کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب درد دلهای مردانه

فرارو - آمارها از افزایش ازدواج مردی ایرانی با زنی غیر ایرانی حکایت دارد. زنانی که اکثرا عرب، افغانستانی، پاکستانی و تبعه کشورهای همسایه‌ هستند. هرچند تعداد چنین ازدواج‌هایی زیاد نبوده، اما در چندسال اخیر روندی تصاعدی داشته است. برخی، هزینه‌های سرسام‌آور و سنت‌های دست و پا گیر ازدواج در ایران را یكی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران می‌دانند.به گزارش فرارو، بنابر آماری که علی‌اکبر محزون –مدیر کل دفتر اطلاعات آمار و جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور- ارائه کرده در سال 1392، 660 مورد ازدواج مرد ایرانی با زنی از اتباع بیگانه به ثبت رسیده است. این تعداد در سال 93 با افزایش روبرو بوده؛ چنان‌چه در 9 ماه اول سال 93، 560 مورد ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی ثبت شد، در حالی که در زمان مشابه سال 92 این نوع ازدواج در 452 مورد رخ داد. این آمار رشدی 23.6 درصدی را در ازدواج مردان ایرانی با اتباع خارجی نشان می‌دهد.همچنین با توجه به حضور بیشتر اتباع سایر کشورها در شهرها و استان‌های مرزی ازدواج با یک غیرایرانی در این شهرها بیشتر است. به جز تهران که به دلیل جمعیت بالا، آمار این ازدواج‌ها را نیز در خود افزایش داد، خوزستان، خراسان رضوی، قم و آذربایجان غربی نیز بیشترین آمارها در این زمینه را دارند. ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی از قانون سفت و سختی تبعیت نمی‌کند. طبق ماده 976 قانون مدنی، زن غیر ایرانی که همسر ایرانی اختیار کند به تابعیت ایران در می‌آید و مانند تابعیت اکتسابی از حقوق و تکالیف مرتبط با اتباع برخوردار می‌شود. همچنین بند 9 این ماده می‌گوید هر زن تبعه خارجی که شوهری ایرانی اختیار کرده باشد ایرانی محسوب می‌شود، حتی اگر شوهر او از تابعیت ایران خارج شده و یا فوت شود، او همچنان در تابعیت ایران باقی خواهد ماند. این در حالی است که ازدواج یک زن ایرانی با مرد غیرایرانی مراحل و پیچیدگی‌های قانونی زیادی دارد. طبق ماده 1060 قانون مدنی ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی موکول به اجازه مخصوص دولت است. علی موسوی‌نسب –مدیرکل اتباع و امور خارجی استاندار تهران- نیز درباره وضعیت قانونی ازدواج زن ایرانی با مرد غیرایرانی می‌گوید: "چنین ازدواجی تنها به صورت شرعی صحیح است و از نظر قانونی حتما باید با اجازه وزارت کشور و دولت صورت پذیرد". با این وجود تعداد زنان ایرانی که با اتباع غیرایرانی ازدواج می‌کنند نسبت به تعداد مردان که با این اتباع ازدواج می‌کنند بیش‌تر و در سال 1392، 749 ازدواج میان زن ایرانی با مرد غیر ایرانی به ثبت رسیده است.دلیل ازدواج با اتباع غیرایرانی چیست؟دلایل مختلفی می‌توانند ازدواج با تبعه غیرایرانی را توجیه کنند. کارشناسان معتقدند یکی از دلایل ازدواج با فرد غیرایرانی توسط برخی افراد ریشه در مسائل و مشکلات فرهنگی-اجتماعی دارد. در گزارشی در روزنامه شهروند درباره مشکلات ازدواج در ایران به این امر اشاره شده که هزینه‌های سرسام‌آور مراسم عروسی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران است که مشکلاتی را نیز در پی خواهد داشت. تعیین مهریه‌های سنگین، یکی دیگر از دلایل استقبال جوانان ایرانی به ازدواج با مهاجران و خارجی‌ها است.دکتر افسرافشارنادری –جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران- نیز درباره دلایل و تبعات ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی در گفتگو با فرارو گفت: سخت شدن ازدواج در ایران در ازدواج‌ با اتباع کشورهای دیگر تاثیرگذار است. سنگینی مهریه، برخی سنت‌های دست‌وپاگیر، مراسم پر هزینه ازدواج؛ از جواهرات سنگین گرفته تا حواشی یک ازدواج و... همگی می‌توانند یک پسر یا مرد ایرانی را برای ازدواج با یک غیرایرانی تشویق کنند.وی در ادامه درباره تبعات ازدواج با یک غیرایرانی تصریح کرد: هرچند این ازدواج ممکن است در ابتدا به نظر خوب و موفقیت‌آمیز بیاید، اما در واقعیت به دلیل تفاوت‌های موجود میان دو فرد در موارد زیادی به جدایی منجر خواهد شد. زبان و ملیت دو امر مهم در ارتباط میان دو نفر هستند. ممکن است میان دو فرد گفتگو صورت بگیرد، اما این گفتگو لزوما معنادار و با ریشه‌های فرهنگی نیست و به طور عمده تفاوت فرهنگی و تاریخی دو فرد از دو ملیت متفاوت پس از ادواج می‌تواند در قالب مشکلاتی بروز پیدا کند. هرچند که نمی‌توان این را یک امر کلی در نظر گرفت، چرا که در این زوج‌هایی نیز بوده‌اند که زندگی موفقی داشته‌اند، اما در اکثریت این زوج‌ها مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. این استاد دانشگاه در مورد نتیجه منفی دیگر ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی توضیح داد: در بعد دیگر قضیه ما در جامعه خود دختران زیادی داریم که با وجود قرارگیری در سن ازدواج، هنوز ازدواج نکرده‌اند و اگر قرار باشد تعداد مردانی که با اتباع دیگر ازدواج می‌کنند افزایش پیدا کند، این دختران نیز ممکن است به ازدواج با اتباع دیگر که برایشان سخت نیز خواهد بود تن می‌دهند


نظرات()   
   

بی حجاب
⛔هر روز شالهایتان عقب ‌تر
⛔مانتوهایتان چسبان ‌تر
⛔ ساپورتتان تنگ‌ تر
⛔رژ لبتان پررنگ‌تر میشود
⛔بنده‌ی کدام خداییید؟
⛔دل چند نفر را لرزانده‌اید؟
⛔کدام مرد را از همسر خود دلسرد کرده‌اید؟
⛔چند پسربچه را به سمت پنهانی دیدن عکس و فیلم مستهجن سوق داده‌اید؟
⛔چند جوان را به سمت خودارضایی و زنا سوق داده اید؟
⛔اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟
⛔چند دختر بچه را تشویق کرده‌اید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟
⛔چند زن را به فکرانداخته‌اید که از قافله مد عقب نمانند؟
⛔آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کرده‌اید؟
⛔پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟
⛔باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟
⛔چند زوج را بهم بی اعتماد کرده‌اید؟
⛔ نگاه‌های یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟
⛔نگاه های هوس آلود چند رهگذر و...
⛔چطور؟
⛔بازهم میگویی، دلم پاک است!
⛔چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟
⛔بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندندنگاه نکنند؟
⛔جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست❗
⛔ من اگر گوشه ای از این کشتی را سوراخ کنم، همه غرق میشوند.
⛔میتوانم گاز سمی اسپری کنم و
بعد بگویم،شما نفس نکشید؟
⛔چرا انقدر در حق خودت و دیگران ظلم میکنی؟⛔
⛔مشکل شما این است که اصلا نمیدانید برای چه به دنیا آمده اید⛔
✨استاد پناهیان


نظرات()   
   
دوشنبه 12 مرداد 1394  05:01

روابط زن سالارانه و حتی زن محورانه نسبت به روابط  مرد محورانه (مرد محوری با مرد سالاری تفاوت دارد و مرد سالاری هدف این پست نیست زیرا مرد سالاری خود مولد فمینیسم هم است) دارای افراط در میل جنسی و لجام گسیختگی جنسی است. مسلما در روابط زن سالارانه، شهوت گرایی افراط گونه و جنون آمیز نام رابطه به خود می گیرد اما رابطه مرد محورانه به تعدیل میل افراط گونه جنسی می انجامد. بسیار قابل تجسم است که تسلط زن خود به خود باعث شهوت گرایی افراطی و جنون آمیز می شود، چیزی که امروزه سادومازوخسیم نامیده می شود. در اصل زن سالاری به معنای شهوت پرستی و نفس پرستی مرد(زن در اصل تجلی یافته همان نفس مرد است) میباشد و برای همین به جنون جنسی می انجامد که دین آن را رد می کند. در این رابطه زن طی یک مدت کوتاهی پرستش شده و بعد مورد تنفر شدید قرار می گیرد که هم مرد را تبدیل به موجودی بی ارزش می کند و هم عملا زن را تبدیل به یک روسپی می کند.

شاید این سوال مطرح شود که در مباحث پیشین گفته میشد که از عواقب زن محوری اختگی است و این موضوع با جمله بالا تضاد دارد. مسلما پس از هر افراط جنون آمیز، تفریطی دیوانه وار هست. وقتی انسانها، معنوی ترین رابطه خود را به طور کامل در شهوت فیزیولوژیکی حل کنند، از آنجایی که انسان موجودی بی نهایت گرا و خداگراست لذا به سرعت در همان شهوت به اشباع رسیده و دچار یکی از بدترین عذابهای این دنیا یعنی اختگی روانی علیرغم عدم اختگی فیزیولوژیک می شوند. یعنی فرد از لحاظ فیزیولوژیک و جسمانی اخته نیست اما از لحاظ روانی اخته می شود. لذا بین نیاز درون خود و پاسخی که محیط به وی داده تضاد شدید می بیند(محیطی که وی را به اختگی روانی دچار کرده است) و عذاب دردناک پوچ و بی معنا بودن زندگی را می چشد و به قحطی وجود میی افتد. این قحطی وجود را عده ای ممکن است که با همجنسگرایی و دنبال تاییدیه گرفتن از دیگران تا مدتی بخواهند دور بزنند اما بعد از امتحان راه و حل های احمقانه شان، دوباره به طور شدید تر به این عذاب دچار می شوند و نیستی واقعی را می چشند. شاید عذاب فیزیکی مثل طوفان و سیل و ... برای رفع این عذاب پیوسته و همیشگی و بدون راه و حل خود نعمتی باشد و این بر سر بعضی اقوام فرود آمده است . اما انسان مدرن هیچ راه خلاصی از عذاب خود ندارد زیرا حجت خدا با پیامبر خاتم بر انسان تمام شده است.


نظرات()   
   

فمینیست ابتکار

این روزها شاهد تجمع کارکنان سازمان محیط زیست بودیم و اینکه انتقادات زیادی از عملکرد معصومه ابتکار شکل گرفته است. مثل همیشه معصومه ابتکار خودش را به مظلومنمایی و معصومیت زده و خطاب به منتقدان می گوید " خدایی هم هست"

این در حالی است که فعالیت های وی بیشتر از اینکه محیط زیستی باشد فمینیستی و ضد حقوق مرد بوده و در جهت شادی روح فمینیست های به درک واصل شده و فمینیست های غربی و حامیان آن ها در ایران بوده است!
زمانی که هر هفته شاهد از بین رفتن حیوانات کمیابی مانند پلنگ ایرانی هستیم، خانم ابتکار در اقدامی خنده دار در تجمع اعتراض به سگ کشی با اسید شرکت میکند!!!
سوال ما این است که خانم ابتکار، وقتی شما اغلب مدیران و کارمندان سازمان خود را پر از زنان و دختران مجرد با حقوق های میلیونی کردید که با غرور تمام با ماشین های لوکس و شاسی بلند خود به مردان بیکار دهن کجی میکنند و مردان محیط بانی با کمترین حقوق و مزایا شهید و جانباز می شوند، وقتی با نفوذ خود در شهرداری و دولت بی توجه به مردان بیکاری که زندگیشان وابسته به یک شغل است مشغول بیکار کردن مردان و در نتیجه تشکیل دادن زنان و دختران سرپرست خانوار هستید، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که گماشته های شما در مجلس و تریبون ها به انصار حزب الله اهانت میکنند، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که حتی اقدامات شما فریاد مردان کشورهای همسایه را هم بلند کرده است که سبب مستعد شدن مردم آن کشورها برای تجمع مقابل سفارت کشورمان می گردد باز هم خدایی وجود ندارد!؟




نظرات()   
   

شبکه های سیما

رسانه ملی با ماهواره رقابت می کند. این جمله آشکارا از زبان بسیاری از عوامل این رسانه بیان شده است. این رسانه در سالهای اخیر در ترویج مسائل غیراخلاقی و ترویج فمینیسم و اختلاط زن و مرد، به شکل فاحش  با رسانه های ماهواره ای رقابت می کند و موفقیت های چشمگیری را در این زمینه کسب کرده است. در تبلیغ برنامه های نوروز، دختر و پسر به شکل زننده در کنار هم قرار می گیرند و هر استانی در این تصویر زننده یک نماینده دارد . مرتب از سرزمین مادری( همه جا صحبت از مادری است و هیچ جا به پدری اشاره نمی شود) گفته می شود و چند صباحی است که مانند رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، همدیگر را با اسم کوچک صدا می زنند و حتی افراطی تر از آنها چون خیلی از آنها با اسم مستعار همدیگر را صدا می زنند و یا با اسم و فامیل کامل،  اما در رسانه ملی در ساعات صبح در شبکه 6 زنی چادری سایر مردان را با اسم کوچک صدا می زند، کاری که زنان این مرز و بوم در گذشته نه چندان دور با شوهران خود نمی کردند و حتی مردان هم با الفاظی مانند بی بی و ... زنان خود را صدا می زنند و این یعنی حیای بین زن و مرد. حیایی که اگر شکسته شود به جنون زن و مرد می انجامد و آنها را دیوانه می کند. در توجیه اختلاط زن و مرد، برخی احادیث قلابی خوانده می شوند و حدیث خود حضرت زهرا در این زمینه نقض شده و دروغ خوانده می شود.  احادیث جدیدی که تا کنون به عقل جن نرسیده بودند پیدایشان می شود. 
دلیل عدم اجازه رسانه خصوصی در این کشور چیستوقتی خود صدا و سیما نتایج اسف باری را برای اخلاق جامعه در پی دارد. وقتی در جلو تلویزیون برخی زنان چادری تا این حد بی ادب و حرمت شکن ظاهر می شوند چیز عجیبی نیست زیرا آنقدر در پشت دوربین حیای خود و مردان اطراف خود را شکسته اند که جلوی دوربین و به ویژه در برنامه های زنده خود را لو می دهند. عمدتا این دختران بی حیای چادری متعلق به نسل جوانی هستند که پس از انقلاب تربیت یافتند و نه زنانی که دوران تربیت انها به پیش از انقلاب می رسد. 



رسانه ملی حتی در مقابل گناه و فسق آشکار از خود مقاومت نشان نمیدهد و افراد مختلف با صورت های تراشیده شده با تیغ به جلوی دوربین آورده می شوند و از آنها الگو سازی می شود.
در پایان سوالی که ذهن من را درگیر میکند این است : که آیا انقلاب کردیم که از مولفه های فرهنگی زمان ظاغوت و ماهواره استفاده کنیم و با آنها رقابت کنیم؟


نظرات()   
   

مهریه ای سنگین! نابودی یک خانواده! جوانی که تمام امال و آرزوهایش با بالهوسی یک موجود مونث بر باد رفته.. اینها تنها نمونه ای کوچک از پیامدهای اجتماعی مهریه های سنگینی است که بر گردن مردان جوان جامعه سایه افکنده است.

در شریعت و سنت مهریه را نشانه ای از محبت زوج به زوجه دانسته اند، حال آنکه اینروزها به لطف نفوذ فمنیسم این اسباب محبت تبدیل به اسباب شیادی شده است.

