کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

در قرآن آیه ای وجود دارد که به انسانها توصیه می کند که از ترس عدم وجود روزی برای فرزندان، جلوی فرزندآوری را نگیرید. خوب این مطلبی است که این روزها بنا به غرض های عمدتا باطل، مرتب گفته می شود. در آیه ای دیگر به افرادی که امکان ازدواج ندارند تقوا سفارش شده تا به اذن خدا بی نیاز شوند و عمدتا افرادی که ادعای صاحب نظر بودن در تفسیر قرآن را دارند می گویند این آیه مربوط به کسانی است که در فقر هستند. اما این تفسیر کاملا با سفارش قرآن به عدم ترس از فقر برای فرزندآوری تضاد دارد، یعنی با پذیرش این تفسیر و گفته قرآن به این نتیجه می رسیم که: برای ازدواج کردن از عدم وجود روزی بترسیم و بعد از ازدواج برای فرزندآوری دیگر از عدم وجود روزی نترسیم!!!


بهتر است کمی دقیق تر به مسئله ازدواج به ویژه در زمان خودمان وارد شویم. امروزه در این که فقر بیداد می کند شکی نیست هر چند که این فقر واقعی نیست بلکه به شکلی توهمی و ترس فقر است که در پست های پیشین دلیل آن فدا شدن نیازهای فطری به دلیل نیازهای کاذب است. یعنی نیازهای کاذب در انسان احساس فقر به وجود می آورند درست مثل احساس ناامنی و وحشت یک معتاد به دلیل عدم دسترسی به ماده مخدر، از طرفی با وجود تعداد زیاد دختران و پسران فقیر آیا می توان با عدم ازدواج جلوی فقر را گرفت؟ حتی اگر به توصیه قرآن توجه نکنیم و ترس از عدم روزی برای فرزندآوری داشته باشیم و به دلیل این ترس بچه دار نشویم باز معقول تر است تا از ترس فقر دختر و پسر فقیری که در حال تجرد هم نمی توانند از فقر فرار کنند، از ازدواج جلوگیری کنیم. اصولا دختر و پسر فقیر در حال تجرد هم باید فکری به حال سیر شدن شکمشان بکنند و لذا این کار را دوتایی کنار هم بدون بچه بکنند صورت مسئله فرقی که نمی کند بلکه تا حدی بهتر است زیرا با توجه به سخت بودن کسب روزی برای هر دو، به طور گروهی راحت تر می توانند از پس مشکلات فقر خود برآیند و اگر اعتقاد هم به قرآن ندارند می توانند بنا به مصلحت خود به دلیل فقر از بچه دار شدن جلوگیری کنند.(در اصل اتفاقا دختران و پسران فقیر به تنها نبودن محتاج ترند زیرا در تنهایی مشکلات بیشتر آنها را می شکند) لذا عدم امکان ازدواج به علت فقر نمی تواند مقصود این آیه باشد زیرا اگر چنین بود باید برای بچه دار شدن هم این استدلال  مطرح می شد  که کاملا منطقی تر و به جا تر از عدم ازدواج به علت فقر است که قرآن آن را نفی کرده است.

با توجه به شرایط امروز که بیکاری بسیار زیاد است(این بیکاری ها تنها به دلیل از بین بردن شرایط زندگی طبیعی و امکان ارضای نیازها و حقوق ابتدایی و فطری توسط تمدن ماشینی امروز است)، لذا فقر دارد عمومی می شود، یعنی جامعه کم کم دارد به سمتی می رود که فقر عموم جامعه را فرا گرفته که از ارضای ابتدایی ترین حقوق خود محرومند و عده ای کمی اشراف باقی می مانند که با مال حرام و حق خوری زندگی می کنند و طبق تفسیر فوق به این افراد توصیه ازدواج و فرزندآوری بالا می شود و پیوسته با نادیده گرفتن بخش زیادی از جوانان تنها رسانه ها به این قشر توجه دارد که فرزند بیشتری بیاورید و یکبار نمی گوید جوانان مجرد ازدواج کنند و تنها به فکر فرزندآوری افرادی است که به طور کاذب و دروغین امکان ازدواج را دارند تا منافع دولت را با فرزندآوری تامین کنند. بی خبر از این که اتفاقا دختران و پسران مرفه کمتر نیاز به ازدواج دارند و راحت تر می توانند با تنهایی کنار آیند  و اتفاقا کانون زندگی مشترکشان سردتر و شکننده تر است.

از بحث اختلاف طبقاتی و  ... بگذریم و  به بحث اصلی باز گردیم که مقصود قرآن از عدم امکان ازدواج چیست؟ عقلا بنا به دلایل گفته شده فقر نمی تواند باشد  اما چه چیز مومن را از ازدواج باز داشته و امکان ازدواج را از وی می گیرد؟ زمانی که ازدواج دجالی شده و حالت مسجد ضرار را به خود گیرد که امروزه این روند در حال رخ دادن است. امروزه ازدواج و خانواده شکلی کاملا ضد فطری به خود گرفته که از تمدن امروزی نشئت گرفته است و بزرگترین مصداقش تشابه کامل زن و مرد است. این چیزیست که فطرت هر انسانی را از ازدواج می ترساند. اکنون که ما در دوران آخر زمان و در عصر غیبت به سر می بریم باید توجه داشته باشیم که قران و تمام سوره های آن برای ما نوشته شده است زیرا قرآن کتاب آخرزمانی است و با آن نبوت ختم شده است. باید حواسمان به تک تک آیات آن به صورت عملی در زندگی خود باشد و به تفسیرهای تئوری که کاربردی در زندگی امروز ما ندارند اکتفا نکرده و مرتب کاربرد آیات قرآن را در زندگی خودمان جستجو کنیم.


نظرات()   
   

شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فیسبوک به ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه واکنش نشان داد.

به گزارش تابناک؛ متن یادداشت شهین‌دخت مولاوردی چنین است؛

امشب پیروزی غرورآفرین تیم ملی کشورمان در برابر تیم آمریکا در لیگ جهانی والیبال کاممان را شیرین کرد. بالاخره بعد از ماهها اما و اگر برای حضور زنان در ورزشگاه این مسابقات به میزبانی ایران برگزار شد.

ضمن ادای احترام به رأی و نظر مراجع عظام، در این مدت تمام تلاشمان بر این بود و هست تا این موضوع به مسئله و هزینه‌ای برای کشور تبدیل نشود و با رعایت تمامی جوانب و ملاحظات شرعی و عرفی و قانونی ضمن احترام و توجه به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های بخشی از جامعه، به خواسته و مطالبه مشروع بخشی دیگر از جامعه هم پاسخ داده شود. بدیهی است این تلاشها معطوف به حضور بی‌قید و شرط و به هر بهایی آن هم در همه رشته‌های ورزشی نیست، این در حالی است که تمام این قیل‌وقال‌ها نه برای تماشای ورزش فوتبال و شنا و بوکس و کشتی بلکه برای تماشای ورزش والیبال است که تا دو سال پیش منع خاصی نداشت و امری عادی تلقی می‌شده است.

سؤال این است آیا در این دو سال شرایط و اوضاع و احوال تماشای این بازی‌ها تغییر اساسی پیدا کرده که حکم آن نیز باید مشمول تغییر شود؟ آیا با این اوصاف کشور خود را ناتوان از مدیریت و کنترل این موضوع ساده و تعبیه سازوکارها و ایجاد زیرساخت‌های لازم معرفی نمی‌کنیم؟ مگر در همین کشور طرح سالم‌سازی دریا پیاده نشده است؟ در همین سفرهای استانی و در سخنرانی‌های عمومی رییس‌جمهور یا در اماکن مذهبی با اتخاذ تدابیر لازم زن و مرد در کنار هم حضور دارند چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا عده‌ای هنرشان پیچیده کردن مسایل و دشوار کردن حل آن است تا گرهی که با دست باز می‌شود را با دندان هم نتوان باز کرد؟ و با تبدیل یک مسئله ساده به مسئله چندمجهولی بدین ترتیب تمام بار اسلامیت نظام بر دوش زنان گذاشته شود.

بویژه در آستانه سالگرد انتخابات ۲۴ مرداد ۹۲ که همه اعضای دولت بشدت درگیر ارائه گزارش و برنامه‌های متعدد برای گرامیداشت این حماسه سیاسی هستند، طوری وانمود شد انگار هم و غم ما جز این نیست و تمام فعالیت‌های خود را تعطیل کرده‌ایم و شبانه‌روزی در تکاپوی تحقق این موضوعیم. البته این سناریو از ماهها پیش کلید خورده بود، همان زمان که سعی کردند به دروغ از قول من این موضوع را در صدر مطالبات زنان قرار دهند و بر اساس آن چه تحلیل‌ها که ارائه ندادند.

بالاخره این موضوع در صدر منکرات جای گرفت، غافل از آنکه به راحتی از کنار منکرات بزرگ‌تر عبور می‌کنیم و سرمان را یواشکی برمی‌گردانیم تا مبادا خطی بر وجدانمان بیافتد: زندگی ۵۰۰۰ زن کارتن خواب در تهران، آمار ۹ درصدی معتادان زن از کل معتادان که در ۵ سال اخیر دو برابر شده است، آمار ۳۲ درصدی مرگ‌ومیر زنان ناشی از اعتیاد، رواج افسردگی و رسیدن سن اعتیاد به ۱۳ سال در بین دختران و تغییر الگوی مصرف آنها از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان که منجر به لذت و هیجان و شادی کاذب می‌شود، وجود دو میلیون کودک کار در کشور و... قله‌ای از کوه یخی است. همزمان خبر تجاوز گروهی ۶ مرد معتاد زیر پلی به دختر ۱۱ ساله‌ای که کودک کار است هم منتشر شد. خبری که در هیاهوهای اخیر گم شد و دریغ از واکنشی کوچک به این عمل شنیع و غیر انسانی که به فرموده مولای متقیان از شنیدن آن انسان اگر بمیرد رواست.

در چند هفته اخیر شدیدترین هجمه‌ها و حملات را از جانب کسانی که اکثریت واجدین شرایط دو سال پیش در چنین روزهایی بر روش‌ها و رویکردها و رویه‌های آنان خط بطلان کشیدند تحمل کردیم، کسانی که ۸ سال در غار کهف خود خزیده بودند در این دو سال از هیچ کوششی برای پاشیدن بذر ناامیدی و دلسردی در میان مردم دریغ نورزیده‌اند.

جماعت مقدس‌نما و مدعی دیانتی که با صدور اطلاعیه پشت اطلاعیه و خط‌ و نشان کشیدن‌های پی‌درپی از زلزله به پا کردن در روز مسابقه و برخورد خونین تا قبیح‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها و توهین‌ها که لایق خودشان بود، زنان و دختران پاکدامن و عفیف این سرزمین را خطاب قرار دادند. کسانی که نام یاران خدا را بر خود نهاده‌اند به رغم توصیه دیگران به حیا، برای نهی از یک منکر ده‌ها منکر دیگر مرتکب شدند، الفاظی که قلم از یادآوری و نوشتن آن شرمسار است و مصداق بارز چندین عنوان مجرمانه در قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

اگر روزی زنان و دختران عزیزمان این جماعت را ببخشند بی‌تردید فراموششان نخواهند کرد و در حافظه تاریخی خود این روزها را به یاد خواهند سپرد.


چند نکته درباره اظهار نظر مولاوردی:
۱- خانم مولاوردی هیچ توضیحی درباره اقدام حضور چند زن در سالن مسابقات مردان و دهن کجی نظرات مخالف مراجع تقلید نسبت به حضور زنان در ورزشگاه ها نداده است. مخالفت مراجع تقلید با حضور زنان منحصر به این دولت نبوده و در دولت احمدی نژاد نیز صریحا به این مسئله واکنش نشان دادند. ولی تلاش خانم مولاوردی برای سیاسی جلوه دادن این مسئله را باید کاری نادرست برشمرد. 
۲- خانم مولاوردی در نوشته خود، به این مسئله اشاره نکرده است که چرا مسئله «حضور زنان در ورزشگاه های مردان» است؟ چرا وی تلاش نمی کند که زنان در ورزشگاه های زنان حضور یابند و ورزشکاران زن را تشویق کنند و این مسئله را به کلی نادیده گرفته است؟
۳- شهیندخت مولاوردی در بخشی از نوشته خود به ارائه آمارهایی از وضعیت زنان داده است که مستقیم و غیر مستقیم نتیجه سیاست های فمینیستی و لیبرالی جناح همفکر وی در بدنه دولت در طی سال های گذشته است. چند برابر این آمار ها برای مردان جامعه وجود دارد ولی هیچ مسئولی آنرا فریاد نمی زند. و هیچ سازمانی وجود ندارد که آنها را مطرح سازد.
۴- مولاوردی که خود را ملزم به پیگیری این طرح می داند، به این مسئله اشاره نکرده که در جامعه ای که حضور مردان در بسیاری از اماکن و جاهای زنانه با محدودیت مواجه است و مردان حق ورود به بسیاری از جاها (مثل ورزشگاه های زنان) را ندارند آیا این کار وی نوعی خشونت و ایجاد تبعیض علیه مردان هست یا خیر؟ ) و آیا مگر زنان با پوشش اسلامی به مسابقات ورزشی نمی پردازند پس چرا مردان از فرسنگ ها دورتر حق نزدیک شدن به ورزشگاه های آنها را ندارند؟
 ۵- مولاوردی توضیح نداده است که از ایجاد تبعیض جنسیتی علیه مردان در مسئله حضور زنان در ورزشگاه های مردان، چه هدفی را دنبال می کند؟
۶- با وجود کاهش جمعیت شیعیان و مسئولیت مهم معاونت زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، مولاوردی نگفته است که با وجود چنین مسائل مهمی، چه تلاشی برای حل این مشکل کرده است؟ آیا تلاش وی برای حضور در ورزشگاه های مردان، خلاف سیاست های کلان کشور در صیانت از فرهنگی سنتی ایرانی و حفظ بنیان خانواده و رواج بی بند و باری به شمار نمی رود؟

لازم به ذکر است که علارغم مخالفت مراجع عظام تقلید، جماعت روشنفکر و رسانه هایشان، موضوع ورود زنان به ورزشگاه های مردان را مطرح ساختند که در نوشته ها و مطالب متعدد به این مسئله اشاره کردیم که نوعی توهین و تبعیض علیه مردان است.  





نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   


متاسفانه اخیرا تفاسیری در این مورد می شنویم که مردان را در برابر سرکشی زنان دعوت به نصیحت و سپس طلاق می کند. شما خودتان تجسم کنید که که اگر تمام زنان دنیا طغیان کنند که امروزه اکثر آنها این کار را می کنند و مردان به محض طغیان یک نصیحت کنند و سپس طلاق بگیرند چه می شود؟ خوب امروزه روز هم چیزی شبیه به همین در دنیا به وجود آمده است که ناشی از زیر مسئولیت در رفتن مردان از مسئولیت خطیر خود یعنی قوامیت بر زن است. متاسفانه این کفر آشکار قالب دینی هم به خود گرفته است.امروزه قوامیت مرد بر زن که مسئولیت حیاتی یک مرد است که اگر آن را رها کند با هیچ چیز دیگری نمی تواند از کفر در بیایید و تمام عبادات و ... او هم جانماز اب کشی حساب می شود، توسط شیاطین شکل بدی به خود گرفته است. شیاطین انجام این مسئولیت را ظلم به زن قلمداد می کنند و عده ای زیادی از انسانهای احمق هم این حرف را قبول کردند. ملاکها و معیارهای امروزی را مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که زنان نفقه گرفتن را در شان خود ندانسته و مردان نیز نفقه دادن و مسئولیت داشتن را درشان خود نمی دانند و هر دوی این ها از غرور است و غرور هم از جهل و توهم بشر، ناشی می شود. انسانهای امروز تنها در جهت نام شناسنامه ای خود یا هویت توهمی خود تلاش کردند و می کنند لذا از تاهل در برابر دیگران گریزان اند و آن را در شان خود نمی دانند. انسان مغرور هیچ گاه نمی تواند به عالم حق ملحق شود زیرا این الحاق را در شان خود نمی داند و نمی خواهد نفس خود را رها سازد و به جمعی چون عالم حق بپیوندد زیرا قصد تسلط و تجاوز کردن را دارد. برای همین است که انسان امروز مدام به حق تجاوز می کند زیرا نفس پرست است که البته نفس پرستی او هم ریشه در جهلش دارد. عدم پذیرش قوامیت مرد بر زن، جز هلاکت برای نوع بشر، چیزی را به ارمغان نمی اورد. در اصل مرد با رها کردن قوامیت خود بر زن، باعث می شوند که هر دو به حیوانیت خود بازگردند. مرد وظیفه روح دادن به زن را دارد و اگر این را که از طریق قوامیت تحقق می یابد را رها کند، هم زن بی روح می شود و هم خود روح خود را از دست می دهد و مسخ می شود.






روش های افزایش سایز


نظرات()   
   


افزایش سن و تغیرات دستگاه تناسلی در مردان
با روندی که در پیش است، سن ازدواج هر روز افزایش می یابد. همانگونه که سابق طبق ملاکهایی که در زندگی مدرن شکل گرفته بود، کم کم مدرسه و شیوه ای خاص از زندگی همه گیر و ضروری شد کم کم آموزشهای لازم برای سازگاری با فوت و فن ها و مدلهای ساختگی بشر چنان افزایش می یابد که شاید هر فردی لازم باشد تا 50 سالگی آموزش ببیند تا فقط امرار معاش کند. از طرفی زن و مرد هم در این روال کاملا مشابه با هم در نظر گرفته شده و بسیاری از فوت و فن ها همان تاثیر را بر روی زنان دارند که گوشت زیاد روی روحیه افراد دارند ( زاینده این مدلها و فوت و فن ها مرداند لذا نوعی خوراک مردانه به زنان داده شده که در هویت طبیعی وی اثر جدی دارد) از طرفی بالا رفتن سن ازدواج به شدت در کاهش میل جنسی و انگیزه ازدواج موثر است. در سنین بالا فرد متوجه می شود که انرژی سابق را ندارد و دیدی که به جنس مخالف را داشته را از دست داده است. لذا کم کم متوجه می شود که خللی در تکامل جنسی اش رخ داده و وی نتوانسته آنطور که باید این میل را در جهت تکامل خود به کار برد و همین امر انگیزه ازدواج در سن بالا را به شدت کم می کند که بر حق است. طبیعت روند خود را دارد و هیچ گاه سازکار با توهمات انسان نمی شود و لذا تکامل میل جنسی متناسب با طبیعت انسان پیش می رود و در سن خاصی بهار خود را دارد و در سنی پا به پاییز می گذارد و بهار و پاییز این میل اعتنایی به شیوه خلاف طبیعت انسان ندارد. لذا نیازهای طبیعی و حقیقی فدای نیازهای توهمی و دروغین می شوند. تضادی اساسی بین این روند کسب علم با کسب علم توصیه شده توسط بزرگان اسلام وجود دارد. علم ایجاد نیازهای کاذب و تلاش در جهت ارضای این نیازهای کاذب نتیجه ای جز هلاکت بشر نداشته و هیچ سازگاری با علم توصیه شده در دین ندارد.  باید حواسمان باشد که از ابتدایی ترین نیازهای خودمان محروم شده ایم و بعد بر سر ما منت گذاشته می شود که امکاناتمان بیشتر است!!!!!، از سیر تکاملی انسانیت خود محروم شده ایم. ما ازدواج می کنیم تا رابطه آدم و حوایی خود را از حالت صرفا شهوانی و حیوانی تبدیل به عروج معنوی کنیم و اصولا تفاوت ازدواج با زنا همین است، اما امروزه چه تعریفی از ازدواج می شود؟ چیزی جز نزولی پر شتابان تر از حتی زنا در انسان تعریف می شود؟ زنا که اسلام به شدت آن را نهی کرده چیزی نیست جز اختلال در تکامل معنوی انسان و نگه داشتن انسان در مرحله حیوانی و ازدواج انتقال انسان از مرحله حیوانی به عروج معنویست.
 


نظرات()   
   

سخنگوی نیروی انتظامی

به گزارش عصر ایران : {+ـــ...ـ} (هفده خرداد 1394)

سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به پرسشی مبنی رفع ممنوعیت حضور زنان در استادیوم های ورزشی گفت: هیچ گونه ابلاغی مبنی بر حضور بانوان در استادیوم ها بویژه سالن های والیبال ابلاغ نشده چرا که مرکز اصلی صدور مجوز در این زمینه وزارت کشور است.

لازم به ذکر است رسانه های زیادی در کشور به نقل از مولاودری به انتشار خبر تایید شدن حضور غیرشرعی زنان در استادیوم های ورزشی مردان را منتشر کرده بودند. { لینک مطلب مرتبط در این سایت}


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/tYB3N]

جوانا فراتسیس نویسنده آمریکایی است که نامه بسیار جالبی را خطاب به زنان مسلمان لبنان منتشر کرده بود و پیش از این متن کامل نامه در انجمن منتشر شده بود ، هم اکنون ویدیو دوبله شده این نامه جهت بازدید شما آماده گردیده است


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در زندگی زناشویی بارها شاهد زنانی هستیم که قادر به تفکیک دنیای مجازی از واقعیت نیستند و در بهترین حالت که استفاده آنها از این فضا باعث فساد نشود زنانی را شاهد خواهیم بود که فرزند و شوهر را نادیده گرفته با صرف کردن وقت خود در شبکه های اجتماعی و رد و بدل کرد حرف های پوچ باعث نابودی خانواده می شوند.

تصور کنید مادری را که کودک 3 ساله و شوهرش ساعت 1 بامداد هنوز منتظر هستند تا ایشان چت کردن را تمام کند و به رختخواب برود ، پدر بیچاره هرچه میکند تا کودک را بخواباند نمیشود و کودک بهانه نبودن مادر را میگیرد از طرفی مرد نگران صبح است که باید ساعت 6 از خانه بیرون برود  برای همین به زن تذکر میدهد که بس کند اما زن هربار با جمله الان می آیم برای خود وقت می خرد . مرد بالاخره به تنگ امده اینترنت را قطع میکند ، زن با داد و فریاد به جان مرد میافتد که مگر من زندانی تو هستم به چه حقی اینترنت را قطع کرده ای و....

توصیه تخصصی ما این است که کوچکترین حقوق خود در خانه را واگذار نکنید حتی پسورد اینترنت را.

 

به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس، همایش «نقش ما در تحول فضای مجازی» امروز با همت مجمع زنان انقلاب اسلامی در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این همایش روح الله مؤمن نسب این کارشناس فضای مجازی با اشاره به آسیب‌های شبکه‌ةای اجتماعی و وابستگی آن به رژیم اشغالگر صهیونیستی گفت: دلیل ماندگاری جهل، وهم است و شبکه‌های اجتماعی وهم را در بین مردم گسترش می‌دهد.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها با وهم می‌خواهند ما را از هم جدا کنند و هم اکنون شاهد هستیم اعضای خانواده در کنار هم نشسته اند اما هیچکدام حواسشان به دیگری نیست و همه با موبایل‌های خود سرگرم هستند.

این کارشناس فضای مجازی تصریح کرد: هویت در شبکه‌های اجتماعی گم شده است و هر فردی به راحتی خود را به عنوان فرد دیگری معرفی می‌کند این شاید در جامعه آمریکایی مهم نباشد اما برای ما که یک فرهنگ غنی و اصیل داریم به عنوان یک چالش جدی است.

مؤمن نسب خاطرنشان کرد: خود شبکه‌های اجتماعی می‌گویند ما آمده ام تا افکار مردم را تسخیر کنیم و پس از آن باعث تغییر رفتار افراد شویم، بعد از آنکه قدرت تفکر از افراد گرفته شود رفتار آنها نیز تغییر خواهد کرد، متأسفانه امروزه اگر اعضای خانواده‌ ساعت‌ها صدای یکدیگر را نشوند احساس کمبود نمی‌کنند اما اگر تنها یک ساعت شارژ گوشی همراه آنها تمام شود گویی از دنیا عقب مانده‌اند.

وی افزود: نظام رسانه‌ای غرب می‌گوید مهم این نیست که یک حرف را چند نفر می‌زنند بلکه مهم این است که یک حرف را چند نفر می‌شنوند، مگر ممکن است اسرائیلی که کودکان را در قنداق سلاخی می‌کند ابزاری در اختیار ما قرار دهد که با آن بتوانیم اسلام را گسترش دهیم.

این کارشناس فضای مجازی گفت: اینکه گفته می‌شود دنیا بدون مرز شده است یک دروغ است باید دقت کنیم که امروزه شبکه‌های اجتماعی با عنوان سرویس به مردم ارائه می‌شود و معنی لغوی سرویس در لغت نامه فارسی نوکری است، آیا این قابل قبول است که اوباما و آمریکا و اسرائیل با ارائه این به اصطلاح سرویس‌ها می‌خواهند نوکری ما را بکنند؟

مؤمن نسب اظهار داشت: یکی از فعالان در عرصه فضای مجازی خدمت آیت الله بهجت رسید و خدمت ایشان عرض کرد، من در فضای مجازی و اینترنت فعالیت می‌کنم، ایشان به آن فرد هشدار داند و گفتند: «مراقب باشید در یک ظرف نجس غذا می‌خورید».

وی افزود: شورای عالی فضای مجازی تشکیل شد تا این ظرف نجس را پاک کند و شبکه ملی اطلاعات را راه اندازی کند تا اینترنت سالم، سریع و ارزان در خدمت مردم قرار گیرد اما هم اکنون دقت کنیم که اینترنت و استفاده از آن هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ از طریق بازدیدها و جست و جوهای ما چه منابع مالی برای غرب و شرکت‌های تولید کننده این نرم افزارها تولید می‌شود؟

مؤمن نسب اظهار داشت: در یک پژوهش مشخص شد که 68 درصد از طلاق‌ها به دلیل ارتباطی رخ داده است که یکی از زوجین با یک جنس مخالف در این شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرده است و این یعنی اگر این شبکه‌های اجتماعی نبودند 70 درصد از طلاق‌ها کاهش پیدا می‌کرد.

وی افزود: متأسفانه برخی از بازی‌ها و CD های بازی که با قیمت‌های بسیار نازل در اختیار کودکان ما قرار می‌گیرد خرید و فروش آنها در آمریکا جرم است، ما هم اکنون 12 میلیون و 500 هزار نفر کاربر اینترنت داریم که سن این افراد زیر 18 سال هستند و این افراد در معرض خطرات و آسیب‌های اجتماعی زیادی قرار دارند.

این کارشناس فضای مجازی گفت: غرب با راه اندازی این شبکه‌های اجتماعی از سیاست قورباغه پخته استفاده کرده است به این معنی که آنها معتقدند اگر یک قورباغه را در یک ظرف آب جوش بیندازید فرار می‌کند و می‌رود اما اگر آن را داخل یک ظرف آب سرد بگذارید شنا می‌کند و اگر در زیر ظرف شعله کوچکی روشن شود آب به مرور گرم و قورباغه به مرور عصب‌های خود را از دست می‌دهد و پخته می‌شود، امروز در استفاده کردن از شبکه‌های اجتماعی نیز این سیاست را در پیش گرفته اند.

مؤمن نسب گفت: حتی اگر یک گوسفند را بخواهند وارد کشور کنند آن را قرنطینه و آزمایش می‌کنند که بیماری خاصی را وارد کشور نکند اما گوشی‌های تلفن همراه کیلویی وارد کشور می‌شود و متأسفانه در این موارد هیچ برنامه ریزی صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: پیوست فرهنگی از سوی مسئولان جدی گرفته نشده است و همه آن را به گردن دیگری می‌اندازند و نکته جالب اینجاست که اوباما می‌گوید من به دخترانم اجازه نمی‌دهم عضو فیس بوک شوند و در پیامی برای دانش آموزان نیز گفته است: جوانان به دنبال آینده خود باشید و همه رفتارهای شما کنترل می‌شود.

این کارشناس فضای مجازی ادامه داد: امروزه همسران، زنان و مردان برای گوشی‌های خود رمز می‌گذارند و این سوء ظن و تردید را در بین اعضای خانواده ایجاد می‌کند و تردیدها مقدمه‌ای برای آشفتگی خانواده‌ها، دوری اعضای خانواده از هم و طلاق می‌شود به عبارت دیگر شبکه‌های اجتماعی افراد را از دوستان و آشنایان و به عبارتی خودی‌ها دور و به غریبه‌ها نزدیک می‌کند.

مؤمن نسب ادامه داد: بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای در 17 یا 18 قسمت نحوه انجام جرائم را به کودکان آموزش می‌دهند و خانواده‌ها باید خطر این بازی‌ها را جدی بگیرند و آنها را در اختیار کودکان قرار ندهند.

در ادامه این همایش حجت الاسلام کهوند گفت: نکته مهم در استفاده از فضای مجازی این است که آن را به صورت منظومه‌ای نگاه کنیم امروز با نصب یک برنامه در گوشی‌های تلفن همراه امکان دسترسی به 600 کانال ماهواره ای وجود دارد که حدود 180 کانال آن دوزبانه و یا زیرنویس فارسی دارد.

وی ادامه داد: باید دقت کرد که خروجی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای ما چه بوده است؟ اینترنت آمده بود که در خدمت علم، اقتصاد و فناوری باشد اما هم اکنون چند درصد استفاده از اینترنت در این فضا انجام می‌شود؟

حجت الاسلام کهوند ادامه داد: ما در یک شوره زار صهیونیستی با عنوان شبکه‌های اجتماعی وارد شده‌ایم، عده‌ای آن را چاقو یا تیغ دو لبه می‌دانند و می‌گویند مهم این است از این ابزار چگونه استفاده شود اما دقت نمی‌کنند که دسته این چاقو در دست چه کسی است؟

وی ادامه داد: کارشناسان و پژوهشگران کشورهای غربی گفته اند اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی از اعتیاد به مواد افیونی بیشتر است و در اینصورت تصور کنید که آیا ممکن است آنها برای خدمت به ما این ابزارها را به رایگان در اختیار ما گذاشته باشند.

کهوند اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده اند که اهمیت فضای مجاری مانند اهمیت انقلاب اسلامی است پس باید آن را جدی گرفت.

همچنین نیلچی زاده کارشناس امور خانواده نیز با بیان اینکه متأسفانه ما و مسئولان در مورد فضای مجازی و آسیب‌های آن ترس جدی نداریم گفت: ندانستن و نگفتن در مورد بسیاری از ترس‌ها به مراتب ضررهای زیادتری را به دنبال خواهد داشت.

وی اظهار داشت: فضای مجازی روح و عاطفه افراد را زخمی می‌کند و سپس تیر خلاص را به افکار فرد می‌زند.

مؤمن نسب استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی و کمک به ترویج آنها را راهکاری برای مقابله با خطرات شبکه‌های اجتماعی غربی دانست و گفت: خانواده‌ها هوشیار باشد چه امکاناتی را در اختیار فرزندان خود قرار می دهند و از آنها در چه مسیری استفاده می‌شود.


نظرات()   
   

مقاله ای که میخوانید توسط آقای کنعانی گرد آوری گردیده ، امید است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال‌هاست که می شنویم "دختر من از برگ گل پاک‌تر است". سال‌هاست که حلال الله را رها کرده، به حرام او متوسل می‌شویم. وقاحت و جسارت تا حدی که یک به ظاهر مسلمان، علنا در جامعه اسلامی، حکم الله تعالی را با عقل ناقص خود سنجیده، از صدا و سیما تا دانشگاه، از مجلس و شورای نگهبان (همه چیز غیر از اسلام)، بی پروا، می نویسند و می گویند که " ای عقب مانده‌ها، ای بی فرهنگ‌ها، چند همسری و تعدد زوجات بد است؛ اصلاً ظلم است" و ...

با خود می اندیشم که آیا حقیقتاً اسلام یعنی این؟!

اگر تا کنون، مسلمانان به دو فرقه‌ی مسلمان و شیعه تقسیم می‌شدند، من بعد سه فرقه داریم، شیعه، سنی و فمنیسم.

این که یک مسیحی آمریکایی، قرآن را به آتش می‌کشد؛ این که یک کاریکاتوریست، حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله وسلم) را به باد استهزاء می‌گیرد؛ چه جای ملامت؛ که اینان متصف به جهل هستند. امّا وقتی فمنیسم اسلامی و ایادی آن، حکم صریح قرآن کریم را استهزاء کرده و عاملین آن را عقب مانده و بی فرهنگ و بی تمدن معرفی می کنند متصف به عناد و تکذیب آیات اللهی می‌شود.

اکنون، به یکی از این احکام اللهی می‌پردازیم. "تعدد زوجات یا چند همسری"

آیات و روایات بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ از جمله آنها أیات  3 و 129 سوره نساء، آیات 1 و 3 و 5 از سوره تحریم، آیات 6، 28، 30، 32 و 50 از سوره مبارکه احزاب.

امّا قصد نداریم در مورد این آیات به بحث بنشینیم. هدف این است که بدانیم منکرین این حکم اللهی، طبق قوانین شرع مقدس اسلام، در چه جرگه و گروهی قرار می‌گیرند و رفتار سایر مسلمین با این گروه باید چگونه باشد؟ آیا باید کوفه‌وار سکوت کرد؟ آیا این افراد همان "دختران پاک تر از برگ گل هستند؟"

از آنجا که فمنیسم، ید طولایی در انواع و اقسام استدلال‌های تهی دارد، نظر یکی از مراجع تقلید را در این باره جویا شدیم.

متن استفتاء:

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب و خسته نباشید. 1- آنچان که این سراپا تقصیر، مطلع هستم، اسلام، یعنی تسلیم محض بودن در برابر الله و پیامبر او. آنچنان که قرآن کریم می فرماید: " یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..." یعنی ملاک ایمان را اطاعت از فرامین الله و نبی اکرم می داند. نکته مهم این است که این اطاعت باید از روی قلب باشد. نه به صورت ریا، نفاق و یا اجبار. همچنان که فرمود: " لا اکراه فی الدین" قرآن کریم، تماما دستورات الله است. بنابراین اگر کسی، عمداً و با فهم و شعور، هر کدام از دستورات و آیات قرآن را از روی قلب نه اجبار، قبول نداشته باشد و حتی به زبان نیز بیان کند که مثلا من با فلان مسئله کاملا مخالفم (در حالی که موضع قرآن در این مسئله، کاملا خلاف نظر این شخص است) و حتی دیگران را نیز تشویق به انجام کاری که خلاف نص صریح قرآن است تشویق می کند، چه حکمی دارد؟ به طور مختصر، آیا کسی که قلبا یکی از آیات قرآن را قبول ندارد و این نظر خود را بیان می کند، مسلمان هست یا خیر؟ 2- می دانیم که در سوره نساء، خداوند به مردان مسلمان با شرط رعایت عدالت، اجازه داده است که همزمان با دو، سه یا چهار زن، به صورت دائمی، ازدواج کند. اگر یک زن مسلمان، ازدواج مجدد و همزمان مرد را امری نکوهیده بداند، با توجه به توضیحات فوق، مسلمان هست یا خیر. معذرت می خواهم سوالم طولانی شد.

 

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی:

کد رهگیری: 9312230260

بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

پاسخ: 

1- تحقیق در دین و اعتقاد به یکی از مذاهب، غیر از تظاهر به آن است توضیح این که: بر همه واجب است در اصول دین به اندازه توانایی خود تحقیق کنند، و اگر واقعاً بعد از تحقیق کامل و کمک گرفتن از آگاهان، به آیینی غیر از آیین اسلام معتقد شوند، معذور هستند؛ زیرا وظیفه عقلی و شرعی خود را انجام داده، ولی به خطا رفته ‏اند منتها عقل می‏گوید: «احتیاط را در عمل به واجبات و ترک محرّمات، ترک نکند».امّا کسی که قبلًا مسلمان بوده، و به عللی دین جدید اختیار کرده، اگر تظاهر کند محکوم به احکام مرتد است؛ و احکام مرتد در واقع از جمله احکام سیاسی اسلام، برای جلوگیری از نفوذ دشمنان در محیط اسلام، و اغفال و اغوای مردم است.

2- کسی که ضروری دین اسلام یعنی چیزی را که همه مسلمانان می‏ دانند (مانند معاد روز قیامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منکر شود، چنانچه ضروری بودن آن را بداند، کافر است به خاطر اینکه این انکار به انکار خداوند متعال و پیامبر اسلام  (صلی الله علیه وآله) باز می گردد.

توجه داشته باشید تعدد زوجات وسیله هوسبازی نیست، بلکه مربوط به ضرورتهاست و با شرائط سنگین و در حدود معینی مجاز شمرده شده، و فلسفه روشنی دارد، که اگر مطابق احکام اسلامی صورت پذیرد فواید آن به جامعه زنان باز می گردد.

شرح بیشتر این مطلب را در تفسیر نمونه، جلد سوم، ذیل آیه سوم سوره نساء مطالعه فرمائید.

لینک تصویر پاسخ معظم له: http://yon.ir/MlwT

 

این موضع اسلام در مورد این گونه افراد بود از دیدگاه یک مرجع تقلید شیعه. 

اکنون با هم نظرات برخی از چهره‌های شناخته شده کشورمان را در مورد تعدد زوجات می‌خوانیم.

فائزه هاشمی رفسنجانی:

به گزارش پارسینه، فائره هاشمی رفسنجانی در جدیدترین اظهارنظر خود با حمله شدید به قانون حمایت از خانواده و موازین فقهی مربوطه ادعا کرد: بسیاری از اصولگرایان نه تنها مخالف این دو بند لایحه (اجازه همسر دوم) هستند؛ بلکه برای عدم تصویب آن هم به جدیت تلاش می کنند.

فائزه هاشمی که بعد از حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری سکوت پیشه کرده بود در گفتگو با یک سایت فیلتر شده مربوط به جریان فمینیستی(مدرسه فمینیستی) "تعدد زوجات" را غیر انسانی توصیف کرد و گفت: به نظر نمی رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسران شان دارند؟ پس چه طور میشودانتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند!

لینك سخنان ایشان:

http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=19603

 

 

 

 

 

 

 

  

شهیندخت مولاوردی:

مولاوردی با بیان این که انتظار ما این است که قانونی که نوشته می‌شود، جمیع جهات را ببیند و راه تفسیر، دوپهلو بودن یا مبهم بودن را ببندد و مشکلی از مشکلات جامعه را برطرف کند اظهار کرد: در جهان اسلام این مسئله مطرح است که چرا مسلمان‌ها بخش اول آیه 2 سوره نسا را متوجه شدند که مرد می‌تواند 4 تا زن بگیرد و به آن صورت رسمی، قانونی و حقوقی بخشیدند و بخش بعدی آیه را واقعاً مورد توجه قرار نداده‌اند و برایشان محلی از اعراب ندارد. برای مسلمان‌ها در سوره 129 سوره نسا بحث کلمه لن مطرح می‌شود که به معنی هرگز در واقع نفی ابد هست. یعنی هرگز نمی‌توانید میان زنانی که متعدد هستند به عدالت رفتار کنید هرچند که راغب و حریص باشید به عدل و راستی. نهایتآً قرآن در اینجا می‌گوید که اگر سازش و پرهیز کنید همانا خداوند بخشنده و مهربان است و توصیه به پرهیزکاری می‌کند.

http://www.khabaronline.ir/detail/107262/society/family

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظرات()   
   

سخنرانی دکتر عباسی در مورد اصول بنیادی فمنیسم برای نابودی حیا در جوامع.
نکته جالب اینجاست که امروزه حیا با الفاظی مانند اجتماعی نبودن و یا خجالتی بودن مورد هجوم قرار گرفته و سر و زبان داشتن و بی حیا بودن مورد ستایش است.
[http://www.aparat.com/v/VK3W5]


نظرات()   
   

اشتغال زنان

رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان از افزایش میزان نرخ ناباروری در کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا دکتر حبیب‌الله موسوی بهار روز یکشنبه ششم اردیبهشت در همایش ایمنی و سلامت غذای استان، با بیان اینکه تغذیه ناسالم تاثیر زیادی در ناباروری داشته، افزود: تغذیه ناسالم زندگی انسان را مختل می‌کند و باعث بروز انواع سرطان‌ها می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه انسان‌ها دشمنی بالاتر از خود ندارند، گفت: حتی حیوانات نیز ظلم‌هایی که یک انسان در حق خود کرده را انجام نمی‌دهند.

موسوی بهار ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه انسان در انواع دارو و منابع غذایی با هدف سودجویی، سلامت جامعه بشریت را به خطر انداخته که متولیان امر باید هماهنگی‌های لازم را برای رفع نیازهای روزمره مردم انجام دهند تا بتوانیم نسل آینده سالمی داشته باشیم.

وی با بیان اینکه بهداشت و درمان تنها متولی 30 درصد بخش سلامت است، اظهار کرد: 70 درصد سلامت مربوط به دستگاه‌ها و حوزه‌هایی از جمله نهادهای دولتی و غیردولتی بوده که وظایفی در راستای ارتقاء سلامت در جامعه دارند.
***********
با توجه به اشتغال روز افزون زنان و تاکید سیستم های دولتی و فعالان حقوق زن بر موضوع اشتغال زنان، به تبع افزایش مصرف غذاهای فست فودی و کنسروی را شاهد خواهیم بود چرا که با تقلید از سبک غربی زندگی و فرصت کمتر زنان برای طبخ غذا، قاعدتا سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.
نکته تاسف بار این است که امروز خود زنان به مصرف کنندگان بزرگ فست فود ها و غذاهای کنسروی تبدیل شده اند!
مشکلات عاطفی ناشی از اشتغال زنان و مساله عدم سازش آنها در زندگی مشترک که منتج از اشتغال زنان است خود مزید بر علت است که خانواده ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
 
از آنجایی که سلامت جنسی خانواده و بخصوص مردان به ساپورت عاطفی از جانب زن و حفظ جایگاه و ریاست مرد در خانواده بستگی دارد و رابطه مستقیمی با تغذیه سالم دارد، قطعا مشکلات جنسی و ناباروری، ناتوانی های جنسی مانند اختلال نعوظ و زود انزالی و بیماری هایی مانند ضعف سیستم ایمنی و سرطان و افسردگی... با این سبک غلط زندگی به اوج خود می رسد.


نظرات()   
   

گناهان کبیره

به سایتهای مذهبی که رجوع کنیم از اعمالی مثل خودارضایی، همجنس گرایی، زنا و ... بعنوان معصیت یاد می شود و این اعمال حرام دانسته می شود. خوب این دقیقا درست است اما آیا غیر از این است  که این اعمال ناشایست  تنها در نتیجه افکار ، شرایط  و محیط اجتماعی مشرکانه امروز پدید آمده است؟
 متاسفانه سبک زندگی انحرافی که تشدبد کننده و دلیل اصلی این گونه اعمال است خیلی خوب قلمداد می شود ولیکن تنها به خود این اعمال بدون در نظر گرفتن علل ارتکاب آن، بسنده می شود. این جاست که باید دجال امروز را شناخت. دجالی که علم را ضد علم و دین را ضد دین می کند و این دجال در اصل زاییده نفس اماره است. امروزه مشخص است که نفاق به طرز پیچیده ای ایجاد شده است و شما شعار مردمان منافق امروز را مینید که اظهار تمایل به کمک به دیگران و بشر دوستی می کنند، مثل زنانی که حضور در جامعه خود را به عنوان خدمت به خلق و جامعه قلمداد می کنند.  این گونه افراد این گونه به دیگران کمک می کنند: ابتدا دیگران را له می کنند و حق آنها را به خاطر حرص های توهمی خود می خورند و بعد به آنها به ظاهر صدقه می دهند لذا به علت صدقه دادن، خود را مستحق قداردانی می دانند. 
این روال، اساس بسیاری از موسسات و افراد به ظاهر متمدن، و قدرت های بزرگ دنیاست. اما همین افراد از عدالت حقیقی اولیه که انسانها برخوردار بودند بسیار وحشت زده اند زیرا دیگر در این عدالت نمی توانند به واسطه صدقه دادن ریاکارانه، خودشان را نزد دیگران خوب جلوه دهند تا بدین وسیله هویت یابند. این اساس نزول پیوسته انسانها در طول تاریخ از زمان آدم و حوا تا امروز است. در پاسخ به اظهارات سخیف این فسم از انسانها باید گفت که احتیاجی به خدمت و کمک دروغین نیست بلکه اگر شما دست از تمایلات نفسانی خود بردارید، آنگاه کسی نیاز به کمک و خدمت شما ندارد. اکثر این برابری ها شامل همین موضوع هستند نکته جالب این است که گاهی این سوء استفاده در موضوعات دینی و با تحریف واقعیات گنجانده  می شو.

بهتر است چند مثال در باب خدمتهای دروغین و توهمی که هدفی جز شهرت طلبی نفسانی و توهمی ندارد آورده شود. مثال سس و صنایع غذایی در پستی آورده شد که مثلا زنی در رشته های مربوطه درس می خواند و خانه و خانواده را سرد و تنها می گذارد و یا کلا از هم می پاشاند تا مثلا در کارخانه های تولید مواد غذایی صنعتی کار کند و خیلی ها را هم بابت همین غذاهای صنعتی به سرطان و ... مبتلا می کند و نامش را خدمت به جامعه می گذارد. حالا این سرطانی ها باید به پزشکان تاجر مراجعه کنند تا آن پزشکان هم به اصطلاح خودشان خدمت کنند. اینجاست که خدمت کردن دروغین و ریاکارانه با بدبخت کردن مردم تبرایبا هدف  ایجاد هویتی برای نفس پلید، مشخص می شود. در دنیای به اصطلاح علم که همان علم اروپایی است از این موارد کم نیست. مثلا هروئین برای ترک تریاک اختراع می شود و اسمش در ان زمان خدمت می شود که باید از آن قدردانی کرد. این رسوایی را با این جمله معروف که همیشه در علم اشتباه و خطا است توجیه می کنند. اما چطور است که این اشتباهات هیچ گاه با اهداف مقدس نمی خواند؟ یعنی امکان ندارد کسی با هدف مقدس، کاری کند که ضربه مهلک به بشریت وارد نماید. نمونه اش پیامبران و امامان هستند. نیت این چرخه مهلک تمدن تنها ارضای نفس و دادن هویت به نفس اماره با خدمت ریاکارانه به خلق است. نمونه هایی از این دست بسیارند که اختراع رادیو اکتیویته و ... هم جزئی از آنان است. امروزه با وجود تشابه کامل زن و مرد که کاملا روندی بر خلاف روند توصیه شده ادیان دارد، چطور می شود توقع داشت همجنسگرایی نباید شایع شود؟ و یا این که سن ازدواج تا این حد بالا رفته و تشویق هم می شود، چرا  توقع داریم خودارضایی شایع نشود؟ چون خودارضایی باعث می شود که ازدواج نکنیم؟ یعنی باعث می شود که ازدواج به سبک فمینیستی امروزی نکنیم و میل بدان را از دست بدهیم. انجام ندادن خود این اعمال ناپسند به تنهایی کفایت نمیکند زیرا بعضی تفکراتی را در قالب دین رواج می دهند کاملا نتیجه آن گسترش این اعمال خواهد بود. به عنوان مثال، همجنسگرایی و لواط از تفکرات مهلکی سرچشمه می گیرد که در نهایت هم به هلاکت بشر می انجامد. مسلما در جامعه با شباهت کامل بین زن و مرد، همجنسگرایی ترویج می شود و برای همین هم در غرب همجنسگرایی چنان گسترش یافته که خیلی از سیاستمداران و روسای کمپانی هایی که کالاهای آن را ما به علت نیازهای کاذب و توهمی و جعلی خود مصرف می کنیم، علننا اعلام همجنسگرا بودن خود را کردند. در اصل زشتی این عمل به خاطر همان شیوه و منش و تفکر مهلک آنست .
کار پیامبران این بود که به مردم گوشزد نمایند که درست زندگی کنید و درست فکر کنید. مطابق با فطرت انسانی خود زندگی کنید. این مهم ترین موضوع است و اگر کسی زندگی مخالف فطرت را برگزید و تنها ظاهر برخی اعمال را حرام دانست، نه تنها از ظاهر آن اعمال نمی تواند فرار کند بلکه منافقانه و هلاکت بار زندگی می کند.


نظرات()   
   

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   

زن و مرد

بارها استدلال احمقانه " مگر مردان می گویند که من پدر و همسر هستم و بدان اکتفا می کنند که زنان تنها به مادری و همسری خود اکتفا کنند و ..."، این استدلال از تشابه زن و مرد نشئت می گیرد و می گوید چون زن با مرد مشابه است و زن مادر هست و مرد پدر، لذا پدر و مادر هم با هم مشابه اند. در واقع کاملا کامپیوتر وار عمل کرده است و گویا اطلاعاتش از انسان در حد اطلاعات یک ماشین از انسان است. و البته این استدلال از زبان کسانی در می اید که یا هیچ اطلاعاتی از دین ندارند و یا خود را به شدت به آن راه زده اند.  گویا نمی دانند هویت پدری چیزی جز نان آوری و در نهایت شغل اقتصادی اش نیست و می آیند هویت پدری توهمی از خود اختراع می کنند. گویا اصلا نمی دانند پدریت چیست و مرد قرار است با پدری خود چه کند؟ لاید زایمان کند و بچه شیر دهد و عاطفه مادری نسبت به فرزند داشته باشد؟ واقعا نزد این افراد هویت پدری و مادری چیست؟ پدری بدون کار بیرون چگونه اصلا می تواند پدری کند و مادری با کار تمام وقت بیرون اصلا چگونه می تواند مادری کند؟ این دو یعنی مادری و پدری که در عمل در تضاداند و چگونه می توانند مشابه شوند و با هم مقایسه شوند؟  این استدلال نهایت کفر و انکار است. هم دین و هم فطرت و هم تاریخ و حتی فیزویولوژی را منکر می شود. اگر قرار باشد این استدلال حق باشد لذا مرد و زن هر دو باید باهم حامله می شدند و با هم شیر می دادند و با هم ضعف جسمانی ناشی از ذخیره شدن شیر در بدن را تحمل می کردند و با هم باید جهاد می کردند اما جهاد زن و مرد با هم متفاوت بوده است و تمام احادیث و قرآن و ... گواهی این مدعاست. اما می خواهند همه چیز و همه کس را به صورت توهمی و جنون وار مشابه کنند. جالب است این برابری خواهی تشابه وار، از زمانی آغاز شد که نابرابری بشر به حد بحرانی رسید و به شدت فاصله انسانها زیاد شد و با تشابه زن و مرد این روند مهلک و نفس پرستانه بدتر هم شد. در این سیستم زندگی امروزی، هر کس دنبال تسلط بر دیگران است و تشابه زن و مرد هم در این روند به شدت تاثیر گذار است زیرا چیزی جر منیت خواهی تسلط گرایانه نیست.


نظرات()   
   

این روزها در صدا وسیما، بسیار از دیکتاتوری شاهان حرف زده می شود، و حتی صحبت از دیکتاتوری شدید آنها قبل از پهلوی می شود، اما وقتی منصفانه قضاوت کنیم می فهمیمیم که در زمان شاهان قاجار و قبل از آن، یک شاه کمتر می توانست دیکتاتور باشد زیرا دخالتی در زندگی روزمره مردم نداشت. 
امروزه که لفظ ساختگی دموکراسی در جهان ایجاد شده و در کشور خودمان نیز تجسم احمقانه آن ترویج می شود. در این شرایط آیا دخالتهای دولت امروز در زندگی مردم بیشتر است یا شاهان گذشته؟ به عنوان مثال ناصرالدین شاه را دیکتاتور می نامند، در صورتیکه بسیاری از مردم آن روز نه ناصرالدین شاه را می دیدند و نه می شناختند و نه او مردم را می شناخت و تنها از طریق مالیات یا تصمیمات اقتصادی با مردم در ارتباط بود و چون مردم عمدتا روستایی  و خودکفا بودند ، دیوی به نام دولت نبود که همه مردم را برده خود سازد. سیستم خانواده سالاری بود، اما امروزه مکاتب انحرافی همچون فمینیسم که ادعای استقلال زنان را دارند اما در اصل قصد خارج کردن زنان از دامان خانواده و غرق کردن آنها در باتلاقی وحشتناک را دارند که دولت متولی آن شده است. 
همین دولت امروزه در شخصی ترین مسائل مردم مثل ازدواج دخالت می کند و همیشه به جای کارکرد سازنده اثراتی مخرب از خود بر جای میگذارد  همانطور که ازدواج سپید در اثر دخالتهای بی رویه و گستاخانه دولت در زمینه ازدواج رواج یافت.
 جوانان را به جرم انجام سنت پیامبر به زندان انداختن،و به خاک سیاه نشاندن از زورگویی های سیستم دولتی مدرن امروز است که در زمینه خانواده بسیار مخرب تر از شاهان گذشته عمل کرده است. دولتی که 2 سال از پسران بیگاری میکشد و رئیس جمهور با افتخار میگوید در دولت من اولیت اشتغال با زنان است!!! زنانی که جز زبان درازی برای این کشور هیچ نکرده اند و در در 2 سالی که پسران مشغول خدمت به کشورند ، طلبکارانه مشول اشغال کردن جایگاه انها هستند. 
باید گفت دولت از مهمترین عوامل تغییر شیوه زندگی مردم است و در صدد جابجایی جایگاه مرد و زن با یکدیگر معالانه مشغول تخریب بنیان خانواده است. کودکان را از آغوش پدر و مادران در آورده و در سیستم کثیف بوروکراسی حل کرده است و با رواج یتیم خانه های مدرن ، کوکانی را برای آینده کشور به بار خواهد آورد که نه در دامان پر مهر پدر و مادر بلکه در مهد های کودک و با انواع عقده ها و بی توجهی ها بزرگ شده اند. 
سیستم دنیا پرستانه امروز در حال برده داری و سوء استفاده از مردم و گسترش این رویه ها در کل دنیاست اما متاسفانه به دلیل طراحی ماهرانه این سیستم ، دیگر کسی متوجه آن نیست تا مانند زمان شاهنشاهان با ظلم آنها مبارزه کند و مردم با داشتن توهم آزادی ، برده سبک زندگی و خواست زورمندان و ثروتمندانند.


