کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

بر اساس تحقیقات جدید، حسادت موجب افزایش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود.

به گزارش ایسنا، بر اساس تحقیقی 40 ساله مشخص شد در زنان میانسالی که مضطرب و یا ترشرو هستند، احتمال ابتلا به مشکلات عصبی در آینده افزایش خواهد یافت.

دکتر لنا جانسون، سرپرست این تحقیق از دانشگاه گوتنبرگ سوئد اظهار کرد: بیشتر تحقیقات در مورد آلزایمر به تحصیلات، قلب و عوامل خطر خونی، آسیب‌های وارده به سر، سابقه خانوادگی و ژنتیک اختصاص دارند، اما شخصیت افراد، رفتار، واکنش به استرس و سبک زندگی نیز بر خطر ابتلا به زوال عقل تاثیر دارند.

در این تحقیق محققان، 800 زن را که در اوایل 46 سالگی بودند مورد بررسی قرار دادند. محققان از شرکت‌کنندگان تقاضا کردند آزمون‌های شخصیتی را کامل کنند تا میزان روان رنجوری، درونگرایی، برونگرایی آنان مشخص شود. همچنین به همراه این موارد آزمون‌های گوناگون حافظه نیز انجام شد. از این افراد در مورد میزان استرس، زودرنجی، ترس، تنش، ناآرامی، اختلالات خواب و دیگر موارد اخلاقی سوال شد و به این افراد نمره صفر تا پنج داده شد.

نتایج نشان داد افرادی که بیشترین نمره روان رنجوری را کسب کردند دو برابر افرادی که نمره کمتری داشتند در معرض خطر ابتلا به زوال عقل بودند.

نتایج این تحقیق در نشریه نورولوژی منتشر شده است. 
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
 
در چنین شرایطی که در ایران حسادت و رفتارهای سوء زنانه به رسمیت شناخته می شوند و دستگاهها برای ارضای حسادت زنان قوانین خدا را از بین می برند ، تا نکند زنی به زن دوم شوهرش حسادت کند ،باید تحقیقات خارجی ها آنچه را که خود داریم به یادمان بیاورد.


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

به نقل از پایگاه خبری پلیس؛ سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، در حاشیه همایش ملی پلیس و پیشگیری اجتماعی از جرم در جمع خبرنگاران، گام اول در پیشگیری اجتماعی از جرم را مسئول سازی دستگاه ها دانست و گفت: ضعف عملکرد، کج کارکردی و کم توجهی به حوزه های اجتماعی موجب بروز بسترهای ناهنجاری می شود و باید این مورد را در پیشگیری اجتماعی از جرم مد نظر قرار داد.

وی ، گام دوم در پیشگیری از جرم را مشارکت مردم دانست و گفت: در گام سوم، باید سعی کنیم افرادی که به مرحله ناهنجاری پا گذاشته اند به جرگه جرم کشیده نشوند و اگر چنین شد بتوانیم آنها را احیاء کنیم.

به گفته فرمانده ناجا، اقدامات انتظامی و برخورد گام دیگر نیروی انتظامی و دستگاه قضا است؛ افزایش قدرت، سرعت کشف و صدور احکام متناسب و سریع می تواند موجب بازدارندگی شود.

سردار احمدی مقدم


فرمانده نیروی انتظامی در بخش دیگری از سخنانش در همایش ملی پیشگیری از جرم به واژه مدرنیسم پرداخت و گفت: مدرنیسم امروز واژه‌ای مترادف با روش زندگی غربی است یعنی تلاش برای تحول زندگی جوامع بشری به سمت یکسان‌سازی با فرهنگ غربی در دستور کار است.

فرمانده نیروی انتظامی تصریح کرد: غربی‌ها تلاش می‌کنند با هجوم رسانه‌ای افکار را مغموم کنند و هر کشوری تنها با تبعیت از فرهنگ غرب به خود احساس فخر کند و در چنین فضایی از پوشیدن لباس تا چیدمان مبلمان و روش آموزش تربیت و حتی لذت‌جویی نیز پیش رفته‌اند تا تابع قواعد و هنجارهای غربی باشد که خود همین امر موجب نشر و انتشار جرایم است.

این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: امروز نگاه فمینیستی موجب شده که کانون‌های حمایت از زنان به وجود آید و این کانونها در ادامه ازدواج‌گریزی را به دنبال داشته باشند در حالی که زاد و ولد وجود دارد و نتیجه آن همزیستی فرزندان تک والدین با مادر است که باعث ناهنجاری‌های اخلاقی و نسلی شده است.

سردار احمدی‌مقدم ادامه داد: امروز الحمدلله گفتمان‌سازی شده و خطرات گوشزد شده است.

وی تصریح کرد: یکی از عواقب رفتارهای غیراخلاقی و جنسی ممانعت از ازدواج و کاهش زاد و ولد، جلوگیری از فرزندآوری و اشتغال به لهو و لعب و اعتیاد است که در نتیجه کمتر به رشد کشور توجه می‌شود.


نظرات()   
   

شاهد هستیم که بسیاری از دختران دبیرستانی تمایل به ازدواج دارند، اما متاسفانه بخاطر ارزش های غلط و فمینستی رایج شده در جامعه تحقیر و سرکوب می شوند و فشارهای خانواده و اجتماع آنها را وادار به تحصیلات میکند.

آنها برای فرار از حس تحقیر میل به ازدواج را در خود سرکوب می کنند و وارد دانشگاه می شوند.

در دانشگاه و محیط آلوده جامعه اغفال می شوند و فریب می خورند. گروه های فمینیست ذهن آنها را خراب می کنند.

در نتیجه سالها تحصیل ، اکثر آنها حاضر نخواهند بود که خانه دار باشند. پس کار و ادامه تحصیل را بر همه چیز ترجیح می دهند.

مردها هم ذاتا و خلقتا دوست دارند زن های آرام و مهربان و خانه دار داشته باشند. حتی اگر بخواهند با زن شاغل ازدواج کنند اشتغال زنان را برای زمان موقت می پذیرند(نه همیشگی و دایمی) که این هم با عدم رضایت قلبی صورت می گیرد.

همین ها باعث بوجود آمدن تنش و تنفر در زندگی مشترک  و رشد طلاق و بروز روابط خارج از چهارچوب خانواده می گردد.

متن زیر خبری است که در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1393 در خبرگزاری نسیم آمده است که به دلیل اهمیت و همراستا بودن با مطالب این سایت ، در این وبگاه قرار می گیرد:

حجت‌الاسلام محسن قرائتی بعدازظهر امروز در دوره آموزشی اندیشه‌های آسمانی ویژه بانوان در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد تصریح کرد: هر کس تأثیر بیشتری بر مردم دارد باید امر به معروف را به‌عنوان یک وظیفه انجام دهد. این موضوع یکی از مهمترین مبانی دینی است که باید مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گیرد.

وی ادامه داد: جوانان هفته‌ای دو کتاب ارزشمند و مفید را مطالعه کنند و به اعتقاد من بهترین کتاب‌ها مربوط به آثار شهید مطهری است. قرآن به‌عنوان کتاب آسمانی و کلام وحی، حلال تمامی مشکلات است و اگر اکنون مشکل ازدواج را در جامعه داریم باید به سراغ قرآن برویم، زیرا همه راه‌حل‌ها در آن آمده است.

حجت‌الاسلام قرائتی گفت: ازدواج سومین نیاز بشر است و باید در اولویت امور جامعه قرار گیرد. بنده با تأخیر در ازدواج جوانان مخالفت دارم و مخالف ازدواج دانشجویی و موافق ازدواج دبیرستانی هستم. نباید ازدواج را به تاخیر انداخت، مدرک تحصیلی دلیل تفاهم زوجین نیست؛ قرآن می‌گوید همه باسوادها با هم بیش از ذره‌ای سواد ندارند. خود جوانان هم می‌گویند مگر با چهار سال درس‌خواندن می‌توان فرهیخته شد.

رئیس ستاد اقامه نماز افزود: ما باید بدانیم انسان‌شناسی مهم است و نباید برای مسائلی چون مدرک‌گرایی در ازدواج تأخیر انداخت. مگر این مدارک چه قدر اهمیت دارد. یک شعار غلط در ایران داریم که می‌گوید «هرچه بدانی بهتر از آن است که ندانی»، این شعار باید حذف شود.

وی با اشاره به لزوم فرهنگسازی پیرامون نماز اظهار داشت: وزارت ارشاد اگر هنر دارد باید وظیفه‌اش در قبال نماز را انجام دهد و کتاب «اسرار نماز» که حق تألیف هم ندارد را با تیراژ بالا چاپ کند و در بین مردم قرار دهد. آدم هر کاری انجام می‌دهد چه واجب و چه مستحب باید حلال مشکل فرد یا جمعه باشد، در غیر این صورت بیهوده است.


نظرات()   
   

این روزها آمار طلاق به شکل نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است و اگر همین طور پیش برویم، باید منتظر پدیده‌ای به نام «سونامی طلاق» در کشور باشیم.

به گزارش خبرگزاری فارس این روزها دادگاه‌های خانواده میزبان زوج‌های جوانی است گهگاه با جنجال و اکثراً به صورت توافقی خواستار طلاق هستند، کافی است یک ساعت در راهروی مجتمع قضایی خانواده قدم بزنید تا مردان و زنانی را ببینید که آمده‌اند تا هرچه زودتر اجازه حک شدن مهر «باطل شد» را روی عقدنامه هایشان بگیرند، مهری که به قول خودشان حکم رهایی از یک زندگی تلخ و سراسر کشمکش است.

متأسفانه زندگی بسیاری از زوج‌های جوان پیش از شناخت لازم از یکدیگر تشکیل می‌شود و همین موضوع آرمان‌های موردنظر زندگی را به چالش کشیده و زمینه را برای بروز اختلافات اساسی در زندگی فراهم می‌کند.

بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور، در سه ماهه نخست امسال 12 هزار و 442 مورد واقعه طلاق در کل کشور به ثبت رسیده که در این میان، تهران با 2 هزار و 192 مورد طلاق رکوردار این واقعه است.

همین امر ما را بر آن داشت تا در گفت‌وگو با کارشناسان قضایی، به آسیب شناسی طلاق و علل افزایش آمار این واقعه در کشور بپردازیم.

در زیر مشروح گفت‌وگوی خبرنگار فارس با کارشناسان قضایی را پیرامون موضوع  «طلاق» می خوانید:

فقر مالی و دخالت خانواده‌ها عامل اصلی طلاق در کشور است

عباس برزگر وکیل پایه یک دادگستری در خصوص افزایش آمار طلاق در کشور اظهار داشت: فقر و دخالت خانواده‌ها از جمله مهم‌ترین دلایل افزایش طلاق در کشور به شمار می‌رود.

وی افزود: زوجین در ابتدای ازدواج با مشکلات زیادی روبرو هستند و در شرایطی که تورم و گرانی وجود دارد، اگر درآمد و شغل مناسبی نداشته باشند زمینه برای بروز اختلاف ایجاد می‌شود.

برزگر با اشاره به دخالت خانواده‌ها در زندگی فرزندان شان، گفت: متأسفانه گاهی خانواده‌ها با هدف دلسوزی و کمک به زوجین در مسائل آنها دخالت می‌کنند اما در واقع زمینه حساسیت و اختلاف بین دختر و پسر را فراهم کرده‌اند.

این وکیل دادگستری با تأکید بر اینکه عدم شناخت کافی زوجین نسبت به یکدیگر می‌تواند پس از ازدواج زمینه‌ساز طلاق باشد گفت: آشنایی از طریق فضای مجازی، دوستی‌های خیابانی و ازدواج‌هایی که بدون مشورت و نظر خانواده‌ها صورت می‌گیرد اکثرا منجر به طلاق می‌شود. ضمن اینکه تفاوت فرهنگی زوجین و اختلاف سطح خانواده‌ها نیز می‌تواند عاملی در افزایش طلاق باشد.

برزگر با اشاره به اینکه در فرهنگ اسلامی طلاق آخرین راه برای حل مشکلات است گفت: قطعا نقش دادگاه‌ها و قضات در کاهش آمار طلاق موثر است چرا که آنها می‌توانند زوجین را دعوت به صلح و سازش کنند و بلافاصله اقدام به صدور حکم طلاق نکنند.

وی در پایان ارتقای فرهنگ جامعه را زمینه‌ای باری کاهش آمار طلاق در کشور و تقویت نهاد خانواده عنوان کرد و گفت: مسئولین فرهنگی کشور باید در جهت ارتقای فرهنگ جامعه تلاش کند چراکه متاسفانه اینترنت و ماهواره در جامعه امروز به معضلی بزرگ تبدیل شده و نهاد خانواده را تهدید می‌کند.

استفاده از مشاور در پرونده‌ها طلاق را کاهش می‌دهد


علی صابری وکیل پایه یک دادگستری ناهنجاری‌های ناخودآگاه، عدم سلامت روانی و مشکلات زناشویی را مهمترین دلیل افزایش طلاق در کشور عنوان کرد.

وی به دخالت خانواده در زندگی زوجین اشاره کرد و گفت: من تا حدی می‌توانم این موضوع را به افزایش طلاق ارتباط دهم چرا که متأسفانه در جامعه جدید نگاه خانواده به فرزندان تغییری نکرده و همچنان والدین به دنبال اعمال نظرات و دیدگاه‌های خود در زندگی شخصی فرزندانشان هستند.

این وکیل دادگستری عدم استفاده به موقع و مناسب از مشاور را یکی دیگر از دلایل طلاق در کشور عنوان کرد و گفت: متأسفانه چه قبل از ازدواج و چه پس از آن، افراد مراجعه به مشاور یا روانشناس ندارند و اکثراً چنین برداشت می‌کنند که مراجعه به مشاور یا روانشناس حتماً باید در مواقعی صورت گیرد که شرایط بحرانی باشد.

صابری تصریح کرد: اینکه تنها بخواهیم بگوییم فقر مالی دلیل اصلی طلاق است کمی شعارگونه به نظر می‌رسد.

وی در خصوص نقش دادگاه‌ها در کاهش آمار طلاق گفت: علیرغم نقدهای اساسی که به قانون حمایت از خانواده وارد است باید بگویم که دادگاه‌ها عملکرد خوبی داشته اند و بیش از این نمی‌توانند در این مورد نقش داشته باشند، نمی‌خواهم بگویم بهترین راه صدور حکم طلاق است اما نباید از قاضی و دادگاه بیش از وظیفه‌ای که بر عهده دارد توقع داشته باشیم.

صابری خاطرنشان کرد: اگر افراد به این نتیجه برسند که همواره در مسائل اخلاقی، روحی و روانی خود نیاز به مشاوره دارند شاید کمتر شاهد مشکلات خانوادگی باشیم.

وی در پایان گفت: امیدوارم نسل بعدی با اینگونه مفاهیم آشنا شود و به بحث مشاور توجه ویژه‌ای داشته باشد، شاید به این طریق ازدواج‌ها کمتر شود اما قطعاً ازدواجی که صورت می‌گیرد منجر به طلاق نخواهد شد.

اعتیاد و بیکاری عامل اصلی طلاق نیست


محمد اکبری مستشار دادگاه تجدیدنظر اصفهان در خصوص دلایل افزایش آمار طلاق در کشور گفت: بدون شک عدم شناخت زوجین نسبت به یکدیگر علت اصلی طلاق در کشور محسوب می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه امروز هم‌شأن بودن زوج و زوجین به حاشیه رفته است گفت: متأسفانه جوانان صرف یک آشنایی جزئی و اکثراً بدون دخالت خانواده‌ها با یکدیگر ازدواج می‌کنند.

اکبری با تأکید بر اینکه امروزه افراد بر اساس احساس خود تصمیم می‌گیرند و عقل را به حاشیه رانده‌اند گفت: متأسفانه در اقشاری که مشکل بیکاری را ندارند طلاق وجود دارد و تنها این موضوع مربوط به قشر متوسط و پایین جامعه نیست.

مستشار دادگاه تجدیدنظر اصفهان خاطرنشان کرد: در هر موردی علت طلاق متفاوت است، در برخی از شهرها بیکاری و اعتیاد عامل طلاق است اما در شهری مثل تهران نمی‌توان بیکاری و اعتیاد را عامل طلاق عنوان کرد چرا که در حال حاضر بسیاری از خانواده‌ها با وجود اعتیاد و بیکاری همچنان به زندگی خود ادامه می‌دهند.

قضات نمی‌توانند نقشی در کاهش آمار طلاق در کشور داشته باشند

قاضی محسن نیکوکلام در خصوص دلایل افزایش آمار طلاق در کشور اظهار داشت: متأسفانه قبح طلاق از بین رفته و دیگر کسی بابت این اتفاق احساس بدی ندارد.

وی استقلال مالی بانوان را یکی از دلایل طلاق عنوان کرد و گفت: هر چقدر توانایی زن برای تأمین زندگی خود بیشتر شود احتمال طلاق نیز افزایش پیدا می‌کند.

این قاضی بازنشسته دادگاه خانواده با اشاره به اینکه تعداد زیادی از ازدواج‌های منجر به طلاق ناشی از آشنایی‌های خیابانی و دوستی‌ها در فضای مجازی بوده است گفت: آمار این طلاق‌ها در کشور حدود 60 درصد است.

وی با اشاره به اینکه فیلم‌های ماهواره‌ای بنیان خانواده‌ها را سست کرده گفت: در گذشته اگر در یک خانواده طلاقی اتفاق می‌افتد آن خانواده تا مدتها این اتفاق را یک نوع ننگ و بی‌آبرویی به حساب می‌آورد اما الان کار به جایی رسیده که برای طلاق جشن می‌گیرند.

نیکوکلام تصریح کرد: متأسفانه قضات نمی‌توانند نقشی برای کاهش آمار طلاق در کشور باشند چرا که وقتی زن و شهری پایشان به دادگاه باز می‌شود دیگر همه پل‌های پشت سرشان را خراب کرده‌اند ضمن اینکه به دلیل حجم زیاد پرونده‌ها قضات آنقدر زمان ندارند که بخواهند به دنبال صلح و سازش بین زوجین باشند.

وی خاطرنشان کرد: من زمانی که در دادگاه خانواده به عنوان قاضی فعالیت می‌کردم پیشنهاد داده بودم پیش از اینکه طلاقی صادر شود مشاوره صورت گیرد و الان ظاهراً پس از 8 سال می‌خواهند چنین کاری را عملیاتی کنند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: بدون شک تصمیمات عجولانه و ازدواج‌های زودهنگام نیز می‌تواند در افزایش آمار طلاق در کشور اثرگذار باشد.

مهریه بالا نمی‌تواند مانع جدایی زن و مرد شود

مهدی عیسی‌زاده عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: متأسفانه اخیراً آماری که از طلاق در کشور ارائه شده به شدت بالاست و من به اعضای کمیسیون اجتماعی پیشنهاد کردم پس از تعطیلات مجلس باید بحث افزایش آمار طلاق را با حضور مسئولان قضایی و فرهنگی به صورت کارشناسی مورد بررسی قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه مهریه بالا نمی‌تواند مانع جدایی زن و مرد شود، گفت: اگر قرار بود مهریه‌های بالا یک زندگی را محکم کند قطعاً شاهد این آمار طلاق در کشور نبودیم.

عیسی‌زاده افزود: بزرگترین و موفق‌ترین زندگی در طول تاریخ زندگی حضرت خدیجه و حضرت محمد(ص) بود بنابراین ما باید به اصل خود برگردیم و اعتقاداتمان را احیاء کنیم و تا زمانی که الگوی ما زندگی تجملاتی دیگران باشد روز به روز شاهد افزایش آمار طلاق خواهیم بود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با تاکید براینکه موضوعات مالی یکی از دلایل اصلی طلاق در کشور است، گفت: متاسفانه قبح طلاق در کشور از بین رفته و زوجین به تازگی پس از طلاق جشن می‌گیرند.

عیسی‌زاده در پایان گفت: خیانت‌های برخی از زوجین به یکدیگر و وجود شک و تردید در زندگی زناشویی آمار طلاق در کشور را بیشتر کرده است.

فاصله گرفتن از فرهنگ ایرانی - اسلامی آمار طلاق را افزایش داده است

موسی قربانی عضو سابق کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی در خصوص افزایش آمار طلاق در کشور گفت: متأسفانه ما از فرهنگ اسلامی - ایرانی خود فاصله گرفته‌ایم و همین فاصله مشکلات زیادی را ایجاد کرده است.

وی افزود: متأسفانه امروزه باورهای دینی جوانان از بین رفته و در بحث  ازدواج نه تنها به مسائل شرعی بلکه به مسائل خانوادگی هم اهمیتی نمی‌دهند. قبلاً نظر خانواده‌ها در ازدواج ملاک اصلی بود اما امروزه خانواده‌ها در حاشیه قرار گرفته‌اند.

قربانی ازدواج‌های خیابانی و دوستی‌هایی که در فضای مجازی رخ می‌دهد را بی‌پایه و اساس و تنها منطبق با احساس دانست و گفت: جوانان ما در ازدواج عقل را به حاشیه برده‌اند و تنها بر اساس احساسات خود تصمیم می‌گیرند اما زمانی که وارد زندگی مشترک می‌شوند و شور و هیجان اولیه فروکش می‌کند تازه با واقعیت مواجه می‌شوند و چون نمی‌توانند با آن کنار بیایند کارشان به طلاق می‌کشد.

وی مهریه‌های بالا را مصیبتی برای زندگی زناشویی افراد دانست و گفت: مهریه بالا نه تنها بنیان خانواده را تحکیم نمی‌کند بلکه زنان را از حقوق اصلی‌شان دور می‌کند.

عضو سابق کمیسیون قضایی مجلس عدم استفاده از مشاوره را یکی دیگر از دلایل طلاق در کشور عنوان کرد و گفت: متأسفانه زوجین چه قبل از ازدواج و چه پس از آن چندان اعتقادی به مشاوره ندارند در حالی که پیش از ازدواج آزمایش‌های اولیه برای جلوگیری از مشکلات بعدی لازم است قطعا انجام مشاوره هم می‌تواند از مشکلات روحی و خانوادگی جلوگیری کند.

نفوذ فرهنگ غرب و آزادی در ارتباطات به افزایش آمار طلاق انجامیده است

هادی حسینی، وکیل پایه یک دادگستری اظهار داشت: متأسفانه فرهنگ غربی به شدت در بین خانواده‌های ایرانی نفوذ کرده و منشأ تمام اینها ماهواره است.

وی با اشاره به اینکه سست شدن اعتقادات تنها مختص مردم ایران نیست، افزود: با گذشت زمان، نفوذ فرهنگ ماهواره و آزادی ارتباطات شاهد سست شدن اعتقادات مردم هستیم و همین آمار طلاق را افزایش داده است که البته این افزایش آمار طلاق تنها مختص کشور ما نیست.

عضو هیأت علمی دانشکده حقوقی دانشگاه آزاد با اشاره به نقش قضات در پرونده‌های طلاق گفت: دستگاه قضایی باید هر چه زودتر این پرونده‌ها را

سامان دهد البته زمانی که زن به جایی می‌رسد که نمی‌تواند به زندگی کنار همسرش ادامه دهد درخواست طلاق می‌دهد و قاضی هم رسیدگی می‌کند اما نمی‌توانیم بگوییم که قاضی می‌تواند نقش تعیین ‌کننده داشته باشد.

وی مسائل مالی را یکی از دلایلی دانست که  منجر به طلاق می‌شود و گفت: البته دلیل اصلی شاید این باشد که زوجین پیش از ازدواج و یا پس از آن مراجعه‌ای به مشاوره ندارند و در زمان بروز اختلاف، تازه به یاد مشاوره می‌افتند.

حسینی میزان انجام مشاوره در بین زوجین را کافی ندانست و تصریح کرد: قطعاً همه خانواده‌ها برای رفع مشکلات خود نیازمند مشاوره هستند.

وی در پایان یکی از راهکارهای کاهش آمار طلاق را به ویژه در میان زوج‌هایی که فرزند دارند انعکاس سرنوشت بچه‌های طلاق عنوان کرد و گفت: باید آینده این بچه‌ها را که قربانی تصمیم پدر و مادر می‌شوند در جایی منعکس کنیم تا حداقل یک زوج فکر طلاق را از سرشان بیرون کند.


نظرات()   
   

حجت الاسلام سید رضا اکرمی

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا اکرمی در واکنش به  اظهارات
زشت و فمینیستی الهه کولایی در آفتاب یزد نوشت:

1- در 16/06/93 در روزنامه آفتاب خواندم:

متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد هستیم که جریان فکری خاص قصد محدود کردن دایره اشتغال زنان را دارند تا آنان را به سوی خانه‌نشینی هدایت کنند. این سخن در هنگامی گفته می‌شود که گویا: زنان از اشتغال در کافی‌شاپ‌ها و سفره‌خانه‌های سنتی منع شده‌اند.


خدمت سرکار خانم کولایی معروض می‌دارم: همسرداری و مادری و خانه‌داری که کانون خانه و خانواده، کانون سازندگی و برازندگی و آموزش و پرورش است و خانه و خانواده، دانشگاهند و نمایشگاه و پژوهشگاه که سخت‌ترین کار است در برابر: سدسازی، نیروگاه‌سازی و انرژی اتمی و بیمارستان‌سازی و کار مداوم است برای پدر و مادر تا آخرین لحظات زیست و زندگی که اگر بانوی تحصیلکرده‌ای هیچ شغلی بیرون خانه نداشته باشد و فقط همسرداری نماید و مادری کند بی‌خاصیت و یا کم‌خاصیت خواهد بود. چرا کار درون خانه را با همه پیچیدگی، شغل و اشتغال نمی‌دانید، این اندیشه با فرهنگ اسلام محمدی نمی‌خواند.

در فرهنگ اسلام بهشت در مرتبه شأن و جایگاه مادر پایین‌تر است و رسول خدا فرمودند «الجنته تحت اقدام امهاتکم» بهشت زیر پای مادران است.

حضرت علی«ع» و حضرت فاطمه«س» در نخستین روز زندگی مشترک از وظایف خود پرسیدند که پیامبر فرمود، کارهای بیرون خانه برعهده علی و کارهای درون خانه برعهده فاطمه. آری زن مدیر داخلی خانه و خانواده است. در حدیث شریفی، رسول اکرم«ص» همسرداری و اولادداری زن را معادل «حج و جهاد و جماعت» مردانه معرفی نمود. این نگاه شماست که کار زن را در درون خانه ساده و سبک و حقیر می‌داند و تصور می‌کند اگر خواهر و خانمی به اداره و کارخانه و کارگاه برود و حقوق اندکی بگیرد این اشتغال است و کار خانه اشتغال نیست.

2ـ شما گفته‌اید 12 درصد از زنان که نیمی از جمعیت کشورند به کار مشغول‌اند. این آمار منهای کار دختران و زنان در داخل خانه است، یعنی کار خانه را شغل نمی‌دانید که این نگاه منصفانه نیست. بنابراین دختران و زنان هیچ‌گاه بیکار نیستند.

3ـ خانم کولایی بفرمایید، فرصت اشتغال برای پسران و جوانان مذکر چگونه است که می‌فرمایید برای دختران و زنان 12 درصد است. در فرهنگ اسلام این مرد است که باید هزینه خانه و خانواده را عهده‌دار «الرجال قوامون علی النساء بما فضل‌الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم، نساء 34» شود و زن در درون خانه و خانواده، عهده‌دار کارهای خانه گردد. این موضوع خانه‌نشینی نیست، بلکه انجام کار و شغل و اشتغال در محیطی امن و آزاد و راحت و آموزش و پرورش انسان است که به قول کارل فرانسوی «موجود ناشناخته» می‌باشد. بسیاری از دختران و زنان در درون خانه به تدریس و تعلیم و کار اشتغال دارند.

4ـ خانم کولایی، می‌دانید کار مفید اداری در دستگاه‌های دولتی «45 دقیقه» در شبانه‌روز است و بخش خصوصی دو ساعت، و مقایسه کنید با کار درون خانه و خانواده تا معلوم شود، چه کسی کار می‌کند و چه کسی بیکار است.

5ـ اکنون در کشور 3.5 میلیون بیکار داریم که اکثر آنها مردان و پسران می‌باشند. بیکاری مردان و پسران ما ناهنجارتر است یا دختران و زنان که حداقل می‌توانند کار خانه و خانواده را انجام دهند که خود اشتغال است و مردان و پسران هرگز نمی‌توانند و تجربه آن را ندارند و آموزش ندیده‌اند که کار دختران و زنان را انجام دهند.

6ـ وجداناً بفرمایید دختر و بانوی ما در کافی‌شاپ و سفره‌خانه سنتی کار کند امتیاز است و انصاف است و اشتغال است و پسران و مردان بیکار باشند حتی در شرایط مساوی. خانم کولایی بهترین کار برای زنان، کار آموزشی و پرستاری و طبابت است و آن هم در مرحله دوم که در مرحله اول و اصل و اهم و اولی همان خانه‌داری و همسرداری و مادری می‌باشد و انسان‌سازی به معنای جامع کلمه.

البته پذیرش این اندیشه برای شما دشوار است، ولی حق و تکلیف و تجربه و عرف صحیح این است. شما بکوشید جایگاه و منزلت حقیقی و حقوقی را بشناسید و بر آن اهتمام ورزید. شما مردان موفق تاریخ را شناسایی کنید که بدون همسر و مادر و کانون آرام خانواده به توفیق نرسیده‌اند و ناهنجاری جامعه را ارزیابی نمایید که عمده مشکل از درون خانه و خانواده و عدم مسئولیت‌پذیری زن و مادر به وجود آمده است. البته این موضوع، موضوعی ساده نیست که در چند سطر بتوان تبیین نمود و تحلیل کرد و تطبیق نمود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

جریان فراماسونر در راستای  از بین بردن خانواده در ایران و نسل کشی مدرنی که در این کشور به راه انداخته وارد فاز دوم حرکت خود شده است.
این جریان برای اینکه به موفقیت برسد ناگزیر به تثبیت مرحله اول خود است.
مرحله اولی که از آن صحبت می کنیم نهادینه سازی افکار فمینیستی در بین زنان و حتی برخی مردان فریب خورده است.
مرحله دوم نیز ایجاد زمینه برای روابط خارج از خانواده با سستی بنیان خانواده که با استفاده از فمینیسم (مرحله اول) بدان رسیده است می باشد.
مرحله دوم با نهادینه سازی تفکرات برای توجیه و قبح شکنی از همجنسگرایی، همباشی، طلاق، جشن طلاق، کودک آزاری و هزاران مفهوم خفته پشت این افکار است که از طریق تکرار مکررات و تقلید رسانه های داخلی از آنها به این هدف نیل میکند.

مرحله سوم نیز مرحله اجرایی سازی اهداف است. چرا که دیگر زمینه ها و تعاریف و آمادگی های فکری برای پذیرش آن در جامعه هدف ایجاد شده است.
متن زیر برگرفته از سایت الف یه قلم یکی از کاربران سایت الف (جناب آقای هادی شریفی) است که به لحاظ اهمیت آن و بنا به رسالت  این سایت در این وبگاه قرار می گیرد.
امید است که زمینه ای باشد برای بیداری مردم و مسئولین.

همباشی

همباشی سیاه چگونه به ازدواج سپید تبدیل شد؟

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از "ازدواج سفید" می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ "ازدواج" و "سپید". برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود "هشدار برای رواج ازدواج سفید"!.


اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون. رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی"قانونی و بدون روابط جنسی" معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد "cohabitation" یعنی "همباشی" آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و "همباشی" تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه "White wedding" به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت "همباشی" فرنگی به فرهنگ ایران که آمده "ازدواج سفید" نام گرفته است؟!

ریشه کلمه "ازدواج سفید" را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه "ازدواج سفید" برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را "همباشی" می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی "ازدواج سفید" نام گذاری شود. باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج "ازدواج سفید" یا "سپید" دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای "ازدواج سفید" برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع "همباشی" نیست. همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و "همباشی" با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه "رواج" پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و "قابل استفاده" برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب "ازدواج سفید" از "همباشی سیاه" استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.


نظرات()   
   

شهیندخت


به نوشته یکی از سایت های زنان ، شهیندخت مولاوردی در یک برنامه رادیویی اظهار داشت که 19 میلیون زن در ایران نقش پدری را ایفا می کنند. وی در این برنامه رادیویی اظهاراتی فمینیستی را مطرح کرده و در این راستا خواستار بودجه ها و حمایت هایی شد که باید در این خصوص صورت گیرد.
سپس طبق معمول از اصطلاح مضحک زنانه شدن فقر در سخنانش استفاده کرد!
سوای اینکه این آمار به نظر درست نمی رسد. چرا که طبق آمارهایی که پیش تر از این مهندس علیرضا زاهدیان، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار گفته بود : " سرشماری سال 90 از 21 میلیون خانوار موجود در کشور، 2 میلیون و پانصد خانوار زن- سرپرست هستند، افزود: به عبارت دیگر در سال 90 سهم خانواده‌های زن- سرپرست نسبت به سال 85 از 9.5 درصد به 12.5 درصد افزایش یافته است. "

حال اگر ما فرض کنیم از سال 90 تا به امروز این آمار 3 برابر نیز شده باشد یا حتی با فرض محال  5 برابر شدن آن باز هم به 19 میلیون نفر نمی رسیم!
بعلاوه با وجود 21 میلیون خانوار در کشور پس مردان کجا رفته اند که 19 میلیون آن را زنان سرپرستی کنند؟

پاسخ میلاد حمیدی:

زنانه شدن فقر یک اصطلاح احمقانه و کوته فکرانه است. اگر راجع به خانواده صحبت می شود، که این معاونت منحوس نامش معاونت زنان و خانواده است، پس باید همه چیز کل نگرانه و خانوادگی دیده شود.
فقر مشمول خانواده است نه فرد. زنانه شدن فقر اصلا دارای معنای خارجی نیست. دارای معنای موهومی است.
بارها هم من گفتم. کاش به جای این افراد کم خرد و بی فکر عده ای عاقل و دلسوز برای خانواده بودند تا به جای اتخاذ مواضع فمینیستی و غیر ممکن به راه های عملی برای رفع مشکلات جامعه و خانواده می اندیشیدند.
این همه بودجه مستقیم و غیر مستقیم که صرف معاونت زنان و خانواده می شود و این همه هزینه که صرف ان جی او های زنان می شود. این همه هزینه که برای استخدام زنان به شکل نمایشی از جیب دولت برداشته می شود. این همه هزینه اضافی که نظام باید برای امنیت زنانی که در محیط های مردانه حضور دارند پرداخت کند. هزینه های درمانی اضافی که حضور اجتماعی زنان روی دست سیستم می گذارد. این همه بودجه که صرف امور بانوان وزارتخانه ها و شرکت ها می شود، اگر همه اینها جمع شود عین این ۱۹ میلیون دروغینی هم که نام برده شده همه حتی دیگر لازم نیست کار کنند.

سوای اینکه خیلی بیشتر از اینها دخترهای بی نیاز در شرکت های خصوصی و دولتی استخدام شده اند و جای یک زن سرپرست خانوار و یا مرد خانواده دار را اشغال کرده اند و حتی جلوی ازدواج پسران مجرد را گرفته اند.
اکثرشان یا طلاق گرفته هستند و یا مجرد و بدون خواستگار. حتی پسران شاغل در اطراف آنها هم حاضر نیستند با آنها ازدواج کنند و با بالارفتن آمار طلاق و سرکش شدن زنان شاغل و بی جنبگی آنها و نیاز مردان به  زن واقعی پسران تمایل دارند با دختران خانه دار ازدواج کنند.
بعلاوه باید دید که طبق آمارها و مصاحبه های مطبوعاتی مقامات قضایی و کارشناسان و محققان عامل نخست افزایش زنان سرپرست خانوار را طلاق اعلام کرده اند.
که الحق و الانصاف نباید نقش بی بدیل سیاست های زنانه و تمکین مسئولین از این سیاست های طاغوت مآبانه را  در رشد این آمارهای زشت  و نا امید کننده از نظر دور داشت!
این سیستم معیوب فمینیستی است که بخاطر اتخاذ سیاست های پلید مرکز یا معاونت زنان و تشکل های زنان و دخالت آنها در سیاست ایجاد شده است .
چرا که تا قبل از ظهور و بروز پلید آنها این معضلات و آشفتگی تا این حد نبود.


نظرات()   
   

اثرات فمنیسم در جوامع مسلمان

فمنیسم از رنسانس آغاز شد.  رنسانس مبدا پیداش طرز فکری به نام اومانیسم بود که عملا قصد دارد خداوند را کنار بگذارد و انسان را جایگزین آن کند. همین توصیف مختصر کافی است محتوای فمنیسم، پیش فرض های آن و اهداف آن بر همگان مشخص شود. زنان به لحاظ کمی نصف جمعیت یک کشور و به لحاظ تاثیر گذاری در عمل همه جامعه را شامل می شوند. این پتانسیل موجود در زنان کافی است تا سیاست مدارانه غربی پروژه ای عظیم برای استثمار زنان در کل جهان آغاز کنند.

بسیاری فمنیسم را مدافع حقوق زنان می خوانند حال آنکه این طرز فکر توسط گروهی گسترش یافته که خود سردمداران تحقیر زنان بوده اند. همان پیروان یهود که زنان را هم سطح اموال قرار می دهند اکنون مدافع حقوق زنان شده اند. به عقیده قوم یهود: طبیعت آن جا که از آفریدن مرد ناتوان است زن را می آفریند! زنان و بندگان به علت  طبیعتشان ،محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند.«یهوه» در آخرین بند از فرمان های دهگانه اش به موسی ،زنان را در ردیف چهار پایان و اموال غیر منقول ذکر کرده، یهودیان زن را مایه مصیبت و بدبختی می دانستند. یهودیان قدیم، به هنگام تولد دختر ،شمع روشن نمی کردند. مادری که دختر می زایید، بایستی دوباره غسل می کرد؛ یهودیان همیشه در نماز خود تکرار می کرد:

«خدایا !تو را سپاسگذارم که مرا کافر و زن نیافریدی».

ولی سوال این است که با وجود این طرز فکر چرا اکنون حقوق زنان را سرلوحه کارهای خود قرار داده اند؟ جواب بسیار آسان است. همان پتانسیل عظیمی که در زنان برای تاثیرگذاری بر نسل آینده وجود دارد سبب شده مورد هدف استعمار فراماسونری قرار بگیرند.

 اثرات و اهداف فمنیسم در جوامع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1-     نابودی تعالیم اسلام

قطعا اولین هدف فمنیسم (همانطور که از محتویات تعالیم آن پیداست) مبارزه با دین الهی در تمامیه زمینه هاست. به جرات میتوان گفت در تمامی دستور العمل های اجتماعی، این دو با یکدیگر در تضادند. از طرفی فمنیسم از سوی نهادی ارائه و تبلیغ میشود که خود سردمداران مبارزه با خداوند در روی زمین هستند. نابودی اسلام برای جوامع اسلامی که حضور دین را در تک نک لحظات زندگی خود درک کرده اند، راهی را باز می کند تا نسل آینده جوامع اسلامی تبدیل به نسلی بی هویت و شکننده شود و از این طریق راه برای سلطه بیگانگان هموار گردد.  

2-     نابودی خانواده ها

هدف فمنیسم مشخص است. نابودی کامل نقش مادری. برای نمونه سیمون دوبوار و فایرستون معتقد هستند، تنها راه آزادی حقیقی زنان، رهانیدن آنان از بار تولیدمثل از رهگذر تکنولوژی‏های علمی جدید است. و مسلما در خانواده هایی که این نقش حیاتی از بین رفته باشد ثبات خانواده به مخاطره افتاده و محیط آن بجای اینکه مکانی برای آرامش افراد باشد تبدیل به محیط جنگ و نزاع خواهد شد و نه تنها نسل آینده مردمانی شکننده، نا بهنجار و منحرف بلکه نسل فعلی نیز دچار مشکلات روانی و عصبی فراوانی خواهند بود

3-     افزایش خشونت بر علیه زنان

یکی از اثرات فمنیسم در جامعه افزایش خشونت در محیط اجتماع و خانواده بر علیه زنان است. نوع رفتار زنان در مقابل مردان، زیاده خواهی های زنان که منجر به تبعیض جنسیتی بر علیه مردان می شود و تعالیمی که فمنیسم به زنان می دهد همگی سبب ایجاد نوعی نفرت عمومی نسبت به زنان و بالا رفتن آمار خشونت علیه زنان می شود. به عنوان نمونه در موج دوم فمنیسم که فمنیست های رادیکال فعالیت های زیادی داشتند امار خشونت علیه زنان در غرب به شدت افزایش یافت بطوریکه در نهایت موجب شد موج سوم فمنیست با رویگردهای متعدل تر آغاز گردد.

4-     راهی برای نفوذ صهیونیسم

بی تردید زنان به عنوان نیمی از جامعه به لحاظ کمی، دارا بودن نقش همسری و گرم نگاه داشتن کانون خانواده و از همه مهمتر به علت مسئولیت سنگین مادری و تربیت نسل آینده از مناسب ترین راه های نفوذ به هر جامعه ای می باشند. بی تردید شیطان فراماسونرها به آسانی این عضو حساس جامعه انسانی را از دست نخواهد داد. اگر منصفانه و منطقی جامعه کنونی را مد نظر قرار دهیم پی خواهیم برد که این نفوذ نرم تا عمیق ترین روابط دینی و سنتی جامعه ما پیش رفته و متاسفانه به موفقیت های چشمگیری در تغییر باورها، ارزش های معنوی، روابط اعضای خانواده، سلیقه های فردی و اولویت های زندگی افراد دست یافته است. در جامعه امروز اگر کسی صحبت از حضور زنان در سنگر خانه و خانواده کند ویا نقش مادری زنان را اولویت بر نقش های دیگر بداند او را همچون انسان های کوته فکر طرد خواهند کرد و این دقیقا همان چیزی است که شیاطین به دنبال آن هستند.

5-     تحمیل فرهنگ

دنیای امروز دنیای رقابت، پول پرستی و مادی گرایی است. تمامی سرمایه داران غربی برآنند که هر روز بر فروش محصولاتشان بیافزایند و البته این هدف دقیقا منطبق بر ایده آل صهیونسم است که هدف آن فتح دنیا با استفاده از ثروت می باشد. یکی از مهم ترین شیوه های رسیدن به این مقصود تحمیل فرهنگ مصرف گرایی به جوامع می باشد و در این بین زنان به عنوان قشری که با توجه به خصوصیات و ظرافت های فطری مستعد نفوذ بیشتر می باشند قطعا در راس هرم اهداف این نوع هجوم قرار می گیرند. و دقیقا فمنیسم به نوعی تداعی کننده چنین تهاجم فرهنگی است. در تفکر فمنیسم زنان از محیط خانه و خانواده جدا شده و برای کسب ثروت بیشتر که نتیجه آن مصرف گرایی بیشتر است درگیر کارهای سخت و طاقت فرسای مردانه می شوند. نتیجه آن از دست دادن روح لطیف مادری، مصرف گرایی بیشتر و افزایش ثروت سرمایه داران، نابودی نهاد خانواده و سرخوردگی نسل آینده می باشد.


نظرات()   
   

تضاد فمنیسم و اسلام (قسمت دوم)

زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها

 

بحث چند همسری یکی از مسایل جنجال برانگیز در دنیای امروز می باشد. چرا که با توجه به حضور زنان در عرصه جامعه و زیاده خواهی های آنان و برخی مسایل فرهنگی، متاسفانه به مساله ای حاد و غیر اخلاقی بدل شده در حالیکه با بحثی که در این مقاله خواهیم کرد نشان خواهیم داد، این فرهنگ مبارزه با چند همسری در واقع یکی دیگر از مظاهر استثمار ملت ها توسط سرمایه داران می باشد.

پدیده چند همسری مربوط به دوران جدید نمی باشد و قدمتی به اندازه قدمت بشر دارد. در قرون وسطی بیش از 90 درصد جوانان معشوقه های خود را دائما عوض می کردند و بیش از 50 درصد مردان به همسرانشان خیانت می کردند. چند همسری در مسیحیت حرام اما در واسلام مجاز شمرده می شود. از نظر بسیاری از متفکران غربی، طبیعت مردان چند همسری و طبیعت زنان تک همسری است. برای مثال ویل دورانت فیلسوف بلند آوازه مغرب زمین در لذات فلسفه صفحه 91 دهد، می گوید:

"مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می تواند تک همسری را به او تحمیل کند"

به عقیده کینزی زنان بر خلاف مردان در تنوع جویی در عشق و لذت بیشترند. اما مردان تنوع طلبی را نوعی ماجراجویی می دانند و لذت جسمی از لذت عاطفی برای آنان اهمیت بیشتری دارد.

هانری دومنترلان فرانسوی معتقد است : وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است. زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها. در واقع اگر مردی به همسرش خیانت کند، زن ناراحت نمیشود چراکه معتقد است مرد جسمش را باخودش برده و نه روح و عاطفه اش را.

اما تنوع طلبی مردان نه تنها عمل غیر اخلاقی نیست بلکه آنرا به مانند یک عمل نجات بخش باید تصور کرد. تحقیقاتی توسط پروفسور راسل لی منتشر شده که  گویای این مطلب است که تک همسری را در واقع خیانت به نسل توصیف می کند، نه فقط در کمیت بلکه در کیفیت. چراکه تک همسری باعث ضعیف شدن نسل می گردد و برعکس چند همسری نسل بشر را نیرومند می سازد.

اگر تمامی موارد بالا را در نظر بگیریم متوجه میشویم که اسلام معتدل ترین راه را برای حفظ بشریت پیش روی گذاشته است. در مسیحیت چند همسری برای مردان غیر مجاز است که نشان می دهد این دین شناخت کاملی از روحیات بشر ندارد(چون کتب مسیحی توسط بشر دستکاری و تحریف شده است). تمامی تحقیقات اثبات میکند که روحیه مرد تنوع طلبی است که توسط شارع مقدس و بنا به دلایلی ایجاد شده که با پیشرفت علوم گوشه ای از ابعاد آن مشخص می گردد. نکته دیکر اینکه اگر این تنوع طلبی مردان بدون قید و شرط باشد همچون سایر غرایز بشر قطعا راه به بیراه خواهد برد و نتیجه آن فجایع اخلاقی دنیای غرب می شود. که در مقالات گذشته مشکلات اخلاقی آنرا در همین وب سایت مطالعه کردیم. در دنیای غرب شما مجازید به لحاظ قانونی یک همسر اختیار کنید ولی می توانید بی نهایت معشوقه داشته باشید. نتیجه اینکار نابودی خانواده و شخصیت زن است. در حالیکه در آموزه های اسلام هم به نیاز طبیعی مردان توجه شده و هم به شخصیت زن و حفظ حریم خانه. در اسلام شما می توانید چندین همسر داشته باشد ولی باید توجه کنید که همه آنان همسر شما هستند و نه معشوقه و در قبال آنان مسولیت دارید و این یعنی ارزش گذاری برای زنان. از طرفی این مقررات سبب امنیت بیشتر برای زنان در جامعه می شود و آنان را از هوس بازی مردان در امان نگه میدارد.

ولی هیولای فمنیسم که جز نابودی جامعه هدف دیگری ندارد، با مبارزه با چند همسری بار دیگر ذات پلید خود را نشان داده است. نتایج تفکر فمنیستی همان آمارهایی است که از جامعه آمریکا بیرون آمده و متاسفانه مشتی انسان نادان و تعدادی مزدور شیطان پرست سعی در القای این تفکر در جامعه اسلامی را دارند. البته امید است که با تلاش مسولین جمهوری اسلامی جلوی هجوم شیطان فمنیسم گرفته شود.

                فمینیسم اسلامی


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/3jxPK]

خانم قدس مدیره بنیاد خیریه محک و نظر ایشان در مورد نقش زن در خانواده و وظایف و مسولیتهای یک همسر و یک مادر که میتوان آن را وجه تمایز یک انسان تلاشگر با زنان تازه به دوران رسیده امروز دانست و این که ایشان با وجود در اختیار داشتن یک موسسه به خود غره نمی شوند اما دختران جوان با تصدی بی ارزش ترین شغل ، و منشی گری در یک بنگاه خصوصی ادعای استقلالشان گوش فلک را کر میکند.


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/euKNa]

قسمتی از یک فیلم هالیوودی را مشاهده خواهید کرد که در آن یک مادر مطلقه و فمنیست در حال برنامه ریزی کردن برای آینده دخترش است تا او را به قول خودش زنی مستقل و بی نیاز از مردان بار بیاورد و دختر در جواب مادر می گوید...


نظرات()   
   

رفته‌ایم خانه یکی از اقوام. چندروزی است که مادر شده و خانه‌اش پر ازمهمان است. به دعوت مادربزرگ نوزاد می‌رویم به اتاق "نی‌نی" برای تماشای سیسمونی. مادربزرگ و سه تا از مهمان‌ها که داخل اتاق می‌شوند اتاق پر می‌شود و بقیه بیرون در می‌مانند. عروسک‌ها جا را برای آدم‌ها تنگ کرده‌اند. مادربزرگ نی‌نی کلی عذرخواهی می‌کند و قرار می‌شود به نوبت داخل شویم! هنوز وارد اتاق نشده نفسم گرفته‌است. دلم نمی‌خواهد بروم داخل، اما صورت خوشی ندارد. با آخرین گروه بازدید کنندگان وارد اتاق می‌شوم. دوتا ویترین بزرگ قدی دو طرف اتاق هست که به اندازه یکی مغازه اسباب‌بازی فروشی توی‌شان عروسک است. و این‌ها همه غیر از "هاپو" ها و "پیشی‌"های پشمالو و بزرگی است که گوشه‌های اتاق نشسته‌اند. چند طبقه یکی از ویترین‌ها مخصوص انواع مختلف باربی است. باربی‌های سیاه و سفید و برنزه و.. با انواع مدل مو‌ها و لباس‌ها از پشت شیشه به ما لبخند می‌زنند.

مادربزگ در کمد لباس‌های را باز می کند و لباس‌ها را نشان‌مان می‌دهد. از بین لباس‌ها یک مایو دو تکه نوزادی بیرون می‌آورد و جلوی چشم‌مان بالا می‌گیرد. صدای جیغ و ویغ ناشی از ذوق و غش و ضعف و قربان صدقه بالا می‌رود. مادربزرگ می‌گوید وقتی داشته سیسمونی "جمع" می‌کرده خواهرش بهش گفته مایو دوتکه قد نوزاد آمده به چه خوشگلی. می‌گوید بازار را زیر و رو کرده تا توانسته یک دانه‌اش را برای "جیگرش" پیدا کند.

صدای زنگ در می‌آید و یکی از مهمان‌ها مادربزرگ را صدا می‌زند. ظاهرا پیک چیزی آورده و باید برود دم در نحویل بگیرد. مادربزرگ مایو را می‌گذارد توی کمد. چادرش را سرش می‌کند. توی آینه چک می‌کند موهایش بیرو نباشد. رویش را کیپ می‌کند و بیرون می‌رود. مایو از لابلای لباس‌ها لیز می‌خورد و می‌افتد زمین.

بیرون اتاق یکی از مهمان‌ها دارد با دختر چهار پنج ساله‌اش که می‌خواهد دوباره اتاق را ببیند سروکله می‌زند. می‌گوید جا نیست و باید صبر کند تا بقیه بیرون بیایند. من از اتاق می‌آیم بیرون تا جا برای دخترک باز شود. دخترک بلافاصله می‌دود طرف ویترین باربی‌ها. به مادرش مدل‌هایی را که ندارد نشان می‌دهد و اصرار می‌کند برایش بخرد. مادر با خنده برای یکی از خانم‌ها تعریف می‌کند که دختر پنج‌ساله اش با اینکه خیلی گرمایی است اما امسال تابستان اصلا نگذاشته موهایش را کوتاه کنند :"میگه میخواهم قد موی باربیم بلند بشه. قول گرفته هرقت موهایش قد باربی‌اش بلند شد یک دامن صورتی توری هم برایش بخریم که دیگر عین باربی‌اش بشه." بعد دولا می‌شود و بچه‌اش را می‌چلاند :" همین الانشم باربی هستی خوشششگل مامان." دخترک سبزه و تپل می‌خندد و در جواب خانمی که اسمش را می‌پرسد می‌گوید: فاطمه". مادر فوری تصحیح می‌کند:" فاطمه سادات." برای خانمی که اسم دخترش را پرسیده توضیح می‌دهد با اینکه هزار بار به دخترش گفته اسمش را کامل بگوید اما باز "سادات" ش را می‌اندازد. کمی آنطرف‌تر فاطمه سادات دارد با آهنگ زنگ موبایل یکی از مهمان‌ها می‌رقصد. آن‌قدر حرفه‌ای که صاحب گوشی دلش نمی‌اید جواب تلفنش را بدهد.

می‌روم پیش نوزاد. بالای سر فرشته تازه متولد شده‌ای که اسمش را "زهرا" گذاشته‌اند. مادرش جلوی آینه دارد آرایشش را تمدید می‌کند. به مادر می‌گویم :"خوبه تو این همه سر و صدا بیدار نمی‌شه." می‌گوید: "عادتش دادم تا بیدار میشه آویز بالای سرش رو روشن میکنم با آهنگ اون خوابش می‌بره. خداروشکر زودم عادت کرد. با این بخیه ها سختم بود بچه بغلم کنم. " یک دفعه گریه‌ام می‌گیرد. به پاشنه بلند صندل‌هایش نگاه می‌کند که لابد سختش نیست با آنها راه برود. دلم می‌خواهد بهش بگویم صاحب اسم دخترش هروقت می‌خواست بچه هایش‌را بخواباند بغل‌شان می‌کرد و برای لالایی‌هایشان خودش شعر می‌گفت*. شعرهای قشنگ. شعرهایی که یادشان می‌داد وقتی از خواب بیدار می‌شوند شبیه چه کسی شوند و چطوری زندگی کنند. اما نمی‌گویم. زهرا خواب است و توی خواب دارد می‌خندد. درست مثل فرشته‌ای است که از آسمان زمین آمده باشد. نگران وقتی هستم که از خواب بیدار می‌شود. موقعی که چشم‌هایش را باز کند و بخواهد بداند که شبیه چه کسی باید باشد. توی‌ آن اتاق باربی‌ها دارند لبخند می‌زند.

دلم می‌گیرد. دلم برای همه‌ی فاطمه ها و زهراهایی که قرار است شبیه خودشان نباشند عجیب گرفته است.


نظرات()   
   

مهران مدیری : نمایشگاه کتاب چیز خوبی است

[http://www.aparat.com/v/hi2WU]

مهران مدیری: زنان کتاب خوان

[http://www.aparat.com/v/9mA5L]
 

ویدیو های بالا را به ترتیب مشاهده کنید تا متوجه شوید زنان در کتاب و نمایشگاه کتاب به دنبال چه چیزی میگردند


نظرات()   
   

مطلب زیر برگرفته از وبلاگ یکی از کاربران با نام (دختر ، خانه) میباشد

شیرین اینقدر ها هم شیرین نبود ! اما فرهاد به هوایش کوه کند ... ولی حالا

شیرین ترین شیرین هم که باشه همین که فرهادت هوایی نشود انگار کوه کنده!

واقعا چرا؟؟!!

دخترا از نظر قیافه دارن شیرین و شیرین تر میشن اما اخلاقشون یعنی صبرشون مهربونیشون وفاداریشون قانع بودنشون بی ادعا بودنشون داره هر روز کم تر از قبل میشه و از این نظر دارن تلخ تر و تلخ تر میشن ...

 

البته قبول دارم پسرا هم الان اکثرا دنبال ناز ترین صورتن و سیرت واسشون اولویت بعدیه و اگه یه دختری فرشته خو هم باشه کمتر شرایطی پیش میاد که مردش جذب جذابیت یه زن زیباتر نشه و در کل مردا هم فرهاد دهن سوزی نیستن!..

اما کی اونا رو این جوری کرد؟؟ جز خود بی فکرمون!

دختری که خوشگل بود واسه انتخاب شدن بین مردا واسه دیده شدن زیباییش حجاب و عفتشو کمتر و کمتر کرد

جوری که دخترای دیگه رو به رقابت واداشت که خوشگلا خودشونو نشون بدن و بیان تو میدون و بگن که اون دختر قبلب که مردا دیده بودن همچین مالی هم نبوده و خودشون زیبا ترن ...

اون دخترایی که نمیتونستن وارد رقابت بشن علاوه بر این که حجابشونو کمرنگ تر میکردن عفتشونم نادیده گرفتن که نشون بدن جذابیت چهره زیادم مهم نیس مهم تر جذابیت رفتاره و تبدیل شدن به دخترای لوندی که صدای خنده ی ظریفشون نگاهای ناز و عشوه ایشون حرفای قشنگ و مهربونشون یه کاری حتی بد تر از کارای دخترای دیگه می کرد که فقط حجاب ظاهرشون کمرنگ تره!!

دسته ی دیگه ای که دیدن با حجاب ظاهری و باطنی کمتر هم نمیتونن با دخترای دیگه رقابت کنن به هر دلیلی تبدیل شدن به دخترای خود زشت پنداری که همیشه از دخترای جذاب تر از خودشون بدشون میاد و اونا رو نفرین میکنن یا هم شبا با گریه می خوابن و وقتی به آینه نگا میکنن دلشون میخواد آینه رو بشکونن تا چهره ی خودشونو نبینن ...

البته این اول کاره به زودی رقابت بین دخترا شدید تر هم شد و الان هر بار تعداد کمتری قیافه واقعا جذاب به چشم میان چون

اولا چشم مردا عادت میکنه

دوما روش های جدید آرایش و عمل های جراحی باعث میشه اون دسته از دخترایی که پول و مهارت بیشتری دارن تو زیبا نشون دادن صورتشون برن بالاتر و جوری که دختری که بینیش معمولی بود میره جز دسته ی زشتا و دختری که بینیش یا هر جز دیگه از بدنش زشت تر بود با پرداخت پول میره جز دسته ی خوشگلا ...

خیلی ها تو این رقابت تبدیل با آدمای کینه ای میشن خیلی ها تبدیل به آدمای خودخواه و مغرور میشن خیلی ها از قیافشون حالشون به هم میخوره و آرزوی مرگ میکنن ...

در حالی که از اون طرف پسرا لجن تر و بی غیرت تر و شهوت پرست تر میشن ...

مردایی پیدا میشن که خیلی راحت نسبت به زنشون بی احساس میشن و شاید تو این راه بهش خیانت کنن و شاید هم از زندگی خودش بدش بیاد و حسرت مردای دیگه رو بکشه که با فلان زنی رابطه دارن.. البته خیانت میتونه یه فکر یه نگاه یه حرف یا هر چیز کوچیک دیگه باشه که الان انقد خیانت ها بزرگ و نامردونه شدن که اینا دیگه اصلا به حساب نمیان...

پسرایی پیدا میشن که به خاطر سن خاصشون که اوج نیازشونه عاشق و شیفته ی دخترایی میشن که هر مردی عاشق و شیداش میشه و حاضره هر چی بخواد به پاش بریزه .. دخترایی که طرف دار زیاد دارن سخت گیرانه تر هم تصمیم میگیرن اما این سخت گیری معمولا وارد حوزه ی شخصیت آدما یا ایمان و اخلاق و خونواده ی درستکار طرف مقابل نمیشه بلکه فقط در مورد پول و قدرت و شهرت و قیافه و قد و صدای مرد سخت گیری انجام میشه ... پسر هیچی ندار 18 ساله اولین و تنها عشقشو رو آهن پرست میبینه و میره به سمت همین اهن حالا هرجوری که به دست بیاد هم مهم نیس براش ...

جامعه به سمت علم نمیره به سمت کمالات اخلاقی نمیره به سمت همکاری نمیره

هدف از درس خوندن تو دبیرستان میشه قبولی تو یه رشته ی پولساز و عرف پسند مث دندون پزشکی یا پزشکی و غیره و هدف از درس خوندن تو دانشگاه میشه مدرک محض! و البته پیدا کردن شوهر با به لجن کشیدن محیط مثلا علمی دانشگاه و هدف از کار میشه کسب پول و قدرت واسه فلان ماشین خارجی یا فلان عمل زیبایی

و در آخر تنها چیزی که به جامعه حکمرانی میکنه چیزی غیر از شهوت و پول نمیشه ...

این وسط یه تعداد دختر هم هستن که نمیخوان آرایش کنن و مانتوی تنگ و نازک یا براق و کلا تحریک کننده بپوشن

چون دلشون به حال پسرایی که نمیتونن ازدواج کنن میسوزه

چون دلشون به حال مردای زن دار که نمیتونن از زنشون با هر مدلی که هست چاق زشت کم مو صدای نه اونقد نازک لذت واقعی رو ببرن میسوزه

چون دلشون به حال دخترای کم بضاعت که نمیتونن واسه زیبا نشون دادن خودشون میلیون ها تومن هزینه کنن میسوزه اخه فکر میکنه این حق هر دختریه که به خاطر سیرتش انتخاب بشه و ازدواج کنه و طعم خوشبختی رو بچشه

چون دلشون به حال زن های شوهر دار میسوزه که شوهر داری کردن چقد واسشون سخ میشه

این تعداد دخترا حجاب صورت و بدنشونو سفت و سخت تر میگیرن با پسرا و مردا ی نامحرم با غرور و تکبر و تحکم حرف میزنن این تعداد دخترا چه ازدواج کنن چه ازدواج نکنن مایه ی آرامش آدمای شهرن کسی از نامردی اونا گله نمیکنه

با این که خودشونم به عنوان یه زن نیاز به دیده شدن تحسین شدن و خیلی چیزای دیگه مردونه از حق هر انسانی واسه لذت بردن از یه زندگی پاک دفاع میکنن ...

خیلی از مردا بهشون طعنه میزنن بقچه پیچ و امل و عقب افتاده و زشت و خیلی چیزای دیگه رو از اونا میشنون و دل شکستشونو هر شب که نه هر لحظه خدا برمیداره و تیکه هاشو چسب میزنه وبا مهربونی میذاره سر جاش ...

بعضی از دخترای دیگه هم رفتارشون تیغ میزنه به دل این دسته از دخترا چون فکر میکنن با این مظلوم نمایی ها! میخوان مردمو فریب بدن که پاک تر و بهترن در حالی که هر چی فساده زیر همین چادراعه زیر همین حجابای ساختگی ...

این دسته از دخترا مقبولیت زیادی ندارن مخصوصا تو شهرای بزرگ و وقتی میبینن مردی یا زنی به حجابشون بی توجهه و با اونا عادی رفتار میکنن واسشون دعای خیر میکنن که اونا رو به خاطر حجابشون طعنه نمیزنن ...

این تعداد دخترا هر روز واسشون سخت میگذره بماند که بعضی از اون ها خسته میشن و مثل بقیه وارد گرداب رقابت میشن ...

نمیگم فقط چادری خوبه و بقیه بد... چادر آخرین حده حجاب ظاهره و خیلی از مانتویی ها بهتر از خیلی از چادری ها هستن اما من دارم راجع به دخترایی میگم که علاوه بر حجاب ظاهرشون تونستن عفافشونم در مقابل نامحرم حفظ کنن ... این تعداد دخترا واسه من مقدسن ... یه الگو ان...

من هنوز کامل اون چیزی نشدم که باید بشم ولی هدفم دختراییه که دارن به تنهایی منو یاد عاشورا میندازن ... تنهاییشون .. تحقیر و فشاری که از سمت جامعه واسه برداشتن حجاب روشونه ... تو نگاهشون میتونم بخونم که..

ماییم و نوای بی نوایی بسم اله اگر حریف مایی...

خواهش میکنم اگه یکی از این جور دخترا داره وبلاگمو میخونه این حرفمو همیشه یادش بمونه و بهش نیروی تحمل بده..

پیامبرمون(ص) از نادونی مردمش خیلی سختی کشیدن خیلی هم مسخرشون کردن اما باعث نشد حس مهربونی و مسئولیتش نسبت بهشون تو وجود مبارکشون کمتر شه همیشه واسشون دعای عاقبت به خیری میکردن و دلسوزشون بودن...

مردم شهر هم الان نمیدونن دارن کجا میرن ... من میدونم که هرچی تعداد بیشتری انسان به یه مسیر هجوم بیارن برخلافش رفتن سخت تر میشه به خاطر همین خیلی دوستون دارم و واسم یه الگوئین...

همین.


نظرات()   
   

رانندگی های اعجاب آور زنان

[http://www.aparat.com/v/EJj3o]

نمونه هایی از رانندگی های اعجاب آور زنانی که همیشه در همه مورد نظرات غیر منطقی میدهند و ادعاهای دروغشان گوش فلک را کر کرده . اگر 100 سال از مرگ شوماخر بگذرد ادعا میکنند شوماخر هم زن بوده و زنان بهتریت رانندگان هستند

زنان زن پرست

[http://www.aparat.com/v/EWsrb]

در  حالیکه ادعا های دروغ زنان مبنی بر دفاع از حقوق بشر گوش فلک را کر کرده در این فیلم شاهد خوشحالی زنان از نادیده گرفته شدن حقوق مردان هستیم جالب این است که در غرب کودکان نیز از وضع مشابهی برخوردارند و مورد ظلم زنان قرار میگیرند


نظرات()   
   

خدایا من زن میخوام دلم گرفته، بعضی وقتها آنقدر دلم میگره و تحت فشار می افتم كه دلم می خواد با تمام وجود گریه كنم دیگه خسته شدم از این همه فشار، از این همه سنت و فرهنگ غلط، از این همه بی توجهی اطرافیان و مسئولان، البته حق هم دارند، خودشان خرشان از پل گذشته و احتیاجات روحی و جسمی شون برطرف شده، چرا دیگه خودشون رو بخاطره ما به زحمت بندازند؟! منم خودم وقتی می خواستم كنكور بدم، مدام به خودم می گفتم بذار كنكورم كه تمام شد، تجربیاتم رو در اختیار بقیه میذارم و كمكشون میكنم راحت تر درس بخونند، ولی كو! اصلا حتی دریغ از یه كار كوچیك كه براشون كرده باشم، پس بیخودی نباید از بقیه انتظار كمك و توجه داشته باشم، خیلی انتظار بیجاییه!!!!!!!!!!!!!!! ولی واقعا دیگه مستاصل شدم ، نمیدونم چه كنم.

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خدا این چیزایی كه تو تلویزیون نشون میدن واقعیت نداره ولی آخه مگه احساسات، منطق حالیش میشه؟!!!!!! امان از دست این بزرگترهای نادان و ظاهربین ! حتی مارا هم مثل خودشون كردند، آخه یكی نیست به اینا بگه: باباجون! اگه این احساسات و غرایز از راه درست و عاقلانه و طبق دستورالعمل خدا و پیغمبر اجرا نشه، بدبختی میاره، افسردگی میاره، هزارجور بیماری روحی و جسمی و انحرافات میاره!! خیر ! اصلا گوششون بدهكار نیست كه نیست!!! واقعا برای خودمون متاسفم، با این كه دین و راهكارهای كاملا عملی اون را داریم، دنبال بیراهه و به اصطلاح، راه چاره میگردیم!!! آخه من دردمو به كی بگم ایها لناس! آخوندامون هم كه كاری نمی كنند، فقط یه سری حدیث را تكرارمكررات میكنند، فكر می كنند هنر كردند و مشكل حل شد!

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون، تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه میگند ما دختر دست گلمونو كه تو پنبه بزرگش كردم، بده به یه پسر آسمون جل بی همه چیز بیكار!؟ مگه بچمونو از سر راه اوردیم؟ بله! بچتونو از سر راه نیاوردید، خیلی هم پاش زحمت كشیدید، حاضر هم نیستید به پسری مثل من بدیدش، ولی حاضرید بدیدش دست پسرای خیابونی!، حاضرید ولش كنید به حال خودش تا از روی نیاز به ابراز و دریافت احساسات و عواطف، نا خودآگاه به هزار چیز نكبت و كوفت و زهرمار مثل، خودآراییی برای جلب توجه دیگران و جوونایی مثل من ، خودارضایی، دوستیهای خیابونی و... تن بده، بعدم كه من بخوام برم خواستگاری با هزارجور مانع تراشی و سخت گیری های پوچ و بی دلیل مانع ارضای صحیح تمایلاتشون بشد! طوری كه نیست! بكنید! نتیجش هم همین میشه كه الآن دارید می بیند، همین قیافه های عجق وجق تو خیابونا، دخترهای مجرد با سن بالا و...، بازم احتیاج هست بگم!؟

تا اسم زن و ازدواج رو میاریم ، بیكاری حالا ازدواج كنی!؟ برو حال كن، فكر میكنی جایی خبریه؟! نه بابا!، اونایی هم كه گرفتند پشیمونند، حالا بیكارید، دغدغه ندارید، بعدا كه ازدواج كنی حسرت الآنتو میخوری، به غلط كردن می افتیا! آره! به غلط كردن می افتیم، اونم چه غلط كردنی! همینه كه این همه جوون بیكار داریم، چون كه انگیزه ای برای كار كردن نیست، اگه هم كسی سر سوزنی داشته باشه با این حرفای شما همش در نطفه خفه میشه میره پی كارش. آه!!!!!!!!!!!!!!! شما با این سیاست های تربیتی تون و دولت هم با بی توجهی به این فرهنگ سازی های مدرك گرایی مدرن، ما را به خودتون وابسته میكنید، خوب استعمار میكنید، بعد هم كه احتیاج به ازدواج، هم دم ، همصحبت و شریكی برای غم و شادیهامون میخوایم، مار را به حال خودمون رها میكنید، ما هم كه مستعمره ی شما و كاملا وابسته، كاری از دستمون بر نمیاد، از اون طرف هم كه خونواده ی عروس، میگه مهریه فلان مقدار، خونه نمیدین كجا، ماشین كجا و...................... خلاصه اگه خیلی دوستت هم داشته باشند، برا احتیاط،- بلاخره دخترشونو از سر راه كه نیووردند!، به قول خودشون با مهریه ی سنگین آنچنان دستی تو پوست گردو می كنند كه واقعا آدم می مونه چی بگه!!!!!!!!!!!!!!!!!

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 89/12/6-9:15PM بعضی وقتا خیلی دلم میگیره، فكر می كنم اگه زن داشتم باهاش دردودل میكردم، بهم توجه میكرد، ناراحتی هامو بهش میگفتم، بهم take it easy;)میگفت: منم میگرفتمش تو آغوشمو بهش میگفتم، میدونستی من خوشبخت ترین مرد دنیام؟ چون یه همچین همسری مثل تو دارم! ولی فكر نمیكنم این چیزا عملی بشه، اینا مال فیلماست! آدم زنرا برا چی میخواد؟ برا همراهی تو زندگیش، برا این كه توسختی و آسونی، غم و شادی باهاش باشه، نه بعد از این كه همه ی سختی ها را پشت سر گذاشت، همه چیز بدست آورد، حالا بره زن بگیره!، دیگه این زن به چه دردی میخوره؟!، فقط میشه یه نون خور اضافه، زن وقتی زنه كه تو سختی ها با كسی همراه بشه،اونم بخاطره خود فرد نه بخاطره مال و اموال خودش یا باباش! آخی خدا!!!!!!!!!!!!!! دلم میخواد بمیرم، از این دنیا، آدماش، كاراشون، كارای خودم، افكارمون، رسم و سنتامون،حرفای مردم،رفتارهای غلطمون، تهاجم فرهنگی، وضع اقتصادی، بی ثباتی زندگیمون، بی توجهی به خدا، و ... همه و همه خسته شدم، دیگه حال زندگی كردن ندارم. من زن میخوام، ولی نه كار دارم، نه پول، نه مدرك درست و حسابی، نه وضعیت پایدار سربازی، نه خونه، نه ... خداییش تو دختر دست گلتو حاضر بودی به یه آسمون جولی مثل خودت بدی؟! چقدر مرگ برام شیرینه

خدایا! من لایق این همه نعمتت نیستم! همش ناشكری، غر زدن، بد اخلاقی، گناه، تنبلی و ... دیگه چی بگم! از دستم خسته نشدی؟ بخدا خودم از این همه ناشكری ناراحتم ولی بازم میكنم! تو به من یاد دادی تنها كسی كه تو ای دنیا به فكرده منه، خودتی، تو ای كه از رگ گردن به من نزدیكتری، غمخوار منی، به فكر منی، هرطوری هم كه باشم دوستم داری، وقتی غم و غصه تمام وجودما میگیره، فقط تو به فكرمی، ولی خدایا مناوا بازم زن میخوام، میخوام با یكی حرف بزنم، درددل كنم، كمكم كنه،كمكش كنم، به فكرم باشه، راز دلما بهش بگم، آخه دلم یه وجود فیزیكی میخواد كه باهاش حرف بزنم، لمسش كنم، شالّا میشد خودت یه جوری تو قالب یه آدم بیای پیشم، من كه بهتر از تو ندارم، به دادم برس، دیگه خسته شدم. از بس این دخترا با عشوه و ناز و ادا حرف می زنند، آرایش كرده میاند بیرون، دیگه خسته ام.

كمك 89/12/12 pm6:0 دلم گرفته و فكر می كنم نوشتن بهترین راه برای آرامشم باشه، اگرچه می دانم كه بهتر از آن هم هست و آن قرآن است، خواندن آن، گوش دادن به آن، تفكر و تدبر در آن، خواندن تفسیر آن واقعاً آدما 180 درجه تغییر حال میده ولی با این كه می دونم اكثراً بهش عمل نمیكنم، حالش را ندارم و مطمئنم كه علتش گناهانم، اعمال، افكار و رفتار بدم است  نمیدونم چی بگم، 18/12/89 9:30PM خدایا من كه از دستت راضی نیستم، آخه این انصافه اینقدر مردارا به زنا وابسته كنی،نامرد! تازه مرد با این همه قدرت و ابهت و توانایی باید بره نازه این ضعیفا را بكشه، بخدا انده نامردیه، مگه من چه گناهی كردم كه باید دلم یخواد با یه دختر حرف بزنم، درددل كنم، ابراز و دریافت احساسات بكنم، آقا دلم نمی خواد ولی چیكار كنم كه این دل بیسّاحاب دست از سرم بر نمیداره، دردما به كی بگم، 23/12/89 5:30PM خدایا اگه بدونی چه حالی میشم وقتی یه دختری را میبینم، چقدر دلم میخواد باهاش حرف بزنم، درد دل كنم، بگیرم بغلش كنم، باهام همدردی كنه، بهش نگاه كنم، كمكم كنه، باهام حرف بزنه، ولی آخه با هركسی كه نمیشه دوست شد، اصلا آدم آگه بخواد این كارارو بكنه كه دیگه به كار دیگه ای نمی رسه! همش میشه هوس بازی،منم كه اصلا نه این كارا رو دوست دارم و نه شدنه و اصلا حالشو ندارم پس من این دل وامونده رو چجوری آروم كنم؟

دیگه خسته شدم، اصلا كسی به فكر ما جوونا نیست، چقدر ما بدبختیم كه برا یه چیز طبیعی و عادی مثل این كه همه جوره امكان برطرف كردنش هست و خدا هم راهشو بهمون نشون داده كاری نمی كنیم و خودمون با افكار و سنت های غلطمون دست و بال خودمونو بستیم، چقدر بدبختیم، خاك برسر ما، كاشكی یكی به اینا بفهمونه كه كاسه داغتر از آش یعنی چه؟!، آخه مگه ضرر ازدواج موقت بیشتر از زنا و روابط نامشروع و دوستی های خیابونی است كه ما به وفور تو شهرمون شاهدش هستیم، البته ناگفته نمونه كه برای این كه اسم كشورمون پسوند اسلامی بودن را داره یدك میكشه، خیلی از چیزها را اصلا نباید صداشو دربیاریم،چرا؟!، خوب این كه مشخصه، برا این كه یه وقت اسم اسلام و مسلمون تو دنیا بد در میره، حالا تو كشور چه خبره و مردم به چه بدبختی هایی دچارند و چه كارای اشتباهی می كنند كه كه مهم نیست، مهم اینه كه ظاهر درست باشه، مردم به درك!

چقدر گفتم، گناه نكنم تا خدا كمك كنه و درسما بخونم و پیشرفت كنم تا بعدا یه جوری اسباب ازدواجمون فراهم بشه، ول افسوس كه نه خودمون افسارمون دست خودمونه و نه مردم و دولت مردامون آدم و به فكر ما، از اون جایی هم كه خدا گفته تا خودتون نخوایید و كاری نكنید، من براتون كاری نمی كنم، و یه جای دیگه هم گفته كه، آنچه از بدی ها و شر به شما میرسه تقصیر خودتونه، فكر میكنم حالا حالا ها باید نقدا سماغ بمكیم! بله! خدایا! میشه یه جوری اشتباهای مارا نادیده بگیری و یه كاری برا ما صورت بدی؟! بجون خودت خیلی گیرم، كمك!!! 90/1/6-8:15 AM حتی اگه آدم بهترین دوست دختر ها راهم داشته باشه،هیچ وقت آن دختر نمی تونه آن كاری را كه همسر آدم براش میكنه را انجام بده،چون تنها كسی كه همیشه با آدم هست،همسر آدمه،همیشه كمكت میكنه، همیشه باهات هست،در سختی و راحتی،ناراحتی و شادی.

تنها این همسر آدمه كه میتونه واقعا در وقت احتیاج كنار آدم باشه،چون ازدواج یه نوع التزام و تعهد میاره؛ تنها این همسر آدمه كه وقتی واقعا بهش احتیاج داریم كنارمونه، تنها این همسر آدمه كه می تونه بخاطره طرف مقابل، از خود گذشتگی بكنه، از سود و منفعت خودش برای شاد كردن و كمك به همسرش بگذره، ولی من نمی دونم،چطوری میشه این احساسات را در دوستی های خیابونی یا اینترنتی ایجاد كرد،چرا میدونم!، اصلا نمیشه ایجاد كرد،این غیر ممكنه، می دونی چرا؟، چون مثل ازدواج نیست كه التزام داشته باشه، مثل ازدواج نیست كه مردم بخواند و حتی بتونند، به طرفشون توجه كنند،چون رسمیت نداره، اصولا تنها هدف این نوع روابط بر پایه ی، منفعت شخصی و خودخواهی افراد است، ولی در روابط زناشویی، از اساس مبنا بر از خودگذشتگی و منفعت دوطرفه هست، بخاطره همینه كه ازدواج،اگه موفق و صحیح انجام بشه باعث رشد آدم میشه،حتی به نظر من اگه منجر به طلاق هم بشه باز هم سود داره،چون كه تجربیاتی كه از طریق ازدواج میشه بدست آورد، از هیچ راه دیگری نمی توان بدست آورد، اگه مثبت بهش نگاه كنیم افراد زیادی بوده اند كه از طریق همین ازدواج ،هدفشون را در زندگی پیدا كردند، تونستند رشد كنند و حتی با سرعت تصاعدی؛كم نیستند كسایی كه حتی طلاق گرفتند ولی آنچنان تجربه ای كسب كردند كه با یك عمر تجرد می توان بدست آورد، ولی باید به آن مثبت نگاه كنیم، كه نمی كنیم.

اصلا بحث بحث طلاق نیست،این بدترین حالت موجود است،كه اگه قبل از ازدواج با افراد متخصص مشورت كنیم و با مطالعه ی كتب مناسب و مورد تایید و كاربردی خود را مسلح كنیم احتمال خطا به چند درصد كاهش می یابد،خدا كمك می كند،مطمئن باشید ولی مشكل ما این است كه از ترس طلاق یا اصلا به این راحتی ها ازدواج نمی كنیم یا مهریه ی سنگین و رسوم غلط را الم می كنیم! درواقع داریم میگیم آقا من حاضرم دختر/پسر دسته ی گلم دوست داشته باشه، استمنا بكنه، مشكلات روحی و بهدش هم مشكلات جسمی پیدا بكنه ولی با كسی ازدواج كنه كه خوشبختش كنه،حالا این خوشبختی را كی تعریف كرده و به چه قیمتی بدست بیاد را دیگه ... 27/1/90 -9:5’PM این كه خدا گفته زن و مرد با هم اختلاط نكنند، بهم نگاه نكنند، بهترین مسجد زن كنج خانه اش است، چون احساسات درگیر میشه، این جذابیتی كه زن برای مرد و مرد برای زن داره، چون خود خدا میدونه چی آفریده، همه ی این ها را برای استحكام خانواده گذاشته، ولی ما سوء استفاده می كنیم، چون سیستم افكارمان را عوض كردند و ما هم پذیرفتیم كه مثل غربی ها بی بند و بار باشیم-، البته از نوع افراطی آن، فقط جنبه های منفی و شهوانی آنها را می بینیم.- و بخاطر این احتیاجی كه به همسر داریم و خود را با این افكار غربزده محدود كرده ایم، نشانه های احتیاج، خود را در دوستی ها، نوع لباس پوشیدن ها و ... نشان می دهد. 31

/1/90 ----4:20’PM مشكل اجتماع ما امروزه این است كه با وجود احساس احتیاج به ازدواج، ایجاد رابطه با جنس مخالف و ارتباطات احساسی و حتی جنسی بین افراد فكر می كنیم فردی كه ازدواج می كند باید حتما تماما در اختیار خانواده و همسر و زندگیش باشد ولی این كه او فردی نوجوان است را فراموش كرده ایم=< باعث می شویم كه فرد از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنه و ازدواج را به تاخیر بیاندازه. حاضریم نیازمان را سركوب كنیم و دچار مشكلاتی بشویم ولی پا روی اعتقادات و باورهای غلط خود نگذاریم. ما نمی توانیم عوامل سكسی و جنسی را از بین ببریم، ولی میتوانیم افكار و باورهای خود را عوض كنیم. 


نظرات()   
   

بی حجابی

همان طور که بارها در این سایت مطرح شده ، حنجره پاره کردن غرب و رسانه های ماهواره و فعالان حقوق زن در ایران سودجویی و پولسازی برای خود و یا گروه هایی است که برای آنها خدمت می کنند و نه استیفای حقوق زنان.


آرایش زنان ایرانی سوژه فرانس پرس
01:00:38 1393-04-02

خبرگزاری فرانسه در گزارشی به قلم " کریل جولیان" می نویسد : زنان ایرانی با وجود قانون حجاب در این کشور پول زیادی را صرف آراستن و آرایش صورت خود می کنند.


به گزارش« تیتریک »؛ این گزارش می افزاید: به مرور زمان آرایش کردن برای زنان ایرانی همه گیر تر می شود و با وجودی که ساختار حکومت ایران جمهوری اسلامی است، اما زنان ایرانی در زمینه آرایش کردن حتی از بسیاری از کشورهای لیبرال غربی هم جلوترند.

این گزارش می نویسد: زنان ایران 38 میلیون نفر از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و ایران هم اکنون در منطقه خاورمیانه پس از عربستان در جایگاه دوم و در جهان در جایگاه هفتم مصرف مواد و لوازم آرایشی قرار دارد.

تینا زرین نام یک طراح لباس 30 ساله ایرانی در این باره می گوید: غالب زنان ایرانی هر روز صبح به محض برخاستن از خواب مشغول آرایش می شوند، حتی اگر بیمار هم باشند بر این باورند که باید آراسته و آرایش کرده در مجامع عمومی ظاهر شوند.

این گزارش می نویسد : اخیرا کمپانی " لانکوم " فرانسه که یک برند معروف تولید کننده  لوازم آرایشی است با گرفتن یک جشن در هتلی در تهران بازگشت دوباره خود به بازار لوازم آرایشی ایران را جشن گرفت. این جشن با دعوت بیش از 400 نفر از همکاران و هنرمندان صورت گرفت.

خبرگزاری فرانسه می نویسد : این نخستین بار پس از انقلاب اسلامی در ایران است که یک برند معروف تولید لوازم آرایش غربی که زیر خط تولید کمپانی معروف " اوریال" فرانسه کار می کند، چنین مراسمی را در ایران برگزار می کند.

بر اساس این گزارش پس از تحریم های اعمالی آمریکا پس از انقلاب اسلامی در ایران در دهه 1980 هیچ کمپانی تولید لوازم آرایشی آمریکایی در بازار ایران فروش نداشته است.

خبرگزاری فرانسه می نویسد : مصرف کنندگان لوازم آرایش در ایران به طور متوسط ماهانه یک ریمل می خرند در حالی که آمار خرید زنان فرانسوی یک ریمل در هر 4 ماه است.


گزارشی از سنت آرایش زنان ایرانی: از خواب که بیدار می شوند جلوی آیینه می ایستند

بر اساس این گزارش کمپانی فرانسوی لانکوم که زیر مجموعه کمپانی عظیم اوریال است ،  از سال 2010 در ایران شرکت توزیع کننده رسمی دارد و هم اکنون در کل ایران بیش از 20 مرکز فروش دارد.

یکی از مسئولان این شرکت فرانسوی می گوید: ایران بازار بالقوه و بزرگ برای ماست که ارزش آن سالانه صدها میلیون دلار است.

با این حال خبرگزاری فرانسه می نویسد: تنها 40 درصد از حجم بازار مصرفی لوازم آرایشی ایران از سوی توزیع کنندگان رسمی برندهای معروف تامین می شود  و 60 درصد باقی از طریق کالاهای قاچاق وارداتی تامین می شود.

خبرگزاری فرانسه در ادامه می نویسد : در یک کشور تحت تاثیر تحریم ها و  مشکلات اقتصادی هر چند تامین و تهیه لوازم آرایشی گران به نظر برسد اما این کار به عنوان مرهمی کوچک برای زنان برای فرار از مشکلات روزمره زندگی شان است.

مرجع: عصرایران





نظرات()   
   

پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله) می فرماید: «حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْأَةِ إِنَارَةُ السِّرَاجِ وَ إِصْلَاحُ الطَّعَامِ وَ أَنْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بَابِ بَیْتِهَا فَتُرَحِّب. »       
حق مرد بر زن آن است كه چراغ خانه را روشن كند و غذا را آماده نماید و هنگام ورود مرد به خانه،‌ تا جلو در، به استقبال او برود و به او خوش¬آمد گوید.
                                                               مستدرك الوسایل، ج14 ، ص254.