هنگامیکه احساسی لطیف بین دو انسان بوجود می آید دادن هدیه راهی برای نشان دادن این علاقه درونی می باشد که به هیچ عنوان بستگی به نژاد، فرهنگ، قومیت و رنگ پوست ندارد. مهریه در تمام دنیا با عناوین مختلف وجود دارد و نه فقط در بین انسان ها که در دنیای حیوانات هم رفتارهای مشابهی وجود دارد.

اما نکته اینجاست که اندازه، جنس و قیمت هدیه مهم نیست، بلکه ذات هدیه دادن مهم است و همانطور که از قدیم گفتند " دندان اسب پیشکشی را نمیشمارند

اما متاسفانه از آنجاکه شیطان فمنیسم در جامعه ما رخنه کرده و ارزش را به ضد ارزش تبدیل می کند، در این حوزه اجتماعی خانوادگی هم اثر خود را نهاده و اسباب فریب کاری و شیادی را در جامعه توسعه داده است. فقط کافی است نگاهی اجمالی به صحبت های رسانه های خارجی در تبلیغ به اصطلاح حقوق بشر داشته باشیم. در تمامی این برنامه با اینکه سو استفاده از مهریه یکی از کثیف ترین راه های زیر پا نهادن حقوق بشر و اخلاق است، ولی به علت مسائل فمنیستی هیچگاه به مساله مهریه به عنوان یک معضل اجتماعی نگریسته نشده است.

هر چند در داخل کشور تلاش هایی در زمینه فرهنگ سازی و ریشه کن کردن مهریه های سنگین برداشته شده ولی هنوز هستند کسانی که قربانی این نیرنگ فمنیستی شده و زندگی خود را تباه ساخته اند.

در مطلب زیر دو نمونه از هزاران فرد زندانی مهریه معرفی می شوند که برخلاف هم بندیهایشان، انسان های بسیار پاک و شریفی هستند، افرادی که فریب خورده و اکنون بهترین سال های زندگیشان را باید در زندان بگذرانند:

نمونه ای از زندانیان مهریه فردی به نام علی است. شخصی که تنها بعد از 2 ماه زندگی با همسرش، کارش به زندان کشیده و در همین زندان با مطالعه فراوان در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پذیرفته شده است! و اکنون در بین هم بندیهایش در حال درس خواندن می باشد. او تنها به جرم اینکه توانایی مالی لازم برای پرداخت 1300 سکه مهریه همسرش را ندارد باید در زندان بهترین سال های عمرش را سپری کند.

نمونه ای دیگر مربوط  به فردی است که بیش از یک میلیار تومان باید بابت مهریه بپردازد و به علت عدم استطاعت مالی اکنون در زندان است و با این حال بعد از یافتن 38 میلیون تومان آنرا به صاحبش برگرداند. او می گوید همسرش با استفاده از امضای محضری که برای رفتن به مکه داده بود، به اسپانیا مهاجرت کرده و در حال حاضر هیچ نشانی از او ندارد و همین زن حاضر شده در ازای  گرفتن خانه و ماشین، از حضانت فرزند  خود دست بردارد. به هرحال موجودیت چنین افرادی در نتیجه اخلاق و نفوذ فمنیسم در جامعه می باشد و همین فمنیسم در کتب و متون درسی و نهاد های فرهنگی مانند سینما باعث می شود تا زنانی گرگ و مردانی گوسفند تربیت شوند ، زنانی که منتظرند تا شوهر خود را بدرند و مردانی که سرشان را زیر برف کرده اند و فکر میکنند زندگی مشترک تفاهم و عشق و محبت است.

نمونه های چنین افرادی در جامعه کم نیستند. موارد بالا تنها گوشه ای از جنایات فمنیست ها و زنان سلیطه ای است که اگر به همین منوال به پیش روند و فرصت را غنیمت شمرند بسیار کثیف تر از گروه های تکفیری همچون داعش، جامعه را رو به ویرانی خواهند برد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]