تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب اقدامات فمنیستی در ایران و جهان

نمی دانیم دیگر آن مساله احکامی که می گفت زن حتی در قرائت حمد و سوره نماز واجبش چنانچه نامحرم صدایش را بشنود باید آهسته بخواند را فراموش کنیم یا نه؟!

زین پس ایران اسلامی یک سخنگوی زن در وزارت امور خارجه اش دارد و ما باید مثلا افتخار کنیم که ای آمریکا تو تنها هیلاری نداشتی, که ما هم مثل تو هستیم!

معارفه سخنگوی زن وزارت امور خارجه

هیلاری کلینتون

دیگر ای غرب... ای حقوق بشر... ای جهانیان... ما الان دیه زن و مرد را برخلاف قرآن مساوی کرده ایم و یک زن را بر اریکه ی قدرت سخنگویی نهاده ایم ببینیم دهانتان بسته خواهد شد چرا که دیگر ما مثل شما هستیم!

ما در حالی که مردان ما در بیکاری و مشکلات اقتصادی غوطه ورند به تحصیلات زنان و اشتغال و استخدام آنها روی آورده ایم و مدام از حقوق آنان دم می زنیم و لایحه و قانون وضع می کنیم!

ما زنان و دخترانمان را با شلوارهای چسب و رنگی و لباسهای ورزشی مورد تایید شما به مسابقات و میادین ورزشی وارد کرده ایم و گاها مربی مرد برایشان قرار داده ایم تا دیگر بر ما خورده نگیرید چرا که بخدا قسم ما دیگر واقعا مثل شما هستیم!!


نظرات()   
   

 
به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)

چندی پیش در مطلبی به مباحثی درباره زن سالاری و فمینیسم(Feminism) در ناوگان اتوبوس های تندرو شهر تهران(موسوم به BRT) پرداختیم و دلایلی بر تضییع حقوق مردان و توهین به شعور و مردانگی آنها بیان داشتیم.{لینک مطلب} 

اینبار به سراغ مترو می رویم و شرح کلی از وضعیت آن به شما خواننده گرامی ارائه می دهیم و سپس راه هایی برای اعتراض به کمبودها و درخواست برای بهبود وضعیت متروی تهران ارائه خواهیم کرد.امید است با اطلاع شما دوست و همراه عزیز، بتوانیم گامی برای ارتقای سطح اجتماعی و فرهنگی جامعه و علی الخصوص مردان عزیز برداریم.

شهرداری تهران در دوران آقای قالیباف توجه ویژه ای به بانوان داشته است. شدت این توجه به اندازه ای بوده است که شهردار تهران در یکی از سخنرانی های انتخاباتی خویش که از تلویزیون رسمی کشور پخش شد با تحقیر آقایان، زنان را در انجام کارها موفق تر و بی حاشیه تر از مردان دانسته و برای کسب آرای زنان و جلب توجه جامعه به وی، وعده های ویژه ای به زنان در جامعه داد. البته آقای قالیباف پیشتر نیز در دیدار با فعالان زن از حقوق آنها حمایت کرده بود و سخنان جذابی برای آنها بیان کرده بود. لیکن ایشان حتی یک وعده و شعاری که برای ارتقای سطح علمی، تخصصی و فرهنگی مردان باشد بیان نداشته است. این در حالی است که جنسیت مرد آنقدر که طی سالهای پس از انقلاب اسلامی، دچار افول اجتماعی و شخصیتی شده در قرون متمادی تاریخ ایران هتک حرمت نشده است، که باعث گردیده آمارهای اعتیاد و مصرف دخانیات، افسردگی، بیکاری، کم درآمدی و حضور کمرنگ در دانشگاه ها و مشاغل حکومتی در آقایان بی سابقه باشد. این در حالی است که دختران جوان ایرانی از فرصت پیشرفت به مراتب بهتری نسبت به پسران برخوردارند و بدون دغدغه خدمت اجباری سربازی، تامین هزینه های زندگی و فشارهای خانوادگی و اجتماعی به اشتغال و پیشرفت در حوزه های گوناگون می پردازند و هزینه های مالی پیشرفت آنها را پدران، شوهران و اخیرا دولت به بهانه حمایت از دختران مجرد و زنان سرپرست خانوار می پردازند. این همه باعث شده که جنسیت مذکر در جامعه روز بروز دچار افول شخصیتی شود و نمونه عینی آن را می توان در نهادینه شدن ضد ارزش «زن سالاری» در جامعه بدانیم. به گونه ای که امروزه با گذاری در مترو و رسانه های طرفدار حقوق زنان مشاهده می کنیم که احترام به جنس زن به ارزش تبدیل شده ولی توقع احترام و تکریم متقابل از جنس مخالف و احترام به حقوق مردان به حرفی بدیع و جدید می ماند که از سوی منتقدین، مطالبه ای متحجرانه تلقی می شود و گویندگان چنین سخنی از سوی روشنفکران زن پرست «متحجر» و از سوی متدینین مقدس مآب «روشنفکر» نامیده می شوند. شاید شما نیز بارها مشاهده کرده باشید که در مترو و اتوبوس، بسیاری از آقایان، صندلی های خود را به خانم ها تقدیم می کنند ولی دیدن صحنه ای که در آن خانم ها، جای خود را به آقایان تقدیم کرده باشند عجیب و باورکردنی به نظر بیاید. مشاهده اینگونه صحنه ها در حالی است که رسانه های مدعی حقوق زنان و بسیاری از روزنامه ها و سایت های خبری و خبرگزاری ها، مرتب مشغول گفتن «مصادیق خشونت علیه زنان» هستند و بدون اشاره به مسائل و مشکلات مردان و با توجه افراطی به مسائل و مباحث زنان، بر عصبیت و نفرت مردان می افزایند و باعث شده بسیاری از پسران جوان دچار افسردگی گردند.

حکومتها قانون وضع می‌کنند و سپس تلاش می‌کنند که، با انواع و اقسام ساز و کارهایی که در اختیار دارند، آن قوانین را اجرایی کنند. دسته‌ای از قوانین عاقلانه و منطقی می‌باشند و مورد پذیرش اغلب آدمیان قرار می‌گیرند، و دسته‌ای دیگر قوانینی زورگویانه هستند که با عقل و منطق اکثر شهروندان یک جامعه همخوانی ندارند. قوانین نادرست و غیر عاقلانه را نباید اجرا کرد و شهروندان نیز، تا آنجا که در توانشان هست، نباید تن به اجرای چنین قوانینی بدهند. این نوع از قانونگریزی در بسیاری از کشورها و حتی آنهایی که دموکراتیک هستند و غالب قوانینشان مورد پسند مردم می‌باشند نیز اتفاق می‌افتد. هر آدمی قبل از اجرای هر قانونی، می بایست آن را با عقل و منطق و اخلاق و شعور خویش بسنجد و اگر آن را نادرست می یابد، نه تنها آن را اجرا نکند بلکه در تغییر و اصلاح آن نیز تلاش کند. پذیرش یک قانون غلط شاید تنها وقتی مورد قبول باشد که سر باز زدن از آن موجب مشکلاتبسیار شود.(0)

شرکت متروی تهران در حالی از 7 واگن قطارهای خویش، یک و نیم واگن از جلو و یک و نیم واگن از عقب به بانوان اختصاص داده و به صورت حکاکی بر روی شیشه به طور پررنگ بر روی درب ورودی بخش های جدا شده نوشته است «ویژه بانوان - Women Only» که جمعیت آقایان در بسیاری از اوقات و علی الخصوص ساعات اوج ازدحام مسافرین از چهار واگن بیشتر می گردد و به پنج واگن می رسد و بسیاری از آقایان در قسمت اختصاص داده به بانوان می ایستند و می نشینند. تکرار مداوم این جمله که «یک و نیم واگن از هر طرف قطار به بانوان گرامی اختصاص دارد و ورود آقایان به این بخشها ممنوع می باشد» از بلندگوهای ایستگاه های مترو و گماشتن 4 مامور با لباس های سبز رنگ در دو سر هر دو جهت ایستگاه های مترو برای برخورد و درگیر شدن با آقایان، نشان از توجه ویژه مسئولین مترو و شهرداری تهران به این موضوع و نهادینه کردن این فرهنگ دارد.

هر روزه در تقاطع مرزی واگن های مختلط با واگن ویژه بانوان شاهد درگیری و مواجهه های زشت و زننده ای از ماموران مترو با مردانی هستیم که به دلیل کمبود جا و همراه بودن با همسرشان می خواهند در قسمت اختصاصی زنان بایستند. مامورانی که موظف شده اند حتی به بهای توقف مضاعف مترو در ایستگاه و هدر رفت ده ها ثانیه از هزاران نفری که از مترو استفاده می کنند با آقایان درگیر شوند و به ادب و شخصیت آنها توهین نمایند.

این در حالیست که زنان و دختران به گونه ای آزادانه می توانند در سراسر مترو تردد داشته باشند و هر جایی که علاقه مند بودند بنشینند و با فراخ بال بیشتری در آن تردد داشته باشند. ولی پسرانی که از قضای روزگار «مرد» شده اند باید به خاطر جنسیت مذکر خویش، دچار محدودیت باشند. آنها همواره در فشار ازدحام جمعیت آقایان زجرکش می شوند و از پشت حائل شیشه ای، زنان و دختران جوانی را می بینند که در فضایی باز و خلوت می نشینند و در آن حال حسرت می خورند که چرا مرد شده اند و چرا باید متحمل انواع فشارهای قانونی، فرهنگی و اجتماعی باشند و اعتراضی نیز نکنند.

واگن های اختصاصی بانوان- مترو

شرکت متروی تهران باید به این نکات توجه داشته باشد که اگر به خاطر مسائل دینی تصمیم به این کار گرفته است موظف است برای زنان نیز محدودیت ایجاد نماید که به قسمت آقایان نیایند و حریم ها را رعایت کنند. در دین اسلام بارها بر مسئولیت های شرعی مرد و زن برای رعایت حریم عفاف و حیا تاکید شده است. به عنوان نمونه قرآن کریم نه تنها به مردان، بلکه به زنان نیز دستور می دهد که از نگاه به نامحرم پرهیز نمایند(1). حتی تاکیدات فراتری بر تکلیف دینی زنان مبنی بر رعایت حریم ها وجود دارد(2) که متاسفانه در هیاهوی رسانه ها مبنی بر حضور زنان در مسابقات ورزشی، کابینه و سکان های مدیریتی کشور گم شده است و کمتر رسانه ای وجود دارد که در برابر موج سواری خبری و رسانه ای فمینیست ها مقاومت کند و در برابر آنها موضع گیری نماید.

با مصاحبه هایی که با مسئولین ایستگاه های مترو در تهران داشته ایم متوجه شدیم که مسئولین مترو بر جنبه مدرن موضوع تاکید دارند. استدلال یکی از مسئولین مترو این بود که ژاپن که کشوری بی دین است نیز قسمتی از مترو را به بانوان اختصاص داده است. وی به ما گفت که همانطور که در جامعه، مردان حامی زنان هستند و زنان به خاطر ضعیف بودن و ناراحتی شان جهت حضور در واگن های عمومی، چند واگن به زنان اختصاص داده شده است. البته وی پاسخی برای درخواست ما مبنی بر اختصاص واگن هایی به آقایان و ممنوع کردن حضور زنان در آن به ما نداد. وی نگفت که چگونه زنها از اینکه در بسیاری از مشاغل مردانه و ادارات و بانک ها و اماکن مختلط حضور بیابند و کارهای مردانه را انجام دهند ناراحت نمی شوند ولی چرا برای حضور در واگن های عمومی ناراحت می شوند. وی نگفت که چرا زنانی که به قسمت آقایان می آیند چنین حسی ندارند. وی نگفت که چرا از اینگونه تصمیمات برای آقایان گرفته نمی شود، گویا مردان انسان نیستند و فاقد احساسات هستند و نیاز به آرامش روحی روانی ندارند.

عدم ارتقای سطح دانش و فرهنگ مردان جامعه ایرانی به دلیل اهمال رسانه ها برای پیگیری حقوق و مطالبات آنها، باعث شده که به صرف حضور زنان در قسمت عمومی و نشستن وی کنار مردی دیگر، نگاه های خشن و تند شماری از مردان متعصب و سنتی متوجه کسانی باشد که کنار آن زن نشسته اند. حالا اگر خانم بخواهد پایش را به مرد کناری اش بزند، دستش را به پهلوی آقا بزند، صورتش را برگرداند و چهره پسر کنار خویش را ببیند دیگر مقصر نیست و این رفتارهای زشت و هوسبازی ها، جزء حقوق زنان تلقی می شود و مرد نباید در برابر هیچ یک از این رفتارها واکنش نشان دهد. یا نمونه بارز دیگر در حجاب بانوان است که رعایت آن جزء قوانین رسمی کشور است، حالا اگر زنی آرایش کرده در قسمت آقایان بنشیند این به عنوان حق او شناخته می شود، ولی اگر مردی او را نگاه کند به عنوان خشونت و رفتاری ناهنجار شناخته می شود. اگر آن مرد به خاطر زیبایی های ظاهری و بوی عطر و ادکلن آن زن، تمرکز فکری خود را از دست دهد و دچار عصبیت و فشار روحی شود، حقوق او به رسمیت شناخته نمی شود و وی موظف است برای آسایش بانوان، آنها را کنار خویش تحمل کند و هیچگونه اعتراضی نکند ومتحمل سختی و محنت گردد.

جامعه مدرن ما به جای آنکه به سمت عدالت یا برابری جنسیتی(که دو مقوله متفاوت هستند) حرکت کند، با تصمیمات فمینیسم زده مسئولان به سمت و سویی حرکت می کند که در آن هر قانونی که مورد دلخواه خانم ها نباشد برداشته می شود و وی از حقوق برابر با مردان برخوردار می گردد. اما اگر به خاطر جنسیت خویش حائز امتیاز و ویژگی و حقوقی بیشتر از آقایان شود، به عنوان حق عادلانه او شناخته می شود که جای هیچگونه بحث و انتقادی بر آن نیست. لیکن بسیار عجیب و حیرت انگیز است که چنین توجیهاتی برای مردان جامعه وجود ندارد و به لطف فمینیست های چادری فراکسیون زنان مجلس و کمیته زنان مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری، مردان، روز بروز در حال از دست دادن سکان ها و حقوق سابق خویش هستند و زنان از آنها شتاب می گیرند و جای آنها را می گیرند.

نسل پدران ما در دوران مردسالاری پیشرفت کردند، صاحب زندگی شدند، ازدواج کردند و خانواده هایی با چند همسر و فرزند را سرپرستی می کردند، لیکن آنچه برای نسل فرزندان خویش به خاطر ارزش گذاری بیش از حد برای دختران و زنان شان به ارمغان آوردند زن سالاری بود. اینک ما هستیم و ارزش های زنانه، معیارهای زنانه، قوانین زنانه و زنانی که برای ما مرد شده اند و ما را به محاق برده اند.

رویکرد مسئولان مترو، آگاهانه یا غیرآگاهانه، نیز در همین سو است و دستاورد اجتماعی اینگونه تصمیمات و قوانین در بلند مدت، منجر به انزوا و گوشه گیری پسران و مردان نسل آینده جامعه خواهد شد. اینگونه تبعیض جنسیتی ها، زنان و دختران را «اجتماعی تر» می کند تا در عرصه های گوناگون جامعه با اعتماد به نفس بیشتری حاضر شوند و با غرور، تکبر و اعتماد به نفس بی نظیری که حاکمیت با چنین آداب و فرهنگ سازی هایی برای آنها به ارمغان آورده است، کرسی های مختلف را فتح نمایند. اینگونه تصمیمات باعث می شود جامعه ایرانی، طی چند نسل با سرنوشت جامعه سوئد دچار شود که جمعیت آن روز بروز کمتر می شود، همچنس بازی و زندگی با همجنس به رفتاری منطقی تبدیل شود، تجرد و خودکشی و دین زدگی و انحراف اخلاقی در آن فوران کند و تفکرات انحرافی و الحادی در آن رشد نماید.

نگاهی به نحوه برخورد زنان با مردانی که به بخش زنان در مترو می آیند و آنجا می نشینند و شدت تنفر آنها از جنس مخالف شان در مواجهه های خشک و زننده ای که مکررا در مترو مشاهده می کنیم مشهود است. نمونه دیگر آن را می توان در روند رو به رشد خشونت ها و درگیری های خانوادگی زوج های جوان و نرخ بالای طلاق، که 90 درصد آنها از سوی دختران به دادگاه ها درخواست می شود، شیوع زندگی مجردی، بی میلی پسران به ازدواج با دختران و افزایش روزافزون خیانت، همسرکشی و شوهرکشی مشاهده کرد. این دستاورد رویکردهای مرد ستیزانه حاکمیت و تجلیل و تعظیم بیش از اندازه زنان است که باعث شده مردان، ترسو شوند و خلقیات زنانه پیدا کنند و زنان جسور گردند و خلقیات مردانه کسب نمایند. به قول یکی از پژوهشگران ایرانی، با روند پیش رو با مردان بی خایه(زنان) و زنان خایه دار(مردان) مواجه می شویم(3) که باعث شیوع و گسترش میل به همجنس، نفرت از جنس مخالف و در نهایت رواج و شیوع همجنس بازی می شود. مدلی که در کشورهای غربی کارایی خود را به اثبات رسانده و موثر واقع شده و اینک فراماسونرهای ایرانی و مسئولین ناآگاه مشغول پیاده سازی و اجرای آن هستند.

سخن طولانی شد. همه ی این مباحث به این خاطر بود که بر اهمیت تکریم مردان در جامعه تاکید کنیم و خطرات جهت گیری کشور در باج دادن بی حد و حصر به زنان را مطلع گردیم و فراموش نکنیم که احترام زنان به مردان واجب تر از احترام مردان به زنان است(4). و اگر چنین نظری مورد پسند شما نمی باشد بر احترام متقابل توصیه می کنیم؛ چیزی که گمشده امروز جامعه ماست.

منابع: 
(0) -
http://www.pooyadavoodi.com/blog/1390/06/13/legitimacy-is-not-always-good/
(1) http://www.rahebehesht.org/info/item.asp?ID=2532
(2)
http://www.bashgah.net/fa/content/show/79853
(3) negar.charchoob.com/?p=1098


لینک های مرتبط: 
- قصه سازی شبکه ایران از یک اتفاق خیالی برای متاثر کردن افکار خوانندگان و محدود کردن آزادی مردان
http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=112148&Rate=0

- حضور پلیس زن در واگن های مترو، گامی دیگر برای امنیتی کردن سرویس های عمومی
http://www.jahannews.com/vdcfecd0.w6dycagiiw.html

- مترو و واگن اختصاصی برای زنان
http://www.jamnews.ir/detail/News/188967

- تبیان: واگن های زنانه دیگر ...
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=216016

- فیلم: برخورد تحقیر آمیز زنان پلیس هند با مردانی که به قسمت زنان مترو رفته اند
http://www.aparat.com/v/Sv8mN


نظرات()   
   

تظاهرات حجاب مردم سوئد

اخیرا در سایت های مختلف خبری و سایت های فمینیستی زنان که تحت پوشش نهادهای به اصطلاح مردمی مورد حمایت بخش های مختلف فعالیت می کنند خبری منتشر شده است با مضمون تظاهرات و رفتار نمادین زنان سوئدی در دفاع از یک زن با حجاب که مورد هجوم یک مرد قرار گرفت.
عده ای از سایت ها بدون دیدن جوانب امر به انتشار این خبر دست زدند و خواستند اقبال جهان نسبت به مساله حجاب را نشان دهند. عده ای دیگر در راستای هدف ننگین سایت های وابسته به صهیونیسم دست به انتشار این خبر زدند. که در واقع نوعی ترویج فمینیسم تحت عنوان جآمعه دموکراتیک و دموکراسی دروغین بی بی سی است و نوعی فریب زنان مسلمان و تزویر برای آنها برای جلب شدن به فمینیسم ضد خانواده است و اکثر نظرات کاربران هم نشان می دهد فریب خورده اند و اتفاقا گویا هدف این سایت ها و  سایت های تحلیلی خبری زنانه از انتشار این خبر نیز همین بوده است که نشانگر اهداف روشن این سایت ها و عزم جدی آنها برای رفرم فرهنگی و برقراری سکولاریسم و سیاست های امپریالیسم است از این رو که نظرات محترمانه و کاملا منطقی کاربران ما در بیان دروغین بودن این فریب رسانه ای نشان داده نشد و هیچ گونه تلاشی مبنی بر روشنگری در جهت دروغین بودن این پیام از جانب آنها صورت نگرفت!

این حرکت زنان در سوئد نه تنها حرکتی در راستای دموکراسی نیست، نه تنها نشان دهنده آزادی بیان نیست، بلکه نشان دهنده جنسیت پرستی و سلیطگی زنان آنهاست که بشریت را در جنسیتشان خلاصه می کنند. و نشان دهنده یک عده مزدور و قلم به مزد است که در راستای آمال و خواسته های دیوثان و بی غیرتان قلم می رانند و به سفارش آنها در مطبوعات دنیا کار می کنند!


متاسفانه سمت گیری اغلب سایت های خبری و تحلیلی ترویج فرهنگ غربی است.
منبع اصلی این خبر BBC بوده است. همان طور که می دانید بی بی سی به دروغگوترین و جو ساز ترین رسانه خبری در دنیا معروف است.
سوئد از جمله فمینیستی ترین کشورهای دنیاست. اگر در این زمینه در مرتبه اول نباشد در دوم هست .حتما در جریان ماجرای گروه فمن که لخت و عور تظاهرات کردند هم که هستید؟
مخالفت گروه فمن با بیداری اسلامی و حجاب زنان بود. بارها و بارها همین زنانی که اتفاقا شخصیت های معروف فمینیست هستند در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد اسلامی و ضد حجاب شرکت داشته اند.
حالا چه شده که اینها نسبت به مخالفین حجاب معترض شده اند؟
اولین پاسخ به این سوال در تبلیغات فمینیستی و مطرح کردن این کشورها بعنوان کشور دموکراتیک و ایده آل مطرح است.
کشورهای غربی و بی بی سی صهیونیستی به دنبال تبلیغ و مثبت کردن وجهه فمینیسم در جهان مسلمان هستند. که هم با موج بیداری اسلامی مقابله کنند و هم بتواند شالوده خانواده اسلامی را به هم بریزند!
پس فریفتن زنان مسلمان و معرفی سوئد بعنوان یک مطالبه و جامعه ایده آلی آنها شد یکی از  موارد!
مورد دوم همانا خود فمینیسم و جنسیت پرستی است. در سوئدی که مردان محدودیت پوشش مردانه دارند و بنا به محدود نبودن پوشش زنانه وادار می شوند تا در فصل گرم برای خنک شدن دامن و تا-پ بپوشند،مردانی که مدام در سوئد بر سر آنها زده می شود. مردانی که در محاق حقوق زنان خفه شده اند و بدترین خشونت ها در آنجا بر آنها روا داشته می شود!
زن زدگی تا جایی که برای مردان جایی در خانواده نیست. در کشوری که حتی وزیر دفاع هم زن است.
تولید نسل منفی و انقراض نسل دولت را وادار به دادن امتیازاتی به زنان کرده است تا تمایل به فرزند آوری پیدا کنند و باز هم فایده ای ندارد.
ازدواج زن با زن و همجنس گرایی زنانه در آن بیداد می کند. مردان هم همجنس گرا شده اندو…
متاسفانه یک چنین جامعه جنسیت پرستی باید بشود الگو برای ما. سیستم نژاد پرستی برتر از سیستم جنسیت پرستی است. زیرا سیستم نژاد پرستی درصدی از مردم دنیا را نادیده می گیرد و له می کند ولی سیستم جنسیت پرست فمینیستی نیمی از مردم دنیا(مردان) را نابود می کند. و بزرگترین دشمن خانواده است…

مطالب از این دست متاسفانه مدت هاست که در سایت های خبرگزاری ها و سایت های وطنی فمینیست گرا جا خوش کرده است و متاسفانه هیچ کس تو دهنی به اینها نمی زند!

ای کاش سایتی پر بازدید تر داشتیم و جواب این هجمه های فمینیستی که نوک پیکان جنگ نرم هستند می ایستادیم.

متاسفانه اینها با این تبلیغات وجوه منفی کشورهایی مثل سوئد را مخفی می کنند و به خواننده یک دید آرمانی و جامعه ایده آل را می دهند. بدینوسیله یک سلسله باورهایی در ذهن مخاطبین میلیونی و یا چند صد هزار نفره خود ایجاد می کنند. به مرور زمان اینها سبب اطمینان و باور جوامع سکولار و پوشالی غربی در نزد مردم می گردد. این منجر به یک سلسله خواسته هایی می شود که متاسفانه آینده خانواده و مطالبات مردم را تغییر می دهد که نه برای دین و دنیای مردم مناسب است و نه برای حاکمیت!


نظرات()   
   

تشکر از فقهای غیور و حقوقدانان بصیر شورای نگهبان:
شاید در این بحبحه فمینیستی شدن جریانات و فضای مسموم زن ذلیلی های سکولار و ضد دین، شورای نگهبان تنها دژ محکم اسلام عزیز در مقابل این ناملایمتی هاست.
شاید شما به پیامک هایی که برای اهانت به اعضای شورای نگهبان در ابعاد وسیع ارسال می گردد  برخورده باشید و شاید هم خندیده باشید. چیزهایی مثل ظنز دلیل پایین آمدن سرعت اینترنت و دانلود زندگی نامه ی فلان شخص از اعضای شورای نگهبان!!!
اما این ها چیزهای ساده ای نیستند که بتوان به آسانی از آنها گذشت. اینها نشان میدهد که چگونه فقها و حقوقدانان متدین این شورا تا چه حد خاری شده اند بر چشمان دشمنان نظام و فمینیست ها و منافقین که کهولت سن آنها را این چنین به سخره می گیرند و روز به روز آرزوی فانی شدن آنها را دارند. تا اسلام عزیز این یاوران همیشه محکم اسلام و فقه شیعه را خدای ناکرده از دست بدهد و آنها آزادانه بتوانند به تصویب و اجرای قوانین سکولار برگرفته از فقه به اصطلاح پویایشان بپردازند.
اینها قصد دارند ذهن جامعه را نسبت به اعضای محترم شورای نگهبان بدبین کنند تا با متهم کردن فقها به خشک نظری و عدم پویایی با ایجاد حس عدم اعتماد در مردم و تحقیر اعضای آنها مصوبات آنان را کم ارزش تلقی کرده و راه را برای فعالیت های برنامه ریزی شده سالهای آتی شان هموار کنند.
شورای محترم نگهبان در مقابل فمینیست ها و جرایانات سکولار و مطالبه گری های ضد دینی آنها ایستاده است و شاید در این فضای وادادگی ها دارد یک تنه در مقابل این جریان تا به دندان مسلح تخریبگر، ایستادگی می کند.
هر گاه که قوانین ضد خانواده و فمینیستی به توسط این شورا مردود اعلام می شود بانگ و فریاد های متعدد بر می خیزد. از سایت های مختلف و فعالین مستقیم و غیر مستقیم حقوق ضد خانواده ی زنان تا پیامک ها و...
انجمن حمایت از حقوق مردان با ارائه اخبار ذیل نهایت تشکر و امتنان را از شورای نگهبان دارد و برای اعضای آن آرزوی طول عمر و سلامتی و ثابت قدمی همیشگی و بیش از پیش را دارد.
دو محوری که فمینیست ها به شدت داشتند در قانون مجازات اسلامی آن را دنبال می کردند مشمول ذیل اند که البته توسط شورای محترم نگهبان به بن بست هدایت شد تا بینی فمینیسم به خاک مالیده شود :
1- رد برابری دیه زن و مرد :
که خوشبختانه با بصیرت شورای محترم نگهبان ، قانون مجازات جدید مبنی بر پرداخت ما به التفاوت دیه از بیت ‌المال در قصاص مرد در برابر زن توسط شورای نگهبان رد شد.
2- عدم حذف جزای رجم زنای محصن و زنای محصنه :
پس از اصلاحات ماده 225 مصوب مجلس مقرر کرده بود؛
حد زنا در موارد زیر اعدام است؛
بند ث: زنای محصنه در فرض عدم امکان اجرای حکم اولی شرعی که در این صورت با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضاییه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک است.

شورای نگهبان بند ث را حذف و متن زیر به عنوان ماده 225 مکرر 1 الحاق و شماره مواد 225 مکرر 1 و مکرر 2 به ترتیب به 225 مکرر 2 و 225مکرر3 اصلاح نمود.:
م 225 مکرر 1: «حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است. در صورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضاییه، چنانچه رجم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک است.»
بنابراین در قانون جدید با نظر شورای محترم  نگهبان نهایتا لفظ رجم در قانون مجازات ایران اسلامی باقی ماند اما مجازات زانی محصن و زانیه محصنه با ذکر شرایط فوق قابل تبدیل به اعدام شد.

واکنش سایت مهرخانه چه بود؟
بعد از انتشار این خبر سایت مهرخانه که از قبل بارها و بارها طی مقالات متعدد از برابر ی دیه زن و مرد حمایت کرده بود(که البته مصادیق آن در لینک هایی در پایان مطلب ارائه خواهد شد و در دنبالک های این مطلب لینک نقد یکی از این مقالات سایت مهرخانه را در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان می توانید رویت فرمایید و بازنشر این مطلب در سایت الف هم صورت پذیرفت) اقدام به درج مقاله ای کرد تحت عنوان " زنان و قانون جدید مجازات اسلامی "  که در برخی از سایت های زنان مثل زنان فردا هم بازنشر شد.
ضمن اینکه لینک این مطلب را به عنوان شاهد مدعا قرار می دهیم به نکاتی پیرامون آن اشاره می کنیم. {لینک مطلب مهرخانه }
در متن مطلب مهرخانه اشاره شده است "  قانون جزای ایران همچنان دیه زنان را نصف مردان تلقی می ‌کند و در قانون مجازات جدید نیز پرداخت ما به التفاوت دیه از بیت ‌المال در قصاص مرد در برابر زن توسط شورای نگهبان رد شد"
لفظ ‘  همچنان ‘  در این نوشته کنایه از این است که باید دیه برابر میشده و حالا بخاطر مقاومت اشتباه شورای نگهبان ، فعلا (همچنان علیرغم تلاش های مکرر و جنجال های رسانه ای عده ای خاص ) ، دیه  زن نصف دیه مرد باقیمانده و پروژه پافشاری بر روی برابری دیه به توسط همان گروه خاص و نوچه هایشان با شکل  و رویه جدیدی دنبال خواهد شد و فعلا منتظر باشید تا ...
در جای دیگر مطلب مهرخانه داریم "  در قانون جدید با نظر شورای نگهبان نهایتا لفظ رجم کماکان در قانون مجازات ایران باقی ماند اما مجازات زانی محصن و محصنه با ذکر شرایط فوق قابل تبدیل به اعدام گردید."
لفظ   ‘ کماکان’  هم معنی مشابه  ‘  همچنان ‘  می باشد که در بالا توضیح داده شد.
نکته بعدی منابع استفاده شده در گزارش مهرخانه است.
منبع سوم همانطور که در تصویر می بینید " افروز،مغزی،قانون جدید مجازات اسلامی و نابرابری های جنسیتی." می باشد که {
{لینک جستجوی آن در گوگل }
تماما فیلتر می باشد و اظهارت شخصی است که خاص است. برای دیدن واضح تر عکس و متوجه شدن صحبت ما ، لطفا بر روی عکس  کلیک کنید تا تصویر بزرگ و واضح آن رارویت فرمایید.

سایت مهرخانه

نکته دیگری که در عکس مشخص شده است کلمات کلیدی یا همان برچسب های بکار رفته در مطلب مهرخانه است. که اگر به آنها بنگریم لغت کلیدی " خلأ فقهی- حقوقی" را می بینیم که به نظر میرسد برای زدن نوعی انگ به شورای نگهبان و اعضای آن  می باشد. و چنین به نظر می رسد که قصد جذب یک سری مخاطب خاص و رساندن یک پیام خاص را دارد!!!

نکته دیگر منبع 5 ام می باشد که از بیروت است و می دانیم ظهور و بروز فمینیسم اسلامی در بیروت و لبنان به تبع خانم مرنیسی مراکشی در حد اعلا می باشد!!!

گروه های فمینیست اسلامی در لبنان با تحریف و دستکاری اهداف و بیانات امام موسی صدر و تحلیل ها و برداشت های انحصاریشان جهان اسلام را تهدید می کنند و راهی برای رخنه ی فرهنگ سکولار غرب با نام اسلام یافته اند و این کار در برخی کشورهای اسلامی تا جایی پیش رفته که به تازگی برخی علما این کشور ها همجنس بازی را آزاد دانسته اند و با توجیهاتی مانند اینکه در قران کار قوم لوط تقبیه شده و مجازاتی برای آن در نظر گرفته نشه خواستار قانونی شدن همجنس بازی شده اند زیرا این امر موردی است شخصی و در قران فقط تقبیه شده و در حریم خصوصی مانند افعال تقبیه شده دیگر اگر صورت گیرد به کسی ربطی ندارد.
در ذیل لینک چندین مطلب از سایت مهرخانه را با مواضع خاص در خصوص برابری دیات و زنای محصنه ، حق طلاق و برخی موارد دیگر می توانیم ببینیم. تمامی این مطالب با استتار و روش خاص توسط سایت مهرخانه منتشر شده است. که می تواند هدف و جهت گیری فکری خاصی را بیان کند.
لازم به ذکر است مدیرمسئول پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه ، فاطمه قاسم پور، مدیرعامل سازمان مردم نهاد ترنم اندیشه و  از جمله کسانی است که در همایش 50 زن برتر ایران به عنوان بانوی برتر معرفی شده و مورد تقدیر رئیس جمهور احمدی نژاد قرار گرفت.

اما لینک های ... جزئی از کل :


1-
http://mehrkhane.com/fa/news/6779   

   زنان و قانون جدید مجازات اسلامی


2-
http://mehrkhane.com/fa/news/6748    

 قانونگذاری ها در جهت حفظ و استیفای حقوق زنان نیست (اظهارات بهمن کشاورز در ذیل می توانید اظهار بهمن کشاورز این حقوقدان معروف را در مصاحبه با مهرخانه و نظری را که ذیل آن نشان داده شده ببینید.

قسمتی از متن بهمن کشاورز در سایت مهرخانه و نظرات تایید شده

3- http://mehrkhane.com/fa/news/4862     

  قتل در فراش از نگاه فقه اسلامی (شبهه پراکنی)


4-
http://mehrkhane.com/fa/news/4565     

  آستانه تحمل شرکت کنندگان پایین بود/ مهمانان فراموش کرده بودند که در یک کرسی آزاد اندیشی شرکت کرده اند. (دعوت از سکولار های لائیک غربی به جای مراجع در نقد بخث فقهی)

تحلیل این مطلب در انجمن حمایت از حقوق مردان {لینک}


5-
http://mehrkhane.com/fa/news/5973      

 زن برای طلاق باید مسیر پر پیچ و خمی را طی کند/ بررسی قاعده لاضرر در حقوق خانواده

(ایراد گیری به کار شورای نگهبان و مراجع و لازم دانستن حق طلاق برای زنان و تعیین تکلیف برای فقها )

و...

 

 

این متن بعدا اضافه شده است 11/03/1391:

انجمن حمایت از حقوق مردان:

مطلع شدیم پس از مخالفت شورای نگهبان با پرداخت مابه التفاوت دیه زن و مرد ،در پی پافشاری شدید و مکرر فعالین حقوق زن و فشارهای شدید بر شورای محترم نگهبان و متاسفانه همراهی بسیاری  از دستگاه ها و مخصوصا دستگاه قضایی با آنها، شورای نگهبان پذیرفت که ما به التفاوت دیه اناث از بیت المال و صندوق خسارت های بدنی پرداخت گردد.

مهرخانه هم پس از این تغییر اقدام به تغییر مطلب فوق الذکر نمود و با حذف این متن "  قانون جزای ایران همچنان دیه زنان را نصف مردان تلقی می ‌کند و در قانون مجازات جدید نیز پرداخت ما به التفاوت دیه از بیت ‌المال در قصاص مرد در برابر زن توسط شورای نگهبان رد شد"

، این متن  را جایگزین آن کرد " در قانون جدید دیه زن کامل محاسبه می‌شود و مابه‌التفاوت دیه مرد از محل تامین صندوق تامین خسارت‌های بدنی پرداخت می‌‌شود."

 

الله اکبر


نظرات()   
   

حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهرخانه با اعلام این خبر اظهار داشت:" از ابتدای سال جاری این دفتر با نام «مرکز تحقیقات زن و خانواده» فعالیت می کند و این تغییر مصوب شده است و از امروز در سربرگ ها و پیامک ها لحاظ گردیده و مراحل اداری را طی کرده است."

این در حالی است که قبلا فراکسیون زنان مجلس نیز عنوان خود را به فراکسیون زنان و خانواده تغییر داده بود. همین تغییر نام در مرکز زنان ریاست جمهوری هم شکل گرفته بود که نام خود را به مرکز زنان و خانواده تغییر داده بود!

اما دریغ از ذره ای تفکر و فعالیت در زمینه خانواده. به نظر میرسد این تغییر نام در مرکز مطالعات زنان هم از همین جنس باشد!

آنچه که مسلم است پاشنه آشیل این سازمانها و مراکز زن و زن سالاری است  و این گونه تغییر نام ها تنها تغییر در نام است و بیانگر تغییر ماهیت نیست.

در اثبات این مدعا نحوره یرخورد فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری را در سالهای اخیر شاهدیم که روز به روز تهاجمات آنها بر محکمات حقوق مرد در اسلام افزوده می شود و روز به روز خانواده ها را سکولارتر و از هم گسیخته تر میکند!

این گونه تغییر نام ها به منظور جلوگیری از امکان تشکیل مراکز مدافع حقوق مرد در مقابل اقدامات زن سالارانه آنها شکل میگیرد تا قوانین و آمارهای زن سالارانه و اقدامات زن محور و مرد ستیز و ضد خانواده بتواند بدون هیچ مانعی با سرعت و قوت به مسیر خود ادامه دهد!

چرا که نقطه آغاز این سازمان ها نباید چنین نامی می داشت و اگر ریگی به کفشهایشان نبود نمی بایست با نام زنان ثبت می شد و یا پیشوند زنان را به یدک می کشید!

 گذاشتن پسوند خانواده در انتهای آنها تنها ظاهر فریبی و بازی با الفاظ است و به نوعی فرار از انتقادات و قرار دادن خود در حاشیه امن و مخفی شدن پشت عنوان و یا به قول معروف نوعی استتار است!
مثل سازمان ملل که تحت لقای حقوق بشر دارد اهداف سکولاریسم و امپریالیسم را عملی می کند!

اکنون که این پست را می نویسیم در ایام فاطمیه و سوگواری دخت نبی اکرم زهرای مرضیه (س) هستیم. همین زهرای اطهری که فمینیست ها و فعالین حقوق زن و بسیاری از حقوقدانان گمراه با تعمیم های غلط و مغالطه گری با سوء استفاده از نام آن حضرت به خصوص در این ایام شهادت و ولادت ایشان برنامه ها اجرا می کنند و افکار پلیدشان را به خورد زنان و دختران ما می دهند! و فاطمه را آن گونه که دوست دارند تعریف می کنند نه آنگونه که هست!!!

بیایید در این ایام دعا کنیم خداوند مسئولین را بیدار کند و ریشه این فتنه ها و مراکز را بخشکاند تا زندگی و نشاط به خانواده های ایران اسلامی باز گردد.

در پایان از خوانندگان محترم این خبر تقاضا می شود نمونه های فعالیت های ضد مرد و فمینیستی در ایران و جهان را در قالب لینک یا مقاله برای بازنشر در این پایگاه معرفی نمایند.

انجمن حمایت از حقوق مردان از سایر عزیزان خواهشمند است برای نجات خانواده ها از شر فمینیسم ، از تمام ظرفیت و توان خود استفاده کرده و با ما همکاری نمایند.

یا زهرا (س)


نظرات()   
   

بحث تبصره خروج دختران از کشور با اذن  ولی ، به محض تصویب شدن از طرف گروه ها و سازمان های به اصلاح مردم نهاد و دولتی و غیر دولتی زنان به طریق فمینیستی و شلوغکاری تبلیغاتی شدیدا بمباران مخالفت ها قرار گرفته است.

قانونی که می تواند قدرت قیم یا پدر را در حفظ ناموسش افزایش دهد و تا حد زیادی از فرار و اغفال شدن دختران توسط باندهای سیاسی و قاچاق زنان جلوگیری کند!

و به شکل تیز بینانه آینده نگری  کرده است  و منافاتی با شرع ندارد. پدر بیچاره ای که نفقه این دختر را می دهد و مسئولیت های او را تقبل میکند هیچ  اختیاری روی دخترش نمی تواند داشته باشد.

این جاست که می گوییم فمینیسم حتی بر امنیت ملی رجحان می یابد!

این در حالی است که در مقابل مسلم ترین حقوق مرد تمام مواد قانونی و اختیارات شرعی و عقلی پیوسته مورد تهاجم است و هیچ نهاد  و سازمانی حامی مردان در مقابل این خشونت نیست!

و تازه خیلی از مردان هم متاسفانه زن پرست شده و حامی این ظلم به خود و خیانت به نوامیس  می گردند!

جامعه ای که به این راحتی پدر و مرد را نادیده می گیرند و هیچ ارزشی برایش قائل نمی شوند و تا می توانند با وضع قوانین دستش را در زندگی می بندند! و با وضع قوانین بار بیشتر بر دوشش می گذارند و از او یک حمال بی مواجب می سازند راهش به ترکستان خواهد بود!

مرد در اوج حقارت  و بی ارزشی ...

جیغ جیغ های زنان

بدیهی است که مراکز زنان که از اهدافشان از بین بردن حق مرد برای اجازه خروج همسرش از کشور است یک گام به عقب حرکت نکرده و با این تبصره ها مخالفت کرده و چنگ و دندان نشان خواهند داد!

لیستی از آنها را در زیر می بینید  که با دادن بیانیه ها و اظهارت و امضای یک بیانیه به این قانون اعتراض کردند!

فقط خواهش می کنیم در مقابل این لیست عریض و طویل که تنها بخشی از خیل است تنها و تنها یک نهاد حامی حقوق مرد که جلوی فتنه های فعالین حقوق زن را بگیرد معرفی نمایید!

مرکز زنان ریاست جمهوری، امور زنان تمام نهادهای دولتی،فراکسیون زنان مجلس جامعه الفلان های زنان مختلف، حقوقدانان زن، سایت های زنان ، مؤسسه میثاق منتظران ،مؤسسه یاران مهدی، مؤسسه رهپویان فرهنگ و هنر، کانون مشکات اندیشه، مؤسسه نورآتی ،انجمن بانوان نعیما ، انجمن بیان ،تندیس هنر ،موسسه بنت الهدی ، موسسه تکامل ، انجمن اهل قلم  پروین ، موسسه قرآن یاوران ، انجمن ترنم هستی ، موسسه سفیران مهر قزوین ، موسسه هفت گوهر زنجان ، کانون فرهنگی محاق انتظار ، کانون فرهنگی اجتماعی بارقه مهر ، کانون فرهنگی مذهبی بانوان استان لرستان ، وفاگستران مسلمان ، موسسه عروه الوثقی ، مجله اینترنتی دختیران ، انجمن مردم نهاد ترنم اندیشه ، پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه ، موسسه عصر روشنایی ، موسسه علمی پژوهشی مصباح ، موسسه بانوان سفیران کوثر ، مرکز فرهنگی پژوهشی زنان‎ ، پایگاه خبری- تحلیلی زنان پرس ، پایگاه تخصصی دختران و زنان بهدخت ، سیبستان خرد و ...

تا کنون فمینیست ها با این روند ها به خوبی توانسته اند اختیارات شرعی و قانونی مرد را که منجر به تحکیم زندگی و حفظ زن و خانواده می شد از بین ببرند و ضمانت اجرایی بسیاری از قوانین مثل جلوگیری از اشتغال زوجه و... را از بین ببرند، اما هیچ سازمان دولتی، مردم نهاد  و حقوقی این چنین جیغ جیغ به راه نینداخته و روز به روز اوضاء بدتر هم میشود.

از تصویب لوایح حمایت از خانواده گرفته تا قانون جدید مجازات اسلامی و قانون فرزند خواندگی و...

آیا هر که جیغش بیش حقش بیشتر؟

 


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها
html] [/html]