کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - روزی دست خداست
سه شنبه 13 بهمن 1394  00:13
نوع مطلب: () توسط:

عمده افرادی که ادعا می کنند روزی دست خداست، کاملا به این موضوع تردید دارند و اتفاقا اغلب قلبا آن را رد می کنند. ذلیل این امر تفسیر مغرضانه از آیه ای از قرآن است که در آن گفته شده که خدا هر که را بخواهد روزی وسیع می دهد و هر که را بخواهد تنگ روزی می کند. می دانیم هیچ پدیده ای بدون اذن و خواسته خدا رخ نمی دهد حتی قتل، اما این به معنای تایید انجام آن عمل از سوی انسان توسط خداوند نیست. به عنوان مثال قاتلی، مقتولی را می کشد و بعد بگوید که عجل مقتول رسیده بود لذا من بی تقصیرم! لذا افراد را در تنگ روزی قرار دان به نحوی که ادامه زندگی برایشان غیر ممکن باشد هرگز مورد تایید خداوند نیست بلکه نتیجه طبیعی ظلم و جنون انسانهای یک سرزمین است.
تنگی روزی بسیار ی از افراد در جامعه خیلی اوقات باعث در معرض مرگ قرار دادن آنها می شود. می دانیم چند نفر بر اثر گرسنگی در ایران می میرند؟ مردن از  گرسنگی به معنای نرسیدن غذا به صورت مداوم نیست که منجر به مرگ فرد شود. بلکه بسیاری هر روز غذا می خورند اما غذایشان آن چنان ناکافی است که سوء تغذیه گرفته و بر اثر سوء تغذیه سیستم دفاعی بدنشان ضعیف می شود لذا مرتب مریض می شوند و بعد از یک یا دو سال جان خود را از دست می دهند. خوب مرگ این افراد که تعدادشان بسیار بسیار زیاد است(در ایران که جامعه اسلامی است!!!) چیزی جز قتل است؟ شرایط مرگ یک نفر را فراهم کردن مگر غیر از قتل است؟ آیا برای قتل حتما باید چاقویی در دست گرفت و بر مقتول زد؟ خیر شرایط زنده ماندن انسانی را سخت کردن به معنای تلاش برای مرگ وی است و این همان قتل و انگیزه قتل است که البته بسیار کثیف برای آن کلاه شرعی گذاشته می شود. چگونه در جوامع بی دینی مثل سوئد کسی از سوء تغذیه نمی میرد؟ آیا خدای سوئدی ها مقدر کرده که روزی همه آنها برسد؟
خداوند در قرآن فرموده که هیچ قومی سرنوشتش مگر به خواست خودش تغییر نخواهد کرد. پس انسانهای یک قوم این قابلیت را دارند که تغییر سرنوشت خود را از خدا بخواهند اما جالب است که در جامعه اسلامی ایران چطور و چگونه مردمش هنوز از خدا نخواستند که این همه مرگ فقرا و این همه در معرض مرگ قرار دادن فقرا توسط ثروتمندان وجود نداشته باشد؟ اگر بر فرض محال خدا بخواهد عده ای بر اثر ظلم بمیرند چرا انسانهای این سرزمین طلب تغییر سرنوشت خود را نکرند؟ چطور در برخی ممالک این تغییر صورت گرفته است اما وجدان مملکت اسلامی در خواب سنگین فرو رفته است؟
آیه ای در قرآن وجود دارد که در آن از زبان کافران این محتوی را  می گوید: اگر خدا می خواست روزی فقیران را بدهد خودش می داد، این اولین توجیه ظلم است. عدم کمک به دلیل این که توجیه  شود که خواست خداست که ما ثروتمندیم و اکثریت فقیرند. توجیه دیگر زحمت برای پولدار شدن است. عده ای می گویند حق کسی است که زحمت می کشد پولدار شود. اولا زحمت تنها برای منافع شخصی چه معنایی جز خودخواهی دارد؟ برای چه یک نفر باید هدفش از زحمت کشیدن مال اندوزی تنها برای خودش باشد؟ یقینا این فرد خواستار وجه تمایزی بین خود و دیگران است و این قطعا از این وجه تمایز قصد فخرفروشی دارد و گرنه چطور حضرت علی زحمت می کشید اما مال اندوزی نمی کرد. چرا در جامعه باید انگیزه کار به فخر فروشی ختم شود؟ چرا باید انگیزه کار به تافته جدا بافته بودن ختم شود. چرا انگیزه برای کار تنها باید سود شخصی باشد و چرا انگیزه کار باید ظلم به دیگران باشد. چرا یک نفر که به خیال خود زحمت می کشد باید این را بپذیرد که انگیزه من برای کار، پولدار شدن خودم است و با آنکه قطعا می داند که پولدار شدن یک نفر به فقیر شدن  چند نفر می انجامد زیرا ثروت زمین محدود است. امروز یک نفر می تواند کل کره زمین را بخرد مسلما نتیجه اش بی زمین ماندن همه انسانهای زمین است!!!(توجه شود که مال اندوزان در قرآن به عذاب بیم داده شده اند) اوج انگیزه و هدف بسیاری از افرادی که مال اندوزی را انگیزه کار می دانند همین است که کره زمین را بخری اما 7 میلیارد انسان دیگر چه؟ این چه انگیزه جنون واریست که تنها دیگر انسانها را از زندگی انسان حذف می کند؟ پذیرفتن تمام این ظلم ها در قالب دین باعث شده که صهیونیست ها بر جهان مسلط شوند زیرا ثروتشان نامحدود است و البته که زحمت کشیدند!! و چون زحمت کشیدند کل دنیا ارث پدرشان شده است!!!! همین امر سبب شده تا ثروتمندان به اصطلاح زحمتکش برای نیروی کار ارزان مردان را از بازار کار حذف نمایند.
جالب است بدانید که آنهایی که میزان پول را به زحمت افراد نسبت می دهند دچار یک تضاد آشکارند که اتفاقا همیشه افراد زحمتکش در جامعه فقیرند!!! کسی به خیال خود چند صباحی درس خوانده است چون چند سال زحمت کشیده دیگر نباید زحمت بکشد و درآمد بالا داشته باشد اما کارگری که مرتب زحمت می کشد معلوم نیست جواب زحماتش کجاست؟ متن به شدت متهم به کمونیستی بودن شد!!!! نه این متن گرایش کومونیستی ندارد. گرایش علی وار بودن دارد. زیرا کمونیسم به زباله دان رفت زیرا می خواست در سیستم مریض و در بین انسانهایی که انگیزه شان از کار چیزی جز فخرفروشی نیست، بهشت را ایجاد کند و البته به هر قیمتی و زور و دیکتاتوری. لذا به تضاد آشکار رسید و متلاشی شد.
وقتی هنوز بشر به این مرحله نرسیده است که انگیزه اش از زندگی و کسب و کار را بداند، حرف از برابری زدن بسیار خنده دار است. وقتی بشر به دنبال برابری است اما برابری را درمعیارها و ملاکهایی تعریف می کند که بسیار پوچ اند لذا این برابری به پوچی می رسد. برابری که همه را یک رنگ کند یعنی همه را مشترک کند چیزی جز شرک نیست. (شرک از اشتراک می آید و انسان به عنوان خلیفه خدا روی زمین باید از اشتراک دوری کند زیرا هر انسان نسبت به دیگر موجودات و دیگر انسان ها یکتا است  دلیلش جز خلیفه خدا بودن روی زمین نیست لذا اشتراک افراطی و تشابه معنایی ندارد .) زندگی در سیستم مدرن با برابر بودن انسانها در تضاد آشکار است لذا در این سیستم نمی توان به برابری واقعی رسید لذا کشورهای کمونیستی که سعی در برابری در جامعه مدرن داشتند به شدت شکست خوردند زیرا اساس جامعه مدرن و انگیزه ادامه آن چیزی جز نابرابری نیست.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 31 تا 30
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو