کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب محمد مهدی

سلسله مطالب با تمرکز بر جمع آوری آسیب های اجتماعی موجود در ایران.
ارسال شده توسط آقای داریوش دوسرانی 


انتخاب خبر: به گفته کارشناسان، سونامی آسیبهای اجتماعی، سال 95 دامن کشور را خواهد گرفت. سایت انتخاب خبر، قصد دارد تا با انتشار سلسله گزارش هایی در این خصوص و گفتگو با مددکاران اجتماعی و کارشناسان پیشگیری از آسیب های اجتماعی، به واکاوی اقسام آسیب های اجتماعی در کشور و ارایه راه حل های پیشگیرانه در رابطه با جلوگیری از تبعات بیشتر ناهنجاری های اجتماعی در جامعه بپردازد.

در این میان، یکی از آسییب های اجتماعی که سالهاست چهره جامعه ایرانی را دگرگون ساخته، خشونت نهادینه شده و روند رو به گسترش پرخاشگری های اجتماعی در کشور است.


نظرات()   
   

زن جوان در اقدامی جنون‌آمیز پسر 12 روزه خود و دختر شش ساله همسرش را به قتل رساند. متهم پس از کشتن بچه‌ها قصد خودکشی داشت که ناکام ماند.

 

به گزارش جام جم، ظهر 9 شهریور مردی در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان قروه از کشته شدن دو کودک خود توسط همسر 37 ساله اش در یکی از محله های این شهر خبرداد.

کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی این شهر برای بررسی موضوع به محل جنایت اعزام شده و مشاهده کردند پسر 12 روزه و دختر شش ساله غرق در خون کف اتاق افتاده اند و زن جوان هم کنار اجساد آنها نشسته و گریه می کند. زن جوان مدام با خود می گفت: نمی خواستم آنها را بکشم، نفهمیدم چطور شد، از کاری که انجام داده ام بشدت پشیمانم. مرا مجازات کنید. فرزندانم را از دست دادم و زندگی دیگر برایم ارزشی ندارد.

کارآگاهان جنایی موضوع این جنایت را به بازپرس کشیک دادسرا اطلاع داده و با هماهنگی قضایی جسد پسر نوزاد و خواهرش به پزشکی قانونی و متهم به قتل و شوهرش به پلیس آگاهی منتقل شدند.

همسرم قاتل است

ابتدا پدر خانواده در اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلیدباز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی داشتم. به سمت اتاقی که اعضای خانواده ام آنجا خوابیده بودند، رفتم که با صحنه دلخراشی روبه رو شدم.

وی اضافه کرد: پسر12 روزه مان محمدجواد و دخترم حدیث 6 ساله که از همسر اولم بود غرق در خون کف اتاق افتاده بودند و همسرم نیز کنار جسد فرزندانمان خوابیده بود. با دیدن این صحنه و مرگ دو فرزندم بشدت شوکه شدم و زبانم بند آمد. باورم نمی شد همسرم که این قدر بچه ها را دوست داشت، به این جنایت دست زده باشد.

همسرم را که بیدار کردم، بلند شد و فقط می گریست و فریاد می زد مرا ببخش. اشتباه کردم. نفهمیدم چه شد. همان موقع به پلیس زنگ زدم و ماجرارا خبر دادم.

در این مرحله زن جوان که مرتکب دو جنایت شده بود، در بازجویی و در همان اظهارات اولیه به قتل نوزاد خود و دخترخوانده اش اعتراف کرد.

پشیمانم

متهم به قتل در حالی که بشدت دچار عذاب وجدان شده بود و می گریست درباره جنایتی که مرتکب شده بود گفت: من به فرزندم و دختر شوهرم علاقه مند بودم و هنوز باور نمی کنم با دستان خودم زندگی آنها را گرفته ام. پیش از زایمان چند باری با شوهرم بگو مگو هایی داشتم و همین موضوع باعث شده بود کمی تند خو و عصبانی شوم که با تولد پسرم شدت عصبانیتم بیشتر شد و مدام افسرده بودم. حال خوبی نداشتم. در دوازدهمین روز تولد پسرم بود که شوهرم به محل کارش رفت. من و بچه ها با هم تنها بودیم. در یک لحظه جنون به من دست داد و تصمیم به کشتن بچه ها گرفتم.

وی اضافه کرد: ابتدا سراغ پسر 12 روزه ام رفتم. او را که آرام به خواب رفته بود، با دستانم خفه کردم. بعد با برداشتن چاقویی از آشپزخانه سرش را بریدم. در همان موقع در حالی که بشدت گریه می کردم، دختر شوهرم از خواب بیدار شد. حدیث شش ساله با دیدن من وحشت کرده بود. دستانش را گرفتم و اجازه ندادم فرار کند. بعد او را هم مثل پسرم خفه اش کردم و سر او را هم بریدم و کنار جسد غرق در خون پسرم قرار دادم.

متهم به قتل اضافه کرد: پنج دقیقه ای از ماجرا نگذشته بود که به خود آمدم و تازه فهمیدم هردو بچه را کشته ام. بلافاصله چند تکه پارچه آوردم و سعی کردم با بستن گلویشان جلوی خونریزی را بگیرم اما خیلی دیر شده بود و هر دوی آنها مرده بودند. چاقو را برداشتم و می خواستم به زندگی خودم هم پایان دهم که جرات این کار را نداشتم. خیلی پشیمان شده بودم اما دیر شده بود و آنها نمی توانستند زنده شوند. آن قدر گریه کردم که حالم بد شده و کنار جسد بچه ها افتادم و خوابم برد. پشیمانم. مرا زودتر مجازات کنید.

بررسی سلامت روانی

متهم به قتل پس از تحقیقات مقدماتی روانه زندان شد و قرار است به پزشکی قانونی معرفی شود تا مشخص شود در روز جنایت دچار جنون شده یا نه؟

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در حالیکه چنین جنایاتی در طول تاریخ توسط زنان صورت گرفته است اما همچنان بعضی مردنما ها  هر زنی را که میبینند به عنوان موجودی مظلوم با او برخورد کرده انواع امکانات و سرویس ها را به وی میدهند ، اینگونه رخداد ها نشان میدهد که هیچگاه نباید به زنان اعتماد کرد و همیشه باید در روندی کنترلی آنها را آزمود و طول مدت زندگی یا شناخت نباید باعث شود تا چشم بسه به یک زن اعتماد کنیم خواه مادر یا همسر و دیگری باشد.


نظرات()   
   


نظرات()   
   

سخنرانی بسیار جالب و کوتاه دکتر عباسی در خصوص حکومت یهود بر هنرپیشه های دنیا و اثرات حضور اجتماعی زنان

برای دانلود اینجا را کلیک کنید


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 تیر 1394  05:52
نوع مطلب: (اقدامات انجمن ،) توسط: محمد مهدی

بعد از پیگیری های متعدد و اخ مجوزات لازم سرانجام فروشگاه مردان افتتاح گردید
بدینوسیله ضمن تبریک به کاربران انجمن ، آمادگی فروشگاه انجمن برای همکاری با اعضاء را اعلام میداریم. چنانچه اعضاء فعال انجمن کالایی برای فروش داشته باشند میتوانند با قرار دادن آن در فروشگاه انجمن و فروش آن ، خود را از زحمات دریافت مجوز سایت فروشگاهی نجات دهند.
همچنین از خوانندگان محترم دعوت میگردد تا با خرید از فروشگاه مردان از انجمن حمایت نمایند.


نظرات()   
   

سخنرانی دکتر عباسی در مورد اصول بنیادی فمنیسم برای نابودی حیا در جوامع.
نکته جالب اینجاست که امروزه حیا با الفاظی مانند اجتماعی نبودن و یا خجالتی بودن مورد هجوم قرار گرفته و سر و زبان داشتن و بی حیا بودن مورد ستایش است.
[http://www.aparat.com/v/VK3W5]


نظرات()   
   

به گزارش «تابناک»، با اینکه مدت زیادی از افتتاح «پل طبیعت» در تهران نمی‌گذرد، آوازه این بنا آنقدر همه جا پیچیده که کمتر کسی را می‌توان یافت که درباره‌اش نشنیده باشد، به ویژه آنکه به تازگی نام یک بانوی جوان ایرانی‌ طراح آن معرفی شده و گفته می‌شود، ‌سازه فلزی پل از نظر طراحی توانسته حائز چند عنوان بر‌تر بین‌المللی در طراحی شود. 

این در حالی است که به تازگی مستنداتی در اختیار «تابناک» قرار گرفته که حکایت از اتفاقاتی عجیب و غریب در پس پرده اجرای این ایده دارد و به نوعی ثابت می‌کند ‌ایده طراحی و اجرای این پروژه، از فردی دریافت شده که هیچ سهمی در انجام پروژه نبرده و پرداخت نشدن حق و حقوقش، موجب شده که راه قضایی را برای احقاق حقوق خود پی بگیرد. 

ماجرا از آنجا آغاز شده که یکی از کار‌شناسان کنسولی وزارت خارجه وقتی از مأموریت در یکی از کشورهای اروپایی به کشور باز‌می‌گردد، در عبور و مرور روزمره از بزرگراه‌های پایتخت ایده‌ای به ذهنش خطور می‌کند که می‌تواند در عین نو بودن، هم بر جاذبه‌های شهر بیفزاید و هم سودآوری داشته باشد و از این روی تصمیم می‌گیرد که ایده‌اش را با شهرداری تهران در میان بگذارد و مقدمات اجرایش را فراهم آورد.

افشای پشت پرده طراحی و ساخت «پل طبیعت» در تهران! +مستنداتمحمود اسدی درباره ایده‌اش اینچنین توضیح می‌دهد: اوایل سال ۸۵ و بعد از بازگشت از مأموریت کاری در اتریش، از آنجایی که در سفر به ایالت اینسبروک (در غرب اتریش) با پلی زیبا مواجه شده بودم که دو طرف دره را به هم متصل کرده و در عین کوتاه کردن مسیر، زیبایی خاصی به منطقه بخشیده و جاذبه‌ای جدید برای گردشگرانی که از این بخش از کوهستان آلپ عبور می‌کردند، فراهم آورده بود، این ایده به ذهنم رسید که دو سمت اتوبان مدرس در محدوده عباس آباد را به وسیله پلی در چند طبقه به هم متصل کرده و فضایی تفریحی و جذاب پدید آوریم که با اختصاص یک طبقه آن به رستوران، هزینه‌های اجرای پل هم درآید و توجیه اقتصادی داشته باشد.

آن گونه که وی توضیح داده و برای توضیحات، مستنداتی ارائه می‌دهد، این پل قرار بوده در چهار طبقه به اجرا در‌آید که یکی از طبقات برای پیاده‌روی و عبور دوچرخه سواران، یکی برای ارائه خدمات ویژه (VIP)، بعدی برای رستورانی با دیوارهای شیشه‌ای و میزهای گردان و در طبقه آخر تراسی برای بازدید عمومی طراحی و ساخته شود. بدین ترتیب دست به کار شده و طرحش را به صورت مکتوب درآورده و به شهرداری ‌می‌دهد.

این ایده به قدری ناب و جذاب به نظر می‌رسد که در زمانی کوتاه، مسئولان شهرداری وی را فراخوانده و برای تکمیل طرح، ارزیابی و اجرا، به سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری سوقش می‌دهند. از اینجا به بعد، فرایند به صورت جدی‌تر پیگیری شده و مدیران سازمان مشارکت‌های مردمی از وی درخواست می‌کنند که پروژه «پل رستوران» را طراحی کرده و نقشه‌های فنی پروژه را در اختیارشان بگذارد که این موضوع اسدی را بر آن می‌دارد که با یکی از شرکت‌های مطرح در عرصه طراحی سازه‌های شهری تماس گرفته و طی قراردادی، طراحی پروژه را به ایشان واگذار نماید.

آن گونه که طراحی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد، طراحی مقدماتی پروژه در واپسین ماه‌های سال ۸۵ به پایان رسیده و در اختیار شهرداری قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، بحث بر سر موضوعات فنی در کمیسیون‌ها و جلسات مختلف پی گرفته می‌شود تا ‌‌نهایت امر، در آخرین روزهای بهار سال بعد (‌پنجمین روز خرداد ۸۶)، سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهر تهران، موافقت کلی خود با طرح را مکتوب اعلام و اجرایش را منوط به مکان‌یابی مناسب و بررسی برخی ضوابط و مقررات می‌کند. 
البته به موازات این اتفاق، اینقدر ایده ارائه شده به مذاق مدیران شهرداری خوش می‌آید که سعی می‌کنند بسطش داده و به جای ساخت یک پل رستوران، ده‌ها پل رستوران برپا کنند و به این منظور، پروپوزالی تهیه می‌کنند که بر اساس آن قرار است در ۲۶ نقطه کلیدی در بزرگراه‌های تهران، پل رستوران ساخته شود. 
جالب اینکه تاریخ درج شده ذیل این پروپوزال، حکایت از آن دارد که بعد از موافقت اصولی با طرح ارائه شده توسط اسدی، به رشته تحریر در‌آمده است؛ البته در مقدمه این پروپوزال هم به صراحت اشاره شده که پروژه رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگراهی (همان پل رستوران) توسط «محمود اسدی» ارائه شده و موافقت با کلیات طرح پیشتر صورت گرفته و حتی در تصاویر مندرج‌ در پروپوزال، محدوده‌ای که امروزه پل طبیعت در آن ساخته شده و مورد تأکید ایده‌پرداز پروژه بوده نیز درج شده است. 
از اینجا به بعد مذاکرات اسدی با سازمان اراضی عباس آباد برای اجرای نخستین پل رستوران پایتخت آغاز می‌شود، ولی مسئولان شهرداری هر بار به دلایل و بهانه‌های مختلف، اجرای طرح را منوط به برخی بررسی‌ها کرده و به تعویق می‌اندازند و طراح پروژه که وقت و توان مالی زیادی را صرف پی گرفتن اجرای پروژه‌اش کرده، چاره ندارد جز صبر کردن؛ صبری که هرچقدر طولانی هم می‌شود، به ثمر نمی‌نشیند. 

اسدی در این باره به خبرنگار «تابناک» می‌گوید: هنوز هیچ پاسخی از مسئولان شهرداری دریافت نکرده بودم که در مهرماه سال ۸۷ برای مأموریت کاری راهی ‌اردن شدم. این مأموریت البته طولانی شد و چهار سال بعد، زمانی که به تهران بازگشتم، متوجه شدم که پروژه‌ام با نام جعلی «پل طبیعت» در دست اجراست و البته تغییراتی در آن ایجاد کرده‌اند که کمی متفاوت باشد، ولی مشخصاتی مانند مختصات اجرای آن، همانی بود که در طراحی‌های بنده دیده شده بود.
اما هرچه رعایت نشدن حقوق این طراح و ایده‌پرداز در این پروژه، با توجه به مستنداتی که اسدی ارائه می‌دهد، مسجل به نظر می‌رسد و ناراحت کننده است، ماجرا زمانی برای وی رنگ و بوی دیگر پیدا می‌کند که مجبور به استخدام وکیل برای پیگیری حقوق خود در این پروژه می‌شود و در مقابل می‌بیند که به ناگهان، نام یک خانم به عنوان طراح این پل به عموم معرفی می‌شود تا ادعاهای اسدی درباره طراحی پروژه، کمرنگ‌تر جلوه کند! 
وی در این باره می‌گوید: این خانم هموطن بنده است و منکر زحمات وی در طراحی سازه این پل نیستم، ولی طراحی این پل را ایشان انجام نداده و علاوه بر آن، ایده اصلی این پروژه نیز متعلق به ایشان نبوده است. البته اگر قرار بود طرحم را خودم به اجرا درآورم، برای اجرایش فکرهای بهتری در سر داشتم و هنوز هم اگر آقایان اشتباهشان را قبول کنند و مکان دیگری را برای اجرای طرحم در اختیارم بگذارند، از پیگیری قضایی ماجرا صرف نظر می‌کنم و تلاش خواهم داشت ایده‌ای را که برای معرفی و تأییدش انرژی زیادی صرف کرده‌ام، ‌به اجرا درآورم. 

اسدی در پایان می‌گوید: هنوز باورم نمی‌شود که چگونه از آن همه استقبال از طرحم و افق توسعه‌ای که مسئولان برایش ترسیم کردند، به اینجا رسیدیم که پروژه توسط دیگران به اجرا درآمد و نام پل طبیعت به خود گرفت و حالا طراح هم برایش معرفی می‌شود، در حالی که همه مستندات ارائه این طرح توسط بنده از چندین سال پیش موجود است و برخی مدیران شهرداری هم که با طرحم موافقت کرده بودند، هنوز در این نهاد سمت دارند؛ امیدوارم که اشتباهات تصحیح شود و ایده من به نام دیگران نوشته نشود! 

گفتنی است، «تابناک» آمادگی دارد پاسخ مسئولان شهرداری در ابن باره را جهت روشن شدن دیگر ابعاد ماجرا و آگاهی عموم منتشر نماید.


نظرات()   
   
شنبه 29 فروردین 1394  05:38

[http://www.aparat.com/v/TmNUQ]

مهران رجبی به بیان خاطره ای در مورد برابری زن و مرد میپردازد


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/1z4Ed]
مرضیه ذباغ به بیان خاطره ای پرداخته و در آن گریزی به ذات هوس پرستانه خود می زند و بیان میکند من گفتم اگر امام فلان کار را کند ما ایشان را به عنوان رهبر قبول نداریم(مبنای تشخیص اسلام ما هستیم نه امام)


نظرات()   
   
دوشنبه 24 فروردین 1394  05:32
نوع مطلب: (شعر و نثر ،) توسط: محمد مهدی

دختر ترشیده گریان

دختری با مادرش در رختخواب/درد دل میکرد با چشمی پراب!

گفت مادر حالم اصلا خوب نیست!/زندگی از بهر من مطلوب نیست!
گو چه خاکی را بریزم بر سرم/روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست و شش افزون شد/دل میان سینه غرق خون شد!
هیچکس مجنون این لیلا نشد!/شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته/بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت/خنده بر لب امدش اهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا میشود/غنچه ی عشقت شکوفا میشود!
غصه ها را از وجودت دور کن/اینهمه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من/ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها/من بدم می اید از این کارها!
در خیابان یا میان کوچه ها/سربه زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی میکنم بر یک پسر/مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از ان روزی که گشتم همسفر/با سعید و یاسر و ایضا صفر!
با سه تاشان رفته بودم سینما/بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم!/او خرم کرد اخرش عاشق شدم
 یک دوماهی یار من بود و پرید!/قلب من از عشق او خیری ندید!
مصطفای حاج علی اصغر شله!/یک زمانی عاشق من شد بله!
بعد جعفر یار من عباس بود!/البته وسواسی و حساس بود!
بعد از ان وسواسی پر ادعا/شد رفیقم خان داداشه المیرا!
بعد او هم عاشق مانی شدم/بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم/بعد نادر عاشق ناصر شدم!!!
مادرش امد میان حرف او/گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو!!!
گرچه من هم درزمان دختری/روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز انکه تورا باشد پدر/دل نمیدادم به هرکس اینقدر!!!
خاک عالم بر سرت خیلی بدی/واقعا که پوز مادر را زدی...!!


نظرات()   
   

فکر میکنید اگر معاونت امور زنان میخواست درباره تجاوز به 2 پسر ایرانی توسط ماموران سعودی موضعی بگیرد چه می گفت؟

 


نظرات()   
   
چهارشنبه 13 اسفند 1393  05:30
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،) توسط: محمد مهدی

[http://www.aparat.com/v/0w5JB]


نظرات()   
   
شنبه 9 اسفند 1393  12:47
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،حدیث ،) توسط: محمد مهدی

انجام دادن فسق علنی باعث می شود تا صحبت کردن در مورد این موضوع غیبت نباشد از این جمله میتوان به بد حجاب اشاره نمود

دانلود فایل صوتی


نظرات()   
   

در نشست خبری هفته سلامت مردان که روز چهارشنبه با حضور سه عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران در محل این انجمن برپا شد، موضوعات مختلفی در ارتباط با وضعیت سلامت مردان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در ابتدا دکتر سید جلیل حسینی رئیس انجمن اوروژلوژی آسیا با اعلام اینکه روز سلامت مردان از سال ۱۹۹۴ در کانادا و آمریکا و از سال ۲۰۰۱ در چین برگزار می شود، گفت: در ایران نیز، این روز از سال ۸۵ به همت انجمن اورولوژی ایران کلید خورد و تا سال ۹۰، اولین پنج شنبه اسفند به عنوان روز سلامت مردان نامگذاری شد. اما از سال ۹۱، وزارت بهداشت تصمیم گرفت که هفته سلامت مردان را برپا کند.

عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران با عنوان این مطلب که مردان به خاطر مشغله و مسئولیت های سنگین زندگی، کمتر به سلامت خودشان توجه می کنند، افزود: استمدادطلبی خانم ها بیشتر از آقایان است.

حسینی ادامه داد: متاسفانه اغلب مردان مواقعی به پزشک مراجعه می کنند که ممکن است برای درمان دیر شده باشد.

وی با تاکید بر انجام فعالیت های منظم ورزشی، عدم مصرف مواد دخانی و کنترل چربی، قندخون و فشارخون برای جلوگیری از بروز بیماری ها، تصریح کرد: وقتی پدر سالم باشد، مراقب خانواده خواهد بود. در واقع، جامعه سالم، نیازمند سلامت مردان است.

در ادامه دکتر عباس بصیری دبیر انجمن اورولوژی ایران نیز با عنوان این مطلب که استقبال آقایان از حوادث بیشتر است، گفت: مردان در معرض انواع آسیب های شغلی، اجتماعی و... قرار دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی هشید بهشتی افزود: به طور عموم، اکثر مردان در معرض بیماری های سخت تر و مرگ و میر بیشتری قرار دارند.

بصیری با اعلام اینکه در تمام دنیا امید به زندگی خانم ها بیشتر از آقایان است، گفت: بیماری های همچون سنگ کلیه در مردان ۲.۵ برابر زنان است. سرطان مثانه در مردان ۲.۵ تا ۳ برابر بیشتر از زنان است. همچنین، سرطان های پیشرفته که منجر به برداشتن مثانه می شود، در آقایان ۴.۵ برابر زنان است.

وی تاکید کرد: در بیماری های مشترک، حس خودمراقبتی زنان بیشتر از مردان است.

بصیری در ادامه به بیماری خاص مردان اشاره کرد و افزود: غده پرستات یکی از اعضای حیاتی بدن است که اگر نبود، هرگز نسل بشر ادامه پیدا نمی کرد. اما، همین پروستات در سنین جوانی به علت ورود میکروب و باکتری، منجر به عفونت می شود. به طوریکه ۱۰ درصد جوانان مبتلا به عفونت و التهاب پروستات می شوند که بیماری کلافه کننده است.

این جراح کلیه با اعلام اینکه پروستات در ۵۰ سالگی به بالا به علت بزرگ شدن می تواند مشکل ایجاد کند، گفت: متاسفانه سرطان پروستات به دلیل اینکه در نواحی خارجی پروستات ایجاد می شود، ممکن است خودش را نشان ندهد.

دکتر محمدرضا نوروزی مسئول برگزار هفته سلامت مردان نیز در ادامه این نشست خبری به ارائه آماری از بیماری های که سلامت مردان را تهدید می کند، اشاره کرد و افزود: روزانه در حدود ۳۰۰ نفر بر اثر بیماری های قلب و عروق در کشور فوت می کنند که ۵۵ تا ۶۰ درصد آنها را مردان تشکیل می دهند.

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران با اعلام اینکه سرطان مثانه در مردان ۴.۵ برابر زنان است، گفت: سالانه ۳۵۰۰ مورد جدید سرطان پروستات در کشور شناسایی می شود. در حالی که در دنیا موارد پیشرفته این بیماری ۲ تا ۳ درصد است اما این آمار در ایران بین ۵ تا ۱۰ درصد، پیش بینی می شود.

نوروزی به سرطان بیضه در مردان اشاره کرد و افزود: سرطان بیضه یکی از شایع ترین سرطان های سنین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است که به دلیل اینکه علامت ندارد و بدون درد است، بسیاری از پسران در موارد پیشرفته به پزشک مراجعه می کنند.


نظرات()   
   
سه شنبه 5 اسفند 1393  05:39
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،حدیث ،) توسط: محمد مهدی


رادیو معارف

کارشناس رادیو معارف حاج آقا محمدی در مورد این میگوید که وصی و ادامه دهنده راه امام حسین حضرت سجاد بودند

دانلود فایل صوتی


نظرات()   
   

ترضیحات کارشناس رادیو در مورد منع اشتغال زنان از دیدگاه اسلام

[http://www.aparat.com/v/bI3zB]


نظرات()   
   

انسان اعم از زن و مرد، می‌تواند به هنگام ازدواج امور جایز مورد نظر خود را در ضمن عقد شرط نماید. در این صورت بر شخصی که شرط بر علیه او می‌باشد، لازم و واجب است به شرطی که متعهد شده و آن را پذیرفته است وفا نموده و بدان پایبند باشد.

همان‌گونه که گفتیم شرط ضمن عقد باید از نظر شرعی سائغ و جایز باشد، به همین جهت است که امام خمینی (س) در تحریرالوسیله، ج 2، ص: 287 تصریح فرموده‌اند:

مسألة 2 - إذا شرط فی عقد النکاح ما یخالف المشروع مثل أن لایمنعها من الخروج من المنزل متى شاءت‌ و إلى أین شاءت، أو لایعطی حق ضرتها من المضاجعة و نحوها، و کذا لو شرط أن لایتزوج علیها أو لایتسرى بطل الشرط و صح العقد و المهر و إن قلنا بأن الشرط الفاسد یفسد العقد.

معنی عبارت عربی بالا بصورت تحت الفظی و با توضیحات اضافی چنین است:

اگر کسی در عقد ازدواج چیزى که مخالف شرع است را شرط نماید‌ مثل این‌‌که زن شرط کند شوهر او را از بیرون رفتن منزل- هر وقت و هر جا که بخواهد منع نکند، یا حق همخوابگى هووى او را رعایت ننماید و یا اینکه در عقد دائم شرط کند تا حق داشته باشد با شوهر خود هم خوابگی ننماید، این شروط بر خلاف ذات عقد بوده و در نتیجه  باطل است. و همچنین است اگر شرط کند که روى او زن نگیرد که در این صورت شرط باطل است ولی عقد و مهر صحیح است؛ اگر چه قائل باشیم به این‌که شرط فاسد عقد را فاسد مى‌کند.

از اموری که جواز و عدم جواز شرط آن در ضمن عقد، محل بحث بوده و در این سؤال آمده است، شرط نمودن "حق طلاق برای زن" است. با این توضیح که چون به حکم شارع مقدس حق طلاق با مرد است،  آیا زن می‌تواند هنگام ازدواج حق طلاق برای خود را شرط نموده و به موجب این شرط حق طلاق داشته باشد یا خیر؟

با دقت در جواب بالا در می یابیم که حقوقی که طبق شرع با خواندن عقد بر گردن زوج و زوجه قرار میگیرند قابل زائل و باطل شدن نیستند و اینها حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و فرع نمیتواند بر خلاف اصل باشد زیرا در این صورت اصل را خدشه دار میکند و فتوای ایشان بر این موضوع تاکید دارد که چنین شرطی باطل است تا از اصل محافظت گردد و عقد دچار نقصان و یا ابطال نگردد.

در چنین شرایطی عقل بشر به کار می افتد و راهی را برای دور زدن شرع مقدس پیدا می کند مانند نمونه امروزی آن که برابر شدن دیه از طریق بیمه بود و اینجا وکالت طلاق به جای حق طلاق است که امام نیز آن را باطل ندانستند و  شرط بصورت کنونی در دفترچه ها ثبت گردید تا در صورتیکه مرد ازدواج مجدد کرد زن میتواند وکالتا خود را طلاق دهد.

«س 55‌ - آیا دختر مى‌تواند حین عقد ازدواج شرط نماید که أوّلا شوهرش حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد؟ و ثانیا زن حقّ طلاق داشته باشد؟ مستدعى‌ است بفرمائید این شرطها شرعى است یا نه؟

ج‌ - شرط نمودن اینکه شوهر حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد یا ازدواج با غیر نکند و همچنین شرط اینکه زن حقّ طلاق داشته باشد باطل است.

«س 64‌ - زن و مردى را مى‌خواستند به عقد یکدیگر در آورند، زن شرط نمود در محضر بنویسید که من نیز حقّ طلاق دارم، مرد نیز قبول کرد، أمّا‌ محضردار پس از خواندن عقد شرط مزبور را ننوشت.

اوّلا: آیا محضردار حقّ دارد که شرط مزبور را ننویسد؟

ثانیا: طرفین با این شرط به زن و شوهر شدن رضایت داده بودند، حال که شرط مزبور را محضردار ننوشته و نارضایتى پیدا شده آیا این عقد از نظر إسلام درست است؟

ج‌- در هر صورت عقد صحیح است، و اگر به این نحو شرط شده که زن حقّ طلاق داشته باشد شرط باطل است

(استفتاءات، امام خمینى؛ ج‌3، ص: 101 و 103)

اما باطل بودن این شرط نه تنها از وجه کلاه شرعی بودن قابل بررسی است بلکه از این وجه نیز مورد بحث است که این شروط با زور و اجبار امضا می شوند و مردان حقی در رد آنها ندارند زیرا به طور چاپی در دفترچه ها قرار گرفته اند و کسی که آنها را امضا نکند مثل کسی است که قصد سوء دارد پس چگونه میتوان این شرط را الزام آور دانست؟

در هر صورت آنچه واضح است این است که شروطی مانند حق مسکن و طلاق یا ازدواج مجدد حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و نمیتوان اجزای عقد را تشریح کرد و یکی یکی آنها را دور انداخت زیرا در این صورت دیگر درون این ظرف چیزی باقی نمی ماند و از محتوا تهی خواهد شد پس به رنان و مردان توصیه میکنم در صورت امکان از امضای شروط  دفترچه خود داری کرده و هیچگونه شرط اضافه ای را نپذیرند.

مرد در ازدواج همان اندازه ریسک می کند که زن به اضافه اینکه مرد در صورت طلاق مال و اموالی را از دست می دهد که زن از دست نمیدهد پس دلیلی وجود ندارد تا از حقوق خود بگذرد و به زن تضمین بدهد  همانطور که زنها حاضر نیستند از کوچکترین حق خود بگذرند شما هم نباید چنین باشید. اگر به زنی گفته شود که رضایت دهد تا شرایط چاپی امضا نشود قبول نخواهد کرد زیرا این شروط را هم حق خود میداند در حالیکه قرار بوده اینها در صورت امضا شدن حق او باشند پس چرا مردان حاضر می شوند انواع شرایط اضافی را بر خود تحمیل کرده و حق حاکمیت خود بر خانه و خانواده را از بین ببرند و همین موضوع فردا باعث ایجاد طلاق خواهد شد ، طلاقی که چیزی از آنها باقی نخواهد گذاشت و با وجود ضربه عاطفی و مالی ای که میخورند باید تاوان مهریه و زندان را هم بدهند.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

روزی روزگاری در سرزمینی دور مادران روزی داشتند که روز تولد یک مادر نمونه در تاریخ بود اما زنان آن سرزمین که مادر نبودند یا عرضه مادری و ازدواج کردن را نداشتند طبق عادت زنان آن سرزمین به حسودی و چشم و هم چشمی پرداختند و کار را به جایی رساندند که روز مادر تبدیل به روز زن شد و تمام مردان باید از زنان قدر دانی میکردند نه به واسطه اعمال و از خود گذشتگی هایی که یک مادر انجام میداد بلکه به واسطه جنسیت.

مدتها به همین منوال گذشت تا اینکه روز تولد مردی که بعد از پیامبر بزرگترین انسان جهان بود به نام روز پدر نامگذاری شد و زنان آن سرزمین که روز تولد حضرت زهرا را به روز کوبیدن احکام اسلامی در زمینه زنان تبدیل کرده بودند باز شروع به حسادت کردند.

و کار به جایی رسید که روز زن تبدیل به هفته زن شد

و هنوز زنها معتقدند مردان این سرزمین حق آنها را ضایع کرده اند

[http://www.aparat.com/v/9akPV]

 


نظرات()   
   
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393  05:20

دو قسمت از سری جدید طنز مهران مدیری  با نام انتقاد بصورت یکجا به مناسبت روز پدر جهت بازدید شما عزیزان قرار گرفت

[http://www.aparat.com/v/wpNTG]

[http://www.aparat.com/v/USpYx]


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/S0HpW]


نظرات()   
   

مطلب زیر برگرفته از سایت دفتر مشق روزهای زندگی و به قلم مهندس هاشمی است که خواندن آن را به خوانندگان توصیه میکنم:

در میان اخبار رسانه ها و خبرگزاری ها و روزنامه ها، نوشته ها و مطالب زیادی درباره اهمیت و جایگاه جنس زن با رویکرد دینی و علمی دیده می شود. بسیاری از این نوشته ها به استناد کتب تالیف شده مذهبی و نظر برخی از روحانیون سرشناس به نگارش در آمده است. خواننده با خواندن این نوشته ها تحت تاثیر برخی از آیات، روایات و حکایات قرار گرفته و بدون توجه به اقتضائات امروز جامعه به یک نتیجه واحد می رسد، و آن اینکه زن سالاری یک ارزش پسندیده انسانی و الهی است! لیکن اینگونه نوشته ها، نگاه جامعی به خانواده نداشته و بدون توجه به تحولات عصر جدید جهانی و اقتضائات نو، هیچ نگاهی به جنسیت مرد نداشته و می کوشد تا با تفسیر زنانه دین خود را از معرض هجوم زنان طلبکار امروز دور کنند همانطور که بعضی در زمان قدرت شوروی با ارائه تفاسیر کومونیستی از اسلام اینگونه عمل میکردند. نویسندگان اینگونه نوشته ها که به نظر می رسد به گونه هایی از زن‌گرایی و باستان گرایی دینی مبتلا هستند، بدون توجه به عقل، قرآن و توصیه های دلسوزانه محققین و پژوهشگران با بیان ناقص و ارائه سلیقه ای آیات و احادیث، دانسته یا ندانسته، در آتش فمینیزم(فمینیسم) می دمند و نام و قلم خود را برای طرح و برنامه های کلان فراماسونری، رایگان یا با هزینه خرج می کنند.Image
عدم توجه به جنسیت مرد و تجلیل و تعظیم افراطی از جنسیت زن، تعادل نظام خانواده را بر هم می زند و در بلند مدت باعث ارتقای سطح فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان و دختران در جامعه و خانواده در عصر جدید می شود و در عین حال موجب تنزل سطح مردان و پسران در هوشمندی و خرد، تحصیلات، درآمد و اشتغال شده و پیش زمینه های افسردگی، اعتیاد، زندگی مجردی و خودکشی را ایجاد می کند. 
نظام خانوادگی اسلام و روش و منش پیشوایان دین بر ارائه الگوی کاملی از نقش زن و مرد در جامعه بوده و با توجه به زمانه و جامعه، به هر دو جنسیت توجه شده است. لیکن آنچه ما در سال های اخیر در سخنان و برنامه های روحانیت مشاهده نمودیم، توجه افراطی به جنس زن و عدم توجه به جنس مرد بوده است. نگاهی به شدت ناقص که به اسم «اخلاق خانواده» به خورد پسران و مردان جوان داده می شود. افراط گرایی یا ناآگاهی برخی از اشخاص در همراه شدن با موج رسانه ای فمینیست ها در تعریف و تمجدید از زنان، مصداق آب به آسیاب دشمن ریختن و تیشه زدن به ریشه خود است. اینکه برخی از افراد مسئول در زمانه ما، خودشان در یک «سیستم مرد سالار» پیشرفت کرده اند و در این سیستم موفق به تشکیل زندگی، پیشرفت و کسب موفقیت شده اند ولی برای نسل فرزندان خود، «مدل زن سالار» را پیشنهاد می کنند می تواند دلایل متعددی داشته باشد. اما شاید عمده ترین دلیل این موضوع، تلاش برای خودنمایی و محبوبیت افزایی و همراه شدن با جامعه ای است که فکر می کند زن سالاری، نشانه روشنفکری و پیشرفت است و مرد سالاری، به معنای عقبگرد از ارزش های نوین است. 
از طرفی واگذاری امور به فمینیست ها نیز امری خطرناک است که متاسفانه در عصر امروز و با تبلیغات کلان رسانه های مبلغ فمینیزم در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است. زنان(فمینیست) بر خلاف مردان ثابت کرده اند که به شدت جنسیتی فکر کرده و در رفتار خود با مردان دچار تبعیض می شوند. به عنوان مثال در مراسم ها و نمایشگاهای زنانه، هیچ جا و فرصت حضوری برای مردان در نظر گرفته نمی شود در حالی که مردان در مراسم هایشان همواره جا و فرصت حضوری را برای زنان در نظر می گیرند. یا نمونه عینی تر آن در پیگیری حقوق است. مردان همواره طرفدار حقوق زنان بوده و از آنها حمایت می کنند ولی زنان مسئول در کشور ما یا توجهی به جنسیت مرد نداشته و یا در موضع گیری و قانونگذاری دچار تبعیض های غیر انسانی می شوند. مسئولین کشور ما نیز به شدت در برابر این موضوع دچار وادادگی و عدم برنامه ریزی مشخص هستند و به جای تدبر و بصیرت، در اظهار نظر و اعمال خود با این موج همراهی می کنند. به عنوان نمونه سالهاست که سربازان نظام وظیفه از کمترین حقوق دریافتی و مزایا برخوردار هستند ولی مجلس و دولت کمترین توجهی برای حذف خدمت اجباری سربازی یا حرفه ای سازی آن ندارند که همین باعث ضربات سنگینی روحی و مادی به پسران جوان می شود ولی در عین حال بودجه های کلانی در اختیار زنان گذاشته می شود و به عنوان مثال زندانیان زن با بودجه تخصیص یافته آزاد می شوند یا دیه زنان با بودجه بیت المال دو برابر می شود تا با دیه مردان همسان شود. حال سوالی که در اذهان جامعه ایجاد می شود این است که چگونه حاکمیت برای طرح های حامی جنس زن بودجه های کلانی در اختیار دارد و آن را وظیفه اسلامی خویش می داند ولی پرداخت کامل حقوق سربازان و مشکلات پسران و مردان را دغدغه و وظیفه خویش نمی داند؟
 
تکمیلی اول:   
پس از نگارش این مطلب با خبری در خبرگزاری مهر مواجه شدم که از قول آیت الله سبحانی بیان داشته بود:"یکی از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه متأسفانه تولید جمعیت در استان‌های شیعه نشین بسیار کاهش یافته در حالیکه در استان‌های حاشیه‌ای این گونه نیست، تأکید کرد: اگر این مسئله تحدید جمعیت تداوم یابد، نظام اسلامی به خطر می‌افتد"(1). این خبر نیز به گونه ای موید نظر من است. اینکه دلایل مختلفی هست که بسیاری از پسرها تن به ازدواج نمی دهند و خانواده های تشکیل شده نیز بچه های کمتری به دنیا می آورند ولی مسلما یکی از دلایل آن تغییر تعریف و جایگاه زن و مرد در زمانه فعلی در مقایسه با بیست سال پیش است. همچنین تفاوت دید دو مذهب تشیع و اهل سنت به ازدواج و زن نیز در این موضوع دخیل است. لذا باید در بسیاری از نظرها تجدیدنظر کرد.

تکمیلی دوم:  
یکی از دوستان با رد نظر من گفت زن ها به دلیل آنکه توانایی و قدرت بیشتری برای خراب کردن جامعه و زنان و مردان سالم برخوردار هستند می بایست بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. مثلا بسیاری از زنان در زندان به اعتیاد و ایدز دچار می شوند که می توانند آن را به جامعه نیز انتقال دهند. من اندکی فکر کردم دیدم هدف خوبی است ولی این هدف محقق نشده است و حمایت های گسترده دولت و حکومت از زن نتایج شگرف دیگری برای جامعه به ارمغان آورده است. چه کسی می دانست که تایید کردن حق اشتغال زن در کشور جهان سوم ما که درگیر بسیاری از مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و تحریم می باشد باعث بیکاری قشر گسترده ای از مردان و کم درآمد شدن شمار دیگری از آنها به دلیل حضور افسارگسیخته نیروی کار اقتصادی ارزان زن در جامعه می شد. و همین مسئله در فروپاشی نهاد خانواده نیز موثر واقع شود. لذا ما نباید همیشه با فکر ابزاری نتیجه گیری کنیم . بلکه می بایست واقعیت ها را ببینیم و بر اساس آنها تحلیل نماییم.


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/FINd9]

در حالیکه قرنها مردها هزینه های خانواده را تامین میکردند و امروز نیز در بسیاری از دنیا اینچنین است فرهنگ منحط و جدید غرب در کمتر از یکصد سال کار را به جایی کشانده که زنان ادعای اقتصاد دانی میکنند و نتیجه زحمت بی منت مردان فیلم فوق می شود


نظرات()   
   

راور - خبرگزاری مهر: رئیس دادگستری راور گفت: آمار ورودی طلاق توافقی راور در سه ماهه اول سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل 31 درصد رشد داشته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الاسلام محمود محمدی با بیان این مطلب گفت: بیکاری، اعتیاد، بالا رفتن سطح توقع زوجین، دخالت نابجای والدین و بدبینی زوجین نسبت به یکدیگر از جمله دلایل بروز طلاق به شمار می رود.

وی تاکید کرد: بررسی و شناخت عوامل پیدایش طلاق و تلاش برای رفع آن، مهمترین شیوه جلوگیری از این پدیده است زیرا لازم است تا آسیب‌شناسی کلی درباره این امر صورت گرفته و سپس شیوه های کنترل پدیده طلاق مورد بررسی قرار گیرد.

این مسئول قضائی بر تلاش بیشتر برای رفع فقر مادی خانواده ها، فراهم کردن اشتغال و محیط کاری مناسب برای آحاد جامعه و تقویت روحیه دینی و مذهبی زوجین تاکید کرد و بیان داشت: همانگونه که خداوند در قرآن کریم می فرماید ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم، زندگی انسان همواره در رنج و سختی است لکن خداوند متعال راه های دستیابی به امنیت و آرامش را نیز در اختیار بندگان خود قرار داده و آنها را به درک حقیقت هستی رهنمون کرده است.

وی تاکید کرد: لازم است تا زوجین با صبر و بردباری و شناخت کامل از یکدیگر، همواره در زندگی سازش داشته و به معنای واقعی لباس و پوششی بر عیوب یکدیگر باشند تا از این منظر شاهد لطف و برکت حضور خداوند در زندگی باشند.

حجت‌الاسلام محمدی بر دوری زوجین از تجملات تاکید کرد و این امر را یکی از راه های رسیدن به زندگی سالم و با آرامش دانست.

رئیس دادگستری شهرستان راور یادآور شد: با توجه به انحصار تنها شعبه حقوقی در حوزه قضایی راور، تمام پرونده ها با موضوع حقوقی و خانواده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی این شهرستان ارجاع شده و مورد رسیدگی قرار می گیرد و در این بین، آمار موجود ورودی طلاق توافقی درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است.

وی تمام مشکلات و مسائل موجود را ناشی از ناآگاهی دانست و افزود: آموزش مسائل خانواده و نحوه برخورد با یکدیگر بطور ویژه باید در دستور کار قرار گرفته و جوانان قبل از ازدواج با مسائل خانواده بگونه ای که سلامت اخلاق آنان در معرض فساد قرار نگیرد، آشنا شوند.

حجت الاسلام محمدی بیان داشت: آموزش مسایل خانواده قبل و بعد از ازدواج همواره مورد تاکید است و در این رابطه، تهیه بروشور از ناحیه واحد فرهنگی و درج وظایف زن و شوهرنسبت به یکدیگر، تشکیل جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ برای زوجینی که در معرض طلاق قرار دارند و استفاده از اساتید مجر ب و کارشناسان امور خانواده می تواند کارساز باشد.
 


نظرات()   
   

این مطلب از وبلاگ روزی که مرد شدم جهت مطالعه شما آماده گردیده است:

یادداشت میکنیم، اول دی ماه سال 1392، روزی که بعد از تقریبا" دو سال فشار و تنش و تحمل زیاده خواهی و حماقت یک آفت توی زندگیم ازش آزاد شدم و ان شالله هیچ زندگی ای آفت نبینه!

 سال 1390 بود که از طریق وبلاگی که داشتم(همه خواستگاری های من) یکی از خواننده هام به هر طریقی که میشد پا پیش گذاشت که یه جوری ارتباط رو برقرار کنه، اولش بهم گفت چند تا دختر داره که میخواد بهم معرفی کنه ولی وقتی که دیدمش، خب ترجیح دادم با خودش در ارتباط باشم، درست دی ماه همین سال بود که بعد از کلی ای میل دادن و ابراز تمایل غیرمستقیم ایشون حاضر شدم برای اولین بار اون زن رو ببینم؛ همه چیز خیلی فوری و فوتی پیش رفت ... همه چیز به شکل شگفت آوری پیش میرفت،‌بدون هیچ تعللی،‌ بعد از حدود یک ماه که همدیگرو میدیدم، به خانواده ها اطلاع دادیم، شب 22 بهمن 90 مراسم بله برون بود و اوایل فروردین هم عقد و اردیبهشت عروسی، این ایام هم انقدر سریع میگذشت که نگو، ظاهرا" همه چیز خوب بود، ولی من بزرگرین و احمقانه ترین اشتباه زندگیم و انجام دادم، بدون تحقیق و بررسی، تن به ازدواجی دادم که امروز با عنایت حضرت حق به جدایی ختم شد!

قبل از عقد، همه چیز اوکی بود و گل و بلبل، نشونه های از تندمزاجی و تندی میشد توشون دید ولی خب به هر حال هر کسی اشکالاتی داره، مگه ما عاری از اشکالیم!! به هر حال با سرعت گذشت، اختلافات خیلی خیلی سطحی و بی اهمیتی وجود داشت که با مناعتی که تو خودم و خانوادم میدیدم این چیزا اصلا" مهم نبود، چند بار سر چیزای بی ارزش ناراحتی و تلخی راه انداخت و حتی دعوا، مثل لباس عروس و فیلم و عکس و این چیزا، من که قائل به این نبودم که هزینه های بی جایی در این خصوص داشته باشیم و مگه چه اهمیتی داره لباس عروس ارزون تر یا دست دوم و یا مثلا یه فیلم برداری توپ نداشته باشیم یا یه آرایشگاه مشهور نریم، مگه چی میشه و از این حرفا ... ولی خب برای بعضیا این ظواهر پوچ و بی اساس از زندگی مهم تره، با خودم این توجیه و داشتم خب این آدم سر این خواسته های احمقانه میخواد زندگی رو تلخ کنه، خب گفتم چه اشکالی داره، دختر بچه ست و ذوقی داره و نزنم به ذوقش ... انصافا" خواسته های زیادی نداشت، ولی خب همونم از نظر من ارزش نداشت ولی خب طرف ذوق داشت، منم گفتم چه اشکالی داره چند صد هزار تومن بیشتر بدیم و دلش خوشحال بشه ... ولی البته یه گراهایی از نوع نگاهش به دنیا و منظر سطحی و پوچی که داشت دستم اومده بود و خودم رو آماده تعامل و برخورد باهاش کرده بودم، این پوچ گرایی و سطحی نگری و قشر زدگی به مرور بیشتر نمود داشت، متاسفانه نمیدونم چرا همه چی خیلی سریع و فوری پیش رفت، هر چقدر ما اهل مدارا و رودربایستی بودیم، اونها وقیح و خودخواهانه پیش میتازوندن و ما خب حیا میکردیم و خیلی جاها حرفی نمیزدیم ....

شاهد مثال، اینکه خانواده من هر بار با اومدن اون زنه به خونه مون براش هدیه میدادن و اون بدون هیچ یادآروی ای از این هدایا خیلی بی صفتانه از نوع رفتار خانواده من تو مدل هدیه دادن ایراد میگرفت... این روحیه نا سپاسی تو وجود و شخصیت همشون موج میزد، یادم نمیره وقتی خونه خواهرش پا گشا شدم، با کلی دک و پوز و فیس و افاده یه لا پیرهنه از اینایی که وسط خیابون میریزن 7 هزار تومن بهم هدیه داد و یا جهیزیه ای که آورده بود همچین آش دهن سوزی نبود ولی من همیشه ازش شاکر بودم و سپاسگذار که لطف کردین و از این حرفا ... این روحیه نا سپاسی و نمک نشناسی داشت دیگه اذیت میکرد که توهمات احمقانه زنانه ش بلند شد، بهم میگفت تو با یه زنه قد بلند، بلوند که یه بچه داره در ارتباطی !!! و من از تعجب شاخ در میاوردم ... از همه بدتر دروغ گویی هایی بود که علی الدوام داشت و برای رسیدم به هدف های بی ارزشی که برای خودش متصور میشد دست به هر رفتار سخیفانه ای میزد که بعد از فهمیدن من جز اشمئزاز چیزی برای من نداشت...

من آدم خیلی پاک و سالمی نیستم، ولی یه زندگی سالم، در درجه اول احترام و خوش بینی میخواست، نه بد دلی و بی حرمتی ... یه خانواده خوب صداقت اصل انکار ناپذیری تو تداومشه و نه اینکه من یادم نمیاد حرف راستی ازش شنیده باشم!! یه زندگی خوب نمک شناسی و سپاسگذاری برایش واجب عینیه و اگه رفتار تشکر آمیز بین خانواده نباشه اون خانواده تبدیل به محیط نا امن میشه، خودخواهی و خود بینی، رفتارهای خشونت آمیز، دخالت های بی مورد و بی جای خانواده ها هم بلای جون اون زندگی کمی بیش از سه ماهه بود، متاسفانه اون همه چیز رو اون هم به شکل وارونه ای به خانوده ش منتقل میکرد، در حالی که من خواست و نیت و رفتارم این بود که اگه مشکلی هم داشته باشیم باید خوبی هاو خوشحالیمون رو به خانوادمون منتقل کنیم تا خیال اونها از قبل همسر بچه هاشون و زندگی بچه شون راحت بشه ...

خانواده ایشون دو بار با بی تربیتی وارد منزل پدری من شدن و واقعا وقیحانه بی حرمتی کردن ولی پدر و مادرم با بزرگواری و بخشش اون ها ندیده گرفتن و از ما خواستن که با هم خوب زندگی کنیم ...

پرده دری، دریدگی، بی حیایی، ضرورتا" این نیست که لخت بیای بیرون سر و سینه ت رو بدی بیرون، بی حیایی روحیه است و نه ظاهر ... دریدگی ظاهری نیست بلکه رفتاریه ... طرف من محجبه بود و خانوادش هم همین طور اهل مداحی و خانم جلسه ای این جور برنامه ها، ولی متاسفانه دریده بودن، متوحش و افسار گسیخته و بی حیا!

بیشتر از 150 تا اس ام اس دارم که به خانواده من فحاشی کرد، الفاظی که من شرم دارم از بیانش، حتی نیمتونم بگم صفات خانوادگیشون رو بیان میکرد، چون بالاخره ظاهر خانوادش شبیه آدمیزاد بود، بگذریم، برادرش من رو تهدید به قتل کرد، اون یکی برادرش با تماس به خونه ما الفاظ رکیکی به کار برده که منو واسه همیشه به خاطر این احمقانه ترین انتخابم شرمنده خانوادم کرده !!!!

روزی که از خونه رفت بیرون، به جای عذر خواهی از دیر اومدن خونه، با توحش به سمت من تو خونه پدریم حمله ور شد و اون روز خانواده من تازه فهمیدن که ما مشکل داریم، بعدش زنگ زد برادرش اومد و بعدشم با تهدید من از خونه رفتن بیرون، حرف عمیقی که بهش زدم و ایمان داشتم بهش این بود که پشیمون میشه از رفتنش !!

خانواده من به اصرار من بعد از رفتن اون از خونه، رفتیم مسافرت، جاتون خالی یه مشهد گردی اساسی داشتیم دو هفته گشتیم و خوش گذروندیم ... البته دلم میخواست اون هم پیشمون باشه ولی باید تنبیه میشد، که هر جور که میخواد زندگی نکنه و هر مدلی با مرد زندگیش حرف نزنه و تبعیت داشته باشه! 

تو مسافرت فهمیدم که رفته خونم و رهن مستاجر و حقوق و همه چیمو توقیف کرده، یادمه شبونه از گرگان راه افتادم با اتوبوس اومدم تهران که حسابای بانکیمو که کلی پول این و اون توش بود و بستم که نتونه بیشتر زا این چپاول کنه ...

یه خصلت خیلی خوب که دارم، توی هر دعوا ظاهر آروم و همراه با لبخندی دارم و طرف دقیقا از این آرامش ظاهریم حرصی و کفری میشه ولی خب چه کنم، با خودم گفتم، دختره بد بخت با بد کسی در افتاده، من در نهایت اینکه به شدت منصف، مشفق، مهربون و با گذشتم، پاش بیافته انقدر لج باز میشم که خدا میدونه، واسه همینم از خودم که مطمئن بودم حرکاتم چیه ولی منتظر بودم اون حرکتی بکنه ...

توی مسافرت یکی از اقوامش زنگ زد، بهش اجازه دخالت تو زندگی شخصیم رو ندادم، زنگ زده بود به اقوام من، البته این مورد رو مدت ها بعد فهمیدم و فهمیدم که چه چیزهایی گفته و چه دروغ ها و تهمت هایی سر هم کرده ... البته یکی از اقوام که توقع داشت دخترش رو بگیرم و به لوندی دخترش یه رکب کنده زده بودم، سوسه شو اومده بود و بدجنسی خودش رو ثابت کرد ولی خب او حیله گر و دروغ گو و دو به هم زن بود و یکم اقوام ما هم اوایل سادگی کرده بودن و چند ماه با من حرفی نمیزدن و شده بودن جاسوس اون !!! خب کسی جرات اینکه تو زندگی من دخالت کنه رو نداشت، با اینکه من یکی از افتاده ترین و خاکی ترین افراد فامیلم که با هر کسی از کوچیک و بزرگ شوخی دارم و همه باهام راحتن ولی خب بعضی چیزا رو خب حریم قائلن و میفهمن ... از این بابت خدا مو شاکرم...

بارها زنگ میزد و من روی خوش نشون بهش نمیدادم و اون شروع میکرد به فحاشی نسبت به خانواده من و من هم با آرامش هیچی بهش نمیگفتم ... بعد از یه مدتی دوباره قربون صدقه میرفت و از راه تقاضای سکس وارد میشد، اون موقع واقعا حالم از این جور موجودات به هم میخورد ...

اولین باری که تو دادگاه دیدمش همه سران خیانت، از جمله خواهر و برادراش اومده بودن، و من مثل همه دادگاه هایی که رفتم تنها، و آروم! ...

رفته بود دادسرا ازم شکایت کیفری کرده بود، داسرا جایی که جانی های خطر ناک و اراذل و اوباش و میارن و به شکایات کیفری رسیدگی میکنن، با خودم گفتم این با چه خیالی اومده اینجا که منو بازداشت کنه، متاسفانه داماداشون اومده بودن شهادت دروغ داده بودن که من از خونه بیرونش انداختم و حکم بازداشت من صادر شد که خواهر عزیزتر از جانم اومدن و ضمانت شدن و من بازداشت نشدم،‌ ....

 هر کاری که تونست انجام داد، هر کاریا که تونست، میشد؛

6 نفر شاهد جور کرد که من از خونه انداختمش بیرون ... شهود دست رو قران گذاشتن که من زدمش ... سه تا از اون شهود رو تو عمرم ندیده بودم، ولی اون شهود مرد غریبه ای که تا به حال ندیده بودم با دست گذاشتن رو قران شهادت دادن که من زدمش و دستشو کبود کردم!!!!!

انقدر بعد از این دادگاه آرامش عجیبی خدا بهم داده بود که نگو ... میدونی وقتی حق باشی و به طرفداری خدا از حق ایمان داشته باشی دیگه هیچ غمی برای تو نیست ...

بارها شد تماس گرفت که من برم خونشون از خانوادش عذر خواهی کنم که برگرده و من هرگز این کار و نمیکردم، با بد چیزی در افتاده بودین، با غرور یه مرد! 

ولی باز غرورم رو برای زندگیم زیر پا گذاشتم، چندین بار رفتم دم خونشون، یه بار خواهرش اومد دم در و فحاشی کرد و چندین بار هم خودش دبه در آورد ... از من تعهد میخواست به چیزی که نکردم اعتراف کنم ... منم که عمرا زیر همچین چیزی برم!

به هر حال از فروردین 92 تا شهریور همین سال هیچ ارتباطی نداشت، تا فهمیدم که خونه مو میخواد بذاره مزایده،‌خونه ای که با پدرم به شراکت خردیه بودیم ولی چون به اسم من وام روش هست همش به نامه منه و الان توش با خانوادم میشینیم ... نامه مزایده ش رو گرفته بود،‌ وقتی فهمیدم واقعا دیگه آروم و قرار نداشتم، بیست روز از سخت ترین روزهای زندگیم رو داشتم گذروندم ... فاصلخ بین درخواست مزایده تا تاریخ مزایده فقط یک ماه بود، بیست روز اولش به هر کسی که فکرشو بکنین رو زدم که به حقم یعنی اعمال مستثنیات دین برسم، چون متاسفانه قضات این مملکت همه چیز رو به نفع خانم ها مصادره میکنن حتی قانونی که کاملا به نفع زن ها نوشته شده رو باز به نفع زن ها خم میکنن ... به هر حال به هر زور و تدبیری شد سراغ رییس محاکم تهران رفتن و رئیس مجتمع رفتن و ... بالاخره رای رو توی شورای قضات به نفع خودم برگردوندم، این روزهای بعد از 7 ماه طرف اومده بود و دم از آشتی میزد، منم خب همراهیش میکردم ... گفت بیا بریم مسافرت منم موافقت کردم و گفتم فقط پول ندارم ... تو همون روزها تونستم با لطف و عنایت حضرت حق رفع توقیف خونه پدریمو بگیرم و اون نمیدونست، باهاش چند جلسه همراه بودم، صراحتا ازم میخواست که پدر و مادرم رو از خونشون بندازم بیرون، مهریه ش رو تمام و کمال بدم،‌ نفقه شرو هم همینطور که اون بیاد باهام زندگی کنه ... منم فقط تماشاچی بودم بهش فرصت میدادم خوب خودش رو نشون بده .... روزی که فهمید خونه از چنگش در اومده یه سه شنبه ای بود تو مهرماه، فوری بهم اس داد بیا از هم جدا شیم!!!!!!!!!!! من بقیه مهریه رو میبخشم و بعد تو هم طلاق بده ... بهش گفتم چی شد تو که گفتی میخوای برگردی ... برگشته به من میگه تو منو بازی دادی نامرد و ... گفتم چه بازی ای .. تو خونه رو میخواستی به لطف پروردگار به دست تو نیافتاد حالا من همونم آدمم بیا باهم زندگی کنیم ... پاشو تو یه کفش کرده بود که طلاق در مقابل بخشیدن مهریه ... منم هیچ حرفی نمیزدم!

یه روز دیدم دادگاه منو خواست، قاضی محترم پرونده منو تهدید کرد اگه طلاقش ندم دوباره خونه و حقوقم رو توقیف میکنه!!!! (لازم به ذکره تو این ایام اقساط مهریه و نفقه ای که با اون قسم ها تونست زنده نگهش داره رو پرداخت میکردم، حتی 1.500.000 تومن خسارت جهیزیه گرفت برای چیزی که مصرف حتی نشده!!!) همزمان داداشش با داد و بیداد تهدید کرد که اگه طلاقش ندی زندگیتو سیاه میکنم، منم گفتم خون خودت رو کثیف تر از اینی که هست نکن مگه طلاق نمیخوای،‌بیا بریم طلاقش بدیم ... از اونجا که شکه شده بود و فکر میکرد منم مثل خودش بد ذات و بی صفت باشم یکم آروم شد قرار شد فرداش بریم دفترقضایی تا دادخواست طلاق توافقی ثبت کنیم ...

راستشو بخواین من دلم راضی نبود به این سادگی و با این حماقت این دختر بیوه بشه  ... یک سال بهش فرصت داده بودم و اساسا امیدی به آدم شدن خودش و خانوادش نداشتم ولی خب دلمم نمیومد ... دقیقا یک نگاه ترحمی داشتم، نشسته از بدی هیا طلاق برای قاضی حرف زدم و قاضی رو مجاب کردم که چند روز به این دختره بی عقل وقت بده که فکرکنه و بعد تصمیمش و بگیره و.... ولی خب قاضی راضی نمیشد ....

خود دختره اصلا راضی به طلاق نبود چندین بار شل کن سفت کن راه انداخته بود، منم خب خداییش راضی نبودم .... ولی به هر حال بعد از کش و قوس های زیاد قبول کرد ... همه وسایلش رو که تو خونه مودنده بود و پسش دادم ... و اون که حتی آئینه روشویی و وسایل حموم رو جارو کرده بود از خونه مثل دزدا برده بود و پس نداد، البته من بخشدیم بهش...

تقریبا 70 میلیون تومن ازم گرفته، برای سه ماه زندگی مشترک، من حدودا 100 میلیون تومن ضرر مادی کردم، دو سال عمرم تلف شد، از همه مهمتر خانوادم در ناراحتی بودن و خودم هم فشار ... ولی با همه اینها خدا رو شاکرم ... این کابوس و آفت از زندگیم گورش و گم کرد!

برام دعا کنین و خوشحال باشین از این نعمت بزرگی که خدا بهم داده! 

میخواستم این متن رو براش بفرستم، دیدم ارزش نداره یه اس براش هدر بدم، چون به هر حال اون نمیفهمه:

ماگذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی،‌ تو بمان و دگران ... وای به جال دگران!

 

+ از این به بعد، هیچ اثری از اون آفت نخواهم داشت و با امید به خدا به زندگی آتی م فکرمیکنم ... خدا رو شکر حقی رو نا حق نکردم،‌ و قلبی آرام خدا رو شکر میکنم که خدا رو دارم!



نظرات()   
   

 

زنی در دادگاه خانواده گفت: مهریه‌ام که ۱۴ سکه بهار آزادی است را به دلیل اصرار دوستانم از شوهرم می‌خواهم و او باید آن را برای حفظ آبرویم بپردازد.

زنی جوان با مراجعه به دادگاه خانواده ونک دادخواست مهریه خود را به قاضی یکی از شعب این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد و با بیان اینکه مهریه ام ۱۴سکه بهار آزادی است و شوهرم باید آن را بپردازد، گفت: همه دوستانم از شوهرهایشان مهریه و حتی نفقه خود را با مراجعه به دادگاه درخواست کردند من نیز مهریه ام را می خواهم و دلم نمی خواهد باعث کدورت شود.

وی با بیان این که دارای یک فرزند سه ساله هستیم، افزود: من و شوهرم با یکدیگر هیچ اختلافی نداریم و نباید این درخواست من از طریق دادگاه باعث سوءتفاهم شوهرم شود چراکه دوستانم از من خواستند تا راهی که آن ها برای دریافت مهریه شان انتخاب کردند نیز من انجام دهم.

زن بار دیگر در مقابل قاضی پرونده با بیان اینکه شوهرم را بیش از هر شخصی در زندگی دوست دارم، گفت: به دادگاه آمدم تا اگر شوهرم نمی تواند مهریه ام را به صورت قسطی بپردازد.

وی افزود: آبرویم در خطر است و برای حفظ آبرو مهریه ام را می خواهم.

مرد جوان در دادگاه خانواده حضور داشت و با اشاره به این که دیگر تحمل رفیق بازی همسرم را ندارم، اظهار کرد: مهریه بهانه ای شد تا بالاخره به دادگاه آمده و از او جدا شوم بنابراین مهریه اش را کامل داده و از او جدا خواهم شد و اعتراضی ندارم.

وی با بیان اینکه همسرم همیشه به فکر دوستانش بوده تا زندگی مشترکمان، افزود: آبروی مرا برده است. تصور نمی کردم که روزی خود اقدام به مراجعه به دادگاه خانواده کند چرا که من منتظر این امر و بهانه بودم تا از او جدا شده و به زندگی ادامه دهم.

مرد در ادامه با بیان اینکه بعد از طلاق، حضانت فرزندم را نیز بر عهده می گیرم، گفت: دیگر تحمل رفتار های همسرم را ندارم. زنم حتی دوستانش را به فرزندم ترجیح داده و هر گاه دوستانش پیشنهاد مسافرت بدهند او بدون هماهنگی آن را قبول کرده و بدون هماهنگی با من این مسافرت را می رود.

وی افزود: گاهی پیش می آمد که همسرم دروغ گفته و فرزند را به من سپرده و برای تفریح با دوستانش به خارج از کشور رفته و از آنجا تماس گرفته و اطلاع می داد. دیگر تحمل این رفتارها را ندارم.

زن با بیان این که از شوهرم جدا نشده و او تنها دلخور است، گفت: اخلاق شوهرم را می دانم او عصبانی است و از روی ناراحتی حرف از جدایی می زند چرا که ما عاشقانه یکدیگر را دوست داریم و هرگز از یکدیگر جدا نشده و سختی ها را تحمل کردیم و قرار نیست از یکدیگر برنجیم.

قاضی پرونده بعد از صحبت های زن و مرد، با وجود مدارک و اموال مرد، او را محکوم به پرداخت مهریه زن کرد و حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد و آن دو را به مصالحه دعوت کرد و جلسه را خاتمه داد.(تسنیم)


نظرات()   
   

میانگین نرخ باروری در کشور به ۱.۷ درصد رسیده است و چنانچه شرایط به این شکل ادامه پیدا کند باید گفت تا ۳۰ سال دیگر، آمار فوت و ولادت برابر خواهد شد و به این شکل نرخ رشد جمعیت به صفر خواهد رسید.

جام جم در ادامه نوشت؛ جدیدترین آمار های منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال نیز بیانگر این واقعیت است که خانواده های ایرانی در حال کوچک تر شدن است.

چون براساس مطالعاتی که اخیرا و با توجه به سرشماری سال 90 انجام شده 14.4 درصد خانواده های ایرانی فرزند ندارند و حدود 19 درصد آنها نیز به تک فرزندی رضایت داده اند.

مرکز آمار نتیجه برخی از اطلاعات سرشماری سال 90 را منتشر کرده است و کارشناسان سازمان ثبت احوال نیز با استفاده از این اطلاعات و آماری که در اختیار داشتند، مطالعاتی انجام داده اند که بر اساس آن می توان گفت 33 درصد خانواده ها حداکثر صاحب یک فرزند هستند.

در این تحقیق اطلاعات دو درصد جمعیت کشور مورد بررسی قرار گرفته است به این شکل که کارشناسان در این پژوهش اطلاعات یک میلیون و 481 هزار و 586 نفر را بررسی کرده اند. این تعداد از جمعیت در واقع 423 هزار و 627 خانواده هستند.

علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در این باره می گوید: در این پژوهش اطلاعات خانم هایی که یک بار تجربه ازدواج داشته اند بررسی شده و نتایج این تحقیق بیانگر این است که 14.4 درصد این افراد فرزند ندارند.

محزون می افزاید: 20.9 درصد خانواده ها دو فرزند و حدود 19 درصد جامعه تحقیقی نیز یک فرزند دارند.

این در حالی است که می توان تعداد خانواده ها را نیز بر اساس تعداد فرزندانشان در مناطق شهری و روستایی بررسی کرد، زیرا با توجه به اطلاعات به دست آمده از این پژوهش، در مناطق شهری 14.7 درصد خانواده ها فرزند ندارند، 19.9 درصد صاحب یک فرزند و 22.5 درصد نیز دارای دو فرزند هستند. تعداد فرزندان بیشتر از پنج نفر در مناطق روستایی 7.3 درصد و در نقاط شهری 6.1 درصد است.

همچنین خانواده های شش فرزند 6.5 درصد در نقاط روستایی و 4.5 درصد در نقاط شهری، خانواده های هفت فرزند 5.6 در نقاط روستایی و 3.3 درصد در نقاط شهری اعلام شده است.
محزون عنوان می کند: براساس این آمار می توان گفت خانواده های تک فرزند در مناطق شهری از میانگین کشوری بالاتر است، زیرا در نقاط روستایی 13.9 درصد از خانواده ها فرزند ندارند. افزون بر این، در مناطق روستایی 16.4 درصد خانواده ها تک فرزند و 16.7 درصد خانواده ها صاحب دو فرزند هستند.

محزون با تاکید بر این که براساس این آمار 33.3 درصد جمعیت افراد مورد پژوهش حداکثر یک فرزند دارند، یادآور می شود: این تعداد حدود یک سوم جمعیت آماری پژوهش را تشکیل می دهند که می توان نتیجه به دست آمده را به کل جامعه تعمیم داد. در پژوهشی که از سوی سازمان ثبت احوال انجام شده استان هایی که رشد موالید بیشتری نسبت به مدت مشابه یعنی 9ماهه اول سال گذشته داشته اند نیز مشخص شده است.

محزون بیان می کند: خراسان شمالی با 8.4 درصد تغییر و خراسان رضوی با 6.9 درصد و سیستان و بلوچستان با 6.5 درصد در جایگاه اول تا سوم این رده بندی قرار گرفته اند.

جالب اینجاست که برخی استان ها رشد موالید منفی داشته اند، وی عنوان می کند: قزوین با 1.3ـ درصد سی و یکمین استان است و قبل از آن استان های چهار محال بختیاری با 1.2ـ و اصفهان با 0.4ـ درصد در جایگاه های بعدی قرار دارند.

پول بیت المال را نباید صرف توقف نسل کرد

مساله جمعیت در جهان امروز یکی از شاخص های مهم قدرت کشورهاست و وضع کشورهایی مثل چین و هندوستان گویای بارز این رویکرد است و بروشنی می بینیم که جمعیت بالای این کشورها باعث شده است در دنیا حرف های زیادی برای گفتن داشته باشند و خیلی کارهای بزرگی هم انجام داده اند.

حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اعلام این موضوع در گفت وگو با فارس عنوان می کند: رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی صریحا تاکید فرمودند دستگاه های دولتی مطلقا به خود اجازه ندهند پول بیت المال برای این که (رشد) نسل متوقف شود، هزینه شود.

به گفته او، در اسلام هیچ وقت توصیه نشده است که جمعیت کاهش پیدا کند، یکی از افتخارات جمهوری اسلامی نیز بعد از انقلاب این بود که جمعیت ایران که حدود 30 میلیون نفر بود طی سال های پس از انقلاب رشد چشمگیری پیدا کرد و کارهایی بسیار خوبی در این زمینه انجام شد.

شهریاری یادآور می شود: ما در این زمینه طی دو سال گذشته در مجلس یک طرح مفصل که 50 ماده دارد، تنظیم کردیم و مجددا یک کار مشترک با کمیسیون فرهنگی مجلس انجام دادیم و مسائلی که به نظر می رسید اصلاح شد. یکی از دغدغه های جدی همیشه این بود که به بهانه مسائل بهداشتی که متاسفانه گاهی وجود دارد، کاری نکنیم که همان اتفاقاتی که در چند سال گذشته رخ داد، دوباره تکرار شود.

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس تصریح می کند: اکنون منتظریم که این طرح به صحن علنی مجلس بیاید، چون مجموعه کارهایی باید انجام شود. البته خیلی به صورت دستوری و با قانون و آیین نامه نمی توان به این اهداف رسید، نیاز به کار فرهنگی داریم و باید به صورت جدی علاوه بر دولت، افراد فرهیخته جامعه، علما، روحانیت، نخبگان و روشنفکران جامعه نیز وارد میدان شوند.

بودجه های افزایش جمعیت در انتظار تصویب قانون

چندی قبل، معاون رئیس مجلس شورای اسلامی در برنامه تلویزیونی« نبض» عنوان کرد دولت برای اولین بار 300 میلیارد تومان به منظور افزایش جمعیت در لایحه بودجه سال 93 اختصاص داده است البته قرار است این بودجه از منابع وزارت بهداشت تامین شود، ولی با وجود کسری 8000 میلیارد تومانی بودجه وزارت بهداشت، بعید است در سال آینده، این مبلغ در راستای اجرای سیاست افزایش جمعیت قرار بگیرد.

همچنین به جای این که دولت در لایحه بودجه، اعتبار جداگانه ای برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در نظر بگیرد، قرار شده که این اعتبار از بودجه وزارت بهداشت تامین شود و با وجود این که حدود 48 درصد بودجه این وزارتخانه از مراکز درمانی و از جیب مردم تامین می شود، در صورت اجرای این قانون، بیماران باید بار مالی اجرای این قانون را به دوش بکشند.

علی محمد طاهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در این باره  خاطرنشان می کند: همچنان قانونی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در مجلس تصویب نشده است و فقط بودجه های کنترل جمعیت را که سال های گذشته در اختیار سازمان های دولتی قرار می گرفت، برای سال 93 قطع شده است.

این نماینده مجلس خبر می دهد: هم اکنون طرحی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در کمیسیون فرهنگی تدوین شده که این طرح در کمیسیون هم تصویب شده است، اما هنوز به صحن علنی نرفته است. فعلا که مجلس درگیر بحث و گفت وگو درباره بودجه های سال آینده است، ولی گمان می کنم تا اسفند 92 این طرح کمیسیون در صحن علنی هم تصویب شود.

طاهری تاکید می کند که در صورت تصویب نهایی این طرح و تبدیل آن به قانونی لازم الاجرا، می توان در آن شرایط بودجه های لازم را برای اجرای این قانون در اختیار دولت و دیگر نهادهای مرتبط قرار داد.


نظرات()   
   

رئیس اتحادیه کشوری مشاوران املاک گفت: بانوانی که در آژانس املاک فعالیت می‌کنند حق نشان دادن واحد مسکونی را به مشتری مرد ندارند.

به گزارش تسنیم، مصطفی قلی خسروی با بیان اینکه بانوان حق نشان دادن واحد مسکونی در آژانس‌های املاک را ندارند، افزود: طی بخشنامه که از سوی اتحادیه مشاوران املاک کشوری صادر شده بانوان حق مشاوره و نشان‌ دادن واحد مسکونی به مرد را ندارند.

وی در ادامه افزود: بسیاری از پروانه‌های صادر‌شده برای مشاوران املاک مربوط به بانوان است و این بانوان باید حتما یک مباشر مرد برای راهنمایی آقایان در مشاور املاک خود داشته باشد.

خسروی در ادامه اظهار داشت: درصورتی که متقاضی برای واحد مسکونی خانم باشد بانوان این آژانس املاک می‌توانند واحد مسکونی را نشان دهند.

رئیس اتحادیه مشاوران املاک کشوری با اشاره به اینکه آزادشدن خرید و فروش مسکن مهر در افزایش قیمت تأثیری ندارد، افزود: مالکیت محترم است و متقاضیان می‌توانند واحد مسکونی مهر خود را واگذار کنند.

خسروی در ادامه توضیح داد: پیش از اعلام رسمی وزیر راه و شهرسازی مبنی برآزادسازی خرید و فروش مسکن مهر بسیاری از متقاضیان به صورت قولنامه‌ای اقدام به فروش و یا خرید واحد خود می‌کردند.

وی خاطرنشان کرد: با آزادسازی خرید و فروش مسکن در قیمت‌ها تغییری نخواهد کرد.


نظرات()   
   

به نقل از وبلاگ سرکش:

فمینیست های ایران با هر القاب و عناوینی از پست فطرت ترین و منفعت طلب ترین زنان جهان محسوب می شوند. واژه ی فمینیست تمام زنان فمینیست رسمی و زنانی که ناخودآگاه دارای برخی ویژگی های فمینیستی (طمع کاری، سلطه خواهی، حیوان خویی و ...) هستند را در بر می گیرد و هدف ما از این واژه مطلقا خود فمینیست ها نیست. در ایران بدترین ظلم ها علیه مردان صورت می گیرد چون زنان ایرانی بسیار ناجوانمردانه تر به حریم مردانگی تجاوز کرده اند؛ تجاوزی که وظایف مردان را کشت و حقوقشان را اسیر کرد! آن ها حقوقی را که به بهای مسئولیت های مرد به او عطا شده بود را رایگان غارت کردند بدون اینکه از سختی های مرد بودن سهمی برده باشند.

رسانه ی ملی ما که پایمال کردن شأن مردان یک وظیفه ی مهم برایش تلقی می شود اینبار با تیزری که پخش می کند بخشی از این استثمار ناجوانمردانه توسط زنان ایرانی اسیر طمع را به نمایش می گذارد. مردی پیر برای زن جوانی که به اندازه ی دختر اوست و از پشت میز نشستن خسته شده است! چای می آورد و این زن خسته!، خود را در مقابل پیرمرد کش می دهد! حرمت و حیا کجا رفته؟ آیا وظایف عوض شده است و مردان چای دم می کنند؟1 چرا به اندازه ی مدیر زن، آبدارچی زن نداریم؟ آیا مسئولان رسانه شرم و حیا ندارند که اینطور شأن مردان را پایمال می کنند؟ ...... این تیزر به قدری سخیف است که کلام ما از توصیف آن عاجز است و ده صفحه لازم است تا زشتی های آن که در نیم دقیقه فشرده شده است تفسیر شود! این تیزر آینه ی واقعیت های درحال جریان در جامعه ما است و چه بسا از این بدتر هم موجود باشد. ناراحتی عمیق ما به خاطر آن است که این اعمال فردگرایانه ی به دور از هرگونه حرمت و انسانیت در قالبی اسما اسلامی گنجانده شده است و اسلام را با خود ترکیب کرده است!

[http://www.aparat.com/v/yXloV]


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic