تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب سید

شهیندخت مولاوردی (مسئول معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت حسن روحانی) در پست اینستاگرام خود نوشت:
Image
sh.molaverdi : در هفته کارافرینی قرار داریم و این بهانه ای شد که به نقش کارافرینی در ارتقای مشارکت اقتصادی زنان بپردازم . شاید بتوان گفت با وجود حدود بیست میلیون زن خانه‌دار که یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، می‌توان دریافت که بخشی از این عدم پویایی در اقتصاد و مشکلات ناشی از همین خانه‌نشینی و نداشتن جایگاه اجتماعی مشخص است. بیمه زنان خانه‌دار می‌تواند بخشی از این مشکل را برطرف کند اما این همه مسأله اقتصادی زنان و دختران جامعه ما نیست. از ابتدای دهه هشتاد که میزان ورودی دختران به دانشگاه‌ها افزایش یافت باید به این موضوع هم می‌اندیشیدیم که این دختران فارغ‌التحصیل چه موقعیتی در جامعه خواهند داشت. نگاهی به اطلس جامع وضعیت زنان کشور نشان می‌دهد که ما در ده استان کشور با بیکاری زنان و دختران جوان فارغ‌التحصیل مواجهیم.استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، کردستان، لرستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، قم و بوشهر بیشترین بیکاری زنان و دختران فارغ‌التحصیل را به خود اختصاص داده‌اند.
حال پرسش این است که چگونه می‌توان در سریع‌ترین زمان ممکن راهی پیش پای دختران و زنان جوان قرار داد. از سوی دیگر نمی‌توان فقط منتظر منابع و طرح‌های دولتی بود. شاید به همین دلیل تکیه بر مقوله کارآفرینی و تقویت کارآفرینان بتواند به این نیاز پاسخ سریع‌تری بدهد. حمایت و هدایت کارآفرینان با تکیه بر شرایطی که از وضعیت اطلس جامع زنان می‌توان استخراج کرد ما را قادر خواهد کرد تا سریعتر برای دختران و زنان جوان فارغ‌التحصیل طرحی بریزیم.گر با این نگاه بتوانیم دختران و زنان جوان‌مان را از یک سو و سرمایه‌گذاران و کارآفرینانمان را از سوی دیگر به سمت روش‌های خلاقانه سوق دهیم در کوتاه‌مدت می‌توانیم فضای کسب و کار برای خانم‌ها را تغییر داده و بهبود ببخشیم. نکته دیگر استفاده از تکنولوژی‌های نوین و تکیه بر خلاقیت‌ها این است که دیگر نیازی در کار به زور بازو نیست که مثل دوره‌های گذشته کار را با مولفه‌های جنسیتی در برابر خانم‌ها و آقایان قرار دهد. در عرصه تکنولوژی خانم و آقا بسته به تخصص و هوشمندی که از خود به خرج دهند می‌تواند کسب و کاری را ایجاد و اداره کنند.
به همین دلیل با تکیه بر تکنولوژی می‌توانیم در کوتاه‌مدت از یک‌سو نابرابری جنسیتی در فضای کسب و کار را تعدیل کنیم و از سوی دیگر در سریعترین زمان ممکن برای دختران و زنان جوانمان برنامه‌هایی را به اجرا درآوریم.

نکات:  
- همانطور که در متن خواندید، با وجود خیل عظیم مردان و پسران بیکار در جامعه ایرانی که بخش عمده ای از آنها تحصیل کرده هستند و حتی 2 سال از جوانی خود را نیز در سربازی از دست داده اند و امروز بیکار مانده اند، مولاوردی از اشتغال زنان به عنوان عاملی برای پویایی اقتصاد نام برده است. به عبارت بهتر، مولاوردی نه نیروی کار ارزان خارجی و نه نیروی انسانی جوان و بیکار فراوان ایرانی را به عنوان عوامل رونق اقتصادی به شمار نیاورده و فقط بر روی اشتغال زنان خانه دار متمرکز شده است. این بخوبی نشان از برنامه ها و سیاست های پشت پرده دولت و معاونت زنان آن برای جامعه و خانواده ایرانی دارد.  و همچنین نشان می دهد که ادله این افراد برای ربط دادن این مسئله به رونق اقتصادی کاملا بی ربط است.
- نکته حائز اهمیتی که می توان از لابلای سخنان مولاوردی به عنوان یکی از زنان فعال جنبش فمینیسم ایرانی نام برد این است که وی به شیوایی و رسایی از ارتباط «اشتغال زنان» با «نظام اقتصادی سرمایه داری» سخن به میان آورده است. به عبارت بهتر فمینیسم و جنبش فمینیسم که مظهر آن در اشتغال و حضور گسترده زنان در اجتماع جلوه گر است هدفی جز تشکیل نظام سرمایه داری غربی ندارد.
- نکته حائز اهمیت دیگری که از لابلای سخنان مولاوردی می توان استنتاج کرد این است که تفکرات و القائات فمینیستی رسانه ها بر روی استان ها و مناطقی از کشور که جمعیت غیر شیعه در آن زیاد است به شدت کم بوده است. به عبارت بهتر در شهرهایی که برادران اهل سنت، اکثریت یا جمعیت زیادی به خود اختصاص می دهند شاهد حضور کمرنگ زنان در مشاغل و حضور آنها در خانه و امر مقدس خانه داری هستیم. این یعنی متاسفانه جامعه شیعی ما به شدت از القائات فمینیستی رسانه ها در دوران جمهوری اسلامی تاثیر پذیرفته که نشانه های آن را می توان در آمار بالای طلاق و کاهش جمعیت شیعیان و افزایش روز افزون مفاسد اجتماعی مشاهده کرد.
- طرح جدید معاونت زنان، ایجاد وفاق و انسجام در بین کارفرمایان با بکارگیری راه حل ها و ایده های نوین برای پیوند زدن آنها با معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری است. بعبارت بهتر در این وانفسای اقتصادی که رکود و بیکاری بیداد می کند معاونت زنان به فکر اختصاص مشاغل جدید و تازه به زنان و دختران است. لیکن با وجود رئیس جمهور و وزرای مذکر در بدنه دولت، هیچ کس دغدغه مشکلات پسران و مردان را ندارد و شاهد مردستیزی گسترده در سیاست ها، برنامه ها، مصوبات و موضع گیری های دولتی هستیم.
- چیز دیگری که از سخنان مولاوردی مشخص است ارتباط دادن حضور دانشگاه به اشتغال است. با وجودی که دولت هیچگاه تضمین اشتغال به فارغ التحصیلان نداده است با این وجود مرتب شاهد مصاحبه و گفتگوی شخصیت های روشنفکر اعم از مسئول و مدیر و خبرنگار و نویسنده و شخصیت های دانشگاهی درباره ارتباط دادن حضور زنان در دانشگاه و لزوم اشتغال آنها هستیم. مطمئنا چنین رویکردی با هدف دامن زدن به مطالبات جنسیتی زنان صورت می پذیرد.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 18 بهمن 1394
نظرات()   
   
جمعه 16 بهمن 1394  19:04
نوع مطلب: (اقدامات انجمن ،) توسط: سید

با سلام 
دوستان و همراهان عزیزبه لطف خدا و همراهی شما، پس از چند ماه تلاش موفق شدیم نسخه جدید سایت خانه مردان را راه اندازی نماییم.بر خلاف نسخه قبلی که بخش عمده ای از مطالب به مطالب درجه دو اختصاص داشت در مدل جدید طوری هدف گذاری کردیم که سایت به بهترین سایت مردانه وب تبدیل شود. بر همین اساس فقط مطالب درجه یک را در سایت پوشش دادیم و بقیه مطالب را به تارنماهای دیگر منتقل کردیم.

Image


چیزی که برای ما اهمیت دارد نظر شما دوستان برای ارتقای کیفیت و استراتژی مطلب گذاری در این سایت است. این برای ما خیلی مهم است که راهبرد غلطی را اتخاذ نکنیم. چیزی که در مدل قبلی رعایت نکردیم و منجر به شکست طرح قبلی شد. لذا در طرح جدید دنبال انتقادات و پیشنهادات شما دوستان هستیم تا سایت خانه مردان به مرجع فکری ضد فمینیسم تبدیل شود.


منتظر نظرات تان هستیم. 
برای مشاهده سایت خانه مردان می توانید اینــــــــــــــــــــــــجا را کلیک کنید.


  • آخرین ویرایش:جمعه 16 بهمن 1394
نظرات()   
   

 ارزیابی سیاست های سایت های حامی فمینیسم در تعامل با کاربران و بازنشر نظرات آنها برای ما می تواند آموزنده باشد. نگاهی به چند نمونه و نکات آن می اندازیم:
Image
یکی از فروم های سایت «هم میهن» که مدت زیادی است که تبلیغات آن بر سر سایت الف خودنمایی می کند نشان می دهد اختصاص دارد به مطلبی با عنوان « انجمن ضد فمینیست ها(ورود فمینیست ممنوع)». در این انجمن، مدیر آن پیغامی را مرتب در بطن پست ها تکرار کرده است که بیانگر رویکرد کلی راه اندازی این بخش می باشد. وی در عبارت خود آورده است: «اقا این تاپیک تاپیک ضد فمینیست یعنی ضد جنسیت موءنث ... شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست ... در ضمن هر کس ثبت نام کرد باید توی امضاش این عبارت رو بتایپه: THE.ANTI.FIMINIST.GROUP».

در ذیل این مطلب در تالار گفتمان هم میهن کوشیده شده است که هر کسی که به فمینیسم انتقاد دارد و در زمینه حمایت از حقوق مردان و حفظ بنیان خانواده و مخالفت با مدرنیته اظهار نظر می کند را به عنوان «ضد جنسیت مونث» معرفی کند.

این مطلب را در زیر بخوانید:
ضد فمینیسم یعنی ضد جنسیت مونث!!!
http://forum.hammihan.com/thread9385-20.html 

این اقدام چند نکته مهم در بردارد:
- فمینیسم به معنای زن سالاری است (برخی آن را «اصالت زن» می نامند که در اینجا اصالت به معنای حق به جانب بودن و سالار است). لذا ابدا ضد فمینیست بودن به معنای ضد زن بودن نیست بلکه به معنای ضد زن سالاری است.
- طراحان اینگونه مطالب در صدد هستند با لوث کردن اقدامات و فعالیت های انجمن گونه فعالان حقوق مرد در فضای سایبر، حرکت آن ها را لوث و تمسخرآلود جلوه دهند.
- نویسنده و مدیر این تالار که خود مشخص است که فمینیست است (از این عبارت می شود به خوبی فهمید "در شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست") یک نمونه از فمینیست هایی است که می کوشند پسران و مردان را علیه دختران و زنان بشورانند. این رویه باعث می شود دو جنس از یکدیگر متنفر شوند و این باعث رونق جنبش های جنسیتی زنانه می شود. 
- فمینیست ها از اظهار تنفر پسران و مردان برای تقویت فعالیت های فمینیستی زنان و دختران جوان استفاده می کنند. با توجه به اینکه فمینیست ها از جانب رسانه های روشنفکر و قدرتمندان فاسد و سرمایه داران کثیف در کشور ما حمایت کامل می شوند، دامن زدن به ضدیت بین زن و مرد به طور کامل به نفع فمینیست ها تمام می شود.
- همچنین می توان به سرقت کلیدواژه های ضد فمینیسم برای بالا قرار گرفتن در نتایج نمایش داده در جستجوی گوگل نیز می توان اشاره کرد. به عبارت بهتر فعالان حقیقی ضد فمینیسم نیز می توانند تارنمایی زده و فمینیسم را مورد تمسخر قرار دهند تا در نتایج گوگل در رتبه های بالا نمایش داده شود.

Image
دامن زدن به جنگ و جدال های فمینیستی و عدم انتشار نظرات پرمحتوا در بخش نظرات سایت الف 
در نمونه ای دیگر، سایت الف که یدی طولانی در انتشار مطالب فمینیستی دارد مطلبی را با عنوان زیر در لینک زیر منتشر کرده است:
زن خبانتکار با همدستی یک جوان، شوهرش را به ته دره پرت کرد
http://alef.ir/vdcf1mdmtw6d0va.igiw.html?323695

در ذیل این مطلب شاهد هستید که برخی نظرات که حامل رویکرد های فمینیستی می باشد نمایش داده شده اند. تاریخ انتشار این نظرات نیز قابل توجه است. انتشار خبر در ساعت 7:40 و درج نظر مربوطه در ساعت 8:53. زمان انتشار نظرات که همه نظرات اولی به یکباره نمایش داده شده اند. نکته حائز اهمیت این است که نظر اولی اختصاص دارد به یک نظر تند مبنی بر اعدام زن خائن. در نظر دوم که همزمان با نظر اول منتشر شده است نویسنده از دریچه نگاه منطقی به توجیه جنایت و خیانت آن زن پرداخته است. 

ما بلافاصله با مشاهده این خبر این نظر را در ذیل این مطلب نوشتیم ولی این نظر پس از انتشار نظراتی که برخی از آن ها یک روز دیرتر از نظر ما درج شده بودند و پس از چند روز که این خبر به طور کامل از صفحه اول سایت الف حذف شده بود از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر می شود. متن کامل نظر ما را در زیر بخوانید: 

"اینکه یک زن دست به خیانت می زند به این دلیل نیست که حق طلاق ندارد بلکه به این دلیل است که زن خائن، آدم هوسبازی بوده. راهی که دین اسلام برای برخورد با این دسته از زن های خائن و مردهای احمق در نظر گرفته است سنگسار در ملا عام است. سنگسار حکم خشنی بوده که در ملا عام، ترس و وحشت را در دل زنان و مردان می اندازد تا دست به این اقدام نزنند. دادن حق طلاق به زنان در کنار حقوق دیگر مثل مهریه و نفقه و اجرت المثل و نحله و هبه باعث فروپاشی خانواده می شود. چون دیگر هیچ مرد عاقلی ازدواج نخواهد کرد. ضمن اینکه هیچ دادگاهی چنین طلاقی را به رسمیت نمی شناسد. شما فکر کردی اگر فردا زنی دست به خیانت بزند و برود به دادگاه بگوید طلاق می خواهم مسئله حل خواهد شد. این ایده شما، برسمیت شناختن خیانت زنان و هوسبازی آنهاست.
همچنین خاطر نشان می سازم همینک خیلی از زنان هستند که به شوهرشان خیانت می کنند ولی شوهرشان می گوید بیا طلاقت دهم ولی زن می گوید مهریه و نفقه اش را می خواهد تا طلاق بگیرد. اگر قرار باشد حق طلاق به زنان داده شود باید خیلی از قوانین تغییر کند و تغییر قوانین الهی و اسلامی منجر به نتایج دیگری در جامعه می شود که مطمئنا اثرات سوء آن را در پی خواهد داشت."

نکته:
- نتیجه آنکه دست اندرکاران سایت الف می کوشند تا افراد سنتی را افراطی و بی منطق جلوه دهند و از سوی دیگر سعی می کنند با ابزار رسانه، فمینیست ها را افرادی منطقی جلوه دهند. بر همین اساس، اگر شما یک مسلمان باشید و بخواهید با ابزار منطق و مطالعات تان مطالب این سایت را نقد کنید از جانب دست اندرکاران این رسانه ها منتشر نخواهد شد مگر پس از حذف مطلب از صفحه اول.

Image
همچنین همین سایت در مطلبی دیگر ضمن مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان بر معضل بیکاری مردان به واسطه دامن زدن به اشتغال زنان دامن زده است. در ذیل این مطلب شاهد هستید که به صورت کاملا هدفمند، برخی در زیر این مطلب از جانب افراد مثلا متدین اقدام به نظرات توهین آمیز گذاشته و با لحنی زشت و زننده، زنان خانه دار را تحقیر کرده اند و جالب تر آنکه این نظرات توهین آمیز از جانب سایت الف نیز به طور کامل در بخش های مختلف نظرات منتشر شده است. برخی از افراد ساده لوح نیز فکر می کنند این نظرات مردم است در حالی که واقعیت این نیست و این نظرات تایید شده که حاوی توهین است بیانگر سیاست های پشت پرده تایید کنندگان این نظرات در سایت الف است. 

مطلب سایت الف:
زنان بیکارترند یا مردان؟
http://alef.ir/vdcjv8etiuqe8hz.fsfu.html?322915 

نکته:
- فمینیست ها سعی می کنند از جانب افراد ضد فمینیست به شکل های مختلف اظهار نظر کنند تا این جبهه را تخریب کنند. بعید نیست در آینده افراد و شخصیت هایی را به عنوان ضد فمینیسم در رسانه هایشان مطرح کنند تا این جریان را لوث کنند.
- فمینیست ها سعی می کنند با نظرات توهین آمیز در بخش نظرات سایت های خبری، افراد متدین و سنتی را شخصیت های سرکوبگر و پرخاشگر نشان دهند و از سوی دیگر افراد غربزده و فمینیست را شخصیت های منطقی و عالم و دانشمند نشان دهند.

ما در این سایت نظر زیر را قرار دادیم ولی با کمال تاسف از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر نشد زیرا این خلاف رویه سیاست های پشت پرده دست اندرکاران سایت الف است. این نظر را ما دو بار به سایت الف در دو زمان متفاوت ارسال کردیم ولی هیچگاه نمایش داده نشد:

"آمارهایی که نهادهای دولتی منتشر می کنند تابع سیاست های کشور بوده و به همین دلیل سیاسی است لذا نمی تواند معتبر باشد. یکی از این دست از آمارها نرخ بیکاری زنان و مردان است. همواره از مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان سخن به میان می آید که این اقدام زشتی است که مرتب از سوی خبرگزاری های داخلی و سایت های خبری تکرار می شود بدون آنکه کسی این عمل زشت را نقد کند. رسالت زن در جامعه اسلامی تربیت انسان است و تربیت انسان مقدس ترین و بزرگ ترین و زیباترین هنر و کاری است که در دنیا وجود دارد و فقط در حیطه توانایی زنان تعریف شده است. همراهی شوهر و دیگری تربیت و پرورش فرزندان که نیاز به آرامش روحی روانی، دقت ، صبر، خوش خلفی و لطافت ذهنی زن دارد. اما وقتی به زنان، نقش مردانه می دهیم و آنها را به بیرون از خانه سوق می دهیم در جهت تخریب این باور دینی گام بر می داریم. لذا تبلیع و ترویج اشتغال زنان اقدامی نادرست و درجهت سیاست های سکولار و برنامه های فراماسونری «توسعه انسانی» سازمان ملل انجام می پذیرد. در کنار این مسئله، نرخ بیکاری زنان و مردان در جامعه ما با کمال تعجب تعریف یکسانی دارد در حالی که وظایف مالی این دو جنس با هم از زمین تا آسمان متفاوت است. زن هیچ مسئولیت اقتصادی و قانونی تعریف شده در قبال خانواده ندارد و به عنوان نمونه حق حضانت فرزند تا 7 سالگی علارغم نظر دین اسلام و موثرتر بودن تربیت پدر بر شکل گیری شخصیت فرزند به عنوان یک امتیاز به زن (مادر) داده شده ولی در عین حال نفقه او و فرزند بر عهده همان پدری است که طی طلاق از فرزند خویش جدا شده است. لذا یکسان بودن تعریف بیکاری مرد با زن (پسر با دختر) اقدامی نادرست است. همچنین با وجودی که تعریف نرخ بیکاری مردان با زنان یکی است ولی نتایجی که از آن منتج می شود غیر مستند است. به عنوان نمونه سربازان وظیفه که حقوق متوسط 60 هزار تومان می گیرند شاغل به حساب می آیند ولی زنان خانه دار که طبق قانون مشمول حداقل نفقه 250 هزار تومانی در ماه هستند بیکار حساب می شوند و بر همین اساس، نرخ بیکاری دستخوش تغییر می شود. لذا به دلایل فوق نمی توان به این آمارها اعتماد کرد و این آمارها با رویکرد های سیاسی (ضد مرد و فمینیستی) تولید می شوند. همچنین در انتها خاطر نشان می سازیم که ما نباید آنچه را به واقع می بینیم را تکذیب کنیم و آنچه در سایت ها و روزنامه ها می خوانیم تایید کنیم. واقعیت این است که اکثریت پرسنل ادارات دولتی، بانک ها، شهرداری ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، دستگاه ها، خبرگزاری ها، نشریات، انجمن ها، شرکت ها و شرکت های خصوصی و کارگاه ها را زنان تشکیل داده اند. از سوی دیگر، نیروی کار افغانی نیز مشاغل سطح پایین بسیاری را گرفته و جوانان ایرانی بسیاری نیز در نتیجه سیاست اشتغال اتباع بیگانه و زنان بیکار شده اند. لذا بنده به جد معتقدم که این آمارها نادرست و خلاف واقع می باشند."


اسکرین شات مطالب:
- سایت هم میهن: http://s7.picofile.com/file/8234931776/325_1p.jpeg 
- سایت الف: http://s7.picofile.com/file/8234932100/325_2p.jpeg 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 7 بهمن 1394
نظرات()   
   

فمینیست ها پیاده نظام ارتش فراماسونری و دجال هستند. آنها بودجه های کلانی از دولت های خارجی می گیرند و ایده های جنسیت گرای خویش را دنبال می کنند. سال ها پیش که تعداد دانشجویان پسر از دانشجویان دختر دانشگاه ها بیشتر بود، طرحی را در مجلس تصویب کردند که مقدار کفی برای ورود زنان و دختران در دانشگاه ها و رشته های دانشگاه های دولتی اختصاص یابد. بر همین اساس، حتی اگر پسرها باهوش تر نیز باشندحداقل تعداد مشخصی دختر به کلاس های درس راه خواهند یافت. حالا فمینیست ها با حمایت فمینیست های دولتی طرح جدیدی پیاده سازی کرده اند. آنها با الگوگیری از تجربه موفق تبعیض جنسیتی مثبت در پذیرش دختران در کنکور سراسری که در نهایت باعث اختصاص 60 تا 90 درصد کرسی های دانشگاه های دولتی به زنان و دختران شد درصدد هستند تا با ایجاد یک تبعیض جنسیتی دیگر، این مدل را در مجلس شورای اسلامی پیاده کنند. آنها امید دارند تا با این رویکرد، افرادی که علیه ارزش های دینی و سنت رسول خدا(ص) قیام کرده اند را با ظاهر موجه (با چادر برای زنان و با عبا و عمامه برای مردان) به مجلس راهی کنند تا جامعه را منطبق اهداف شیطانی خویش مدرن سازی و دین زدایی کنند.  

فمینیست ها پیاده نظام جریان ضد انقلاب هستند. آنها از سوی تمام رسانه های ضد انقلاب و ضد اسلام حمایت رسانه ای می شوند. جریان های اصلاح طلبی و اصولگرایی که دو جریان فاسد در کشور ما برای مشغول کردن مردم به جنگ زرگری و انتخاباتی است نیز با این موج همراهی کرده اند و هیچ یک از رسانه های اصولگرا در برابر فمینیست ها و طرح جدیدشان موضع گیری نکرده اند. این به خوبی نشان می دهد که درد رسانه های کشور -اصولگرا و اصلاح طلب- درد و غم قدرت است و نه درد دین و ارزش های دینی.

در حالی که در کشورهای پیشرفته دنیا و آمریکا که مهد و مادر فمینیسم و صادر کننده آن به کشورهای دیگر است، زنان حضور بسیار ناچیزی در کابینه دارند فمینیست های ایرانی، اینبار افغانستان را الگوی خویش قرار داده اند و با الگوگیری شیوه اجرا شده در افغانستان در صدد سوق دادن زنان و دختران به مجلس هستند. نگاهی به اتحادیه اروپا نشان می دهد که اکثر اعضای آن را مردان تشکیل می دهند و زنان حضور ناچیزی در مسند قدرت کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا دارند. با این وجود فمینیست های بی دین و خائن ایرانی که هدفی جز استحاله فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی را ندارند هر ازگاهی ایده جدیدی را مطرح می کنند.

اخیرا این جریان، طی برگزاری جلسه ای بیانیه ای صادر کرده که اسامی خبرنگاران و روزنامه نگاران روشنفکر زیادی در آن خودنمایی می کند. افرادی که در روزنامه های متصل به افراد ثروتمند و صاحب قدرت در کشور هستند و ابدا دغدغه آرمان های اسلامی و انقلابی کشور اسلامی مان را ندارند.    

فعالیت گسترده فمینیست ها برای نفوذ به کرسی های بالای کشور در حالی صورت می گیرد که با حمایت کامل جریان فراماسونری در بین مسئولین همراه است. با این وجود رسانه هایی همچون خبرگزاری فارس و خبرگزاری مهر و خبرگزاری های صدا و سیما (باشگاه خبرنگاران جوان و روزنامه جام جم) ابدا در برابر این تبعیض جنسیتی جدید موضع گیری و روشنگری نکرده و نمی کنند. زیرا بدنه زنان حاضر در تحریریه این رسانه ها افرادی هستند که روشنفکر بوده ابدا دغدغه دین و انقلاب ندارند و احساسات و مکر زنانه شان بر تعقل و خردمندی و فهم اسلامی و انقلابی غلبه دارد. با این وجود شخصیت های مرد جریان های اصولگرا و اصلاح طلب، همگرا با این جریان سازی، هیچ ایده و طرحی برای مقابله و خنثی سازی طرح های پلید فمینیست ها مطرح نکرده و نمی کنند. آنها در موارد متعددی با خواست این جریان ها همراهی می کنند. همین مسئله به خوبی نشان می دهد جریان های سیاسی کشور ها تشنه قدرت هستند و اگر در مسائل سیاسی دم از انقلاب و ولایت می زنند فقط برای عوام فریبی است و در باطن سیاست «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» را پیگیری و پیروی می کنند.

این همه در حالی است که زنان دولتی از جناح روشنفکر، کارنامه ضعیفی از خود به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن در افرادی مثل خانم مولاوردی (عدم توجه به خانواده و زنان خانه دار و افزایش جمعیت) و خانم ابتکار (آلودگی هوا، منقرض شدن نسل حیوانات، از بین رفتن جنگل ها) مشهود است. 

دروغگویی در ذات فمینیست هاست. فمینیسم یک فرقه ضاله است که بر مبنای دروغگویی استوار شده است. بررسی مطالب ذکر شده توسط پژوهشگران فمینیست نشان می دهد که آنها از هر موضوعی به نفع جنسیت خویش بهره برداری می کنند. ما به چند مورد از مغلطه های آنها در زیر اشاره کرده و پاسخ داده ایم:


1. آیا حضور زنان باعث فساد کمتر می شود؟   
بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که پشت هر مرد کلاهبردار، خبیث، ثروتمند و فاسدی یک زن همگرا با وی نیز وجود دارد. آنچه در کشورهای اروپایی باعث کاهش فساد شده است اصلاح مدل های اقتصادی و قوانین سخت گیرانه علیه فساد بوده است. ولی فمینیست ها می خواهند چیزهای بی ربطی را به هم ربط دهند و نتیجه دلخواه خودشان را بگیرند. امروز افغاستان که بخش عمده ای از نمایندگان مجلس آن را زنان تشکیل می دهند دچار مفاسد بزرگ دولتی است و جالب این است که فمینیست ها، طرح افزایش حضور زنان در مجلس را از این کشور عقب افتاده درگیر فساد الگوبرداری کرده اند.     

2. دولت تعهد داده که حداقل نمایندگان زن مجلس 30 درصد باشد!    
یکی دیگر از مغلطه های فمینیست ها اشاره تفاهم نامه ای است که در دولت روشنفکر آقای خاتمی با سازمان ملل عقد شده است. بر اساس این تفاهم نامه که به هیچ عنوان تعهد آور نیست از کشورها خواسته شده که 30 درصد مجلس خودشان را به زنان اختصاص دهند. در اینکه برنامه های سازمان ملل فمینیستی و غیر اسلامی و صهیونیستی است شکی نیست. ولی چیزی که اینجا جالب است استدلال فمینیست هاست که به عنوان وکیل مدافع و سرباز پیاده سازمان ملل صهیونیستی ظاهر شده اند. از نظر فمینیست ها، تمام قطعنامه های سازمان ملل نیز باید اجرا شود چون ایران عضو آن است! این حرف فمینیست ها، به نوعی همگرایی و همنوایی آنها با سازمان ملل و ارگان های صهیونیستی را نشان می دهد.

3. اگر زنان روی کار بیایند 50 درصد خشونت ها کم می شود!    
یکی از فمینیست ها ادعای جالبی مطرح کرده است. از نظر وی، اگر زنان در مجلس و دولت روی کار بیایند از خشونت ها کاسته می شود. کافی است در این عبارت اندیشه کنید. آیا کشور و حکومت ما خشونت گرا است؟ مطمئنا چنین نیست! آیا کشور و حکومت ما جنگ گراست؟ مطمئنا چنین نیست. پس منظور فمینیست ها چیست؟ بلی. منظور فمینیست ها حذف مقاومت نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در برابر اسرائیل، آمریکا و دولت های شیطانی است. آنها می خواهند تا کشور ما به یک کشور سرسپرده و تسلیم تبدیل شود. هر جا آنها حرفی از خشونت زنند منظورشان مقاومت مردم مومن بر آرمان هایشان است و هدف آنها دور کردن مردم از آرمان های حسینی و عاشورایی شیعیان ایران است. همچنین می توان به جرئت گفت که از زمانی که فمینیسم در کشور ما شیوع پیدا کرده است روز بروز بر آمار خشونت های خانوادگی افزوده شده است. لذا فمینسم خود مروج خشونت است نه کاهش دهنده آن.

4. زنان شایستگی دارند!     
عبارت مضحک دیگری که بارها از سوی فمینیست ها عنوان شده مطلب شایستگی زنان است. آنها با اشاره به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه ها می خواهند این ادعا را بیان کنند که زنان شایسته هستند. این در حالی است که وجود قوانین سخت گیرانه مثل سربازی برای پسران باعث شده که بسیاری از آنها نتوانند به دانشگاه راه یابند. همچنین وجود دانشگاه ها و رشته های کاملا زنانه (مثل راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی دخترانه در هر استان) نمونه هایی از تبعیض بر علیه پسران است که باعث حضور بیشتر دختران در دانشگاه ها شده است. ضمن اینکه ادعا شده که هم اکنون وزارت علوم، برای پسران تبعیض مثبت در نظر می گیرد که کاملا دروغ بوده و مصداق توهین و ضدیت با پسران است. چون اگر ادعا شده که این قانون وجود دارد پس چرا بین 60 تا 90 درصد رشته های مختلط دانشگاه های روزانه را دختران گرفته اند؟ و اگر چنین نیست چرا چنین رویکردی نسبت به پسران و مردان دارند و به دنبال ارتقای سطح علمی مردان با تصویب قوانین مشابه (مثل همین طرح 50 نماینده زن برای مجلس) نبوده و نیستند و در برابر آن موضع گیری می کنند؟ در جامعه ایرانی، بر دوش پسران، مسئولیت های مالی و قانونی تعریف شده که همین محدودیت ها مانع از تحصیل و فراغت وقت پسران و مردان برای تحصیل در دانشگاه می گردد ولی دختران هیچ یک از این دغدغه ها را ندارند و بدون دغدغه خاصی بارها در کنکور شرکت می کنند و به خرخوانی می پردازند. از طرف دیگر این سوال وجود دارد که اگر زنان شایستگی دارند چرا نتوانسته اند در طول تاریخ پادشاه یا وزیر شوند؟ چرا نتوانسته اند امروز بخش عمده کاندیداها را شامل شوند و به دنبال ایجاد و تصویب قوانین تبعیض آلود هستند؟ چرا نتوانسته اند در بین مصلحین و بزرگان هر جامعه ای حضور داشته باشند و امروز نیز که فعالانه در جامعه حضور دارند به دنبال خودخواهی های جنسیتی خودشان هستند؟

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
در زیر، متن کامل بیانیه فمینیست ها را که از سایت ها و رسانه هایشان گرفته شده است ذکر نموده ایم تا پژوهشگران ضد فمینیسم با طرح ها و برنامه های این جریان آشنا باشند:    
نکته قابل توجه در این نشست این است که اکثر شرکت کنندگان زن و دختر این برنامه، پیرزن یا دخترانی پژمرده هستند که به دلیل نداشتن ظاهر جذاب برای بینندگان از یک مجری زیبا چهره و آرایش کرده که بخش عمده ای از موهای خود را نیز بیرون ریخته است استفاده شده است تا اندکی نگاه بینندگان را به این افراد بهبود بخشد! ما نیز برای پیشگیری از حواس پرسی مخاطبان، تصویر این منشی را در همه تصاویر -به جز تصویر اول- محو کردیم.   


Image
در جهان امروز، خواهرانِ ما در بسیاری از کشورهای جهان، یک‌پنجم (۲۰ درصد) صندلی‌های مجلس‌ را در اختیار دارند، اما برای افزایش این تعداد و کسب یک‌دوم (۵۰ درصد) صندلی‌های مجلس بی‌وقفه تلاش می‌کنند. خواست زن‌ها فقط اشغال صندلی‌ها و استفاده از مزایای نمایندگی مجلس نیست بلکه هدف آن‌ها نظارت بر روند قانونگذاری است. زیرا هیچ قانونی نباید به صورت یک‌طرفه، بدون توجه به حقوق انسانی و اجتماعی زنان، به تصویب برسد. زنان در بسیاری از کشورهای جهان برای حقوق برابر و انسانی خود می‌کوشند و هر روز تعدادشان در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری افزایش می‌یابد.
اما ترکیب فعلی مجلس شورای اسلامی به گونه‌ای است که فقط ۳ درصد نمایندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند. یعنی؛ مجلس تقریباً در انحصار مردان است. پس جای تعجب نیست که در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور ما پیوسته نوای ناساز با حقوق برابر و انسانی زنان به گوش می‌رسد و ما با انفعال شاهد تصویب قوانینی هستیم که به جای توانمند کردن زنان،روزبه‌روز آنان را ناتوان‌تر می‌کند. زنان نیمی از جمعیت‌ کشورند و ترکیب مجلس باید به گونه‌ای باشد که بتواند قشرهای مختلف جامعه را نمایندگی کند. مجلس نباید در انجصار مردان باشد.
از این پس باید نمایندگانی را راهی مجلس کنیم که با حقوق انسانی و برابر برای زنان و همۀ شهروندان موافق‌اند. از همین روست که «کمپین پیش به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس» را به راه انداخته‌ایم تا خواست «حداقل ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» در مجلس دهم را در میان افکار عمومی مطرح کنیم. زنان مسئولیت‌های مهمی را در همۀ سطوح جامعه از خانواده گرفته تا عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برعهده دارند. اکنون زمان آن است که جایگاه زنان در قوانین، با توجه به میزان مسئولیت‌هایشان، تغییر کند.
افزایش مشارکت در قانون‌گذاری و مدیریت سیاسی، مطالبۀ بر حقی است که در اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح شده و در آن آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
از سوی دیگر یکی از اهداف «توسعه هزاره» که سند آن را در سال ۱۳۷۹ سران کشورها امضا کردند (و در سال ۱۳۸۴ نیز با حضور رئیس جمهوری ایران در اجلاس سران، بار دیگر دولت ایران بر آن مهر تأیید زد) برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است؛ اهداف سند توسعۀ هزاره باید تا سال ۱۳۹۴ توسط کشورهایی که آن را امضاء کرده‌اند محقق شود. در «نقشۀ راه» این سند که «کوفی عنان» دبیر کل وقت سازمان ملل آن را پیشنهاد داده، به صراحت آمده است که همۀ کشورهای امضاءکنندۀ‌ سند هزاره ـ از جمله ایران ـ باید تا سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۳۰ درصد کرسی‌های مجالس‌ خود را به زنان اختصاص دهند. پس چگونه است که دولت‌مردان ایران نسبت به سندی که آن را امضاء کرده اند، پایبندی نشان نمی‌دهند؟
 
پیش به سوی حضور فعال زنان در مجلس دهم   
ما به پشتوانۀ تجربۀ بیش از یکصد سال تاریخ مبارزات زنان در ایران برای دستیابی به حقوق اجتماعی و قانونی خود و سایر شهروندان، می‌خواهیم از طریق پیشبرد اهداف این کمپین مسئولان را واداریم که نه فقط به لایه‌های رأس هرم قدرت، بلکه به گروه‌های مردمی و اقشار حاشیه‌ای نیز پاسخگو باشند و اگر در صدد جلب آرای زنان‌ هستند باید آنان را در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری نیز سهیم کنند.
ما می‌خواهیم بگوییم که:
– در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان امید به تغییر داشت.
– در همه حال، می‌توان شهروندی تأثیرگذار و مثبت بود.
– و فضای عبوس و مردانۀ سیاست را می‌توان فضایی با طراوت و چندصدایی کرد.
تحقق این اهداف، بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه بتوانیم از حداکثر ظرفیت، هوشیاری و جسارت آزمودن راه‌های گوناگون بهره ببریم. تجربه نشان داده است که هر فضا و روزنه‌ای که زنان واگذاشته‌اند، بلافاصله با حضور «زن ستیزان» فتح شده و در نتیجه زندگی یکایک زنان کشور را بیش از پیش دستخوش تبعیض‌ها، محدودیت‌ها و رفتارهای خشونت‌بار کرده است.
پیروزی و شکست این حرکت، به یکایک ما زنان در هر کنارگوشه این کشور بستگی دارد. به زنانی بستگی دارد که با همه وجودشان معتقدند: « ما با هم می‌توانیم، اگر بخواهیم.»
از این‌رو، برای پیشبرد اهداف این کمپین، سه کمیتۀ زیر تشکیل خواهد شد: ۱ – «من کاندیدا می‌شوم.» ۲ – «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» ۳ – «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»   
۱ – «کمیتۀ من کاندیدا می‌شوم»: حق انتخاب کردن کافی نیست، حق انتخاب شدن می‌خواهیم
محور فعالیت این کمیته «حق انتخاب شدن» است. زیرا، با توجه به موانع عظیم و بی‌شماری که در برابر زنان قرار دارد، برای ورود حداقل ۵۰ زن برابری‌طلب به مجلس، باید هزاران زن که به عدالت و برابری حقوقی میان زن و مرد باور دارند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کنند.   
اعضای این کمیته دو هدف دارند: تشویق زنان هموطن برای نامزد شدن در انتخابات و پشتیبانی از نامزدهای برابری‌خواه. فعالیت‌های این کمیته به شرح زیر خواهد بود:
ـ شناسایی زنان توانمند از درون جامعه و از میان اصناف گوناگون و تشویق و حمایت از آنان برای نامزد شدن در انتخابات مجلس.
– یاری جستن از کلیۀ تشکل‌های غیردولتی برای معرفی زنان توانمند به این کمپین
ـ برگزاری کارگاه‌هایی در بارۀ حقوق زنان و عرف پارلمانی برای نامزدهای داوطلب.
ـ نگارش لوایحی برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود به کمک وکلا و حقوقدانانی که با این کمیته همراهی می‌کنند، تا در صورتی‌که زنان برابری‌طلب به مجلس راه یافتند، بتوانند با سرعت بیشتری فعالیت خود را برای پیشبرد منافع زنان آغاز کنند.
ـ تشویق و مذاکره با احزاب و جمعیت‌های مؤثر در انتخابات برای آنکه تعداد کاندیداهای زن را در فهرست‌‌های انتخاباتی خود افزایش دهند.
ـ برگزاری برنامه‌های هنری و فعالیت‌های فرهنگی-تبلیغاتی برای معرفی و شناساندن نامزدهای زن به افکار عمومی.
۲ – «کمیتۀ ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب»
ما کمیتۀ «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» را برای «تغییرچهرۀ مردانه مجلس» تشکیل می‌دهیم. محور فعالیت این کمیته تبلیغ ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس دهم در میان افکار عمومی است. آنان که خواستار کرسی‌های بیشتری برای زنان برابری‌طلب‌اند، می توانند این خواست را در جامعه رواج دهند. در این کمیته طرح‌های مختلفی سازمان داده خواهد شد، از جمله:
– اجرای طرح آیا باید مرد باشم که به مجلس بروم؟»
– اجرای طرح «صندوق خواسته‌های زنان از مجلس».
– اجرای طرح «هر زن ایرانی برابری‌طلب، یک ستاد»
– تهیۀ فیلم و کلیپ تبلیغاتی برای ترویج خواست ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس.
– برگزاری مسابقۀ طراحی پوسترهای تبلیغاتی برای تبلیغ به نفع ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب     

۳ – «کمیتۀ کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»: به کاندیداهای زن ستیز رأی نمی‌دهیم
در کمیتۀ «کارت قرمز»، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را برای افکار عمومی تشریح خواهیم کرد تا رای‌دهندگان بدانند چه کسانی را باید به مجلس بفرستند. به منظور پیشبرد اهداف این کمیته، تلاش خواهیم کرد که زندگی و سخنان تک‌تک کاندیداهای مجلس را بررسی و سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان را رصد کنیم و به افکار عمومی گزارش‌های هفتگی بدهیم. همچنین می‌کوشیم که طرح‌های زیر را در این کمیته به اجرا درآوریم:
– پرسش از کلیۀ کاندیداها دربارۀ مسائل زنان و طرح‌‌هایی که در مجلس قبل در مورد زنان به تصویب رسیده است.
– مصاحبه با همسران یا دختران کاندیداهای مرد     
پیش به سوی مجلسی مدافع حقوق زنان
در آخر اینکه در چهارماه آینده و تا زمان تعیین صلاحیت کاندیداها، همراه با کسانی که به این کمپین می‌پیوندند، تمام تلاش‌مان را برای پیشبرد اهداف این کمپین انجام خواهیم داد. امیدواریم نظارت استصوابی سد راه نامزدهای زن و مرد برابری‌طلب نشود.    
جمعی از فعالان جامعه مدنی زنان
Image
امضاء کنندگان اولیه کمپین(به ترتیب حروف الفبا):
آمنه رضایی / آدینه مرادعلی بیگی / آیدین طوافی / اکرم نقابى / الهه صدری / اطهر هادیان / بنفشه جمالی / بهناز زینالى / پردیس عامری / پریسا ابن یامینی / پویا فیاض / تینا آزموده / تینا سپاس / ثریا عزیزپناه / حمیده ابراهیمی / حوری خانپور / خدیجه اصغری / ریحانه فرزانه / زهرا ربانی املشی / زهرا رحیمی / زهرا عزتی / زهرا محمدی / زهره اکرمی / زهره معینی / ژاله شادی طلب / ژیلا مکوند / ژیلا موحد شریعت پناهی / ژینوس سبحانی / سارا افتخاری / سارا باقری / سعادت پیرانی / سها مرتضایی / سیمین بهادری / سیمین کاظمی / شهلا اعزازی / شهلا فروزانفر / شهلا لاهیجی / شهناز اکملی / شیما قوشه / شیوا نظرآهاری / صبا شعردوست / صدیقه کنعانی / صغرا کریم الدینی / طاهره احمدی دستجردی / طاهره نقی ئی / عالیه مطلب زاده / عسل صابر وحید / فاطمه خرمی / فاطمه میمندی / فاطمه نیلی / فتانه عبدالحسینی / فرزانه جلالی / کبری پارساجو / کیمیا اخوان / کیمیا موسویان / گلاله بهرامی / گیتی اسداللهی / لی لی ارشد / محبوبه کوهستانی / مرضیه وفامهر / مریم الیاتی / مریم جوادی / مریم خلیل نژاد / مریم نورائی