در روایتی دیگر آمده است مردی به حضور پیامبر(صلی الله علیه واله) شرفیاب شد و عرض كرد همسری دارم كه هنگام ورود به استقبالم می¬آید و موقع خارج شدن از خانه بدرقه¬ام می¬كند زمانی كه مرا اندوهگین  می¬بیند می¬گوید چرا غمگینی اگر غصه روزیت را می¬خوری بدان كه دیگری (خدا) آن را بر عهده گرفته و اگر غصه آخرتت را  می¬خوری خداوند اندوهت را زیادتركند (بیشتر به فكر آخرت باش) پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمود:« إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِیدِ. »   
خداوند در روی زمین كارگزارانی دارد و این زن از كارگزاران خداست او نصف اجر شهید را دارد.
                                                                       وسایل الشیعه ، ج20، ص32.
استقبال کردن از شوهرعلاوه بر ان که نشان دهنده ی توجه و علاقه ی شما نسبت به همسرتان است  ، باعث ایجاد ارامش واحساس امنیت برای شما و اعضای خانواده می شود. وقتی بچه ها مشاهده می کنند که پدر زنگ در را می زند، روی مادر می شکفد، به سمت در می رود و با عشق واحترام در را به روی پدر باز می کند، درس محبت را بهتر از خانه ای که درآن ورود وخروج مرد تفاوتی به حال اعضا نمیکند و پدرومادر کوچکترین نگاه و توجهی به هم ندارند ، می آموزد چرا که این خانه بی شک خانه ی مردگان است.
در اینجا مثالی عملی برای استقبال از شوهر ذکر میکنیم. شوهر شما زنگ در را میزند. شما به سمت در می روید و در را باز می کنید. با شوهرتان دست می دهید و گونه اش را میبوسید. بازوهایتان را دور گردن او حلقه می کنید و محکم او را در اغوش میگیرید. از محکم فشار دادن او ترسی نداشته باشید. چون او یک مرد است و برخلاف شما که ممکن است دردتان بگیرد از محکم در اغوش گرفته شدن را بیشتر دوست دارد و احساس قدرت می کند.سپس اگر احیانا شوهرتان وسیله ای در دست داشت از او میگیرید. منتظر میمانید کفش هایش را دربیاورد و بعد اجازه می  دهید زودتر از شما وارد خانه شود.
اگر وقتی همسرتان در را میزند خودتان مشغول انجام کاری هستید و به فرزندتان دستور می دهید در را باز کند ، با اوردن یک لیوان شربت خنک استقبال نکردنتان را جبران کنید.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:
هیچ زنى نیست که جرعه اى آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شبهایش را به عبادت سپرى کند .
منتخب میزان الحکمه : ۲۵۴
بدرقه ی همسر هنگام خروج
هنگامی که همسرتان قصد خروج از خانه دارد او را تا دم در بدرقه کنید. الفاظ و کلمات محبت امیز به کار ببرید و به او بگویید که به او و حضور او در خانه احتیاج دارید . از او بخواهید وقتی به مقصد یا سرکار رسید به شما زنگ بزند.
شاید در این مورد زنان خارجی از ما جلوتر باشند. چند روز پیش به جشنی در پارک دریاچه ی چیتگر تهران رفته بودیم. یکی از طنزپردازان تلویزیون هم برای اجرای برنامه آمده بود. وسط برنامه رو به مردها کرد وگفت : ما مردای ایرانی ، مردهای خیلی مظلومی هستیم ! توکره ی جنوبی وقتی مرد میخواد از خانه خارج شود زن میگه: داری میری عزیزم ؟ بعد دو بار همسرشو میبوسه ومیگه وقتی رسیدی بهم زنگ بزن .خدافظ ! تواسترالیا وقتی مرد میخواد بره سرکار زنش میگه داری میری سرکار عزیزم ؟ بعد یکی ازگونه های همسرشو میبوسه ( البته آقای طنزپرداز لفظ "ترجیحا یه بوس" ! رو به کار برد!)
اما توایران وقتی مرد میخواد بره بیرون زن میگه داری میری عزیزم ؟ این آشغالارم بذار دم در!

پی نوشت:(نظر جالب یکی از کاربران)

چن وقت پیش تو مهمونی کنار یه دختر که اونم کنار نامزدش نشسته بود نشسته بودم دیدم نوشابه ی خودشو خورد بعد بدون کوچک ترین سوالی یا درخواستی نوشابه ی نامزدشم برداش ریخ تو لیوان خودش! بعد که گفتم چرا واسه نامزدتو خوردی؟ گف اه بابا ولششش بعدم خندید انگار اقاهه اصلا انسان نیست.
در مقابل یه دختر دیگه تو فامیل که اونم جدیدا نامزد کرده یه جوری با نامزدش رفتار میکنه که ادم لذت میبره با باباو مامانشم همین جوری با احترام زیاد رفتار میکنه.وقتی اومده بودن خونه ی مادربزرگم عید دیدنی چون کنار نامزدش نشسته بود هرچی بهشون تعارف میکردن بر نمیداشت تا وقتی که نامزدش برداره!! که بعد خواهر بنده رفتن پندش دادن که چرا منتظر میمونی اون اول برداره بعد تو؟؟ تو اول بردار!! بعدم گف تکرار نشه ها!! بعدم وقتی داشت شیرینی تعارف میکرد به زور گف اول باید تو برداری!٬! من نمیفهمم اخه چرا ما زورمون میاد یکی غیر از اونچه ما دوست داریم رفتار کنه؟؟ امید وارم هیچ وقت تغییر نکنه و همیشه شوهرش براش تو اولویت باشه.
دختر اولی که گفتم تا طلاق رفتو برگشت!! واقعا هر کی بد بود جزاش اول به خودش بر میگگرده!!


نظرات()   
   

« اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رایج در دنیا کردند.» مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

زن غربی پریشان و پشیمان است اما مجبور است ادای شاد بودن را درآورد

زن غربی هویتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمی گردیده است که یارای رهایی از آن را ندارد

ظلمی که «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار زن آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده است . این زن مسیحی چند سال پیش به زنان مسلمان لبنان که در زیر آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.

این نویسنده آمریکایی در بخشی از این نامه می گوید: « ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این مائیم که مورد ظلم واقع شده ایم، برده مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند…در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.»


متن نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان:

در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،اما من چیز دیگری را هم می بینم.

من تو را می بینم…

من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی ،بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم  و غبطه می خورم…

اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحال تری.
چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند . در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.
اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.

آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردند. آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند . نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است
آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .
ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی.
آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند .

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.

آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که (آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور! برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).
همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ )
مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .

مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند!

گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آن چیزیست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود (آرایش داشته باشند و …).
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟
هیچ جبرانی برای آن ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.

می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست.
فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.

ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.

ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم.
خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید. نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد. پس با دقت محافظت کن!

امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیت: جواَنا فرانسیس
نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا

متن انگلیسی در ادامه مطلب


نظرات()       

انجمن حمایت از حقوق مردان:
مسولینی که باعث رواج سبک زندگی غربی شدند در پیشگاه خداوند باید پاسخگوی خونهای ریخته شده به این سبب باشند که یکی از هزاران موراد آنها مواردی است که در این خبر میخوانید.
 
مدیر دفتر سلامت جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت از 120 هزار سقط غیرقانونی در سال 91 خبر داد و گفت: این در حالی است که تعداد مجوزهای صادره از پزشکی قانونی کمتر از 7 هزار مورد بوده است.

به گزارش ایلنا، دکتر مطلق در نشست کشوری ارتقا علم باروری که در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد، درباره این آمار توضیح داد: در این سال (91) 220 هزار سقط جنین داشته‌ایم که 100 هزار مورد آن به گفته زوجین بنا به دلایل پزشکی بوده و 120 هزار مورد آن غیرقانونی بوده است.

مطلق با بیان اینکه نرخ باروری به متوسط تعداد فرزندانی که یک زن در طول دوران باروری خود به دنیا می‌آورد گفته می‌شود، اعلام کرد: نرخ باروری در سال‌های 51 تا 53،‌ 5.9 تا 6 بوده که در سال‌های 60 تا 62 به 6.8 رسید که بیشترین نرخ باروری در این سال‌ها بوده است اما در سال‌های 87 تا 89 نرخ باروری به 1.8 رسیده است.

وی درباره چالش‌های پیش روی افزایش نرخ باروری گفت: افزایش سن ازدواج یکی از این چالش‌هاست که در سال 90 سن ازدواج در زن ها به 23.4 و در مردها به 26.7 رسیده بوده است.

وی با بیان اینکه بیش از 11 میلیون دختر و پسر در آستانه ازدواج در کشور داریم، گفت: بخش قابل توجهی از آنان در حال پشت سرگذاشتن سن مناسب ازدواج و باروری هستند.

به گفته مدیر دفتر سلامت، جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، فاصله سن ازدواج تا تولد فرزند اول و فاصله طولانی بین تولدهای بعدی از دیگر چالش‌های پیش روی افزایش نرخ باروری در کشور است. میانگین فاصله بین ازدواج تا فرزند اول در زنان ایرانی در سال 88، 3.5 سال بوده است. فاصله بین فرزند اول و دوم 5.4 سال، فاصله بین فرزند دوم و سوم 5.3 سال، بین فرزند سوم و چهارم 5 سال،‌ بین فرزند چهارم و پنجم 4.6 سال و بین فرزند پنجم و ششم 4 سال بوده است.

مطلق در ادامه افزود: تعداد طلاق در سال 92،‌155 هزار و 369 مورد بوده است در حالی که در سال 85،‌ 94.039 طلاق داشته‌ایم.

مهیا نبودن دیگر فرصت‌های شغلی از دیگر چالش‌هایی بود که مطلق به آن پرداخت و گفت: روند نرخ بیکاری در کشور در سال‌های اخیر افزایش داشته است.

مطلق در بخش دیگری از صحبت‌های خود به ناباروری در بین زوجین اشاره کرد و گفت: سه میلیون زوج نابارور در کشور داریم که اکثریت قریب به اتفاق موارد ناباروری در کشور ناباروری اولیه را تشکیل می‌دهد (زوجینی که هیچ فرزندی ندارند).

وی در همین رابطه به تحت پوشش بیمه نبودن خدمات ناباروری اشاره کرد و آن را یکی از چالش‌های پیش رو دانست.

وی همچنین درباره رفتارهای پرخطر در جامعه گفت: نیم درصد جامعه (یک نفر از هر 200 نفر) به هپاتیت C مبتلا هستند و شیوع هپاتیت B به دو درصد رسیده است.

میزان ابتلا به ایدز از طریق تماس جنسی از مرز 30 درصد گذشت
مدیر دفتر سلامت، جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت همچنین با اعلام اینکه براساس برآوردها بیش از 90 هزار نفر در کشور آلوده به ایدز هستند، گفت: بیش از 27 هزار مبتلا به ایدز در کشور شناخته شده‌اند. ظرف دو سال اخیر و سال گذشته میزان ابتلا به HIV از طریق تماس جنسی از مرز 30 درصد عبور کرده است درحالی که در پنج سال گذشته این آمار در مرز 10 درصد بوده است.

مطلق همچنین با بیان اینکه در ساختار فعلی وضع زناشویی میزان باروری 1.85 است، گفت: اگر تعداد افراد بدون همسر در اثر فوت را 10 درصد کاهش دهیم میزان باروری به 1.87 می‌رسد و اگر تعداد افراد بدون همسر در اثر طلاق را کاهش دهیم میزان باروری به 1.88 می‌رسد. اگر تعداد افراد مجرد را 10 درصد کاهش دهیم میزان باروری به 3.6 می‌رسد و اگر همه موارد گفته شده را 10 درصد کاهش دهیم میزان باروری به 2.65 خواهد رسید.

مطلق همچنین درباره تعداد سالمندان در کشور گفت: بررسی وضعیت استان های کشور نشان می‌دهد بسیاری از استان‌ها در شیب پیری قرار دارند و 8.2 درصد جمعیت سالمند است که این آمار رو به افزایش است.

به گفته مدیر دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت،‌ جمعیت جوان (18 تا 30) سال، 19 میلیون و 349 هزار نفر است که 30 درصد جوان‌های 20 تا 35 سال ازدواج نکرده‌اند.


نظرات()   
   

در هیچ زمانی به اندازه امروز استدلال شیطان برای سجده نکردن بر انسان ، پر رنگ نشده بود.استدلال شیطان در سجده نکردن بر انسان کاملا با ملاکهای برابری و اخلاقیات دنیای امروز تطابق دارد و می توان سیره عملی این استدلال را در مسائل مربوط به زنان مشاهده کرد که چگونه زنان امروز از راه و روش شیطان پیروی میکنند و خوی تکبر آمیز او را در خود پرورش میدهند و همانگونه که تکبر ابلیس باعث اخراج او از بهشت گردید تکبر و استبداد زنان امروز نیز باعث اخراج آنها از بهشت خانواده و امکان داشتن لذت شوهر داری و فرزند آوری گردیده است.

در حالیکه زنان در قرآن به تواضع در برابر شوهر فرمان داده شدند ، این فرمان از سوی خیلی از افراد رد می شود و با انواع توجیهات سعی میکنند تا آن را به زمان خاصی نسبت دهند و از زیر بار مسولیت شانه خالی کنند درحالیکه روز به روز بر مسولیتهای مرد می افزایند. اصولا تمام تلاشهای فعالان حقوق زن در جهت رد همین فرمان است. 

تلاش برای برابری ، و یا به قول خودشان اثبات خودشان به مردان و ... تنها به نیت رد  تواضع در برابر مرد است و تمام این تلاشها به این منظور است که دلایلی مانند دلایل شیطان در رد خشوع او در برابر انسان برای رد تواضع زن در برابر شوهر و به رسمیت نشناختن قوامیت مردان بر زنان بیایند و آن را به روابط زن و مرد چه در قالب ازدواج و چه در خارج آن تعمیم دهند.

به هر حال شیطان هم برای خود دلایلی داشت که از سجده سر باز زند و بسیاری از زنان امروزی به دنبال همین دلایل هستند.

حالا جای این سوال مطرح است که چرا انسان بعد از 1400 سال به شیطان رسید؟ 

 با توجه به روند دنیا خواهانه  و رفاه طلبانه بشر که روز به روز وی را سرکش تر می کند جواب این سوال نمایان می شود. اما مهم تر از این سوال ، نگاهی اجمالی به تلاشهای امروز دشمنان (فمنیست ها) است که در جهت تحریف قرآن و تاویل آن قرار گرفته است.

 خداوند بارها در قرآن خود را حافظ آن معرفی می کند و البته این برای بسیاری از امروزی ها غیر قابل تحمل است شاید خیلی ها دوست داشتند که بتوانند قرآن را تعویض نمایند و مطابق با هوا و هوس نفس خود آن را باز سازی کنند چون تا حدی از آن دور شدند که نمی توانند آیات آن را بپذیرند و لذا سعی می کنند برداشت کاملا معکوس خود را از فرامینی که در بسیاری از جهات بسیار واضح است و البته تحریف نشده هم هست توجیه کرده ، بسط و گسترش دهند. این خود رسوایی بسیاری از متدین نماها در امروز است که ماهیت واقعی آنها را نشان می دهد و نشان می دهد که چگونه برداشتهای غیر عقلانی و حتی خلاف نص صریح را توجیه می کنند.

