تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب اسفند 1396

مقاله پیش رو ترجمه شده از متفکران جنبشهای اجتماعی آمریکاست که در نهایت غربت شروع به مبارزه با سلطه تمام عیار فساد و جریانهای خانواده ستیز در آمریکا کردند ولی در حال حاضر به دلیل استمرار در فعالیت ،  موفقیتهای خوبی بدست آورده اند . این مقاله از این جهت حائز اهمیت است که بدانیم در شرایطی به مراتب بدتر از شرایط ایران ، میتوان در مقابل هجمه سرمایه داری و فساد و تباهی ایستاد و با آن مقابله کرد پس ما که به مراتب شرایط بهتری داریم نباید دست از تلاش برداشته و نا امید شویم

جنگ بر علیه خانواده 

چطور می توان با آن مبارزه کرد و چطور می توان بر آن پیروز شد؟

ما در جنگ هستیم.  بنیادی ترین پایه استحکام و قدرت در امریکا و انگلیس که همان خانواده سنتی است به طور هولناکی از هر طرف مورد حمله قرار گرفته است.

فقط کافیست به این کشاتر دسته جمعی خانواده ها نگاه کنید!  افراد کمتری ازدواج می کنند و کسانی که ازدواج می کنند بیشتر مستعد جدایی هستند ، نقش ها در ازدواج و خانواده تغییر کرده است و ریاست در خانواده ها جابجا شده. زنا به طور فزاینده ای رایج شده است و ازدواج هم جنس ها قانونی تلقی می شود.

واضح است که ازدواج و اخنواده به زنجیر کشیده شده است.

از هر 10 کودک آمریکایی چهار نفر از والدینی که ازدواج نکرده اند متولد می شوندو امروزه بیش از هر زمان دیگری ممکن است کودکان بدون والدین بیولوژیکی خود بزرگ شوند. آنها در خانواده هایی زندگی می کنند که در آنها پرخاش و بی احترامی ، تحمیل و حتی تشویق می شود. رابطه جنسی بدون ازدواج تقریبا جهانی شده است. پورنوگرافی شدت گرفته و آمار حاملگی های بدون ازدواج و بیماری های جنسی رو به افزایش است. هر ساله یک میلیون کودک آمریکایی سقط می شوند و خانواده در حال عقب نشینی کامل است.

بله ، در خانه های سراسر آمریکا و انگلستان که روزگاری بسیار قدرتمند بوده اند جنگی بوجود آمده است و پس از گذشت چند دهه از تسلیم شدن زمین به یک دشمن خشن و متعصب، اکنون خانواده برای بقا تلاش می کند.

اگر شما به طور جدی درگیر این جنگ نباشید یقینا شما و خانواده تان در این جنگ نابود خواهید شد حتی در حال حاضر هم شما بیش از آنچه که متوجه هستید از این جنگ لطمه دیده اید.

برای موفقیت در برابر این روند خطرناک، شما باید آن را به روشنی ببینید و نیروی پشت پرده ای که این روند را تحریک می کند تشخیص دهید و بدانیدچه کسی پشت این جنگ است و چرا اینچنین مرگبار ؟

آیا می توان آن را متوقف کرد؟ چگونه و با چه استراتژی هایی؟

نقش زن و مرد در خانواده تغییر کرده

در کتاب "دموکراسی در آمریکا" که در دهه 1800 منتشر شد، الکسیس د توکویل ، خانواده آمریکایی قرن نوزدهم را ستود. توکویل نوشت: "قطعا هیچ کشور دیگری در دنیا وجود ندارد که پیوند ازدواج در آن بیشتر از امریکا با ارزش باشد و شادی زن و شوهر اینچنین مهم تلقی شده و تحسین شود".

امروزه، گسترده شدن بی اخلاقی در جامعه ، وارونه شدن نقش ها در خانواده و قوانین طلاق توافقی و صادر شدن حکم طلاق بدون اینکه دلیل خاصی وجود داشته باشد ، ازدواج را به یک قرارداد فوق العاده بی اهمیت تبدیل کرده است. شصت و دو درصد از آمریکایی ها طلاق را یک "روش اخلاقی" برای فرار از یک اتحاد ناخوشایند می دانند!

ما نه تنها فاجعه طلاق را پذیرفته ایم بلکه در حال حاضر بسیاری افراد طلاق را به عنوان یک "حق اخلاقی" میشناسند.

ازدواج هایی که باقی می مانند ، اغلب از مسایل دیگری رنج می برند مانند نارضایتی جنسی و سردرگمی نقش جنسیتی در زندگی مشترک.

توکویل خانواده آمریکایی قرن نوزدهم را به خاطر تأکید بر نقش های "متنوع و متفاوت" مردان و زنان در زندگی مشترک ستایش می کرد. او گفت: "آنها به وضوح فعالیت های مرد و زن را جدا کرده اند تا در ساخنار بزرگ جامعه کار بهتر انجام شود." او توضیح داد که نقش های زن و مرد تکمیل کننده یکدیگر هستند. توکویل نوشت: "شما زنان آمریکایی را هرگز پیدا نخواهید کرد، که مسئولیت روابط خارجی خانواده، مدیریت کسب و کار یا دخالت در سیاست را بپذیرند، آنها هرگز مجبور به انجام دادن کار خشن و یا هر کاری که نیاز به اعمال سخت فیزیکی دارد نیستند و هیچ خانواده ای آنقدر ضعیف نیست که این قانون را نقض کند.

این راه بسیار نزدیک به راهی است که خدا از ابتدا آن را طراحی کرده است. در نخستین بخش انجیل ، خداوند برای ساخت بشریت کار را ابتدا با ساختن مرد و سپس با ایجاد یک زن سازماندهی کرد. در آیه 18، او زن را "کمک کننده" نامیده است، به معنی همتا یا مکمل.

به گفته توکویل، آمریکایی ها متوجه شده اند در حالی که مردان و زنان برای انجام نقش های مختلف در سلسله مراتب خانواده ساخته شده اند ، هر نقش از نظر اهمیت برابر است.

امروزه این نقش های منحصر به فرد بر عکس شده اند. مردان مسئولیت های خود در خانه را به عنوان رهبر، تامین کننده، محافظ و مربی اصلی خانواده از دست داده اند. تعداد روزافزونی از همسران و کودکان تاثیر مثبتی که پدر در خانواده داشت را از دست داده اند و بدتر از همه،  جنجال و هیاهوی غم انگیز سیاستمداران، فعالان اجتماعی، روانشناسان و هنرمندان است که القا می کنند : وجود شوهران و پدران برای سلامتی و رفاه عمومی جامعه ضروری نیست و در چنین شرایطی است که زنان از انجام وظایف مهم خود در خانه  که باید یک شریک و کمک کننده برای مرد و مایه عشق ورزیدن به کودک باشند ، باز مانده اند. به عنوان مثال در سال 1950، یک نفر از هر چهار زن متاهل بین 25 تا 44 ساله در خارج از خانه کار میکرد اما امروزه این رقم به سه نفر از چهار نفر رسیده است . درحالی که ساعت هایی که زنان و مردان در در شبانه روز کار می کنند تقریبا مشابه 50 سال پیش است، ساعت هایی که زنان متاهل در خارج از منزل کار می کنند سه برابر شده است و مراقبت از کودکان در زمانی که پدر سر کار است دیگر جزو مسئولیتهای اصلی مادران نیست ، در نتیجه فرزندان بدون جهت گیری صحیح، خدایی یا اخلاقی که بر اساس آن بتوانند خانواده های فردای خود ر ا بسازند به حال خود رها می شوند.

فرزندان هدف گیری شده اند

اگر والدین در خانه تاثیر قوی نداشته باشند فرزندان به راحتی هدف نیروهای شیطانی قرار می گیرند بخصوص در مورد ورابط جنسی. اکثر آمریکایی ها و بریتانیایی ها در حال حاضر روابط جنسی پیش از ازدواج را به عنوان موضوعی حتمی برای نوجوانان پذیرفته اند، به همین دلیل است که آموزش های جنسی برای جوانان انجام می شود تا زمانی که آنها از نظر جنسی فعال شدند رابطه جنسی "بی خطر" داشته باشند. البته این آموزش ها خود فعالیت جنسی در میان نوجوانان را تشویق می کند که به نوبه خود باعث افزایش موارد زایمان غیر قانونی، بیماری های جنسی و سقط جنین می شود.

نشانه های زمانه

هربرت وست آرمسترانگ این جنگ برعلیه نهاد خانواده را از دهه های قبل شناخت و به طور دقیق پیش بینی کرد **-که این جنگ به چه جهتی هدایت خواهد شد. او در سال 1976 نوشت تهدید از دو جهت است: اول، ازدواج و بنیاد سنتی خانواده و روابط خانوادگی نابود می شود و دیگر اینکه: "توطعه ای گسترده و پرخاشگرانه برای نابودی نهاد ازدواج انجام می شود" (Plain Truth، July 1976).

هشداری که وی  در سال 1976 داده است را امروز چه کسی می تواند انکار کند؟

آقای آرمسترانگ نوشت: "این یک جنگ با حملات شدید و متعصبانه است و در آن از هر روش ظریفی برای درگیر کردن ذهن کسانی که پیش از سن ازدواج هستند استفاده می شود." واضح است که این ذهن ها اسیر شده اند و اکنون که 33 سال سن دارند (این مقاله در 2009 نوشته شده مترجم) در جهل و خطا گیر افتاده اند ، رشد کرده اند و نسل جدیدی که بیشتر از خود آنها در مورد ازدواج و خانواده فریب خورده است را بوجود آورده اند.

اکثر مردم این روند را کورکورانه دنبال کرده اند اما حتی در میان کسانی که این جریان را مخرب می دانند و معتقدند باید در مقابلش مقاومت کرد ، عده خیلی کمی متوجه می شوند که چرا این جریان اتفاق می افتد و چرا تا این حد مخرب است!

چرا چنین حمله سهمگین و حیرت انگیزی به ازدواج و خانواده شده و چرا روند سقوط اینقدر سریع است؟

یک دلیل معنوی غیر قابل مشاهده وجود دارد!

درست است، همانطور که آقای آرمسترانگ گفت تخریب ازدواج و بنیاد خانواده سنتی پیش بینی شده بود و در حقیقت، این همان نشانه ای است که پیامبران و کتاب مقدس از روزهای آخرالزمان و قبل از بازگشت عیسی داده بودند.

همه چیز در مورد جامعه مدرن ناکارآمد ما ، دقیقا همانگونه است که اشعیاء (از حواریون) اظهار داشته: زنان بر خانواده ها ریاست کرده ، فرزندان را مطیع خود می کنند و رفتار بی ادبانه ای نسبت به بزرگان خود خواهند داشت و مردم جامعه وحشتناک ترین گناهان خود را با افتخار بیان می کنند. (اشعیا 3: 12، 5، 9). پولس نیز در مورد خودخواهی شایع انسان ها، مشغله با چیزهای مادی، کودکان نافرمان، از دست دادن احساسات خانوادگی غریزی (مانند افزایش تمایل سقط جنین و کاهش تمایل به فرزند آوری) و سایر مشکلات شایع امروز پیشگویی کرد(2 تیموتی 3: 1-5) * و خود مسیح پیشبینی کرد که درست قبل از بازگشت او به این زمین ، در ، جامعۀ ای پیشرفته ، فوق مدرن و ضد خدا در اوج قدرت و شکوه وجود خواهد داشت همانطور که قوم لوط اینگونه بود (لوقا 17: 28-30) .

شواهد قانع کننده ای مبنی بر این که ما واقعا در آخر الزمان زندگی می کنیم!

 همانطور که آقای آرمسترانگ در ابعاد گمشده در جنسیت نوشت، تمدن در راه افت و نابودی است ، مگر آنکه بنا به وعده الهی با دخالت دستی قدرتمند نجات یابد.

اما این سوال هنوز باقی مانده است که چرا بشریت به دنبال این روند مخرب است؟ چه کسی در پشت صحنه آن است؟ چگونه خداوند میدانست این جاده ای است که ما در آن سفر خاوهیم کرد؟ و چگونه می توانیم در مقابل  آن مقاومت کنیم و این جنگ را درخانه های خودمان برنده شویم؟

پاسخ را در این عبارت می توان جستجو کرد: چرا از ابتدا خداوند ازدواج و خانواده را ایجاد کرد؟

خدا انسان را خلق کرد

آیا می دانستید در میان همه مخلوقات خداوند ، ازدواج و نهاد خانواده تنها منحصر به انسان است؟

درست است. هیچ حیوان دیگری روی زمین ، حتی هیچ یک از فرشتگانی که خداوند خلق کرده ، از برکت زندگی خانوادگی بهره نمی برند ! ازدواج و روابط خانوادگی برای ما کاملا منحصر به فرد است اما چرا؟

در فصل اول کتاب مقدس می بینیم خداوند در زمین تمام انواع زندگی گیاهی و حیوانی را قرار داده است ، تا شرایط ایده آل برای انسان ها ایجاد شود. سپس می نویسد و خدا گفت:" بگذار انسانها را خلق کنیم ، پس از شباهت ما ...   .  بنابراین خدا انسان را در قالب خودش ساخت، به سبب خود او را ساخت؛ مرد و زن را او ایجاد کرد "(پیدایش 1: 26-27). در این آیات کلیدی مفاهیم زیادی قابل توجه است.

اول، لغت "انسانها" چه کسی است؟ کتاب مقدس نشان می دهد که در واقع دو مخلوق در اینجا وجود دارد که اعضای یک واحد خدایی هستند(به عنوان مثال، یوحنا 1: 1، 14): این دو بعدا به یک خانواده تبدیل می شوند.

سرانجام، چرا خداوند مرد و زن را خلق کرد؟ واضح است که او این تصمیم آگاهانه را به این قصد گرفت که ما را به این دو گروه تقسیم کند و در طراحی خدا کمال ، با پیوند یک مرد و یک زن آغاز می شود هرچند علم برای نابودی این پیوند تلاش زیادی می کند ، تفاوت جنسیت ها نه یک اتفاق تصادفی است و نه یک تزئین بی هدف در خلقت، بلکه یک انتخاب آگاهانه و عمدی با طراحی و هدفی معین است که توسط خالق فوق العاده هوشمند در انسان ها قرار داده شده است و جریانی افسار گسیخته و بی رحم در طول نیم قرن گذشته برای برابر کردن جنس ها ، دلایل الهی برای تفاوت های جنسیتی را نابود کرده و جوامع را سرگشته ساخته است.

چرا ازدواج و خانواده؟

در فصل دوم از کتاب مقدس گفته شده که خدا حوا را به عنوان "کمک  و همیار" برای آدم خلق کرده و این دو را با ازدواج برای یک زندگی منحصر به فرد پیوند داد.

اگر دوباره می پرسید چرا به حیوانات نگاه کنید ، می توانید ببینید که ازدواج برای تولید مثل ضروری نیست. حیوانات ممکن است وفاداری خاصی به یکدیگر نشان دهند، اما فقط انسان ها چنین روابط عاطفی و حقوقی را در ابعاد مختلف مرتبط با ازدواج و خانواده درک میکنند.

تا چند نسل پیش، مفهوم ازدواج و خانواده به عنوان وسیله ای برای پرورش کودکان مسئول و ایجاد یک جامعه پایدار و پذیرفته شده بود با این حال، بطور عمومی درک عمیقی از این که "چرا ازدواج؟" ، وجود نداشت.

ازدواج اساسا یک مفهوم معنوی دارد!

ازدواج صرفا یک سنت نیست. این در واقع یک نهاد مقدس است که خدا در خلقت بشر قرار داده است! این نهاد مقدس برای مقاصد خاصی ساخته و طراحی شده است تا با توجه به قوانین معینی عمل کند. همچنین خدا ساختار طبیعی بدن ما را طوری ایجاد کرده است تا از این رابطه دو نفره فرزندانی متولد شوند. او سیر تکامل انسانی را کند و با سرعت کم قرار داده است تا یک "زندگی خانوادگی" ضروری باشد: کودکان به طور کامل وابسته به والدین خود هستند و والدین باید فرزندان خود را دوست داشته باشند، پرورش دهند، محافظت کرده و تعلیم و تربیت کنند. خداوند این تعهد را در زندگی ما قرار داده است تا ثبات را در زندگی ما به ارمغان بیاورد، تا به ما وفاداری و پایبندی یاد دهد و فرصتی تا بصورت غیر خود خواهانه در یک تیم هماهنگ زندگی کنیم.

خداوند می توانست همه ما را به طور یکسان خلق کند، ازدواجی وجود نداشته باشد  و راه های دیگری برای تولید مثل وجود داشته باشد یا ما را طوری بوجود آورد که با بدن و ذهنی کاملا بالغ به دنیا بیاییم. او می توانست همه چیز را به روش های دیگری انجام دهد اما او این راه را انتخاب نمود و این بی دلیل نیست. بشری که اهداف خدا را نمی فهمد، ممکن است همه این مسایل را اتفاقی در نظر بگیرد. چرا زن و مرد؟ چرا ازدواج؟ چرا ما از طریق جنسیت تولید مثل می کنیم؟ چرا بچه؟ چرا خانواده؟

پاسخ برای هر کسی که حقیقت گفته شده در کتاب مقدس را فهمیده، واضح است اما همه این را نفهمیده اند . پاسخ در پتانسیل باور نکردنی انسان روشن می شود.

راهی که خدا برای خلقت مرد، زن، ازدواج و کودکان طراحی کرده است، واحد خانواده است که ساختار جامعه را تشکیل می دهد و خدا همه این چیزها را به طریقی سازمان داده است که ما را برای زندگی ابدی در "خانواده خودش" آماده کند.

به همین دلیل است که خانواده برای خدا اینقدر مهم است. ما به خانواده همانطور که خدا آنرا طراحی کرده است نیاز داریم، ، تا بتوانیم برای حضور در خانواده خدا آماده شویم و در شکل صحیح آن ، ازدواج درس های معنوی زیادی از خانواده خدا به ما می دهد(مرجع: افسسیان 5: 31-33). کودکی که در یک خانواده خدا پسندانه رشد می کند، درس های معنوی زیادی یاد می گیرد. به عبارت دیگر، اگر یک خانواده به شکل خدا پسندانه پیش رود، خداوند عاشقانه های زیادی را درون آن خانواده قرار  می دهد.

پشت پرده اقدامات بر علیه خانواده در جهان

درست است که در صورت وجود نداشتن چنین خانواده ای به هیچ وجه کسی از پادشاهی خدا محروم نمی شود با این حال، مردم  باید عمیقا اهمیت ازدواج و اهمیت خانواده را بدانند برای اینکه ما با غرور و حماقت می خواستیم خانواده را از نو تعریف کنیم، برای اینکه استاندارد خدا را را نادیده گرفته و استاندارد شخصی خود را تعریف کردیم تا با پر رویی ثابت کنیم که ایده های ما که کاملا با خدا مخالفند، طرحی برتر از طرح او بوده است.

بله، جنگی بر سر ازدواج و خانواده در جریان است و در یک سوی این جبهه کسانی هستند که تلاش می کنند تا طراحی خدا را حفظ کنند و در طرف دیگر کسانی هستند که تلاش می کنند تا طراحی خدا را نابود کنند!

نیروی واقعی که جنبش ضد خانواده را تحریک می کند، نیرویی است که در کتاب مقدس نشان داده شده است، نیرویی که هرگز فرصتی برای حضور در خانواده خدا را نداشت (کتاب "رمز و راز قرون وسطی" این حقیقت را توضیح می دهد) نیرویی که به او قدرت خلاقانه ای برای تشکیل خانواده داده نشد. او از خانواده متنفر است و می خواهد آن را برای همیشه از بین ببرد! این دشمن همان شیطان است که از همان روز اول حوا را فریب داد تا از خدا سرپیچی کند (پیدایش 3: 1-6) و از آن پس تمام جهان را فریب داده است (مکاشفه 12: 9). او به چیزی کمتر از نابودی کامل بشریت راضی نمی شود. او می داند که با از بین بردن خانواده ها، می تواند ملت ها را نابود کند و دید مردم را به حقیقت ساده و امیدوار کننده خدا کور کند - پس او هر چه در توان دارد را برای نابوده این رابطه خدایی به کار می گیرد.

پس ما در یک جنگ تمام عیار در حوزه ازدواج و خانواده هستیم. اما خدا در این جنگ پیروز خواهد شد!

راه خدا برای پیروزی در این جنگ

خداوند انسان را در تصویر و جهان خود خلق کرد تا مولد ، نجیب و آزاد باشد - از طریق تجارب غنی و مسئولیت های زندگی خانوادگی، شخصیت او خدایی رشد کند تا در نهایت به خانواده خدا بپیوندد.
و اعمال ضد خانواده  این پتانسیل را نابود کرده و جنبه الهی خانواده را از بین می برند. لیکن ما در سفسطه ها، بد را خوب نشان میدهیم! هر چیزی که خداوند کمال دانسته را مایه تحقیر انسان می خوانیم و هر ارزشی که انسان بوجود آورد را ، تحسین میکنیم در حالیکه خدا آن را بی ارزش می داند!

بنابراین خداوند این پیام را به دنیای مدرن ما می فرستد: "وای بر آنانی که بد را خوب و خوب را بد می نامند. وای بر آنانک که تاریکی را برای نور و نور را برای تاریکی قرار دادند؛ که تلخی را برای شیرینی و شیرینی برای تلخی قرار دادند! وای بر اینان که در چشم خود عاقل و هوشیار هستند"(اشعیا 5: 20-21)
بله، وای! به پیشگویی هایی که در مورد شکست خانواده شده بود نگاه کنید به ازدواج هایی که در آنها جای زن و مرد عوض شده، به فرهنگ پر از خیانت و زنای ما، به عدم توانایی ما برای کنترل فرزندانمان، بازگشت ما به گناهان قوم لوط - و همچنین خواهید دید که خدا نیز وعده داده است که به طور موثری این مشکلات را اصلاح کند!

پیتر از حواریون ارشد، در مورد تاریخ ضد خانواده در دوره قوم لوط به اینچنین سخن گفته است.  خداوند این شهرها را به خاکستر تبدیل کرد و با این کار آن را "نمونه ای برای کسانی که غیر خدایی زندگی می کنند" قرار داد (2 پیتر 2: 6).  رساله یهودا از این شهر ها به عنوان «آتش سوزی برای انتقام» سخن می گوید. یهودا نوشت که خداوند آن را به عنوان درس عبرتی برای این روزهای ما آورده است!
به انسان ها هشدار داده شده است که هر کسی که در این گناهان گرفتار شود، باید همان پایان را نیز انتظار داشته باشد! هنگامی که شما در شهرهای آلوده مانند شهرهای قوم لوط زندگی می کنیدبا کمی دقت آنها در شرف نابودی و آتش خواهید دید که در این زمان، احتمالا به شکل بمب های هسته ای و دیگر تسلیحات مدرن در آمده اند و  این احتمالا قویترین هشدار در کتاب مقدس است!

این یک داستان قدیمی عهد عتیق نیست - این دکترین عهد جدید است.  خود مسیح پیشگویی کرد که در آخر الزمان، شرایط تخریبی که قوم لوط با آن مواجه بود را دوباره جاری خواهد کرد (لوقا 17: 28-30) او در مورد تخریب به طور کامل هشدار داد : بطوریکه هیچ بشری زنده نخواهد ماند مگر اینکه او شخصا مداخله کند (متی 24: 22)
عیسی همچنین زمان حضرت نوح را به ما یادآوری کرد و گفت: «همانطور که در دوران نوح بوده ، در روزهای من هم همینطور خواهد بود. آنها می خوردند ، می نوشیدند ، همسرانی برای خود می گرفتند ، ازدواج می کردند ، تا روزی که نوح وارد کشتی شد و سیل همه آنها را نابود کرد "(لوقا 17: 26-2)  بدیهی است که خدا خوردن و نوشیدن یا ازدواج را محکوم نمی کند بلکه این یک پیشگویی از جامعه ای است که رفتار آنها در این مسایل به طور کامل منحرف شده است!  مانند جامعه امروز ما که در حال جنگ بر علیه خانواده است!
و خدا می گوید، درست همانطور که او شهرهای قوم لوط را در به خاکستر تبدیل کرد و همانطور که او در زمان نوح  آنها را نابود کرد، اکنون در حال نابودی جهان بیمار و پرگناه امروز ماست.

اما پیشگویی ها  نشان می دهد که این امر حتمی نیست و راه امیدی برای آینده وجود دارد و آن راه حل پیروزی در این جنگ است . جنگی که آتش آن همین حالا و همین جا در خانه های ما شعله ور است.

جواب خانواده است

هنگامی که خدا سریع و قطعی جریانات ضد خانواده را به پایان می رساند، شروع به درست کردن امور خواهد کرد و آیا می دانید که او چگونه این کار را خواهد کرد؟
با آموزش بشریت و پیاده سازی قوانین خانواده که او از ابتدا قرار داده بود!
هنگامی که خدا پادشاهی خود را پس از بازگشت عیسی مسیح ایجاد می کند، خانواده به جایگاه واقعی خود در قلب تمدن بازگردانده می شود. مسیح با همسر خود کلیسا ازدواج می کند (وحی 19: 7).  و خداوند می گوید؛ مجددا این صداها در شهرهای یهودا و در خیابان های اورشلیم، که ویران شده اند، شنیده شود ... صدای شادی و صدای خوشبختی، صدای عروسی، صدای آنها که می گویند: "پروردگار را ستایش می کنیم؛ زیرا خداوند خوب است؛ زیرا رحمت او تا ابد ادامه خواهد یافت (Jeremiah 33: 10-11).

دیگر زنان بر خانواده ها ریاست نخواهند کرد، کودکان احترام بزرگ ترهایشان را نگه خواهند داشت و همه در این شرایط خوشحال تر خواهند بود. این ها اثرات شگفت آوری است که پیاده سازی قوانین الهی برای ما بوجود خواهند آورد. بین تمام اصول زندگی ، قوانینی برای نقش های زن و مرد در خانواده وجود دارند قوانینی برای  رابطه جنسی در قالب زناشویی ، مادام العمر بودن خانواده ، اصول روابط بین والدین و فرزندان و همچنین سلسله مراتب ریاست در خانواده.

 این قوانین مانند قوانین فیزیکی در جهان هستند هنگامی که این قوانین شکسته شود، در نتیجه ناخشنودی و نارضایتی به جامعه تحمیل می شود همانطور که این مسئله در جامعه بیمار ما ثابت شده است و زمانی که این قوانین حفظ شده و به دیگران آموزش داده شده و به آنها احترام می گذاریم ، همه سود می برند.
این راهی است که - حتی امروز- شما می توانید با جنگ بر علیه خانواده مبارزه کنید: مطالعه و پیروی از قوانین معنوی اساسی که خدا برای خانواده تعیین کرده است. حتی اگر کسی فهم دقیقی از اینکه چرا این سلسله مراتب در خانواده گذاشته شده نداشته باشد، ولی نگهداری این قوانین تغییر نیافتنی و تن دادن به اصولی که توسط خالق ازدواج و خانواده تعیین شده، ثبات، هماهنگی، شادی و صلح را در خانه به ارمغان خواهد آورد.

خداوند خانواده فیزیکی در زمین را به عنوان وسیله ای برای معرفی ما به خانواده اش ایجاد کرد!  چه چیزی می تواند زیبا تر از یک خانواده قوی و خدایی باشد؟ ما باید زیبایی خانواده را بفهمیم. این همان جایی است که هیجان درآن وجود دارد. هنگامی که شما هدف خدا را درک کردید، روشن است که امید واقعی به خانواده بر می گردد؛ همانطور که خدا آن را طراحی کرده است!

ما می توانیم از خدا تشکر کنیم که مداخلات فوق العاده او در امور بشری، همانطور که در صدها عبارت از کتاب مقدس پیشگویی شده، اکنون راهی جلوی ما نهاده است . در آینده ای نه چندان دور، خانواده با قوانین الهی و عادلانه اداره خواهد شد جهان به شدت به همه انسان ها قوانین درست و مقدس را آموزش خواهد داد. ا

خداوند همیشه قصد داشت که نهاد مقدس ازدواج و خانواده را حفظ کند.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]