جامعه اسلامی که در آن سنت پیامبر جرم است


جامعه کثیفی که کسی برای کسی نیست. هر کس در اختیار نفس اماره خویش است و تمام اعضای خانواده همین گونه از کودکی تربیت می شوند.


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام در عوض راننده خوبی شده ام! حسابدار خبره، مأمور خرید زرنگ، مدیر توانمند، باربر قوی، استراتژیست با هوشی شده ام. اما دیگر خودم نیستم، مدت زیادی است که در خودم گم شده ام! چه کسی مرا به عرصه های مردانه کشاند؟ در حالی که شانه هایم، بازوانم و زانوهایم هنوز زنانه اند، هنوز برای مرد شدن ساخته نشده ام! افسوس که ناآگاهانه مدتهاست به مرد بودنم افتخار میکنم. فراموش کرده ام که زن بودن اوج افتخار است. صبرم، عواطفم، هنرم ارزشمندتر از چیزهایی است که به دست آورده ام.
دلم برای نوه هایم می سوزد، چه کسی میخواهد به دخترانم مادر بودن را بیاموزد!
خانه ها بی مادر شده اند، مردان دیگر نگران هزینه های زندگی نیستند، نگران خرید، دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و... نیستند! به لطف مرد شدن ما آنها فرصت زیادی برای سرگرمی پیدا کرده اند.
بهشت زیر پایمان بود! ولی اکنون در جهنم دوگانگی می سوزیم. دلم خیلی برای زن بودنم تنگ شده است.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

شبکه های سیما

رسانه ملی با ماهواره رقابت می کند. این جمله آشکارا از زبان بسیاری از عوامل این رسانه بیان شده است. این رسانه در سالهای اخیر در ترویج مسائل غیراخلاقی و ترویج فمینیسم و اختلاط زن و مرد، به شکل فاحش  با رسانه های ماهواره ای رقابت می کند و موفقیت های چشمگیری را در این زمینه کسب کرده است. در تبلیغ برنامه های نوروز، دختر و پسر به شکل زننده در کنار هم قرار می گیرند و هر استانی در این تصویر زننده یک نماینده دارد . مرتب از سرزمین مادری( همه جا صحبت از مادری است و هیچ جا به پدری اشاره نمی شود) گفته می شود و چند صباحی است که مانند رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، همدیگر را با اسم کوچک صدا می زنند و حتی افراطی تر از آنها چون خیلی از آنها با اسم مستعار همدیگر را صدا می زنند و یا با اسم و فامیل کامل،  اما در رسانه ملی در ساعات صبح در شبکه 6 زنی چادری سایر مردان را با اسم کوچک صدا می زند، کاری که زنان این مرز و بوم در گذشته نه چندان دور با شوهران خود نمی کردند و حتی مردان هم با الفاظی مانند بی بی و ... زنان خود را صدا می زنند و این یعنی حیای بین زن و مرد. حیایی که اگر شکسته شود به جنون زن و مرد می انجامد و آنها را دیوانه می کند. در توجیه اختلاط زن و مرد، برخی احادیث قلابی خوانده می شوند و حدیث خود حضرت زهرا در این زمینه نقض شده و دروغ خوانده می شود.  احادیث جدیدی که تا کنون به عقل جن نرسیده بودند پیدایشان می شود. 
دلیل عدم اجازه رسانه خصوصی در این کشور چیستوقتی خود صدا و سیما نتایج اسف باری را برای اخلاق جامعه در پی دارد. وقتی در جلو تلویزیون برخی زنان چادری تا این حد بی ادب و حرمت شکن ظاهر می شوند چیز عجیبی نیست زیرا آنقدر در پشت دوربین حیای خود و مردان اطراف خود را شکسته اند که جلوی دوربین و به ویژه در برنامه های زنده خود را لو می دهند. عمدتا این دختران بی حیای چادری متعلق به نسل جوانی هستند که پس از انقلاب تربیت یافتند و نه زنانی که دوران تربیت انها به پیش از انقلاب می رسد. 



رسانه ملی حتی در مقابل گناه و فسق آشکار از خود مقاومت نشان نمیدهد و افراد مختلف با صورت های تراشیده شده با تیغ به جلوی دوربین آورده می شوند و از آنها الگو سازی می شود.
در پایان سوالی که ذهن من را درگیر میکند این است : که آیا انقلاب کردیم که از مولفه های فرهنگی زمان ظاغوت و ماهواره استفاده کنیم و با آنها رقابت کنیم؟


نظرات()   
   

یکی از مفاهیم غلطی که فمینیست های ایرانی به تقلید از غرب در سایتهای تحلیلی و خبری مکررا بیان می کنند بحث توانمند سازی زنان است.
البته اینها برای اینکه مقامات کشوری را در خصوص این موضوع اغفال کنند بحث توانمند سازی زنان روستایی و تبدیل محصولات آنها به سرمایه و کارآفرینی و اشتغالزایی را مطرح میکنند و لیکن درعمل این توانمند سازی تنها پوشش و پوسته ای است به فعالیت ها مخوف و زیرزمینی آنها.
در واقع اغلب این بودجه ها و سرمایه های مربوط به این برنامه ها صرف مرد سازی زنان می شود. این پروسه بعنوان مکمل طرح برابر دانستن زنان و اختصاص فرصت های برابر شغلی و تحصیلی به زنان است.
هر فرد عاقلی می داند که تصدی پست های مدیریتی با کسب تجربه میسر است. منظور از تجربه صرفا تجربه مدیریتی نیست. بلکه تجربه عملی و میدانی در امور مربوطه است. بعنوان مثال یک مدیر خوب مدیری است که مدت قابل توجهی از عمر کاری اش را در سایت یا در درگیری رودر رو با کار مربوطه گذرانده باشد و با تمامی ریز و درشت مفاهیم و جزئیات کار از نزدیک آشنا باشد. چنین مدیری با دید تجربی و قوی ای که دارد و با شناخت عینی که دارد می تواند ارتباط درستی با عناصر و نیروهای خود برقرار کند.
در واقع در هیچ کجای دنیا اینطور نیست که یک مدیرصرفا تجربه مدیریت کردن را داشته باشد و با کار آشنایی لازم را نداشته باشد. اما از آنجایی که در کشور ما متاسفانه اغلب مدیران از روی لیاقت و تجربه انتخاب نمی شوند و منصوب شدن مدیران غالبا با انتصاب و رابطه صورت می گیرد لذا جا برای حضور زنان در مدیریت های کاملا مردانه ایجاد می شود.
ممکن است بتوان مفاهیم مدیریتی را در یک دوره فشرده به شخص خاصی آموزش داد لیکن قطعا نمی توان تجربیات کار سایتی و میدانی را  که یک مدیر طی سالها کار و سر و کله زدن در محیط های کارگری بدست آورده در یک دوره فشرده منتقل کرد.
البته مفهوم برابری که در غرب مطرح می شود  از این رو که یکسان دیدن زن و مرد در غرب سبب شده که زنان بخصوص در مشاغل کارگری و سخت و زیان آور مشغول شوند و اگر معدود زنانی در سیستم های آنها به مدیریت برسند واقعا تمام مراحل سخت را پشت سر گذاشته اند. سوای اینکه در همان سیستم ها هم باز زنان با پارتی و رانت و لابی گری های فمینیستی در برخی جاها به شکل نمایشی و یا برای انجام ماموریتی خاص گماشته می شوند و در پس همه آنها مردان سرمایه دار تصمیم ساز هستند که تمامی جزئیات را دیکته می کنند.
اینجاست که با توجه به محدودیت های جسمی زنان و ویژگی های فیزیولوژیکی و روحیات خاص زنانه که نامتناسب با اغلب پست های شغلی و همچنین با آموزه های دینی ماست که اختلاط زنان و مردان را مجاز نمی داند ، نمی توان زنان را به زور به پست های شغلی و مدیریتی تزریق کرد. که اگر این اتفاق افتاد نشان از فساد سیستم و یا معیوب بودن ساختارها به شکلی است که بالاتر توضیح داده شد.
مطالب بالا پاسخی است بر اظهارات مسئول سابق مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری خانم زهرا شجاعی که طی مصاحبه ای در سایت تابناک که لینک مطلب و بخشی از آن در کادر زیر درج شده است .
پیش از درج  این مطلب خاطر نشان می سازد که مشخصا این تزریق مدیران زن در سیستم های دولتی و نیمه دولتی یک کار باندی و سازماندهی شده و یک توطئه آشکار و در واقع یک عمل مصنوعی و یا مبارزه با طبیعت (تغییر و دخالت در طبیعت) است که در ادامه بحث بعد از کادر به مفهوم آن اشاره خواهد شد:

 با گذشتن سال‌ها از انقلاب، چقدر دولت در زمینه تربیت زنان و ایجاد کادر سازمانی موفق بوده است؟

در دوره اصلاحات ما ٥٤٠جایگاه سازمانی ایجاد کردیم و متاسفانه این ٥٤٠پست و جایگاه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در دولت بعدی متلاشی شد. شورای توسعه استان منحل شد. کارگروه‌ها تعطیل شدند. علاوه بر این جایگاهی که ایجاد کردیم، طرحی هم داشتیم که ٣٠٠مدیر زن را تربیت کردیم.

 تجربه تربیت ٣٠٠مدیر زن چطور بود و آیا امکان فعالیت و مشارکت آنها که در این دوره حضور پیدا کرده بودند، مهیا شد؟

برگزاری این طرح برای خارج‌شدن از دور باطلی بود که در مورد مدیریت زنان تکرار می‌شد. ما به آقایان می‌گفتیم چرا از مدیر زن استفاده نمی‌کنید و آنها می‌گفتند زنان تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ چون مدیر نبوده‌اند. برای اینکه از این دور باطل خارج شویم ٣٠٠نفر را تربیت کردیم تا در بخش دولتی مشغول شوند. به آنها آموزش لازم ارایه شد تا دیگر در مورد مدیریت زنان این حرف تکرار نشود.

دوره‌ دیگری هم تحت‌عنوان «ملیکا» برگزار کردیم. چون این طرح در نیمه‌شعبان اجرا شد نام این طرح ملیکا گذاشته شد. دوره ملیکا، آموزش مهارت‌های زنان برای حضور در مجامع بین‌المللی بود. این طرح در چهاردوره برای تربیت مدیران بین‌المللی اجرا شد.

لینک مطلب در تابناک {+}




برای توضیح تناقض و سیستم مصنوعی که قبل از کادر به آن اشاره شد بر میگردیم به همان بحث توانمند سازی زنان:
یکی از مفاهیمی که فمینیست ها زیاد روی آن مانور می دهند این است که نخست باید زنان را توانمند کرد ( به شکل مصنوعی آنها را از شکل خودشان خارج و به شکل دیگری تبدیل کرد و یا در طبیعت آنها دخالت کرد)
نکته اول این است که توانمند سازی یعنی توانمند ساختن کسی یا چیزی که توانمندی یا استعداد انجام چیزی را ندارد و ما آن را عوض می کنیم تا خلاف طبیعت واقعی اش باشد (چون همانطور که می دانیم نوع زن از ابتدای خلقت فطرتا و ذاتا کارهای متفاوت و توانمندی های متفاوت از مردان را داشته است. این چیزی سوای آموزش و توانمند سازی معتادان یا فرزندان خانواده ای فقیر است)
نکته دوم این است که فمینیست ها پس از این مرحله فرصت های برابر را طلب می کنند. یعنی اول ما زنان را تغییر می دهیم و بعد می خواهیم که آنها را به جای مردان قرار دهیم!
و اینکه انتصاب باید بر اساس صلاحیت و توانمندی های فرد باشد نه جنسیت وی!
در اینجا اصلا نمی خواهیم به وظایف شرعی و قانونی مردان و ماهیت فطری آنها (استحقاق بیشتر آنها برای تصدی شغل و مدیریت )اشاره کنیم چون این را بارها گفته ایم و این خود دلیلی محکم بر رد نظر فمینیست هاست.
ما میخواهیم با عقاید خودشان جواب خودشان را بدهیم:
آنها می گویند به زنان ظلم تاریخی شده و زنان از کار و تحصیل محروم شده اند. ما می گوییم اگر توانمندی داشته اند چگونه محروم شده اند؟
1-    در واقع چرا از ابتدای خلقت زنان مردان را از کار و تحصیل محروم نکرده اند آیا این خود دلیلی بر توانمند نبودن زنان در عرصه های مردانه نبوده است؟
2-    خود بحث توانمند کردن زنان سندی است بر عدم توانایی عادی و فطری آنها درانجام امور مردانه. چون شخصی که توانمند نباشد را توانمند می کنند.
3-    مانور روی توانمند بودن زنان و اینکه حال که زنان توانمند شده اند ( به شیوه مصنوعی به چیزی دیگر تبدیل شده اند) چه ارزشی را بر زنان می افزاید و چه افتخاری را به آنها می دهد وقتی که امروزه حتی حیوانات هم با دستکاری کافرانه بشر قابلیت و استعداد انجام کارهای انسانی را پیدا می کنند؟ آیا واقعا توانمند سازی زنان به شیوه مصنوعی و یا فرو کردن آنها در میان مردان کار خاصی است وقتی که  با آموزش و تغییر ماهیت ، حتی یک حیوان هم می تواند کارهای یک انسان را تقلید کند؟
4-    با این رویه بعید نیست که در سالهای آینده سازمان های حیوانات از ظلم تاریخی بر آنها و محرومیت آنها از کارهای انسانی صحبت کنند و حیوانات هم خواستار فرصت های برابر با انسانها شوند؟!!!

بیان مقال بالا به هیچ عنوان در جهت توهین به زنان نیست. نگارنده این مطلب هدف از بیان این موضوعات را نجات جامعه از شرایط بدی که در آن گرفتار شده است می داند و معتقد است تعمیم گفتمان غلط فمینیستی به هر چیزی حتی موضوع حیوانات می تواند چه عواقبی را ایجاد کند.
مفاهیمی مثل تربیت زنان، یاد آور تربیت حیوانات است برای بدست آوردن توانمندی های انسان. چون حیوانات فطرتا و ذاتا کار انسان را انجام نمی دهند.
اگر کسی متهم به توهین به زنان باشد، فمینیست ها در ردیف اول این اتهام هستند. این منطق آنهاست.
بخوبی واضح است که دنباله روی از غربی که تا بالای سر در باتلاق اشتباهات اجتماعی فرو رفته است چه آینده تاریکی را برای ما رقم خواهد زد.

تا صد سال پیش کسی فکر نمی کرد روزی چنین شعارهایی در مورد زنان مطرح شود. شاید در آینده هم کسی از امروز تصور نکند که سگها هم هزا ران سال محرومیت از کار و تحصیل را ظلم ما بر خودشان بدانند و به دنبال تزریق خود و در نظر گرفتن تبعیضات مثبت برای خودشان و تصدی برخی کرسی ها مانند وزارت و نمایندگی مجلس و مدیریت ها باشند!

تصویر زیر یک سگ آموزش دیده (اشاره به بیانات داخل کادر خانم شجاعی)  را نشان می دهد که در یک فروشگاه تمام کارهای یک فروشنده را انجام می دهد.

سگ های آموزش دیده که کار انسان را انجام می دهند


نظرات()   
   

محیط زیست از زمانی از بین رفت که انسان محیط زیست را برای ارضای هواهای توهمی نفسانی خود کافی ندانست. و زمانی که فاجعه نابودی محیط زیست برای انسان جاهل و نفس پرست امروز مشخص شد سعی کرد تا کلاهی بزرگ بر سر خود بگذارد و گام دیگری در نمایان کردن بت پرستی و نفاق درونش بردارد. فعالان محیط زیست و سازمانهای محیط زیست که مانیفستشان این است که هواهای نفسانی خودمان را به اجبار نگه داریم و اشتهاهای کاذب نفسانی خودمان را که کمپانی ها برای سود خود در ما درست کردند را حفظ کنیم اما محیط زیست را هم حفظ کنیم. بسیاری از راهکارهایی که این جماعت بیان کردند تنها به نابود کردن بیشتر محیط زیست منجر شد.( مانند استفاده از پلاستیکها و ... که امروزه ضررهای فراوان آنها درک شده است) محیط زیست هم جلوه و نشانه ای از خداست و نمی توان خدا را فریب داد. نمی توان خدا را دور زد و به هواهای سخیف نفسانی ادامه داد زیرا روح هواهای نفسانی ما با محیط زیست همخوانی ندارد و در اصل انسان به واسطه هواهای نفسانی خود با محیط زیست در جنگ هست. در ایران محیط زیست و فمنیسم که مکتب ضاله و کاملا نفسانی است گره خورده است. همانطور که در جاهای دیگر جهان نیز الفاظی مانند اکو فمینیسم مطرح شده و تنها کارشان انحراف بشر است. مطیع کردن فرد در برابر نفس اش است که نمونه نمایان آن مطیع بودن مرد در برابر نفس تجلی یافته خود یعنی زن است.

Image result for ‫آرم سازمان محیط زیست‬‎
چندی پیش رییس سازمان محیط زیست به برنامه شناسنامه آمد و در مورد محیط زیست و البته مسائل زنان صحبت کرد. متاسفانه هر دو فعالیت محیط زیست و فعالیت برای حقوق زنان که در اصل فمینیستی است، هر دو از ریاکارترین اعمال بشر است و هر دو یک هدف را دنبال می کنند: اطاعت از نفس و نابودی انسان با پیروی کردن از نفس. صحبت های ایشان در مورد محیط زیست اینجا مطرح نمی شود اما ایشان بحث روابط همکارانه زن و مرد را مطرح کرد و آن را مجاز و موجه جلوه داد. باید دید واقعا روابط همکارانه زن و مرد چیست و چه عواقبی دارد. همانطور که در پست های پیش نیز گفته شد همکاری زن و مرد که در قالب اختلاط امروزی صورت می گیرد دو پیامد عمده دارد که اولی امکان ایجاد فساد است و دومی امکان ایجاد اختگی در مرد و زن است. این نوع اختگی درست مثل همان اختگی است که براداران و خواهران نسبت به هم دارند. این نوع اختگی در اصل ناشی از مشابه شدن زن و مرد در مراحل زندگی است که دل هر دو را نسبت به هم متنفر می کند و دو جنس را نسبت به هم سرد می کند و نوعی اختگی ایجاد می کند. اشتراکات عامل اصلی اختگی جنسی در این زمانه است. درست مثل اشتراکی که برادر و خواهر نسبت به هم دارند و آنها را نسبت به هم اخته می کند و چه بسا دختران و پسرانی که حتی اشتراک خونی نسبت به هم ندارند اما با اسم خواهر و برادر در کنار هم بزرگ شوند، در نهایت نسبت به هم اخته شوند. لذا بعد غیر بیولوژیک این مسئله حتی ضعیف تر از بعد روانی آن است. افزایش اشتراکات زن و مرد و حتی توهم این اشتراکات می تواند اختگی در هر دو جنس ایجاد کند. لذا این مورد باعث توجیه شدن همجنسگرایی می شود، همانطور که در غرب توجیه شد. ( زیرا در غرب هم دردهه های پیش که زن و مرد به این حد از اشتراکات نرسیده بودند، مسئله همجنسگرایی قابل قبول نبود و دولتی و قانونی نشده بود اما در سالهای اخیر به دلیل اشتراکات فراوان زن و مرد و شبیه سازی بیش از اندازه آنان، این مسئله توجیه شد و در اغلب کشورهای غربی قانونی شد) لذا عرضه ایجاد اختگی در دو جنس، بسیار مهلک تر از عارضه اولی آن یعنی ایجاد فساد در جامعه است. اما بهتر است در مورد ایجاد فساد در جامعه به وسیله اختلاط نیز صحبت شود. فساد تنها روابط فیزیکی بین زن و مرد نیست بلکه تجسم زن و مرد از همکاران نامحرم خود است. این تجسم ممکن است که موقع ارتباط فیزیکی با همسر، رخ دهد و یا در مواقع ....،  آخرین عارضه اختلاط زیاد زن و مرد ارتباط فیزیکی زن و مرد نامحرم با هم است که روز به روز در حال افزایش است و حتی خود دولت و افراد پرنفوذ نیز آن را تصدیق کردند. اما هدف محیط زیست در واقع حفظ همین فسادهاست و حفظ تمایلات نفسانی و اجرای آنان است. اینان نمی خواهند که از قهر طبیعت که جلوه ای از قهر خداوند است درس بگیرند بلکه می خواهند خدا و طبیعت را دور بزنند و به هواهای نفسانی خود ادامه دهند. لذا ظلم را توجیه می کنند. ظلم های بزرگ یعنی تشابه کامل زن و مرد، تشابه کامل نژادها و اقوام، از بین رفتن استعدادهای واقعی انواع قوم ها و جنسیت ها و فدا کردن تمام آن استعدادها برای برآورده شدن نیازهای کاذب نفسانی که ماشین آنها را تامین می کند ( این استعداد کشی از طریق شبیه سازی افراطی تمام انسانها صورت می گیرد) . ظلم نقطه مقابل عدل است که هر چیزی در جای خود قرار می گیرد و تشابه افراطی انسانها در عدل وجود ندارد. با توجه به فرورفتن جهان در ظلم های ساخته شده توسط دجالان و شیاطین از جنس جن و انس، زمینه برای عدل نهایی جهان  فراهم می شود اما این مسئله زمانی باید رخ دهد که مردم خود را شناخته و بدانند که چه نیازهایی از آنان حقیقی است و چه نیازهایی توهمی است که دجالان آنان را به وسیله نفس انسان، به انسان دیکته کردند. بزرگترین این دجالان همین نهادهای محیط زیستی اند. هر چند که دجال های فراونی در قالب پزشکی و هنری و صنعتی و حتی دینی در جامعه امروز بیداد می کنند.
در پاره ای از مصاحبه رییس سازمان محیط زیست در برنامه شناسنامه، به موروثی بودن محیط زیستی بودن خانواده وی اشاره ای شد. متاسفانه این نیز نماد شرک و بت پرستی است که برخی خدمت را تنها در ریاست ( چون هدف فعالیتهای اینان عمدتا ریاست است و خدمت را تنها با ریاست و قدرت طلبی نفسانی می خواهند و جستجو می کنند و حتی آن را موروثی می کنند، مگر اینکه توبه کنند). مصداق دیگر شرک نیز ایجاد خداهای متفاوت برای محیط زیست و هواهای نفسانی است و پرستش هر دو با هم است. این تازه نمونه کوچکی از شرک در دنیای امورز ماست و امروزه آنقدر خدا توسط انسانها ساخته شده که بیش از تعداد خدایان تمام انسانها در طول تاریخ است. عمده هدف این بت پرستیها، قشری گرایی و طبقه بندی(دکتر شریعتی نیز در کتاب میعاد با ابراهیم به این هدف از شرک اشاره نموده است) و هوسرانی است. هر دو هم کاملا مشهود است. تنها راه برای بخشش محیط زیست و خدا، توبه از روال امروزی است. سازمانهای محیط زیستی که روال منافقانه را پیش گرفتند می بایست حتما توبه کنند و فرصت برای آنها هست و اینجا مکانی برای غیبت و سرزنش نیست و فقط مکانی برای اطلاع رسانی به مردم و حتی مکانی برای به خود آمدن افراد محیط زیستی است.


نظرات()   
   

امروزه سخنانی که از سوی زنان دولتی مطرح می شود کاملا با قرآن و آموزه های آن تضاد و حتی دشمنی دارند. آنها زن و مرد را در عرصه های اجتماعی برابر می دانند و خواسته های در این راستا را طلب می کنند. فعالیت اجتماعی در واقع همان فعالیت اقتصادی و کسب قدرت مادی است و نه فعالیت اجتماعی از نوع به قول خودشان زینبی. در چارچوب خانواده هم می خواهند وظیفه تمکین را یا رد کنند و یا بین زن و مرد مشابه کنند و حتی مرد را مطیع زن سازند که عاقبت قوم لوط نصیب مردم شود. امروزه دختران تا سن بالا مجرد می مانند و دلیل مجرد ماندنشان تنها تبلیغات رسانه ها و دولت برای فعالیت اقتصادی دختران است. خوب مسلم است که اسلام با بالا رفتن سن ازدواج و تعویق ازدواج که در نهایت به عدم ازدواج می انجامد، آشکارا مخالفت کرده است. حتی عقل سلیم هم این موضوع را تایید می کند و به ویژه دختران که سن ازدواجشان گذشت دیگر گذشت و نمی توان با تبلیغ ازدواج پسران با زنان سالخورده این موضوع را خاتمه داد. اصولا زنانی که به دنبال آن هستند که سن ازدواجشان بالا برود ، بهتر است ازدواج نکنند. زیرا عمر جنسی زنان دارای بهار و پاییز است. اگر بهار از دست رفت، هرگز تجربه ازدواج خوب به دست نمی آید. در اصل زندگی خوب را به بهای اندک آرزوهای قلابی فمینیستی می فروشند و یا به خاطر چشم و هم چشمی در سنت جاهلانه زمانه از یکدیگر. متاسفانه امروزه این تعویق ازدواج از سوی دختران به یک امر منطقی تبدیل شده و یک منطق کافرانه و ضد منطق برای آن درست کردند.



حضور زنان مانند برخی زنان صدر اسلام نیست. زیرا طبق احادیث بسیار مطمئن زنان مومنه صدر اسلام همگی خانه دار بودند و اصلا چنین سنت جاهلانه ای در آن زمان وجود نداشت. هیچکدام از ابزارها و مشاغلی که زنان را ازخانه  بیرون بکشد در آن زمان وجود نداشت که بخواهند به زور و با جعل و تحریف، برای دختران تیره بخت و گمراه امروزی الگوسازی نمایند. متاسفانه از درس خواندن در دانشگاهها تعبیر به عبادت می کنند در صورتی که همه می دانند این درس خواندن ها تنها برای کسب پول و اصلا فن پول در آوردن است. پول در آوردنی که وظیفه مسلم مرد طبق اسلام است. خوب این تضاد آشکار است. حتی توجیه شان هم متضاد با اسلام است. یعنی ازدواج را فدای عبادت کردن که همان رهبانیت است که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. متاسفانه شبیه سازی مسیر زندگی زن و مرد باعث شده که ازدواج های همسن افزایش یابد که بسیار زیان بار است. در سریال های تلویزیونی نیز مدام ازدواج دانشجویی که ازدواج همسن است تشویق می شود. اختلاف سنی مرد و زن می تواند ده سال باشد. به گونه ای که پسر 30 ساله با دختر 20 ساله ازدواج کند زیرا این موضوع در سنین بالا اهمیتش مشخص می شود. اما متاسفانه وقتی مسیر زندگی زن و مرد بر خلاف اسلام مشابه قلمداد می شود لذا دختر هم می گوید من هم تا سن 30 سالگی کار دارم و باید کارهایم را کنم مگر در خانه شوهر با هزینه شوهر این کارها را ادامه دهم. لذا این باعث می شود که پسران قید ازدواج با دختران سن پایین تر را زده و همسن گزینی رخ دهد. اگر پسر تا سن خاصی کاری دارد که نمی تواند ازدواج کند به علت مسئولیت هایی است که طبق اسلام دارد اما دختر این بهانه را ندارد. در ارتباط با تبلیغ پایین رفتن سن ازدواج نباید اختلاف سن زن و مرد موقع ازدواج فراموش شود. یعنی طوری نشود که پسر و دختر هر دو موقع ازدواج 20 سال داشته باشند.


نظرات()   
   

نیروی جنسی

بسیاری از تحریکات جنسی در جامعه ما، از نقل قول ها و الفاظی صورت می گیرد که در اصل یک اثر مخرب روانی و شیطانی  است. به عنوان مثال از اعضای خاص بدن جوکهای زیادی ساخته شده است و تنها عامل جک شناخته شدن آن جوکها، وجود کلمات فارسی مربوط به اعضای خاصی از بدن است. اما وقتی از کلمات فرانسوی برای اعضای بدن استفاده می کنیم هیچ گاه تحریک نشده و یا نمی خندیم. همین خندیدن به لغات فارسی اعضای خاص بدن، تحریک کننده است. چرا هر گاه بخواهیم جدی از اعضای بدن خاص صحبت کنیم که خنده و تحریکی در کار نباشد، معادل فرانسوی آن را به کار می بریم؟ چه اتفاقی می افتد؟ آیا از عضو دیگری صحبت می کنیم؟ خیر، عضو همان عضو است. اما تحریکات روانی ناشی از فرهنگ غلط باعث می شود دو کلمه متفاوت از یک مفهوم، تا این حد مختلف جلوه کنند. هر کسی می بایست این کلمات را به طور جدی برای خود و در ذهن خود تکرار کند و مدتی که این کار را انجام دهد، تا دیگر با این کلمات احساس خنده و تحریک(چون در اصل همین خنده ها به تحریک تبدیل می شود) نمی کند. لذا استانه تحریک جنسی خود را بالا برده است. وقتی تحریک نسبت به کلمه از بین رود، کم کم، همین روش را می توان برای تصورات نادرست جسمانی که داریم به کار بریم. همه ما در ذهنمان تصاویر و جمله هایی است که ما را در خلوت تحریک می کند. باید با تمام این تصورات سنگین برخورد کنیم، درست مانند معادل فرانسوی برخی اعضای خاص بدن. با این کار تقوای جنسی بالا می رود.
توضیحات بالا اصلا بدین معنی نیست که مثلا زنان بی حجاب باشند و ... و ما آستانه تحریک خود را بالا ببریم. بلکه تنها محدود به تصورات و لغات و جمله ها و اشیاست. حجاب زن و از آن مهم تر اختلاط زن و مرد باعث نابودی و اختلال میل جنسی است. اختلال زن و مرد از بی حجابی هم بسیار بدتر است و نمی توان با توجیه حجاب زن، اختلاط دائم زن و مرد را توجیه کرد. زیرا اگر حجاب زن تنها برای عدم تحریک مرد کافی بود، لذا هیچ زن محجبه ای نباید خواستگار می داشت. مردان عمدتا با چهره زن و لحن و حرکات وی تحریک می شوند تا با دیدن مثلا موی او.  از طرفی اختلاط لجام گسیخته زن و مرد به شکل امروز که با نام حضور فعال زنان در جامعه صورت می گیرد، باعث اختگی طرفین نیز می شود. همانطور که خواهر و بردار نسبت به هم اخته هستند که در اصل ناشی از اختلاط دائم آنهاست. برای همین است که اگر دختر و پسری که واقعا خواهر و برادر نباشند اما به دروغ به آنها گفته شود که خواهر و برادرند و  با هم بزرگ شوند و رابطه غیر جنسی که همان رابطه کلامی و ... است را به طور مستمر با هم داشته باشند باز نسبت به هم اخته می شوند.


نظرات()   
   

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

هلاکت بشر در جاهیلیت مدرن

روند امروزه به طرز کاملا واضح به هلاکت انسان می رسد. هر گونه انکار در این روند هلاکت بار خود به هلاکت سریعتر انسان کمک می کند. دو دلیل عمده جهت هلاکت مردان و زنان مدرن وجود دارد:


نفس پرستی زن و مرد مدرن
نمونه بارز نفس پرستی زن و مرد مدرن مسئله هوسرانی مردان مدرن و اشتغال پول پرسنی زنان مدرن است. بر همگان معلوم است که زنان هیچ گاه در طول تاریخ بیکار نبودند که بتوان واژه اشتغال را تنها به امروز روز نسبت داد. امروز آنچه که اشتغال نامیده می شود به گونه ای جنبه تفاخر جویی پیدا کرده است و با اظهار تفاخرجویی ، دیگران نیز در ازای آن اشتغال به هلاکت می رسند. زیرا هر اشتغالی که با تفاخرجویی همراه باشد و یا با نیت تفاخر جویانه باشد قطعا تمام افرادی را که با آن شاغل سر و کار دارند به هلاکت خواهد رساند. در گذشته طی زندگی روستایی اشتغال زنان مشهود بود. هیچ زنی از مرگ شوهر خود به علت نیاز مالی نمی مرد. بر خلاف زنان امروز که در بقای زندگی خود تردید دارند و پیوسته در پی انواع و اقسام بیمه ها برای ادامه زندگی خود هستند، زنان قدیم حتی زنان شهر نشین گذشته به فکر بیمه نبوده و احتیاج چندانی به آن نداشتند. اشتغال زنان روستایی دیروز که اکثر جمعیت زنان را تشکیل می دادند هم اشتغال بود و وسیله ای برای امرار معاش انها و کمک به امرار معاش خانواده، اما چون جنبه فردگرایانه مطلق و تفاخرجویانه نداشت لذا مثل امروز فریادهای فمینیستی انحراف گونه و جنون وار را سر نمی داد. امروزه رشته هایی که ساخته و پرداخته مردان هستند را به خورد زنان دادند و آنها را در بازی مردانه وارد کرده و  آنها را تشویق میکنند. با با تزریق رشته و فنون مردانه به زنان مسلما آنان را مردوار و مردخوار خواهند کرد درست مثل کسی که بر اثر زیاد خوردن گوشت، خشن شده باشد. البته این خوراندن ، با تفاخر و چشم و هم چشمی زنانه مخلوط گردیده که نماد نفس پرستی زن امروز است. نفس پرستی مرد امروز هم در هوسرانی و شهوت پرستی است که عمدتا قشر مردان مرفه را شامل می شود. اصولا فمینیسم را قشر مرفه مردان نگه داشته اند و اکثر زنان و مردان را به هلاکت کشانده اند.
امروزه زندگی زنان و مردان مثل هم شده و مو نمی زند. اگر در تاریخ به دقت نگریسته شود، مشهود است که دنیای مدرن امروز کاری کرده است کاملا این دو را به هم شبیه به هم کرده است و مسیر زندگی هر دو را یکسان و همسان ساخته و این کاملا بر خلاف حقیقت فطرت انسان بوده و موجبات هلاکت بشر را فراهم می اورد. حقیقت فطرت انسان را خدا می داند و در قرانی که از سوی اوست بر تفاوت کامل زن و مرد تاکید گردیده است. لذا شرایط زندگی امروز کاملا بر خلاف بیانی است که قرآن از فطرت انسان دارد زیرا قرآن تنها از فطرت انسان سخن گفته است و برای فطرت انسان امده است. کودکان دختر و پسر امروزی درست یک روال تربیتی را در زندگی طی می کنند که بر خلاف آن چیزی است که فطرت آنها طلب می کند لذا نیازهای درونی آنها در بیرون از آنها پاسخی ندارد و همین امر عامل جدایی این دو  ، چه در قالب طلاق و چه در قالب تجرد و در صورت انحراف در قالب همجنسگرایی است. مسلم است که طلاق و تجرد زیاد قطعا به انحراف بزرگ همجنسگرایی می انجامد و همجنسگرایی نماد هلاکت انسان است.


نظرات()   
   

زن شکاک


همسرم با غم تنهایی خود ، خو می کرد
موقع بحث "هوو" ، لیک هیاهو می کرد !

بس که با فکر و خیالات عبث می خوابید
نصف شب ، در شکم آن زنه چاقو می کرد !

وقتی از رائحه ی عشق سخن می گفتم
زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد !

طفلکی مادر من آش که می پخت ، زنم
معتقد بود ، در آن جنبل و جادو می کرد !

بهر او فاخته می دادم و می دیدم شب
داخل تابه ، به آن سس زده و کوکو می کرد !

آخر برج که هشتم گرو نه می شد
باز از من طلب ، ماهی و میگو می کرد !

فیش دریافتی مرا می زد و ظرف یک روز
خرج مانیکور و میزامپلی مو می کرد !

گر نمی دادم ؛ با اشک سر مژگانش
آب می زد به ته جیبم ، و جارو می کرد !

زندگی خواهر خود را می خورد
که او به مچ تا سر آرنج ، النگو می کرد !

نظر مادرش از هر نظری حجت بود
هرچه می کرد ، فقط با نظر او می کرد !

برخلافش اگر آن دم نظری می دادم
لنگه کفشی نثار من هالو می کرد !

کاشکی "دست بزن" داشتم ؛ اما چه کنم ؟!
که خدا قسمت او ، شوهر مظلومی کرد !

برگرفته از سایت www.namnak.com




نظرات()   
   


خدای ماشینی


از دیدگاه اسلام کافر کسی است که خدای ظن خود را می پرستد. این خدا می تواند صفات خدا را داشته باشد و یا خدایی خارج از این حیطه و محدوده هستی و در خارج از کائنات باشد. قرآن ، خدا را  از رگ گردن به انسان نزدیکتر می داند لذا خدا از اعضای بدن انسان به انسان نزدیکتر است و در وجود همه انسانها قرار دارد. همین امر منجر به این می شود که هر فردی مسئول تمام اعمال خود باشد.
 در پست های تحریف فمنیستی ادیان،  روالی از تغییر بسیار شدید در آراء برخی علما در طی مدت زمان بسیار اندک نشان داده شد . این پست ها کاملا هدفمند بود تا در مورد این ناپایداری و تغییر بسیار فاحش در این زمان کوتاه بحث شود. به راستی ریشه این تغییر فکر فاحش در حوزه زنان چیست؟ در این سالها چه اتفاقی افتاده است جز اینکه بسیاری از دین نماها جزای کفر ناشی از پرستش خدای ظن خود را در این سالها می بینند و هر روز ناچارند با تغییرات تکنولوژی فکر جدید و تفسیر جدیدی از خود ارائه کنند که به مذاق مخاطب خوش بیاید و در نهایت آن چنان از اعتبار بیفتنند که محو شوند! .مسلم است که نپذیرفتن جایگاه خداوند در درون انسان و قرار دادن جایگاه وی در خارج از کائنات و هستی و عملا در نیستی که به اعتقاد عدم وجود خدا می انجامد سبب می شود تا درستی و نادرستی و احکام زندگی سعادتمندانه انسان را زندگی ماشینی امروز تعریف کند. 
 تنها تغییر در این مدت زمان کوتاه سیطره بیشتر صنعت و ماشین در زندگی بوده و ماشین جای خدا مصلحت انسان را تعیین می کند. از آنجایی که ماشینها هر روز آپدیت می شوند و از بین می روند لذا پیوسته خدای انسان امروز می میرد و زنده می شود . در هیچ زمانی انسان به این اندازه خداهای رنگ وارنگ نداشته و تا اینو حد مشرک نبوده است. انسانی که ملاک اخلاق و حتی فطرت خود را به محیط بیرون واگذار کرده است و شرایط هر چه شد  متناسب با آن فطرت خود را تغییر می دهد و البته که نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط خود را مسخره و تحقیر می کند مانند کلاغی که راه رفتن خودش را هم یادش می رود.
در قرآن گفته شده که اگر از کافران بپرسند زمین و آسمان را که آفریده، می گویند البته که خدا!!! پس مسلم است از دید قرآن و اسلام کافر فقط کسی نیست که بگوید خدایی نیست و کسی که خدا را در عمل به هیچ انگاشته نیز چنین است.
این که زن مسلمان امروز درست مانند زن فمنیست غربی عمل می کند اما نمی داند فمنیسم چیست تنها ناشی از شرایط محیطی است که به وجود آمده است. این زن مسلمان بین زندگی خود و احکام قرآن تضاد آشکار می بیند لذا سعی در اعتراض دارد و برخی مراجع هم احساس خطر کرده و سریع تفسیری مطابق با میل جمع و مطابق با محیط از آیات قرآن می کنند. همه می دانند که بت پرستی امری نکوهیده است و بت موجودی است در خارج از وجود انسان که انسان برای آرامش و ثبات بدان متوسل می شود و خود را به واسطه آن نسخ می کند. خوب این تناسخ امروزه کاملا آشکار شده است . خدایی که احکام و آیات قرآنی جدیدی می اورد و هر روز آپدیت می شود و انسانها را در تناسخی وارد می کند که مدام در ان می میرد و زنده می شود و این درست مثل توصیف خدا از جهنم در سوره ابراهیم است که می فرماید جهنمیان مدام و از هر سو به مرگ می رسند اما نمی میرند. فرض کنید در اینده به واسطه علوم و فنون اروپایی حیوانات متمدن شوند و و بگویند در اسلام جایی گفته نشده که انسان اشرف مخلوقات است بلکه اینکه گفتند انسان اشرف مخلوقات است به این معناست که انسان اشرف مخلوقات نیست!
.


نظرات()   
   

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (4)

مخالفت آیت الله بروجردی با شرکت زنان در انتخابات

در قسمت قبل به نطق پیش از دستور سید باقر جلالی موسوی در روز 11 دی ماه 1331 در مخالفت مردم و علما با شرکت زنان در انتخابات اشاره شد.

بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه 1331 جلالی موسوی که نتوانسته بود در نطق پیش گفته روز قبل، متن نامه های حضرت آیت الله بروجردی، آیت الله صدر و آیت الله حجت را قرائت کند، متن آن ها را روزنامه در صفحه هفتم روز مذکور درج کرده است:

 نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:

خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.

به عرض عالی می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. تلواً تصدیع می‌دهد با آن که در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیراً از طرف جناب نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحاً اجازه مداخله در انتخابات به زنها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می‌باشد، ولی چون اخیراً زمزمه‌هایی از بعض اطراف شنیده می‌شود و مطالبی در بعضی جرائد نشر می‌گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبتها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد، زیرا این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

به دنبال آن نامه کوتاه آیت الله بروجردی و همین طور آیت الله حجت آمده و در انتها از قول آقای بهبهانی آمده است:

به طوری که ملاحظه می‌شود شرح فوق را به حقیر مرقوم و صریحا عدم جواز شرکت زنان را در انتخابات اعم از وکیل نمودن و وکیل شدن حکم فرموده‌اند. حقیر هم بالصراحه به اطلاع اولیاء امور رسانیده. (روزنامه اطلاعات، پانزدهم دی ماه 1331، ش 7993، ص 7)

بحث شرکت و عدم شرکت زنان آن زمان داغ بوده و نمونه‌ای از آن را می‌توان در  روزنامه اطلاعات هفتم دی ماه 1331، و دهم دی ماه همان سال ملاحظه کرد. خلاصه مقاله حاج سراج انصاری در شماره اخیر یعنی روز دهم دی ماه 1331 درج شده و وی به عنوان مخالف در این باره سخن گفته است. همانجا آمده است: دو نامه طومار مانند نیز درباره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسیده که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته‌اند:

«ما ملت مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام می‌نماییم».

اتحادیه بازرگانان و پیشه‌وران تهران نیز در این باره اطلاعیه‌ای داده و تأکید کردند که:

« حاضرند ثابت کنند که عدم دخالت نسوان در انتخابات به نفع کشور است».

ماجرای اصلاح قانون انتخابات دردولت مصدق منتفی شد، اما بحث در حول و حوش این موضوع تا مدتی در شماری از مطبوعات دینی دنبال شد.


نظرات()   
   

در ادامه ماجرای فتواهای مراجع در مدت زمان کوتاه تاریخ امروز که در طی این چند دهه رخ داده است متن زیر در ادامه پست های تحریف فمنیستی ادیان آورده شده است تا متوجه تغییر و تحول مشکوک و بسیار گسترده باشیم. امروز همه افراد باید بدانند که بسیاری از مطالبی که امروزه به عنوان حق زن شناخته می شود تا تنها چند دهه پیش هرگز وجود نداشته است و این روند هولناک بسیار تامل برانگیز است. مطلب زیر نیز از وبلاگ شجاعانه برای وطنم گذاشته شده، که نقش بسیار زیادی در آگاهی این جامعه دارد.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (3)

جدی‌ترین تحوّل در این زمینه در جریان رویدادهای سال 1331 ش طرح گردید، زمانی که دولت دکتر مصدق در صدد بود تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. در اینجا بود که شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه‌ها و طومارها، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق‌های پیش از دستور مطرح شود. در این زمینه مفصل‌ترین مطلب را سید باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز 11 دی ماه 1331 مطرح کرد. این سخنان نشان می‌دهد که در جریان قانون انتخابات جدید که دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد، کسانی به دنبال طرح بحث حق رأی زنان بوده و حتی تظاهراتی نیز در بهارستان برگزار کردند. در این باره مقالاتی هم در روزنامه‌ها انتشار یافت. در این سخنرانی اشاره به صدور برخی از فتاوا نیز  شده است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. به هر حال، این نطق، گوشه‌ای از مسائل مطرح شده در این باره را در مجلس هفدهم نشان می‌دهد.

«... مطابق قانون اختیاراتى كه ازطرف مجلس شوراى ملى بجناب آقاى دكترمصدق داده شده است چند روزپیش قانون جدید انتخابات تدوین و براى اظهارنظرعمومى منتشرشده است و مسأله جدیدى كه در اثر انتشار آن بوجود آمده و از چند جهت واجد اهمیت است بحث درباره حقوق بانوان وحق انتخاب به آنان است، چون این بحث به مجلس شوراى ملى نیز كشیده شده است و حتى استناد به اصل دوم وهشتم قانون اساسى ومتمم آن بعمل آمده است لازم می‌دانم توضیحاتى دراین باره بعرض برسانم:

اوّلا آن طوری كه من استنباط می‌كنم منظور قانونگذار از جمله «قاطبه اهالى» كه در اصل دوم قانون اساسى مندرج است و مى‌گوید مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملكت ایران است كه در امور معاشى و سیاسى كشورخود دخالت دارند، كلمه رابط فیما بین جملتین كاملا روشن است، زیرا در زمان تدوین این قانون بلكه تاكنون هیچگاه از زنان ایران در امور سیاسى كشورخود دخالت نداشته‌اند تا بتوانند در امور انتخاباتى مداخله نمایند، مضافاً به اینكه فرمان مشروطیت كه مبناى مشروطیت ما و قانون اساسى است صراحتا بیان مى نماید كه منتخبین باید از طبقه مردان باشند. ثانیا اصل هشتم قانون اساسى نباید براى كسى سوء تفاهم ایجاد نماید، زیرا مقصود از این اصل تساوى حقوق اهالى مملكت در مقابل قوانین دولتى از قوانین حقوقى و جزایى مى باشد كه تاكنون معتبر و مجرى است و ناظر به انتخابات نخواهد بود و بهترین دلیل بر صحّت این مدعى عمل وسیره، ادوار قانونگذارى بوده كه از بدو تدوین قانون اساسى تاكنون جز مردان دخالت در امر انتخابات نداشتند و این تفسیر عملى كه از دوره واضعین قانون اساسى باقیمانده است كاشف از منظور قانون گذارمى باشد، و بعلاوه لااقل اگر در فهم اصل دوم قانون اساسى و اصل هشتم قانون متمم آن ابهام و تردیدى ایجاد شود، باید مقررات موضوعه اصل دوم متمم قانون اساسى رفع ابهام نماید، یعنى در چنین مواقعى كه مسائل پیچیده و غامضى از نظر مذهب در مجلس مطرح مى‌شود، نظر پنج نفر مجتهد طراز اول قاطع بوده و ابهام و تردید را مرتفع سازد، ولى متأسفانه این چنین اصل اساسى، سالها است كه متروك و تعطیل شده است. حال كه این اصل برخلاف منطوق صریح اصل هفتم متمم قانون اساسى كه می‌گوید مشروطیت كلا و جزءاً تعطیل بردار نیست، تعطیل شده است، از نظراصول حكومت كشور ایران در مسائل مذهبى باید منتظر فرامین مراجع تقلید صاحب نظر بود، چنانچه دراین زمینه فتاوى داده‌اند و بزودى در دسترس عمومى قرار خواهد گرفت.

آقایان نمایندگان محترم! در چنین موقعیت خطیرى چرا ما نباید بفكر چاره و درمان هزاران بدبختى و بیكارى و بیمارى و فلاكت مردم این مملكت اسلامى باشیم و وارد یك مسئله پر جنجال كه مسلما طرح آن بصلاح كشور نیست و ملت از آن طرفى نمى‌بندد بشویم (صفایى رونوشت فتاوى آقایان را دادم خدمتتان خواهش میكنم بخوانید) بسیارخوب، امروز روزى نیست كه در مقابل مسئله پر اهمیتى كه با حیات جامعه ومملكت ما بستگى دارد به موضوع تشنّج آورى بپردازیم. این صحنه‌ای ‌كه روزپنجشنبه در جلوى بهارستان نمودارگردیده، ناقوس خطر بود و مسلما اگر این هیاهو و جنجال ادامه یابد بعید نیست، دامنه آن توسعه پیداكند و می‌توانم به جرأت قسم بخورم كه استعمارگران انگلستان فقط ازاین هیاهو و جنجال وتشنّج بهره مند مى‌شوند (صفایى صحیح است).

ورود زن در انتخابات، نه تنها بارى از دوش جامعه ما بر نمى دارد بلكه بر مشكلات ما با مخالفتى كه اكثریت قریب باتفاق ملت ایران با آن دارند ، خواهد افزود .بنده در عین حالى كه به پیروى از دیانت اسلام كه مبناى آن برفطرت بشرى قراردارد، كمال احترام را به مقام بزرگ مادرى دارم و درعین حالی كه زنان را مربى و معلم اخلاق فرزندان یعنى مراحل اولیه رشد و زندگى دختران و پسران می‌دانم، در عین حالی كه عزّت و شوكت جامعه اسلام را در گرو آسایش زنان می‌دانم، باید بگویم كه دین اسلام ضامن و حافظ حقوق بانوان به بهترین صورت ممكن مى باشد و با این حال طرح مسأله شركت بانوان را در انتخابات عامل تشنّج و آشوب مى‌شناسم و آن را مضرّ به حال وحدت جامعه و بالنتیجه مخل به پیروزى می‌دانم ... چرا به نام حقوق زن در مملكتى كه هنوز مردم آن با هیولاى استعمار سینه به سینه ایستاده و نبرد مى‌كنند، هیجان و عصبانیت و عصیان تولید مى‌نماییم؟ اگر به دنبال حقوق زن قدم بر می‌داریم و راهنماى ما جز صداقت و راستى چیز دیگر نیست، پس چرا به فكر هزاران زن دیگر كه در منجلاب سقوط و بدنامى و در گرداب عفن عفت فروشى دست پا مى‌زنند نیستیم (صفایى صحیح است). در همین تهران هزاران زن به صورت موهنى كه هر ایرانى متعصّب و مسلمان را مى لرزاند ارتزاق می‌كنند. مگراینها زنان اجتماع نیستند و حق زندگى آبرومندانه ندارند. مگر دام راه آنان جز فقر و فساد و بیچارگى و نظامات غلط اجتماعاى چیز دیگرى بوده است؛ و باید گفت بهتراست بیش از هركارى در صدد از بین بردن این عوامل شویم، یعنى بیكارى و فقر و بی‌عدالتى برآییم».



نظرات()   
   

متاسفانه کشور ما هم مثل بسیاری از کشورهای دیگر تنها به فکر افزایش جمعیت افتاده و در پی ایجاد تشویق و تبلیغ برای ایجاد فرزند است. اما از یک موضوع فطری که مرز و جغرافیا نمی شناسد غافل مانده است. موضوعی که تمام جهان را در بر گرفته که البته خود نشان دهنده فطری بودن مسئله است. زیرا فطرت مرز ندارد  و محدود به زمان و مکان نیست که بگوییم با مدرنیته فطرت و ماهیت وجودی انسان عوض می شود.

همچنین فرزندآوری به هر قیمتی مناسب نیست. مانند کشورهای غربی که خیلی از فرزندان اصلا پدر مشخصی ندارند. یا اینکه فرزندانی عقده ای و بی بنیان هستند و از کمبود عاطفه و محبت رنج می برند.

 

دلیل اصلی عدم تمایل  ازدواج مردان (زیرا مردان پیشنهاد ازدواج را می دهند) در دهه های اخیر به علت پوچ دیدن این امر در رفع نیازهای فطری شان است. در اصل فلسفه وجودی زن که طبق قرآن آرامش دهی است از بین رفته و همین امر فلسفه وجودی زن را خدشه دار کرده است که جامعه را به سمت فساد و نابودی می کشاند. البته مردان هم خود در این روند بی تقصیر نبودند اما به هر حال مسئله این است. مسئله ای که راه و حل مشخصی نیز ندارد و نمی توان با راه و حل های مقطعی آن را حل نمود. از انجایی که زن و مرد شبیه به هم در حال جلوه کردن اند لذا این امر خلاف فطرت خود به خود انسان و بخصوص مرد را نسبت به جنس مخالف سرد کرده است و تنها عده ای از مردان از روی شهوت به جنس مخالف رجوع می کنند. باید دانست که اگر آرامش دهی زن از بین رود قطعا جامعه دست به گریبان انواع فساد و مخدرات و انحرافات است که همین امر در جهان با سرعت زیادی در حال رخ دادن است تا انسان را نابود کند. باید یادآور شد که اصولا اشتراکات و افزایش اشتراکات بین زن و مرد و نیز تببین سیستمی که در قصد افزایش اشتراکات زن و مرد را دارد و در صدد مخفی کردن تفاوت زن و مرد باشد کاملا متضاد با فطرت بوده و انزجار و عذاب روحی را به هر دو جنس وارد می کند. از آنجایی که مردان از زنان خواستگاری می کنند و شروع کننده ازدواج مردان هستند، لذا رد پای فطرت را که مرز جغرافیایی ندارد، می توان به ویژه در کشورهای فمنیستی دید.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic