت دارم نمیخوام جدا بشم. گفتم پس چه مرگته؟ گفت باید بیای حق خروج از کشور،حق حضانت فرزند،حق طلاق،حق اشتغال و تحصیل و حق تعیین محل سکونت را به من بدی اونوقت منم دیگه نمیخوام قسط بدی و نفقه هم نمی خوام و بعد با هم میریم هر جا من گفتم میگری میریم توش زندگی می کنیم. گفت مامانم یک خونه در نظر گرفته.
من گفتم چه جالب. زحمت کشیدن بهشون بگید برن خونه رو بگیرن وسایل های شما رو هم توش بچینن بعد ما یک سفر بریم مشهد و بعد بیایم بشینیم توش.
گفت تهیه خونه با تو هست. گفتم اگر با منه پس چرا مامانت داره انتخاب میکنه؟ کسی که داره ارد میده خودش هم پولشو میده دیگه!
من که قبلا اینها رو باهات صحبت کردم ف... این چه کاریه داری می کنی؟
گفت همینی که هست!
نمی خواستم زندگی بپاشه. اهل جدا شدن نبودم. دوست داشتم وقتی اومد خونه از اثر بد دوستش و مادرش جداش کنم. بهش محبت کنم شاید اصلاح بشه.
اما حالا که از حق حبس و لجبازی و این حرفها صحبت می کرد دیگه دیدم ادامه این زندگی بی فایدست.
بهش گفتم بیا جدا شیم. اینطوری دیگه فایده نداره.
گفت من نمیخوام جدا بشم. گفتم من احتیاج به همسر دارم نمیتونم 20 سال قسط بدم تا بعد با تو برم سر زندگیم. با رفتارهایی هم که ازت دیدم دیگه مایل به ادامه این زندگی نیستم. تو یکسال از عمر منو سوزوندی. تقصیر خودم بود که باهات رابطه نداشتم. و الا الان دستتو می گرفتم میبردمت توی خونه و نمی تونستی واسه من از حق حبس صحبت کنی! چوب محبت هامو دارم میخورم.
چوب کوتاه اومدن و گذشت کردنم رو دارم میخورم.
اصلا به ذهنم نرسیده بود که از بیماریش به عنوان حربه استفاده کنم و دلشو بشکونم. تهدید کردم که از بیماریت به همه میگم و میگم که منو فریب دادی.
گفت فایده نداره. اگر بگی هم باز مهریه گردنته! گفتم نفقه نمیدم. گفت نمیشه حق حبس مسقط نفقه نیست. گفتم اینها چیه از کجا یاد گرفتی؟
می خندید و عصبانیم میکرد. مدتی گذشت. تولدش شد نرفتم. عید های مذهبی شد نرفتم وکادو نبردم. زنگ میزد جواب نمیدادم.
یک روز زنگ زد گفت دیگه خسته شدم. تو شرایط منو قبول نداری منم شرایط تو رو. 20 میلیون پول بده بقیه مهرمو می بخشم طلاقم بده! من اصلا به هیچ مردی نیاز ندارم. میخوام آزاد باشم. تفریح کنم. یه ماشین میخرم میرم سر کار خودم واسه خودم زندگی میکنم. چرا باید اختیارم دست یک مرد باشه؟
گفتم خوش انصاف . من بهت دست هم نزدم. چیکارت کردم که پول بدم؟ گفت مهریه حق زنه؟ گفتم تو زنی ؟ یا هنوز دختری؟ مگر من کلا چقدر با تو بودم؟ تو برای من زنیت کردی؟  کم بهم خون دل د ادی؟ اگر مهریه حق زنه آیا تمکین حق مرد نیست؟ اطاعت زن از مرد حق من نیست؟ پس من چه حقی به گردن تو دارم؟ وظیفه تو چی هست این وسط؟ چکار کردی برای من؟
ولی حرف به کلش فرو نمی رفت. کلا شده بود یک آدم دیگه!
منم خسته شده بودم. میخواستم از این وضعیت لعنتی خلاص شم رفتم و توافقی ازش جدا شدم. سرویس طلا و سکه ها و طلاهایی رو که براش کادو خریده بودم. چند میلیون کادو لباس های گران قمیت مجلسی ، پارچه های گران قیمتی که مادرم بهش کادو داده بود. و خیلی پول های دیگه که توی این مدت از من و خانوادم گرفته بود همه رو بالا کشید. و برنگردوند. خونه رو که خالی کرده بودم و مستاجر رو بلند کرده بودم تا آماده عروسی بشیم بریم سر خونمون. دوباره یک مستاجر آوردم و بیشت میلیون رو جور کردم و دادم.
همه میگفتن اگر میرفتید سر زندگی و بچه دار میشدی بدبخت بودی. اگر زن میشد دیگه عمرا همون 20 میلیون هم رضایت نمیداد. برو خدا رو شکر کن!
آخه من چه گناهی داشتم؟ ولی حرف من این بود اگر این مهریه لعنتی نبود و این حق حبس مزخرف نبود من مرد طلاق دادن نبودم. اذیتش هم نمی کردم. سر به راهش می کردم. اما دیگه واسه این فشارها توانی برام نمونده بود که بتوانم زندگیم رو حفظ کنم.

 

دادگاه خانواده،حق حبس،نفقه و حق حبس،عقد نافرجام،طلاق توافقی، سکه ای طلا،سرویس طلا، سکه طلاق



نظرات()   
   

آزاده زارعی (بازیگر نقش باران در سریال آوای باران) در تله فیلم آمین خواهیم گفت نقش یک پسر را با گریم متفاوتی ایفا می کند.
مردواره شدن زنان و گرایش های فکری سیمون دوبواری فمینیستی برای بیگانه کردن زنان با صفات زنانه شان به حدی در جامعه بیمار ما رسیده که رسانه ها در خط مقدم تبلیغ آن هستند! متاسفانه امروزه زنان در اموری مثل رانندگی،اشتغال،قدرت طلبی و ریاست طلبی،بیرونی بودن و بیش از حد اجتماعی شدن در حال قیاس خود با مردان و رقابت با آنها هستند و انجام کارهای مردانه را برای خود افتخار می دانند و زنانگی را مایه ننگ و تحقیر می بینند! {لینک مطلب فمینیسم و تحقیر زنانگی تفکر سیمون دبوار}
این ها علایم منفی شیوع تفکر فمینیسم در جامعه است!


آزاده زارعی





نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/0xOIK]

 

طنز زیبای مهران مدیری در مورد زنان ایرانی که مشتری ثابت سریال های ماهواره شده اند و برخورد آنها با شوهر خود در حالیکه برای همسران درون فیلم اشک می ریزند


نظرات()   
   

حجت الاسلام انصاریان در سایت خود چنین می نویسند:

تعجب مى‏كنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامى مهم‏ترین عامل نجات تك‏همسرى بود، آرى مجاز بودن تعدد زوجات بزرگ‏ترین عامل نجات تك‏همسرى است، به این معنى كه در شرایطى كه موجبات تعدد زوجات پیدا مى‏شود، و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونى مى‏گیرد، اگر حق تأهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود، و به مردانى كه واجد شرایط اخلاقى و مالى و جسمى هستند اجازه‏ى چند همسرى داده نشود، رفیقه‏بازى و معشوقه‏گیرى ریشه تك‏همسرى واقعى را مى‏خشكاند.

در مشرق اسلامى از طرفى تعدد زوجات مجاز بود، و از طرف دیگر این همه مهیّجات و محركات اغواكننده نبود، لهذا تك‏همسرى واقعى بر اكثریت خانواده‏ها حكمفرما بود و كار معشوقه‏بازى مردان به آنجا نكشید كه كم‏كم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسرى است و تك‏همسرى براى مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممكن است بپرسید: بنا به عقیده‏ى این دانشمندان كه از نظر قانون طبیعت مرد را چند همسرى مى‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محكوم مى‏كنند تكلیف مرد در میان این دوتا قانون چه مى‏شود؟

تكلیف مرد در مكتب این آقایان واضح است: مرد باید قانوناً تك همسر باشد و عملًا چند همسر، یك زن شرعى و قانونى بیشتر نداشته باشد، اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش بخواهد مانعى ندارد، به عقیده‏ى این آقایان رفیقه‏گیرى و معشوقه بازى حق طبیعى و مسلم مشروع مرد است!! و بسنده كردن مرد در همه‏ى عمر به یك زن نوعى «نامردى» است.

آن دو راهى كه بشر به سر آن قرار گرفته این نیست كه از میان تك همسرى و چند همسرى كدام یك را انتخاب كند، مسأله‏اى كه از این لحاظ براى بشر مطرح است این است كه به واسطه‏ى ضرورت‏هاى اجتماعى، مخصوصاً فزونى نسبى عده‏زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند، تك‏همسرى مطلق عملًا در خطر افتاده است، تك همسرى مطلق كه شامل تمام خانواده بشود افسانه‏اى بیش نیست، یكى از دو راه در پیش است: یا رسمیت یافتن تعدد زوجات، و یا رواج‏ معشوقه بازى، به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودى از مردان متأهل كه حتماً از ده درصد تجاوز نخواهد كرد، و یا باز گذاشتن راه معشوقهبازى، و چون در صورت دوم هر معشوقه‏اى مى‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اكثریت قریب به اتفاق مردان متأهل، عملًاچند همسر خواهند بود.

آرى این است صورت صحیح طرح مسأله چند همسرى، اما مبلغان شیوه‏هاى غربى حاضر نیستند صورت صحیح مسأله را طرح كنند، حاضر نیستند حقیقت را آشكارا بگویند، آنان واقعاً مدافع مترس بازى و معشوقهگیرى هستند، زن شرعى و قانونى را سربار و مزاحم مى‏دانند و یكى‏اش را هم زیاد مى‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن، لذت را در آزادى از قیود ازدواج مى‏شناسند، اما در گفته‏هاى خود براى ساده‏دلان چنین وانمود مى‏كنند كه ما مدافع تك همسرى هستیم، با لحنى معصومانه مى‏گویند ما طرفدار آنیم كه مرد تك همسر و با وفا باشد نه چند همسر و بى‏وفا.

 


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic