تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب خرداد 1395

فمینیسم

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.


به گزارش وطن امروز،دختران مجرد و پسران مجرد؛ هر دو در صفت و عنوان «مجرد» مشترک هستند اما دلیل مجرد ماندن‌شان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اولی‌ها معمولا از خواستگار استقبال می‌کنند و دومی‌ها تقریبا از خواستگاری فراری هستند. بسیاری از آنها می‌گویند حاضرند با هر شرایطی کنار بیایند اما اینها نمی‌توانند چنین چیزی را باور کنند! اولی‌ها به جایی رسیده‌اند که دیگر عنوان «جنس دوم» را همراه ندارند اما دومی‌ها احساس می‌کنند این دو شماره نمی‌توانند به این سادگی‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند.

در سال‌های اخیر دخترها توانسته‌اند به مدارج بالای علمی دست یابند و پسرها را با قدرت هرچه تمام‌تر پشت سر بگذارند. آمار قبولی دختران در کنکور مقطع کارشناسی، در برخی سال‌ها بسیار بیشتر از پسران بود و این برتری همچنان مشهود است؛ تا جایی که صندلی‌های بسیاری در کلاس‌های دانشگاه به دختران اختصاص دارد و در این کلاس‌ها پسران در اقلیت هستند.

یک طرف ازدواج نیست!

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.

امروز بسیاری از دختران در آرزوی تشکیل زندگی و همسرداری و فرزندپروری هستند اما آنچه می‌تواند به این آرزو جامه عمل بپوشاند، اراده‌ای است که باید در نیمی از افراد جامعه مجردان (یعنی پسران) به وجود ‌آید. بسیاری از پسرها اما نه تحصیلات بالا در حد دختران دارند و نه از موقعیت شغلی مناسبی برخوردار هستند؛ چراکه بازار کار و موقعیت‌های شغلی که قبلا در اختیار پسران بود، به مرور از دست آنها خارج و به دختران واگذار شد.

اما آیا می‌توان به پیشرفت دختران خرده گرفت؟ مگر جز این است که دختران به دنبال رسیدن به حقوق خود و برابری با پسران هستند؟ آیا گذر سریع از بافت سنتی و البته ملی و بومی جامعه ایران و شبیه شدن به سبک زندگی مدرن و پست‌مدرن (که در جامعه اروپایی در جریان است) ایراد دارد؟!

ماهواره و راه‌های اشتباه

معضل مجرد ماندن جوانان از زمانی آغاز شد که عده‌ای بدون توجه به بافت فرهنگی ایران، شعارهای گسترده و فراگیر درباره حقوق دختران و زنان مطرح کردند و تلاش آنها این بود که موقعیت‌های شغلی و تحصیلی هرچه سریع‌تر در اختیار خانم‌ها قرار گیرد.

این خواسته‌ها به مدد همراهی شبکه‌های ماهواره‌ای که اتاق فکر آنها در کشورهای غربی و آمریکایی است، یکی پس از دیگری فراهم شد و کار به جایی رسید که آمار دانشجویان دختر در بسیاری از کلاس‌های دانشگاهی از پسران بیشتر شد.

با این حال، وقتی مسؤولان وزارت علوم و سیاستگذاران حوزه آموزش قصد داشتند این روند را متعادل کنند و به پسران نیز میدان بدهند، با مخالفت و اعتراض گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای مواجه شدند و این اتهام به آنها وارد شد که حقوق زنان را نادیده می‌گیرند! بنابراین دختران همچنان پله‌های ترقی را در جاده و مسیری طی کردند که در آن خبری از جنس مخالف نبود. اگر در گذشته بنیان بسیاری از ازدواج‌ها در دانشگاه شکل می‌گرفت اما امروز دیگر این امکان فراهم نیست، چراکه یکی از طرف‌های ازدواج از صحنه خارج شده و گوی و میدان فقط در دست یک طرف است! در این میان، دختران هرچند با نگاه برابری جنسیتی پا به میدان گذاشته‌اند و نادیده گرفتن بافت سنتی جامعه ایرانی یک اصل و ضرورت مهم برای آنهاست، اما وقتی سخن از ازدواج می‌شود، دختران تحصیلکرده حاضر به ازدواج با پسری که تحصیلات عالی ندارد نیستند.

اینجاست که خانم‌ها با یک تضاد مواجه می‌شوند؛ یعنی در زندگی اجتماعی قائل به برتری بر جنس مخالف و پیشی گرفتن از او هستند اما وقتی پای معیارهای ازدواج به میان می‌آید ناخواسته و ناخودآگاه دوست دارند مرد زندگی‌شان یک سر و گردن بالاتر از دیگران و خودشان باشد! در چنین شرایطی فقط تعداد بسیار اندک و معدودی از دختران هستند که می‌توانند به این آرزوی باورنکردنی خود برسند و مابقی دختران در طول زندگی مجردی خود یا به دنبال یافتن یک مقصر در خانواده و اجتماع برای مجرد ماندن خود می‌گردند یا با امیدواری و تلاش به راه خود برای یافتن شریک زندگی مناسب و جلب نظر یک پسر موفق و ایده‌آل ادامه می‌دهند؛ امیدی که هرچند بسیار پسندیده و لازمه لحظات زندگی است اما با واقعیت‌ها و شرایط موجود در جامعه بویژه جامعه پسران فاصله دارد؛ فاصله‌ای که حاصل اعتماد جوانان به شبکه‌های ماهواره‌ای غرب است.

دوستی‌هایی که به ازدواج نمی‌رسد

تبلیغ گسترده دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی توسط شبکه‌های ماهواره‌ای، موضوع دیگری است که با فرهنگ و بافت فرهنگی و اعتقادی ایرانی‌ها همخوانی نداشته و ندارد. این تبلیغات آنچنان در ۲ دهه گذشته شدت گرفت که دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی را به یک نیاز اساسی در برخی دختران و پسران تبدیل کرد؛ موضوعی که جایی در باورهای خانواده‌های ایرانی نداشت و هنوز هم ندارد. تبلیغ این دوستی‌ها آنقدر بود که پسران را از احساس نیاز به ازدواج رها کرد و حتی در موارد زیادی شاهد سوءاستفاده پسران از این نوع دوستی‌ها بوده‌ و هستیم. به همین خاطر است که بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران به ازدواج نمی‌رسد؛ یعنی یا خانواده‌ها با چنین ازدواجی موافق نیستند و آن را با فرهنگ ایرانی ناهمگون و غریبه می‌دانند یا اینکه پسران با توجه به نگاه فرهنگی غالب بر جامعه، در نهایت نمی‌توانند با ازدواجی که بنیان آن بر دوستی است کنار بیایند. نمی‌خواهیم بگوییم دختران در این شرایط مقصر هستند؛ بلکه علت و ریشه اصلی این معضلات را باید در شبیخون فرهنگی جست‌وجو کرد که آرام‌آرام با تحمیل خود به افکار جوانان، آنها را به بن‌بست‌هایی کشانده که خروج از آنها نیازمند پرداخت هزینه از سوی همین جوانان است!

پسرهای پایین‌تر از خودم را درک نمی‌کنم

مرضیه دختر مجرد ۳۴ ساله است و مدرک کارشناسی در رشته شیمی دارد. او می‌گوید: «مدرک لیسانس را زمانی گرفتم که هنوز تحصیلات تا این حد فراگیر نشده بود. به سختی درس خواندم و به سختی در کنکور قبول شدم. ۴ سال را با بهترین و سختگیرترین استادها گذراندم و بلافاصله جذب بازار کار شدم».

مرضیه ادامه می‌دهد: «در زندگی چیزی کم ندارم، پول هست، کار هست، موقعیت اجتماعی هست اما مجرد بودنم واقعا آزارم می‌دهد. در کمتر جمع فامیلی یا دوستانه هست که کنایه‌ای به خاطر مجرد بودنم نشنوم! اگر حرف فامیل نبود، مشکلی با مجردی نداشتم».

وی می‌افزاید: «دخترهایی که در فامیل ما درس نخوانده‌اند و بی‌خیال دانشگاه شده‌اند، خواستگارهای بیشتری از من دارند و دست‌شان برای انتخاب باز است. اما خواستگارهای من کم هستند و ضمنا من نمی‌توانم به سادگی به آنها جواب مثبت بدهم. چون وقتی درس می‌خوانی و مدرک دانشگاهی می‌گیری، واقعا نمی‌توانی حرف‌ها و خواسته‌های یک پسر دیپلمه را درک کنی».

مرضیه این سوال را از خودش طرح می‌کند که «ادامه تحصیل بهتر بود یا ازدواج؟!» او می‌گوید: «من در ۳۴ سالگی نمی‌توانم پاسخی برای سوال خودم بیابم و از تصمیمی که ۱۰ سال قبل گرفتم دفاع کنم». او در پاسخ به این سوال که نقش شبکه‌های ماهواره در ایجاد وضعیت کنونی چه بوده است، اظهار می‌دارد: «متاسفانه خودم مشتری برخی از این شبکه‌ها بودم و ناخودآگاه از برخی دیالوگ‌ها و نقش‌های ارائه‌شده در محصولات آنها تقلید می‌کردم. مجرد ماندن، موضوعی است که مدام از سوی این شبکه‌ها به عنوان ارزش معرفی می‌شود و حال که جوانی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و وارد دوران میانسالی شده‌ام، می‌فهمم که آدرس ماهواره اشتباه بود!»

خانم دکتر با من ازدواج نمی‌کند!

میثم پسر مجرد ۳۶ ساله است. او به‌تازگی مدرک دکترای خود را گرفته و جایگاه شغلی بسیار خوبی دارد. میثم درباره علت مجرد ماندنش تا امروز می‌گوید: «وقتی دانشجوی مقطع کارشناسی بودم ۲ بار به خواستگاری رفتم و از هر ۲ جواب منفی گرفتم. یکی از آنها به ‌موقعیت مالی من ایراد گرفت و دیگری که مدرک کارشناسی ارشد داشت گفت نمی‌تواند با من ازدواج کند».

او می‌افزاید: «حالا اما شرایط تفاوت کرده است. من که روزگاری به فکر ازدواج بودم حالا سختگیرتر شده‌ام. هم پول دارم و هم مدرک تحصیلی و هم شغل خوب؛ اما از ازدواج می‌ترسم. چند وقت پیش از یک خانم که مثل خودم مدرک دکترا دارد خواستگاری کردم اما بعد از چند جلسه صحبت، متوجه شدم آن خانم به خاطر موقعیت شغلی بهتری که دارد حاضر به ازدواج با من نیست».

میثم می‌گوید: «من هم دیگر نمی‌توانم و نمی‌خواهم با دختری که مدرک لیسانس دارد ازدواج کنم چون احساس می‌کنم نمی‌توانیم حرف‌های همدیگر را بفهمیم. ادامه تحصیل برای من خیلی خوب بود و موقعیت اجتماعی خوبی برایم ایجاد کرد اما از سوی دیگر کاستی‌هایی را به همراه داشت که الان به این سادگی نمی‌توان آنها را به دست آورد».

قربانی شعارهای پوچ شدیم

احمد جوان مجرد ۳۵ ساله است. به قول خودش دیگر با این سر بی‌مو نمی‌تواند نظر مثبت دخترها را جلب کند! او به بیان دردها و مشغله‌های ذهنی پسرهای متولد دهه ۶۰ می‌پردازد: «همیشه تصور می‌کردم خیلی زود ازدواج می‌کنم و برای انتخاب همسر مشکلی ندارم. فقط یک چیز را پیش‌بینی نمی‌کردم که آن هم تغییر ناگهانی سبک زندگی بود. این تغییر تمام برنامه‌ها و افکار مرا نابود کرد. انتظارم این بود که دخترهای متولد دهه ۶۰ از این تغییرات تاثیر نپذیرند تا ما پسرها بتوانیم انتخاب خوبی مطابق با ایده‌آل‌هایی که با آنها بزرگ شده‌ایم، داشته باشیم».

احمد ادامه می‌دهد: «اما این موج تغییر که توسط شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد شده بود، بیشتر پسرها و دخترهای دهه ۶۰ را هم با خود برد؛ بویژه دخترها را؛ ما هم در یک خانواده سنتی با آداب و عقاید خاص بزرگ شده بودیم و مادرم می‌گفت سبک زندگی دخترهای امروزی با ما جور نیست. راهی دانشگاه شدم و آنجا در کنار درس خواندن نیم‌نگاهی هم به ازدواج داشتم تا شاید بتوانم دختری مطابق با فرهنگ خانواده خودم پیدا کنم. اما راستش را بخواهید خیلی سخت بود، چراکه دخترها و پسرها به بهانه‌های مختلف و به خاطر چیزهایی که تازه مد شده بود، با هم ارتباط عاطفی برقرار می‌کردند و در مسیرهایی قرار داشتند که مطابق پسند و میل من و خانواده‌ام نبود».

او اینچنین به صحبت‌های خود پایان می‌دهد: «مشکل نسل من این است که نتوانست «خودش باشد و خودش باقی بماند». نسل من مدام با تبلیغات این‌طرف و آن‌طرف رنگ عوض کرد. برخی از افراد هم‌سن و سال من قربانی حرف‌ها و شعارهایی شدند که از آنسوی آب‌ها می‌آمد و توخالی و پوچ بود».


نظرات()   
   

گفت‌وگو با دکتر منصوره لولاآور؛ استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

دکتر منصوره لولاآور استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران چندی پیش طی پژوهشی با عنوان "واکاوی نقش اجتماعی زن از منظر آیت الله خامنه ای"، به بررسی آراء رهبر معظم انقلاب در این زمینه به روش تحلیل محتوا پرداختند. به جهت بررسی نگاه و اندیشه رهبر معظم انقلاب به عنوان روشن‌کننده راه و مسیر برای زنان جامعه و برنامه‌ریزان و مسئولان امر، در گفت‌وگو با خانم دکتر لولاآور، به بررسی ابعاد حضور و نقش اجتماعی زنان از منظر آیت‌الله خامنه‌ای پرداختیم که خدمتتان تقدیم می‌شود.

-    خانم دکتر لولاآور! با توجه به پژوهشی که درخصوص نقش اجتماعی زن از منظر رهبر معظم انقلاب انجام دادید، نظر آیت‌الله خامنه‌ای در مورد حضور زنان در جامعه چیست؟ آیا زنان را به حضور در جامعه تشویق می‌کنند یا ماندن در منزل را برای زنان می‌پسندند؟
بر اساس یافته‌های ما واقعیت آن است که ایشان حضور زنان در جامعه را به عنوان یک اولویت برای زنان در نظر می‌گیرند. به خصوص تأکیدی که در مورد زنان فرهیخته، دانشمند، اهل علم و اهل نظر در عرصه‌های علمی‌که خودش عرصه شغلی هم به حساب می‌آید دارند، نشان‌دهنده آن است که ایشان روی حضور زنان در جامعه تأکید دارند. منتها این تأکید یک تأکید بی‌قید و شرط نیست و در اولویت، نقش خانوادگی زن قرار دارد.

طبق یافته‌های پژوهش، تحصیلات بیش از سایر مقولات مورد تأکید ایشان است و نظر ایشان در اکثر موارد، تأییدکننده حضور زنان در این حوزه است. این تأیید یک تأیید معمول و ساده نیست، بلکه نوعی تأیید مشوقانه است؛ به این معنا که حضور زنان تحصیل‌کرده را در دفعات متعدد از افتخارات نظام دانسته‌اند. ایشان حتی درباره ارتباط بین تحصیلات و نقش‌های خانوادگی بیان کرده‌اند که امنیت و کرامت زن طوری باید در منزل توسط همسرش حفظ شود که از تحصیلات خود بازنماند.

مخالفت رهبری با تحصیلاتی که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست
علاوه بر این، ایشان زنان را به مطالعه و پژوهش درباره موضوع زنان و مسائل و مشکلات مرتبط با آن‌ها تشویق کرده‌اند، اما در یک مورد، تحصیلات را برای زنان نفی می‌کنند و آن هم درسی است که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست.

رهبری اشتغال زنان را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند
درخصوص اشتغال هم اگرچه ایشان با اشتغال زنان مخالف نیستند، اما آن را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند. در واقع با حضور زنان در این عرصه در همه موارد به طور مشروط موافقت می‌کنند. ایشان در موارد متعدد بیان می‌کنند که نقطه درخشان و افتخارآمیز حضور زنان در جامعه، بخش تحصیلات، عرصه سیاسی و دفاع مقدس است و اشتغال را در این دسته قرار نمی‌دهند. دو نکته در سخنان ایشان درباره اشتغال وجود دارد. اولاً در دیدگاه ایشان، مشاغل به دو بخش مردانه و زنانه تقسیم می‌شود و ایشان اشتغال زنان در کارهای مردانه را نفی می‌کنند؛ به این معنا که ممنوعیتی برای حضور زنان در این حوزه قائل نیستند، اما بیان می‌کنند زن می‌تواند وارد این عرصه‌ها شود، اما این‌ها فریب جامعه غربی است و افتخار به این‌ها غلط است. رهبری مشاغل مدیریتی و اجرایی را نیز از مصادیق مشاغل مردانه می‌دانند. همچنین به اعتقاد ایشان اشتغال زنان نباید مزاحم کار تربیت فرزند و خانه‌داری شود و درواقع تربیت فرزند و خانه‌داری بر اشتغال اولویت دارد.

پس نظر ایشان درباره اشتغال زنان مشروط به دو موضوع است: اول، شغل، مناسب ویژگی‌های زنانه باشد و دوم آن‌که به کار تربیت فرزند لطمه‌ای وارد نکند.

اما در مورد فعالیت سیاسی، ایشان در موارد کمتری نسبت به اشتغال و تحصیل، درباره فعالیت سیاسی صحبت می‌کنند، اما فعالیت سیاسی زنان را کاملاً مورد تأیید قرار می‌دهند و آن را در جامعه بسیار تأثیرگذار می‌دانند و حضور آن‌ها در عرصه سیاسی را افتخارآمیز می‌دانند و زنان را به ورود به این حوزه تشویق می‌کنند.

-    درخصوص نقش اجتماعی زنان و تأکیداتی که ایشان دارند، چه شباهت‌ها و افتراقاتی میان آراء ایشان و آراء فمینیستی وجود دارد؟
کاملاً می‌توان تفکیک کرد بین دیدگاه ایشان با دیدگاه‌های فمینیستی که وقتی صحبت از نقش زنان در خانواده و نقش مادری می‌کنند، کاملاً سویه‌های منفی و تحمیلی آن را مدنظر قرار می‌دهند؛ درحالی‌که ما خودمان زن هستیم و مادر هستیم و می‌دانیم که این نقش‌ها را خودخواسته پذیرفتیم و این‌ها برگرفته از یک وضعیت روحی و پیوندهایی است که یک مادر با فرزندش برقرار می‌کند.

آن‌چه مورد نظر ایشان است یک تعادل است که در آن نه مادری به نفع نقش شغلی و اجتماعی زن خدشه دار شود و نه این‌که آن‌قدر این کفه مادری و نقش خانوادگی را زن سنگین کنیم و به آن بها دهیم که زن دیگر فضایی برای ایفای نقش اجتماعی و شغلی پیدا نکند. ایشان خیلی به دنبال برقراری تعادل بین این دو کفه هستند. نگاه رهبری نه وضعیتی است که فمینیست‌ها برای زن می‌پسندند، نه یک نگاه سنتی. ایشان خیلی ظریف و دقیق به دنبال حفظ آن تعادل هستند که هم وجهه اجتماعی زنان حفظ شود و هم نقش خانوادگی و این یک کار هنرمندانه برای زنان است و برای جامعه ضرورت دارد که تصمیم‌گیران و مجریان قانون باید آن را مدنظر قرار دهند.

در نگاه رهبری حیثیت زن و شخصیت او نباید در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر قرار گیرد
-    قبل‌تر درخصوص نگاه ایشان به اشتغال زنان توضیح دادید. لطفاً مجدد بفرمایید که نظر ایشان در مورد مشاغل مناسب زنان چیست؟ آیا ممنوعیت‌های شغلی را برای زنان قائل‌اند؟
مشاغلی که ایشان حضور زن را در آن مناسب می‌دانند بیشتر مشاغلی است که برای حیثیت یک زن مسلمان دارای وجهه انسانی و علاوه بر آن وجهه زنانگی مناسب باشد، مشاغلی که به هویت زنانه آن‌ها که بالا و دارای افتخار است لطمه نزند.

ایشان به لحاظ نگاهی که به زن دارند زن را موجودی عزیز و محترم می‌شمارند که این نگاه را از دین برگرفته‌اند. از طرف دیگر ویژگی‌های عاطفی و روحی برای زنان قائل‌اند که از لحاظ بیولوژیک وجود دارد و قابل انکار نیست و نباید مخدوش شود. حالا اگر شغل زن در تضاد با این‌ها باشد، ایشان مخالف‌اند و این مخالفت ریشه در آموزه‌های دینی دارد. این‌که شأنیت زن در هر حال حفظ شود؛ چه در خانواده چه در اجتماع.

کلیدواژه ایشان که ما در این پژوهش یافتیم این است که حیثیت زن و حرمت و شخصیت زن در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر و خدشه قرار نگیرد. و همچنین هر جا که شغل، تعارض با نقش خانوادگی دارد، اولویت به نقش خانوادگی داده شده و این‌که مشاغل طوری در جامعه تنظیم شود که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد که اولویت زنانگی زنان حفظ شود.

-    نسبت میان آراء ایشان در زمینه تحصیلات و اشتغال چگونه است؟ با توجه به نتایج پژوهش به نظر می‌رسد نظر ایشان در مورد تحصیلات بسیار مثبت و در مورد اشتغال چندان مورد تأیید نیست. آیا بدین صورت یک تعارض در جامعه ایجاد نمی‌شود؟
تأکیداتی که ایشان بر تحصیلات و فرهیختگی زنان و نظرشان در مورد شغل یک وضعیت پارادوکسیکال نیست که زنان بروند تا هر مقطعی علم بیاموزند و بعد فقط به نقش خانوادگی بپردازند. هر زن دانشمند و متخصص یا کارشناس در هر حوزه تخصصی باید از تخصص خود در جامعه استفاده کند. در این اولویت‌بندی ظرافت‌هایی مورد توجه ایشان است که باید در عرصه‌های قانونی و اجرایی مدنظر قرار دهند و در این صورت اتفاقاً تناقضی هم وجود ندارد. یک زن می‌تواند منشی یک دفتر باشد یا ویزیتور یا بازاریاب یک شرکت که به نظر من ایشان این‌ها را دور از شأن یک خانم می‌دانند. به همین دلیل روی ارتقای علمی‌ زنان خیلی تأکید داشتند که نقش‌هایی را در جامعه به‌عهده بگیرند که شایسته یک زن مسلمان ایرانی است و خودشان را در شغل‌های تخصصی‌تر و علمی‌تر نشان دهند.

-    یعنی از نظر شما تحصیلات را در مشاغلی استفاده کنند که به شأنیت زن‌بودن آن‌ها لطمه نزند؟
هم به شأنیت زن‌بودن و هم به هویت مادربودن بر اساس وضعیت بیولوژیک خودش ضربه نزند.

در سخنان اخیر رهبری بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد
-    به نظر شما در سیر تحولات ایشان در حوزه زنان تغییر و تحولاتی دیده می‌شود یا نه ؟
بله، شاید در سال‌های اخیر که ما می‌بینیم بنیان خانواده بیشتر در معرض خطر است و بیشتر مورد هجمه‌ها قرار می‌گیرد - خیلی هم گردن فمینیست‌ها نمی‌گذاریم؛ یعنی صرفاً بعد نظری نیست، بعد فرهنگی و تبلیغاتی هم است- ایشان در این سال‌های اخیر اولویت مهم‌تری را برای نقش خانوادگی زن‌ها، برای مادری زن‌ها قائل‌اند. در سخنرانی‌هایشان به خصوص در 5 سال اخیر، من با قبل‌تر مقایسه می‌کردم دیدم شاید در گذشته بر وجهه علمی زنان بیشتر تأکید داشتند. ولی بعد می‌بینیم در 5 سال اخیر بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد؛ که در کنار آن ارتقای علمی ‌و نقش‌های اجتماعی مراقب باشید که وضعیت خانوادگی‌تان مخدوش نشود.

-    خانم دکتر! با توجه به پژوهش انجام‌شده چه تفاوت‌هایی در آرای ایشان در مورد نقش اجتماعی زنان با سایر علمای هم‌عصرشان وجود دارد؟
اگر مقایسه کنیم با علمای هم‌عصر ایشان می‌بینیم در برهه‌ای که امام خمینی (ره) زندگی می‌کردند، آن زمان این ضرورت وجود داشت که زنان را به نقش‌های اجتماعی فراخوان کنند. چون هم زمان جنگ بود هم انقلاب بود و هم نقش زنان در جنگ و انقلاب خیلی نقش سازنده و پررنگی بود و ایشان هم مشوق زنان بودند برای این نقش‌های اجتماعی، ولی در زمان ایشان می‌بینیم که یک بازاندیشی در نگاه رهبری به زنان ایجاد شده است که مراقب باشید نقش محوری زن‌بودن‌تان در خانواده توسط نقش شغل و اجتماعی‌تان مخدوش نشود و اگر قرار باشد آن این را خراب کند، اولویت با نقش خانوادگی است. ایشان روی آن تعادل خیلی تأکید دارند و گاهی که این تعادل امکان‌پذیر نیست، اولویت با نقش خانوادگی است.

جالب است که امام(ره) و هم‌نظر با ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای، حضور بارز و مستقیم زنان در برخی عرصه‌ها را تشویق می‌کنند که برخی علمای دینی هم‌عصر ایشان به شدت با آن مخالف‌اند. مثلا در زمان ایشان علمایی بودند که می‌گفتند زن‌ها در تظاهرات شرکت نکنند، ولی ایشان حضور مستقیم زنان در انقلاب و حتی زمینه‌های نظامی ‌در زمان جنگ را از عوامل پیروزی می‌دانند. البته علمای دیگری هم‌عصر ایشان نیز بودند مانند شهید مطهری که هم به نقش مستقیم زنان در جنگ و انقلاب تأکید داشتند و هم به حضور زنان در پشت صحنه. یعنی می‌گفتند معنی در صحنه بودن پشت جبهه را رها کردن نیست، بلکه راه باریک و ظریفی در این میان وجود دارد که زن مسلمان ایرانی در عین حضور در صحنه و همکاری با مردان، پشت جبهه را رها نکرد. آن‌وقت در مورد برخی دیگر از علمای آن عصر مثل علامه طباطبایی می‌بینیم که معتقدند اگرچه زن و مرد از لحاظ انسانیت هیچ تفاوتی ندارند، اما در مواردی طبیعت خود زن اقتضا دارد که با مردان متفاوت باشد؛ زیرا در او روح احساس بر روح تعقل غالب است و تنظیم امر جامعه، نیازمند غلبه عقلانیت است.

-    تفاوت پارادایمی ‌آراء ایشان با آراء جریانات فمینیستی از یکسو و همین‌طور برخی جریان‌های اسلامی ‌دفاع از حقوق زنان چگونه است؟
تفاوت آراء ایشان با آراء فمینیستی یک تفاوت بنیادین است. به هر حال نظرات ایشان برگرفته از ادبیات دینی اسلام و نگاه اسلام به انسان و زن است و حقوق و تکالیف انسان از دیدگاه خالق از لحاظ هستی‌شناسی و انسان‌شناسی. نگاه ایشان به زن و نقش زن و حقوق زن و هویت زن، نگاه کاملاً دینی است؛ درحالی‌که نگاه فمینیست‌ها نگاه سکولار و غیردینی و مبتنی بر حقوق بشر است و این تفاوت بنیادین، تفاوت در انشعابات را هم به‌وجود می‌آورد که نقش اجتماعی زن هم از آن دست است.

در مورد جریان‌های اسلامی‌ هم ما چه در جامعه خودمان چه در سایر جوامع اسلامی مثل مصر و مراکش، جاهایی که در حوزه نظری در مورد زنان قوی‌ترند، می‌بینیم که جریان‌های اسلامی ‌هم بعضاً یا اکثریت آن‌ها برگرفته از نظرات فمینیستی نسبت به زن است. خیلی از آن‌ها خواستند پیوندی بین نظرات فمینیستی و اسلام ایجاد کنند و از آن ملغمه نظری بیرون دهند که آن‌قدر که رنگ و بوی نظرات سکولار و فمینیستی دارد، کمتر شباهت به ادبیات دینی اسلامی‌ پیدا می‌کند، ولی به هر حال با جریان‌هایی روبه‌رو هستیم که خود را جریان‌های اسلامی ‌معرفی می‌کنند و می‌توان با نگاه نقد به آن‌ها پرداخت و به سمت بهینه‌شدن و اصلاح آن‌ها و کاربردی‌شدن‌شان حرکت کرد.

-    ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

منتشرشده در شماره سوم ویژه‌نامه زنان صبح روزنامه صبح نو


نظرات()   
   

خبرگزاری مهر در بخش طنز مهرآباد نوشت:

آدم این روزها خیلی باید مراقب خودش باشد. در طی ده روز گذشته محمدعلی کلی، حبیب، استاد حمید سبزواری، کارخانه ارج و در نهایت یاهو مسنجر دسکتاپ از جمع ما پرکشیدند. هر چند پرکشیدن ارج تکذیب شد اما تکذیبش هم تکذیب شد و ما منتظریم که شاید تکذیب تکذیبش تکذیب شود که البته باز ممکن است آن هم تکذیب شود. اما چیزی که فعلا تکذیب نشده درگذشت مرحوم مغفور یاهو مسنجر دسکتاپ است. همان علامت تعجب بنفش دوست داشتنی با آن اسمایلی زرد که نیشش تا بناگوشش باز بود. تقریبا همه مردم دنیا با یاهو مسنجر خاطره دارند. خاطرات شما می تواند حالات گوناگونی داشته باشد:

۱- اگر آن زمان ها پسری حدودا بیست الی سی ساله بوده اید وارد هر چت رومی که می شدید هیچ کس تحویلتان نمی گرفت و هر چقدر بامزه بازی در می آوردید کسی شما را به انگشت شصت پایش هم حساب نمی کرد. چت روم ها متشکل از ۲۱۴ پسر و ۳ دختر به نام های Sara_Joon، Asal_teh_۲۱ و **PARI**TANHA** بودند که آقایان با تمام قوا سعی در به دست آوردن دل آنها داشتند اما متاسفانه این تعداد جنس اناث توانایی پاسخگویی به جمعیت حاضر در چت روم را نداشت و در نود و نه درصد مواقع حالتی مشابه مورد زیر پیش می آمد.



البته اگر هم ستاره اقبالتان می درخشید و طرف جوابتان را می داد نهایتا چنین سرنوشتی گریبانگیرتان می شد:

YOU: Salam :)

**PARI**TANHA**: Salam. ASL?

YOU: ۲۳, m, Tehran

**PARI**TANHA**: kheili piri ke! Namiri yevaght bendazan gardane man!

یا در حالتی دیگر:

YOU: Salam :)

**PARI**TANHA**: Salam. ASL?

YOU: ۲۲, m, Tehran

**PARI**TANHA**: Kooochoooolooooo! Shir khoshketo khordi?

و در هر صورت شما محکوم به مکیدن سماق بودید.

۲- اگر آن زمان دختر بودید ( که احتمالا الان هم باید دختر باشید) سنتان هیچ اهمیتی نداشت. خودتان از ارزش افزوده ای که داشتید مطلع بودید و می دانستید که به محض ورودتان به چت روم سرتان دعوا می شود. شاید برایتان سوال پیش بیاید که من این را از کجا می دانم؟ بله من هم مثل هر پسر دیگری مورد گول شیطان واقع شده ام و یک بار با آی دی NAZI*۲۰۰۰ وارد چت روم شدم و ظرف سی و هفت صدم ثانیه شاهد این اتفاق بودم:

 

خب طبیعتا برای یک خانم محترم حق انتخاب بالایی وجود داشته است و شخص می توانسته از بین این همه آدم علاف و مشتاق کسی را انتخاب کند و چند ساعت مخش را کار بگیرد. چت کنندگان مونث برای کار گرفتن مخ آقایان در یاهو مسنجر با کلمه رمز ASL? وارد عمل می شدند. ASL یعنی چند سالته؟ جنسیتت چیه و محل زندگیت کجاست. در مرحله بعد با استفاده از سوالات زیرکانه به میزان ثروت اندوخته پدر شخص به تور افتاده پی برده می شد و در مرحله بعدی بسته به جواب سوال مرحله قبل یا پایه های شروع زندگی مشترک پی ریزی می شد و یا به بهانه ته گرفتن نیمرو چت پایان می یافت.

البته چت روم هایی نیز در یاهو مسنجر وجود داشتند که انتظار می رفت فضای متفاوتی داشته باشند. مثل :«دانشجویان مهندسی شیمی» یا «معرفی منابع کنکور سراسری» اما اگر فکر کرده اید که این چت روم ها اندک تفاوتی با همان هایی که ذکرخیرش بود داشته اند نه تنها سخت در اشتباهید بلکه از شما بعید است.

در هر حال یاهو مسنجر با تمام خاطرات خوب و بدش از بین ما رفت و خاطره ای شد که سینه به سینه به نسل های بعد انتقال پیدا خواهد کرد. روحش شاد و یادش گرامی.


نظرات()   
   



 خالکوبی فمینیستی ترانه علیدوستی
انتشار تصاویری از خالکوبی دست ترانه علیدوستی در نشست خبری شب  فیلم فروشنده. در حالی که برخی خبرگزاری‌ها با ادیت عکس علیدوستی خالکوبی روی دست او را محو کرده بودن انتشار برخی تصاویر از سوی عکاس‌های حاضر در مراسم شب گذشته نشان می‌داد که بازیگر فیلم فروشنده نشان گروه pro choice که جنبشی است برای قانونی کردن سقط جنین را روی دستش خالکوبی کرده بود. واکنش‌های مختلف به این تصویر موجب شد تا ترانه علیدوستی در حساب توئیترش به این مسئله واکنش دهد و ضمن به اشتراک گذاشتن پست یک سال پیشش درباره تعریف دقیق فمنیست بنویسد: Keep calm and YES I'm a feminist

             بسته سه شنبه

جعفر شجونی نیز در گفت و گو با آرمان با عنوان « ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند » بیان کرده است: در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن. ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.



نظرات()   
   




سری فیلم های مکس دیوانه از محبوب ترین آثار سینمای اکشن هالیود محسوب می شود. این سری از فیلم ها که در دهه هشتاد توسط جورج میلر ساخته شد و با بازی مل گیبسون بر روی پرده ها رفت، بعد از حدود دو دهه سری جدید مجددا توسط میلر ساخته و در سال 2015 بر روی پرده رفت. بجای مل گیبسون، تام هاردی جایگزین می شود و با بازی چالیز ترون در نقش فیوریوسا  نسخه جدیدی خلق می شود. نسخه ای با کیفیتی کاملا متفاوت از سری های قبلی که به مدد تکنولوژی جدید و تجربه جورج میلر به نسخه ای متفاوت بدل گشته است.

داستان مربوط به آینده است و زمانی که منابع زمین پایان یافته اند و زمین تبدیل به بیابانی برهوت گشته و ظاهرا اثری از تمدن باقی نمانده است. در زمانه ای که شاید در اثر پدیده گرمایش زمین و یا از طریق یک جنگ هسته ای محتمل، زمین نه یک خانه آرام که همچون ساکنین جدید آن خلق و خویی وحشی پیدا کرده و خشم خود را از طریق بیابان های وسیع و گردبادهای سهمگین به رخ می کشد. در این میان گروه هایی که محدود منابع باقی مانده را در اختیار گرفته اند حکمرانی می کنند و سایرین را به زیر سلطه خود کشانده اند. در میان تمامی این گروه ها، جو جاویدان با بازی هیو کیز-بیرن، آب را که در آن بیابان یک گوهر ارزشمند است و در شرایط فعلی ارزشمندترین منبع موجود به شمار می رود در اختیار خود گرفته و ظاهرا از بقیه قدرتمند تر است که ناگهان با قیام فیوریوسا و ملحق شدن تام هاردی، امپراتوری خود را در خطر میبیند.

این فیلم سینمایی حدودا 2 ساعته در بخش اکران بسیار موفق ظاهر می شود و 6 اسکار را فتح می کند. این فیلم همچنین در بخش فروش نزدیک به 400 میلیون دلار کسب می کند و در وب سایت imdb با امتیاز 8.1 در مجموع  178امین فیلم برتر تاریخ سینما لقب میگیرد.

گذشته از تکنیک های بالای فیلم سازی و کارگردانی قوی جورج میلر مسائلی در این فیلم سینمایی مطرح می شود که شاید نیاز است بطور کامل آنرا مورد بررسی قرار داد.

این فیلم مکس دیوانه: جاده خشم نام دارد ولی در حال حاظر بسیاری از NGO های مدافع حقوق مردان در جهان نام آنرا مکس دیوانه: جاده فمنیسم نام نهاده اند و همین مساله گویای این واقعیت است که فیلم با رهیافتی کاملا سیاسی بر روی پرده رفته است.

بحث ها و نشانه های فمنیستی در این فیلم بیداد می کنند. تقریبا به جز مکس و شخصیت ناکس با بازی نیکلاس هولت تمامی شخصیت های منفی فیلم را مردان تشکیل می دهند.ارتش زنان در مقام ارتش خیر و ارتش مردان را تماما افراد شرور شامل می شوند. زنان، شخصیت های نجات بخش و مردان موجوداتی هستند که به گفته یکی از شخصیت های زن فیلم فقط ارزش یک گلوله را دارند. مردان ویرانگر و زنان سازنده هستند.

 داستان فیلم با شورش فیوریوسا آغاز می شود. فیوریوسا که قرار است تانکر حاوی بنزین را به مقصد خود (شهر بنزین) برساند گروهی از زنان حکمران ستمگر جو جاویدان را بطور پنهانی سوار بر تانکر فراری می دهد. زنان با دو نوشته بر روی دیوار از پناهگاه خود می گریزند 1) ما شی نیستیم و 2) اینکه چه کسانی دنیا رو نابود کردند؟ (ظاهرا پاسخ فیلم مردان است) .

معمولا زنان شکایات زیادی میکنند در مورد اینکه چرا از قهرمانان زن در فیلم های سینمایی و بازی های کامپیوتری استفاده نمیشود. زنان با انتقاد قرار دادن فیلم هایی که شخصیت محوری آنان را مردان تشکیل می دهند همواره با نقد و حتی توهین چنین آثاری را جنس گرا قلمداد میکنند و به نظر می رسد جورج میلر سعی کرده است که انقادات در این زمینه را کم کند. به جرات می توان گفت هیچ شخصیت مونث منفی در این فیلم حضور ندارد و تمامی زنان سمبل زندگی، صلح و آزادی هستند. شخصیت اصلی فیلم یعنی فیوریوسا نماد زنی مقاوم است واگرچه توان عضلانی مکس را ندارد ولی فیلم سعی میکند نشان دهد که بسیار توانا و لایق است برای مثال در صحنه ای از فیلم مکس تلاش میکند دو تعقیب کننده از ارتش جو را متوقف کند و ظاهرا در دو شلیک خود ناموفق است. کار نا تمام مکس توسط فیوریوسا و با ذکاوت تمام انجام می شود چرا که برای نشانه روی بهتر از شانه مکس به عنوان پایه استفاده می کند و کار را تمام میکند. به عقیده بنده جورج میلر قصد دارد با این سکانس به مخاطب بفهماند که فیوریوسا باهوش تر و تواناتر از مکس است ، مکس خرد می شود و فیوریوسا قهرمان اصلی جاده خشم لقب میگیرد.

شخصیت قهرمان اصلی چارلیز ترون است و نه تام هاردی! با اینکه در این سری از فیلم ها انتظار می رود شخصیت مکس دیوانه (نام فیلم از آن گرفته شده) شخصیت محوری باشد ولی نقشش در حد یک نقش مکمل کمرنگ می شود. ناتوانی مکس و رهبری فیوریوسا گواه این مساله است که این فیلم اعتقاد دارد رهبری گروه خیر در اختیار یک زن باید باشد.

چیزی که بیش از بقیه موارد به چشم میخورد مربوط به ارتباط دادن زنان به صلح و مردان به جنگ است. این اعتقاد در بیشتر صحنه های فیلم و حتی در ظاهر بازیگران و شخصیت ها خود نمایی می کند. برای مثال در حالی که از زبان زنان فراری ذکر می شود که "چه کسی دنیا را ویران کرد"، همان زنان با لباس سفید ملبس شده اند که رنگی به نشانه صلح طلبی است و در انتها بذری که نمادی از آینده است توسط همان زنان از درگیری نهایی نجات پیدا میکند و در سیتادل (سرزمین موعود) به ثمر مینشیند. ارتش زنان فاتحانه به سیتادل بر میگردند و بازگشت آنان همراه با باز کردن جریان آب برای همه می شود. جریان آب یعنی زندگی و شاید اگر کمی تندروی کنیم این فیلم معتقد است کنترل یک جامعه صالح باید کاملا در اختیار زنان باشد و این ادعایی است که فمنیست ها دارند!!!




نظرات()   
   

همجنسگرایی در ورزش زنان

ما در این سایت بارها از همسان سازی زن و مرد در تمامی عرصه ها و عاقبت آن صحبت و انتقاد کردیم و نسبت به کسانی که خواستار امتیازات ویژه برای زنان بوده اند تا زن و مرد را همسان کنند توصیه کردیم که از این کار خود دست بکشند.
مشاهده رفتار های اجتماع و گزارش های منتشر شده که طبعا بسیاری از آنها شاید سری هم باشد، دقیقا تحلیل های ما را تایید می کند!

********************************
روزنامه «قانون» نوشته است: همواره در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم‌اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه‌سازی برای این تحریف بزرگ است.

مشکل روابط نامتعارف جنسی در ورزش ایران تابویی است که مدت‌ها کسی به آن نپرداخته است؛ اتفاق ناگواری که برخی معتقدند پرداختن به آن هم اخلاقی نیست.

در این گزارش قصد داریم به وجود این پدیده در فوتبال و فوتسال بانوان اشاره کنیم. هضم این اتفاق اگرچه مشکل است ولی مدارکی وجود دارد که آن را ثابت می‌کند. در این‌که این پدیده همه‌گیر نیست، شکی وجود ندارد. بانوان شریف و ورزشکار کشورمان با وجود تمام مشکلات و کمبود امکانات به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند. بارها در روزنامه قانون از آن‌ها گفت‌وگوهایی منتشر و تحسینشان کردیم. در این میان اما برخی هستند که با اقدامات خود می‌خواهند نام و کار ورزشکاران کشورمان را زیر سوال ببرند. مخاطب تمام این گزارش همین ورزشکارانند.

در این گزارش قصد نداریم افشاگری کنیم بلکه هدف ما این است که جامعه ورزش بانوان را از وجود برخی افراد بری کنیم تا خانواده‌های ایرانی با خیالی راحت‌تر فرزندانشان را به سمت ورزش بفرستند.

پرونده به کمیسیون اصل 90 رسیده!

وجود روابط نامتعارف در برخی ورزشکاران بانوی کشورمان مدتی است که شنیده می‌شود. اگر با این حوزه سر و کار داشته باشید کاملا در جریان آن قرار خواهید گرفت. ورزش بانوان به دلیل آنکه کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، این روزها درگیر یک معضل شده که نام آن «همجنسگرایی» است.

عبدالرحمن شاه‌حسینی که این روزها سرگرم بررسی گزارش کمیسیون اصل 90 در ارتباط با آلودگی‌ها در ورزش ایران است، در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «پرونده همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان این اواخر به دست ما رسیده و مفتوح است. این گزارش 80-70 صفحه است و به زودی بررسی می‌شود».

شاه‌حسینی که تمایلی به ارائه توضیح بیشتر در این‌باره نداشت، در ادامه گفت: «یکی از مراجع نظارتی گزارشی را در این‌باره به ما داده که همراه با تصاویری است، پرونده این گزارش مفتوح است و در کمیسیون اصل 90 مجلس بعدی بررسی خواهد شد؛ البته این گزارش خام است و نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد».

این صحبت‌ها باعث شد تا به سراغ موارد بیشتری در این موضوع برویم؛ بانوان تیم ملی فوتبال و فوتسال تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند و البته تعداد معدودی از آن‌ها اطلاعاتی در اختیارمان گذاشتند که بررسی آن‌ها جالب است. متأسفانه این بانوان اجازه ندادند نامشان را منتشر کنیم ولی نقل‌قول‌هایشان را می‌توانید در ادامه بخوانید. یکی از ملی‌پوشان فوتبال در همان ابتدای صحبت‌هایمان در این‌باره گفت: «وارد این ماجرا نشوید، این قصه سر دراز دارد».

او در ادامه ترجیح داد سکوت کند و درباره برخی از هم‌تیمی‌هایش صحبتی نکند. شاید بد نباشد اگر بدانید یکی از بانوان تیم ملی فوتسال هم که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی به وجود آورده، درگیر شایعاتی از همین جنس است؛ شایعاتی که البته قطعاً صحیح نیست.

برخی می‌گویند دلیل کنار گذاشتن او از تیم ملی و البته جنجال‌های فراوانی که به وجود آمد، همجنسگرایی‌اش با یکی دیگر از بانوان معروف تیم ملی فوتسال است. او در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «اگر این مسأله وجود داشت چرا در بازی‌های جهانی حضور داشتم؟ برای ذهن بیمار این دوستان باید تأسف خورد».

به هر ترتیب برخی از جمله شاه‌حسینی می‌گویند این اتفاق در فوتسال بانوان وجود دارد، یکی دیگر از بانوان تیم ملی فوتسال در این‌باره می‌گوید: «من نمی‌گویم همجنسگرایی در بین برخی ورزشکاران بانو وجود ندارد، بله وجود دارد ولی واقعاً همه‌چیز در حد شنیده‌هاست، من چیزی در این‌باره ندیده‌ام».

او در ادامه می‌گوید: «چند وقت پیش این ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخته بود و حتی کار به جایی رسید که در فدراسیون اخطارهایی به برخی بازیکنان دادند به عنوان مثال گفتند حق ندارید موهای سرتان را پسرانه بزنید یا به نوع پوششمان ایراد گرفتند».

این ملی‌پوش در پایان اظهار می‌کند: «به هر حال برخی ورزشکاران اقداماتی انجام می‌دهند که چون دور از رسانه‌ها هستند، دیده نمی‌شود. البته این را هم بگویم که موضوع همجنسگرایی یا دو جنسه بودن به صورت خیلی معدود دیده می‌شود ولی وجود دارد، به عنوان مثال برخی از بانوان ما دوست دارند عمل کنند و پسر شوند چون دوجنسه هستند ولی خانواده‌هایشان این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهند».

نگاه آخر

از بعد روانشناختی فرد همجنس‌گرا یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس‌باز معروف به‌خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی غرب هستند.

به هر ترتیب همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان اتفاق عجیبی است که خوشبختانه در حال پیگیری است. شاه‌حسینی و دستگاه قضا حالا درگیر ماجرای ناگواری شده‌اند. انتظارها این است که آن‌ها با قاطعیت به این ماجرا ورود کنند و ورزش ایران را از لوث وجود برخی آلودگی‌ها پاک کنند. کمیسیون اصل 90 باید ورای تصمیمات مصلحتی به دنبال جلوگیری از این اتفاق باشد تا مبادا دامن بانوان پاک ورزشکار ایران زمین آلوده به این اتفاقات شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]