امروزه استدلاهای جالبی جهت رد آیات قرآن به گوش می رسد که جالب ترین و کم خردانه ترین آنها این است که خداوند در زمان پیامبر قادر نبوده که تمام حقوق زن را مطرح کند.

طبق استدلال مطرح شده خداوند به دلیل ترس یا رودربایستی از انسان 1400 سال پیش قادر نبوده حقوق زن را به طور کامل مطرح کند لذا مجبور شده تا ان را مطابق میل خوانندگان تعویض شده در قرآن بیاورد.

دو بحث در باب این استدلال شیطانی مطرح است:
1- اگر خداوند قادر نبوده تمام حقایق را در قرانی که خود ان را سنجشی برای اعمال مسلمانان دانسته ، بیان کند ، چرا دین خود را در 1400 سال پیش کامل کرد؟ می توانست بگذارد و امروز دین خود را کامل کند.
2- این استدلال مطرح شده ریشه در طرز فکر کافران امروز دارد. کافران امروزی برای این که خودشان را به قول خود دموکرات نشان دهند نیاز دارند تا از مردم تاییدیه بگیرند تا اکثریت آرا را کسب کنند و برای همین این طرز فکر را به خدا نیز نسبت می دهند یعنی گویا خدا نیاز به کسب رای اکثریت مردم داشته و به این منظور شعار های انتخاباتی خود را برخلاف واقعیت و حق بیان کرده است. 

و با ابن توجیه بنی اسرائیلی میگویند نیت خدواند را بهتر از خود او می دانند و در طول تاریخ چه بسیار کذابانی بوده اند که عقل خود را برتر از عقل خدا میدانسته اند

. از قدیم این ضرب المثل بوده که کافر همه را به کیش خود پندارد و امروز این کافران مدرن حتی خداوند را هم به کیش خود می پندارد. اما نکته جالب اینجاست که خداوند بارها این استدلال را در قران کوبیده است.
قرآن در سوره هایی مانند هود و ... بارها این را متذکر می شود که هر قومی که بر خلاف مشیت خداوند حرکت کند به هلاکت می رسد یعنی اصل در قرآن بر این است که مردم باید به خداوند برسند و نه خداوند به مردم. و در این راه هیچ گونه ملاحظه ای در کار نیست و لازم باشد عذاب و هلاکت نیز فرا می رسد.

سوره ابراهیم آیه 8 :
موسی گفت: اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا از همه بی نیاز است
سوره هود آیه 12:
(ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‏گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.

در پایان باید متذکر شد که در قران بارها بر این نکته تاکید شده که سنت خداوند تغییر ناپذیر است و این یکی از دلایلی است که شیعه قران را کتابی برای تمام قرون میداند اما عده ای دشمن و یا جاهل کوردل با چنین توجیهاتی قصد دارند قران را کتابی با تاریخ مصرف نشان دهند که زمان آن سپری شده و این کذابان باید جای آن را بگیرند. به هر حال طبق آیات ذکر شده و تعداد زیادی آیات دیگر و نیز طبق عقل ، مسئله رودربایستی خداوند از اهل جاهلیت برای احیای کامل حقوق زن ، کاملا منتفی است.


نظرات()       

یک مجری زن رادیو در وبلاگ شخصی خود نوشت:

منصوره صامتی

دربرنامه ی زنده ی زن امروز جامعه ی فردا با موضوع آمار بالای زنان و دختران مجرد (زنان بیوه و مطلقه ) (دختران بالای 35 سال )  و راه حلی برای ازدواج زنان بیوه ، مطلقه و دختران بالای 35 سال


دو نماینده خانم و دو کارشناس به  صورت حضوری و تلفنی در برنامه شرکت داشتند . بین حجه الاسلام علی جعفری و نمایندگان خانم نماینده بحث بالا گرفت ماجرا ازین قرار بود که نمایندگان زن با ازدواج مجدد مردان و متاهل شدن زنان مجرد مخالف بودند درحالیکه جناب جعفری به توصیه ی دین ازدواج مجدد مردان را امری بدیهی می دیدند و به سازو کار و سیاست گذاری ها ی کلان در این زمینه اشاره کردند .

بنده به عنوان مجری کارشناس و سردبیر در این برنامه حضور داشتم دو کارشناس را به آرامش دعوت کردم از جناب جعفری پرسیدم جناب جعفری شما حاضرید دختر تان همسر دوم مرد متاهلی باشد ؟ ایشان گفتند :بله ، اگر دختر م به سن 32 سال برسد و ازدواج نکرده باشد بهتر است همسر دوم مرد متاهلی بشود تا اینکه از افسردگی  به بیمارستان برود ! انقدر فضا و جو برنامه چالشی بود که صدا به صدا نمی رسید رو به خانم نماینده پرسیدم خانم دکتر شما می فرمایید زنان مجرد ، بیوه یا مطلقه نباید با مردان متاهل ازدواج کنند ، از طرفی آمارها به تعداد کمتر جمعیت مردان نسبت به جمعیت زنان اشاره دارد !

شما هم که به برنامه های ده ساله اشاره می کنید  فرض بفرمایید خانم مجرد مطلقه ای که امروز 32 سال سن دارد در ده سال آینده به 42 سالگی می رسد و عملا شانس ازدواج و بچه دار شدنش را از دست می دهد ! حال جمعیت حدود  10 میلیونی زنان بیوه ، مطلقه و بالای 35 سال باید چه کنند ؟ ازداج دایم نکنند ازدواج موقت را هم که رد می کنید پس زنان مجرد چه کنند ؟! شما چه راه حلی دارید ؟

خانم نماینده فرمودند :  راه حل ، راه حل ، ... نمی دانم شاید بهتر باشد شما از طریق همین رسانه اعلام کنید و از مردم بخواهید راه حل  بدهند .هدیه اش با ما پرسیدم ، خانم دکتر شما نماینده ی مردم هستید ، مرکز پژوهشهای مجلس راه حلی ندارد ؟! بلاخره شما که راه حل دین و آقای جعفری را رد می کنید باید راه حل قابل قبولی اراءه کنید ! نمی شود که این جمعیت عظیم را بلا تکلیف بگذاریم تا هر وقت که مجلس به نتیجه ای رسید !!!

 ایشان لحن جدی به خود گرفت و گفت :راستش شاید یک راه حل خوب این باشد که  زنان ایرانی مجرد بروند خارج یا از کشور های دیگر مردان مجرد به ایران بیایند !

در استودیو ولوله شد ، آقای جعفری هم تعجب زده گفت  چطور است که حکم دین را با لجاجت رد می کنیم و برای حل مساله باید مردان خارجی وارد کنیم ؟!  بنده هم  حیرت زده ...فرصت برنامه هم تمام شد  تنها افسوس خوردم و ضمن تشکر از کارشناسان برنامه خداحافظی کردم  

بسیار ناراحت کننده است که یک نماینده خانم برای موکلان خود هیچ فکری نکرده راه حل دین را رد می کند و راه حل تخیلی اراءه می کند ! یادمان باشد ما نمایندگان مجلس را انتخاب می کنیم. این موضوع برای اولین بار در برنامه ی زن امروز جامعه ی فردا مطرح شد و جالبتر اینکه در برنامه ی ما و با تحقیقات سرانگشتی بنده به آمار بالای زنان مجرد در ایران رسیدیم که حتی نماینده محترم هم از این مساله بی اطلاع بودند !  

نویسنده: منصوره صامتی / کارشناس فرهنگ و رسانه




نظرات()   
   

خدمت سربازی
به دلیل اینکه در این سایت ما رسالت داریم امور مردان را پیگیری کنیم، از جمله چیزهایی که برای ما اهمیت دارد بحث خدمت سربازی است. البته با خدمت سربازی مشکلی نداریم.
اما وقتی بحث از حقوق برابر زن و مرد توسط هر فمینیست و یا نگارنده زن در نشریات و روزنامه ها به بوق و شیپور گرفته می شود، ناگزیر هستیم به عدم برابری هایی اشاره کنیم که امروزه سیل بیرحمانه و نابخردانه هجوم زنان به عرصه های شغلی در کنار این امر اجباری (خدمت سربازی ) اصلا به قلم نمی آید و منجر به بیکاری و عقب ماندن پسران و مردان از زندگی می شود و عرصه های شغلی که باید بنا به رسالت شرعی و قانونی که بر گردن مرد است و لازمه تشکیل زندگی مشترک آنهاست به راحتی توسط زنان بی مسئولیت و منت گذار و یا خبیث و خودخواه به مانند اسرائیل غاصب اشغال شود و مشتی از خدا بی خبر و شیاد برای پز دادن آن را مایه افتخار و مباهات بدانند. در حالی که لکه ننگی است بر پیشانی اسلام و سرزمین اسلامی!

, اما لینک نظر در سایت الف: { + }

متن نظر:

وقتی از خدمت برمیگیردی می بینی تمام دخترهای همکلاسی تو این مدتی که نبودی رفتن استخدام شدن ای میسوزی ای میسوزی! میخوای زن بگیری نمیتونی! میخوای کار کنی همه آگاهی ها زدن استخدام خانم! برنامه نویس خانم× توی همین بنرهای تلیغاتی الف هم هست! ای خدا به ما پسرهای بیچاره هم نظری کن. ما زن میخوایم ! میخوایم بریم خواستگاری ! بهمون زن نمیدن! احساسات روحی و جنسی سرکوب شده داریم! میخوایم بچه داشته باشیم!× آخه خدا رو خوش میاد! خدمت رو ما بریم و نفقه و مهریه رو ما بدیم بعد کار رو بدن به زنها تا بیشتر عرصه رو بر ما تنگ کنن؟ خدایا همسر آدم بره به رئیش بگه چشم، اما وقتی میگن اسلام میگه از شوهرت اطاعت کن عصبی بشه و بگه مگه برده داریه؟ خدایا این چه وضعیه که درست شده! خدایا تو که صدای ما رو میشنونی! دارن پسرها رو شکنجه میکنن، هم روحی و هم جسمی و هم جنسی با این بی حجابی ها و تصرف شغل ها و مطالب ضد مردی که همش توی اینترنت دارن ما بیچاره ها رو مورد هدف قرار میدن! انگار زنها گناه نمی کنن و خطا نمی کنن و انگار تمام صفت بد برای مردهاست! خدایا کی دور ما میشه؟ کی نوبت ما میشه؟ خود همون پدری که در روزگار خودش ریاست خانواده دستش بود! الان شده کاسه داغتر از آش واسه دخترش! زورش میاد دخترش به شوهرش تمکین کنه! چنانی مهریه می بنده! چنانی دخترشو مرد بار میاره! که آدم تو هیبت مردونگی اون دختر گم میشه! ای خدا صدای من جوون رو هم بشنو! خدایا بنده های تو فقط زنها نیستن ما مردها هم هستیم! الف جون مادرت نشون بده



نظرات()   
   

مردان و زنان مد گرا

[http://www.aparat.com/v/kJCKV]

مد حتی در حال مرگ

[http://www.aparat.com/v/r8ZbP]


نظرات()   
   

چقدر کتاب میخوانیم؟

[http://www.aparat.com/v/cZTHJ]

متافیزیک

[http://www.aparat.com/v/X18Qj]


نظرات()   
   

اسکی بازی مد شده

[http://www.aparat.com/v/NvHTf]

دهکده جهانی یعنی این

[http://www.aparat.com/v/eQIuo]


نظرات()   
   

چرا کافی شاپ

[http://www.aparat.com/v/SGC2c]

خواستگاری در کافی شاپ

[http://www.aparat.com/v/StGA4]


نظرات()   
   

بزرگترین دستاورد متضاد فمنیسم با اسلام ، بالا بردن سن ازدواج است. همین یک امر کافی است که آن را محکوم کرد. اما امروزه در جاهایی از قول اسلام شنیده می شود که ازدواج در سن پایین ظلم به دختران است. بسیار تامل انگیز است که چگونه مطالب بنیادین در اسلام واژگون شده و تغییر موضع 180 درجه ای به خود می دهند. متاسفانه امروزه خودارضایی در میان جوانان (حالا از فساد و ... صرف نظر شود) بسیار رواج یافته و این کار خود سر منشاء تمام انحرافات جنسی و توهم گرایی است. در این متن به عوارض طلاق و ... که بارها در این وبسایت بدان پرداخته شده اشاره ای نمی شود بلکه تنها از همین بعد بالا رفتن سن ازدواج که نگریسته شود ، معضلات آن کاملا مشهود خواهد بود. از قضا بالا رفتن سن ازدواج ظلم به دختران است و همین امر را قرآن نیز تایید می کند  اما منافقین در صدد هستند تا حقیقت را به نادرست تبدیل کرده و باطل را شبیه به حقق کنند.

بعضی از تعابیر در مورد حجاب که امروزه رایج است جای تامل دارد که چگونه این مفاهیم واژگون شده اند. تعبیری که حجاب را راهی برای اختلاط مداوم زنان با مردان معرفی می کند و اصلا هدف حجاب را همین امر می داند. درست است که حجاب برای رویارویی با جنس مخالف است ، اما فراموش نشود این رویارویی به معنای حضور مداوم در کنار همدیگر نیست. مگر این نیست که مردی برای دفعه اول که می خواهد ازدواج کند ممکن است زنی را ببینید و از وی خواستگاری کند. با استدلال مطرح شده حجاب باید این تمایل را از مرد بگیرد و هیچ زن محجبه ای خواستگار نداشته باشد!!!! همین تمایل ممکن است برای مرد متاهل و یا زن متاهل نیز رخ دهد. از بزرگترین معضلات اختلاط ، شکسته شدن حریم بین زن و مرد است. و اصلا برای همین است که حجب و حیای دیروز در میان زنان و مردان امروزی مرده است.

این واژگون سازی ها تماما زیرکانه و اگاهانه صورت می گیرد و احوال مسلمانان را مانند قوم بنی اسراییل که در غیاب حضرت موسی  گوساله طلایی را می پرستیند می کند و به همین دلیل است که میگویند وقتی امام زمان بیاید همه فکر میکنند دین جدیدی آورده است.

حضرت فاطمه (س) فرموده اند: بهترین زنان زنی است که نه او هیچ نا محرمی را ببیند و نه هیچ نا محرمی او را ببیند .

حال اگر این حدیث را با توجیه بالا مقایسه کنید خواهید فهمید که چه دروغ بزرگی نهادینه سازی شده و زنان داشتن حجاب را توجیهی برای رابطه و دیدن مردان مختلف در شرایطی میکنند که هیچ ضرورتی برای آن مترتب نیست. 


نظرات()   
   

چشم و هم چشمی های زنانه در مد گرایی

[http://www.aparat.com/v/GtQAK]

جراحی زیبایی

[http://www.aparat.com/v/JAgZv]


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic